فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۸۱ تا ۲٬۵۰۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
شکل شهر منسجم
حوزههای تخصصی:
توسعه شهری در آسیا
منبع:
هنرنامه ۱۳۸۳ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
رشد غیر قابل کنترل شهرهای آسیایی ، به لحاظ وجود مشکلات خاص کشورهای در حال توسعه و نیز عدم وجود برنامه ها و ابزار تئوریکی مناسب ، تا کنون راه حل مناسبی پیدا نکرده است . در حالی که کشورهای توسعه یافته به بحث های توسعه پایدار بر مبنای حفظ منابع طبیعی و عدم آلودگی محیط زیست و ... می پردازند ، کشورهای در حال توسعه سرگرم بحث های اولیه ، چون امکان تهیه آب آشامیدنی سالم ، ایجاد سرپناه و ... هستند . بعلاوه عامل اصلی توسعه در شهرهای کشورهای در حال توسعه ، مهاجرت یک جانبه و در حال تزاید روستاییان به شهرها ، برای یافتن کار است ...
نقش فرش در اقتصاد ایران و الگوی صادرات آن
حوزههای تخصصی:
مردم پسندی در یادمان های شهید؛ ارزیابی موفقیت اجتماعی طرح های بنیاد شهید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۵ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
آثار و بناهای یادمانی در ارتباط با جنگ و شهادت در دهه های اخیر به انواع مختلف در منظر شهرهای ایران تأثیرگذار بوده است. اگرچه ایجاد بناهای یادمانی در ایران سابقه ای طولانی و پیشینه ای غنی دارد، اما تنوع رویکردها و الگوهای ایجاد چنین مناظری در دوران مدرن و تلاش هایی که برای ایجاد نوآوری در این طرح ها صورت گرفته، به تولید آثار مختلفی انجامیده که در بسیاری موارد پاسخگوی نیازها نبوده اند. در این مقاله تلاش شده است با بررسی تلاش ها و برنامه های بنیاد شهید و امور ایثارگران الگوها و رویکردهایی که از موفقیت بیشتری در ابعاد مختلف کارکردی، هویتی و زیبا شناسانه طرح برخوردار هستند، شناسایی شوند. بدین منظور پس از مطالعه نمونه های مختلف با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات اسنادی و شناخت شیوه های طراحی آثار یادمانی، این شیوه ها بر اساس معیارهای عام طراحی، اهداف طرح و ویژگی های بناهای یادمانی و با نظرسنجی از متخصصین حوزه های مربوطه تحلیل و ارزیابی شدند.
بررسی این نتایج، نکات قابل توجهی را در ارتباط با رویکردها و میزان موفقیت تلاش ها در ایجاد مناظر یادمانی شهری نمایان ساخته و نشان می دهد که مؤلفه های مخاطب محوری، خاطره انگیزی و ارتباط با فعالیت های روزمره، از مهم ترین عوامل موفقیت طرح هاست.
مفهوم شفابخشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۹ بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۸
20 - 31
حوزههای تخصصی:
منظر شفابخش به عنوان یکی از موضوعات حوزه معماری منظر مطرح است. مطالعات انجام شده در غرب نشان از رویکردهای خاص نظریه پردازان غربی در خصوص منظر بیمارستانی، منظر شفابخش و نگرش های نوین درباره به کارگیری طبیعت و عناصر آن در ساخت منظر بیمارستانی و درمانی دارد. اما نگاهی به فضاهای امروز درمانی در ایران گویای تفاوت اساسی در نگرش مردم و فرهنگ عمومی نسبت به فضای بیمارستان است؛ چنانچه این تفاوت فرهنگی و نگرشی، منظری متفاوت از بیمارستان های غربی را نشان می دهد.به طوری که در این پژوهش مفاهیم بازخوانی شده در محوطه بیمارستان مورد مطالعه نشان از وجود مفاهیم نوینی دارد که به هیچ وجه در بیمارستان های غربی دیده نمی شود؛ مفاهیمی مانند روابط همراهان بیمار و ملاقات کنندگان در بیمارستان که مطابق فرهنگ ایرانی است. همچنین مفاهیمی همچون سکونت و حکمت که ناشی از نگاه خاص ایرانیان به مفهوم بیمارستان است. این پژوهش از طریق مطالعه کتابخانه ای درخصوص تاریخ بیمارستان و طب در ایران و غرب، با برداشت های محلی و مصاحبه به شکل پرسش نامه در محوطه بیمارستان امام خمینی تهران به اهمیت و رابطه مستقیم مناظر شفابخش در محیط های بیمارستانی با ویژگی های فرهنگی و بومی هر سرزمین و بازخوانی تفاوت اساسی مفهوم شفا در ایران و غرب به شکل اجمالی پرداخته است.
با کارگاه زری بافی هنرهای زیبای کشور آشنا شوید
منبع:
هنر و مردم ۱۳۴۱ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
راههای باستانی توس به نیشابور و آثار تاریخی مجاور آنها
حوزههای تخصصی:
معرفی آثار صخره ای نویافته با کاربری تدفینی از بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان کهگیلویه و بویراحمد در ارتفاع 1880 متری از سطح دریا و در جنوب غرب ایران قرار دارد. نخستین بررسی باستان شناختی در بخش شمالی استان کهگیلویه و بویراحمد در تیر و مرداد 1390ه.ش صورت گرفت. بویراحمد به وسیله کوه های صعب العبور با دره هایی عمیقVشکل محصور شده است که از دیرباز تاکنون مسیر کوچ نشینان زاگرس بوده است. در طول این بررسی، شش ساختار صخره ای در نزدیکی روستاهای خرم راه و پوله موسوم به «استودان» از دوره الیمایی (؟) یافت شد. اطراف ناحیه مذکور، استقرار، معماری صخره ای و نقش برجسته های متعددی از دوره الیمایی وجود دارد. انواع معماری های صخره ای برای کاربری های گوناگونی، مانند پرستشگاه، مسکونی، آداب تدفین و... به وجود آمده است. آثار صخره ایِ نویافته که این نوشتار آن را بررسی کرده، شامل شش استودان در استان کهگیلویه و بویراحمد است. بر اساس شباهت میان پلان و مجاورت آثار نویافته با آثار صخره ای دوره الیمایی، با قید احتیاط آثار صخره ایِ نویافته را به دوره الیمایی نسبت می دهیم.
قالی بافی در ایران-4
حوزههای تخصصی:
نوسازی محدوده «ریکه» پاریس با رویکرد سیمای خیابان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۱ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
خیابان اصلی ترین عنصر ساختاری شهر در شکل دادن به نما و سیمای شهر و در نتیجه شکل دادن به ذهنیت و درک شهروندان از منظر شهر است. از همین روست که به عنوان بستر مهم ترین طرح های شهری نیز مورد توجه خاص قرار دارد. خیابان فلاندر (L’avenue de Flandre) در منطقه 19 پاریس نیز از این قاعده مستثنی نبوده و حدود نیم قرن است که شاهد اجرای پروژه های شهری مختلف است. عامل مشخص کننده خیابان فلاندر از سایر خیابان های پاریس، اقدام های شهری جسورانه روی کالبد است که با یک نگاه ساده، تضاد آن با سیاست های شهری کاملاً محافظه کارانه در پاریس قابل درک است.
این نوشتار با بررسی اسناد شهری پاریس در شش دهه گذشته به تحلیل و ارزیابی اقدامات صورت گرفته در خیابان فلاندر با تکیه بر نحوه شکل گیری نمای این خیابان در دوره های مختلف و نتایج حاصل از رویکردهای اتخاذ شده در نوسازی آن می پردازد.
کندوکاوی پدیدارشناسانه در راستای شناخت یک انگاره کهن در معماری ایرانی- اسلامی؛ نمونه های موردی : میدان توپخانه (تهران)، میدان نقش جهان (اصفهان)،پارک لاله (تهران)، باغ شاهزاده (ماهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر و اغلب در پناه تفکر مدرنیزم در عرصه های معماری و شهرسازی، آثار و بافت هایی به وجود آمدند که آفرینندگان آنها، بیش از هر چیز، به آوانگارد و نوآورانه و حتی غریب بودن آنها به خود می بالیدند. اصرار نوگرایان به ایجاد محیط هایی با استانداردهای یکسان برای انسان ها، با ویژگی های متفاوت، سبب شد فضاهای زیست شهری مدرن گرایش به سردرگمی، هرج ومرج، پریشانی و ابتذال پیدا کنند. حال آنکه با گذشت زمان و نمایان شدن مسایل چنین ساخت وسازهایی -که بی اعتنا به تاریخ و فرهنگ بومی ملت ها تداوم می یافتند- لزوم بازبینی ریشه ای در این زمینه آغاز و سعی شد مبانی اصیلی برای آثار و عناصر محیطی پیدا شود؛ مبانی ریشه داری که بتواند ارتباط قطع شدة بین مخاطب و محیط بومی را دوباره برقرار کند. با مطرح شدن مباحث روان شناسی محیطی، تاریخ و فرهنگ بومی و امثالهم کهن الگوها (آرکی تایپ ها) به عنوان یکی از مهم ترین و تعیین کننده ترین موضوع ها در زمینه طراحی فضاهای انسان ساخت مطرح شدند. کهن الگوها را ""انگاره های بنیادین، اصیل و پایداری"" تعریف کرده اند که حاصل تجمیع تجربه های هزاران سال تاریخ، تجربه و خاطرات جمعیِ بشری بوده و در حافظة پنهان و ناخودآگاه انسان ذخیره شده اند. در پهنة فرهنگی ایران نیز، به واسطة سابقة تاریخی آن، بلاجبار می باید انگاره های بنیادین یا کهن الگوهای متعددی وجود داشته باشند که توانسته اند این جامعة بزرگ و رنگارنگ را، در مجموعه ها و عناصر محیطی نسبتاً منسجم از نظر کالبدی، در پی قرون متمادی، در کنار هم حفظ کرده و گروه های اجتماعی را به هم پیوند بزنند. از این رو مقالة حاضر، تلاش دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا مدل و انگارة دوقطبی «بالا - پایین» را می توان یک کهن الگو یا انگاره بنیادین پایدار در ایران دانست؟ آیا وجود احتمالی این انگاره تنها به گذشته ها تعلق دارد؟ همچنین آیا این انگاره در فضای زیست انسان و طراحی فضاهای معماری و شهری زمان ما هم دیده می شود؟ برای همین منظور ضمن اشاره به مفهوم محور ذهنی/عینیِ بالا- پایین، و نشان دادن رابطة حیاتی آن با مفاهیم زبانی، انگاره های ارزشی و رفتاری، و الگوهای ساخت فضاهای مختلف معماری بومی، سعی شده است با کنکاش در نمونه ها و مصادیق مختلف، وجود این کهن الگو یا انگاره بنیادین ثابت شده و کاربرد آن مورد واشکافی قرار گیرد. برای رسیدن به این مهم از روش توصیف تحلیلی - توصیفی و به طور خاص از روش تحلیل محتوا و استنباطی استفاده شده، در بخش نظرسنجی، جهت کمّی کردن اطلاعات پژوهشی و برای سنجش نظر عمومی، با استفاده از فرمول کوکران در هر نمونه مطالعاتی، پرسش نامه هایی به روش نمونه گیری تصادفی توزیع و به روش توصیفی تحلیل شده است. نتایج حاصل از نظرسنجی ها نیز نشان می دهند که ادراک فضاهای سنتی و حتی مدرن ما هنوز مستقیماً از مفاهیم زبانی و انگاره های بنیادین تأثیر پذیرفته و کهن الگوی مورد نظر در این پژوهش همچنان در زندگی امروزة ما حضوری غیرقابل تردید دارد.
مطالعه تطبیقی دو حکایت با درون مایه جدال از سعدی و بازنمود آنها در دو نگاره از کمال الدین بهزاد و رضا عباسی با نظر به مبانی بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارگری و ادبیات به عنوان دو گنجینه اصلی هنر ایرانی در طول تاریخ پیوندی قوی داشته اند و شناخت هرچه بهتر آنها موجب ارتقای سطح فرهنگی و هویتی ایرانی-اسلامی خواهد شد. با توجه دقیق به وضع موجود و پژوهش های قابل دسترس، می توان دریافت که انتخاب موضوعی واحد در هر دو حوزه، مقوله ای است که کمتر به آن پرداخته شده است. ضرورت این تحقیق دستیابی به شناخت عمیق در راستای شفاف سازی روابط پنهان بین دو مقوله نگارگری و ادبیات و درک روابط انسانی و اجتماعی حاکم بر فضای روحی هنرمندان این دو حوزه است. لذا این پژوهش با مطالعه موردی و تطبیقی دو نگاره، "" مجادله ای در حضور قاضی "" و "" جدال سعدی با مدعی "" از دو نگارگر بنام ایران، کمال الدین بهزاد و رضا عباسی با موضوع واحد "" جدال "" که هر دو بازتابی از داستان های سعدی شیرازی با عناوین ذکرشده است، سعی در بررسی این فرضیه دارد که با توجه به تقدم زمانی نگاره جدال کمال الدین بهزاد، امکان الگوگیری رضاعباسی از کمال الدین بهزاد در هر دو مرحله انتخاب موضوع اثر و نیز نحوه بازتاب وجود دارد. مهم ترین هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیرگذاری ها و تأثیرپذیری های دو نگاره و تبیین میزان موفقیت هر نگاره در بازنمود درون مایه حکایت مربوط به هر اثر، در کنار نوآوری ها و ترفندهای هنری برآمده از روحیات و مهارت های هریک از آنها است. همچنین ازجمله اهداف ویژه می توان به مستندنگاری دقیق نمونه های مورد مطالعه و تحلیل ویژگی های اصلی دو اثر نگارگری بر مبنای نحوه بازنمود هر نگاره اشاره کرد. مراحل مذکور زمینه ساز پاسخ به این پرسش اصلی است که : "" از میان دو نگاره متعلق به کمال الدین بهزاد و رضاعباسی، کدام یک میزان بیشتری از تناسب با متن حکایت مرجع و نوآوری را در اثر خویش به کاربرده اند ؟"" پژوهش فرضیه محور حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد تطبیقی با نظر به مبانی بینامتنیت به انجام رسیده است یافته های پژوهش حاضر گویای آن است که هر دو هنرمند میزان قابل توجه و تقریباً برابری از نوآوری و همچنین تعهد نسبت به داستان مرجع را در آثار خویش به کاربرده اند، لیکن بر اساس مشخصه های اصلی، نگاره رضا عباسی بازتاب رساتری از داستان مربوط به نگاره خود را دارد. لازم به ذکر است که یافته های پژوهش همچنین مبین اثبات بخشی از فرضیه و رد قسمتی از آن بوده و به نوعی امکان الگوگیری رضا عباسی از نگاره کمال الدین بهزاد برای خلق نگاره خود را کم رنگ می داند.
تبیین مدل مفهومی برندسازی مکان: مروری بر ادبیات نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ شماره ۷۱
19 - 34
حوزههای تخصصی:
طرح مسئله : برندسازی مکان در راستای امکان رقابت میان مکان ها برای جذب سرمایه های مالی و انسانی مورد توجه سیاست گذاران شهری قرار گرفته است. این مفهوم در رشته های مختلف (نظیر علوم محیطی، اقتصاد، علوم اجتماعی و رفتاری) مطرح شده و در هر رشته رویکرد متفاوتی جهت تحقق آن در نظر گرفته شده است. پژوهش حاضر سعی دارد گامی جهت روشن ترشدن ابعاد این مفهوم برداشته و با بررسی سیر تحول آن به مفهوم پردازی ابعاد آن بپردازد. هدف پژوهش : هدف کلی فراتحلیل حاضر ارائه زمینه و اساس نظری در خصوص «برندسازی مکان» در قالب مدلی مفهوم پردازی شده به وسیله تجزیه وتحلیل عمیق در ادبیات نظری این حوزه است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از روش فراتحلیل بهره گرفته است. نتایج : علی رغم گستردگی ادبیات نظری برندسازی مکان، در خصوص ابعاد آن هنوز اجماع وجود ندارد. این پژوهش، سه دوره زمانی را برای برندسازی مکان تصویر کرده است. در این دوره های زمانی با تحول در مفهوم سازی این پدیده شاهد حرکت مفهوم برند مکان از پدیده ای تک وجهی، مبتنی بر ابعاد بصری و ملموس، دارای فرایندی نخبه گرا و متکی بر تقاضای بازار به سمت مفهومی چندوجهی، میان رشته ای، تعاملی و مشارکتی هستیم. در این سیر تحول، ماهیت برند مکان از ابزاری جهت بازاریابی به رویکردی جهت مواجهه با ابعاد مختلف برنامه ریزی و مدیریت مکان تغییر پیدا کرده است. با پالایش مفاهیم مستخرج از پژوهش، مدل نظری مفهوم پردازی برند مکان ارائه شد. این مدل، لایه های مختلف مفهومی و راهبردی، همچنین الزامات و شرایط زمینه ای مؤثر در آن را دربر دارد. هویت برند به عنوان مؤلفه محوری در لایه مفهومی مطرح می شود. هویتی که با انباشت تجربه برند، تصویر برند مکان را شکل می دهد. این تصویر که به دنبال تعریف ویژگی خاصی از مکان در ذهن مخاطبان است، به تدریج ارزش ویژه برند را شکل می دهد. این ارزش ویژه، عنصری کلیدی در ایجاد وفاداری به برند و تکمیل زنجیره توسعه همه جانبه مکان است. بدین ترتیب برندسازی مکان به عنوان رویکردی میان رشته ای، تعاملی، چندوجهی، زمینه گرا و مبتنی بر دارایی های مکان، در برنامه ریزی و بازآفرینی مکان به کار گرفته می شود.
منظر شفابخش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۹ بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۸
32 - 47
حوزههای تخصصی:
در دنیای مدرن که اکثر فضاهای درمانی تنها به تکنولوژی و پیشرفتِ متدهای پزشکی متکی است، طبیعت و نقش آن به عنوان عاملی مؤثر بر درمان و سلامتی انسان کمتر مورد توجه قرار گرفته و در نتیجه محوطه بیمارستان ها به فضاهایی خشک و بی روح تبدیل شده است. پروژه بیمارستان فیونا استنلی در غرب استرالیا، یکی از نمونه های موفق در طراحی منظر با رویکرد شفابخش در استرالیا به شمار می آید. این مقاله درصدد معرفی تحلیلی و تبیین رویکردهای حاکم بر طراحی یکی از بزرگ ترین و مهم ترین پروژه های استرالیا است. برای تهیه آن به منابع مختلف ازجمله مقالات درزمینه طراحی فضاهای درمانی و شفابخش، استناد شده است. در بررسی این پروژه این سؤال مطرح می شود که مهم ترین ویژگی های منظر شفابخش که در بیمارستان فیونا استنلی به عنوان یک نمونه موفق و معاصر وجود دارد، چیست؟ راهکارها در طراحی و ایجاد منظر شفابخش در این مجموعه فراتر از یک ایده فرمالیستی و صرفاً توجه به ویژگی های عینی سایت است و ظرفیت آن را دارد به عنوان یک ایده منظرین واحد در نظر گرفته شود. این امر موجب ایجاد بستری مناسب برای هم زیستی سازگار بین زندگی انسان و دیگر گونه های حیاتی می شود که همه از منابع مشترکی برای ادامه حیات خود استفاده می کنند. در این پروژه برای ایجاد منظری شفابخش، با توجه به ویژگی های زمینه و الگوی رفتاری انسان ها، منظر به عنوان یک رویکرد کل نگر، در طراحی و برنامه ریزی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین اقداماتی مانند تعریف مقیاس انسانی برای فضاها، ایجاد فضاهای یکپارچه و متنوع، منظر بومی آشنا با استفاده از طراحی های مفهومی و چشم اندازهای طبیعی، ساختار کلی بیمارستان فیونا استنلی را شکل داده است. تجربه های تاریخی نیز نشان می دهد طبیعت سبز، نور خورشید و هوای تازه از ملزومات شفابخشی در محیط های درمانی محسوب می شود. به همین دلیل یکی از راهکارهای مهم در راستای ارتقاء کیفیت محیط مراکز درمانی، ایجاد ارتباط بیمار با طبیعت است.
عوامل تأثیرگذار بر بدن بافندگان جاجیم به روش پلیبل
حوزههای تخصصی: