فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
تحلیلی پیرامون برنامه ریزی و طراحی اکوپارک های رود کناری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه صنعتی مناطق و عوامل موثر در مکانیابی فعالیت های صنعتی بزرگ
حوزههای تخصصی:
این مطالعه برای شناسایی عواملی که در مکانیابی فعالیت های بزرگ صنعتی در مناطق مختلف از نظر توسعه صنعتی در ایران، بررسی اینکه آیا تفاوتی بین عوامل مؤثر مکانیابی فعالیت های بزرگ صنعتی واقع در مناطق مختلف از نظر توسعه صنعتی وجود دارد یا خیر، و نهایتاً بررسی اثرات سیاست های دولت در مکانیابی صنایع بزرگ واقع در مناطق مختلف از نظر توسعه صنعتی انجام یافته است. برای دستیابی به اهداف این مطالعه، کل کارگاههای بزرگ صنعتی کشور(50 نفر کارکن و بیشتر) یعنی 2520 کارگاه به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده و از بین آنها 263 کارگاه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده(روش تخصیص نیمن) به عنوان نمونه انتخاب گردیده است. برای دریافت اطلاعات مورد نیاز و تجزیه و تحلیل آنها پرسشنامه ای تنظیم و برای مدیران یا صاحبان کارگاههای بزرگ انتخاب شده ارسال گردید. نتایج بدست آمده نشان می دهد که از میان عوامل مؤثر در مکانیابی فعالیت های بزرگ صنعتی در مناطق مختلف از نظر توسعه صنعتی ، دسترسی آسان به برق صنعتی، وجود زمین و امکانات کافی برای گسترش آتی کارگاه، قیمت ارزان زمین ، سهولت دسترسی به منابع انرژی و سوختی، پتانسیل رشد اقتصادی منطقه و دسترسی آسان به مواد اولیه مورد نیاز در مکانیابی فعالیت های صنعتی بزرگ در کلیه مناطق چهارگانه از دیدگاه صنعت (فعال ،نیمه فعال، کم فعال و کمتر فعال) مهم بوده اند. تفاوت قابل توجهی بین عوامل مهم در مکانیابی کارگاههای بزرگ صنعتی واقع در مناطق فعال و کمتر از نظر توسعه صنعتی وجود دارد. این مطالعه همچنین نشان می دهد که عوامل مربوط به سیاست های تشویقی و کنترلی دولت در مکانیابی فعالیت های بزرگ صنعتی در مناطق فعال از دیدگاه صنعت مهم نبوده اند اما این عوامل در مناطق کم توان بعنوان عامل مؤثر در مکانیابی فعالیت های صنعتی بزرگ مورد توجه قرار گرفته اند. کلیدواژگان: برنامه ریزی کالبدی، مکانیابی، توسعه صنعتی، عوامل موثر، مناطق، تمرکز زدائی، کارگاههای بزرگ صنعتی
بررسی نوع قوس دروازه های ساسانی قلعه تخت سلیمان
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل تاثیر نور در معماری فضاهای آموزشی
حوزههای تخصصی:
معماری و نور به همان اندازه به یکدیگر وابسته اند که جسم و روح. استفاده از نور یا روشنائی نمودی از طراحی مناسب می باشد. کیفیت محیطی که فرد در آن آموزش میبیند یعنی عواملی چون فضا، رنگ، نور و صدا و میزان لذت وی از آن فضا که بر اساس مطالعات صورت گرفته مطرح شده است که این عوامل می تواند به شیوه های مختلف که ذکر شد بر کیفیت یادگیری دانش آموزان مؤثر باشد. توجه به ویژگیهای روحی و جسمی در طراحی فضاهای آموزشی، میتواند به یادگیری عملی و بروز استعدادها و در نهایت به رشد و شکوفایی کمک کند. در این پژوهش پس از آشنایی با مبانی معماری، فضای آموزشی و نور سعی شده است با رویکردی توصیفی – تحلیلی، در یک کلیت منطقی و علت و معلولی در قالب فرایند علمی پژوهش به بررسی و تحلیل تاثیر نور در معماری فضاهای آموزشی پرداخته شود و در نهایت تحلیل و نتیجه گیری از پژوهش به جهت ارتقاء کمی و کیفی معماری فضاهای آموزشی بواسطه تاثیرات نور مطرح گردد.
تجربه معنای مکان فضای شهری: کاربرد تحلیل محتوای کیفی در کشف معنای «باغ فردوس»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکسان شدن و بی هویتی فضاهای شهری معاصر، پدیده بی مکانی را به معضل اصلی فضای شهری تبدیل کرده است که این مسئله می تواند حاصل اصلی بی توجهی به مقوله معنا در فضاهای شهری باشد. به دلیل ساخت وسازهای پرسرعت، با تغییر در فضاهای شهری معاصر ایران، خلق معنا که از عوامل سرزندگی فضاهای شهری است، دچار چالش شده است. لذا شناخت عوامل درک معنا در اولویت امر طراحی قرار می گیرد. این پژوهش با رویکرد کیفی، در پی کشف «معنای مکان» در فضاهای شهری سرزنده است. مورد پژوهی این مطالعه «باغ فردوس» است که به عنوان فضای شهری سرزنده، تجربه درک معنای محیط را برای مخاطبان فراهم آورده است. در این راستا تجربه معنای «باغ فردوس» با اتکا بر روش «تحلیل محتوا» و تفسیر و تحلیل مصاحبه های عمیق شرکت کنندگان از تجربه شخصی شان در مواجه با مکان تاریخی استخراج شده است. بیست نفر از مراجعه کنندگان که به طور مرتب از این فضا بهره جسته اند، به طور تصادفی انتخاب شده اند و جمع آوری داده ها به روش مصاحبه تا اشباع نظری ادامه یافته است. در ادامه داده های جمع آوری شده به روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج این پژوهش، چهار بعد اصلی در تجربه و ادراک معنای فضاهای شهری تاریخی تأثیرگذارند: «طبیعی بودن»، «تعاملات اجتماعی فرهنگی»، «اصالت معماری» و «تاریخ مندی». این عوامل در ایجاد و تجربه معنای صریح و ضمنی مکان باغ فردوس در ذهن مخاطبان فضا، تأثیرگذار بوده است. ارتقای این چهار عامل و تعمیم آن به سایر مکان های تاریخی با توجه به ویژگی های کالبدی، فعالیت ها و تصورات موجود، می تواند در طراحی و برنامه ریزی شهری مورد توجه قرار گیرد تا بتواند به خلق مکان های شهری موفق از یک سو و از سوی دیگر، ارائه راهکار برای حفظ و برجسته نمایی معانی موجود در فضاهای شهری تاریخی و باززنده سازی این مکان ها در عصر مکان سازی کمک نماید.
نظریههای معماری معاصر
حوزههای تخصصی:
آرامگاه چلبی اوغلو-مرمت و احیاء
حوزههای تخصصی:
هنر و ادب اسلام: جسم اسلامی شهر؛ شهر و شهرسازی اسلامی
حوزههای تخصصی:
جانمایه معماری هخامنشی و یونانی (در قرنهای ششم و پنجم ق . م)
منبع:
اثر ۱۳۵۸ شماره ۲۲ و ۲۳
حوزههای تخصصی:
رویکردی به احیاء مهمان خانه قاجاری قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهمان خانه بزرگ قزوین را می توان اولین هتل ایرانی معرفی کرد که دارای امکاناتی فراتر از زمان خود بود. این بنای ممتاز در سال 1297 هجری قمری/ 1259 هجری شمسی با منظمات دیگری همانند چاپارخانه و پست خانه، جزء مجموعه دولتی ساخته شد و هدف از ساخت آن، ایجاد رفاه لازم برای سفیران و مسافران خارجی در بدو ورود به پایتخت بود. بنای مذکور در انتهای خیابانِ ساخته شده متعلق به دوره صفویه، مقابل سردر ورودی دولتخانه صفوی قرار داشت و در دوره پهلویِ اول هنگام امتدادِ آن خیابان، تخریب شد. با تخریب مهمان خانه و بیشتر شدن وسعت خیابان، ضمن از دست رفتن یکی از بناهای تاریخی ارزشمند ایران، فضای تعریف شده خیابان صفوی (سپه/ شهدا کنونی) که تا قبل از این، مهم ترین فضای اجتماعی و تفرج گاهی شهر به شمار می رفت، به خیابانی برای تردد خودرو تغییر یافت. احیای مهمان خانه قزوین، ضمن بیان ارزش های معماری این بنای از دست رفته، نقش مهمی در بازآفرینی هویت فضای شهری خیابان صفوی به عنوان بخشی از بافت تاریخی شهر قزوین دارد. رویکردهای مختلف احیای مهمان خانه قزوین در ضمن مسائل و معضلات موجود، هدف مقاله حاضر را رقم می زند. در این باره، ابتدا به معرفی بنا و ارزش های مهمان خانه قزوین پرداخته شده و سپس به روش های احیای بنا و بررسی نتایج به دست آمده می پردازد و در انتها پیشنهاد اجرایی را جهت احیای مهمان خانه طرح می کند. بخش معرفی بنا بر پژوهش های کتابخانه ای و میدانی استوار است که قبلاً انجام پذیرفته و منتشر شده است و بخش رویکردهای احیا منطبق بر منشورهای جهانی تدوین گشته است. تلاش مقاله ضمن بیان و بررسی دقیق، ارائه راهکار اجرایی در پاسخ به مسئله است.
روش خواناتر نمودن ساختار شهر
منبع:
هنرنامه ۱۳۸۲ شماره ۱۹
حوزههای تخصصی:
به منظور خواناتر نمودن ساختار شهر ، می باید پیوستگی بین عناصر عمده در شهر وجود داشته باشد . این پیوستگی می باید بین محورهای اصلی شهر و حیطه های بصری نشانه های شهری وجود داشته باشد تا ساختاری کامل و منسجم در ذهن به وجود می آید . تأثیر این دو دسته از عناصر شهری در خوانایی ساختار شهر به دو عامل ، میزان بی نظمی شبکه ی ارتباطی و حضور نظم در شبکه ی گشتالت در ساختار شهر بستگی دارد . هر مورفولوژی شهری با توجه به میزان حضور نظم در شبکه ی ارتباطی و پیروی از قوانین گشتالت می تواند ...
نقشه سیل تبریز در سال 1288 قمری
حوزههای تخصصی:
تأثیر نقوش ساسانی بر تصویرسازی نسخ بئاتوس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرن هشتم میلادی، در اسپانیا راهبی به نام «بئاتوس» اثری با عنوان «شرحی بر آپوکالیپس» نوشت که معروف به «بئاتوس لیابانا» شد. طی سالها شمار زیادی از این اثر نسخهبرداری و تصویرسازی و به بئاتوسها مشهور شدند.
نسخ بئاتوس از غنای تصویری خارقالعادهای برخوردار بوده و به لحاظ کیفیت رنگپردازی و نمایش جهان غیر مادی و ماورایی از شاهکارهای هنری محسوب میشوند. در بین تصاویر ارایه شده در این نسخ، تعدادی از نقوش متأثر از هنر ساسانی هستند.
پرسشهای این تحقیق عبارت است از اینکه کدام نقوش ساسانی بر روی تصویرسازی نسخ بئاتوس تأثیر گذاشتهاند؟ این نقوش از چه طریقی توانستهاند به کارگاههای هنری اسپانیا راه پیدا کنند؟
بر پایه این پرسشها فرضیه مقاله بر این اصل استوار است که چهار نقش ساسانی را میتوان در نسخ بئاتوس مشخص کرد : سیمرغ ساسانی، عقاب در حال شکار غزال، روبان سلطنتی ساسانی، سوارکار تیرانداز برگشته به عقب. در انتقال یا مهاجرت نقوش ساسانی، در قرون اولیه اسلامی، کشورهای مسلمان کرانه دریای مدیترانه بسیار مؤثر بودند؛ کشورهایی همچون مصر، سوریه، اردن و مراکش. مسلمانان در مرزهای روم و در ارتباط مداوم با اسپانیا بودند و این خود به تسهیل دسترسی هنرمندان اسپانیایی به آثار هنری ساسانی، ظروف سیمین، مهرها و پارچههای نفیس و یا آثار تقلید شده، کمک میکرد.
مسلماً هنرمندان غربی در کارگاههای خود به طور مستقیم یا غیر مستقیم به این آثار دسترسی داشته یا آنها را دیده بودند. نقش مهم «هیسپانوـ مسلمانان» در انتقال فرهنگ و هنر سرزمینهای اسلامی و کشورهای مسلمان شده مانند پارس، به اندلس و جنوب اروپا بسیار بارز است.
روش تحقیق بر اساس روش کتابخانهای و مقایسه تطبیقی آثار است. در رابطه با این موضوع تاکنون پژوهشی صورت نگرفته است.
مساجد معاصر
علل تأثیر معماری بناهای دولتی و عمومی بر معماری بناهای خصوصی در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابنیه خصوصی یکی از اقسام بناها را در تمامی دورههای تاریخی ایران از جمله عصر پهلوی دوم تشکیل میدهد که در جایگاه خویش حائز اهمیت است. معماری بخش خصوصی در این دوره که قسمی از آثار و معماری خصوصی امروز را نیز شامل میشود تحت تأثیر عوامل متعددی شکل گرفته است که یکی از آنها، معماری ساختمانهای دولتی و عمومی (به همراه عوامل دیگر) است. گرچه الگوبرداری از ابنیه دولتی و عمومی، پیشرفتها و امکانات تازهای در معماری و در مواردی همخوانی با اقلیم را در پی داشته لکن از آنجا که موجب رواج معماری غیرخودی و دارای هماهنگی اندک با اقلیم شده و تا به امروز نیز ادامه یافته است، ریشهیابی این تأثیرپذیری اهمیت پیدا میکند. لذا هدف این تحقیق، دستیابی به علل و میزان نقش علل درتأثیر معماری برخی از ابنیه دولتی و عمومی بر معماری بعضی از بناهای خصوصی و شناخت و بررسی آنهاست. بررسیهای انجام شده و نتایج بدست آمده نشانگر آن است که چهار عامل اصلی شامل خصوصیات بناهای دولتی و عمومی، ویژگیها و شرایط بخش خصوصی، عوامل واسطهای، و عوامل جانبی و زمینهای در حد تقریباً متوسط سبب تأثیرشدهاند. عامل جانبی بیشترین دخالت و عامل بخش خصوصی کمترین نقش را داشته است. یعنی اثرگذاری به ویژه به سبب فراهم آمدن امکانات و شرایط مانند ""عوامل سوقدهنده جامعه به سمت فرهنگ جدید و ...""، ""اشاعه دیدگاههای فرهنگی نو و ..."" و ""منابع تأمینکننده درآمد کشور و تعیینکننده میزان آن و ..."" بوده است. همچنین بررسی شاخصها نشان میدهد برخی از آنها با بیشترین نقش در عامل مربوط به خویش عبارت است از : تازگی بنا، خواست قشر مرفه برای الگوبرداری، بعضی از بناهای خصوصی اثر پذیرفته ...، ترویج دیدگاههای فرهنگی جدید...، تبلیغ زیاد مصالح و ...، داشتن تحصیلات عالیه و ... .
عوامل تأثیرگذار دیگر در عصر پهلوی دوم بر معماری اماکن خصوصی متأثر از بناهای دولتی و عمومی عبارت است از : وابستگی تام سازمان اقتصادی و سیاسی کشور، گرایش افراطی به غرب، اشاعه دیدگاههای فرهنگی جدید، تمرکز فعالیتها در شهرهای بزرگ به ویژه تهران و مهاجرت به این شهرها، ابنیه خصوصی، افراد غیرمتخصص، و پژوهشها در حیطه معماری.
بررسی ساختار و زوایای دید باغ ایرانی در نگارگری باغی و قالی های باغی دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی یکی از موضوعات تصویری رایج در حوزه نگارگری و قالی است. گونه های مختلف هنر ایرانی بعد از اسلام توجه خاصی به بازنمایی باغ داشته اند. پژوهش حاضر بر آن است که باغ ایرانی و ساختار باغ سازی دوره صفوی را در دو حوزة تصویری قالی و نگارگری مورد مطالعه قرار دهد. لذا این پژوهش به بررسی تطبیقی ترکیب بندی و زوایای دید در قالی های باغی و نقاشی دوره صفویه و ارتباط آنها با یکدیگر می پردازد تا از این طریق بتواند به ساختار طراحی باغ و نگاه تجسمی ناظر در این دو حوزه تصویری دست یابد. روش تحقیق در این پژوهش توصی فی- تحلیلی بوده، تجزیه و تحلیل اطلاعات به شیوه جزیی نگر (استقرایی) انجام گرفته و پژوهش از نوع تحقیقات کیفی با رویکردی تطبیقی است. بخش اصلی مطالعات این پژوهش بر اساس داده های کتابخانه ای صورت گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار اصلی باغ در قالی ها و نگارگری های دوره صفوی است، تا به تفاوت ها و تشابهات دو حوزه تصویری در امر باغ سازی بپردازد. در همین راستا پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چه نسبت ساختاری میان قالب باغ در نگارگری و قالی باغی عصر صفوی وجود دارد؟ فرضیه مقاله حاضر بر این است که دو قالب هنری قالی باغی و نگارگری دارای تأثیرگذاری متقابل و روابط بینامتنی هستند، لذا در پی مطالعات انجام گرفته در جامعه آماری دوره صفوی، از جمله 20 قالی و 46 نمونه نگاره که 5 نمونه از هرکدام به طور تصادفی جهت تجزیه و تحلیل انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفته اند و با تجزیه و تحلیل آنها و با رویکرد ساختارشناسانه و بینامتنی، به اثبات فرضیه مورد نظر پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که ترکیب بندی باغ ایرانی در نگاره ها و قالی های باغی دوره صفویه برگرفته از الگوی چهارباغ بوده و تأکید بر مرکزیت حوض، شبکه آبرسانی جریان آب، تقارن، طبیعت گرایی، هماهنگی بین عناصر موجود در باغ و تفکیک فضاها تأکید دارد. زوایای دید موجود در این دو حوزه تصویری با توجه به موقعیت قرارگیری ناظر به لحاظ دیداری متفاوت است.
مفهوم هویت و رویکردی فلسفی به هویت و ماهیت شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال پانزدهم مرداد ۱۳۹۷ شماره ۶۲
47 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر برگرفته از رساله کارشناسی ارشد طراحی شهری است که با موضوع ارتقای هویت کالبدی سیما و منظر شهر اسلامشهر در دانشگاه شهید رجایی ارایه شده است. دیدگاه های موجود در مورد چیستی هویت شهر و علل1 ایجادی آن متفاوت و بعضاً پراکنده هستند. عده ای از پژوهشگران هویت را صرفاً معنای ذهنی2 نهفته در تاریخ شهر دانسته اند و عده ای دیگر آن را در انسجام و تداوم ویژگی های کالبدی و کیفیت محیط جستجو می کنند. این پژوهش با عنایت به تفاوت ریشه ای مفهوم هویت در فلسفه غرب و فلسفه صدرایی سعی بر آن دارد تا با بررسی وجودی و اصالت هویت شهر، رابطه ذات و اعراض، مقدمه و مؤخره تقریر هویت شهر را اثبات کند. دو فرضیه وجود ذهنی و حقیقی برای هویت و قائل شدن صغرا و کبرا (مقدمه و مؤخره) برای وجود هویت راهبرد تحقیق را مشخص می کنند. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش روش کیفی و توصیفی با استفاده از نظریه های موجود در اسناد مکتوب و استدلال منطقی و تطبیقی نظریه های فلسفی موجود از جمله اصالت وجود، هستی شناسی، پدیدارشناسی و حرکت جوهری3 به صورت استنتاج عقلی- فلسفی است. از نتایج حاصل از پژوهش در حوزه وجودی و اشتمالی هویت شهر، می توان در تبیین ریشه و منشاء هویت شهر در غرب و فلسفه اسلامی، فهم رابطه وجود و ماهیت برای ادراک هویت بهره برد. نهایتاً این فرض که هویت شهر وابسته به جسم شهر است (مانند روح که در جسم حلول می یابد). و هویت با مفهوم ذهنی و حقیقی به مناسبات انسانی مربوط می شود به اثبات خواهد رسید. شهر بدون زمینه های هویتی، مانند جسم بدون روح است. و روح نیز قابل تقریر نخواهد بود مگر در قالب جسم و تجسم در ظاهری هم سنخ که همان ماهیت یا کیفیت شهر است.