ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۶۱ تا ۵٬۷۸۰ مورد از کل ۱۰٬۴۳۳ مورد.
۵۷۶۱.

بررسی عناصر هویت ساز در کالبد خارجی ساختمانهای بلند مرتبه مسکونی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۴۱۸
زمینه و هدف: نما، یکی از عوامل تأثیر گذار بر معماری در مقیاس خرد و شهرسازی در مقیاس کلان است. از نما به عنوان فصل مشترک معماری و شهرسازی یاد می شود. شناخت مولفه های هویت ساز در این عنصر تأثیر گذار، که مستقیما با روان و افکار آدمی در ارتباط است، در این مرحله حساس از معماری ما، که دچار سردرگمی است بسیار حائز اهمیت می باشد. روش بررسی: در این نوشتار با استفاده از ابزار پرسشنامه، در راستای سنجش مولفه های هویت ساز در کالبد خارجی ساختمان های بلند مرتبه مسکونی در شهر تهران، از 480 نفر که ساکن مجتمع های مسکونی انتخاب شده، جهت آزمایش بودند، اطلاعات مورد نیاز دریافت و در قالب 1920 داده آماری در نرم افزار Spss مورد تحلیل قرارگرفت.   یافته ها: نتایج حاکی از آزمایش، نشانگر عوامل هویت ساز در کالبد خارجی ساختمان های بلند مرتبه مسکونی در شهر تهران است که عبارتند از: نما و مصالح در ساختمانهای منفرد و همچنین هم پیکری یا گروهی بودن، نحوه قرارگیری بلوک ها نسبت به هم و نما در ساختمان های خوشه ای. نتیجه گیری: با شناخت مولفه های هویت ساز، می توان به تعیین الگویی مناسب برای کالبد خارجی ساختمان های بلند مرتبه مسکونی در شهر تهران پرداخت، که در شکل گیری سیمایی با هویت برای شهر تهران می تواند نقش بسزایی ایفا کند.
۵۷۶۲.

تبیین و واکاوی چگونگی هوشمندسازی شهرها در بستر مؤلفه ها و عوامل کلیدی اثرگذار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۳ تعداد دانلود : ۵۹۷
در طی قرون متمادی شهرها همیشه جوامع بشری را در راستای دستیابی به اهداف خود به خدمت گرفته اند. البته باید این نکته را مدنظر قرار داد که شهرها، بر خاف ابزارها و ماشین هایی که بر مبنای طراحی های دقیق شکل گرفته اند، ابزارهای جمعی هستند که ظهور آنها، مبتنی بر برنامه ریزی های دقیق نبوده و بسیاری از ویژگی های آنان به سادگی و به خودی خود متجلی شده است . بنابراین دیگر برنامه ریزی و مدیریت شهرها به شکل فعلی آن ، نمی توانند پاسخگوی این پیچیدگی ها باشد، لذا مدیریت منسجم این عدم قطعیت ها؛ مستلزم برنامه ریزی برای ایجاد شهرها و جوامع هوشمند بوده و شا کله این شهرها می بایست بر مبنای ایجاد محیط هایی با هدف بهبود مهارت های شناختی و توانایی یادگیری و نوآوری پایه گذاری گردند. این امر، نیازمند ایجاد فضاهای دیجیتالی، سازمانی و فیزیکی بوده که از طریق ابداع و خلاقیت مبتنی بر ترکیبی از مهارت های شناختی فردی و سیستم های اطلاعاتی سازماندهی می شوند. این مقاله به دنبال آن است تا ابعاد مختلف هوش شهری و مؤلفه های کلیدی شهر هوشمند را برپایه یک مدل مفهومی انسجام یافته تبیین نماید، روش این پژوهش توصیفی بوده و برپایه جمع آوری اطلاعات اسنادی و متون مرتبط با این حوزه تدوین شده است؛ در همین راستا، در گام نخست شهر هوشمند و مفاهیم مرتبط با آن ارائه شده، در گام بعد، مؤلفه های کلیدی شهر هوشمند برپایه جمع بندی دیدگاه های صاحب نظران این عرصه؛ در قالب مؤلفه ها و عوامل پایه ای هوشمندسازی شهرها در سه دسته مؤلفه ها ی کلیدی)مردم، عوامل نهادی و زیرساختی(دسته بندی شده و سه عامل مهم)هوش،یکپارچگی و نوآوری( به عنوان پیش شرط های اساسی جهت ایجاد جوامع هوشمند در نظر گرفته شده اند که مجموعه این عوامل و پیش شرط ها در قالب یک مدل به تصویر کشیده شده است و نهایتاً در گام پایانی پژوهش ، چگونگی هوشمندسازی شهرها بر مبنای ابعاد و مؤلفه های مدل تدوین شده، تشریح می گردد.
۵۷۶۳.

تأثیر احساس امنیت بر رضایت مندی سکونتی در مجتمع مسکونی هزار دستگاه نازی آباد تهران بر اساس مدل ((C.P.T.E.D(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۷۶
امنیت، یکی از مهم ترین نیازهای بشر است. محققان بر این باورند که تامین و احساس امنیت به گونه ای تنگاتنگ با مشخصه های کالبدی محیط و میزان رضایتمندی از آن در رابطه است. مطالعه حاضر بر مبنای مدل CPTED و با هدف بررسی تاثیر احساس امنیت بر میزان رضایت مندی سکونتی در مجتمع مسکونی هزار دستگاه نازی آباد تهران انجام شده است. پژوهش بر اساس مطالعه موردی و روش توصیفی- همبستگی انجام گرفت و 240 خانوار ساکن در مجتمع مسکونی هزاردستگاه از طریق پرسشنامه که بر اساس اصول و مولفه های پیشنهادی در رویکردCPTED  تنظیم گردید مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آمار توصیفی، آزمون تی مستقل، کای اسکوئر، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که احساس امنیت ساکنان در سطح متوسط اما رضایت مندی سکونتی آنان در سطح پایین است. همچنین بین احساس امنیت و عوامل محیطی (در متغیرهای روشنایی و تهویه، دید و منظر) و بین احساس امنیت و عوامل اجتماعی در ساکنان بدون رضایت مندی در متغیر روابط همسایگی رابطه مثبت و معنی دار، اما در متغیرمدیریت و نگه داری رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. بطور کلی  نتایج حاکی از وجود رابطه معنادار بین احساس امنیت و رضایت مندی سکونتی در مجتمع مسکونی است.    
۵۷۶۴.

مفاهیم در الگوی معماری مسکن روستایی (پژوهشی مورد در روستاهای استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۳۶
بشر در بستر مفاهیم می اندیشد و عمل می کند. این مفاهیم در همه ابعاد زندگی او حضور دارند. معماری نیز همانند تمامی دست ساخت های بشر، از نظام های مفهومی ذهن او تبعیت می کند. با توجه به مجموعه تحقیقاتی که در عرصه معماری صورت گرفته است، می توان از الگوها به عنوان بستری برای بروز این نظام ها در ساماندهی عناصر کالبدی نام برد. پرداختن به این نکته می تواند پاسخی باشد در برابر برخی ابهاماتی که در حال حاضر نسبت به چرایی کیفیت نامناسب خانه های امروزی روستایی وجود دارد. این حیطه از معماری به عنوان میراث گران بها و غنی الگوهای گذشته، دغدغه ای است که ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب نموده است. مقاله پیش رو سعی دارد ضمن مروری بر مفاهیم مرتبط با الگوها و ابعاد آن، اهمیت نظام مفاهیم را به عنوان بستر ساخت الگو و حلقه ارتباط دهنده معماری و فرهنگ، مورد بررسی قرار دهد. در این راستا با بررسی نظریات پایه در حوزه مبانی الگوها و تعیین جایگاه و ارتباط آن با حوزه مفاهیم، به مطالعه چند نمونه از مصادیق آن در مسکن بومی مناطق روستایی استان خراسان رضوی پرداخته می شود. در انجام این تحلیل ها علاوه بر بازدیدهای میدانی، به نتایج و مطالعات گونه شناسی استان که در دو دوره متفاوت زمانی به انجام رسیده اند نیز استناد می گردد. نتایج پژوهش بیانگر اهمیت زمان و مکان در نحوه شکل گیری مفاهیم و الگوهای استخراجی از آن ها است که ارتباط میان عناصر معماری را تعیین می کنند. از این رو الگوهای معماری به شرطی خواهند توانست شرایط زمانی و مکانی حاکم بر جامعه را در معماری نمود دهند که طراحان عرصه معماری قادر به تطبیق و آفرینش نظام جدیدی از مفاهیم حاضر در معماری باشند. جهت رسیدن به این مهم رعایت نکاتی ضروری است که در این مقاله سعی خواهد شد پس از بررسی حدود آن ها، در قالب نتایج تحقیق مورد اشاره قرار گیرند.
۵۷۶۵.

طبیعت، شهر، هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲
شهر، برای انسان موجودی متناقض است؛ از سویی عامل بیگانگی و جدایی او از طبیعت است؛ و از سوی دیگر محیط پیوند و برقراری ارتباط های اجتماعی است. درنتیجه، شهر، میان دو قطب طبیعت و جامعه، ایفای نقش می کند. پویش (دینامیسم) شهرهای معاصر، دوری از یکی و توسعه دیگری است. زندگی مدرن، تکنولوژیک و طبیعت گریز روزبه روز افزایش می یابد؛ ارتباط های انسانی که به مدد رسانه های نوین هر روزه توسعه می یابد، به نحو چشمگیری ماهیت فرد و اجتماع را از خود متأثر ساخته است. مسئله امروز، مجازی شدن ارتباط ها به جای واقعی بودن آن هاست. به نظر می رسد حتی در رشد ارتباط های انسانی نیز طبیعت گریزی مسئله اصلی است : روابط مبتنی بر «طبیعت انسان و فضا» توسط رسانه های جدید با روابط مبتنی بر «اطلاعات از انسان و فضا» جایگزین شده است. از این روست که انسان در زندگی جدید خود غربت و بیگانگی از طبیعت را هر روز بیشتر احساس می کند. در آغاز پیدایش شهرهای صنعتی، پارک ها، گزینه های جایگزین نوستالژی انسان خارج شده از طبیعت بودند؛ فضاهایی که نشانه طبیعت معنابخش محیط زندگی گذشته انسان ها بودند. این نخستین اقدام سازمانی شهرنشینان برای بازیابی منبع الهام گذشته خود نبود. پیش از آن تمنای طبیعت در هنر آنان جلوه گر شده بود. تقلید از طبیعت و گزینش عناصری از آن در متن آثار هنری الهام بخش مواجهه با طبیعت بود. ترسیم صحنه های مثالی از طبیعت، آنچنان که در کتاب آسمانی ادیان مختلف به صورت باغ جلوه گر شده، نمود رؤیاهای انسان شهرنشین بود. پس از آن بود که باغ ها و پارک ها به مثابه بخشی از طبیعت وارد شهرها شدند تا خلأ جدا افتادگی از آن را جبران کنند. رویکردهای تلفیق هنر، به مثابه دستاورد انسان شهرنشین، با طبیعت در شهرهای امروز صورت جدیدی به شهرها بخشیده است. شهرسازی طبیعت گرا و هنرهای شهری در ترکیب با طبیعت پاسخ های جدید انسان شهرنشین برای برقراری دوباره ارتباط با دو قطب الهام بخش تاریخ تمدن است: طبیعت و هنر. در این نقاشی دیواری که بر بدنه یک شهر مدرنیستی جدا افتاده از طبیعت ترسیم شده مطالبه شهروند امروز به روشنی پیداست : شهر، همچنان دارای ساختمان های چندطبقه است و حصارهای آهنی آن به مثابه نماد زندگی امروز بر بالای دیوارها نصب است. اما عناصری از منظر مثالی شامل سرو، ابر، دسته پرندگان و انسانی که مشغول طبیعت است با آن تلفیق شده. این صحنه را می توان نمادی از شهر مطلوب انسان آینده دانست : شهری مرکب از هنر و طبیعت گزیده.
۵۷۶۶.

پژوهشی در زمینه پیشینه تاریخی، خصوصیات و منظر باغ هرندی شهر کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۳۵
باغ ایرانی بیانگر ارتباط نزدیک میان بستر فرهنگی و طبیعی است و نشانه ای از سازگار نمودن و همسوسازی نیازهای انسان و طبیعت است.باغ های تاریخی ایرانی از آثار مهم به جا مانده از گذشته هستند که به واسطه ارزش های چندگانه محیطی، سودمندی و زیبایی شناسیکه کلیه حواس پنج گانه را درگیر می کند به عنوان میراث ملی و سندی با ارزش از هویّت تاریخی و فرهنگی، لازم است پیوسته مورد بررسی، حفاظت و نگهداری قرار گیرند. ساده ترین و رایج ترین شکل هندسی باغ های ایرانی من جمله باغ های دوره قاجار شامل: محوری در مرکز به موازات اضلاع طولی است و به طور معمول در دو طرف این محور درختان سایه دار کاشته می شدند. شکل هندسی این باغ ها اغلب چهارضلعی و نسبت به محور مرکزی قرینه طراحی می شدند. در دوره قاجار باغ های متعددی در کرمان احداث شده اند. از جمله این باغ ها، باغ هرندی کرمان است که به وسیله سازمان میراث فرهنگی جهت ثبت ملی و مرمت این باغ بررسی هایی انجام شده است. اما چون تحقیقات انجام شده ای که به صورت کامل و علمی منتشر شده باشند، درباره این باغ در دسترس نبود، ضرورت انجام پژوهشی به منظور مشخص شدن تاریخچه، خصوصیات و وضع کنونی باغ احساس شد. بدین جهت این تحقیق که روش اجرای آن تفسیری تاریخی است با استفاده از مدارک موجود در نوشته های مختلف و بررسی میدانی و سؤال از مطلعین انجام شد که نتایج آن در این مقاله آمده است. نتایج این پژوهش نشان داد که باغ هرندی کرمان در ابتدای احداث آن در خارج شهر ولی اکنون در مرکز شهر قرار دارد. کاربری اولیه آن مسکونی و تفریحی بوده است. باغ ایرانی الگوی کلی این باغ است، ساختمان اصلی آن در دو طبقه، در حدود یک سوم شمالی محور اصلی و در ساخت آن شیوه معماری دوره قاجار و نیز الگو گرفته از معماری فرانسه آن زمان است. نظام آبیاری این باغ در گذشته از طریق چاه با استفاده از گاوگرد و نیز آب قنات بوده است.
۵۷۶۷.

پیوندهای هنر و سیاست در عصر قاجار و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶۱ تعداد دانلود : ۳۴۴۱
در بررسی تاریخ هنر عصر قاجار افزون بر عناصر زیبایی شناختی آن، فرایندهای اجتماعی، تاریخی و سیاسی مؤثر در شکل گیری این آثار نیز باید مد نظر قرار گیرند. این گونه بررسی ها به هیچ وجه از ارزش آثار هنری نمی کاهد، بلکه سهم عناصر فرازیباشناختی را در آثار هنری نشان می دهد. شواهد تاریخی عصر قاجار نمودهایی از تأثیر سیاست در هنر این دوران به ویژه سیاستگذاری های نخبگان حکومتی 1را بر ما آشکار می سازد. عناوین مناصب دولتی، فرامین، اعلان ها، بخش نامه های حکومتی و مضامین سیاسی آثار هنری شاهد این مدعاست. در نیمة دوم حکومت قاجاریه، رشد اندیشه های نوگرایی، فضایِ گفتمانی تازه ای را پدید آورد که این تحول گفتمانی تأثیر بسزایی در ظهور سبک های هنری و پیدایی سبک های تلفیقی داشت. توجه به تعاملات هنر و سیاست و تحلیل عوامل مؤثر در شکل گیری آثار هنری از جمله موضوعاتی است که کمتر مورد توجه پژوهشگران این حوزه قرار گرفته ؛ به طوری که در میان عوامل تأثیرگذار بر خلق آثار هنری، سیاستگذاری های حاکمیت نقش تعیین کننده ای را ایفا کرده است. دو پرسش اساسی که مقالة حاضر در راستای پاسخگویی به آن شکل گرفته، چگونگی مناسبات هنر و سیاست در عصر قاجار و عوامل مؤثر بر این مناسبات است. مقاله حاضر بر آن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، نحوة برخورد نخبگان حکومتی با هنرمندان، آثار هنری و پیامدهای ناشی از آن را مورد بررسی قرار دهد. این نوشتار نیز در بُعد نظری از مناسبات دانش و قدرت در اندیشه میشل فوکو الهام گرفته است. لذا بنا بر نظریه و دیدگاه فوکو در مناسبات دانش و قدرت، روابط هنر و سیاست مورد تحلیل واقع شده است. دستاوردهای این پژوهش نشانگر تعاملات سیاست و هنر در قالب حمایت های سیاست از هنر و در مواردی نیز تقابل هنر و سیاست است که نمودهای این تقابل را در مضامین انتقادی آثار هنری می توان یافت.
۵۷۶۸.

بررسی معیارهای ظرفیت سنجی توسعه مجدد در محدوده بافت قدیم بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
فرسودگی بافت که نتیجه فرسایش کالبدی، اقتصادی و اجتماعی است، به مرور محدوده ای از شهر را از چرخه زندگی شهری و شهروندی خارج کرده و سبب هدر رفتن زمین در بخش های توانمند شهر –محدوده های مرکزی و بافت قدیمی- می شود. شهر بابل دارای محلات متعدد قدیمی می باشد که در توسعه فیزیکی شهر به ظرفیت آنها توجهی نشده است و توسعه عموماً به صورت افقی و در جهت تخریب اراضی کشاورزی و باغات اطراف شهر بوده است. پژوهش حاضر در پی یافتن ظرفیت ها و پتانسیل های بالقوه موجود در محلات جهت توسعه مجدد و راه های به فعلیت در آوردن آنها می باشد. در این پژوهش با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، ضریب اهمیت معیارهای ظرفیت سنجی توسعه مورد سنجش و استفاده قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به معیارهای مطرح شده، محدوده مورد مطالعه دارای ظرفیت های توسعه زیادی است که استفاده از آنها برای توسعه مجدد محلات، تاثیر بسزایی در حل مشکلات شهر داشته و نقش مهمی در تحقق توسعه مجدد خواهد داشت. همچنین در برخی مناطق به علت فقدان پتانسیل برای توسعه بیشتر و افزایش نیافتن تراکم و جلوگیری از مهاجرت ساکنین قدیمی، حفظ وضع موجود پیشنهاد می شود.
۵۷۶۹.

تحلیل دانه بندی بلوک های مسکونی از منظر جرم شناسی با استفاده تکنیک نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۱۹
هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش دسترسی بصری و فیزیکی در فضاهای باز مجتمع های مسکونی و نقش آنها در تامین امنیت آن محیط است. پیرامون موضوع مطروحه، سه الگوی فضای باز در مجتمع های مسکونی در نظر گرفته شد که شامل"الگوی حیاط مرکزی"،"الگوی خطی یا ردیفی" و"الگوی بلوک های پراکنده" است. ابزار ارزیابی در این پژوهش، تئوری نحو فضا است. فرایند این پژوهش به این صورت انجام می شود که در ابتدا فاکتورهای مؤثر بر میزان جرم خیزی فضاهای باز مجتمع های مسکونی استخراج می گردد، سپس با استفاده از تئوری نحو فضا، به تبیین چارچوب نظری پژوهش پرداخته می شود. در ادامه با استفاده از نرم افزار Depthmap ، شاخص-های " قابلیت دسترسی فیزیکی"،" قابلیت دسترسی بصری"،"دسترسی محلی" و دسترسی فراگیر" در نمونه های موردی بررسی می شود و در نهایت الگوی نهایی بهینه که دارای کمترین میزان احتمال جرم خیزی است معرفی شده و راه کارهای حاصل تبیین می گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد که با توجه به تحلیل های کمی ذکر شده، فضای باز مجتمع مسکونی با الگوی حیاط مرکزی، دارای کمترین میزان جرم خیزی نسبت به دو الگوی دیگر است، این در حالی است که در فضاهای باز با الگوی بلوک های پراکنده، امکان وقوع جرم بیشتر از سایر نمونه ها می باشد.
۵۷۷۰.

Reinterpretation of Architectural Identity in a Tidal Waterfront City (Case Study:Transformation of the Riverbank Area in Banjarmasin’s Old City Center)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۱۷۸
Banjarmasin is known as a tidal waterfront city and it is called City of a Thousand Rivers. The city level was approximately -16 cm below the sea level and almost a swamp-land. The urbanization and the city development programs have changed the city’s physical and spatial plan from a wetland to a mainland structure. The issues of the city's transformation have changed the city structure from the waterfront city into the mainland city. Confusion about its architectural identity occurs in the tidal land context from the water-based architectural typology transformation to land-based architectural typology. Reinterpretation of architectural identity needs to be made so that the image of the tidal city will not disappear. The purpose of this study is to revive the architectural identity of Banjarmasin city. This research will be useful for academic and practices for the local management control of the city’s government The research procedures could be interpreted as typo-morphological in a tidal waterfront city, through several approaches employing the interpretive-descriptive-retrospective methods in the history of Banjarmasin’s urban development and Banjar’s community adaptation in this tidal environment.The research findings are: The architectural identity of tidal city can be found in the adaptation of Banjar’s community behavior; The architectural tidal identity has been fading, becoming ambiguous and unfamiliar to the present generation of Banjar community; Reinterpretation of the tidal architectural identity may serve as a guideline for the city’s lay-out developing from the architectural design of the present and the future.
۵۷۷۱.

Density in Relation to Patterns of Built-forms (Case Study: Addis Ababa, Ethiopia)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۶
Density is a critical typology in determining sustainable urban built-form patterns. Built-form refers to the assemblage and arrangement of the building masses in a city reflecting the spatial layout of spaces. The relationship between density and urban character is also based on at certain densities (thresholds). In a wider sense, sustainable cities are a matter of density. Recent debates about the creation of more sustainable urban form, compact cities have led to a renewed focus on issues of density. The argument is that high density high-rise with low ground coverage or compact city form can offer a high quality of life while minimizing crime, possibility to provide adequate amenities, green and open spaces, accessibility and space consumption. However, the relationships of density and patterns built-form are not reasonably well developed and integrated into the urban design-planning processes in developing countries cities like Addis Ababa. On the hand, not many studies have been undertaken with regard to density in relation to patterns of built-forms. Therefore, this study aims to explore density in relation to patterns of built-form in the process of planning & design of urban spaces2. The analysis is based on the primary sources as well as secondary documents collected from the concerned agencies and related references. The findings illustrate that high density high-rise with low ground coverage patterns of built-forms can offer better possibilities for installing good spatial quality3 of urban spaces. It concludes with an overview of emerging thinking/implications where further efforts are required in the future
۵۷۷۲.

معماری در نقاشی مکتب هرات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۴۶
نقاشی مکتب هرات به دلیل توجه خاص به انسان و محیط زندگی وی، به وفور از عناصر معماری استفاده کرده است. معماری در نقاشی مکتب هرات عنصری است که در فضای نگاره گسترده شده و به ساختار آن نظم می دهد و جایگاهی مناسب برای حضور شخصیت های نگاره می آفریند. مقاله حاضر در نظر دارد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی ضمن بررسی عناصر معماری در مکتب نگارگری هرات به این سؤال اصلی پاسخ دهد که عناصر معماری چه جایگاهی در نقاشی مکتب هرات داشته و نقش آنها در ساختار تجسمی آثار چگونه بوده است؟ نمونه های مطالعاتی تحقیق از میان آثار برجسته دو دوره آغازین و پسین نگارگری تیموری انتخاب شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که ترسیم عناصر معماری در نگاره ها از ابتدایی ترین حالت آن که فقط شامل نمایی از یک بنا بوده، آغاز و رفته رفته تکمیل شده تا در نگارگری مکتب هرات به اوج تکامل خود رسیده است و بر مبنای نتایج این تحقیق، تبدیل به فضایی زنده و پویا گشته که ساختار ترکیب بندی کلی را تحت تأثیر قرار داده است. نوعی عمق نمایی ویژه به مدد عناصر معماری و نیز استفاده مکرر از تغییر زاویه دید و نمایش هم زمان فضاهای مختلف یک بنا از ویژگی های مکتب تیموری می باشد. بناهای تصویر شده در مکتب هرات شامل طیف وسیعی از بناهای مذهبی همچون مسجد تا بناهای مدنی نظیر استحکامات نظامی و حمام می باشد. تحولات حاصل از کادربندی و پلان بندی در نگاره، گسترش پهنای دید، واقعی تر شدن نحوه دید به معماری، به کار بردن جزئیات و تزئینات در سطوح معماری و تغییر در سلیقه انتخاب متون مصور شده، از عواملی است که نگارگری مکتب هرات را در نمایش معماری به پختگی رسانده است و جنبه کاربردی تری را در صفحه بدان بخشیده است. مقایسه ی انواع بنا در دو مرحله ی پیشین و پسین مکتب هرات نشانگر این موضوع است که نقاشی تیموری به چه بخشی از عناصر معماری توجه بیشتری نموده است.
۵۷۷۳.

عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان در خوابگاه های دانشجویی  (نمونه موردی: خوابگاه دانشگاه سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۰ تعداد دانلود : ۷۳۹
مسکن دانشجویی ضروری ترین نیاز دانشجویان غیر بومی می باشد. این دانشجویان با ورود به خوابگاه و دوری از خانواده، بخش زیادی از حمایت های اجتماعی خانواده و جامعه بومی خود را از دست می دهند و دچار احساس تنهایی، غربت، عدم تعلق و دلبستگی به محیط جدید می شوند. در این میان، توجه به عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به محیط جدید خوابگاه می تواند نقش مهمی در بهبود وضعیت روحی، عاطفی و عملکردی آنها داشته باشد. با ایجاد دلبستگی به مکان در خوابگاه، تطبیق دانشجویان با محیط جدید بهتر صورت می گیرد و اشتیاق آنها برای زندگی با دیگران افزایش می یابد. هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان، در خوابگاه های دانشجویی است. برای دستیابی به اهداف فوق، پس از مطالعات کتابخانه ای، از روش مطالعه میدانی ( مشاهده، پرسشنامه و عکس ) استفاده شده است و به عنوان نمونه، خوابگاه پردیس دانشگاه سمنان مورد بررسی قرار گرفته است. داده های بدست آمده از مطالعات میدانی به روش کمی مورد تحلیل قرار گرفته است . نتایج نشان می دهد عوامل انسانی، عوامل مکانی و عامل زمان عوامل موثر در ایجاد دلبستگی به مکان می باشند و رابطه معناداری میان آنها و دلبستگی به مکان وجود دارد. از میان عوامل مکانی، عوامل اجتماعی مکان، عوامل کالبدی مکان ، عوامل فعالیتی مکان و عوامل معنایی مکان به ترتیب، موثرترین عوامل در ایجاد دلبستگی به خوابگاه می باشند . از میان مولفه های عوامل اجتماعی مکان، بیش ترین ارتباط مربوط به رعایت حریم شخصی در مکان و در مولفه های عوامل کالبدی مکان، بیش ترین ارتباط مربوط به امکان انعطاف پذیری مکان می باشد.
۵۷۷۴.

نقش فضای عمومی شهری در افزایش ایمنی اجتماعی (مطالعه موردی: محله ساغریسازان و گلسار رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۴۵۰
در این مقاله ارتباط ابعاد حسی دریافت شده از فضاهای شهری و ایمنی اجتماعی بررسی شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد بین اطلاعات دریافتی از محیط و سلامتی انسان رابطه مستقیم وجود دارد. چون افراد از طرق مختلف، فضاهای شهری را درک می کنند و خوشایندی یا ناخوشایندی، امن و ناامن بودن آنها می تواند نقش تعیین کننده ای بر سلامت روانی ساکنان داشته باشد. این مقاله قصد دارد با تشریح رو شهای انتقال و درک عام محیطی، تأثیر آنها بر ایمنی اجتماعی را بررسی کند. روش بررسی، آمیخته ای از روش های کمّی و کیفی است. بدی نصورت از منابع مختلف نظری، داده های کیفی استخراج و با تحلیل آنها معیار های کمّی برای تدوین پرسش نامه تعیین شدند. پاس خهای دریافتی از پاسخگویان در محله های ساغری سازان و گلسار رشت جهت سنجش تأثیر مؤلف ههای مؤثر بر امنیت با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد و پیشنهادهایی برای ارتقاء ایمنی در ساغری سازان که از این نظر نامناسب بود، ارائه گردید.
۵۷۷۵.

The Reuse of Historical Railway Stations in Turkey(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۹ تعداد دانلود : ۳۰۱
In this paper, the build and survived railway stations over the time at which first railway line construction started at Turkey until the present had been exامینed and the ones which were out of use and lost their original function with time had been determined. Also the determined building stock had been evaluated based on the principle of giving new function to the old buildings, in especial of station buildings. The obtained data had been scanned by means of software prepared by the expert system approach in order to make a priority order for buildings. The priority order of 40 stations which found to be eligible for re-usage and had been chosen among the exامینed 580 stations had been made . In this way discarded railway heritage action plan has been prepared for the solution of problems in the state. The solution proposes is guiding many countries, especially in Turkey.
۵۷۷۶.

تاریخ گذاری محراب های مسجد کوچه میر نطنز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱۳ تعداد دانلود : ۱۰۶۶
محراب های گچ بری چه از نظر فن و چه از حیث ترکیب بندی، نقش و کتیبه ها، ازجمله آثار ارزشمند معماری ایران است که در یک بازه زمانی طولانی تولید می شده اند و گنجینه درخور توجهی از طرح ها و نقوش به ارث رسیده از دوران قبل یا ابداع شده دوره خویش هستند. اوج این آثار، محدوده دوران سلجوقی تا آغاز تیموری است که به دلیل تداوم سنت ها یا بطئی بودن روند تحول، تاریخ گذاری دقیق آن ها، کاری دشوار بوده است. ازجمله آن ها، دو محراب مسجد تاریخی کوچه میر در نطنز است. ازآنجایی که کتیبه های تاریخ ساخت این دو محراب، مخدوش شده و مشخص نیست، نظریات مختلف و متعددی در باره تاریخ احتمالی ساخت محراب ها مطرح شده است که جای تأمل دارند. این پژوهش در پی آن است که ضمن معرفی و بازشناسی این مسجد و محراب های آن، از طریق مطالعه تطبیقی و بررسی برخی جزئیات، تاریخ قابل قبول تری را برای این محراب ها ارائه دهد. به دلیل وجود امضای کرمانی، «عمل حیدر کرمانی» در محراب طبقه اول، مبنای مطالعه تطبیقی را محراب های گچ بری ای قرار دادیم که دارای امضایِ کرمانی هستند. پس از آنالیز ساختار، نقوش و کتیبه های محراب ها با محراب های تاریخ دار و بدون تاریخی که دارای امضای کرمانی هستند و همچنین با درنظرگرفتن امضای هنرمندی کرمانی بر روی برخی از آثار چوبیِ متعلق به نیمه دوم قرن هشتم هجری در روستاهای نطنز، این محراب ها را به اواسط قرن هشتم هجری منسوب کردیم. روش یافته اندوزی، مطالعات کتابخانه ای و میدانی بوده و رویکرد پژوهش، تاریخی تطبیقی است.
۵۷۷۷.

بررسی پروژه طراحی فضای شهری حاشیه رودخانه بابلرود و موانع تحقق پذیری آن

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری منظر
تعداد بازدید : ۱۶۸۵ تعداد دانلود : ۵۰۶۱
در پژوهش حاضر ابتدا به معرفی پروژه طراحی فضای شهری بابلرود و بررسی آن در اسناد فرادست موجود، بیان اهداف کلان و اهداف عملیاتی پروژه پرداخته، سپس با عنایت به اینکه یکی از مهمترین اهداف کلان هر پروژه از جمله پروژه مذکور‹‹تحقق پذیری›› می باشد، پس از ارائه مقدماتی مختصر در خصوص عوامل تاثیرگذار در تحقق پذیری پروژه های شهری، به بررسی موانع تحقق پذیری این پروژه پرداخته می شود. تحقییق حاضر بر این فرض استوار است که ضعف مدیریت شهری، عدم مشارکت پذیری مردم و همچنین موانع و مشکلات حقوقی موجود، از مهمترین موانع تحقق پذیری این پروژه می باشد. روش گردآوری اطلاعات جهت بررسی فرضیه این پژوهش، روش میدانی(با استفاده از مصاحبه و تهیه پرسشنامه های متعدد) و همچنین روش کتابخانه ای (با استفاده از منابع مکتوب و الکترونیک)می باشد.
۵۷۷۸.

تحلیل اثرات گسترش برنامه ریزی نشدة کلان شهرها بر محیط طبیعی پیرامون : رویکردی ویژه به منطقة کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۶ تعداد دانلود : ۶۲۰
طرح مسئله : شهرهای بزرگ یا کلان شهرها در جوامع بیشتر و کمتر توسعه یافته، به منظور بهره مندی از صرفه های ناشی از مقیاس تشکیل شده و در پی آن، با ایجاد پیوندهای فضایی- کارکردی با حوزه های پیرامون، منطقه های کلان شهری شکل می گیرند. این در حالی است که افزایش تمرکز و تشدید فعالیت ها (مسکونی و غیرمسکونی) در این منطقه های کلان شهری، همواره رابطة مستقیمی با افزایش صرفه های ناشی از مقیاس ندارد و آستانه های جمعیتی و اکولوژیکی، ظرفیت تمرکز و میزان گسترش آنها را تعیین می کنند. گذر برنامه ریزی نشده از این آستانه ها در بسیاری از منطقه های کلان شهری، منشأ شکل گیری و انباشت مشکلهای فضایی بسیار، به ویژه در عرصة محیط طبیعی شده است. در بسیاری از تجربه های جهانی به ویژه در جوامع کمتر توسعه یافته ای که دارای سیستم و سازوکار برنامه ریزی و مدیریت شهری کارآمد نیستند، گسترش کلان شهرها به سوی محیط های پیرامون، برنامه ریزی نشده است و اثرات آن بر محیط طبیعی، نه از پیش تدبیر شده است و نه اندیشیدن و تدبیر شیوه ها و راه های رویارویی با چنین مشکل هایی، در نظر گرفته شده است. چنین اغماض مهمی، به تولید و بازتولید مشکل های گسترده و پابرجایی چون اغتشاش فضایی (با توجه به تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سازمانی و کالبدی) و تشدید یا بازتولید مشکل های از پیش موجود، و موجب اتلاف منابع حیاتی جوامع و نیز اتلاف سرمایه هایی چون سرمایه های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی یا طبیعی شده است و می شود. هدف: هدف این مقاله پرداختن به بحث عدم برنامه ریزی برای فضاهای شکل گرفته در اثر گسترش کلان شهرها در منطقه های کلان شهری و در فضای تحلیل مورد نظر این مقاله، یعنی منطقة کلانشهری تهران، و نیز اندیشیدن در مورد پیامدهای چنین گسترشی در فرایندهای برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان شهرها و منطقه های کلان شهری است؛ با این مقصود که بتوان با تولید و بازتولید مشکل های گسترده و پابرجا در این زمینه رویارویی کرد. بر پایة تحلیل اثرات گسترش برنامه ریزی نشدة منطقة کلان شهری تهران بر محیط طبیعی پیرامون آن است که می توان به تولید پیشنهادهایی (در سطوح راهبردی و عملیاتی یا تاکتیکی) با ماهیت دوگانة محتوایی و روندکاری به منظور سیاست گذاری و استقرار رهیافت و سازوکاری تدبیرشده برای برنامه-ریزی و مدیریت چنین منطقه هایی پرداخت. روش تحقیق : به منظور شناسایی و تحلیل تغییرات ناخواسته و منفی ایجاد شده در محیط طبیعی، ناشی از گسترش برنامه ریزی نشده در منطقة کلان شهری تهران، با رویکردی توصیفی- تحلیلی، در این مقاله روش کاری متشکل از فرایندی سه مرحله ای اختیار شده است. در مرحلة نخست پایه های نظری مرتبط با موضوع بازبینی و تجربه های جهانی جوامع بیشتر و کمتر توسعه یافته مورد مقایسه قرار می گیرند. در مرحلة دوم روش های ارزیابی اثرات زیست محیطی بازبینی می شود. و در مرحلة سوم، به کمک اصول راهنمای به دست آمده، اثرات گسترش منطقة کلان شهری تهران بر محیط طبیعی پیرامون آن، مورد شناسایی و تحلیل قرار می گیرند. دستاورد : دستاورد اصلی این مقاله، تحلیل اثرات منفی گسترش برنامه ریزی نشده در منطقة کلان شهری تهران و بر پایة چنین تحلیل هایی، تأکید بر بایستگی استقرار سازوکار تدبیرشدة برنامه ریزی، سیاست گذاری، و مدیریت منطقه های کلان شهری، به ویژه در فضای تحلیل مورد نظر این مقاله است تا از طریق استقرار چنین سازوکاری، زمینه ای برای کاهش یافتن، گشوده شدن و پیشگیری از تشدید و بازتولید مشکل ها فراهم شود.
۵۷۷۹.

بازشناسی شهرسازی و معماری اسلامی ایران با رویکردتئوری آشوب و قانون فازی (مطالعه موردی : شهر یزد، میبد، تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۶۵۹
با نگرش به شهر های اسلامی در دوره های مختلف زمانی از اوایل اسلام تا اوایل دوره قاجار همواره متوجه می شویم پویایی1 فضا در شهر های گذشته مسلمانان، تفاوت اصلی آنها با فضای شهری دوره های قبل از اسلام و معاصر در ایران بوده که از طریق پیچید گی سازمان یافته حاصل شده، این پیچیدگی در یک سیستم باز اتفاق افتاده و اجزای آن (فراکتال ها) با یک منطقی در طی زمان های متمادی تکامل و رشد یافته، منجر به توسعه درونی در یک سیستم شهری شده اند که نظمی پنهان را در فضای آشوب شهری به همراه داشته اند. در بافت شهری گذشته ، نظمی پنهان در فضای شهری، توسعه شهر را در حریمی مشخص سامان می داده و مشارکت های مردمی در تحقق این مهم نقش اصلی ایفا کرده است. همین موضوع از محوری ترین مباحث پایداری شهری است. این پژوهش سعی دارد با مطالعات اسنادی و تطبیقی ، با رویکرد تئوری آشوب2(هندسه فراکتال، منطق فازی و فضای آشوب)، به عنوان یک تئوری سیستمیک، عوامل پویایی و پیچیدگی3، غیر خطی بودن، نظم پنهان و خودسازماندهی فضایی را -که از مشخصات یک فضای آشوب در یک سیستم زنده است- در هنجارهای شهری و معماری گذشته اسلامی از جمله قوانین خصوصی گرایی و دولتی و قوانین موروثی اسلامی بررسی کند تا با دستیابی به تعاریف مشخصی از انسجام و پیچیدگی، نظم پنهانی موجود در شهر های کهن، عدم یکپارچگی و نا هماهنگی شهر های معاصر را که در حریمی نامشخص رشد می یابند را بازشناسی کرده، درنهایت در راستای تحقق پایداری شهری و معماری، عامل رشد درون زا که ناشی از فرهنگ و جهان بینی ایرانی- اسلامی بوده و خود سازماندهی حاصله از مشارکت های مردم در تمام جنبه های زندگی شهری را که در یک سیستم زنده به فعالیت می پرداختند را به جای تخصص گرایی معرفی می کند.
۵۷۸۰.

بازشناسی فرم معماری کاخ هشت بهشت تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵۲ تعداد دانلود : ۱۳۳۶
پیرامون مطالعات تاریخ معماری اسلامی، تحلیل فضایی و گونه شناسیِ کاربری های غیر مذهبی از جمله «کاخ»، شامل فضایی به جهت ترفیع زیاده خواهی های شاهانه، به دلیل ماهیت آن، با ابهاماتی مواجه بوده است. نتایج به دست آمده از نوآوری های معماری ایرانی، ابداع کاخی با طرح «هشت بهشت» را مربوط به دوران صفویه دانسته اند، در حالی که بر اساس متون تاریخی، نخستین گونه از سبک مزبور، ضمن شکل گیری ترکمانان در تبریز، به سایر نقاط ایران و مرزهای همجوار سرایت کرده است. این تحقیق بر آن است تا به روش تحلیل محتوایی متون به تبیین فرم کاخ هشت بهشت تبریز و تأثیرپذیری کاخ های ایرانی و غیر ایرانی از آن بپردازد. پیرو نتایج به دست آمده، شکل گیری طرح هشت بهشت تبریز، با کوچ اجباری هنرمندان و معماران شمال غرب ایران توسط تیمور به آسیای مرکزی و تجربة چادرنشینی اقوام مزبور مرتبط بوده است؛ به گونه ای که با انتقال پایتخت ترکمانان به تبریز، گونه هشت بهشت ابداع و طیِ دوره صفویه، نمونه های قزوین و اصفهان را تأثیرگذاشته است. به نظر می رسد، موقعیت جغرافیایی آذربایجان و تنش های سیاسی مداوم با دولت عثمانی در انتشار فرم معماری هشت بهشت و بازتاب آن در چینیلی کوشک موُثر بوده است؛ همچنین، حضور نمایندگان هند در ایران و روابط حسنه آنان بادولت صفویه، ناقل فرم هشت بهشت در شبه قاره هند بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان