ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۸۱ تا ۵٬۴۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۲ مورد.
۵۳۸۱.

بررسی و تحلیل نظام پراکنش فضایی سکونتگاه های روستایی با تأکید بر عوامل محیطی و با استفاده از GIS، مطالعه موردی: دهستان درح شهرستان سربیشه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۱۱
سکونتگاه های روستایی در ایران با توجه به تنوع عوامل محیطی-اکولوژیکی از یک سو و تأثیر نیروهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از سوی دیگر، برپا شده اند و طی سال های متمادی پراکنش فضایی خاصی پیدا کرده اند. در این ارتباط عوامل طبیعی از عناصر تأثیرگذار در الگوی استقرار و پراکنش سکونتگاه های روستایی بوده و در عین حال نقش مهمی نیز در ساماندهی فضایی نظام سکونتگاهی دارد. ساماندهی فضایی نظام سکونتگاهی در مفهوم آمایش سرزمین رابطه تنگاتنگی با الگوهای فضایی- کالبدی سکونتگاه های روستایی دارد. لذا روشن است که یکی از عوامل دستیابی به توسعه متعادل در نواحی روستایی، رسیدن به الگوی مناسب فضایی در نظام سکونتگاهی به طور کلی و سکونتگاه های روستایی به صورت ویژه می باشد. این پژوهش سعی در شناسایی پهنه های مناسب و نامناسب استقرار سکونتگاه های روستایی با توجه به مخاطرات محیطی، تشخیص میزان پایداری و ناپایداری این سکونتگاه ها جهت دستیابی به برنامه ای مناسب درپراکنش فضایی روستاهای بخش درح شهرستان سربیشه دارد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی – تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز تحقیق نیز به شیوه اسنادی و مطالعات میدانی جمع آوری گردیده است. پس از شناسایی عوامل طبیعی مؤثر در شکل گیری و پراکنش سکونتگاه های روستایی، با توجه به داده های مکانی، آماری و توصیفی، ظرفیت ها ومحدودیت های موجود پراکنش در منطقه و نقشه پهنه بندی مکان های بهینه استقرار سکونتگاه های روستایی تهیه و در نهایت راهبردها و راهکارهای مناسب ساماندهی فضایی ارائه گردیده است. کلیه مراحل تجزیه و تحلیل اطلاعات و خروجی نهایی آن با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) صورت گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عوامل طبیعی تأثیر بسیار مهمی بر استقرار وپراکنش سکونتگاه ها، در محدوده مورد مطالعه دارد. همچنین بر اساس داده های موجود، روستاها از نظر خطر پذیری به چهار گروه تقسیم شده اند که در راستای برنامه ریزی مناسب جهت دستیابی به توسعه پایدار و بر اساس نوع استقرار هر روستا، مؤثر می باشد.
۵۳۸۲.

بررسی پیامدهای درجاسازی روستای عالیشاهی (نورآباد ممسنی) پس از زلزله 1389 فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۲۶۴
در اغلب برنامه های بازسازی پس از سانحه، سیاست جابه جایی سکونتگاه به عنوان راه حلی مناسب در راستای کاهش خطر در مقابل سوانح قلمداد می شود. با این حال بررسی تجارب مختلف حاکی از آن است که پیامدهای جابه جایی به گونه ای بوده که عموماً بازماندگانی که جابه جا شده اند به دلایل مختلفی از جابه جایی رضایت نداشته و این امر در مواردی به خالی از سکنه شدن واحد های احداثی در روستای جدید و بازگشت به روستای قدیم منجر شده است. به منظور تبیین ضرورت بازنگری در اتخاذ سیاست جابه جایی سکونتگاه های روستایی در جریان بازسازی مسکن پس از سوانح، این پژوهش از طریق تجارب اجرایی نگارندگان در حین اجرا، مشاهدات میدانی و مصاحبه عمیق با روستاییان و با رویکردی کیفی و روش بررسی موردی به تحلیل پیامدهای سیاست درجاسازی روستای عالیشاهی در شهرستان نورآباد ممسنی استان فارس پس از زلزله سال 1389 می پردازد. درجاسازی روستای عالیشاهی نشان داد که در بسیاری از موارد، جابه-جایی روستاها پس از وقوع سانحه تنها گزینه پیش روی نمی باشد و در صورت حذف و یا کاهش موارد تهدید و آسیب-پذیری ساختگاه موجود، از منظر رضایت مندی و بهره گیری از سرمایه های موجود، سیاست درجاسازی هر چند با هزینه-های اولیه بالاتر، گزینه مناسب تری نسبت به جابه جایی و انتقال روستاییان است. در صورت درجاسازی سکونتگاه علاوه بر حفظ منابع معیشتی مردم، منظر روستا نیز تا حد امکان حفظ می شود. ضمن این که در فرآیند بازسازی باید همواره رفع مشکلات موجود در مسکن سنتی را درنظر داشته و به تناسب مسکن با اقلیم منطقه نیز توجه نمود. از سویی در این تجربه برخلاف تصور رایج که استفاده از مصالح بومی و تکیه بر دانش ضمنی روستاییان، منجر به کاهش سرعت بازسازی می شود، با حضور و مشارکت مردم در مراحل مختلف برپایی مسکن، این بازسازی در مقایسه با روستاهای مشابه، طبق برنامه زمانی از پیش تعیین شده انجام گردید.
۵۳۸۳.

تأثیر مواد افزودنی بر مقاومت های مکانیکی خشت ساخته شده از خاک اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۳۰۶
با وجود تعداد زیادی بناهای خشتی در ایران، اصفهان به عنوان یک شهر تاریخی در مرکز ایران دارای بناهای تاریخی و غیر تاریخی خشتی فراوان است که قدمت برخی از آنان چند صد سال است. همچنین روستاهای متعددی با بناهای کاملاً خشتی با ده ها هزار سکنه در داخل و خارج از منطقه اصفهان وجود دارد. اخیراً محققین بر روی بهبود رفتار مقاومتی بناهای خشتی شامل خواص مقاومتی خشت و روش های مرمت و مقاوم سازی سازه های خشتی موجود، متمرکز شده اند. به منظور بهبود خصوصیات مقاومتی خشت های تولیدی از خاک منطقه شمال شرق اصفهان (حبیب آباد) ، در این تحقیق تأثیر مواد افزودنی شامل ماسه، گچ، آهک، پودر آجر و کاه با درصد ها و ترکیبات مختلف، بر روی 21 طرح، مورد بررسی قرار گرفته است. پس از افزودن مواد مضاف به خاک و ساخت طرح ها، خصوصیات مقاومتی هر کدام از طرح ها با استفاده از آزمایش های مربوطه تعیین و با خشت ساده مقایسه شدند. آزمایش های انجام گرفته به دو دسته تقسیم می شوند. دسته اول، آزمایش های مربوط به خاک شامل درصد رطوبت خاک، دانه بندی، هیدرومتری، حد خمیری، حد روانی و درصد مواد آلی، که فاز اول پروژه محسوب می شود. دسته دوم، آزمایش های مربوط به خشت شامل آزمایش های مقاومت فشاری، خمشی، سایشی و وارفتگی بوده اند که می توان آن ها را فاز دوم پروژه دانست. آزمایش های انجام گرفته و روابط استفاده شده در این تحقیق بر اساس دستورالعملCentre for the Development of Enterprise (CDE) به کار برده شده اند. اجرای این طرح ها و انجام آزمایش های انجام گرفته بر روی آن ها در مدت زمانی به طول 8 ماه در آزمایشگاه خاک و مصالح ساختمانی دانشگاه اصفهان صورت گرفت. بر اساس نتایج حاصل از آزمایش ها، افزودن مواد مضاف به خشت، می تواند از ایجاد ترک های عمیق در آن جلوگیری کند. برای خاک منطقه شمال شرق اصفهان بهترین ماده افزودنی به خشت جهت بهبود مقاومت های مکانیکی آن، گچ و یا ترکیب پودر آجر و گچ می باشد. مناسب ترین مقدار، 25% وزنی گچ و یا ترکیب 10% پودر آجر و 20% گچ است که باید به خاک اضافه شود. در بین مواد افزودنی، آهک همواره نقشی منفی در جهت کاهش مقاومت های مکانیکی خشت دارد که استفاده از آن توصیه نمی گردد. واژگان کلیدی:
۵۳۸۴.

Integrating Thermal and Lighting Analysis to Optimize Window Size of Educational Buildings(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱ تعداد دانلود : ۴۵۵
Designing buildings with the lowest possible cost base is an essentiality in sustainable architecture. Previously, due to the computational complexity of building's energy consumption, the environmental impact on thermal and lighting energy consumptions haven't been considered simultaneously. As non-linear relationships are often disclosed, a comprehensive approach is necessary to reduce the total energy need of a building and optimize the façade configuration at the same time. Solar radiation affects thermal and lighting energy consumption which depends on building fabric’s characteristics. In this paper a parametric method to optimize the window size and sunshade dimensions of an educational building in mild climate of Iran is presented. Through integrating thermal and lighting energy consumption, 6750 window and sunshade configurations are studied and compared. First, climatic parameters and thermal analysis are validated by on-site measurements. Then, the characteristics of the simulated model and all thermal and lighting parameters have been defined. Finally, the best solution is optimized through genetic algorithm. The results show that, in the first phases of the design process building’s characteristics should comply with national code regulations and then components of the building will be optimized. Additionally the horizontal windows with higher sill levels are more energy-efficient in classrooms.
۵۳۸۵.

Introduction of Interactive Architecture and Its Role in the Adaption of Architecture(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۸ تعداد دانلود : ۵۹۸
This essay tries to introduce the importance and efficiency of interactive architecture, also tries to clarify, what the meaning of interactive architecture is and how it can affect our lives in the near future. Interactive architecture depicts a viewpoint for the future via composition of emerging technologies with architecture. This viewpoint has been constructed by the convergence of embedded computation and kinetic counterpoint that make adaptability between interaction of human being and environment. The reason of making these systems is for creation of objects and spaces that can afford variable necessities of individual, social and environmental demands. Progress will be accomplished if the interactive systems can be part of wide spreading systems not being individual. Prediction of this matter that how long does it take that interactive architecture would be accepted by the people is very hard to say but it is not hard to say that they will be integrated part of construction in the future. Future of architecture will employ novel methods and unique utilization of smart technologies that can respond properly to the dynamic, adaptable and growing functions. It is up to architects and professionals to conceive the matter appropriately that can depict and predict successful future for the architecture.
۵۳۸۶.

التقاط به مثابه سبک، رویکردهای نوین در معماری معاصر مسجد در مالزی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۷۳۵
هنگامی که عناصر و اجزاء متنوع یک بنا که هر یک شاخصه سبک، دوره، فرهنگ و اقلیم مختلف هستند، در یک اثر معماری با یکدیگر ترکیب شوند آن اثر را التقاطی می نامند. واژه «التقاط» در ادبیات اغلب جوامع کهن دارای بار منفی است. علت این نوع ارزش گذاری را باید در تلقّی خاص جوامع سنتی از مفهوم «هویت» جستجو کرد. «هویت» در جوامع یاد شده به معنای «اصالت» است که با گذر زمان و در طی قرون و اعصار شکل می گیرد. همین هویت بصری رفته رفته نام «سبک» می گیرد. اما مفهوم «هویت» و «سبک» در هنر و معماری جوامع نوپا چگونه است؟ آیا معماری دینی مدرن اگر در امتداد سنت بومی نباشد « بی هویت » است؟ آیا «هویت» و «التقاط» می توانند در معماری مسجد به آشتی برسند؟ وام گیری عناصر بیگانه در معماری بومی دینی تا چه حد مجاز، مقبول، ممدوح یا نکوهیده است؟ آیا معماری التقاطی استعداد این را دارد که به سطح یک «سبک» ارتقا یابد؟ منظر شهرهای مالزی در دو دهه گذشته عرصه ظهور مساجدی با عناصر ترکیبی و التقاطی بوده است. برخی از این مساجد با حمایت دولت و با هزینه های هنگفت بنا شده اند و جایگاه بصری خاصی را در افق معماری و شهرسازی این کشور به خود اختصاص داده اند و از این رو نقدی جدی را طلب می کنند. مقاله حاضر بر این است که مفاهیم هویت و التقاط را در معماری معاصر مساجد مالزی مورد نقد و بررسی قرار دهد.
۵۳۸۷.

محدوده آسایش حرارتی در فضای باز مسکونی سنتی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۴۲۹
امروزه بحث توسعه همه جانبه همگام با توجه و توسعه مقوله محیط زیست مطرح می باشد. به عنوان یکی از ملزومات توسعه  محدوده آسایش حرارتی را می بایست برای هر منطقه تعیین کرد. در این مقاله محدوده آسایش حرارتی در فضای باز مسکونی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. با توجه به قرارگیری بیشتر مناطق ایران در نواحی گرم و خشک و نقش تعیین کننده حیاط در خرد اقلیم به خصوص در مناطق کویری، خانه های سنتی شهر یزد به عنوان نمونه موردی انتخاب گردیدند. این پژوهش هماهنگ با مدل اشری و به روش توصیفی- تحلیلی محدوده آسایش حرارتی در فضای باز مسکونی یزد را مشخص می نماید. به همین منظور سه خانه سنتی به عنوان نمونه انتخاب گردیده و در نهایت محدوده حرارتی در فضای باز مسکونی تعیین گردید. بر این اساس میزان دمای خشک در محدوده آسایش حرارتی بنا بر نظر پرسش شوندگان میان 42/25 و 23/24 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 58/52 و 16/45 می باشد. 
۵۳۸۸.

دلبستگی مکانی؛ بازشناسی مفهوم، اصول و معیارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۰ تعداد دانلود : ۳۹۵
دلبستگی مکانی از دهه 60 و به دنبال طرح مفهوم مکان در مطالعات روانشناسی محیطی مطرح شد. عدم اجماع  بر چیستی و چگونگی فرایند شکل گیری دلبستگی مکانی و کاربست مفاهیم مشابه به جای دلبستگی مکانی، آن را به مفهومی بی ثبات و لغزنده تبدیل کرده است.  هدف این مقاله بازشناسی مفهوم دلبستگی مکانی به عنوان یکی از سطوح روابط مردم-مکان، اصول، معیارها و فرایند شکل گیری آن است به گونه ای که تمیز آن از سایر مفاهیم مرتبط را ممکن سازد. ابعاد متفاوت دلبستگی مکانی و معیارهای موثر بر آنها، در قالب مدلی مفهومیِ فرایند تعاملی شکل گیری دلبستگی مکانی و چارچوبی از مولفه های سازنده آن ارائه شده است. براساس این مدل، دلبستگی مکانی به عنوان هسته اولیه شکل گیری حس مکان، فرایندی احساسی، ادراکی و رفتاری است که در تعامل افراد با فضاهایی که بدان معنای ویژه ای بخشیده اند، با ایجاد دو سطح وابستگی و هویت مکانی شکل می گیرد و در قالب رفتارهایی ویژه بروز می یابد. خودبسندگی، تداوم، تمایز و عزت نفس نیز به عنوان اصول دلبستگی مکانی شناسایی شدند.
۵۳۸۹.

تحلیل محتوای مقالات بین المللی طراحی شهری طی دوره 8 ساله (2012 - 2005) میلادی: موضوع و روشهای پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۲۸۹
با رشد و توسعه کمی و یکفی مجلات علمی، امروزه تحلیل محتوای مقالات منتشر شده از حیث موضوعی و رو ششناسی به عنوان دو الگوواره قدرتمند فرایند تحقیق، ضروری است. کشف موضوعات و رو ششناسی مقالات منتشر شده در حوزه طراح یشهری مهم ترین هدف این مقاله به شمار می رود. بدین منظور با استفاده از پایگاه اطلاعاتی SCOPUS مقالاتی که در عنوان آنها عبارت «طراح یشهری » آمده است، در بازه نمونه زمانی ) 2012 - 2005 ( که واجد جدید ترین رویکردهای نظری می باشد، جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفت هاند. یافت ههای این نوشتار نشان م یدهد که مباحث طراح یشهری بو مشناختی و محیط زیستی واجد بیشترین میزان فراوانی موضوعی در میان 241 مقاله منتشر شده بوده و روش نمونه موردی نیز به عنوان پرکاربردترین روش تحقیق در میان مقالات به چاپ رسیده می باشد. استخراج 33 طیف موضوعی مورد کاربرد از جمله دیگر نتایج این مقاله به شمار م یرود.
۵۳۹۰.

مقایسه تطبیقی فرایند شناخت و آفرینش- با تبیین جایگاه «حقیقت» و «ایده»- در هنر و معماری غربی و اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۲۹۹
نوع شناخت و معرفت در هر جهان بینی، میزان «ماندگاری» اندیشه در آن جهان بینی را مشخص می سازد که در بازشناسی هنر و معماری اسلامی، غایت شناخت، «کشف حقیقت» و غایت خلق، «حصول ماندگاری» اثر است. هنرمند مسلمان، با تجلی «معرفت 1 حضوری» در«نفس»، «حقیقت» را به واسطه «هندسه» صورت بخشی می کند. اما هنرمند غربی در گذشته، «حواس» را ابزار کافی برای شناخت دانسته و اعراض ادراک شده در «نفس» را، به جای«حقیقت»، صورت داده است و در معاصر، با جایگزینی واژه «ایده 2 » به جای«حقیقت»، شناخت را نه در «حواس» بلکه در ذهن جستجو می کند. پژوهش حاضر با شناخت «شناخت شناسی» غربی و اسلامی، جایگاه مفاهیم «حقیقت» و«ایده» را در دو فرایند شناخت و خلق آثار نشان می دهد؛ تا علت ماندگاری آثار هنر اسلامی را در بستر زمان های مختلف و ناپایداری سبک های ایجاد شده در معماری معاصر غرب را در نحوه جهان بینی حاصله از شناخت شناسی هر یک تبیین نماید.
۵۳۹۱.

Assessment of Development Level of Sistan and Baluchistan Province Compared to other Iran’s Provinces(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷ تعداد دانلود : ۴۳۶
Development and progress are ideals that always different countries have pursued. Everybody welcomes a developed country with people free from development obstacles. Indeed, realization of such a goal requires developmental planning in national and local scales taking into account the population growth rate, economical, social, cultural, and political problems, and generally, imbalances and dualities from which the whole country suffers. Hence, it seems inevitably and vitally necessary to pay attention to regional planning in Iran, and, more rapid growth and development of the country can be achieved with the aid of such planning and through growth and flourishing of different regions commensurate with their capacities and capabilities. The current paper is attempted to comparatively assess the performance and efficiency of Iranian provinces in terms of development level using Taxonomy and Morris models. It also aims at analyzing statuses of Iranian in terms of inequality extent in enjoying development benefits using standard score method. The research results are suggestive of the fact that Sistan and Baluchistan Province assumes the lowest rank (30th among the 30 provinces) in all three methods under study. Due to presence of some obstacles and lack of proper grounds, it is an inevitable necessity to rethink and make fundamental planning in this respect.
۵۳۹۲.

Pedestrian Area Design to Promote Social Interaction (Case study: Isfahan Khajoo Neighborhood)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۲۳۷
Pedestrian areas are a type of urban public space, nowadays because of the serious consequences of car-dependency and ignoring pedestrian needs, a consensus on the importance of walking and the necessity for planning for pedestrians movement has been formed among urban designers, planners and people. The concerns about human health and movement in city create a new trend in contemporary urbanism, entitled “pedestrianization movement”. So far, walking in the streets has been defined under the influence of cars and they have always been given a priority over pedestrians. As a result, cars gradually conquer urban spaces, retreat pedestrians from their essential rights to use public spaces. If it is accepted that the quality of urban public areas has a considerable influence on citizens’ everyday social activities, this influence can be seen much greater in car free zones than anywhere else in the city. The main attention of the present study is enhancing social interactions in urban spaces, so the main purpose of the study is finding solutions and providing a model and design criteria to promote social interaction of citizens. The research methodology is qualitative which is based on reviewing literature of pedestrian areas and social interactions. The case of study is Khajoo Neighborhood, one of the oldest and historical neighbors of Isfahan1. The result shows that design of pedestrian zones invite people and residents to spend their time in urban space and have social interactions.
۵۳۹۳.

Housing the Urban Poor in Nigeria through Community Participation Using Lessons from Nairobi Kenya(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۲۷۰
Migration of people to urban areas from the rural areas usually comes with its challenges in terms of infrastructural requirement and housing to cater for growing population. One of the challenge for the urban dwellers in Nigeria is that of adequate housing. The inability of the government to meet this demand has seen the people concerned seeking alternative solutions to housing need. The resulting settlements are usually unplanned hence becoming a challenge for government to manage in terms of providing infrastructure facilities. With the growing incidence of global warming and the attendant increase in flooding in most urban areas of Nigeria, especially between year 2000 and 2013, the safety of the people who live in slums have become a concern to the state governments due to issues of flooding and collapsed buildings. Government usually evicts such people and clear the settlement; however the people simply relocate to another area. The aim of this paper is to exامینe how community participation can be used to provide housing for the urban poor based on their living requirement, drawing from the experience of selected case studies from Kenya. The research method adopted for the study is a qualitative research method using case studies of selected communities in Kenya and selected communities in Nigeria. A comparative analysis is drawn with these communities. The research concludes by proposing how community participation process should be incorporated into provision of housing for the urban poor.
۵۳۹۴.

Architecture Students’ Understanding of Landscape Issues in Design Studios (A Comparison Approach in Some Tehran Architecture Schools)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۳۰۲
Without the surrounding environment of a site, architecture loses its full meaning. In the evolution of the design process, a site's environment should be understood as the integral factor within which a designed product or artifact is expected to perform. The environment is not of secondary priority. Every building is intertwined with its context; context being its physical, visual and ecological potentials. Modern day practice encourages the consideration of ecological factors in any plan to create/alter sites even for those who are not landscape architects. In the pedagogy of Tehran architecture schools today, the architectural design process barely touches upon landscape environment; this is a flawed presentation of architecture which should be remedied. In common practice of Iranian education, buildings rise to represent only themselves. The graduates of this lacking method owe their mal-education to the problematic studio education system. This paper presents both qualitative and quantitative evidence to support the notion that Tehran schools should change their teaching methodology to accommodate the importance of environment in the architectural design process. All research participants are students of architecture. The data, which includes content analysis exports and log-linear analysis, presents the difference between the students' point of view regarding a designed building and its relationship with the surrounding landscape.
۵۳۹۵.

شناسایی نقش مؤلفه های طبیعی در ایجاد هویت شهری (نمونه موردی: شهربابک)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری منظر
تعداد بازدید : ۱۰۶۸ تعداد دانلود : ۳۵۲۸
در دهه های اخیر با پیشرفت صنعت و تکنولوژی، رشد و توسعه شهرها نیز روندی شتابان به خود گرفته است. شهرسازی و معماری امروز، فارغ از اقلیم، فرهنگ و موقعیّت جغرافیایی به صورت یکنواخت و مشابه، در نقاط مختلف، در حال شکل گیری است. ایجاد محیط های مصنوع و به دور از معنا، کاهش تعاملات اجتماعی، از میان رفتن حس تعلّق شهروندی و بی تفاوتی شهروندان نسبت به محیط زندگی شان، از جمله پیامدهای کم توجّهی به ابعاد هویّتی شهرها می باشد. در این راستا این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلّفه های هویّت بخش شهربابک انجام گرفته است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد. داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه، به کمک نرم افزارSPSSو با استفاده از روش های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و بر این اساس نتایج زیر حاصل گردید. میزان علاقه ساکنین به شهربابک با استفاده از مقیاس لیکرت مورد سنجش قرار گرفت و در مجموع 45.8 درصد از پاسخ دهندگان میزان علاقه خود به شهربابک را زیاد اعلام کرده اند که این میزان بسیار بالاتر از حدّ انتظار بود. در سنجش رابطه میان مدّت زمان سکونت و تعلّق مکانی ساکنین سطح معناداری sig در آزمون تاوکندال بی برابر با 0.00 می باشد، بنابراین وجود رابطه میان دو متغیّر تأیید می گردد. از طرف دیگر ضریب همبستگی در آزمون تاوکندال بی برابر با 0.191، به دست آمد. بدین معنی که براساس این آزمون رابطه بین دو متغیّر به صورت مثبت وجود دارد و تقریبا 19 درصد تغییرات متغیّر وابسته (تعلّق مکانی افراد) تحت تأثیر متغیّر مستقل (مدت زمان سکونت) قرار دارد. نتایج پژوهش در سنجش اهمیّت عناصر هویّت بخش از دید ساکنین حاکی از آن است که روستای میمند، معادن مس و فیروزه به عنوان مؤلفه هویّتی برجسته شهربابک از نظر پاسخ دهندگان می باشند. به منظور بررسی رابطه تحصیلات افراد در انتخاب عناصر هویّتی با توجه به ترتیبی بودن متغیّرها از آزمون های تاوکندال بی، گاما و دی سامرز برای سنجش رابطه استفاده گردید. از آنجا که در هر سه آزمون، سطح معناداری sig به صورت برابر و برای تمامی مؤلفه های مورد آزمایش بالاتر از 0.05 درصد است؛ فرض صفر تأیید می گردد و رابطه ای میان تحصیلات افراد و انتخاب عناصر هویّت بخش وجود ندارد.
۵۳۹۶.

Organizing the Urban Landscape with Emphasis on Legibility, Using Visual Preference Technique (V.P.T) (Case Study: Khayyam Street of Qazvin)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۵ تعداد دانلود : ۳۰۰
Urban landscapes form the main parts of the city. One of these spaces is urban streets, in which social interactions and urban vitality reach its maximum quality and quantity. One of the principles and properties of urban landscape design is its intelligibility. A viewer who takes a look at an intelligible city and knows it can attract new emotional manifestations of city without damaging its original image. Orientation is also very easy for the viewer and he completely knows the environment he lives in. numerous characteristics influence the legibility of urban landscapes. The current research, which is a descriptive- analytic study, is designed to identify the factors influencing legibility of urban landscape and citizen participation as the main bases of visual preference technique. First we begin with concepts, ideas and attitudes of experts inside and outside the country about “landscape, legibility, urban streets” and identification of visual preference technique by investigating some foreign examples is done by collecting principles and characteristics to coordinate the components of city even more. Finally, considering the citizens (residents and non-residents) participation based on surveys and evaluations that have always carried thoughts and ideas about the environment, it was clarified that in different age groups, no fear should be held for the development of this technique. However, considering the new ideas of citizens, criteria are proposed to create and reinforce legible landscapes for the streets and urban landscapes.
۵۳۹۷.

پیوندهای کلانشهری و تحولات کالبدی- فضایی روستاهای پیرامون، مطالعه موردی: دهستان محمدآباد کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۵۶
روابط و تعاملات گسترده و متنوع روستایی – شهری به شکل جریان جمعیت، کالا، سرمایه، اطلاعات، نوآوری و عقاید اثرات مهمی بر سکونتگاه های انسانی می گذارد. بسیاری از تحولاتی که در شهرها و روستاها پدید می آید، نتیجه میزان و چگونگی این تعاملاتی است که بین این فضاها وجود دارد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی عوامل و مکانیزم های تأثیر گذار بر پیوندهای روستایی – شهری میان کلانشهر کرج و روستاهای پیرامونی و تأثیر این پیوندها بر فضای روستایی در چارچوب رویکرد شبکه منطقه ای است. جامعه آماری پژوهش را 11 روستای دهستان محمدآباد تشکیل می دهند که از این میان شش روستا با استفاده از روش تخمینی به عنوان نمونه موردی تحقیق برگزیده شده اند. همچنین با توجه به هدف تحقیق، از بین خانوارهای روستاهای منتخب، 342 خانوار به عنوان نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردیده اند. نمونه های تحقیق (اعم از روستا و خانوار) به ترتیب با استفاده از روش های نمونه گیری فاصله ای و تصادفی انتخاب شده اند. جمع آوری اطلاعات در این مقاله بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. در بررسی های میدانی با استفاده از فنون پرسشگری و مشاهده و ابزاری همچون پرسشنامه و کارت مشاهده داده ها و اطلاعات مورد نیاز گرد آوری گردیده است. در تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آمار توصیفی و استنباطی، تکنیک TOPSIS و ابزار نرم افزاری SPSS بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که جریانات فضایی به ویژه جریان سرمایه و مردم (جمعیت) که زمینه تعاملات روستایی – شهر قدرتمندی را در ناحیه مورد مطالعه فراهم نموده، تحول کالبد - فضایی (نظام کاربری اراضی، مسکن و ...) در این ناحیه را نیز در پی داشته است. ولی این تحولات در همه ابعاد و همه روستاهای ناحیه مثبت نبوده و تحولات منفی را نیز (نظیر تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی، گسترش الگوی مسکن شهری) در پی داشته است. در واقع، عدم وجود برنامه ریزی توسعه فضایی برای نظم دهی به چگونگی روابط و پیوندها و به دنبال آن کم توجهی به نقش شهر کرج و روستاهای پیرامونی، موجب شده تا نتوانیم جریانات و عوامل شکل دهنده و تأثیر گذار بر این پیوندها را طوری هدایت کنیم که زمینه ساز توسعه در این ناحیه باشد.
۵۳۹۸.

ایجاد فضای کاشانه در پرورشگاه با تأسی از حس مکان؛ بررسی موردی: مجتمع خدمات بهزیستی پرورشگاه آمنه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۸ تعداد دانلود : ۳۶۵
کودکان بی سرپرست به دلیل محرومیت از محبت خانواده و دوستان دارای مشکلات هویتی- شخصیتی فراوانی هستند و محیط پرورشگاه به عنوان کاشانه ای که در آن سکنی گزیده اند، تنها همراه همیشگی آنان محسوب می گردد. بنابراین احساس تعلق خاطر به چنین مکانی به دلیل نقشی که حس مکان در شکل گیری هویت کودکان ایفا می کند، به مراتب نسبت به کودکان عادی از اهمیت بیشتری برخوردار است. پژوهش پیش رو بر آن است تا ما را در راستای پاسخ دادن به این پرسش رهنمون گردد که «تأثیر حس مکان در ایجاد فضای مطلوب اقامتی کودکان بی سرپرست چگونه است؟». بنابرین ابتدا در بخش نظری به مطالعه منابع کتابخانه ای پرداخته شده و در ادامه با تحقیق میدانی و بر اساس یافته های بخش نظری، راهکارهای عملی ارائه گردیده است. از این رو پس از بررسی معضلات کودکان در محیط های پرورشگاهی، ضرورت ایجاد حس مکان جهت رفع برخی از این مشکلات مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه حس مکان و عوامل شکل دهنده آن و نقش هر یک از این عوامل در بهبود فضای پرورشگاه بیان گردیده است. از نتایج بررسی موارد مذکور می توان به اهمیت عوامل کالبدی، مشارکت در طراحی مکان و عوامل فعالیتی- تعاملی جهت بهبود فضای پرورشگاه برای ایجاد حس مکان و فضای کاشانه در طراحی مکان مطلوب اقامتی- پرورشی اشاره نمود. به همین منظور راهکارهای ارائه شده، دسته بندی گردیده است و در انتها جهت بررسی عملی عوامل ذکر شده، مجتمع خدمات بهزیستی شیرخوارگاه آمنه به عنوان نمونه موردی تحلیل شده است.  
۵۳۹۹.

معماری طبایع: تبیین رویکردی درباره نسبت انسان و محیط مصنوع بر مبنای چهارگانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۳ تعداد دانلود : ۲۰۳۰
هدف این تحقیق عرضه تفسیر و سامانی نو از رابطه انسان و محیط مصنوع است. این سامان نو برگرفته از طب سنتی ایرانی و اساس آن، حکمت طبیعیات است. در نظام حکمت و به تبع آن در طب، هر آنچه در عالم ماده ظهور یافته، ازجمله انسان و مصنوعات و محیط پیرامونش، واجد کیفیات مشترکی است. ازآنجاکه این کیفیات هم در انسان حاضر است و هم در آنچه پیرامون اوست، به مدد آن ها می توان انسان و محیط پیرامونش و رابطه این دو را، با رویکردی کل نگر و در چارچوبی واحد، شرح و تبیین کرد. کل نگری و تبیین متناظر انسان و عالم و شناخت مبتنی بر کیفیات مشترک، ویژگی هایی است که ترغیب به رجوع به این رویکرد می کند. لذا می توان چنین دستگاهی را شناخت و بر مبنای آن، نظامی نظری برای کاروبار معماری امروز پی افکند. این نظام نظری «معماری طبایع» نامیده شده است. با این رویکرد می توان حوزه های مختلف معماری را بررسی و در آن ها نظریه هایی طرح کرد؛ ازجمله در کم و کیف پدید آوردن اثر معماری و پدیدآورنده اثر، مطالعه و بررسی خصوصیات اثر (محیط مصنوع)، نسبت اثر با احوال و خصوصیات انسان و نسبت سیاق با اثر و بهره بردار. در این مقاله، با راهبرد استدلالی، امکان طرح این رویکرد بررسی و پرسش های پیش روی آن طرح شده است. مقاله در چهار بخش اصلی تنظیم شده است. بخش اول و دوم مقدمات ورود به موضوع اند: نخست مقدماتی درباره کلیت و سابقه موضوع آمده و در بخش دوم به نکات معمارانه در متون طب و چگونگی اقتباس این دستگاه از آن پرداخته شده است. بخش سوم بیانِ مختصرِ چیستی و چگونگی طبیعیات و چهارگانه ها در آن است. در بخش چهارم نیز چگونگی حضور این مفاهیم در معماری شرح شده است. برای این منظور نخست کلیت رویکرد در قالب گزاره هایی روشن بیان و سپس چگونگی تسری آن در حوزه های مختلف معماری در خلال پرسش هایی نشان داده شده است.
۵۴۰۰.

رویکرد طراحی- مبنا به مصرف هوشمندانه انرژی در نظریه معماری سرآمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۳۵۲
اهداف : آسیب شناسی صورت گرفته نشان می دهد که روش های متداول آموزش، در عمل نتوانسته اند در انتقال مفاهیم کاهش مصرف انرژی موفق باشند. بنابراین این پژوهش با استفاده از دستگاه فکری "نظریه معماری سرآمد"، به تبیین ویژگی های رویکرد طراحی- مبنا به مصرف هوشمندانه انرژی و تاثیر آن بر افزایش بازدهی آموزش طراحی معماری می پردازد. روش ها: پژوهش از طریق پرسش نامه های بسته، به صورت خوداظهاری با مشارکت 20 استاد و 85 دانش آموخته کارشناسی ارشد معماری، سئوال می کند که مخاطب با مباحث "فیزیک ساختمان" و بهره وری در مصرف انرژی چه میزان آشنایی دارد و مخاطب تا چه اندازه آموزش های دانشگاهی مربوط را کاربردی می داند. یافته ها: نتایج پرسش نامه گویای آن است که آموزش های موجود در دانشگاه های برتر کشور براساس مدل اطلاعات- مبنا (و نه طراحی- مبنا) اجرا می شوند و در نتیجه توسط مخاطب "غیرکاربردی" ارزیابی می شوند. نتیجه گیری: نظریه معماری سرآمد استفاده از الگوهای "طراحی- مبنا" در کاهش مصرف انرژی را در "آموزش طراحی معماری" و تغییر دیدگاه برای جایگزین کردن تربیت ابرمعمارِ "احساساتی- فرمالیست" (روش های متعارف)، با تربیت یک معمار آشنا به استفاده از فناوری های روزآمد را پیشنهاد می دهد. مهم ترین موضوعات برای تحقق این نظریه در آموزش معماری عبارتند از: حرکت از "دانش ضمنی" به "یادگیری عمیق"، از "داده های یکه" به "ابرداده ها"، از "روش های متعارف کنترل و نظارت" به "اینترنت اشیا"، و از نظام قدیمی "نقشه کشی ساختمان" به "مدل سازی داده ای ساخت".

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان