شبلى از عرفاى ایرانى الاصل و مشهور قرن سوم هجرى الست که حیات دوگانه اى داشته است. او نیز چون بعضى از بزرگان ایرانى مانند ناصر خسرو و سنایى درآغازکار از دولتیان عهد خود بود ولى به جهت تأثیر تعلیمات صوفیان از طریق پیشین خود قطع تعلق نمود. شبلى در سال 247 هجرى در سامرا بدنیا آمد و در 334 در بغداد فوت نمود. او تحصیلات مدرسه اى داشت و به قولى موطاى مالک را از بر نموده بود. پس از تغییر حال در محضر خیر نساج توبه کرد و شاگردى جنید بغدادى را در پیش گرفت. شبلى با حلاج قرابت فکرى داشت. از این رو بزرگترین مبلغ اندیشه هاى حلاج پس از مرگ اوست. شبلى براى دست یابى به هدت خود و نیز مصون ماندن از آسیب طرفداران خلیفه و طاعنان طریق تصؤف، هر ازگاهى خود را دیوانه مى ساخت. از این عارف شوریده اقوال و اشعار پراکند ه اى درکتب تذکره برجاست.
رشیدالدین فضل اله، مورخ ایرانی قرن هفتم هجری، در اوایل قرن نوزدهم، با تحقیقات مبسوط و چاپ و ترجمه های آثارش به همت اتین مارک کاترمر و، در قرن بیستم، با تحقیقات ایران شناسانی که درصدد بر آمدند تا کارهای ناتمام این ایران شناس بزرگ فرانسوی را به اتمام برسانند شناسانده شد. در طی همین قرن، در ایران نیز اقدامات جالب توجهی در تصحیح و نشر آثار رشیدالدین انجام گرفت که مهم ترین آنها چاپ و نشر بخش هایی از جامع التواریخ اوست به کوشش مصحح سخت کوش محمد روشن و یار کار آشنای او، مصطفی موسوی ...
به منظور تحقق اهداف پژوهشی در پژوهش های عرفانی، ضروری است روشی مضبوط، علمی و منطبق بر ماهیت آن زمینه درنظر گرفته شود. یکی از موضوعات اساسی در پژوهش های عرفانی، شناخت سنت و مشرب عرفانی هر عارف است. درواقع، به نظر می رسد نخستین و ضروری ترین گام در پژوهش های عرفانی، تبیین سنت و مشرب عارفان است. در این مقاله، به اقتضای ماهیت عرفان اسلامی، روشی برای تبیین سنت و مشرب عرفانی به دست آمده است. در این روش، برای سنت عرفانی چهار رکن (هدف و غایت، روش، موضوعات و مفاهیم و نظام تربیتی) و برای مشرب عرفانی نیز سه محور (سیر و سلوک، موضوعات و مفاهیم، و نظام تربیتی) مشخص شده است که براساس آن ها می توان سنت و مشرب عرفانی عارف را تبیین کرد. همچنین در این مقاله، عزیز بن محمد نسفی به عنوان مطالعه موردی درنظر گرفته شده است. وی کوشیده است راهی بین دو سنت عرفانی برگزیند. براین اساس، در اصول و مبانی پایبند سنت دوم، و در فروع دنباله رو سنت اول عرفانی است. مشرب عرفانی وی نیز برآمده از مشرب عرفانی استادش سعدالدین حمویه است که البته با ابتکارات وی در زمینه های سیر و سلوک و هستی شناسی همراه شده است.
این مقاله به بررسی ""زبان و مکانیسم های آن"" در یکی از کمدی های معروف بومارشه ازدواج فیگارو می پردازد. نمایش نامه ای که قبل از هرچیز، با یکی از ابزار گفتاری که همان تک گویی مشهور قهرمان داستان، فیگارو، میباشد، اثری انقلابی لقب گرفته است. خواهیم دید که طنز کلامی در این اثر، از خلالِ بازی با کلمات، کنایه ها، تلمیحات و تراکمِ واژگان صورت میگیرد و طنز فراکلامی به ویژه در نواگفتارها و در طنز حرکات پدیدار میشود. علی رغم اینکه جنبه ی طنز بودن گفتار در این اثر، بر جنبه ی تراژیک آن مستولی است اما همین جنبه ی کم پیدای تراژیک که در عبارات جسورانه ی شخصیتهای داستان نمایان میشود قادر است به اندازه ی جنبه ی طنز آن و یا حتی بیشتر، در وجود مخاطبِ صحنه های طنز تاثیر بگذارد. شادابی و تحرک زبان نیز از ویژگی های بارز این اثر است که اساسا در سایر آثارِ مجموعه ی سه گانه ی بومارشه نیز به چشم میخورد و در این مقاله بخشی را به مطالعه ی این پویایی کلامی در اثرِ مذکور، اختصاص داده ایم.
نقطة آغاز تحولات ادبی در افغانستان معاصر ، جنبش مشروطه خواهی است. شعر مشروطیت، به عنوان نخستین جریان شعر معاصر، دگرگونی عمیقی در مضمون و زبان شعر افغانستان به وجود آورد که می توانست زمینه ساز تحولات بیشتر و ظهور جریان های دیگر در شعر افغانستان باشد؛ اما شکست جنبش و بازگشت استبداد مانع از تحقق این امر گردید. پس از مشروطیت در افغانستان جریان شعر رمانتیک شکل گرفت و در سالهای پایانی حکومت آل یحیی جریان شعر مقاومت با دو شعبة شعر مقاومت سوسیالیستی و شعر مقاومت اسلامی پدید آمد. این مقاله کوشیده است ضمن واکاوی عوامل سیاسی- اجتماعی مؤثر در تحولات شعر معاصر افغانستان، جریان های شعر افغانستان را از آغاز جنبش مشروطه خواهی تا سقوط سلطنت ظاهرشاه، با روش توصیفی- تحلیلی بررسی نماید. یافته های پژوهش، نشان می دهد؛ بعد از شکست جنبش مشروطیت در افغانستان، شاعران در پیلة فردیت خود فرورفته، به مضامین تغزّلی پیش از مشروطه رجعت کردند و تنها جریان شعری فراگیر تا دهة پنجاه در این کشور، رمانتیسمی برخاسته از بی عملی دوران استبداد است که از نظر صورت و سیرت به شدت تحت تأثیر اشعار شاعران رمانتیک در ایران قرار دارد. جریان های شعری دیگر؛ نظیر رئالیسم سوسیالیستی، شعر مقاومت اسلامی و شعر آوانگارد از اواخر دهة چهل و اوایل دهة پنجاه به تدریج در افغانستان شکل گرفته است.