ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۱۴۱ تا ۱۶٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۶۱۴۱.

بررسی تطبیقی اصول روایت در تاریخ بیهقی و تاریخ بلعمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق شاعران و نویسندگان فارسی زبان بر یکدیگر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی عناصر داستان
تعداد بازدید : ۲۲۴۳ تعداد دانلود : ۱۳۵۹
تاریخ بلعمی (از تاریخ های عمومی عالم) و تاریخ بیهقی (از تاریخ های خصوصی دورة غزنویان) از شاه کارهای تاریخی و ادبی ایران زمین به شمار می روند. به رغم پژوهش های فراوانی که درباره آن ها انجام شده، از دید تطبیقی و از ابعاد مختلف تاریخی و ادبی، نظیر سبک و اسلوب تاریخ پردازی، اصول روایت، و زبان، تا کنون کم تر بدان ها توجه شده است. این دو اثر، که از برجسته ترین نمایندگان دورة نخستین تاریخ نگاری و از آثار مهم سبک نثر مرسل و بینابین ادبیات منثور ایران اند، به سبب برخی تجانس های انکار ناپذیر، از جمله کاربرد آگاهانه یا ناآگاهانه اصول روایت و داستان پردازی، ظرفیت مطالعه تطبیقی را دارند. پژوهش حاضر بر آن است تا با مطالعه و بررسی ویژگی های روایی و داستانی تاریخ بلعمی و تاریخ بیهقی از جمله زاویه دید، شخصیت پردازی، صحنه پردازی، لحن، و فضا، برخی شباهت ها و تفاوت های این دو شاه کار را از این حیث به دست دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تنوع زاویه دید در تاریخ بیهقی بیش از تاریخ بلعمی است. در تاریخ بیهقی به شخصیت ها بیش از کنش ها و حوادث پرداخته شده و این اثرْ تاریخی شخصیت محور به شمار می آید، اما تاریخ بلعمی بیش تر تاریخِ کنش محور است. بیهقی در صحنه پردازی موفق تر از بلعمی است. هم چنین، عناصر لحن، فضا، و رنگ در تاریخ بیهقی پرداخته تر و ماهرانه تر از تاریخ بلعمی است و مجموعه این عوامل باعث جذابیت بیش تر آن شده است.
۱۶۱۴۲.

شگردهای باورپذیری در داستان های مارکز

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۹ تعداد دانلود : ۷۲۴
شگرد باورپذیری اولین شرط روایت در ادبیات داستانی است. از آنجا که رئالیسم جادویی یک شیوه روایی برای نقل حوادث جادویی، خارق العاده، فراواقعی، غلوآمیز و شگفت است، طبیعی است که برترین شگرد برای آن، باورپذیری یا منطق روایت باشد. آنچه این جریان ادبی را به صورت یک شیوه روایی مستقل درآورده، از جمله، نگرشی متفاوت به عنصر «زاویه دید» و تبدیل آن به «تکنیک باورپذیری» بوده است. باوراندن ماوراء طبیعت، برترین کارکرد رئالیسم جادویی است که باید مورد توجه مروّجان مفاهیم پیچیده ای چون فلسفه، عرفان و الهیات در ادبیات داستانی قرار گیرد. رسیدن به این هدف ممکن نیست جز با مطالعه آثارِ بزرگانِ این شیوه روایی با تکیه بر شناخت هوشمندی های ایشان در نحوه هم نشانی واقعیت و فراواقعیت و دستیابی به یک واقع گرایی (رئالیسمِ) بومی. در این نوشتار با بهره گیری از شیوه تحلیلی – استنباطی نمونه هایی از به کارگیری شگرد باورپذیری به خصوص در آثار برترین نویسنده رئالیسم جادویی یعنی گابریل گارسیا مارکز بازشناسی شده است. استخراج مواردی از مهارت های باورپذیری نزد مارکز همراه با تبیین و تشریح نحوه به کارگیری آنها به صورت کاربردی مهم ترین دستاورد این پژوهش است.
۱۶۱۴۳.

بررسی تطبیقی داستان های هزارویک شب با داستان هفت پیکر نظامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۳ تعداد دانلود : ۵۴۶
هزارو یک شب، معروفترین مجموعه داستانی است که عناصر فرهنگی ملّت های گوناگون مشرق زمین را در دل خود جای داده است. در این مجموعه داستان، نشانه هایی از افسانه های هندی، ایرانی، عربی و ... دیده می شود، اما با اطمینان نسبی می توان اظهار کرد که نخستین پایه هزارو یک شب، همان کتاب ایرانی هزارافسان بوده که پس از ترجمه به زبان پهلوی به قصّه های ایرانی افزوده گردید. هفت پیکر یا بهرام نامه، چهارمین منظومه نظامی از نظر ترتیب زمانی و یکی از دو شاهکار او در کنار خسرو و شیرین از لحاظ کیفیّت است. از آن جا که داستان های این دو کتاب از نظر شخصیت پردازی و فضای داستان، توصیفات، محیط و ... تطابق و شباهت هایی دارند، این پژوهش سعی دارد به همانندی های داستان های هزارویک شب با هفت پیکر بپردازد.
۱۶۱۴۴.

کاربرد واژگان در رمان شازده احتجاب از منظر زبان و جنسیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۷ تعداد دانلود : ۵۸۱
یکی از مباحث اساسی در نقد اصالت زن(فمنیسم) و زبان شناسی تفاوت زبان زن و مرد است که در تمام جنبه های زبان قابل مشاهده است. در گذشته بهترین گفتار را آن می دانستند که بیانش مردانه باشد، اما در داستان پردازی معاصر به جنسیت توجهی ویژه می شود. زبان شناسی جنسیت ابعاد مختلفی دارد که آواها، تکواژها، واژه ها، نظام صرفی و نحوی و گفتمانی زبان را شامل می شود. کاربرد این نمودها در زبان زنان و مردان متفاوت است. لذا در مقاله حاضر کوشش شده تفاوت های واژگان به کار رفته در زبان زنان و مردان رمان شازده احتجاب شامل متغیرهایی چون رنگواژه ها، دشواژه ها (رکیک و غیررکیک)، سوگندواژه ها، تشدیدکنند ه ها، تعدیل کننده ها، صفات و واژه های عاطفی، واژه های جنسیتی(صریح و ضمنی) و دایره ی واژگان در مکالمات شخصیت های رمان با توجه به موازین علمی زبان شناسی و گاه روان شناسی نقد و بررسی شود. هوشنگ گلشیری اگر چه در مواردی زبانی متناسب با جنسیت قهرمانان خود خلق کرده، لیکن به دلیل عدم توجه به یافته های علمی زبان شناسان اجتماعی مخصوصاً زبان و جنسیت، در مواردی هم موفق به خلق زبانی متناسب با جنسیت قهرمانان خود نشده است.
۱۶۱۴۵.

انتقاد اجتماعی در دیوان ناصرخسرو قبادیانی« اشخاص و طبقات اجتماعی»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۷۱
به نام « خداوندی که در وحدت قدیم ست از همه اشیا »  (ناصر خسرو، دیوان ، 1/1 )         « ناصرخسرو قبادیانی » یکی از چهره های درخشان ادبی و علمی قرن پنجم ایران است که خلاف رسم زمانه اش عوض مدیحه سرایی سلاطین و امرا وخوشباشی وکامجویی، اشعار و افکارش را با تمسّک به آیات قرآن، احادیث، راه و روش ائمّه به ویژه حضرت علی( ع )وخلفای فاطمی درگرو تمجید وتجلیل از حق،کسب فضیلت، دانش، ستیزه و انتقاد علیه مفاسد و زشت کاری های اجتماعی زمانه، زهد مثبت و ستیهنده قرار می دهد. او خواستار جامعه ای است پاک و منزّه یا به تعبیری « آرمان شهری »که دور از مفاسد اجتماعی  باشد و معتقد است که چنین جامعه ای جز زیر سیطره ی « دین حق » تحت لوای مذهب اسماعیلی به وجود نمی آید، غ زل و م دیحه ی س لاطین را گزافه می شمارد و از ش اعرانی که از عشق و می و مطرب سخن می گویند، بیزاری می جوید.        بر همین اساس توجّه این مقاله به « انتقاد ناصرخسرو به اشخاص و طبقات اجتماعی در دیوان اشعارش » از مخالفان چه خواص و چه عوام معطوف شده است.       او اشخاص و طبقات حاکم زمانه اش از جمله:« ناصبیان، فقها، علما، واعظان و خطیبان، خلفا، امیران خراسان، حاکمان و ستمکاران، سلاطین و شاهان، چاکران و وابستگان قدرت، شعر فروشان و اهل غزل، فریفتگان دنیا و زمان، اهل هوا و هوس، افراد جاهل وعوام، طمع کاران و اهل آز، ریا کاران و چاپلوسان،خراسان و خراسانیان» را مورد انتقاد قرارداده است .
۱۶۱۴۷.

دگرگونی های دستوریِ فارسی معاصر در آینه مطبوعات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۹ تعداد دانلود : ۹۴۹
زبان به عنوان نهادی اجتماعی که مهم ترین نقش آن ایجاد ارتباط است،به منظور برآوردنِ نیازهای ارتباطیِ سخن گویانِ خود متحول می شود. با توجه به ویژگی های خاصِ مطبوعات ورزشی، نوآوری های زبانیِ بیشتری در این نوع مطبوعات رخ می دهد. در این تحقیق سعی شده است،ضمن جمع آوری و دسته بندیِ نوآوری های دستوری در متون مطبوعات ورزشی فارسی معاصر (فارسی نوشتاریِ گونه مطبوعاتی)، این نوآوری ها،در چارچوب اصول مربوط به دگرگونی دستوری،مورد بررسی و تحلیل قرارگیرند. این مطالعه، تحقیقی داده بنیاد است که در آن متون مورد نظر بررسی و جمله هایی که حاوی نوعی دگرگونی دستوری بوده اند، استخراج شده اند. ساخت هایی به عنوان نمونه تغییر گردآوری شده اند، که در جامعه آماری به صورت متعدد ظاهر شده اند، و ساخت هایی، که بسامد معدودی داشته اند، نادیده گرفته شده اند. یافته های این تحقیق نشان می دهدکه مطبوعات ورزشی، به علت اینکه کمتر در قید زبان معیارند،دگرگونی های دستوری را آسان تر درخود بازتاب می دهند و این گونه تغییر زبان به طور وسیعی در این نوع مطبوعات روی می دهد.مهم ترین نتیجه این پژوهش این است که دگرگونی های موجود در مطبوعات ورزشیِ فارسی معاصر را نمی توان صرفاً محصول عدم پایبندیِ نویسندگان به قواعد دستوریِ زبان و عدول از هنجارهای زبان دانست، بلکه این نوآوری ها نشان از تغییراتی دارد که در دستور زبان در حال رخ دادن است، اما با توجه به ویژگی های خاصِ زبان مطبوعات،در این گونه متون مجال ظهور بیشتری پیدا می کنند.
۱۶۱۴۸.

عروس مهاجر تثبیت هویت فرهنگی «خود» در سرزمین میزبان از طریق فرایند دیگری سازی در منظومه خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد پسااستعماری
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد نشانه شناختی
تعداد بازدید : ۱۵۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۳۵
در این مقاله، داستان خسرو و شیرین نظامی با استفاده از فرضیه های مطالعات پسااستعماری و نشانه شناسیِ فرهنگی ارزیابی می شود. حضور شیرین در جایگاه یک مهاجر زن در سرزمین مدائن و خواستة دوگانة فرهنگ میزبان از او برای همانند ی با این فرهنگ، رعایت تفاوت با آن از یک سو، و تعصب و تأکید شیرین برای حفظ و اجرای رمزگان های فرهنگی سرزمین «خود» از سوی دیگر، وضعیت شیرین را دچار چالش های فراوان کرده بود. در این مقاله سازوکار فرهنگ مرکز در سرزمین میزبان، برای به حاشیه راندن شیرین، و فرایند «دیگری سازی» به مثابه راهکار مقاومتی شیرین برای حفظ هویت فرهنگی «خود» در سرزمین میزبان بررسی می شود و نقش جنسیت در موفقیت این فرایند نشان داده می شود. پژوهش در پایان به این نتیجه می رسد که فرهنگ مرکز در سرزمین میزبان تلاش می کند شیرین را در جایگاه یک «دیگری» خطرناک، که قصد بر هم زدن نظم تثبیت شده فرهنگ غالب را دارد، به حاشیه براند. بنابراین، وضعیت شیرین در سرزمین میزبان، زمینه را برای شکل گیری فرایند دیگری سازی از سوی او در ارتباط با افراد سرزمین میزبان، به مثابه اقدامی مقاومتی و ضد هژمونیک، برای تثبیت هویت فرهنگی «خود» فراهم کرد. دیگری های شیرین در این منظومه در دو دسته بزرگِ «دیگری های دور» و «دیگری های نزدیک» قرار می گیرند. جالب این که «دیگری های جنسیتی» شیرین در سرزمین میزبان، یعنی مردان، در زیر مجموعه «دیگری های نزدیک»، و «خودی های جنسیتی» او، یعنی زنان، در زیرمجموعه «دیگری های دور» جای می گیرند و شیرین در برابر دو گروه راهکارهای متفاوتی در پیش می گیرد. منظومه خسرو و شیرین با این خوانش می تواند منعکس کنندهء صدای به حاشیه رانده شده ای باشد که در مقابل صدا و فرهنگ غالب کشور میزبان به دنبال خود می گردد؛ صدایی که در کشمکش عشق و هویت، با سربلندی، هویت فرهنگی خود را از زیرِ دست و پای فرهنگ مرکز بیرون می کشد و به آن اعتلا و شکوه می بخشد.
۱۶۱۴۹.

تحلیل انتقادی گفتمان صوفیانه در گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴۲ تعداد دانلود : ۱۱۶۹
در این پژوهش تلاش شده است، با به کارگیری برخی از ابزارهای رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان، شخصیت هایِ مطرح جامعة صوفیانة قرن هفتم در گلستان سعدی بازنموده شود. این امر جز با در نظر داشتن زمینه های اجتماعی تاریخی روزگارِ خلق اثر میسّر نمی شود. از این رو، به اجمال رویکردهای جامعه شناختی و تاریخی نیز به یاری این پژوهش آمد تا، با در نظر داشتن ابعاد زبان شناختی، جامعه شناختی، و تاریخی، تفسیری علمی از متن مورد نظر ارائه و چگونگی دیدگاه سعدی به این جامعه مشخص شود. هم چنین، با آشکار کردن زوایای پنهان متن و با ارجاع به جامعة آن روزگار، ایدئولوژی های جاگرفته در بطن آن و سازوکار طبیعی شدگی آن ها روشن شود. بدین منظور، از نظریه های مایکل هلیدی برای تحلیل متن و از نظریه های نورمن فرکلاف برای تبیین ابعاد اجتماعی و چگونگی پیوند آن با متن استفاده شد. از میان ابزارهای پیشنهادی برای تحلیل متن، فرانقش اندیشگانی، با تمرکز بر فرایندها و نام گذاری ها، انتخاب شد. هم چنین، با تکیه بر آرای فرکلاف، متن مورد نظر در سه سطح توصیف، تفسیر، و تبیین بررسی و، از این ره گذر، پیوند میان متن و جامعه بازنمایی شد. با تبیین نقش و جای گاه مشارکان این گفتمان، سرانجام، بدین نتیجه دست یافتیم که به ترتیب «شیوخ و پیران» ، «صاحب دل» ، «پارسا»، و «صالح» از درجات ارزشی بسیار والایی برخوردارند و «عابد» و «زاهد» منفی ترین و ضعیف ترین انواع شخصیت ها در گفتمان معنوی گلستان اند. «درویش»، که بیش ترین فرایند بدو اختصاص دارد، فردی است با انواع قابلیت ها و لزوماً فردی منفی یا مثبت نیست.
۱۶۱۵۱.

نقدی بر تاریخ الأدب العربی فی العصرین المملوکی و العثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۰ تعداد دانلود : ۵۸۷
نقد و تحلیل انتقادی تولیدات علمی باعث شناساندن نقاط ضعف و قوت تألیفات گذشتگان گردیده، و درنتیجه اجتناب از نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، می توان گفت که رسیدن به کمال مطلوب در تدوین منابع دانشگاهی فقط پس از نقدهای سازنده میسر است. بر این اساس و به درخواست شورای بررسی متون پژوهشگاه علوم انسانی وزارت علوم، تاریخ الأدب العربی فی العصرین المملوکی و العثمانی اثر هم کار ارجمند آقای جهانگیر امیری، نقد و بررسی شده است. نتایج به دست آمده از نقد و تحلیل اثر فوق الذکر نشان می دهد که کتاب حاضر به رغم برخی نکات قوت که بارزترین آن اختصار و تسهیل برای دانش جویان است، به عنوان کتابی دانشگاهی متأسفانه نواقص فراوانی در عرصه های شکل و محتوا دارد. مهم ترین نواقص شکلی این کتاب عبارت اند از: بندهای طولانی و چندسطری، آشفتگی و فقدان و حدت رویه در ثبت ارجاعات و معرفی شخصیت ها در پانوشت. مهم ترین نواقص محتوایی آن نیز عبارت اند از: فقدان فصل بندی دقیق و عدم تسلسل منطقی مباحث در برخی فصل ها، انتخاب عناوین نا مناسب برای برخی فصل ها و مباحث، فقدان تناسب بین محتوای کتاب و سرفصل درس مربوطه، و در نهایت فقدان تجزیه و تحلیل و نقد و در نتیجه فقدان نوآوری و تولید علم. امید است نویسندة محترم با بازبینی و برطرف نمودن نواقص مذکور باعث ارتقای کیفیت علمی این اثر دانشگاهی گردد.
۱۶۱۵۲.

مشخصه های ادبیات گوتیک در ملکوت بهرام صادقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۶۱
گوتیک نام یک ژانر ادبی است که در دهه 1760 تا 1820 به وجود آمد و هنوز هم به اشکال گوناگون دیده می شود. اصطلاح ""گوتیک""، در اصل، مربوط به معماری است اما رمان گوتیک یک تغییر عمده در ذوق و گرایش های روحی عصر را نشان می دهد. در داستان هاى گوتیک نویسنده ذهن شما را با رمز و راز، دهشت و حیرتِ آمیخته به اضطراب مشغول می کند و از فضایى تخیلى و مالیخولیایى برخوردار می کند که به لحاظ ساختارى قابلیت آن را دارند که در پى یک گسست، تبدیل به داستان هاى ژانر جنایى - پلیسى شوند. در داستان های گوتیک ایرانی آنچه باعث ایجاد ترس و وحشت می شود، بیشتر فضاسازی داستانی و توصیفات نویسنده از وقایع است. از داستان های مهم ایرانی ملکوت از بهرام صادقی با بسیاری از ویژگی های گوتیک همخوانی دارد و مواردی همچون زمان کشی، حوادث خارق العاده مثل جن، پیشگویی و سخن گفتن از آینده، پوچ گرایی و درگیری ذهنی بین دنیای درون و بیرون، واقع انگاری حوادث غیرواقعی، دگرگونه نمایی، شخصیت های شرور و ... به خوبی در آن تجلی یافته است.
۱۶۱۵۳.

شخصیت و شخصیت پردازی در رمان «یک عاشقانه ی آرام»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۰۰ تعداد دانلود : ۲۰۷۱
شخصیت یکی از عناصر مهم داستانی است و شخصیت پردازی از هنرهای اصلی رمان نویسان بزرگ است. شخصیت ها بار اصلی داستان را بر دوش می کشند و با کنش ها و گفت وگو هایشان روایت داستانی را به پیش می برند. رمان یک عاشقانه ی آرام،آخرین اثر داستانی نادر ابراهیمی، یک رمان برجسته و نشانگر توانایی او در شخصیت پردازی است. ابراهیمی در این اثر در چهره ی قهرمانان اصلی، زندگی و شخصیت خودش و همسرش را بازآفرینی می کند و با خلق روش های تازه ای در نحوه ی روایت و شخصیت پردازی و گفت وگوهای شخصیت ها، یک اثر ماندگار و بدیع می آفریند. او اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر خویش را به شکل نمادین و با زبانی هنری در قالب رمان روایت می کند و واقعیت تاریخی را با تخیل قوی خویش به واقعیت داستانی تبدیل می کند. قهرمان رمان، انسان مسأله داری است که در چالش سنت و مدرنیته گرفتار است. شخصیت قهرمانان بیشتر در میان گفت وگوها و مجادله های آنان بروز می یابد و رمان بیشتر گزارشگر اندیشه های آنان است تا رفتارهایشان. این اندیشه های آرمانی با بیان زیبایی طرح می شود.
۱۶۱۶۰.

تحلیل وجوه نمادین در داستان یوسف و زلیخای جامی با تأکید بر ترنج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲۱ تعداد دانلود : ۷۸۵
داستان یوسف و زلیخا در قرآن و پیشتر از آن، در تورات ریشه دارد و مملو از اسرار و نکته هاست. ترنج، یکی از کلمات کلیدی و پر رمز و راز این داستان است که تاکنون دقت و توجه لازم بدان مبذول نشده است. این مقاله در پی آن است که پس از اثبات حضور ترنج در این داستان، با عنایت به تفاسیر قرآن و تورات، به دنبال منشأ راه یابی و نقش ترنج در شکل گیری آن باشد. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که در باور یهود، ترنج نمادی از قلب انسان است و از آن رو که در فرهنگ اسلامی نیز قلب سلیم جایگاه عشق الهی است، می توان چنین نتیجه گرفت که حضور ترنج در داستان یوسف و زلیخا، نمادی از عشق است. از این رو بعید نمی نماید آنچه عشق زلیخا را در دیدة متشرعان، زمینی و ناپاک جلوه می دهد، در نگاه متفاوت و عرفانی جامی، به عشقی آسمانی، ماورایی و پاک مبدل شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان