ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۸۱ تا ۹٬۶۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۹۵۸۱.

کارکرد جملات معترضه عربی در نفثه المصدور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۳ تعداد دانلود : ۸۴۳
مبحث جملات معترضه از مباحثی است که در دو حوزه ی بلاغت و دستور زبان مطرح می شود ولی قرار گرفتن آن تحت عنوان حشو، بار معنایی منفی به آن داده و موجب شده – تاکنون به گونه ی بایسته – مورد توجه واقع نشود. پژوهش حاضر با رویکردی نوین به این مبحث در اثرِ ادبی– تاریخی نفثه المصدور اثر شهاب الدین محمد خرندزی نسوی پرداخته و کوشیده ضمن کشف کارکردهای آن ها، ارتباط این جملات را با متن روشن کند. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا به شیوه ی سندکاوی بررسی شده اند. نتیجه نشان می دهد جملات معترضه به طور کلی و جملات معترضه عربی به طور اخص در نفثه المصدور، علاوه بر تقویت جنبه های عاطفی متن و افزایش قدرت رسانگیِ زبان، در بیست و چهار کارکرد در متن بکار گرفته شده اند. قابلیت تعمیم پذیری این کارکردها به دیگر متون ادبی و لزوم تغییر و اصلاح نگرش در باره این گونه جملات از دیگر نتایج این پژوهش است.
۹۵۸۲.

بررسی ارتباط واژگانی شمس با واژگان آفتاب و خورشید در غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۸ تعداد دانلود : ۹۴۵
در این پژوهش ارتباط سه واژه آفتاب، خورشید و شمس بر مبنای واژه گزینی در بن مایه های عرفانی مورد بررسی قرار گرفته است. کاربرد واژه ها در غزلیات به دو صورت بررسی می شود: مواردی برای تصویر سازی و مواردی برای توصیف شمس تبریزی. مولوی در تصویر سازی همانند دیگر شاعران از واژه آفتاب استفاده کرده است، اما در توصیف شمس تبریزی با آگاهی به پیشینه اساطیری و دینی واژه خورشید، ابتدا با بینش عرفانی، آن را با واژه شمس آمیخته و با تأویل هرمنوتیکی، واژه شمس را از حدّ نشانه به کلمه رسانده و توانسته با دو واژه خورشید و آفتاب، همسان و به عنوان یک بن مایه یا اصطلاح عرفانی ثبت نماید. با همسانی شمس با خورشید تمام ویژگی های اساطیری و عرفانی واژه خورشید در شمس ظاهر شده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده است، همان گونه که خورشید پرستی در اسطوره دیده می شود مولوی نیز به شمس پرستی پرداخته و شمس را به عنوان خدای اساطیر نگریسته و با فنا در شمس به جست وجوی خویشتن خویش در فرآیند فردیّت رسیده است؛ این مقوله با روان شناسی یونگ قابل تفسیر می باشد، در این تفسیر شمس بهانه ای برای رسیدن مولانا به خداوند است.
۹۵۸۳.

کهن الگوی وصلت مینوی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۷ تعداد دانلود : ۵۱۷
نقد کهن الگویی یکی از رویکردهای مهم در بررسی آثار ادبی مختلف، ازجمله متن ادبی قرآن کریم، است که بر شالوده یافته های تاریخی، مطالعات تطبیقی ادیان، انسان شناسی فرهنگی و روان شناسی به وجود آمده و بیشترین تأثیرات را از نظریات یونگ درباره ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها پذیرفته است. در این پژوهش، با این رویکرد انگاره ازدواج مقدس که حاصل پیوند کهن الگوی مامِ زمین و پدرِ آسمان است در متن قرآن کریم بررسی شده است. فرضیه این انگاره نتیجه فرافکنی محتویات ناخودآگاه جمعی آدمیان در اجرام طبیعی همانند آسمان و زمین است که جفت یکدیگر تلقی شده و صاحب نقش هایی شده اند که در فرهنگ و ادب جهان، ازجمله باورهای فرهنگی مردمان عصر نزول قرآن کریم، نمود دارند. قرآن کریم با توجه به لسان قوم معرفی کردن خویش (ابراهیم/ 4)، به بازتاب این انگاره پرداخته و از آن برای القای پیام هدایت خویش بهره برده است. بر همین اساس، پرسش های این پژوهش عبارت اند از: دیرینه انگاره ازدواج مقدس در میان مردمان بین النهرین و اقوام سامی چیست؟ نحوه بازنمایی و تجلی این انگاره در آیات الهی چگونه است؟ این بن مایه در القای پیام هدایت الهی چه کارکردهایی را ایفا می کند؟ مطابق یافته های این پژوهش، به نظر می رسد قرآن کریم با رویکردی ایجابی به این انگاره، از مزایای کهن الگویی آن بهره برده و با کارکردی تعلیمی از آن، اولاً به اصلاح خودآگاه مخاطبان درباره معرفی هویت الله و تثبیت جایگاه او در هستی پرداخته؛ ثانیاً، با نفوذ در ناخودآگاه آدمیان پیدایش هستی را حاصل وحدت نمادین این اضداد، یعنی کهن الگوی مام زمین و پدر آسمان، معرفی کرده است. بر همین اساس از منظر قرآن کریم، درک این وحدت نمادینِ اضداد پلی است برای تعالی به سمت الله و آغا ز زایش و شکوفایی .
۹۵۸۴.

Синтетические жанры искусства как источники обогащения фонда крылатых единиц современного русского языка(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۳۰۵
Во второй половине XX – начале XXI в. активизировался процесс обновления фонда крылатых единиц (КЕ) русского языка. Вопреки глобализации, он происходит преимущественно за счёт внутренних резервов языковой системы. Российское общество переживает кардинальные изменения в сфере культуры: из литературоцентристской она неуклонно превращается в культуру зрелищецентристскую. И если в XVIII–XIX вв. основными источниками новых КЕ были вербальные источники, то сейчас всё бóльшую роль в обогащении русского языка образными словами и выражениями играют синтетические виды и жанры искусства. Особое место среди них занимает мультипликационный кинематограф. В России он зародился более 100 лет тому назад и уже к 1970–1980-м гг. достиг блестящих результатов. КЕ из советских мультфильмов тех лет широко используются и сегодня. К ним присоединились десятки КЕ из современных переведённых на многие языки мира мультфильмов России. Лингвокультурологическое их описание – дело будущего. Авторы статьи предлагают один из возможных путей решения этой непростой задачи.
۹۵۸۵.

Поиски «желанного удела» лирическим героем книги стихов С.А. Есенина «Персидские мотивы»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۳۰۲
Современная Есенину советская действительность осознавалась им как трагедия национальной жизни. Отсюда его поиски путей выхода из неё, один из которых поэт видел в диалоге культур Востока и России. Книга «Персидские мотивы» возникает в творчестве поэта как его эстетический поиск национального развития будущей России, её восточного пути. Целью нашего исследования является выявление поэтической концепции «Персидские мотивы» в процессе анализа эволюции лирического героя – носителя культурной идеи, который в первом разделе книги предстает русским путешественником, очарованным Востоком; во второй части он обретает облик странника и поэта, полюбившего живую красоту восточной жизни и культуры, в третий раздел вошло стихотворение «Голубая да веселая страна…», в которой за милые края новой жизни «обнимает розу соловей».
۹۵۸۶.

بایسته های ترجمه ادبیات کودک و نوجوان از منظر فنی و دیداری (نمونه تطبیقی و موردپژوهانه ترجمه مجموعه «حکایات النخله الخضراء»)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۱ تعداد دانلود : ۴۵۴
ترجمه ادبیات کودکان و نوجوانان، حوزه ای از ترجمه است که ویژگی ها و دشواری های خاص خود را دارد؛ بررسی ها نشان داده است که علیرغم تصور غالب افراد، برگردان آثار حوزه ادبیات کودک و نوجوان، به مترجمی زبده و آگاه نیاز دارد؛ مترجمی که به روانشناسی کودک، مراحل رشد زبانی این گروه سنی و تفاوت های فرهنگی زبان های مورد مطالعه خود، آگاهی و شناخت کافی داشته باشد. نگارندگان در این نوشتار سعی کرده اند با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و تطبیق مجموعه داستانی «حکایات النخله الخضراء» با ترجمه فارسی آن، به دشواری های ترجمه ادبیات کودکان و نوجوانان، از عربی به فارسی پرداخته و با ذکر شواهدی از این مجموعه، بایسته های ترجمه داستان های کودکانه را، با تکیه بر دیدگاه های نظریه پردازانی همچون اوتینن، کلینبرگ و دال، تحلیل و بررسی کنند؛ نتایج این جستار نشان می دهد که مترجم در این مجموعه با چالش هایی از قبیل: تفاوت های فرهنگی و زبانی عربی- فارسی، عدم ارتباط متن و تصویر و غفلت از اهداف آموزشی و تربیتی نهفته در اصل داستان ها روبرو بوده است.
۹۵۸۷.

رد انتساب عجایب الدنیا به ابوالموید بلخی برحسب مقایسه این اثر و عجایب مندرج در گرشاسب نامه اسدی طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۱ تعداد دانلود : ۷۸۶
به ابوالموید بلخی کتابی با عنوان عجایب الدنیا منسوب است که برخی به قطعیت، آن را از وی دانسته و معتقدند در قرن هفتم دخل و تصرفاتی در آن ایجاد شده است. ابوالموید صاحب شاهنامه ای منثور بوده که بخشی از آن به داستان گرشاسب اختصاص داشته و بخش اخیر، منبع اسدی طوسی در نظم گرشاسب نامه نیز بوده است. این مقاله با توجه به تاریخ سیستان و برخی عجایب نامه های کهن دیگر به مقایسه عجایب الدنیا و منظومه گرشاسب نامه اسدی طوسی پرداخته است و سعی دارد نشان دهد آیا ابوالموید صاحب کتابی مستقل با موضوع عجایب سرزمین های مختلف بوده است و چه مشابهت هایی میان بخشی از عجایب مندرج در گرشاسب نامه اسدی و عجایب الدنیا که از منبعی واحد استفاده کرده اند، دیده می شود؟ از 90 داستان شگفت مندرج در منظومه اسدی طوسی 27 مورد در عجایب الدنیا نیز وجود دارد که برخی از آنها در جزیی ترین توصیفات و تصاویر، واژگان و ترکیبات و اسامی اشخاص مشابه اند و نشان دهنده منبع یکسان آنهاست. نظر به دخل و تصرف نکردن اسدی طوسی در درج عجایب در منظومه خود و بهره نگرفتن از منابع مختلف، مشابهت تام برخی شگفتی ها در این دو اثر، ذکرنشدن نزدیک به 60 پدیده شگفت منظومه اسدی در عجایب الدنیا، اشاره صاحب تاریخ سیستان به وجود عجایب در کتاب گرشاسب ابوالموید و دلایل دیگر می توان نتیجه گرفت ابوالموید بلخی کتابی مستقل با عنوان عجایب الدنیا نداشته، بلکه برخی عجایب را گردآورده و در بخشی از داستان گرشاسب و سفرهای او گنجانده است. کتاب عجایب بر و بحر که نام آن در تاریخ سیستان مذکور است از بشر مقسم است که در قرون بعد به عجایب الدنیا مشهور شده است. ابن محدث تبریزی که در قرن هفتم کتابی در زمینه عجایب تدوین کرده، چندین پدیده شگفت را از کتاب گرشاسب ابوالموید و اثر بشر مقسم اخذ و عجایب الدنیای موجود را تالیف کرده است.
۹۵۸۸.

La Conception Minimaliste du Présent dans Sundborn ou Les Jours de Lumière de Philippe Delerm(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۳۵۸
Dans Sundborn ou Les Jours de Lumière, le narrateur essaie de revisiter le temps révolu afin de vivre le présent avec l’intensité du regard du passé. Mais son objectif ultime est d’arrêter le temps, de contourner son écoulement en l’immobilisant au moyen d’un récit marqué par les distorsions temporelles et axé sur les moments heureux, ou d’un regard imprégné des techniques picturales et photographiques, afin d’exaucer le rêve de Delerm : « enfermer le temps dans une bulle ». L’écrivain minimaliste réussit ainsi à faire surgir la sensualité de moments simples de la vie, grâce à une écriture qui rivalise avec l’art. Cet article vise à montrer comment l’éthique minimaliste qui s’avère une manière spécifique d’être au monde, consacrant le présent comme temps unique et le quotidien comme seul espace d’accomplissement possible se transforme en une vraie esthétique.
۹۵۸۹.

L’Etude des Figurations Temporelles dans les Œuvres Romanesques de M. Duras : Le Statut Ontologique de la Romancière Analysé par l’approche Durandienne(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۸ تعداد دانلود : ۴۴۸
Le temps a toujours été la source d’angoisse pour l’homme, car l’écoulement du temps le rapproche à la mort. Cet article vise à découvrir par le truchement de la méthode imaginaire proposée par Gilbert Durand et développée dans son ouvrage de référence, Les structures anthropologiques de l’imaginaire, comment et par le biais de quelles images la hantise du temps est reflétée dans les œuvres de Marguerite Duras. Pour ce faire, six romans de la romancière publiés principalement dans une durée assez considérable de trente ans (de 1954 à 1984) sont choisis et analysés selon une approche anthropologique sous-tendue par la classification isotopique des images et des structures figuratives de l’imaginaire. Il ressort que l’imaginaire durassien, malgré son écriture apparemment non figurative, est hautement teintée par les figurations négatives de la temporalité mortelle qui se reflètent majoritairement à travers les symboles de la bestialité, ceux des ténèbres et ceux de la chute, projetant tous son statut ontologique perturbé et sa vision désespérée du monde.
۹۵۹۰.

توضیحِ دو ضبط از دیوان حافظ («جام اسکندر» و «دیو مسلمان نشود»)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۶۰
در این دو بیت از دیوان حافظ: خیال آب خضر بست و جام اسکندر(کیخسرو)            به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش                که به تلبیس و حیل دیو مسلمان(سلیمان) نشود ضبط های «جام کیخسرو یا اسکندر؟» و «دیو سلیمان نشود یا مسلمان؟» محلّ بحثِ محقّقان مختلف بوده است. در نمونه نخست، «جام اسکندر» مستند بر یک نسخه(خلخالی827ه.ق) است و همه دست نویس های معتبرِ دیگر «جام کیخسرو» دارند؛ ولی چون اسکندر نیز بنابر شواهد داستانی و شعری جامی ویژه با خصوصیّات شگفتِ کاسته نشدن آب آن و جهان بینی و رازگشایی داشته است، ضبطِ «جام اسکندر» بر اساسِ قاعده «ضبط دشوارتر برتر است» در تصحیح علمی- انتقادیِ دیوان حافظ اصیل تر از «جام کیخسرو» است. در مورد دوم هم با نادیده گرفتن نگاشته «مسلمان نشود» در اکثر و اقدمِ نسخ دیوان حافظ- که در بررسیِ ضبط هایی از این نوع، نباید  به تنهایی معیار ترجیح و انتخاب باشد- طبقِ یک ضابطه دیگر در تصحیح انقادیِ متون یعنی «کدام صورت می تواند تغییریافته وجه دیگر باشد؟» همین وجه، نویسشِ درست است و به احتمالِ نزدیک به یقین، بعضی کاتبان ضبط «مسلمان نشود» را برای رفعِ تکرار قافیه در غزل، رعایت تناسب بیت و هماهنگی با اجزا و عناصر تلمیحیِ آن به «سلیمان نشود» تبدیل کرده اند.
۹۵۹۱.

Гендерная репрезентация эмоций в цикле А.С. Пушкина «Повести покойного Ивана Петровича Белкина, изданные А.П.»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۲۸۷
В статье рассмотрены эмоции (радость, горе, удивление, гнев, любопытство, стыд, чувство вины, страх), репрезентированные через образы персонажей цикла А.С. Пушкина «Повести покойного Ивана Петровича Белкина, изданные А.П.». В повествовании созданы и накладываются друг на друга две эмоциональных картины мира: авторская (мужская) и обобщенная (псевдомужская). В «Повестях Белкина» звучит и голос реального автора, скрытого за инициалами А.П., и голос нарратора Белкина, который пересказывает истории, услышанные им от других лиц (титулярного советника А.Г.Н., подполковника И.Л.П., приказчика Б.В., девицы К.И.Т). «Голос» Белкина, таким образом, – это неиндивидуальный, обобщенный голос всей провинции, формирующий обобщенную картину мира. В тексте «Повестей Белкина» практически отсутствуют номинации эмоций, умеренно представлены их выражения и широко – описания. Мужские эмоции репрезентированы как более интенсивные, чем женские. Преобладающей мужской эмоцией является гнев, преобладающей женской – страх. Это соответствует европейскому гендерному стереотипу.
۹۵۹۲.

تحلیل سیر شخصیت قهرمان در یک داستان عاشقانه- قهرمانی از منظر نقد روان شناختی (بر مبنای مطالعه موردی: داستان بیژن و منیژه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۶ تعداد دانلود : ۵۹۹
نقد روان شناختی گونه ای از نقد ادبی است که بر اساس اصول روان شناسی به نقد و تحلیل اثر ادبی می پردازد. در این نوع نقد، شخصیّت مهم ترین مسأله تحقیق است. مطابق این روی کرد، در این مقاله که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده، شخصیّت قهرمان در یک داستان عاشقانه (بیژن و منیژه)، از حیث تحلیل روان کاوانه بررسی شده تا این فرضیه اثبات شود که یک داستان عاشقانه– قهرمانی، فارغ از جنبه های رمانتیک خود، داستانی از تعالی شخصیّت قهرمان در مسیر تشرّف از من به فرامن یا منِ آرمانی است. بیژن در این داستان، هبوط در ظلمت ناخودآگاه را تجربه می کند، سپس، احساس گناه، زمینه تعالی او را فراهم می کند؛ مسیری که با تبعید به چاه تاریک آغاز می شود. این چاه را می توان مظهری از جنبه تاریک خویشتن بیژن دانست که خروج وی از آن، مستلزم فرایندی چون یک درمان روان شناختی است تا این چاه تاریک درون را به روشنای خودآگاهی و رهایی تبدیل کند. در نتیجه بیژن (خود)، هم راه منیژه که نمادی از اروس اوست، تاوان گناه را با سخت ترین رنج ها می پردازد تا ناخودآگاه (چاه) به خودآگاه (رهایی) تبدیل شود. آزمون پایانی او نمادی از همین تعالی است.
۹۵۹۳.

تجربه عرفانی در «موقعیت های مرزی» و بازتاب آن در مثنوی (مطالعه موردی حکایت های پیر چنگی و موسی و شبان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۲ تعداد دانلود : ۵۵۵
در مطالعات اخیر، عرفان را به سه حوزه تجربه عرفانی، سلوک عرفانی و نظریه عرفانی تقسیم می کنند و درباره تقدم و تأخر آن ها نسبت به یکدیگر، آرا و عقاید مختلفی وجود دارد. گاهی مبانی نظری را مقدم بر سلوک و تجربه می دانند و می گویند تا فرد از حیث معرفتی صاحب اطلاع نباشد، به سلوک عرفانی دست نمی زند تا از این طریق تجربه عرفانی را حاصل کند و گاه تجربه را بر هر دو حوزه دیگر مقدم می دارند. صرف نظر از این بحث، این مسئله که «تجربه عرفانی» در چه موقعیت و تحت چه شرایطی به سراغ شخص سالک می آید، موضوع مهمی به شمار می رود. یکی از پاسخ های احتمالی به مسئله مذکور این است که سالک هنگامی که در «موقعیت های مرزی» قرار می گیرد - یعنی در لحظات بحرانی اعم از عجز و ناتوانی وجودی، حیرانی حاصل از آگاهی نامعهود، احساس خلأ معرفتی و بی معنایی و... - با تمام وجود به سوی نیرویی مافوق بشری و طبیعی مایل می شود و در آن احوال، چیزی را درمی یابد که از آن به تجربه عرفانی تعبیر می شود. این تجربه غیر از شور و شعف و حیرانی، موجب صیرورت شخصیت سالک و تعالی معنوی او می شود. در این جستار، دو داستان تمثیلی- نمادین «پیر چنگی» و «موسی و شبان» را با محوریت تجربه عرفانی که شخصیت های اصلی آن ها در موقعیت های مرزی از سر می گذرانند، بررسی خواهیم کرد. در هر دو حکایت، شخصیت های اصلی (پیر چنگی و شبان) در موقعیتی مرزی و به واسطه شخصی دیگر، به ترتیب، عمر بن خطاب و موسی (ع)، وارد تجربه ای نامعهود می شوند و سلوک معنوی را تا عالی ترین مدارج طی می کنند. مولانا در هر دو حکایت، بر این امر تأکید می کند که شرط وصول به مقامات معنوی، چنانکه در تصوف رسمی بر آن پای می فشارند، آگاهی پیشینی (علم تصوف) و ازسرگذراندن سیروسلوک رسمی (ریاضت) نیست، بلکه خود را در معرض (موقعیت) معنا قراردادن و اغتنام فرصت های تکرارناشونده، مایه نجات معنوی انسان است.
۹۵۹۴.

بررسی پس زمینه های تاریخی و ایدئولوژیک داستان «امیرارسلان نامدار»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۳ تعداد دانلود : ۵۴۴
«داستان امیرارسلان نامدار»، یکی از خوش اقبال ترین داستان های عامیانه زبان فارسی است که ظاهرا در عهد ناصرالدین شاه ساخته و پرداخته شده است. از آنجا که ادبیات عامیانه پنجره ای است که حیات اجتماعی ملل را می نمایاند و پیام ها در متن این نوع از آثار ادبی با واقعیت های تاریخی، فرهنگی و ایدئولوژیکی مردم آن سرزمین در پیوند است در این پژوهش سعی بر آن بوده است که پس زمینه های تاریخی و ایدئولوژیکی متن مورد بررسی قرار بگیرد و با توجه به حوادث و شواهد و گزارش های تاریخی به رابطه بین دو متن تاریخی و داستانی بپردازد. در آغاز به شرایط فرهنگی و تاریخی عصرسلجوقیان، جنگ های صلیبی وفتوحات و منش رفتاری ارسلان بن داوود و سپس به مهمترین بن مایه های داستانی امیرارسلان پرداخته شده است. برآیند پژوهش آن است که این داستان ژانری تاریخی بوده است که دلالت بر فتوحات امیرارسلان بن داوود سلجوقی و فرزندش ملکشاه داشته است و از حیث ایدئولوژیک در راستای نبرد مسلمانان با مسیحیان (جنگ های صلیبی) که در گذر ایام به ژانری داستانی و رمانس مذهبی-عاشقانه با بن مایه های سحر و جادو تبدیل شده است و مسلما پیش از تدوین آن در عهد ناصری، قسمت های مهمی از این اثر در میان بخشی از مردم نوشته یا نانوشته روایت می شده است.
۹۵۹۵.

اشارات و مضامین دستار و دستاربندی در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۵ تعداد دانلود : ۱۱۳۰
در ادب فارسی اقسام پوشاک نیز به مانند بسیاری از پدیده ها به صورت مکرر محل اشارات و مضمون سازی شده است. «دستار»، یکی از مصادیق بارز این امر است که شاعران به انحای مختلف به آن توجه نشان داده اند. بر این اساس این پژوهش مشخصاً در پی آن است تا ابتدا وجوهی از دستار که توجه ادبا را جلب کرده است، آشکار کند، سپس زمینه ها و دلایل اشارات متعدد به این سرپوش و علل کثرت مضامین مرتبط با آن را در آثار ادبی بنماید. این امر نه تنها جنبه های نهفته از فرهنگ البسه را می تواند آشکار کند بلکه دستاربندان، و احوال و منش آنها را نیز می تواند نمایان سازد. بنابراین، در این مقاله به روش کتابخانه و با توجه به دیوان شاعران و برخی متون دیگر، ابتدا اشارات دستار و مضمون های ساخته شده از آن استخراج، سپس هر یک، ذیل عناوین معین تقسیم بندی و به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شده اند. طبق بررسی های صورت گرفته، دستار از جنبه «نحوه بستن و قرار گرفتن در سر» و از حیثِ «ابعاد کمی و کیفی»، مکرر محل اشارات و مضمون آفرینی ها شده است. در نحوه بستن دستار و قرار گرفتن آن بر سر، اشارات و مضامین ناظر به دو نوع دستاربندیِ کلی، یعنی دستاربندی عام و دستاربندی خاص است. در دستاربندی عام و رایج، به پیچ و تاب های متعارف دستار و به نهادن اشیایی همچون مسواک، نامه و پول در میان آن پیچ و تاب ها توجه شده است. در حالت خاص دستاربندی نیز، اشارات و مضامین از اشکال بستن دستار، یعنی کج بستن، تَحت الحَنَکی بستن و آشفته بستن آن حاصل شده است. اما آنگاه که ابعاد کمی و کیفی دستار مورد توجه شاعران قرار گرفته، اشارات و مضامین بر آمده از اندازه، گرانی، جنس، رنگ، آرایش و دنباله های دستار بوده است. از آنجا که در ادب فارسی سخن از دستار عمدتاً ناظر به احوال و جایگاه اقسام دستاربندان، و نحوه مواجهه با آنهاست، می توان گفت زمینه اصلی توجه به وجوه مختلف دستار، و ایراد اشارات و ساختن مضامین از آن وجوه، در همین امر نهفته است. در واقع انتقادات گسترده به دستاربندان بویژه نفی و ردِ اهل صلاح و صاحب مناصبان آنها، عامل شکل گیری بخش عمده ای از توجهات به این سرپوش در پهنه ادب فارسی شده است.
۹۵۹۶.

البنیه السّردیّه فی قصیده "الأطفال یحملون الرّأیه" لسلیمان العیسى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۷۷۸
دراسه هیکلیّه النّصوص، خاصّه النّصوص الشّعریّه، من وجهه نظر النّقد السّردی لها أهمیّه ملفته؛ لأنّها تعطینا رؤیه جدیده بالنّسبه إلى ما نقرأ من القصائد فی العصر الحدیث. فهذا الفرع من فروع النّقد الأدبی یُستعمل فی دراسه کثیر من النّصوص الشّعریّه والنّثریّه لمعرفه بناء تلک النّصوص بشکل أفضل. فی هذا البحث استخدمنا هذا المنهج النّقدی لدراسه قصیده "الأطفال یحملون الرّأیه" لسلیمان العیسى، شاعر الأطفال السّوری من مجموعته الشّعریّه "أنا والقدس". واعتمدنا فی بحثنا هذا على المنهج الوصفیّ التحلیلی وأوردنا عدّه مباحث حول السّرد والبنیّه السّردیّه ورؤیه قصیره من حیاه الشّاعر فی القسم التمهیدی. ثمّ قمنا بعد ذلک بدراسه أهمّ التّقنیّات السّردیّه فی القصیده المذکوره کالشّخصیّات والحبکه والفکره والمغزى والحوار والرّاوی وغیر ذلک. وخلال دراستنا هذه توصلنا إلى عده نتائج، منها: أنّ للشّاعر براعه وافیه خاصّه فی معالجه الشّخصیّات من بین عناصر السّرد وقد اعتمد علی تقنیّات السّرد فی النّص القصصی خاصّه فیما یتعلّق بعقلیّه الأطفال. 
۹۵۹۷.

شعر عاشقانه ی انتقادی، زیرگونه ای در ادبیات تغزّلی فارسی بررسی شعر قیصر امین پور با رویکرد سبک شناسی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۵ تعداد دانلود : ۵۷۱
با توجه به تحولاتی که تضاد و تقابل در نظریه های ادبی پشت سر گذاشته و از واگرایی به هم گرایی رسیده است، پژوهش حاضر هم گرایی گفتمان های متقابل را به عنوان یک مؤلفه در سبک شناسی انتقادی شعر مورد توجه قرار می دهد و این مطالعه را در شعر قیصر امین پور به انجام می رساند. با طرح این پرسش ها که سیر زایش معنا در شعر امین پور چگونه پیش می رود و هم گرایی گفتمان های متقابل سبب خلق کدام نمایه ها و همگنه های معنایی در شعر او می گردد. تجزیه و تحلیل های انجام شده در این مقاله نشان می دهد: گفتمان عاشقانه که در سنت شعر کلاسیک فارسی عموماً با تسلیم و پذیرش همراه بوده، در بخشی از شعر قیصر امین پور با نقطه مقابل آن؛ یعنی اعتراض و انتقاد هم گرایی یافته و در پیدایش زیرگونه ای به نام شعر عاشقانه انتقادی کارکرد می یابد. در این قسم از اشعار امین پور، نمایه های عاشقانه با مرکزیت کلیدواژه های عشق و دل، در تجسمی متفاوت با گفتمان تغزلی شعر فارسی، به نقد رابطه عمودی قدرت پرداخته، حس درونی عشق قدرت بیکران و پرتب و هذیان یافته و در نمایه های معنایی که کارکرد حواس دیداری، شنیداری و بویایی در آن قابل توجه است، همگنه معنایی انتقاد را در فضایی محسوس برای خواننده مجسم می کند.
۹۵۹۸.

تقابل و تعامل شعر تعلیمی ناصرخسرو با سنت های نوافلاطونی و حکمت نبوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۴۷۷
دین و شعر در سنت یونانی واجد تنش خاصی هستند که سنت تمدن اسلامی هم اگرچه در پایه نظری از آن بهره گرفته، اما کوشش داشته تا در تمامی قلمروها سبک و سیاق خود را دنبال کند. در این میان، می توان ناصرخسرو را نمونه عالی تعامل با یونانیان دانست، در عین حال که تمایزات جدی با دیگر میراث داران فلسفه یونان دارد. بدین معنا که او توانسته اعتقادات خود را با بنیادهای فلسفی و کلامی مستحکم مستدل کند؛ با آموزه های حدیث و قرآنی درآمیزد؛ و درست برخلاف یونانی ها، به ویژه ارسطو، شعر را در مسیر گسترش باورهای دینی خود سوق دهد. ناصرخسرو از طلایه داران تعهد ادبی است که تأکید بر دین مداری و ترویج اندیشه های دینی اسلامی داشته است. او به عنوان متکلمی باطنی که خداشناسی خود را با تأویل آیات و احادیث در جهت اشاعه مذهب اسماعیلی مورد بهره برداری قرار داده، دین را محور طبقه بندی علوم می داند و عقل و علم را هم ذیل دین سامان می دهد که تمایز اساسی او با یونانی گری و سنت فیلسوفان یونانی مآب ایرانی است. از این منظر، این پژوهش بر آن است که نشان دهد ناصرخسرو اندیشه خود را بر مبنای «حکمت نبوی» استوار ساخته که نمی توان با فلسفه نوافلاطونی این همان یافت؛ موضوعی که در تفاسیر اهل ادب از شعر تعلیمی ناصرخسرو مغفول مانده و این پژوهش با تکیه بر کار فلسفی هانری کربن می کوشد تا آن را مورد بررسی دقیق تر قرار دهد.
۹۵۹۹.

کارکردهای معنایی- منظوری جملات معترضه در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۴ تعداد دانلود : ۶۳۲
مبحث جمله معترضه از مباحث مشترک بین دستور زبان و علم معانی است. منحصرکردن آن به دعا و نفرین، اطلاق حشو به آن و مواردی ازاین دست موجب شده است تاکنون به گونه ای بایسته به آن پرداخته نشود؛ درحالی که جمله معترضه ضمن افزودن بار عاطفی کلام، حضور راوی و نظرات و جبهه گیری های مشخص او یا به تعبیر دیگر گفتمان او را در متن روایت نمایان و اهداف متعدد دیگری را نیز دنبال می کند. پژوهش حاضر به بررسی کارکردهای معنایی - منظوری جملات معترضه در تاریخ بیهقی می پردازد و می کوشد با تبیین این کارکردها ضمن کمک به تغییر نگرش مخاطبان از این جملات، به درک بهتر رخدادهای تاریخی و درک بهتر گفتمان ابوالفضل بیهقی نیز کمک کند. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و به روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده اند. نتیجه نشان می دهد این جملات در تاریخ بیهقی، خلاف تصور معمول تنها به جملات دعایی و بدلی محدود نمی شوند، بلکه کارکردهای مهمی چون، توضیح بیشتر، تأکید و برجسته سازی، توصیف و بیان حالت، ستایش و بزرگداشت، بیان علت ، مذمّت، استعطاف، اقناع مخاطب، استوارکردن کلام، اظهار تعجب و شگفتی، اغراق و بزرگ نمایی و موارد متعدد دیگری را دربرمی گیرد که به تفصیل بررسی می شوند.
۹۶۰۰.

Русская академическая наука ХIХ века о болгарской возрожденческой историографии(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۵۵
В 1762 г. иеромонах Паисий Хилендарский закончил свою рукописную книгу «Славяно-болгарская история». Книга, которую он начал писать в Зографском монастыре, была закончена им в Хилендарском монастыре на Святой горе Афонской. В эпоху Болгарского возрождения, между 1765 и 1882 гг., «Славяно-болгарская история» претерпела в Болгарии более 70 рукописных переписей и переделок. Россия начала проявлять интерес к рукописным переписям и переделкам Паисиевой книги еще в 40-х годах ХIХ в. и сохранила его и после Освобождения Болгарии от Османского ига. Статья реконструирует так называемый «русский след» в болгарской историографии XVIII и XIX вв. Рассматриваются связи между Василом Априловым (болгарским эмигрантом в Одессе) и некоторыми русскими учеными (Юрием Венелиным, Виктором Григоровичем, Николаем Мурзакевичем и др.), которые исследовали рукописные переписи «Славяно-болгарской истории», попавшие в Россию, и делали рабочие копии, так как хотели опубликовать в России в 40-е и 50-е гг. XIX в.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان