«مسعود جلادت»، یکی از معدود ایرانیانی است که نامش به عنوان راهنمای تور و طبیعت گرد در کتاب ایران موسسه «Lonel Planet» درج شده است. ... وی معتقد است: «این روستا از قطب های فراموش شده گردشگری «استان یزد» است که باید بیش از این ها به آن پرداخته شود. قطبی که به واسطه فاصله نسبتا زیاد از مرکز استان کم کم رو به فراموشی می رود و عَن قریب است که قلعه تاریخی و مسجد باستانی اش از کف مان برود.»
... «فهرج به دلیل بنا شدن نخستین مسجد ایران در محل این روستا به عنوان یک مرجع در معماری ایران معرفی شده است. تقریبا در تمامی کتب مرجع معماری در بخش مربوط به معماری خراسانی از این روستا نام برده شده است. در این میان، «مسجد جامع فهرج» که بنای آن به قرن اول هجری باز می گردد به عنوان مرجعی برای بررسی معماری روستا مورد ارجاع قرار می گیرد. طاق های ساسانی ای که در این بنا وجود دارد تقریبا در معماری این دوره تاریخی بی نظیر است.
گرم شدن کره ی زمین ،افزایش روز افزون آلودگی محیط زیست و تغییرات غیر قابل برگشت آن بر اثر دخالت های بشر ،ضرورت توجه به مسائل زیست محیطی را برای آینده اجتناب ناپذیر کرده است. در این میان آموزش مباحث مربوط به پایداری به عنوان اولین گام در جهت آشنایی با ضرورت پایداری و تلاش در جهت آگاه سازی و ترجیح این مباحث محسوب می شود. از طرفی این کودکان هستند که سرمایه ی آتی هر کشوری محسوب می شوند و نقش مهمی را در ساختن جامعه ایفا می کنند. مدرسه به عنوان خانه دوم کودک موجب باروری فکری، جسمی، احساسی و اجتماعی او می شود، بنابراین آموزش مسائل مربوط به پایداری و توسعه ی پایدار با اجرای صحیح معماری پایدار در محیط یادگیری کودکان(مدرسه) می تواند به عنوان الگویی برای استفاده کنندگان سرلوحة معماری پایدار قرار گیرد همچنین آموزش اصول مربوط به معماری پایدار بدون صرف هزینه های کلان باعث می شود تا پایداری زیست محیطی به جزئی تفکیک ناپذیر از معماری آینده بدل گردد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این نوشتار مبتنی بر مطالعات اسنادی و مرور متون، منابع، تجارب و تحلیل آنها است. نخست سعی شده است با آگاهی به مبانی نظری تحقیق شامل شناخت روحیات، افکار و استعداد های کودک فضای لازم جهت آموزش و پرورش او بررسی شود، سپس با درک اصول معماری پایدار ،ضرورت آموزش این معماری را در قالب چند اصل طراحی معماری در ساخت مدرسه مانند محیط و کالبد تغییر پذیر،ایجاد کارگاه های جنبی در فضای باز به منظور تعامل بیشتر با طبیعت ،استفاده ی حداکثر از نور طبیعی و ... را متذکر شد.
سبک زندگی جدید، شهرنشینی و انتقال جمعیت به شهرها، موجب اهمیت بدنه های شهری و تاثیرات حاصل از آن شده است. مناظر شهری همواره جنبه های عینی و یا قابل درک هستند. بدنه شهرها از جمله عناصر خرد منظر هستند که نماینده یک بنا یا فضا به حساب می آیند و همواره در ذهن ها باقی می مانند. دیدگاه مردم نسبت به محیط و منظر یکی از وجوه اصلی تفسیر از محیط و منظر می باشد. زیبایی شناسی معماری به بررسی مبانی کیفی و نظری در هر طرح می پردازد و منجر به آمایش عناصر خلق این زیبایی و به همراه کیفیت مطلوب می شود. پژوهش حاضر به کنکاش در بدنه شهری شهر ساری با تاکید بر بدنه شمالی بوستان ولایت، پرداخته است. با بررسی اسناد و مطالعات کتابخانه ای به روش تحلیلی-توصیفی معیارهای طراحی بدنه های شهری مستخرج و سپس به تنظیم پرسشنامه پرداخته شده است. پرسش شوندگان شهروندان ساری بوده اند که روزانه از این منطقه عبور می کرده و شاهد بدنه خارجی بوستان ولایت بوده اند. تحلیل پاسخ ها در نرم افزار SPSS و آزمون های آماری غیرپارامتریک کای اسکوئر و آزمون T و استخراج معیارهای زیبایی شناسی به طول انجامیده است. نتایج حاکی از آن است که جداره شهری نیاز به اصول نظم، وحدت، رعایت اصل مردم واری، هویت، وجود فضای سبز و تناسبات بصری دارد که قرارگیری همه این عناصر در کنار یکدیگر و شکل گیری کلی منسجم به جوانب زیبایی شناسی، کیفی و ارتقا کیفیت منظر عینی مجموعه شهری می شود.
امروزه در عصر صنعت، انقلاب صنعتی و پیشرفت های فنی- تکنولوژیکی مسائل و مشکلات فراوانی را به وجود آورده است. مصرف انرژی فسیلی و آلودگی ها و تغییرات اقلیمی حاصل از آن و تولید گازهای گلخانه ای از جمله دی اکسید کربن به معضلی برای جوامع بشری تبدیل شده است. همچنین با توجه به رو به اتمام بودن منابع سوخت فسیلی، امروزه نیاز به یافتن جایگزین مناسبی به عنوان سوخت بیش ازپیش احساس می شود. در راستای حل این موضوع لزوم بررسی همه جانبه و اصلاح ساختار ساختمان های در حال احداث، امری ضروری به نظر می رسد. یکی از راه کارهای ارائه شده در این راستا طراحی و ساخت ساختمان های انرژی صفر (ZEB) می باشد، (ZEB) ساختمانی است که انرژی مصرفی کل سال آن با منابع انرژی تجدید پذیر فراهم شود. اصل مصرف انرژی شبکه صفر به عنوان یک ابزار برای کاهش آلایندگی کربن و کاهش میزان وابستگی به سوخت های فسیلی در نظر گرفته می شوند. تکنولوژی استفاده از انرژی جلبکی، یکی از روش های ارائه شده جهت ساختمان های صفر انرژی می باشد. این پژوهش به بررسی چگونگی استفاده از انرژی جلبکی به عنوان انرژی مصرفی در ساختمان ها می پردازد، در این راستا مطالعات به صورت اسنادی- کتابخانه ای انجام شده و شاخص های انرژی تولید شده از این طریق و همینطور عوامل موثر بر میزان آن، از طریق مطالعات ادبیات موجود و آزمایشات صورت گرفته استخراج شده است.
تا قبل از ورود استعمار در سال ۱۸۸۱، کشور تونس اساساً بر کشاورزی استوار بود. علی رغم یکجانشین شدن زودهنگام جمعیت کوچ نشین، مراکز شهری نسبتاً مهم، به استثنای پایتخت یعنی شهر تونس، نادر بودند.
شهر تونس که با الگوی شهرهای عربی سرزمین های مغربی ساخته شده بود، همزمان مرکز مذهبی، سیاسی و اقتصادی (خصوصاً تجاری) کشور به شمار می آمد و تحت فرمان «بی»1بود. شهر از طریق دروازه ها به جهات اصلی گشوده می شد و ارتباط آن را با مزارع وسیع کشت مرکبات و زیتون نیز برقرار می کرد. در آن زمان کشاورزی و تجارت بنیان زندگی شهروندان بود. به این صورت، ساکنان شهر تونس تجربه عملی و اقتصادی ویژه ای از درختان داشتند.
در مقابل، این عنصر طبیعی در فرهنگ سنتی فضای جمعی غیبت کامل داشت و تسلط فعالیت های اقتصادی و مذهبی در این فضا دیده می شد. در فضای خصوصی خانه شهروند تونسی، پیش از دوران استعمار، ارتباط متفاوتی با درخت برقرار بود. این رابطه هرچند نیمه پنهان و ساده اما از آنجایی که یکی از اجزای تخیل جمعی (مشترک) شهروندان به شمار می آمد، از اهمیت خاصی برخوردار بود.
با استعمار، الگوی شهر مستعمره فرانسه، با نوع جدیدی از ارزش های زیباشناسانه و اقتصادی روبرو شد که با رویکردهای «مدینه2» در تضاد بود.
آنچه در ادامه خواهد آمد بررسی تحول مفهوم فضای جمعی در شهر تونس در دوران پیش از استعمار (اواخر قرن ۱۹) تا امروز با تکیه بر زمان های کلیدی روند تحول است. از این رو، برآن شدیم تا ارتباط درخت با شهر را در این زمان ها بررسی کنیم؛ آنجاکه درختی که ابتدا عنصر فضاهای خصوصی بود (آن زمان که فضای جمعی بسیار محدود بود)، تا جایی که این عنصر طبیعی با آغاز دوران استعمار، تحمیل کاربری های جدیدی را در فضای مشترک برخود دید و به شهروندان تصور و رابطه جدیدی را از فضای جمعی ارایه داد. استعمار با تغییر نگاه شهروندان موجب تحول عمیقی در مفهوم فضای جمعی شد.
بینایی مهم ترین حس ادراکی میان حواس آدمی است؛ ازاین رو اهمیت نورپردازی و دانش های وابسته به آن بر کسی پوشیده نیست. نورپردازی در ایران یک علم نوپاست؛ اما در سه دهه گذشته پیشرفت های چشمگیر در این دانش و عبور از نگاه صرفاً فیزیکال و ابتدایی به نور تا شناخت بسیاری از ارزش های ادراکی آن صورت گرفته است. بر اساس این پژوهش ها، نورپردازی می تواند نقش مهمی در واکنش های فیزیولوژیکی و روان شناختی افراد نسبت به محیط ایفا کند. این مقاله ضمن بررسی روش ها و الزام های نورپردازی و بسترهای ادراکی آن از منابع معتبر با طبقه بندی کاربردی اطلاعات، شاخص های اصلی مؤثر در سنجش کیفی نور را معرفی می کند و امید دارد شناخت این شاخص ها، امکان مدل سازی و سنجش کیفی پردازش و آرایش نور در فضاهای داخلی را فراهم کند که زمینه پژوهش آتی نگارندگان این مقاله خواهد بود.
بر طبق مدل های تعریف شده برای نیازهای انسانی، تعاملات اجتماعی یکی از موارد ضروری می باشد که عدم توجه مناسب به این امر در طراحی مجتمع های مسکونی امروزی و در نظر نگرفتن پیامدهای روانشناختی آن، زندگی فردی و اجتماعی ساکنین را با مشکلاتی مواجه ساخته است. فضای باز و نیمه باز مؤثر درمجموعه های مسکونی به عنوان زمینه ساز تعامل فعال از جمله مواردی می باشد که کمتر در طراحی ها به اهمیت آن ها توجه شده است. منطقه۲۲ تهران به دلیل ویژگی های خاص خود از قبیل دسترسی مطلوب به پارک ها، دریاچه ها، آبشارها و سایر جاذبه های گردشگری جدیدالاحداث و موقعیت جغرافیائی خاص از جمله مناطقی از تهران بزرگ می باشد که بیشترین میزان ساخت و ساز مسکن انبوه در آن مورد انتظار می باشد. از این رو، مقاله حاضر می کوشد ضمن شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در فضای باز و نیمه باز مجموعه مسکونی منطقه 22 تهران ساکنان مجموعه های مسکونی را از مصرف کننده غیر فعال (در فضای بیرونی) به مشارکت کننده فعال تبدیل نماید. در این راستا، عوامل موثر بر افزایش تعاملات اجتماعی شناسائی و کدگذاری گردیده اند. همچنین، با بهره گیری از روش تحقیق تئوری زمینه ای و روش تحلیل «آنتروپی شانون» به بررسی برهمکنش و تاثیر این موارد بر افزایش تعاملات اجتماعی ساکنین و درجه اهمیت آنها در مقایسه با یکدیگر پرداخته شده و با تقریب قابل قبول محوری بودن تمامی موارد و لزوم به کارگیری همزمان آنها در طراحی نشان داده شده است. در پایان، راهبردهایی جهت بهبود تعاملات اجتماعی با تمرکز بر بهبود فضای باز و نیمه باز برای مجتمع هایی که در آینده در این منطقه ساخته می شوند ارائه گردیده است.