ساخت ظروف شیشه یی که به عنوان ظروف محتوی عطر یا دارو به کار می رفته اند از هزاره ی دوم ق . م آغاز می شود . تاریخ و محل ساخت و تکنیک پیچیده ی ساخت این ظروف سالهاست که مورد بحث و اختلاف است . مقاله ی حاضر پس از مطالعه و بررسی این نظریات و به شکل چکیده ای از نظریات گوناگون تهیه شده است که پس از مروری کلی بر ساخت شیشه در جهان و برشمردن تکنیک های مختلف ، به طور خاص به ساخت ظروف قالب گلی پرداخته است و پس از آوردن تاریخچه ی ساخت شیشه برای مطالعه ی بهتر این ظروف آنان را به چهار دسته از نظر فرم ظاهری تقسیم بندی کرده است ...
آمدن اسلام و سپس ظهور تشیع، قرآن که حامل سخنان خداوندی است ، ادعیه و احادیث مرتبط با ائمه به صورت موضوعی ارزشمند به استخدام هنرمندان خطاط و کتیبهنگار درآمد و هنرمندان با استفاده از این خطوط به تزیین اماکن مقدسی چون مسجد، امامزاده، خانقاه و مدارس مذهبی پرداختند. هنرمندان نه تنها از این مضامین برای تزیین اماکن مقدس استفاده میکردند، بلکه آنها را برای تزیین اشیاء و ظروفی چون بشقاب، کاسه، چراغها و پایه شمعدانهایی ساخته شده از فلز، مرمر، سنگ، چوب و پارچه نیز مورد استفاده قرار میدادند.پس از ورود اسلام به ایران هنرمندانی در این مرز و بوم ظهور کردند که مذهب تشیع با همت والای ایشان تداوم یافت. آن ها مضامین شیعی را بیش از پیش دستمایه کار خود قرار داده و از خط و خوشنویسی هم در کتیبههای معماری و هم در هنرهای کاربردی به عنوان یک عنصر تزیینی و ابزاری برای تبلیغ و تقویت ارزشهای والای تشیع بهره جستند.در همین راستا مقام والای علی(ع) امام اول شیعیان که در تکوین تعالی شیعه نقش بسیاری دارد، در کتیبهها انعکاس یافته است.در این مقاله نمونههای مختلفی از کتیبههایی که در آنها نام علی(ع) به چشم میخورد، بررسی شده است. این کتیبهها مشتمل بر نام حضرت علی(ع) به تنهایی و یا در ترکیب با نام خداوند و نام پیامبر، دعا و صلوات برای ایشان، شهادتین که گواهی بر ولایت ایشان بر شیعیان است و احادیثی در ستایش و وصف ایشان میباشد.این مقاله که با هدف بررسی نمود نام امام علی (ع) در کتیبههای معماری و هنرهای کاربردی دورههای مختلف تنظیم شده است، به دنبال یافتن پاسخ سؤالات زیر میباشد:خط و خوشنویسی در هنر اسلامی چه جایگاهی دارد؟ رابطهی خط و خوشنویسی با مذهب تشیع کدام است؟مضامین عبارتهایی در وصف علی(ع) در کتیبههای معماری و خط نگارههای هنرهای کاربردی کدامند؟روش گرد آوری مطالب این مقاله به روش کتابخانهای و اسنادی و شیوه تنظیم مطالب به صورت توصیفی- تحلیلی است.
مقدمه: ایرانیان از دیرباز مورد توجه ویژه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) بوده اند. در احادیث بسیاری، اسلام ایرانیان با اهمیت تلقی گردیده و از ملت ایران به عنوان وفادارترین ملت ها به اسلام یاد شده است. به گفته شهید علامه مطهری: «ایرانیان بیش از هر ملت دیگر نیروهای خود را در اختیار اسلام و اهل بیت (علیهم السّلام) قرار دادند و بیش از هر ملت دیگر در این راه صمیمیت و اخلاص نشان دادند، در این دو جهت هیچ ملتی به پای ایرانیان نمی رسد.» هنر قدسی و فاخر خوشنویسی از دانش هایی بود که ایرانیان مسلمان در ایجاد و رشد آن نقش مهمی داشته اند. بنیان گذاران اقلام ستّه –که هنوز هم توسط خطاطان در سراسر جهان اسلام نوشته می شوند- غالباً ایرانی بوده یا نژاد ایرانی داشته اند؛ کسانی چون ابن مقله، ابن بواب، اسدالله کرمانی، عبدالله مروارید، محمد مؤمن کرمانی، عبدالله صیرفی، بایسنغر میرزا، عبدالله طبّاخ، کمال الدّین هروی، علاء الدین تبریزی، عبدالباقی تبریزی، میرعماد، علیرضا عباسی، محمدرضا امامی و دیگران که آثارشان باقی و چشم نواز دیده بینندگان است. خطاطان ایرانی، هنر خود را با کیمیای مهر و محبت اهل بیت (علیهم السّلام) درآمیخته و در جهت خدمت به عرض ارادت به ساحت قدسی آل الله، آثار فراوانی از خود برجای نهادند که بخش عمده ای از این آثار در قالب کتیبه نویسی و کتابت نسخه های قرآن کریم یا کتب ادعیه برای قرائت در مشاهد شریفه، خلق شده اند.
پارچۀ زربفت منسوجی است که تارش از جنس ابریشم و در پود آن طلا یا سیم به کار رفته است. بافت این منسوج از دورۀ هخامنشی شروع و با افزودن نقوش متنوع همراه با تکامل ذهنی و دستگاهی در دورۀ ساسانی کامل شد. این دستبافته در دورۀ تیموری با جلوه های تزیینی در معرض توجه قرار گرفت. در ادامه، متأثر از جلوه های روایی و تصویرگرایانۀ نگارگری ایرانی، با حاکمیت نقش انسان، سبک خاصی ظهور یافت که در دورۀ صفوی به اوج کمال خود رسید. این تحقیق می کوشد با شیوۀ توصیفی تحلیلی و نیز تطبیق نمونه های فاخر، الگو و نقشۀ نمونه هایی را که شکل انسان در آنها به کمال فنی و طراحی رسیده است، در ابعاد مختلف مورد مطالعه قرار دهد. یافته های این تحقیق نشان می دهد پارچه های زربفت ایرانی با توجه به طراحی نقوش انسانی که عمدتا به دو صورت قابی و بدون قاب، با روش الگوبرداری کلی، ساده و انعکاسی همراه با تزیینات گیاهی و حیوانی با موضوعات مختلف، روی پارچه نمود یافته، متمایز و شاخص شده است. به نظر می رسد با شناخت دقیق ابعاد خاصی همچون «آنالیز خطی طرح های انسانی» و «تزیینات مکمل» می توان زربفت دورۀ صفوی را «الگوی دلالتگر» چربش وجه هنری و «زیبایی شناسی تزیین» در دستبافته های ایرانی نسبت به وجه کاربردی آن قلمداد کرد.