ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱٬۴۰۱ تا ۳۱٬۴۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۳۱۴۰۱.

تحلیل کارکردهای قید در اشعار دقیقی و فردوسی توسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۳ تعداد دانلود : ۶۱۹
یکی از شاخصه های مهم در بررسی میزان ادبیّت متون، واژهگزینی در محور جانشینی و ترکیب واژه ها در محور هم نشینی است. آن چه این گزینش و ترکیب را به ارزش هنری تبدیل میکند، کاربرد هنرمندانه آنها متناسب با بافت متن است. اگرچه شاید استخراج و تحلیل همه عناصر و تمایزات ادبی متون دشوار باشد، اما می توان بسیاری از آنها را برشمرد و تبیین نمود. از این رهگذر، قیدهای زمان، حالت و تشبیه و کارکردهای آنها بهعنوان یکی از عناصر متون حماسی در گشتاسپنامه دقیقی و بخش پادشاهی گشتاسپ در شاه نامه مقایسه و با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شد. یافتههای تحقیق نشان می دهد که فردوسی بیش از دقیقی در برجستهسازی ارزشهای ادبی قید به خصوص آمیزش قیدها با صور خیال اهتمام ورزیده و از این رو، اهتمام فردوسی و کمتوجهی دقیقی به آمیزش قیدها با صور خیال، تفاوت عمده دو شاعر در کاربرد قید است. از همین رهگذر، قید زمان در شاه نامه بیش از گشتاسپ نامه با صور خیال و فضاسازی مرتبط است و به سبب ارزش سبکیاش، میتوان آن را «قید تصویری» نامید که علاوه بر ارزش ادبی، ارزش فکری نیز دارد. واژهها در ساختمان قید زمان در گشتاسپ نامه به اندازه شاه نامه، رنگ و لحن حماسی ندارند. قید حالت در شاه نامه یکی از شگردهای توصیف رفتار، حالات روحی و حرکات رزمی قهرمانان، خلق ایجاز و موسیقی است. یکی از تمایزات قید تشبیه در شاه نامه، «به گزین» کردنِ قیدها، به خصوص ادات تشبیه است. مشبه بهها و ادات تشبیه در شاه نامه نسبت به گشتاسپ نامه، لحن و رنگ حماسی بیشتری دارند و تنوّع آنها در شاه نامه دال بر قدرت تخیّل و تعالی فکر فردوسی است.
۳۱۴۱۰.

أثر فریدالدین العطار النیسابوری فی شعر عبدالوهاب البیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۲ تعداد دانلود : ۷۹۰
للرمز والقناع حضور مکثف فی شعر عبد الوهاب البیاتی إلا أنّ معظم رموزه تدخل فی نطاق الرموز الصوفیة ما یدلّ علی استمداد البیاتی من رموز کبار المتصوّفة من أمثال فرید الدین العطّار وغیرهم کثیرون. یبدو من آثار البیاتی أنّه تأثّر بآراء الأدباء الفرس خاصّة الأدیب الصوفی الشهیر العطّار. ربّما من الأسباب التی ساعدت علی تأثّر البیاتی من العطّار تشابه الظروف المعیشیة التی عاناها الشاعران. فکلاهما عاش أوضاع سیاسیة واجتماعیة قاسیة. لو تقصّینا أشعار البیاتی لوجدنا أنّه اهتمّ بآثار العطار اهتماماً بالغاً فأخذ المزید من أفکاره الصوفیة فی أشعاره إلا أنّ تأثر البیاتی بالعطار لم یمنع البیاتی من النزوع إلی الحداثة والعصرنة فیمکن القول إنّ البیاتی جمع النزعة الصوفیة مع الاتّجاه الصوفی المتأثّر بالعطار. ترمی هذه الدراسة إلی المقارنة بین أشعار البیاتی والعطار والترکیز علی أنّ البیاتی استقی من مصدر عرفان العطار العذب حتی الارتواء بالاعتماد علی المنهج الصوفی التحلیلی والذی ینتمی إلی المدرسة الفرنسیة وقد بنیت النتائج أنّ البیاتی استلهم کثیراً من الأفکار الصوفیة لدی العطار الذی یظلّ مناراً مضیئاً لسالکی درب العرفان. ولذلک یوجد المزید من المضامین المشترکة بینهما والوجه الممیّز بین الشاعرین یتمثّل فی انتهاجهما لمسارین مختلفین فی توظیف النزعة العرفانیة عالجناه فی المقال هذا.
۳۱۴۱۳.

نقش ترجمه در پذیرش اشعار مولوی با ترجمه کُلمِن بارکس در امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۲ تعداد دانلود : ۶۰۲
امرسون نخستین شاعر امریکایی بود که مولوی را به جامعه امریکا معرفی کرد. پس از امرسون، دیگر شاعران مکتب تعالی گرایی، ازجمله تورو، لانگفلو و ویتمن، به شعر صوفیان پارسی خاصه شعر مولوی روی آوردند. در قرن بیستم، مترجمان و شاعرانی نظیر دیوید مارتین، رابرت دانکن، مروین و رابرت بلای کوشیدند شعر مولوی را به جامعه امریکا بشناسانند. پس از آنان، در اوایل دهه 1980م، بارکس به کمک جواد معین و براساس ترجمه های آربری و نیکلسون، بخش هایی از اشعار عارفانه مثنوی ، دیوان شمس و رباعیات مولوی را به فارسی ترجمه کرد. با انتشار ترجمه های بارکس در دهه 1980م، شعر مولوی در امریکا به شهرتی چشمگیر رسید. در جستار حاضر، کوشش شده است بر اساس پژوهش های بینارشته ای، یعنی مبانی نظری ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه، پذیرش اشعار مولوی با ترجمه بارکس در امریکا بررسی شود. دلایل اقبال عام به شعر مولوی در امریکا را می توان به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم کرد. دلایل داخلی به متن مبدأ و نویسنده آن و دلایل خارجی به متن مقصد، مترجم و روح زمانه بازمی گردد. سه مورد مهم و اثرگذار در پذیرش ترجمه این اشعار عبارت اند از: 1. مضامین جهان شمول و متعالی؛ 2. ایماژهای نامتعارف و نامأنوس؛ 3. شعر، موسیقی و سماع. توجه و اقبال به شاعر یا نویسنده ای در فرهنگ و زبان دیگر نه در خلأ، بلکه به واسطه عوامل متعددی اعم از ادبی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی اتفاق می افتد.
۳۱۴۱۴.

تاملی بر لقب «حکیم» در شعر فارسی (با تکیه بر شاعران مداح و هجو سرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۲ تعداد دانلود : ۶۲۰
واژه حکمت در متون فلسفی و ادبی معانی مختلفی دارد و لقب حکیم نیز در ادبیات، به افراد مختلف حتی به شاعران مدّاح و هجوسرا اختصاص یافته است در حالی که این لقب در ظاهر با فضای شعریِ این شاعران تناسب ندارد. در پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر داده های تاریخی، فلسفی و کلامی تلاش شده است تا علل انتساب لقب حکیم به شاعران ادب فارسی واکاوی شود، در همین معنی، مشاهده می شود که دوره تاریخی، سبک شعری، مناسبات درباری و میزان دانش و محتوای اشعار شاعران در انتساب لقب حکیم به آن ها حائز اهمیت بوده است. در مقاله حاضر ارتباط لقبِ حکیم با پند و اندرزسرایی، وقوف شاعر بر علوم متداول روزگار خود، اعتقاد عوام درباره تبحر در شاعری و همچنین علت حکیم نامیدنِ شاعرانِ مداح و هجوسرا که متاثر از مباحث فلسفی و کلامی است، تحلیل شده است. در واقع، حکیم نامیده شدنِ شاعران مداح و هجوسرا با مبحث هجو و مدح در فلسفه ارتباط دارد. هجو و مدح در فلسفه، ذیل منافرات که شاخه ای از سیاست مُدُن (حکمت عملی) است قرار می گیرد، اما در ادبیات وارد دنیای شعر شده است. در علم کلام نیز مبحث حکیمان مدّاح و هجوسرا بر پایه اعتقادات مربوط به اباحه و حرمت شعر، تفسیر آیه «اولی الامر» و انتساب حدیث «ان من الشعر لحکمه» به پیامبر شکل گرفته که باعث شده هجو و مدح نوعی حکمت تلقّی شود و شاعران مداح و هجوسرا حکیم نامیده شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان