ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۵٬۵۳۹ مورد.
۱۰۱.

صدقِ تبیین های استعاری در پرتو نظریه استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۷
در مقام توصیف، استعاره ها به شکل گسترده در گفتمان علمی از جمله تبیین های علمی به کار می روند. اما این که تبیین های استعاری، تبیین هایی موجه اند نیازمند واکاوی است. بر طبق رویکرد غالب، یک تبیین علمی موجه باید فهم افزا و صادق باشد. چالش اساسی درباره صدق تبیین های استعاری این است که گزاره های استعاری به دلیل عدم تطابق با واقعیت، کاذب تلقی می شوند؛ درحالی که انتظار می رود تبیین های علمی صادق باشند. در این پژوهش، ابتدا، با استفاده از نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون نشان می دهیم چگونه تبیین های استعاری فهم افزایی می کنند. سپس، استدلال خواهیم کرد چگونه می توان مطابق با این نظریه، افزون بر فهم افزایی، صدق تبیین های استعاری را پذیرفت. اتکای استدلال اخیر بر این است که فهم، مقدم بر صدق و غالباً در گرو استعاره است. در پایان از چهار مسیر که استدلال بر مبنای استعاره های مرده، استدلال بر مبنای مطابقت جزئی در برابر مطابقت کامل، استدلال بر مبنای هزینه معرفتی و استدلال بر مبنای برازش منحنی نامیده ایم می کوشیم تا موضع صدق تبیین های استعاری را تدقیق و تقویت کنیم.
۱۰۲.

امکان یا امتناع وحی در الهیات دئیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
این پژوهش با روش تحلیلی-انتقادی و با تأکید بر دو رهیافت درونی و بیرونی، به بررسی امکان وحی در الهیات دئیستی می پردازد. دئیسم با تأکید انحصاری بر عقل طبیعی و نفی مطلق مداخله الهی، اصل وحی را به طور کلی رد می کند. یافته ها نشان می دهد این موضع گیری متکی بر سه پیشفرض نادرست است: محدودیت قدرت ارتباطی خداوند، تعارض ذاتی عقل و وحی، و تقلیل وحی به نقض قوانین طبیعت. این مبانی نامعتبر به چهار آپوریای درونی منجر می شود: الهیاتی (خدای منفعل)، معرفت شناختی (ناتوانی عقل در حل اختلافات بنیادین)، اخلاقی (نسبی گرایی ارزشی) و انسان شناختی (عدم تبیین خاستگاه عقلانیت بشری). در مقابل، الگوی «ارتباط حکیمانه» در الهیات وحیانی، رابطه ای سیال و منسجم بین خدا و جهان ترسیم می کند. نتیجه آنکه نفی مطلق وحی در دئیسم ناموجه است و پذیرش «وحی عمومی» (شامل فطرت، شهودهای اخلاقی همگانی و تجارب معنوی) می تواند به تکامل درونی این الهیات بینجامد. نوآوری پژوهش در کشف نظام مند تناقض های درونی دئیسم و ارائه الگوی بدیل برای سازگاری عقل و وحی است.
۱۰۳.

تحلیل محتوای کتاب های درسی جامعه شناسی رشته ادبیات و علوم انسانی دوره دوم متوسطه دوم بر اساس ارزش های اخلاقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۵
هدف از انجام تحقیق حاضر، تحلیل محتوای کتاب درسی جامعه شناسی رشته علوم انسانی دوره دوم متوسطه بر اساس ارزش های اخلاقی می باشد. تحقیق از نوع کیفی است، به روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. جامعه آماری تحقیق کتاب های درسی جامعه شناسی رشته علوم انسانی دوره دوم متوسطه بود. به دلیل در دسترس بودن کل جامعه آماری، به عنوان نمونه موردبررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از چک لیست محقق ساخته شامل ارزش های اخلاقی گردآوری شدند. یافته ها نشان داد: ارزش های اخلاقی در کتاب های جامعه شناسی دهم، یازدهم و دوازدهم به ترتیب به تعداد 102، 78 و100 بودند. در کتاب جامعه شناسی دهم مقولات حقیقت جویی به میزان 7/14%، عدالت، توحید و وطن دوستی هرکدام با 7/12% بیشترین و خرد با 2%، برابری و علم دوستی هرکدام با 9/3% کمترین فراوانی را داشتند. جامعه شناسی پایه یازدهم مقولات حقیقت جویی با 4/15%، احترام و آزادی هرکدام با 8/12% بیشترین و خردگرایی و توحید هرکدام با 8/35 دفاع، هویت، اتحاد و محبت با 1/5% کمترین فراوانی را داشتند. کتاب جامعه شناسی پایه دوازدهم ارزش های اخلاقی عدالت با 29%، علم دوستی 17% و حقیقت جویی با 13% دارای بیشترین، توحید و فداکاری هرکدام با 2% و اتحاد با 3% دارای کمترین فراوانی بودند. ارزش های اخلاقی شکیبایی، قناعت، صلح، عزت نفس دگر خواهی، همکاری و همیاری در کتاب های جامعه شناسی متوسطه دوم تحصیلی، بسیار محدود اشاره شده است و کتاب های جامعه شناسی متوسطه دوم تحصیلی، به بسیاری از ارزش های اخلاقی اشاره کرده اند ولی این اشارات در کتاب ها، دارای تعادل و همسانی و موازنه نبود.
۱۰۴.

پدیدارشناسی ناظر به دیگری از دیدگاه دنیل دنت: نقد دنت بر پدیدارشناسی هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۵۹
پدیدارشناسی ناظر به دیگری اصطلاحی است که دنیل دنت در مقابل پدیدارشناسی هوسرل وضع کرد و هدف آن بررسی مسأله آگاهی است از منظر سوم شخص، آن گونه که در علوم طبیعی رواج دارد. دنت پدیدارشناسی هوسرل را به علت اتکای آن بر درون نگری و منظر اول شخص و نیز عدم امکان ایجاد اجماع مورد انتقاد قرار می دهد. نتیجه این امر شکاکیت، خودتنهاگرایی و نسبی گرایی است. به نظر دنت، یگانه روش مناسب و قابل اجماع برای پژوهش درباره آگاهی این است که از منظر سوم شخص بر فرایندهایی که در مغز جریان دارند و از راه درون نگری و از دیدگاه اول شخص در دسترس نیستند، تمرکز کنیم. بر همین اساس، دنت الگوی پیش نویس های چندگانه را در تقابل با تماشاخانه دکارتی برای بررسی مسأله آگاهی پیشنهاد می کند که طبق آن، همه انواع ادراک و تفکر و فعالیت ذهنی در مغز با فرایندهای چندجهتی موازیِ تفسیر و شرح و بسط درون دادهای حسی همراه می شوند. در این مقاله، از این ادعا دفاع شده است که ملاک ذات نگری برای تفکیک روش درون نگری از پدیدارشناسی، با توجه به مخالفت دنت با هر گونه رویکرد ذات گرایانه در بررسی مسأله آگاهی، کارایی ندارد. به علاوه، اولویت رویکرد سوم شخص از نظر دنت مجالی را برای علم پدیدارشناختی مبتنی بر منظر سوم شخص باقی نمی گذارد.
۱۰۵.

طرح و بررسی برخی از مسائلِ اخلاقیِ هوش مصنوعی در هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۱۷
هدف از پژوهش حاضر، بررسی مسائل اخلاق هوش مصنوعی در حوزه هنر است. به این منظور، با تکیه بر فلسفه و اخلاق هوش مصنوعی، موضوعات اخلاقی که می تواند در حوزه هنر تأثیرگذار باشد، بررسی شده است. باتوجه به رشد و توسعه استفاده از هوش مصنوعی و ورود آن به حوزه هنر، نیاز است تا مباحث اخلاقی دقیق تر مورد توجه پژوهشگران هنر و فلسفه قرار گیرد. برای دست یابی به هدف پژوهش، با استفاده از روش تحلیلی توصیفی، مفاهیمی همچون هوش مصنوعی، برخی تکنیک های آن و موضوعات اخلاقی هوش مصنوعی در هنر تبیین و بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد موضوعات اخلاقی همچون حریم خصوصی و نظارت، دستکاری در رفتار، تاری و شفافیت، سوگیری در تصمیمات سیستم، و اتوماسیون و اشتغال حوزه هنر قابل بررسی است. این موضوعات اخلاقی، گاهی درتقابل و گاهی در ارتباط مستقیم و هم سو با یکدیگر قرار دارند. بررسی ها نشان می دهد پاسخ به پرسش های اخلاق هوش مصنوعی در حوزه هنر، نیازمند پاسخ به پرسش های اخلاقی به صورت عام در هوش مصنوعی است.
۱۰۶.

تقلیل گرایی اخلاقی ذات گرایانه آخوند خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۶۹
پژوهش حاضر به دنبال تبیین و تدقیق وجودشناسی اخلاق و نحوه وجودی اوصاف اخلاقی از جمله خوبی و بدی بر مبنای آرای اصولی آخوند خراسانی است. در نگاه نخست، از آرای آخوند خراسانی نوعی تقلیل گرایی اخلاقی ذات گرایانه  برداشت می شود؛ به این معنا که اوصاف اخلاقی از جمله خوب و بدی به سازگاری فعل با قوه عاقله تقلیل می یابند و البته این سازگاری به خاطر برخورداری فعل از مصلحت و سعه وجودی و آثار خیر است و با حسن و قبح ذاتی مورد اعتنای وی سازگار است. با تأملاتی در مباحث آخوند خراسانی، می توان اصلاحیه ای بر رأی نخست ایشان ارائه کرد و بین حقیقت فعل و انجام فعل تفکیک قائل شد. در این صورت، برای انجام فعل، عنصر قصد و نیت را نیز باید به مصلحت و سعه وجودی و سازگاری با قوه عاقله اضافه کرد. دلالت هایی که تقلیل گرایی اخلاقی آخوند خراسانی دارد، عبارت اند از: 1)معرفت اخلاقی پسینی، 2) مطلق گرایی، 3) عدم استقلال اخلاقی، و 4) استنتاج باید و ارزش از هست. در این پژوهش، ابتدا تقلیل گرایی اخلاقی آخوند خراسانی تبیین و تحلیل می شود و در ادامه، دلالت های آن بررسی می شوند.
۱۰۷.

بازنمایی در فیلم برمبنای نظر مارتین هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۲۶۹
نسبت میان واقعیت و سینما در نظریه پردازی درباره سینما، جایگاه ویژه ای را ازآنِ خود کرده است. براساس تبیین برخی از نظریه پردازان، واقعیت سینمایی اعتبار خود را از سازوکار ذهن دریافت می کند. در نظر برخی دیگر، این واقعیت بیرون است که بدیلِ سازوکار ذهن می شود. می توان گفت رابطه میان سینما و واقعیت به عنوان رابطه ای در نظر گرفته می شود که در آن، سینما وظیفه ای مهم بر عهده دارد: مشخص کردن جایگاه دلالت های سینمایی، به عنوان سازوکارهای سینمایی که ازسویی می توانند جایگاه مدلول خود را در عالم بیرون کسب کنند و یا می توانند مدلولی داشته باشند که جایگاه خود را این بار، در ذهن، تثبیت می کنند. در این پژوهش تلاش شد با تبیین رابطه میان فیلم و واقعیت در نظریات سینمایی و رابطه آن با بازنمایی، تمایز آثار سینمایی به بحث گذاشته شود و دسته بندی خاصی براساس بازنمایی برمبنای اندیشه هایدگر ارائه شود (هایدگر خود از تمایزی یاد می کند که هنر بزرگ را می سازد)؛ اینکه اثر سینمایی را چگونه می توان براساس بازنمایی و آشکارگی حضور زمین در کار هنری مورد توجه قرار داد. به این منظور و در ادامه پژوهش، برخی آثار سینمایی، متناسب با جایگاه بازنمایی در دیدگاه هایدگر در سه گروه متمایز بازنماگرا ، فرابازنماگرا و نابازنماگرا واکاوی شد. در میان این آثار، فیلم درباره بی کرانگی اثر روی اندرسون، به عنوان اثر نابازنماگرا، حضور زمین در کار هنری را آشکار می کند.
۱۰۸.

دامنه مقولی شهود ماهیات پدیده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۲۷۷
ماهیت پدیده شناختی، مابازای اُبژکتیو یک مفهوم است که شهود می شود. پدیده شناسی علم این ابژه ها و درباره آن هاست؛ اما آیا تمامی مفاهیم می توانند واجد ماهیت باشند؟ اهمیت این پرسش در این است که هر مفهومی که نتواند ماهیت داشته باشد، از حوزه پدیده شناسی حذف می شود. معنای پدیده شناختی چنین مفاهیمی مسئله ای چالش برانگیز است. کنارگذاشتن یک موضوع از پدیده شناسی نتیجه اعتقاد به امتناع دست یابی به ذهنیتی متقن درباره آن است؛ زیرا نمی توان شهودی واضح و متمایز از آن داشت؛ درنتیجه، چنین مفهومی فی نفسه مبهم، مغشوش یا درنیافتنی است و هر مفهوم پردازی یا موضعی درباره آن درنهایت، مصادره اوبژه مذکور و موضعی دل بخواهی خواهد بود. دل بخواهی بودن در اینجا می تواند به معنای ابتنا بر موضعی متافیزیکی و البته غیرمتقن، اطلاقی جمعی (فرهنگی) یا ذوقی شخصی یا هنرمندانه باشد. در همان حال، شناسایی مقولاتی خارج از دامنه پدیده شناسی با انتظار ما از آن به عنوان جامع تمام علوم ناهم خوان است؛ اما شهود ماهیت در برخی مقولات مسئله ساز و مناقشه برانگیز است. چنین امکانی برای مفاهیم نظری، انواع طبیعی، مفاهیم فرهنگی و کلیات متعالی هرکدام به نحوی زیر سؤال رفته است. در این متن ابتدا این مسائل به تفصیل بیان می شود و سپس به آنها پاسخ داده می شود. تمام این نقدها در پایبندی به تعلیق پدیده شناختی، ناواقعی بودن ساحت استعلایی و سولیپسیستی بودن پژوهش پدیده شناختی دچار قصور شده اند. قصور آنها ناشی از اتکا به علوم در پژوهش پدیده شناختی است. درنهایت، طبق ملاحظات مطرح شده، شهود ماهیت معنایی جز تشخیص تعلق یا عدم تعلق یک ابژه منفرد به مفهوم کلی متناظر ماهیت مدنظر ندارد؛ درنتیجه، امتناع شهود ماهیت برای یک مقوله به معنای امتناعِ داشتن موضعی درباره تعلق هیچ ابژه ای تحت مقوله مذکور است؛ درحالی که تمام اشکالات فوق به چنین تشخیصی اذعان دارند.
۱۰۹.

تربیت عادلانه؛ امتداد نظریه عدالت شهید مطهری در تربیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۵
بشر همواره به دنبال عدالت بوده و در طول تاریخ شاهد تجربه های موفق و ناموفق فراوانی در طلب آن بوده ایم. یکی از علل مهم ناکامی ها در رسیدن جوامع بشری به عدالت عدم تعریف صحیح آن و ناتوانی از امتداد آن در حوزه های گوناگون بوده است. مسأله ای که در این مقاله دنبال می کنیم آن است که نظریه عدالت شهید مطهری چه امتدادی در اندیشه تربیتی ایشان دارد. بدین منظور کلیه منابع و مراجع موجود و مرتبط با آراء تربیتی ایشان مورد بررسی توصیفی قرار گرفته و داده های حاصل طبقه بندی و تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که باتوجه به تعریف عدالت – مواجهه به تناسب شایستگی – و تربیت – شکوفایی استعدادهای فطری انسان – از نظر ایشان، لازمه تربیت عادلانه این است که ساحات وجودی انسان به صورت متعادل رشد کند و مربی متناسب با استعدادهای گوناگون متربی و همچنین سن و جنسیت او تعامل سازنده داشته باشد. شکوفایی استعدادهای فطری انسان – از نظر ایشان، لازمه تربیت عادلانه این است که ساحات وجودی انسان به صورت متعادل رشد کند و مربی متناسب با استعدادهای گوناگون متربی و همچنین سن و جنسیت او تعامل سازنده داشته باشد.
۱۱۰.

زیبا شناسی خداوند متعال طبق چهار مکتب مشهور در فلسفه هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
چکیده در فلسفه ی هنر پُست مُدرنیسم این مسأله مطرح است که آیا پدیده های طبیعی زیبا را هم می توان اثر هنری قلمداد کرد یا نه؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آفریننده این آثار اعم از حق تعالی، طبق رویکرد دین باورانه و طبیعت، طبق رویکرد الحادی را می توان هنرمند نامید یا نه؟ این جُستار بر مبنای رویکرد دین باورانه به طرح پرسش فوق، بر اساس تعریف هنر در چهار نظریه مشهور در فلسفه هنر می پردازد. بنا بر یافته های این پژوهش طبق نظریه محاکات نمی توان پدیده های طبیعی را آثار هنری و حق تعالی را هنرمند تلقی کرد. اما طبق تعریف توسعه یافته محاکات در فلسفه اسلامی این کار شدنی است. طبق تعریف اولیه مکتب بیان گروی، پدیده های طبیعی آثار هنری نیستند. اما بر اساس تعریف اصلاح شده این مکتب از هنر توسط بندتو کروچه و کالینگوود که در آن قید تجربه شدن احساسات بیان شده در اثر هنری توسط هنرمند، حذف شده است، خداوند هنرمند مطلق است و آفریده های زیبای او آثار هنری بدیع اند .طبق همه قرائت های مکتب فرمالیسم می توان آیات آفاقی زیبا را آثار هنری تلقی کرد و بلاخره طبق اکثر تعاریف مکتب زیباگروی از هنر بخصوص طبق تعریف اصلاح شده پیشنهادی این جُستار از هنر، خداوند هنر آفرین است. برای رعایت احتیاط در بحث توفیقی بودن اسماء الهی و همچنین احترام به ذوق سلیم، مناسب است بجای عنوان هنرمند از اسم مقدس "احسن الخالقین" برای هنرمندی حق تعالی استفاده کنیم که پرشمار در قرآن کریم و روایات بکار رفته است.
۱۱۱.

بررسی تحلیلی- انتقادی «انسان شناسی» کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۶
دستگاه فلسفی کانت، یکی از اثرگذارترین نظامات فلسفی غرب و تامین کننده تعامل و تلائم عقل و تجربه در نظام معرفت شناختی آنان است. در این دستگاه فلسفی ضمن تعیین ماهیت و منبع معرفت، جایگاه عقل و تجربه در تولید معرفت نیز به خوبی معین شده است. علاوه بر این، در نظام فلسفی کانت برای مقولاتی مانند خدا، نفس، اختیار و آزادی انسان و همچنین اخلاق که پس از رنسانس دچار بحرانهای جدی در زیرساختهای معرفتی خود شده بودند، نیز اندیشیده شده و تلاش شده بنیانهای معتبری برای آنها تدارک شود. نکته مهم این است که محور اصلی این دستگاه فلسفی، انسان شناسی است و کانت کوشیده بر این مدار، نظام فلسفی خود را سامان داده و به اهداف پیش گفته نائل شود. از این جهت، بررسی انتقادی انسان شناسی کانت می تواند، راهبرد مناسبی برای سنجش میزان اعتبار و کارآمدی نظام فلسفی او باشد. در این مقاله تلاش شده پس از تبیین دقیق تعریفی که کانت از حقیقت انسان ارائه داده و روش شناسی ای که برای شناخت این حقیقت مشخص کرده، نقدهای وارد بر آن از منظر حکمت اسلامی بیان شود و نقاط قوت و ضعف آن به عنوان میزانی برای سنجش اعتبار و کارآمدی مکتب فلسفی او معلوم گردد
۱۱۲.

زیارت از منظر علوم شناختی؛ همگرایی نگره های تکاملی، عصب شناختی و فضامندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
تجربه معنوی زیارت، غالباً در پیوندی گریزناپذیر با مؤلفه های بیرونی و درونی است که گرانیگاه آن باورهای زائر است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای درصدد بازیابی هسته شناختیِ مشترکِ تجربه معنوی زیارت از سه منظر تکاملی، عصبشناختی و فضامندی ناظر به سه گانه مزور، زائر و مزار است. براساس دیدگاه تکاملی، میل به جاودانگی و روح باوری در کنار قوه ذهنمندانگاری، زمینه شکل گیری زیارت و ارتباط با هویتی فرامادی مانند خدای شخص وار و ارواح درگذشتگان به ویژه انسان های مقدس را فراهم می آورد. یافته های عصب شناختی نیز نشان می دهند، تجربه معنوی زیارت نه تنها به لحاظ هیجانی بلکه به لحاظ شناختی تغییراتی در دستگاه عصبی زائر ایجاد می کند. این تغییرات هم در دستگاه عصبی خودمختار و هم در دستگاه عصبی مرکزی، قابل پی جویی است. چنانکه وقتی فرد بصورت خودراهبر درگیر مناسک زیارت می شود، نه تنها «تغییر در حالت آگاهی» او رخ می دهد بلکه بیش از هر چیز فرد «احساس حضور» را تجربه می کند. در نگره فضامندی، زیارتْ مناسکی است بدنمند که توسط گروهی از افراد اجرا شده و طی آن مکانی خنثی تبدیل به فضایی مقدس می گردد.
۱۱۳.

خوانش مقدس از تکامل طبیعت: تحلیل نظریه تیار دشاردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۹
رابطه بین تقدس طبیعت و مساله تکامل از چالش های مهم فلسفه دین معاصر محسوب می شود. برخی فیلسوفان معتقدند که تکامل می تواند بدون نیاز به خالق، فرایند حرکتی طبیعت را تبیین کند. اما تیار دشاردن، الهی دان یسوعی فرانسوی، با وجود پذیرش علم و نظریه تکامل، دیدگاهی ارائه می دهد که همزمان تقدس و هدفمندی طبیعت را نیز شامل می شود. او معتقد است که تکامل نه تنها یک فرایند بیولوژیکی، بلکه یک فرایند معنوی است که به سوی غایتی متعالی حرکت می کند و این غایت، حضور خدا را ضروری می سازد. در این مقاله به روش تحلیلی خوانش دشاردن از طبیعت متکامل مقدس مورد بررسی قرار می گیرد. دشاردن ابتدا از خوانش سنتی مسیحیت فاصله گرفته و سپس با ارائه یک بازتعریف از مسیحیت، رابطه آن با علم مدرن را تبیین می کند. او با معرفی مفهوم "نواسفر"، نهایت مسیر تکامل را به سوی یک آگاهی جهانی و مقدس ترسیم می کند. چارچوب نظری او تکامل را همزمان با حفظ تقدس و معنویت طبیعت پذیرفتنی می سازد.
۱۱۴.

نوآوری اجتماعی: بصیرت هایی از فلسفه تحلیلی فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۴۸
ایده اصلی این مقاله از مقایسه «نوآوری اجتماعی» با «نوآوری فناورانه» (نوآوری مصنوعات فناورانه) شکل گرفته است. در مطالعات نوآوری عموماً (بر اساس دیدگاه شومپیتر) نوآوری را «هرگونه ابداع یا خلاقیت در ایده، روش، محصول (مصنوع)، خدمات و ... » می دانند «که به بازار و مشتری متصل شود» (ابداعِ تجاری سازی شده). بر اساس این تعریف، تا زمانی که یک «ابداع» به بازار راه پیدا نکرده باشد نمی تواند نوآوری (شومپیتری) تلقی شود. بدیهی است که اغلب مصنوعات فناورانه ابداع شده را می توان با مکانیسم های کم وبیش مشخصی تجاری سازی کرد ولی در خصوص ابداعات اجتماعی، چنین چیزی حتی اگر مقدور باشد لزوماً مطلوب نیست. بنابراین مسئله اصلی مقاله این است که آیا اصولاً «نوآوری اجتماعی» را می توان/باید نوآوری شومپیتری تلقی کرد؟ برای پاسخگویی به این پرسش، دو مقوله «هدف» و «وسیله» در نوآوری اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرند و بر این اساس، از این ادعا دفاع می شود که نوآوری اجتماعی، یک نوآوری شومپیتری نیست. در یک نوآوری اجتماعی، «هدف» نمی تواند «صرفاً (یا کاملاً) غیراجتماعی» باشد گرچه ممکن است «علاوه بر» هدف اجتماعی، اهداف اقتصادی، فناورانه یا ... نیز برآورده شود. در واقع، اگر هدف یک نوآوری، صرفاً سود اقتصادیِ بنگاه باشد ولی شیوه دستیابی به هدف، تغییرات غیرفنی و از نوع اجتماعی (انسانی-سازمانی) باشد، همچنان از دایره نوآوری اجتماعی خارج است. از نظر «وسیله» نیز نوآوری اجتماعی، وابسته به «نقش فعال» افراد و گروه های اجتماعی، و فرایندی از پایین به بالاست (نوآوری اجتماعی فعال در مقابل نوآوری اجتماعی منفعل). در این مقاله نشان داده می شود که بهترین «وسیله» برای ایجاد نوآوری اجتماعیِ فعال، تفکر «طراحی اشیای اجتماعی» (به جای به کارگیری اشیای اجتماعی از پیش موجود) است.
۱۱۵.

بررسی وضعیت تولیدات علمی و هم رخدادی واژگان حوزه فلسفه بر اساس مقالات نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۴۲۲
فلسفه هنر و علم تفکر و کسب بینش در مورد جهان و چیستی ها است. شناسایی زمینه های پژوهشی و محدوده موضوعات آن مهم به نظر می رسد، این پژوهش با هدف رسیدن به درک جامعی از روند و ساختار موضوعی مقالات حوزه فلسفه انجام شده است. پژوهش حاضر توصیفی با رویکرد علم سنجی که به تحلیل محتوای متون با استفاده از هم رخدادی واژگان و تحلیل شبکه های اجتماعی پرداخته است. جامعه پژوهش حاضر شامل مقالات حوزه فلسفه است که در پایگاه وب آو ساینس برای بازه 5 ساله 2017-2021 در نمایه استنادی هنر و علوم انسانی منتشر شده است، نهایتا 4829 مقاله به منظور ترسیم جامعی از ساختار فکری دانش در حوزه فلسفه انتخاب شد. برای تحلیل داده ها و ترسیم نقشه علمی از بستهR bibliometrix بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد بیشترین افزایش در مدارک منتشر شده در 3 سال گذشته رخ داده است، فیشر (Fischer) پرکارترین نویسنده در سال های اخیر بوده است. کشورهای آمریکا و انگلستان دو کشور برتر به لحاظ دریافت استنادهای حوزه علمی فلسفه هستند. برجسته ترین سازمانINST philosophy است. «کانت» و «فلسفه تجربی» بیشترین فراوانی را در بین سایر کلیدواژه ها داشتند. پژوهش های حوزه فلسفه به چهار خوشه تقسیم شده؛ خوشه های «مکاتب و نحله های فکری فلسفی» و «عمل گرایی» به عنوان خوشه با تراکم بالا و توسعه یافته شناخته شدند و خوشه های «فلسفه تجربی» و «فلسفه» خوشه های محوری اما توسعه نیافته بودند. با توجه به یافته ها و فراوانی بالای کلیدواژه کانت و روابط این کلیدواژه با دیگر کلیدواژه ها می توان به این نکته پی برد که آراء و نظریات کانت همچنان مورد توجه و وزنه سنگینی در مباحث فلسفی است. همچنین با توجه به خوشه های مستخرج، مشاهده شد که این پژوهش ها از تنوع بالایی برخوردار نیستند و مباحث مغفول مانده فلسفی بسیاری به نظر می رسد، هنوز وجود دارد.با تحلیل موضوعات مربوط به مدارک حوزه فلسفه، پیشرفت های علمی و روندهای همکاری علمی این حوزه برجسته می شود و این می تواند به سیاست گذاران و محققان کمک کند تا علاوه بر درک وضعیت فعلی تحقیقات فلسفی نسبت به پیش بینی و شناخت آینده نیز گام هایی بردارند.
۱۱۶.

تأملی بر تفسیر ذهنی فلسفه احتمال: شناخت احتمالاتی و ادراک غیراحتمالاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷
تفسیر ذهنی، به عنوان یکی از چهار تفسیر مرسومِ فلسفه ی احتمال، توسط فرانک رَمزی و برونو دوفینیتی برای غلبه بر برخی مشکلات بِیزگرایی معرفی شده است. این تفسیر امروزه طرفدارانی دارد و مورد توجه بسیاری از بیزگرایان است. ویژگی معرفت شناختی چارچوب بِیزی، اعتماد ذهنی (یا اعتبار) است. هدف این مقاله، بررسی بیشتر تفسیر ذهنی فلسفه ی احتمال، از منظر تنشِ بین شناخت احتمالاتی و ادراک غیراحتمالاتی است. منظور از شناخت احتمالاتی، شناختی برپایه روابط ریاضی و بویژه فرمول بِیز است که با استفاده از اعتبارها (درجات باور) میزان اطمینان از وقوع پیشامدی را ارائه می کند و در مقابل ادراک غیراحتمالاتی حاصل تفاسیر فردی یا هر نوعی دیگر از تخصیص احتمال بدون درنظرگرفتن ریاضیاتِ احتمال است. با بررسی های صورت گرفته نشان داده خواهد شد که این تنش واقعی است و راه حل ارائه شده در این مقاله این است که در پیشبینی رخدادهای مبتنی بر تفسیر ذهنی- نمی توان از ادراک غیراحتمالاتی چشم پوشی کرد.
۱۱۷.

تحلیلی بر ضرورت نقش اخلاق در پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۳ تعداد دانلود : ۳۰۹
اخلاق پژوهش رهنمودهایی را برای انجام مسئولانه تحقیق ارائه می دهد.در پژوهش های علوم انسانی اخلاق یکی از موضوعات محوری و بعنوان اخلاق برنامه ریزی، انجام و گزارش تحقیق تعریف می شود که ما را در مورد چگونگی انجام و انتشار تحقیقات علمی راهنمایی می کند. هدف این پژوهش ارائه اصول اخلاقی سازماندهی و انجام تحقیق و هم چنین تشریح ویژگی های افراد دارای اخلاق حرفه ای می باشد. روش تحقیق این پژوهش اسنادی- تحلیلی است. با تحلیل یافته ها 25 اصل اخلاقی پژوهش ارائه شده است و براساس ویژگی های افراد دارای اخلاق حرفه ای تقسیم بندی شده است. پاى بندى به مسؤولیت هاى اخلاقى در سطح پژوهشگران محتاج اصول اخلاقى پژوهش است.بنابراین این اصول، راهنمایی های اخلاقی را برای محققان و مؤسساتی که در آن کار می کنند ارائه می دهد. در پژوهش های علوم انسانی اخلاق از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به عنوان یک مؤلفه کلیدی در نظر گرفته می شود.ارتقای اهداف تحقیق،ارتقا همکاری و هماهنگی زیاد بین افراد مختلف در پژوهش،پاسخگو کردن محققان در برابر مردم،کمک به ایجاد حمایت عمومی از پژوهش و تقویت مسئولیت اجتماعی از دلایل اهمیت چرایی رعایت اصول اخلاقی در پژوهش های علوم انسانی است.
۱۱۸.

شرح و ارزیابی رویکرد ضدافلاطونیِ گادامر در رابطه با میمه سیس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۸۶
یکی از کهن ترین نظریه ها دربارۀ سرشت هنر، نظریۀ «تقلید» (هنر به منزلۀ تقلید طبیعت) است. نخستین بار افلاطون مبانی نظری این نظریه را ازحیث فلسفی بررسی کرد. آنچه در موضع افلاطونی درخصوص ماهیت میمه سیس محوریت دارد، فاصلۀ وجودی میان اصل و روگرفت است. این رویکرد در تاریخ فلسفه موجب واکنش های متفاوتی شده است. هانس گئورگ گادامر در دورۀ معاصر، به تأسی از مبانی هرمنوتیک فلسفی خودش به ارزیابی مسئلۀ میمه سیس و رویکرد افلاطونی پرداخته است. او برخلاف افلاطون، حیث وجودی و معرفتیِ روگرفت را در نسبت با اصل در مرتبۀ نازلی قرار نمی دهد؛ بلکه به باور او، خودِ روگرفت ازحیث «سرشاری و فزونی در وجود» و بازنمایی «معنا» می تواند نقش اصل را بازی کند. برپایۀ این نگرش، ما به جای اینکه روگرفت را براساس اصل بسنجیم، این خود روگرفت است که می تواند بینش ما را نسبت به اصل (یا واقعیت) و حتی خودمان هم متحول سازد. براین اساس، اثر هنری، حتی اگر روگرفت چیزی هم باشد، باز می تواند موجب «بازشناسی» شود. در نوشتار حاضر ضمن شرح موضع ضدافلاطونیِ گادامر درخصوص رابطۀ اصل و روگرفت در حوزۀ هنر، با تکیه بر برخی از آثار مرتبط او، به ارزیابی نگرش او پرداخته می شود و نشان داده می شود که او باوجود تأکیدش بر نقش مستقلِ روگرفت، گهگاهی ناخواسته به همان موضع افلاطونی بازمی گردد.   
۱۱۹.

رورتی درمقابل کانِنت، «آزادی» بدون «حقیقت»: خوانش رورتی از اورول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۴۳۴
آیا «آزادی» بدون «حقیقت» معنای محصلی دارد؟ فریب مردم حمله به آزادی آنها تلقی می شود؛ اما بدون «حقیقت» چگونه می توان فریب را تشخیص داد؟ پاسخ مشهور رورتی این است که اگر ما مراقب «آزادی» باشیم، «حقیقت» مراقب خود خواهد بود. نزد او «آزادی» مقدم بر «حقیقت» است. کاننت، برخلاف رورتی، عقیده دارد «حقیقت» مبنای اساسیِ «آزادی» است. وی به رمان 1984 اورول اشاره می کند. کاننت «قساوت[1]» جهان 1984 را نتیجۀ حذف «حقیقت» در این جهان می داند. کاننت، در پی طراحی راهبرد ویژه ای برای واردساختن انتقاداتش بر رورتی است. او برخلاف منتقدان رئالیست رورتی، قصد ندارد به معنای «متافیزیکی» «حقیقت» استناد کند. کاننت با رورتی موافق است که «رئالیسم متافیزیکی» نمی تواند مبنای «آزادی» باشد؛ اما ازنظر او «حقیقت»، کارکردی «غیر متافیزیکی» در «عرف عام» دارد که نقشی اساسی در شکل گیریِ «آزادی سیاسی» ایفا می کند؛ اما کاننت در طراحی راهبرد انتقادی خویش موفق نیست. وی نه تنها گزارش دقیقی از اندیشۀ رورتی ارائه نمی دهد، بلکه برخلاف ادعایش، نمی تواند بدون توسل به رئالیسم متافیزیکی، کارکردهای غیررئالیستی حقیقت را برای دفاع از «آزادی» به کار گیرد؛ ازاین رو، ناچار، رئالیسمی نهفته[2] را وارد استدلال هایش می کند که منافی رویکرد غیرمتافیزیکی او است. [1] Cruelty [2] Crypto Realism
۱۲۰.

وساطت فناوری در تحول امر جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۲ تعداد دانلود : ۵۰۱
جنسیت در دو بعد عملی و مفهومی ماهیتی دگرگون شونده و متغیر دارد. در طول زمان و به تبع تحول شرایط مادی زیست و قراردادهای اجتماعی، هم اعمالی که دارای جنبه جنسیتی هستند تغییر می کنند و هم تصور افراد جوامع درباره دسته بندی ها و مناسبات جنسیتی دستخوش تحول می شود. یکی از عواملی که بر این تحولات اثرگذار بوده و خود نیز از آنها متاثر می شود، فناوری است. در قرون اخیر فناوری عامل پیشتاز در تحولات زیست بشر بوده، و جنسیت نیز از عرصه این تحولات برکنار نمانده است. نقش فناوری در تحولات جنسیتی از جمله موضوعاتی است که در محدوده مشترک مطالعات فناوری و مطالعات جنسیت مورد واکاوی و پژوهش قرار گرفته است. مقاله حاضر با استفاده از نظریه «وساطت فناوری» فربیک که رویکردی پساپدیدارشناسانه نسبت به فناوری دارد، و نظریه «پارادایم های خوشه ای زنانگی» استولجار درباره مؤلفه های جنسیت، چارچوبی نظری برای تحلیل نقش فناوری در تحول ابعاد مفهومی و عملی جنسیت ارائه می دهد. در این چهارچوب انواع حالات وساطت فناوری در ابعاد مختلف جنسیت از جمله بدن زیستی، تجربه زیسته پدیداری، نقش های اجتماعی و خود-انگاره مورد تحلیل قرار می گیرد. همچنین برای تکمیل انواع وساطت فناوری، سه مورد «مداخله گری در بدن»، «امکان آفرینی» و «نقش نمایی» به حالات برشمرده شده توسط فربیک افزوده و مصادیق آنها در تحول امر جنسیتی بررسی می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان