فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۵۲۱ تا ۷٬۵۴۰ مورد از کل ۸٬۱۵۲ مورد.
پنجره در معماری مسکونی دوره صفویه اصفهان
حوزههای تخصصی:
تعیین حریم و ضوابط حفاظتی آثار تاریخی
حوزههای تخصصی:
پامنار قم
منبع:
اثر پاییز ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
معرفی یک نقشه بدون شناسنامه
منبع:
اثر پاییز ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
نقشه اورمیه در سال 1312 شمسی
منبع:
اثر پاییز ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
مطالعات کاربردی هنر؛ ویژه ی معماری مدرن
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهرستان رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرستان رشیدی مجموعه سکونتی و دانشگاهی بزرگی بوده است که در قرن هشم هجری در حومه دارالسطنه تبریز به دست رشید الدین فضل الله همدانی وزیر فرزانه پادشاهان مغول (ایلخانیان) ساخته شد. رشیدالدین این مجموعه سکونتی و دانشگاهی را رشید آباد خوانده است. طبق مستندات وقفنامه ربع رشیدی شهر رشید آباد شامل دو بخش بود : یکی ربع رشیدی و دیگری شهرستان رشیدی . ربع رشیدی مانند قلعه ای در قلب شهرستان قرار گرفته و دارای عملکرد آموزشی. مذهبی. درمانی بود. شهرستان رشیدی از محلات مختلف تشکیل می گردید و عناصر مهم شهری مانند بازار قیصریه. کاروانسراها .حمام ها. مساجد. کارخانه های کاغذسازی و رنگ سازی گازرگاه در آن قرار داشت. تمام این مجموعه و باغ های آن در بارویی محصور بود که با چهار دروازه به اطراف راه می یافت. در مرحله اول این تحقیق نظام کالبدی ربع رشیدی مورد پژوهش قرار گرفت و در این مرحله سازمان فضایی شهرستان رشیدی بررسی می شود. در این تحقیق بر اساس داده های وقفنامه یک طرح شماتیک فرضی از شهرستان رشیدی به دست داده شده است. این طرح کاملا منطبق با مستندات وقفنامه ربع رشیدی نوشته رشیدالدین فضل الله است البته سایر منابع نیز دیده شده اما طرح مبتنی است برداده های وقفنامه. روش تحقیق تحلیل محتوا است و گزینه تصوری از طریق آزمون و خطای فرضیه های متعدد به دست آمده است. تحلیل سیستم آبرسانی شهر که در نوع خود بی نظیر است به شکل گیری زمینه های طرح فرضی شهرستان کمک اساسی نموده است. در مرحله سوم این طرح که بعدا انجام خواهد شد سعی می شود که این طرح فرضی با موقعیت زمین قلعه رشیدی در شهر تبریز انطباق داده شود.
مقبره چهل دختران دامغان
ظرفیت سازی در شهرهای متوسط و توسعه فضایی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر مبنای پژوهشی در مبانی نظری و بنیان های تجربی نظریه های مدافع نقش توسعه ای شهرهای متوسط تهیه شده و هدف از آن معرفی مساله اهداف روش و یافته های تحقیق است. در اغلب کشورهای در حال توسعه گرایش برنامه ریزان به تمرکززدایی فضایی کاهش نابرابری های منطقه ای و دو گانگی های شهری - روستایی در دهه های اخیر منجر به اتخاذ راهبردهای شهرنشینی متفاوتی گردیده و یکی از مهمترین این راهبردها : تقویت شهرهای متوسط و حمایت از آنهاست این خط مشی بر مبنای این فرض کلی که شهرهای متوسط در فرایند توسعه فضایی مناطق و در نشت آثار توسعه به پیرامون نقش مثبت ایفا می کنند. قرار دارد. از آنجا که تا کنون شناخت کافی از ارتباط بین این راهبرد و نتایج عملی و عینی آن حاصل نگردیده و مطالعات پیرامون آن محدود می باشد پژوهش مذکور با هدف تبیین نقش این شهرها فرضیه هایی را در خصوص وجود رابطه معنی دار بین تقویت بنیان های کالبدی اجتماعی و اقتصادی (ظرفیت سازی در) شهرهای متوسط و متوازن تر شدن نظام شهری منطقه و انگیزش اقتصاد سکونتگاه های پیرامون به آزمون نهاده است. بررسی روندهای موجود نشان می دهد که در شرایط تمرکزگرایی جمعیت شهری و بالا بودن نسبت تمرکز جینی (GINI) در سطح کشور و شدت تمرکز و تجمع جمعیت شهری در استان مورد مطالعه و وجود پدیده نخست شهری (PRIMACY) تعدیل قطب گرایی در توسعه شهری تمرکز زدایی از شهر مسلط از طریق راهکار تقویت شهرهای متوسط اقدامی منطقی در جهت توسعه فضایی منطقه ای می باشد در این میان پرسش اصلی تحقیق آن است که آیا عملا رابطه مثبت بین حمایت از شهرهای متوسط و کاهش درجه نخست شهری و توسعه سکونتگاه های پیرامون وجود دارد و به عبارت دیگر آیا فرضیه های حاکم بر دیدگاه های مدافع نقش توسعه ای (DEVELOMPRNTAL) شهرهای متوسط در کشور ما به ویژه در منطقه مورد نظر قابل پذیرش است و آیا می توان از آن به عنوان یک ابزار نسبتا معتبر جهت اصلاح شبکه شهری به منظور توسعه فضایی استفاده کرد؟ با تدقیق فرض ها و پرسش های فوق و سپس تجمیع آنها الگوی مفهومی و دستگاه فرضیه های تحقیق شکل گرفته است. آنگاه با تعریف فرضیه های قابل آزمون شاخص های مربوط به آنها در قالب یک الگوی تحلیل ارایه گردیده و سپس فرضیه های انتخابی مورد آزمون واقع شده است. مقابله الگوی تحلیل باداده های مورد بررسی در منطقه خراسان و بجنورد چنین نتیجه داد که با تقویت شهر متوسط علائمی از افزایش فاصله نقطه جدایی از سوی شهر متوسط به شهر مسلط کاهش درجه نخست شهری انگیزش اقتصادی سکونتگاه های پیرامون و افزایش کشش پذیری و جاذبه جمعیتی شهر پدیدار گردیده است.
شوش، اصطخر، سیراف، دامغان مساجد ستون دار ساده اوایل دوره اسلامی
حوزههای تخصصی:
مسجد دو مناره سقز
حوزههای تخصصی:
بقعه خضر همدان
حوزههای تخصصی:
طرح خواناسازی و مرمت فضای عمومی و احیای معماری گوشه شمال شرقی؛ معبد آناهیتا کنگاور
منبع:
اثر پاییز ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
پیشینه و نقشه تاریخی قلعه چهریق
منبع:
اثر پاییز ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
«پیشینه نور در معماری و وسایل روشنایی در هنر اسلامی ایران»
منبع:
اثر پاییز ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
بازشناخت سبک های معماری
حوزههای تخصصی:
بررسی یک شباهت
منبع:
صفه ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، با بیانی تحلیلی به شباهت قابل توجهی پرداخته شده است که بین یکی از طرح های معمار معاصر و مشهور غربی لئون کرایر (Ieon Krier) با یکی از معروف ترین آثار معماری دوره اسلامی ایران وجود دارد. چنین شباهتی، در دو راستا، یکی کیفی و اجمالی و دیگرای کمی و تفصیلی، مورد تشریح قرار گرفته؛که پس از معرفی مختصر توضیحات اولیه ارائه می گردد.
تاثیر بزرگراه های درون شهری در تغییر منظر شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد و گسترش شهر تهران و تغییر مداوم ابعاد شهری ضرورت ایجاد شبکه ای منسجم و به هم پیوسته از راه های شهری را به صورت سلسله مراتبی معین و تعریف شده ایجاب می کند. شبکه ای منطبق با ضوابط و آیین نامه های موجود که در آن ترتیب قرارگیر و ارتباط راه های دسترسی از راه های فرعی تا جمع کننده ها و در نهایت بزرگراه های درون شهری کاملا رعایت شده باشد. در چنین مجموعه ای بزرگراه به عنوان بیرونی ترین عنصر شبکه راه های درون شهر در نظام سلسله مراتب (مبتنی بر تعاریف موجود در آیین نامه) بیشتر واحد ارزش و نقش جابجایی و دسترسی خواهد بود. بدین ترتیب بزرگراه های درون شهری باید بتواند سواره ها را از مکانی به مکانی دیگر منتقل کند و وظیفه تامین دسترسی را بر مبنای سلسله مراتب شبکه به خیابان های شریانی واگذار نماید. اما مسئله ای که اغلب از نظر طراحان شبکه راه ها به دور می ماند این است که با توجه به وضعیت فعلی شهر تهران شبکه راه های شهری باید با تغییرات درونی محله ها ساماندهی گردد. نه اینکه مانند یک نقشه از پیش تعیین شده بر روی نقشه فعلی شهر قرار گیرد بلکه به مقتضای وضعیت پیشنهادیش تغییر حالت ها و اتفاقات ناگهانی را در زمینه و بافت شهر سبب گردد. برای رسیدن به این هدف نکاتی باید مد نظر طراحان قرار گیرد که نقطه مشترک کار طراحان شهری و طراحان بزرگراه ها می باشد. از اصلی ترین این نکات مسئله حریم راه و ارتباط آن با بافت مجاور است که به طور کلی در قالب مسائلی مثل آلودگی ها و ایمنی و دید بصری موضوع منظر شهری بزرگراه ها را شکل می دهد. بنابراین در این مقاله که با همکاری خانم مهندس غزال کرامتی تهیه شده است سعی گردیده با این نکات که برای رسیدن به طراحی مناسب بزرگراه و همخوانی آن با زمینه بافت شهری باید مد نظر طراحان بزرگراه از سویی و طراحان راه از سوی دیگر قرار گیرند بررسی و تحلیل شده و منظر بزرگراه های شهری موجود در تهران نیز بر این مبنا ارزیابی شود.