زیارت از منظر علوم شناختی؛ همگرایی نگره های تکاملی، عصب شناختی و فضامندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجربه معنوی زیارت، غالباً در پیوندی گریزناپذیر با مؤلفه های بیرونی و درونی است که گرانیگاه آن باورهای زائر است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای درصدد بازیابی هسته شناختیِ مشترکِ تجربه معنوی زیارت از سه منظر تکاملی، عصبشناختی و فضامندی ناظر به سه گانه مزور، زائر و مزار است. براساس دیدگاه تکاملی، میل به جاودانگی و روح باوری در کنار قوه ذهنمندانگاری، زمینه شکل گیری زیارت و ارتباط با هویتی فرامادی مانند خدای شخص وار و ارواح درگذشتگان به ویژه انسان های مقدس را فراهم می آورد. یافته های عصب شناختی نیز نشان می دهند، تجربه معنوی زیارت نه تنها به لحاظ هیجانی بلکه به لحاظ شناختی تغییراتی در دستگاه عصبی زائر ایجاد می کند. این تغییرات هم در دستگاه عصبی خودمختار و هم در دستگاه عصبی مرکزی، قابل پی جویی است. چنانکه وقتی فرد بصورت خودراهبر درگیر مناسک زیارت می شود، نه تنها «تغییر در حالت آگاهی» او رخ می دهد بلکه بیش از هر چیز فرد «احساس حضور» را تجربه می کند. در نگره فضامندی، زیارتْ مناسکی است بدنمند که توسط گروهی از افراد اجرا شده و طی آن مکانی خنثی تبدیل به فضایی مقدس می گردد.