ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۹۶۱ تا ۳٬۹۸۰ مورد از کل ۸٬۱۶۴ مورد.
۳۹۶۱.

تحلیل فرایند مسیریابی با استفاده از روش نحو فضا در موزه هنرهای معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۳۳۹
دستیابی به راه کارهای مسیریابی بهینه ازجمله عواملی است که موجب شناخت فضا در محیط می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی فرایند مسیریابی در فضاهای داخلی گالری ها و همچنین تبیین اصول شناخت فضایی و مؤلفه های موردنیاز به منظور تسهیل مسیریابی در این گونه فضاها است. در این راستا، از تکنیک نحو فضا بهره گرفته شد. بر این اساس مؤلفه های شناخت مسیر در دو مقیاس کمی و کیفی دسته بندی شده اند. به منظور سنجش یافته های حاصل، مؤلفه های مذکور در مجموعه موزه هنرهای معاصر در تهران به آزمون گذاشته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که به منظور ایجاد مسیریابی مناسب در فضای داخلی گالری های هنری، فضا هم از بعد شناخت فضایی و هم از بعد مؤلفه های اطلاعات محیطی موردبررسی قرار گیرد. درج اطلاعات بصری مطلوب در فضاهای داخلی و عدم وجود موانعی که از درک بصری محیط می کاهد، از جمله تمهیداتی است که به درک بهتر فضا (نقشه های شناختی)، کمک شایانی می نماید. 
۳۹۶۲.

Strategic Analysis of Capabilities and Dilemma to use Windward in Central Cities of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۵۰۴
In new issues of durable architecture, it is tried to decrease negative effects of new architecture on environment. What is perfectly obvious is making the elements homogenous to their climatic function which was the art of our antecedents. Implementing the windward construction technique, our antecedents have well used the raw and uncontrolled flows of wind. They handled the wind and made it mild, remove the dust and created mild air-conditioning which represents the past environmental stability of Iranian architecture. Using the windward had been conventional in Iran since many years ago. Without any dependence on any kind of energy and without exploiting establishment appliances, it provides the coldness of residential places. This is the same issue on creating stability in environments where humans live in. In this research, the capabilities and limitations to use windward in salt desert's cities of Iran during today's age in were assessed to achieve some criteria quantitatively and qualitatively to enhance the windward and to provide the necessary ground for more efficient use of it. This research is of descriptive- analytical kind. Statistical population of this research includes university professors and architecture authorities in Iran. 30 persons of them were questioned directly. After survey data collection through the questionnaire, the relationships between research variables were tested by implementing swot technique. The obtained results suggest a windward in order to solve the weaknesses of previous air traps parallel to today's need. It indicates that giving the efficiency again to the windward’s by creating some changes in it proportional to today's need of users and in order to enhance its efficiency, provides the conditions to achieve some parts of a sustainable architecture.
۳۹۶۳.

مروری روایی بر نظریه های مرتبط با مفهوم فضای عمومی در شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۴۰۱
بیان مسئله: مسئله فضا د ر حوزه عمومی شهر فراتر از تعریف ساد ه انگارانه «نقطه مقابل فضای خصوصی» بود ه و معطوف به ساختار اجتماعی-مکانی زند گی شهری و د ارای ابعاد ی چند گانه است که متأثر از نیروهای مختلف اجتماعی، اقتصاد ی و سیاسی شکل گرفته و تحت عاملیت مد یران شهری، طراحان و شهروند ان موجود یت می یابد . علی رغم د غد غه های روزافزون د رباره عملکرد فضاهای عمومی د ر د هه های اخیر، د رباره ابعاد مختلف مفهوم «فضای عمومی» میان پژوهشگران اتفاق نظر وجود ند ارد ؛ این مسئله توسعه د ید گاه های نظری و راهکارهای عملی د رباره این مفهوم میان رشته ای را د شوار ساخته است. هد ف پژوهش: هد ف از نگارش پژوهش حاضر، ارائه تصویری کلی از ابعاد مختلف مفهوم «فضای عمومی» و نمایش تناقضات و خلأ نظری موجود د ر اد بیات نظری پیشین است؛ به گونه ای که با ترکیب و نقد د ید گاه ها، مد ل مفهومی جد ید ی برای مشارکت د ر توسعه تئوری و مفهوم سازی مجد د ایجاد شود . روش پژوهش: با توجه به هد ف پژوهش برای بسط مبانی نظری د ر زمینه فضای عمومی از روش تحقیق مرور یکپارچه بهره گرفته شد ه است. اطلاعات گرد آوری شد ه به روش مطالعه کتابخانه ای، از طریق تحلیل محتوا و به شیوه فراتحلیل بررسی شد ه اند . نتیجه گیری: تعاریف متعارض فضای عمومی، ریشه د ر وجود ذی نفعان متعد د و عاملیت های انسانی، زمینه ای و نهاد ی د خیل د ر شکل گیری کنش انسانی د ارد . عمومیت یک کیفیت نسبی، انتزاعی و پویا بود ه و میزان آن مخرج مشترک ویژگی های اختصاصی هر فضا و پاسخ معاد له ای چند متغیره از نقش انسان، فضا، شهر و زمان است. فضای عمومی سامانه ای چند د یالکتیکی و موجود یتی مورد مناقشه و برخورد ار از طیف معنایی و عملکرد ی وسیع و گریزند ه از تعریفی واحد است و بر مبنای روابط میان عاملیت ها، د ر طول زمان و مکان، نمود ها و امکانات متفاوتی را د ر اختیار ذی نفعان مختلف اعم از شهروند ان، طراحان، متخصصان، مد یران شهری و نهاد های قد رت قرار می د هد . ابعاد ماهوی و عملکرد ی فضای عمومی تحت تأثیر سلسله ای از روابط به مثابه واکنش زنجیره ای و اثر پروانه ای تغییر می یابد . تغییری کوچک د ر فرایند های کلان شهری، زمینه فضای عمومی، اقد امات انسانی و حتی تحول یک فضای عمومی د ر نقطه د یگری از شهر، ممکن است به نتایج وسیع و پیش بینی نشد ه ای د ر عمومیت فضا منجر شود. عمومیت فضا باید به عنوان یک ارزش کل نگر از طریق الگویی تطبیق پذیر با د ر نظرگیری مجموعه عوامل د خیل د ر هر نمونه خاص تبیین شد ه و با راهبرد های بزرگتر و فرایند های بلند مد ت تحقق یابد .
۳۹۶۵.

راهکارهای بازکارایی انواع بادگیرهای یزد بر اساس رابطه فضایی با بخش تابستان نشین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۲۹۵
یزد، یکی از شهرهای کویری است که در منطقه اقلیمی گرم و خشک ایران قرار گرفته و از دیرباز، معماران این دیار، از روش های مختلف برای همسازی با این شرایط نامساعد بهره جسته اند و یکی از این ابداعات، استفاده از بادگیر بود. با گذشت زمان، شیوه های زندگی نیز دستخوش تغییر شده اند و مردم به تدریج از بافت سنّتی به بخش جدید شهر مهاجرت نموده اند. افرادی که مجبور به ماندن هستند، محیط زندگی خود را بر اساس شیوه های زندگی مدرن تغییر داده اند. بادگیر که جزء جدایی ناپذیر خانه های سنتی یزد بوده است، به تدریج عملکرد خود را از دست داده و امروزه تنها به عنوان یک نماد یا عنصر تزیینی از آن استفاده می شود .بخش تابستان نشین خانه ها که در ارتباط با بادگیر بوده اند، نیز کارکرد خود را از دست داده و عملاَ تبدیل به انباری شده اند.این امر، به دلیل ترویج استفاده ارزان و آسان از انرژی کولرهای آبی است که جایگزین استفاده از سرمایش طبیعی بادگیرها شده است. این مقاله با هدف بازکارآیی نقش بادگیرها و عملاً بخش تابستان نشین  و در تداوم تحقیقات پیشین، با دسته بندی انواع بادگیرها در یزد، رابطه نقش تهویه و خنک کنندگی با فضاهای بخش تابستان نشین را بررسی و راهکارهای معمارانه و فنی اصلح در بهینه سازی نقش بادگیر را ارائه می دهد. معیار دسته بندی، نوع رابطه بادگیرها با فضای تابستان نشین است که این رابطه به سه دسته تقسیم بندی شد: 1- بادگیرهایی که با فضای بسته، مانند حوضخانه، رابطه برقرار می کنند. 2- بادگیرهایی که با فضای نیم باز، مانند تالار، ارتباط برقرار می کنند. 3- بادگیرهایی که هم با فضای بسته و هم نیم باز، رابطه برقرار می کنند. بنابراین، پس از معرفی بادگیر دانشکده هنر و معماری دانشگاه یزد (خانه رسولیان) و اصلاحات انجام شده، دو خانه مرتاض و کرمانی که معرف تیپ های دیگر رابطه بادگیر با فضاهای معماری هستند، معرفی و راهکارهای بازکارآیی آنها ارائه شد. روش تحقیق بر اساس مطالعات میدانی از نمونه های ذکر شده بود و همچنین، با توجّه به بازکارآیی بخشی از بادگیر خانه رسولیان از تجربیات مربوط به اصلاح آن نیز استفاده گردید
۳۹۶۶.

تبیین ارتباط دوسویه ادراک منظر و مشارکت در فرآیند توسعه منظر مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۶۳۱
بیان مسئله: برقراری ارتباط میان انسان و محیط اطرافش از گذشته های دور، به عنوان امری اجتناب ناپذیر، در زندگی انسان و تأمین نیازهای مادی و معنوی او نقشی اساسی داشته است. این تعامل در دوره های مختلف و در مناظر گوناگون به نمایش گذاشته شده و سبب تقویت فرهنگ مردم هر کشور می شود. همچنین، این تعامل محیط و منظر به کمک ادراک و مشارکت نقش مهمی در بهبود ابعاد کیفی منظر دارد و سعی بر آن شده است که ارتقای آن از طریق منظر مشارکتی ممکن شود.هدف: این پژوهش در پی بررسی ویژگی های ادراک از مناظر شهری و مشارکتی و ارائه فاکتورهای تطبیقی ادراک منظر و حوزه مشارکت است.روش تحقیق: این پژوهش که در آن، تلفیق روش های تحلیل محتوا و مقایسه تطبیقی استفاده شده است، ابتدا در پی استدلال در زمینه ادراک و مشارکت، سپس به دنبال شیوه های به کارگیری روش تطبیقی در منظر مشارکتی است. بخش نخست این مقاله به مباحث نظری در زمینه ادراک و مشارکت به صورت تحلیل محتوا اختصاص دارد -که با استفاده از راهبردهای کیفی در بستر استدلال منطقی میسر شده است- و سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی بررسی اشتراکات فاکتورهای ادراک و مشارکت می پردازد.نتیجه گیری: ادراک منظر به عواملی همچون فضایی-بصری، عملکردی و بصری-رفتاری وابسته است و مشارکت به نظریه مشارکتی،گستره چندسطحی، الگو و نردبان مشارکتی بستگی دارد. به کمک همین تعاریف در این مقاله مدل مفهومی ارائه شده است که نمایانگر ارتباط دوسویه بین فاکتورهای ادراک منظر و مشارکت است. نتایج نشان می دهد برآیند متقابل فاکتورها به واسطه اعتماد فردی، تعمیم یافته و نهادی در توسعه و شکل گیری فرآیند منظر مشارکتی مؤثر است. در انتها الگوی طراحی منظر مشارکتی با بهره گیری از نظر متخصصین ارائه شده است.
۳۹۶۷.

برساخت داوری های برنامه ریزان در رهیافت فرهنگِ برنامه ریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۴۴۳
با توجه به لزوم مطالعه رابطه بین برنامه ریزی فضایی و بسترهای فرهنگی، هدف این مقاله ارائه چارچوبی نظری و انگاشتی برای تحلیل نظام مند از کاربست های برنامه ریزی مرتبط با بستر اجتماعی و فرهنگی می باشد. درک رابطه بین برنامه ریزی فضایی به عنوان ابزار عملکردی سیاست قلمرویی و بستر فرهنگی شامل الگوهای اقتصادی-اجتماعی و هنجارها، ارزش ها، سنت ها و نگرش های فرهنگی مرتبط بواسطه معرفی انگاشت فرهنگ برنامه ریزی امکان پذیر است. فرهنگ برنامه ریزی به مثابه یک سیستم فرهنگی، تصمیم ها و داوری های برنامه ریزان متاثر از چارچوب های فردی و جمعی مشترکی است که برنامه ریزان بواسطه آن، بَستر برنامه ریزی را درک می کنند. به سخن دیگر، فرهنگ برنامه ریزی به پیش زمینه فکری و ارزش های به اشتراک گذاشته شده عاملان درگیر در تمامی مراحل فرایند برنامه ریزی (تنظیم دستورکار، تصمیم سازی و اجرا) اشاره دارد که بر رفتار و عمل آن ها تاثیر گذار است. برنامه ریزان در فرایند کار روزانه خود به داوری متفاوتی دست می یازند –آن ها مشکل برنامه ریزی را تعریف کرده، اهداف کلان و خرد برنامه ریزی را تدوین نموده و به اجرای ابزارهای مشخص برای توسعه فضاها، همسایگی ها، شهرها و مناطق مطلوب و مناسب می پردازند. آن ها همواره جهان را از دید دریچه های فرهنگی درک می کنند که متشکل از نگرش ها، ارزش ها، قواعد، استانداردها و باورهای انباشته یافته و رسوب کرده مشترک فرد برنامه ریز و نهادهای برنامه ریزی است. به منظور درک و قیاس کاربست ها و داوری های برنامه ریزی، چارچوب انگاشتی متشکل از ابعاد چارچوب های شناختی برنامه ریزان، کنش گران و تعاملات آن ها، محیط نهادی و سیستم برنامه ریزی و محیط اجتماعی معرفی شده است که بر برنامه ریزی و داوری های برنامه ریزان تاثیر گذار است. هدف اصلی چنین بازجُستی، اجتناب از اِنگاشت پردازی تقلیل گرایانه از سیستم برنامه ریزی و مُنفعل دانستن برنامه ریزان از تفسیر و بازتفسیر قواعد و هنجارها در قالب انگیزه های فردی و جمعی می باشد.
۳۹۶۸.

بهره گیری از بهینه سازی توپولوژی جهت دستیابی به فرم در طراحی معماری، نمونه موردی: پل پیاده پردیسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۳۵۵
اهداف: یکی از راه حل هایی که در دهه اخیر جهت برقراری ارتباطی مؤثر میان معماری و مهندسی سازه پیشنهاد شده است، طراحی هم زمان سازه و معماری بوسیله بهینه سازی توپولوژی است. بهینه سازی توپولوژی یکی از انواع بهینه سازی سازه ای است که به دلیل تأثیر مستقیم بر فرم در حوزه معماری ظهور نموده است. هدف از این پژوهش تدوین چهارچوبی جهت به کارگیری این روش بهینه سازی و بهره گیری از قابلیت های آن در فرآیند طراحی معماری است. روش ها: ابتدا به تشریح مفاهیم نظری بهینه سازی توپولوژی و مدلسازی عددی اجزای محدود پرداخته، سپس کاربردهای استفاده از بهینه سازی توپولوژی در معماری بررسی شده است و فرایند بکارگیری این روش در طراحی معماری با استفاده از الگوریتم های معرفی شده و نرم افزارهای موجود بیان شده است. یافته ها: در طراحی با استفاده از بهینه سازی توپولوژی عموما تاثیر تصمیمات آغازین بر فرم های حاصله از ابتدا مشخص نیست، به همین جهت تهیه دیاگرام های فرم شناسی باعث می شود که طراح بتواند از تسلط بیشتری بر فرم های حاصل از این روش برخوردار باشد. تهیه و استفاده از جداول فرم شناسی، که نشان دهنده تاثیر نوع و محل شرایط تکیه گاهی و بارگذاری بر طراحی پل های با شرایط مشابه هستند، راه حلی جهت شفاف تر نمودن فرآیند طراحی معماری با استفاده از بهینه سازی توپولوژی فراهم خواهد آورد. نتیجه گیری: در این تحقیق اطلاعات مورد نیاز جهت بهره گیری از بهینه سازی توپولوژی در طراحی و چگونگی طراحی یک پل عابر پیاده با استفاده از این روش توضیح داده شده است و چهارچوبی مشخص از روند فرم یابی و استفاده از روش بهینه سازی توپولوژی در دل فرآیند طراحی معماری ارائه گردیده است.
۳۹۶۹.

ارجاعات صورت گرایانه به پیشینه معماری ایران به منظور هویت بخشی به مسکن معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۵۸۵
معماری مسکن معاصر در ایران با پدید آمدن برونگرایی و الگوهای جدید ساختمانی، آنچنان که در گذشته بازتاب دهنده هویت و فرهنگ جامعه بود تحقق نیافت و به تدریج دچار بحران هویت شد. بنابراین جریانات هویت گرایی متعددی شکل گرفت و معماران با رویکردهای گوناگون به پیشینه معماری ایران رجوع و سعی کردند به معماری مسکن معاصر هویت ببخشند. بخشی از این ارجاعات با رویکردهای صورت گرایانه همراه بوده است. در این تحقیق جهت تبیین انواع رویکردهای صورت گرا و بررسی نمود کالبدی آن ها در مسکن، تعدادی از آثار مسکونی معاصری که با دغدغه هویتمندی طراحی و اجرا گردیده اند گزینش شدند. آثار برگزیده به کمک ابزار مشاهده، جستجو در اسناد و مدارک و بهره مندی از نظریات معماران و منتقدان، از منظر صورت گرایانه مورد بررسی و تحلیل دقیق قرار گرفتند تا بدین طریق ارجاعات صورت گرایانه به پیشینه معماری ایرانی در آثار استخراج و تفکیک شوند. انواع رویکردهای صورت گرا در چند گروه شامل بهره گیری از «الگوهای فضایی»، «ایده های سازمان دهنده فضا»، «عناصر و اجزای کالبدی»، «مصالح رایج»، «نظم و اشکال هندسی رایج» و «رنگ های مرسوم» در معماری ایرانی تقسیم شدند. تبیین این زیرمجموعه ها، دو رویکرد «ذهنیت گرا» و «عینیت گرا» را در ارجاعات صورت گرایانه معین کرد و میزان توانایی هر کدام را در هویت بخشی به مسکن معاصر آشکار ساخت و مشخص نمود که هویت بخشی به معماری مسکن معاصر چنانچه با وام گیری از وجوه صورت گرایانه معماری تاریخی ایران همراه باشد، نیازمند برقراری تعاملی اندیشمندانه میان عینیت گرایی و ذهنیت گرایی در رویکرد صورت گرا است.
۳۹۷۱.

بررسی و تحلیل بافت تاریخی روستای خویدک براساس گاهنگاری دوره های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
خویدک یکی از روستاهای تشکیل دهنده دهستان فهرج از توابع بخش مرکزی شهرستان یزد است. این روستا آثار تاریخی زیادی را در دل خود دارد و از بافت نسبتاً منسجمی برخوردار است. این مقاله با رویکرد تاریخی تحلیلی قصد دارد بافت روستا را از دیدگاه تاریخی بررسی کرده و در کنار آن تأثیر عوامل اقلیمی بر شکل گیری بافت روستا را مطالعه کند. برهمین پایه مهم ترین سؤالاتی که در این مقاله مطرح شده اند عبارت اند از 1. روستای خویدک در چه دوره هایی شکل گرفته و توسعه یافته است؟ 2. براساس اطلاعات جمع آوری شده، وضعیت بافت تاریخی روستای خویدک چگونه است؟ متون محلی یزد روستای خویدک را مربوط به دوره ساسانی می دانند شواهد باستان شناختی مرتبط با این دوران نیز در دشت های اطراف روستا شناسایی شده است. همچنین قلعه تاریخی روستا را نیز به این دوره تاریخ گذاری کرده اند. در کنار آن مسجد جامع قدیم قرار دارد که می تواند مربوط به دوران صدر اسلام باشد. در بررسی های باستان شناختی که در این روستا انجام گرفت تعداد دوازده خانه شناسایی گردید که به دوره آل مظفر تاریخ گذاری می شوند. می توان گفت که بافت روستا در قرون میانی اسلامی در محدوده ای حدفاصل حسینیه پایین تا حسینیه بالا قرار داشته است. اگرچه شواهد به دست آمده از دوره صفویه اندک است، ولی خانه های زیادی شناسایی شدند که در دوره های قاجار ساخته شده اند. در این دوران روستا به حد نهایی گسترش خود رسیده بود. در دوران پهلوی و معاصر نیز برخی از خانه های تاریخی مرمت و نوسازی گردیده اند. روستای خویدک دارای بافت تاریخی نسبتاً متراکمی است که در جهت شمال غربی جنوب شرقی توسعه یافته است. خانه ها درون گرا بوده و از عناصری همچون حیاط مرکزی، صفه (تالار)، زیرزمین و خرداقلیم تشکیل شده اند. پوشش ها نیز اکثراً گنبدی و حجم زیادی از مصالح مورد استفاده بوم آورد بوده و در ساخت برخی از نمونه های اخیر، از مصالح مدرن استفاده شده است. درصد زیادی از خانه ها متروک شده که این امر اگرچه، در حفظ بافت تاریخی تا حدودی مؤثر بوده، ولی ادامه این روند می تواند تخریب بخش زیادی از بافت را به دنبال داشته باشد.
۳۹۷۲.

بررﺳﯽ عوامل تأثیرگذار در تناسبات نورگیرهای ساختمان های مسکونی در فضای معماری؛ نمونه موردی: آپارتمان های مسکونی 210، 111، 106

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۴۷۲
معماری ایران در پیشینه خود به لحاظ الگوی بهره گیری از نور روز، سابقه درخشانی را به جای گذاشته است و همچنین از دیرباز گرایش انسان به نور خورشید، حاکی از اهمیت و ارزشمندی آن برای زندگی بوده که منجر به نفوذ نور در فضاهای معماری گشته است. از نمونه های مورد مطالعه در این پژوهش، پروژه آپارتمان های مسکونی مهرشهر که از بزرگ ترین و زیباترین آپارتمان های مسکونی با معماری خارق العاده می باشند. وجود بازشوهای متنوع، چرخش ساختمان، خلل و فرج برای نورگیری بهتر در این نوع آپارتمان ها شاهد این ادعاست. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی انجام یک تحقیق جهت بررسی نورگیرها در فضاهای مختلف ساختمان ها بر اساس عوامل تأثیرگذار در مهرشهر کرج است. نتایج حاصل از این مقاله نشان می دهد که برای بهره مندی از نور طبیعی و طراحی نورگیرها بر حسب ابعاد و تناسبات لازم است تا این مهم از اولین مراحل طراحی و ایده های نخستین طرح مورد توجه قرار داشته باشد. همچنین با پیشرفت مراحل طراحی دقت در جزئیات نورپردازی فضاها، خلاقیت، ایده پردازی در این طراحی بر حسب ابعاد و تناسبات امری ضروری است و بدون رعایت این ملاحظات استفاده مناسب از نور روز به خوبی میسر نخواهد شد.
۳۹۷۳.

تحلیل رضایتمندی ساکنان از محله بر مبنای مولفه های امنیت و حس تعلق خاطر (نمونه موردی: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۴۷۷
سطح رضایتمندی ساکنان از محله، از دو دسته عوامل عینی و ذهنی تاثیر می پذیرد. با وجود این که بخش عمده تحقیقات در این حوزه بر عوامل عینی متمرکز شده اند در این پژوهش، به بررسی نقش عوامل ادراکی در تعیین سطح رضایتمندی از محله پرداخته شده است. هدف اصلی این مقاله شناسایی و بررسی عوامل اجتماعی تاثیرگذار بر میزان مطلوبیت محله با تکیه بر ادراک فردی ساکنان می باشد. محدوده این پژوهش محلات مسکونی شهر شیراز و جامعه آماری آنان کل خانوارهای ساکن در محدوده شهر هستند که از میان آن ها 367 خانوار به عنوان نمونه جهت توزیع پرسشنامه انتخاب گردیدند. بر مبنای ادبیات پژوهش، امنیت اجتماعی و حس تعلق خاطر نسبت به محله، دو بارزه اجتماعی محله مسکونی می باشند که دارای بیشترین تاثیر بر میزان رضایتمندی ساکنان هستند. امنیت اجتماعی در قالب شاخص های امنیت ادراک شده، تجربه وقوع جرم وکنترل اجتماعی، و حس تعلق خاطر در قالب دو شاخص خاطرات مشترک و همبستگی میان ساکنان و وجود همسایگان قابل اعتماد مورد سنجش قرار گرفته اند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون رتبه ای نشان می دهد که امنیت ادراک شده و کنترل اجتماعی، دو عامل تاثیرگذار بر مطلوبیت ادراکی محله هستند. در میان عوامل فردی نیز، بالا رفتن مدت زمان سکونت در یک محله باعث بالا رفتن سطح مطلوبیت ادراکی می گردد.
۳۹۷۴.

سنجش میزان رضایت مندی ساکنان مسکن مهر از کیفیت محیط مسکونی(مطالعه موردی: مسکن مهر کوهدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۴۲۸
یکی از عوامل کلیدی در برآورد میزان موفقیت طرح های مسکن در زمینه پایداری، سنجش میزان رضایت مندی مردمی است که در یک منطقه یا محله مسکونی زندگی می کنند. آخرین برنامه و طرح دولت در زمینه مسکن برای اقشارکم درآمد، اجرای طرح های مسکن مهر بود؛ ولی با این حال برآورد نیاز ساکنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. ازاین رو هدف این مقاله سنجش میزان رضایت مندی ساکنان از کیفیت محیط مسکونی با مورد نمونه مجتمع های مسکن مهر شهر کوهدشت می باشد. روش پژوهش در این مقاله از لحاظ ماهیت و روش توصیفی وتحلیلی و از لحاظ هدف کاربردی است. روش جمع آوری داده ها و اطلاعات از نوع اسنادی و پیمایشی از طریق توزیع پرسشنامه بین ساکنان بوده است. جامعه آماری این پژوهش ساکنان مسکن مهر شهر کوهدشت می باشد که تعداد ۲۰۴۸ سرپرست خانوار را شامل می شود. حجم نمونه براساس فرمول کوکران ۳۲۳ سرپرست خانوار برآورد شد و به روش تصادفی منظم، تقریبا از هر شش خانه یک خانه (سرپرست خانواده)، به وسیله پرسشنامه رضایت مندی مورد سنجش قرار گرفت. بهمنظور تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات نیز از نرم افزار تحلیل آماری SPSS استفاده شده است.یافته های حاصل از آزمون کای اسکوئر نشان می دهد که بین متغیرهای مستقل از قبیل: جنسیت، اشتغال و وضعیت تأهل افراد با رضایت مندی از واحدهای مسکونی رابطه معنی داری وجود دارد. علاوه بر این، نتایج حاصل از تحلیل همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین متغیرهای سن و درآمد ماهیانه با رضایت از مجتمع مسکونی رابطه معنی دار وجود دارد. همچنین، نتایج مستخرج از آزمونt نشان می دهد که رضایت مندی ساکنان از مجتمع مسکن مهر کوهدشت با توجه به میانگین کلی حاصل از 31 زیرمعیار، کمتر از حد متوسط (2/84) است، که این نتایج در سطح 95 درصد معنی دار می باشند.
۳۹۷۵.

Muqarnas, Fold, and the Parametric Transition from Body to Soul(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۳۸۵
More than eight hundred years ago, before the invention of digital tools, Muslim builders had achieved the creative vision and aes thetic complexity required for the production of Muqarnas: an architectural device that connects surface ornament to divine concepts. This research adopts a qualitative, comparative, and critical use of architectural source material to cons truct an alternative unders tanding of Muqarnas within a documented his tory of architectural allegories and theories. The paper follows the argument that in the absence of figurative depiction in Islamic art, geometry assumes greater symbolic power, which manifes ts itself in ornament, s tructure, and space. In this sys tem, Muqarnas uses complex geometry to connect wall surfaces to spacious volumes. In the metamorphosis of two-dimensional planes to three-dimensional space, Muqarnas occupies the in-between space that connects the two worlds in a smooth and parametric process of transition. Thus, Muqarnas operates similarly to the folds of Baroque architecture and expresses, in a manneris t, yet geometric manner, the connection between the two realms of body and soul. However, unlike the Deleuzian model of Baroque sacris ty, light does not enter from below; from the realm of the body and the senses, but rather it shines from above; from the realm of the soul and divine concepts. From this point of view, Muqarnas becomes a significant phenomenon in architecture being a symbolic, ornamental, and parametric architectural device that simultaneously alludes to the allegories of the Platonic tradition, the Deleuzian concept of fold/unfold, and to recent theories of Parametricism.
۳۹۷۶.

کاربست «الگوریتم های تکاملی» و روش «د ستور زبان شکل» د ر فرایند طراحی مبتنی بر ساختارهای سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۴۸۱
بیان مسئله: کاربست روش های شکل-محور د ر سیستم طراحی مولد ، اگرچه د ر جهت توصیف و تحلیل یک سبک یا معماری منطقه ای و یا اثری خاص د ر مطالعات متعد د ی مورد بررسی قرارگرفته اند ، پیچید گی و تعد د قواعد ساختاری و عد م انعطاف پذیری این روش ها د ر ارزیابی و بهینه یابی نمونه های جد ید تولید شد ه تا حد ود ی از مطلوبیت کاربرد آن ها کاسته است. با این وجود ، توانایی تولید فرم های جد ید بر مبنای قوانین اشکال، علاوه بر تحلیل و استخراج قواعد شکلی یک ساختار سنتی، لزوم بررسی بیشتر روش های شکل-محور را مشخص می کند . هد ف پژوهش: این پژوهش د ر راستای پاسخگویی به این کاستی، رویکرد ترکیبی تکاملی مولد را پیشنهاد می کند . کاربست روش های تکاملی مولد می تواند نگرش جد ید ی د ر فرایند تحلیل ساختارهای سنتی و طراحی جد ید مبتنی بر این ساختارها ارائه د هد .روش پژوهش: روش پژوهش بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و به صورت تحلیلی-توصیفی جهت بررسی اد بیات موضوعی مرتبط بود ه و همچنین با د رنظرگرفتن نمونه های مورد ی از میان خانه های سنتی کاشان، از ترکیب روش شیپ گرامر (د ستورزبان شکل) جهت تحلیل ویژگی های ترکیب بند ی و روابط فیزیکی-فضایی د ر خانه های سنتی، و ابزار الگوریتم ژنتیک جهت بهینه یابی ساختارهای جد ید تولید شد ه، استفاد ه می کند .نتیجه گیری: نتیجه تحقیق نشان د هند ه کارایی روش های تکاملی مولد د ر بهبود و تسریع فرایند تحلیل ویژگی های ساختارهای سنتی و همچنین تولید طرح های متنوع جد ید ی است که می توانند جوهره فضایی ساختارهای سنتی را حفظ کنند .
۳۹۷۷.

واکاوی عناصر کالبدی منطقه مرکزی فرهنگی شهری و کاربست توسعه عناصر فرهنگی شهری (نمونه موردی شهر شیراز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۴۲۱
منطقه فرهنگی شهری چه در تقویت جایگاه شهرهای فرهنگی (ارائه تصویر معتبر بین المللی و فراهم آوردن فضای مناسب برای ارتقاء رقابت پذیری شهری و استقرار فعالیت های مرتبط با این شهرها) و چه در کمک به شهرهای غیر فرهنگی در جهت حرکت به سوی جایگاه شهر فرهنگی نقش و اهمیت قابل توجهی دارند، مفهوم و گستره معنایی مرکز شهر بیشتر ناظر بر وجوه کارکردی و عملکردی آن است تا ابعاد فضایی و هندسی آن و بررسی میزان و نحوه اثرگذاری منطقه فرهنگی در توسعه شهری به لحاظ حوزه های عملکردی و فضایی. و شناسایی و تعیین کارکردهای کالبدی و نمادین در عرصه های شهری و معرفی مزیت ها و ارزش افزوده های ناشی از آن. برای رسیدن به این سوالات که شکل گیری یک منطقه مرکزی فرهنگی چگونه می تواند به توسعه شهری منجر شود؟ حوزه های عملکردی و فضایی فرهنگ در منطقه مرکزی شهری چگونه تعیین می شود؟ محدوده ( منطقه ) فرهنگی شهر شیراز با استفاده از پرسشنامه شناسایی شده در مرحله تحلیل و ارزیابی برای تحقق این منظور، از افراد جامعه مورد مطالعه مراجعه و ویژگی های مورد نظر مورد ارزیابی و بررسی قرارگرفته اند. و مقاله دارای دو بعد نظری و عملی (کاربردی) می باشد و به لحاظ ماهیت تحقیق (پرداختن به مقوله فرهنگ)، از نوع روش کمی می باشد که در جای خود و به اقتضای ساختار پژوهش از روش کمی استفاده خواهد شد. و در نهایت به ذکر این مهم که در محدوده مورد بررسی فعالیتی که بتواند در طول شبانه روز شهروندان را به خود جذب کند وجود ندارد و از ساعات آخر شب به بعد تقریباً هیچ فعالیتی به غیر از عبور و مرور در این محدوده انجام نمی گردد. موانع غیر فرهنگی نیز ممکن است در محدوده فرهنگی شهر وضعیت نامناسبی را نسبت به سایر نقاط شهری ایجاد کنند. این موانع باید در برنامه ریزی برای کل شهر با تأکید ویژه بر شرایط خاص محدوده فرهنگی شهر در نظر گرفته شوند.
۳۹۷۸.

بازی انگیزی، راهبرد طراحی محیط های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۷۱۱
یادگیری بازی محور، از رویکردهای نوین به مقوله ی یادگیری است که در آن با رجوع به مفهوم کودکی کردن، یادگیری را کسب تجربه از جنبه های گوناگون بازی تعریف م یکنند. در این رویکرد بازی، ابزار یادگیری است زیرا یادگیری (ایجاد تغییر پایدار در رفتار) بر تجربه استوار است و برای کودک مطمئن ترین ابزارِ کسب تجربه، بازی است. از طرفی یادگیری به جنبه اکتسابی رشد می پردازد، پس محیط و کیفیت آن بر یادگیری مؤثرند. در مطالعه حاضر فرض این است که با وارد کردن مؤلفه های مناسب، محیط به ابزار مؤثری برای یادگیری تبدیل میشود. مسأله اینجاست که چگونه کیفیت معماریِ فضاهای یادگیری، اهداف یادگیری جاری در فضا را تقویت می کند؟ اساس این پژوهش، یافتن کیفیت هایی در فضای معماری است که کالبد محیط یادگیری را به عاملی تحریک کننده برای کودک تبدیل کند. چون عمده تجربیات کودک در خلال بازی کسب میشود، مطلوب است این تحریکات نیز از مجرای بازی دریافت گردد به ویژه که امروز کودکان کمتر به بازی های کودکانه می پردازند و تشویق کودکان به بازی با تأمین زمان، نرم افزارها و سخت افزارهای مناسب ضروری است. در این مطالعه با مروری بر ادبیات موضوع، دامنه ی مطالعه تا بازدید از نمونه محیط های یادگیری خاص برای بررسی فضا و برنامه های جاری در آنها، مطالعه ی راهبردها و اهداف سازمان های مشوق بازی در سایر کشورها و جستجویی در نتیجه ی مطالعات مراکز دانشگاهی و اجرایی گوناگون کشیده شد. با نگاهی به مفهوم بازی و تجربیات حاصل از طراحی اسباب بازی ها، زمین های بازی و فضاهای شهری دوستدار کودک، کیفیتی در محیط های یادگیری معرفی می شود که بازی انگیزی نام دارد.
۳۹۷۹.

بازشناسی تقابل های دوگانه ی فضایِ شهریِ جنسیتی، مبتنی بر رویکرد نشانه شناسی - تحلیلی بر فضای عمومی در محلات سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۱ تعداد دانلود : ۵۰۳
فضای عمومی شهری، باید عرصه ای همه شمول باشد. علی رغم این موضوع، همواره مواردی وجود داشته که فضای شهری نتوانسته است به این مهم دست یابد. در این میان اگر زنان به عنوان نمونه ای از گروه های اجتماعی، حضورشان در فضا کاهش یابد، فضای شهری، به فضایی جنسیتی تبدیل می شود. براین اساس این مقاله، با طرح مسئله ی فضای جنسیتی، بر آن است تا ابعاد فضای جنسیتی را در محلات تبیین نماید. پیش فرض مقاله ی حاضر، تأثیرگذاری شکل گیری فضاهای جنسیتی در محلات (که مهم ترین بستر حضور و فعالیت زنان هستند) بر کاهش حضور و فعالیت زنان و شکل گیری هویت جنسیتی زنان به عنوان یک زن سنتی است. در این نوشتار برای بررسی فضای جنسیتی، از نشانه شناسی ساختارگرا و پساساختارگرا استفاده شده است. نمونه ی موردی به منظور بررسیِ بازنمایی رابطه ی فضا و جنسیت، نمونه ای از فضاهای محله ای سنتی در تهران- میدان امام زاده علی اکبر در محله ی چیذر- بوده است که در قالب روش تحقیق نشانه شناسی دال ها، مدلول ها و انواع رمزگان ها از خلال بررسی واحد تحلیل که در اینجا روایت های 30 زن از فضای محله ای است شناسایی شده اند. بررسی ها حاکی از آن است که عملکرد جنسیتی و نمایش عملکرد فضا، دو عامل عمده در ایجاد فضای جنسیتی هستند که تصرف فضایی، زمانی و فعالیتی-رفتاری را جنسیتی می کنند. بدین ترتیب فضای خانه به عنوان فضای درون، به فضای امن زنانه و فضای بیرون به فضای مردانه تبدیل شده است. این امر بدین معنی است که نگرش زنان به هویت خویش (در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی)، ناشی از فضای جنسیتی و ایدئولوژی و اسطوره سازی، به مثابه ی یک زن مذهبی است. نتایج بررسی ها همچنین نشان داد، رمزگان های کالبدی و فعالیتی در فضا (عملکرد جنسیتی فضا)، تحت تأثیر رمزگان اجتماعی - فرهنگی (نمایش عملکرد فضا) در ایجاد فضای نامطلوب برای زنان تأثیر داشته است. به استناد تحلیل روایت های زنان، فضای جنسیتی در مقیاس محله، فضایی غیرپاسخده، ناامن، غیرپذیرنده، نامطلوب، مردانه و ناخوشایند است.
۳۹۸۰.

ارزیابی تطبیقی مولفه های سرمایه اجتماعی در مساکن عمومی شهری مطالعه موردی مناطق مسکونی بریم و بوارده آبادان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۱ تعداد دانلود : ۴۹۷
امروزه با عنایت به توسعه شهرنشینی و نیاز به اسکان نیروی کار، احداث شهرک های مسکونی پایدار اجتناب ناپذیر است. یکی از ابعاد پایداری، پایداری اجتماعی می باشد واز آنجایی که تحقق پایداری اجتماعی بدون توجه به مولفه های سرمایه اجتماعی مقدور نمی باشد لذا شناخت نمونه های موجود و مقایسه تطبیقی آن ها به منظور تبیین تحقق مولفه های سرمایه اجتماعی از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مقاله بر آن است که مولفه های سرمایه اجتماعی در مناطق مسکونی بریم و بوارده آبادان را مورد ارزیابی تطبیقی قرار دهد. در صورت انجام این پژوهش ضمن مقایسه تطبیقی مولفه های سرمایه اجتماعی در این دو محله موفق، موانع  دستیابی  به پایداری اجتماعی از دریچه تحقق سرمایه اجتماعی مورد بررسی قرارمی گیرد تا از این رهگذر، توجه تصمیم گیران را به بازخورد احداث شهرک های مسکونی جدید جلب نماید. روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی  و نحوه جمع آوری داده ها  کتابخانه ای و میدانی می باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در منطقه بریم فقط متغیر احساس تعلق اجتماعی و در منطقه بوارده متغیرهای احساس تعلق اجتماعی و اعتماد نهادی در وضعیت مطلوبی قرار دارند و در سایر متغیرها نظیر مشارکت وضعیت دو منطقه نامطلوب است. همچنین در سه متغیر « اعتماد بین شخصی»، « اعتماد نهادی» و « احساس تعلق اجتماعی» محله بوارده وضعیت بهتری نسبت به منطقه بریم دارد. این نتایج مشخص می کند که منطقه بندی محلات و تفکیک ساکنان براساس رتبه سازمانی می تواند تاثیرات سویی در افزایش تعاملات و مشارکت اجتماعی داشته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان