امروزه فضای سبز شهری به عنوان یک عنصر مهم و حیاتی در برنامه ریزی شهری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همزمان با رشد شهرها، فضای سبز موجود در آنها به نفع اراضی مسکونی در حال کاهش است. ارزیابی نسبت تغییرات فضای سبز در طی دوره های زمانی متفاوت میزان و پراکندگی این تغییرات را آشکار می سازد. در حال حاضر با پیشرفت های انجام گرفته در تکنولوژی سنجش از دور و تولید تصاویر ماهواره ای با قدرت تفکیک طیفی و مکانی بالا و همچنین توسعه تکنیک های پردازش تصویر، امکان ارزیابی تغییرات برای کارشناسان فراهم شده است. مقاله حاضر نمونه ای از کاربردهای تکنولوژی سنجش از دور در مدیریت منابع شهری است که در آن تغییرات فضای سبز شهر تبریز در طی یک دوره زمانی 16 ساله (1368-1384) مورد ارزیابی قرار گرفته است. برای انجام این پژوهش از تصاویر سنجندهTM ماهواره لندست و سنجنده HDR ماهوارهSPOT 5، استفاده و نقشه تغییرات با اعمال روش طبقه بندی شیءگرا تهیه شد. ارزیابی نتایج نشان می دهد فضای سبز شهری تبریز در طی دوره مورد مطالعه بیش از 46 درصد کاهش داشته است و سرانه آن از حدود 14 متر مربع در سال 1368 به 5.7 متر مربع در سال 1384 رسیده است.
سرزمین ژاپن در طول تاریخ ردپای حضور ادیان و آئین های متفاوتی بوده است. آئین کهن، شینتو، بودیسم، آئین کنفسیوس و تائوئیسم ادیان اولیه ژاپن بوده که زمان شکل گیری آنها از 6000 سال قبل از میلاد تا قرن هفتم میلادی است. متناسب با این سابقه کهن، ژاپن دارای پیشینه ای غنی از معماری سنتی-آئینی بوده و مفاهیم و فضاهای متفاوتی در طول زمان متناسب با این آیین ها و سنت ها شکل گرفته است. به گونه ای که معماری سنتی-آئینی ژاپن دارای اصول تعریف شده ای در طراحی فضای معماری است. چگونگی ایجاد پیوند با معماری گذشته در سرزمین هایی که دارای سابقه ای کهن از معماری سنتی می باشند، همواره به عنوان یکی از دغدغه ها و به بیانی دیگر چالش های معماری معاصر چنین سرزمین هایی مطرح بوده است. در ژاپن نیز به دلیل آمیختگی اصول و آئین های مذهبی با زندگی مردم در طول زمان لزوم توجه به این پیوند توسط معماران معاصر ژاپن احساس شده است. در این میان سه تن از معماران معاصر ژاپن یعنی کنزو تانگه، فومیهیکو ماکی و تادائو آندو، که تنها معماران ژاپنی برنده جایزه بین المللی پریتزکرز بوده اند، بیش از دیگران در آثارشان به این امر توجه داشته اند. لذا تحلیل این دست از آثار این سه معمار می تواند زمینه چگونگی تبلور مفاهیم و فضاهای سنتی-آئینی در معماری معاصر ژاپن را فراهم آورد. روش تحقیق در این نوشتار تحلیل تطبیقی پروژه های خاص این سه معمار با مفاهیم و اصول فضاسازی معماری ادیان و آئین کهن ژاپن می باشد. نتیجه این رویکر تحلیلی حکایت از آن دارد که به دلیل وجود مفاهیم مشخص غیرکالبدی در معماری کهن ژاپن، معماران معاصر زمینه ارائه این مفاهیم در کالبدهای مختلف را دارا بوده اند. همچنین به نظر می آید که فومیهیکو ماکی و تادائو آندو بیشتر دارای رویکرد محتوا گرا و مفهوم گرا نسبت به معماری گذشته ژاپن بوده و در مقابل کنزو تانگه بیشتر از این دو معمار دارای رویکرد فرم گرا در ارتباط با معماری کهن ژاپن بوده است. تحلیل کرنولوژیک آثار این معماران نیز نشان می دهد که با وجود تاثیر پذیری هر سه معمار از لوکوربوزیه، به خوبی توانسته اند پیوند با معماری سنتی-آئینی سرزمین خود را حفظ کنند.
در طرح مشکلات محیطی شهرها و منطقههای شهری، اکثر برنامههای توسعه محیط که به دنبال تخریب وسیع ساختارهای طبیعی اعمال میشوند، تداخلی بین اصول ساختاری و اصول بهرهوری قلمروهای فضایی پدید میآورند که در نهایت هدایت و کنترل عملکردی ساختهای فضایی-اجتماعی در تولید و بازتولید سامانههای پایدار محیطی را عقیم میسازند. با طرح این مسأله که شبکهبندی نوین شهرها و منطقههای شهری نوع جدیدی از پراکندگی سیمایسرزمینها را در رابطه با تبدیل محلهای اسکان طبیعی به اشکالی مختلفی از پایداری سامانههای بومی-انسانی محیط میطلبد، هدف این مطالعه، ضمن تأکید بر پیوند دانشهای طبیعی با دانشهای اجتماعی و دانشهای مسئول مدیریت منابع سیمایسرزمین، اشاره به حضور دانشهای بومی در شناسایی ارجعیتهای محلی پاسخگو به مشکلات سیمایسرزمین و تعیین نقش اجتماعی گروههای ذینفع در تعالیخواهی عملکرد شبکهسامانههای بومی-انسانی محیط میباشد. روش انجام این مطالعه، برگرفته از نتایج بررسیهای توصیفی-استنتاجی، کتابخانهای طرحریزی شده و روش تحلیلی آن استنتاجی-مدلسازی سازماندهی گردیده است. فرضیه تحلیلی آن در راستای "اتحاد بین علم و سیاست محیطی" و بر مبنای "همبستگی بین علوم مختلف محیطی"، درصدد است چارچوبی عِلمی در ارائه یک برنامه عَملی معرفی نماید تا ضمن مشخص نمودن طبیعت میاندانشی-تبادلدانشی مطالعات تغییر بومشناختی-انسانشناختی سیمایسرزمینها، مفهوم نوین "تعالیخواهی عملکرد شبکهسامانههای بومی-انسانی محیط" در چارچوب مفهومی "برنامهریزی پایداری محیط" را معرفی نماید.
هرآنچه در دنیا وجود دارد، دارای سازه است. از قرون وسطی تاکنون، همواره معماران و سازندگان راهکارها، شیوهها و مصالح جدیدی را برای اجرای ساختمانها و ترکیب سازه با معماری به منظور رسیدن به راهحلهای بدیع و نو اختراع کردهاند. یک بخش غیرقابل تفکیک در طراحی معماری، درنظرگرفتن نوع پوشش فضا، پیها، دالها، ستونها و سقفهاست. تلفیق معماری و سازه، ترکیبی است از هنر، ارزشهای زیباییشناسی، تکنولوژی، مصالح و رفتار آنها، عملکرد و اجرا. طراحی سازهای را میتوان به عنوان فرآیندی از مرتب کردن مصالح در سه بعد فضا درنظرگرفت، بهطوری که بعضی از اهداف از قبل تعیین شده را در حداکثر کارآیی ممکن تامین نماید. بسیاری از افراد با عبارت " فرم از عملکرد پیروی میکند" آشنا هستند. همه افراد میتوانند نوع سازه بکار رفته را در ارتباط با عملکرد مورد نظر آن در ساختمانهایی مانند پلها، سدها، عملکردهای ورزشی، نیروگاهها، بیمارستانها، سیلوها و ... تشخیص دهند. اما هنگامی که فقط روشهایی که در آن نیازهای عملکردی تعیین کننده هنر مهندسی سازهاند، درنظرگرفته شود، نتایج قابل توجهی حاصل میشود. در این مقاله ابتدا عوامل موثر در طراحی سازهای بررسی و تبیین شده و سپس تاثیر این عوامل بر عملکرد، زیبایی شناسی و فرم معماری مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند
امروزه برای جبران صدمات انقلاب صنعتی برطبیعت، بشر ناگزیر به اقداماتی شده است که براصول توسعه پایدار مبتنی باشد. این درحالی است که درسرزمین ما همانند بسیاری از نقاط دارای تمدن کهن اندیشه های مبتنی بر تعامل اندیشمندانه با طبیعت تا پیش از ظهور وبروز مظاهر مدرنیسم وجود داشته است. ساخت بناهای متناسب بااقلیم وبدون نیازبه استفاده از انرژی های فسیلی برای سرمایش وگرمایش با دستاورد حفظ محیط زیست ازجلوه های همین تعامل محسوب می گردد. مقابله با وضعیت آب وهوایی حاد خوزستان مهم ترین دغدغه معماران ودست اندر کاران ساختمان سازی از گذشته تا حال این دیاربوده است. بررسی و تحلیل یکی از روش های سنتی مقابله با این معضل اقلیمی را می توان مسئله اصلی شکل گیری این مقاله دانست. شوادون (Shavadoon)اززمان باستان یک مأمن مناسب برای فرار از تنگنای شدید اقلیمی بوده که تازمان معاصر استفاده از آن در دزفول رایج بوده است به طوریکه درهرخانه یک شوادون حفرشده است. این نوشتاردر ابتدا با بیان و معرفی بخش های مختلف شوادون ها نظیرصحن؛"کت"؛"دریزه"؛"تال" وپله پهن خصوصیات ویژه هریک را تبیین می کند. سپس با تجزیه و تحلیل عملکردهای متعدد آن، عواملی را که موجب خنکی آن شده مورد بررسی قرار می دهد و درنهایت نکاتی راکه طراحان ودست اندرکاران می توانند از شوادون وخصوصیات اقلیمی آن اقتباس نمایند پیشنهاد می گردد.