فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
اصفهان در قرن هفدهم
حوزههای تخصصی:
کاهگل و سیمای شهر ایرانی
مقایسه میزان تخریب گونه های مختلف ساختمان های جدیدالاحداث در زلزله منطقه قائنات
منبع:
هنرهای زیبا ۱۳۷۹ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
بررسی رفتار ساختمان های جدید الاحداث در زلزله منطقه نشان دهنده آن است که عامل اصلی فروریختن ساختمان های ساخته شده توسط مردم و یا نهادهای مردمی در هنگام وقوع زلزله عدم یکپارچگی بین دیوار و سقف و در نتیجه عدم تشکیل یک سیستم مقاوم سه بعدی بوده است.عدم اجرای کلاف های افقی و قائم، علت صلی این عدم یکپارچگی می باشد. بر اساس نتایج این تحقیق، عوامل اصلی عدم مقاومت ساختمان های جدیدالاحداثی که توسط سازمان های اجرایی و نهادهای مسئول ساخته شده اند و حتی دارای تیرهای کلاف کننده بصورت افقی و قائم بوده اند( و به عنوان ساختمان های مقاوم در برابر زلزله طراحی و اجرا شده بودند) اتصالات سازه ای غیر مقاوم در برابر نیرو های افقی ، اجرای کلاف بندها با یک عدد میلگرد، استفاده از مصالح غیر مقاوم در برابر نیروهای جانبی، مهارنشدن میلگردهای قائم در سقف و عدم رعایت توصیه های آیین نامه ها بوده است. این تحقیق نشان می دهد استفاده از مصالح با وزن کمتر و مقاومت خمشی بیشتر، نظارت و کنترل دقیق بر روش های اجرا و ساخت ساختمان، دقت در اجرای جزئیات و اتصالات سازه ای ساختمان، توجه به نقاط تمرکز تنش در ساختمان می تواند در کاهش خسارات و صدمات ناشی از زلزله خصوصاً در ساختمان های روستایی مؤثر واقع گردد. نتایج این تحقیق بر اساس مطالعه رفتار کونه های مختلف ساختمان های جدید الاحداث در منطقه قانات نشان دهنده آنست که بمنظور احتراز از وارد شدن مجدد زیانهای عظیم انسانی و مالی بر جامعه خصوصاً جمعیت روستایی کشور ضروری است ظوابط آیین نامه طرح ساختمان ها در برابر زلزله ( از جمله توصیه های آئین نامه 2800 در مورد ساختمان ها ی با مصالح بنایی) دقیقاً رعایت گردد و بر محدودیت استفاده از سیستم های ترکیبی در سازه ساختمان ها تأکید گردد. در ایم زمینه تهیه دستوالعمل های اجرایی لازم توسط سازمان های مسئول در امر ساخت ساختمان های مسکونی و بازسازی مناطق زلزله زده بر اساس نتایج این تحقیق و تحقیقاتی از این گونه ضروری بشمار می رود. کلیدواژگان: زلزله، ساختمان، معماری، تخریب، قائنات، روستاهای : اردکول، آبیز، اسفدان، حاجی آباد، افین ، بشیران
رمانتیسم و نسبت آن با حفاظت و مرمت آثار تاریخی
منبع:
هنرنامه ۱۳۷۹ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ثابت خواهد شد در دوره رومانتیسم مرمت آثار تاریخی از مبحث صورت قدیمی اش خارج و امکانات ویژه ای برای ارزیابی اغلب کارهای مرمتی عرضه کرد . گرایشهای اصلی در زمینه مرمت معماری و دیگر آثار تاریخی و هنری در همین دوره پا گرفت و منتقدان و مرمت کارانت از هواداان اصالت معماری در دوره رمانتیک قرار گرفتند . این هنرمندان در زندگی پر فعالیت خویش که تا ا واخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم امتداد یافت ، با تدوین منشورها و نظریه ها در کنگره های بین المللی ، بهترین موقعیت را ارائه دادند ...
دورنمایی از کاخهای ساسانیان
حوزههای تخصصی:
بازخوانی حافظه و هویت در معماری یادمانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر بر محور سه مفهوم کلیدی بازخوانی حافظه و هویت در معماری یادمانی ایران تدوین شده است. مفهوم بازخوانی در مباحث پیش رو نه به تصادف و نه از سر ذوق بلکه با اتکاء به هدفی مشخص و با ابتناء به روش شناسی و رویکردی معین گزیده شده و مورد بحث قرارگرفته است.
هر اثر یادمانی در بستر جاری و شرایط تاریخی و مقتضیات و ملزومات فرهنگی، اجتماعی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی دوره ای که در آن پدید می آمده برای گروه های اجتماعی و مردمانی که آن را پدید می آورده اند در زمانه خود چونان واقعیتی زنده و فعّال بر صحنه تاریخ و فرهنگ و زندگی مردم آن جامعه حضور داشته، نقش خود را بر شانه می کشیده و ایفا می کرده است. تأثیر این بناهای یادمانی نیز بر روان و رفتار و اندیشه و خرد و خیال و ذوق و ذایقه گروه های اجتماعی و مردم جامعه ای که با چنین آثاری هم عصر بوده اند بلاواسطه بوده است. لیکن همان اثر یادمانی برای مردمان جامعه و تاریخ عصری که هزاره های بعد آن را به حضور دوباره فرا خوانده اند، موضوعیتی از جنس دیگر می پذیرفته که اصطلاحاً از آن به بازخوانی و بازاندیشی و بازنمایی تعبیر شده است. به سخن دیگر، آنچه برای مردمان یک دوره چونان واقعیتی زنده و زیستنی و خواندنی تجربه و زیسته می شده برای مردمان اعصار و ادوار بعدی که وارد سپهر دیگری از مناسبت ها و رابطه ها و مقتضیات و شرایط دیگر تاریخی می شده اند هم بازخوانی می طلبیده هم بازنمایی از نوعی و از منظری دیگر. لکن نسبت ذوقی و زیباشناختی مشمول این قاعده نمی شود. زیبا همیشه زیباست و فراسوی زمان تاریخی ایستاده است. مصریان عهد باستان، هم طراحان هم معماران و مهندسان و آفرینندگان معماری یادمانی اهرام بودند هم آنکه نسبتی زنده و فعّال با آثارشان داشتند و در بستر جاری فرهنگ و زندگی خود، آنها را فعّال بر صحنه می دیدند و می زیستند. بر همین سیاق ایلامیانی (عیلامیان) که معبد چغازنبیل و ایرانیانی که معماری پرشکوه تخت جمشید و آتنیانی که معماری معبد پارتنون و مجموعه های پیرامون آن را روی آکروپولیس در قلب شهر آتن عهد پریکلس پدید آورده بودند، حضور زنده و فعّال آنها را بر صحنه فرهنگ وزندگی خویش احساس می کردند و می زیستند. آنچه بود خوانش بود و گفتمان زنده و نسبت و رابطه بلاواسطه. آنچه ما می کنیم بازخوانی و بازنمایی است از منظری دیگر. مصداق این نوع و نحوه رابطه زنده و فعّال را در حرم های مطهر مسلمانان شیعه یا در اجرای مراسم حج و طواف مسلمانان برگرد کعبه به خوبی می توان مشاهده کرد. نه معبد چغازنبیل دیگر آشیانه ایزدستان عیلامیان است، نه معبد پارتنون دیگر پرستشگاه الهه آتنا و نه تخت جمشید کانون فعّال امپراطوری هخامنشی. آنها یادمان هایی هستند که در دوره جدید بار دیگر به حضور فراخوانده شده اند تا بازخوانی و بازاندیشی و بازنمایی های آرکئولوژیک شوند. البته از منظر «آرخه» و«لوگوس» دوره جدید،که مبادی و مبانی فکری و نظام معرفتی اش متفاوت از مبانی و مبادی فکری پدیدآورندگان چنین آثاری است.
معماری یادمانی که در نوشتار حاضر کانون توجّه و بحث قرارگرفته به طور اخص و معماری به طور کلّی و اعم، یک پدیده چندوجهی و چندگون و چندکارکردی است که با جنبه های دیگر فرهنگ و زندگی و روان و رفتار و نحوه نگاه و نحوه بودن و نوع بیان و گفتمان و در یک کلام جهان بینی و هستی شناسی جوامع در ادوار مختلف سخت و استوار درهم تنیده است. لذا وقتی از معماری چونان نوعی زبان در گروه و چارچوب زبان فرهنگ مادّی سخن گفته می شود، به دنبال قواعد و دستور زبان خوانش یا بازخوانی و نشانه شناسی و تفسیر آن نیز باید رفت. هر بنای یادمانی طومار و متن مادی و کالبدی شده ای است که بر روی ما گشوده است. زمانی می توان آن را خوانش و تفسیر کرد که با قواعد و دستور زبان خاص آن زبان و نحوه بیان و گفتمان آشنا باشیم.
به بهانه آذر ماه 77 سیزدهمین سال مرگ غلامحسین ساعدی: معمار دیوار کوژ پرترک
منبع:
گلستانه ۱۳۷۷ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
الگو، مبانی، ارکان، صفات و اصول شهر اسلامی
حوزههای تخصصی:
برای هر اثر و از جمله هر شهری -به ویژه که به صفتی مثلاً اسلامی، متّصف باشد- عدّه ای ویژگی قابل احصا است که اصلی ترین این ویژگی ها برای شهر اسلامی که عامل تمایز آن با سایر شهرها خواهند بود عبارتند از: الگو، مبانی، ارکان، صفات و اصول. هر پدیده ای در عالم -توسّط انسان ساخته شود- بر اساس الگویی پدید می آید. لزوم در دست بودن الگو به خصوص برای شهر ضرورت است. در کنار ضرورت در دسترس بودن الگو همانند ساختمان که بر پی قرار دارد، هر موضوع بر پایه و قاعده ای استوار می شود. علاوه بر اینها هر موضوع و هر پدیده ای دارای ارکانی است که برای ایجاد و دوام آن موضوع یا پدیده ضروری اند و بدون هر یک از ارکان، پدیده مزبور متلاشی خواهد شد. اصول نیز از جمله عواملی هستند که به ویژه در تطبیق جهان بینی و فرهنگ مردم و شهرشان نقشی بنیادین ایفا می کنند. و بالاخره موضوع پنجم صفاتی است که می توان برای ظهور یک پدیده مطرح کرد که در واقع همان اصول شکل دهنده آن هستند. طبیعتاً شهر و به طریق اولی شهر اسلامی نیز بر همین قاعده است. علاوه بر اینها از قرآن کریم که به نص خود و سخن معصومین حاوی هر موضوع مورد نیاز بشر است، مرجعی است که الگو و مبانی و ارکان و صفات و اصول شهر اسلامی از آن قابل استنتاج است. مقاله حاضر بر آن است تا با مراجعه به کلام الهی این موضوعات را تبیین نموده و «شهر اصیل اسلامی» را که مکان زیست انسان کامل است، به عنوان صورت مثالی و مفهومی توضیح دهد و معرّفی کند که به تناسب مرتبه باورهای اهل خویش و سازندگانش و با عنایت به امکانات در دسترس و شرایط زمان و مکان نمونه و نسخه مناسب آن دوران و آن سرزمین ظهور خواهد یافت.
نقش اقلیم،فرهنگ و طبیعت در معماری خانه های سنتی استان گیلان
حوزههای تخصصی:
استفاده از اقلیم،فرهنگ و طبیعت امری تاثیر گذار در معماری خانه های سنتی گیلان می باشد. در معماری این خانه ها بهره گیری از جریانات باد در تابستان امری مهم شمرده می شود و تمامی قسمت های خانه را تحت الشعاع قرار می دهد به گونه ای که دورتا دور بنا را ایوان و تلار1 در برگرفته است. ایوان ها و تلارها، به جریان افتادن کوران های2 هوا در سرتا سر خانه کمک کرده و تهویه اتاق ها از طریق بازشوهایی که به آن ها متصل است را میسر می کنند. علاوه بر آن این عناصر به کم کردن تاثیر رطوبت و نور مستقیم خورشید در فصل تابستان کمک کرده و حایل مناسبی برای جلوگیری از برخورد باران به دیوارهای خانه است. معماری گیلان علاوه بر نقش پر رنگ اقلیم در خانه های سنتی خود فرهنگ بومیان منطقه را نیز در دل خود جای داده، به گونه ای که در هر قسمت از این خانه ها می توان آن را احساس کرد. طبیعت همواره جایگاه ویژه ای در این خطه داشته و مردم به همجواری و استفاده از طبیعت عشق می ورزند. این خواسته سبب شده که در بسیاری از عناصر، احترام به طبیعت و دید منظر جایگاه ویژه داشته باشد و عمده مصالح آن را نیز مصالح طبیعی تشکیل دهد.
سلسله مراتب محرومیت در مساجد ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصل سلسله مراتب"یکی از اصول بنیادین حاکم بر جهان هستی است. این اصل در زمینه هنر های سنتی بسیار مورد توجه و حائز اهمیت است و این توجه و اهمیت نشان از جایگاه این اصل در شاکله تفکر سنتی دارد. لذا در این نوشتار ابتدا به تبیین جایگاه سلسله مراتب در علوم و معارف سنتی و اسلامی- ایرانی، پرداخته شده تا ابعاد مختلف و وجوه و جنبه های آن وضوح بیشتری بیابد و پس از آن نیز به منظور بررسی یکی از وجوه سلسله مراتبی تحت عنوان "سلسله مراتب مَحرمیّت" در مساجد ایرانی به گونه بندی مساجد در نحوه ورود به صحن و مقایسه این نحوه ورود با نحوه ورود به ایوان و گنبد خانه پرداخته شده است.در نهایت چنین نتیجه می شود که تمهیداتی همچون "سلسله مراتب مَحرمیّت" در مساجد ایرانی، احساس قرار گرفتن در ساحتی دیگرگونه را برای مخاطب تشدید می نمایند و در جریان سلوک و انتقال مخاطب از ساحتی به ساحت دیگر دخیل و موثرند. به عبارت دیگر معماری می تواند در جریان ارتباط نفس ذی وجود انسانی با مراتب عالیه وجود دخیل و موثر بوده و تسهیل کننده ادراکات معنوی و عرفانی باشد.
برنامه ریزی راهبردی در راستای بهبود کیفیات فضایی منظر پیاده راه ها در شهر تهران (مطالعه موردی: پیاده راه 17 شهریور)
حوزههای تخصصی:
پیاده راه ها، به عنوان فضایی برای افزایش ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهروندان، باعث تقویت زندگی جمعی، افزایش حس تعلق به مکان و دستیابی به اعتدال بین مفهوم سواره و پیاده می شود. همچنین پیاده راه ها، هم ابزار و هم مکان هایی برای تبلور و احقاق حق عابران و شهروندان می باشند. هدف پژوهش حاضر برنامه ریزی راهبردی برای بهبود کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور تهران می باشد.برای این امر از مدل های SWOT و AHP استفاده شده است. نوع پژوهش حاضر، کاربردی– راهبردی و روش انجام آن توصیفی–تحلیلی است. در انجام پژوهش حاضر علاوه بر مطالعات کتابخانه ای از روش پیمایشی نیز استفاده شده است. برای جمع آوری و ارزیابی اطلاعات پیمایشی پژوهش حاضر، تکنیک دلفی و مصاحبه با کارشناسان و مسئولین امر به کار گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که راهبرد تدافعی برای بهبود کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور دارای اولویّت می باشد. بدین نحو که نقاط تهدید و ضعف باید کاهش پیدا کند و برای این امر نیز از نقاط قوت و فرصت در جهت افزایش اثرات مثبت کیفیات فضایی پیاده راه 17 شهریور در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیط زیستی استفاده شود. برخی از راهبردهای تدافعی شامل برنامه ریزی در جهت هدایت راهبردی اقدامات لازم الاجرا در پیاده راه 17 شهریور و چشم اندازی سازی این اقدامات جهت جلوگیری از خرده اقداماتی که منجر به اغتشاش فضایی در محدوده می شود، شناسایی و حفاظت از بناهای ارزشمند در فضای پیرامون پیاده راه و نوسازی آنها به خصوص جداره های بلافصل محدوده، افزایش فعالیت های فرهنگی و آئینی و همچنین برگزاری مسابقات و جشنواره های فرهنگی، تدوین طرح زیست محیطی برای محدوده در جهت جلوگیری از آلودگی آب های زیرزمینی، دفع و جمع آوری مناسب پسماندهای بیمارستانی و سایر مسائل مربوط به کیفیّت و بهداشت محیط محدوده.
شناسایی شاخص های مؤثر بر مشارکت زنان در طرح های توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع مشارکت و کاربرد آن در علوم مختلف خصوصاً شهرسازی و برنامه های توسعه شهری چندین دهه است که مورد توجه صاحبنظران و اندیشمندان قرار گرفته و از جمله عوامل و مؤلفه های موفقیت طرح های شهری به شمار می آید . اما در اکثر موارد بیان این موضوع و کاربرد آن منحصر به گروه های خاص در جامعه بوده و از توجه مستقیم به زنان به عنوان نیمی از جمعیت شهروندی بازمانده است . با توجه به این موضوع ، لزوم استفاده از مشارکت زنان در طرح های توسعه شهری به عنوان فرصتی در شهرسازی امروزه مطرح می شود. اما استفاده از این فرصت و قابلیت بالقوه در جوامع مختلف نیازمند برخوردی مطالعه شده و محلی است . پیشینه این موضوع با گرایش ایده مشارکت در امور مختلف از جمله شهرسازی از اواخر دهه ۱۹۵۰ در امریکا آغاز و دامنه کاربرد آن به تدریج در دهه های بعد و در کشورهای دمکراتیک وسیع شد. از سوی دیگر ایده مشارکت زنان در امور شهری از دیدگاه های فلسفی مانند فمنیسم و به دنبال آن اصطلاحاتی مانند جنسیت و توسعه مطرح شد ، اما موضوع مورد توجه در این نوشتار ، تعامل مثبت و کارا بین این دو موضوع خصوصاً در حوزه شهرسازی است. بر این اساس دو فرضیه اصلی این پژوهش به شرح زیر است : الف مشارکت زنان یک فرآیند پویاست که مراحل مختلفی را شامل بوده و تحت تأثیر عوامل متعدد است . ب افزایش آگاهی بیشترین تأثیر را بر میزان مشارکت زنان در امور شهری دارد. جهت آّزمون این فرضیات ابتدا مبانی نظری مربوط به مشارکت زنان و توانمندسازی ارایه شده و جهت تدوین پایگاه نظری پژوهش، براساس نظریات و دیدگاه های مرتبط مدل نظری فرآیند ارتقای مشارکت زنان در قالب یک فرایند پویا و شامل چهار مرحله اصلی ظرفیت سنجی، نهادسازی، بسترسازی و پایش مطرح شده است . سپس با ارزیابی کمی، میزان هم سویی مؤلفه های مشارکت زنان و طرح های شهری مشخص شده؛ دو مؤلفه نهادسازی و آگاهی بیشترین تأثیر را بر فرآیند تهیه و اجرای طرح های شهری دارد که تأییدی بر درستی فرضیه های پژوهش است . روش تحقیق این پژوهش در بخش های اول و دوم مبانی نظری توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی ، کتابخانه ای بوده که با مراجعه به مدارک موجود و جمع آوری آنها صورت گرفته است. در نهایت نتیجه گیری از طریق تحلیل و ارزیابی مؤلفه های مستخرج از مبانی نظری با استفاده از روش دلفی و با تکیه بر نظرات کارشناسی صورت گرفته و براساس نتایج حاصل از این ارزیابی میزان تأثیر مؤلفه های مشارکت زنان بر فرآیند تهیه و اجرای طرح های شهری تعیین شده است .
ایمان و عشق، ستون های مساجد
حوزههای تخصصی:
خالق هستی به صورت های گوناگون در ادیان مختلف تجلی یافته و جایگاهی برای پرستش و عبادت خداوند ساخته شده است. ایرانیان ازگذشته های بسیاردور تحت لوای دین زرتشت یکتاپرست بودند و آتشکده محل نیایش آنان بوده است. بعداز پذیرش دین اسلام از سوی ایرانیان، آتشکده جای خود را به مسجد داد و مسجد عبادتگاه و محل گردهمایی مسلمانان شد.
به استناد این که در قرآن کریم، مسجد به معنای عبادتگاه خداوندآمده و نیز دوبار از مسجدالاقصی، مسجد نام برده شده است و ازطرفی در داستان اصحاب کهف آمده که برمزار آنان مسجدی بنا کردند، درحالیکه مسیحیت قبل از اسلام بوده و کلیسا نیایشگاه آنان است، لذا می توان مسجد را نیایشگاه خداوند در ادیان مختلف ( آتشکده، کلیسا، کنیسه، معبد و ... ) درنظرگرفت و ... دراین مقاله، هدف بررسی تاثیر و جلوه هنر معماری ایران در ساخت نیایشگاه ها به ویژه مساجد است.
بررسی اجتماع پذیر بودن کتابخانه های عمومی
حوزههای تخصصی:
طراحی کتابخانه ها به عنوان فضاهای عمومی، برای تشویق افراد به مطالعه و کمک به توسعه علمی و فرهنگی در جامعه باید به گونه ای باشند که زمینه های لازم را در جهت افزایش میزان بهره گیری برای تمامی اقشار جامعه را فراهم سازند. ازپیامدهای توجه نکردن به جامعه پذیری می توان به کاهش میزان استفاده از کتابخانه، کاهش نقش اجتماعی کتابخانه های عمومی و... می باشد. یکی از عوامل کم بودن تعاملات اجتماعی در کتابخانه های عمومی نبود امکان بحث و گفتگو در فضای داخل و محوطه کتابخانه هاست که این امر مانع ایجاد شبکه های اجتماعی و فعالیت های داوطلبانه می شود که طرح مساله شده است. در مقاله حاضر به نقش کتابخانه های عمومی به عنوان بستر مناسب و ظرفی اجتماعی در جهت رشد جامعه و اجتماع پذیری معماری که جذب کننده افراد باشد و رابطه بین حوزه های عمومی و اجتماعی کتابخانه ها و پیوستگی آن با نقش جامعه پذیربودن معماری، بدین صورت که با روش تحقیق کتابخانه ای و به صورت استدلال منطقی در مبانی نظری، به جستجوی مولفه های اجتماع پذیری در بعد کالبدی و فعالیتی و نقشی که کتابخانه های عمومی خود را می توانند از شکل و ظاهر قرائت خانه هایی خشک و بی روح، به صورت پویا و مشارکتی در بیاورند و مراجعه کنندگان را به افرادی آگاه و ناظر تبدیل کند و موجب رضایت مندی و سودمندی آنها شودپرداختیم و نتایج این تحقیق ما را به این مهم که فضاهای عمومی از جمله کتابخا نه ها ی عمومی باید به گونه ایی طراحی شوند که پاسخ گوی نیازهای متنوع گروه های مختلف سنی باشند و این امکان را به مردم می دهند که نسل های مختلف با هم حضور داشته باشند زیرا افراد مختلف به سطوح مختلفی از تعامل اجتماعی نیاز دارندکه مقوله ی اجتماع پذیری یکی از مولفه های ترغیب کننده مراجعت افراد به کتابخانه های عمومی به عنوان یک مکان عمومی است.