ابوالفضل برقعی، از مشاهیر معاصر، معتقد به قرآن بسندگی در تفسیر و بینیازی نسبت به احادیث معصومان است. او برای این مدعای خود دلایلی میآورد، از جمله: روشن بودن قرآن و ضرورت تدبّر در آن، عدم نیاز به تفسیر امام بلکه مطلق تفسیر به دلیل قابل فهم بودن قرآن، عدم نیاز به فهم تأویل آیات متشابه، مشکلتر بودن متن احادیث نسبت به قرآن، وجود اخبار متناقض و دروغین در روایات تفسیری، ضرورت موافقت روایات با قرآن، عدم وجود تفسیر در صدر اسلام. نقد ادله برقعی و اثبات ضرورت استفاده از احادیث در تبیین قرآن در این گفتار آمده است.
در این گفتار، روش تفسیری ابوالفضل برقعی بر اساس دو کتاب او، احکام القرآن و تضاد مفاتیح با قرآن استخراج و پس از آن نقد و بررسی شده است. رویکرد او قرآن بسندگی یعنی اکتفا به قرآن بدون رجوع به منبع دیگری، اعمّ از حدیث و تاریخ و اجماع است. در این مقاله با ذکر نمونه هایی از رجوع شخص برقعی به این منابع، روشن میشود که او خود به مبنایش پایبند نیست. بعلاوه بر مبنای ادلّهای که بیان شده، این مبنا پذیرفتنی نیست.
نظرات امام در باب زیبایی، تابع مبانی حکمت متعالیه و در مواردی موافق مبانی عرفان نظری ایشان است. زیبایی در آثار امام با عباراتی مانند: «جمال» و «بهاء» و «حسن» مطرح شده است که با وجود مساوقت دارد و دارای اصالت و تشکیک است. این تعریف، دایره زیبایی را به گستره موجودات، ذات باری تعالی و حتی افعال انسانی و امور اخلاقی بسط می دهد؛ ازاین رو هنر به مثابه خلق زیبایی، محدود به هنرهای زیبا نبوده و گستره هنر به تمام موجودات و حتی افعال انسانی و فضایل اخلاقی تسری می یابد. اگرچه زیبایی امری عینی است؛ اما ادراک و داوری زیبایی، امری ذهنی و درنتیجه تابع عوامل مختلفی است که می توان این عوامل را از آثار امام استحصا نمود. این جستار، اندیشه های امام را در ارتباط با حقیقت زیبایی و اقسام آن، ملاک و معیارهای داوری های استحسانی و عوامل مؤثر در ادراک زیبایی واکاوی نموده است.
مقالات منتشر شده در نشریات علمی پژوهشی منابع ارزشمندی در زمینه پیشرفت علمی کشور می باشند. پژوهش حاضر توصیفی با هدف تحلیل محتوایی و استنادی مقالات چاپ شده در فصلنامه روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی انجام گرفته است. جامعه آماری این مطالعه شامل 91 مقاله چاپ شده در 10 شماره فصلنامه (از شماره 27 تا 36) بوده است. در این پژوهش با استفاده از چک لیست و مراجعه به محتوا و استنادات مقالات فصلنامه، سوالات استخراج و تحلیل گردید . برای تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی نظیر دسته بندی جداول بر اساس توزیع فراوانی و درصد فراوانی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد 4/93% مقالات از لحاظ نگارش به درستی نوشته شده ، 6/71 % از نویسندگان مقالات را مردان تشکیل داده و از لحاظ تعداد نویسندگان مقالات، مقاله های با سه نویسنده بیشترین را به خود اختصاص داده اند. از نظر رتبه علمی و مدرک تحصیلی نویسندگان، استادیاران با 9/%25 در رتبه اول قرار دارند، از نظر وابستگی نویسندگان به دانشگاه ها، دانشگاه علامه طباطبایی با 6/36 % در رتبه اول قرار دارد. بیشترین روش تحقیق مورد استفاده روش نیمه تجربی با 8/31% و همبستگی با 6/29% بوده است. در بخش آزمون های آماری آزمونt با 6/14% و تحلیل رگرسیون با 1/12% بیشترین استفاده را داشته اند. در جامعه مورد مطالعه مقالات، دانش آموزان با 8/42 % و دانشجویان با 5/28% بیشترین نمونه آماری بوده، در روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای با 6/29% در رتبه اول قرار دارد. همچنین بیشترین ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه با 2/84% رتبه اول را به خود اختصاص داده است.
تربیت فرزند یک اصل مهم و اساسی در زندگی است و ازوظایف کلیدی پدر و مادر به شمار می رود .اما این وظیفه مهم و رسالت مهم بنیادین برای والدین مستلزم کسب شایستگی اخلاقی لازم برای فرایند تربیت است تا پس از کسب شایستگی اخلاقی نمود آن در رفتار اخلاقی والدین دیده شود.به همین منظور لازم است که والد ابتدائا شناخت صحیحی از شایستگی و شایستگی اخلاقی داشته باشد تا ضمن کسب دانش نظری وتحلیل مسائل مرتبط باشایستگی بتواند به سمت رفتار شایسته اخلاقی پیش برود.در این پژوهش ما یک تعریف برای شایستگی اخلاقی پیشنهاد دادیم که به گونه ای عام تدوین گردیده تا امکان استفاده از آن در زمان های مختلف، در بافتارهای مختلف، و برای اهداف مختلف فراهم آید. معنای اصطلاح شایستگی اخلاقی نیز در یک چهارچوب مفهومی عملیاتی سازی گردید که هم از پژوهش های انجام شده در زمینه ی شایستگی، و از پژوهش های انجام شده در حوزه اخلاق ، والدگری وتعلیم و تربیت بهره می گیرد و نگاهی نیز به سودمند بودن در حوزه پژوهش و عمل دارد. ضمن اینکه بر این اعتقادیم که برنامه کسب شایستگی اخلاقی درتربیت فرزند بایستی مبتنی بر رشد همه جانبه یا رشد کل شخصیت والدین باشند و مدت زمان برنامه ها به نحوی برنامه ریزی شود که دائما پدر و مادر را به وظایف والدگری و شایستگی های اخلاقی مورد نیاز برای ایشان آگاه نماید. کلمات کلیدی:شایستگی،شایستگی اخلاقی،تربیت فرزند،رفتار اخلاقی
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر رویکرد آموزش ترکیبی بر عملکرد تحصیلی و رضایت دانشجویان است. روش مطالعه از نوع پژوهش های شبه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. جامعه و نمونة تحقیق دانشجویان کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه اصفهان است که در درس «تلفیق فناوری در برنامة درسی» ثبت نام کرده اند (36=n). به منظور اجرای تحقیق، دانشجویان در دو گروه هجده نفری، به دو شیوة سنتی و ترکیبی آموزش دیده اند. در گروه آزمایش، روش ترکیبی با استفاده از سامانة مدیریت یادگیری مودل اجرا شد و گروه گواه به شیوة معمول آموزش دیدند. برای سنجش عملکرد تحصیلی دو گروه، آزمون معلم ساخته ای در دو نوبتِ آغاز و پایان ترم اجرا شد. پایایی این ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ (83/0) و روایی آن از روش روایی محتوایی بررسی شد. در زمینة رضایت دانشجویان از روش تدریس و استاد، نتایج ارزشیابی استاد به کمک دفتر نظارت و ارزیابی دانشگاه از سامانة گلستان استخراج شد. پس از اطمینان از همگنی واریانس ها و نرمال بودن نمره ها، از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره برای آزمون فرضیه های تحقیق استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد آموزش به روش ترکیبی اگرچه در عملکرد تحصیلی دانشجویان در پایان ترم تأثیر معنی داری نداشته است (05/0>P)، در میزان رضایتمندی ایشان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. با توجه به اینکه رویکرد ترکیبی، انعطاف پذیری زیادی را در مواردی مانند دسترسی به منابع، ارتباطات میان استاد و شاگرد، انجام و ارائة تکالیف برای دانشجویان به همراه دارد، رضایت بیشتر آنها از روش آموزش را هم باعث می شود. بنابراین به استادان توصیه می شود از ظرفیت های این رویکرد آموزشی برای تدارک تجربه های یاددهی- یادگیری مطلوب تر به خوبی استفاده کنند.
هدف این مطالعه، معرفی جایگاه سواد مالی در نظام نوین آموزشی دنیا و سنجش و بررسی عوامل مؤثر بر آن در میان دانش آموزان مقطع متوسطة اول شهرستان شهرضاست. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. جامعة آماری شامل تمام دانش آموزان پایة هشتم مقطع متوسطة اول دولتی و غیرانتفاعی شهرستان شهرضا بوده است و حجم نمونه از طریق فرمول کوکران، 328 نفر تعیین شده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامة محقق ساخته استفاده شده است. این ابزار تلفیقی از آزمون های دانش مالی شورای ملی تربیت اقتصادی امریکا و استانداردهای ملی برای مالی شخصی الگوی جامپ استارت و منطبق شده با شرایط دانش آموزان ایرانی است. استادان، کارشناسان گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان و کارشناسان سازمان آموزش و پرورش روایی پرسشنامه را تأیید کرده اند و پایایی آن نیز با محاسبة آلفای کرونباخ 0.75 تأیید شده است. برای بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، درصد و فراوانی) و آمار استنباطی (مدل پروبیت) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد از 154 امتیاز ممکن در پرسشنامه، میانگین نمرة سواد مالی دانش آموزان 90 است که نشان دهندة ناچیزبودن سواد مالی در بین دانش آموزان این مقطع است. همچنین از بین متغیرهای بررسی شده، نمرة ریاضی دانش آموز، پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده ، سطح تحصیلات و اشتغال مادر در سطح اطمینان 95 درصد بر سطح سواد مالی دانش آموز اثرگذار بوده است. پژوهش حاضر نشان می دهد تفاوت معنادارآماری بین سواد مالی دانش آموزان پسر و دختر وجود ندارد.
اضطراب امتحان پدیده ای شایع و مهم آموزشی است که تأثیر فراوانی بر عملکرد افراد و میزان پیشرفت آنها در سنین مختلف دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ابعاد کمال گرایی و جهت گیری هدف در پیش بینی اضطراب امتحان است. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعة آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه، دبیرستان های دولتی عادی است که در سال تحصیلی 1393-94 در استان کرمانشاه مشغول به تحصیل بوده اند. نمونة این پژوهش شامل 134 دانش آموز (70 دختر و 64 پسر) است که با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد بین کمال گرایی منفی و اضطراب امتحان رابطة مثبت معنادار وجود دارد (001/0 < P). همچنین بین مؤلفه های تسلط– اجتناب و عملکرد– اجتناب با اضطراب امتحان نیز رابطة مثبت معناداری وجود دارد. در مقایسة بین دخترها و پسرها، تفاوت معناداری در ارتباط بین متغیرها مشاهده نشد. همچنین یافته های تحلیل رگرسیون گام به گام نشان می دهد متغیر های کمال گرایی و جهت گیری هدف به همراه متغیر کمکی جنسیت نزدیک به 50 درصد تنوع نمره های اضطراب امتحان را پیش بینی می کنند. می توان چنین نتیجه گرفت با آگاهی رسانی دربارة ارتباط این متغیر ها با یکدیگر و تأثیرگذاری این عوامل در ایجاد و تداوم اضطراب امتحان و همچنین با ارائة شیوه های مناسب آموزشی و رویکرد های نوین یادگیری، زمینه را برای کاهش این سازة منفی در امر یادگیری و افزایش میزان پیشرفت تحصیلی فراهم ساخت.
این پژوش با هدف بررسی تاثیر محتوای الکترونیکی طراحی و تولید شده مبتنی بر اصول طراحی چندرسانه ای مایر و اصول زیبایی شناختی، بر یادگیری دروس ریاضی، علوم دانش آموزان ششم ابتدایی دبستان بشری تهران در سال تحصیلی 94-95 انجام پذیرفته است. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری متشکل از کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی منطقه 2 شهر تهران است، و نمونه شامل 120 نفر بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. نمونه به دو گروه آزمایش، استفاده کننده از محتوای الکترونیکی طراحی شده همراه با روش سنتی (ترکیبی) و گروه گواه (روش متداول سنتی) تقسیم شدند. گردآوری اطلاعات با استفاده از یک آزمون محقق ساخته انجام شد و با برگزاری پیش آزمون و پس آزمون نمرات دانش آموزان مقایسه شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل (برای مقایسه معدل نمرات دروس بین دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون)، تی زوجی (مقایسه معدل دروس در آزمون های پیش آزمون و پس آزمون در هر گروه) و آزمون کوواریانس استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که استفاده از محتوای الکترونیکی طراحی شده براساس اصول طراحی چندرسانه ای مایرو اصول زیبایی شناختی بر میزان یادگیری دانش آموزان گروه آزمایش در کلیه مفاهیم در درس علوم (ورزش و نیرو، انرژی، زمین پویا، سالم بمانیم و... .) و ریاضی (کسر و عدد مخلوط، مقایسه و ساده کردن کسر مرکب، جمع و تفریق کسر، تقسیم اعشاری و...) نسبت به خودشان و همچنین در مقایسه با گروه کنترل تاثیر مثبت داشته است.
هدف این پژوهش بررسی تجربه فعالیت های خلاقانه دانشجویان کارشناسی ریاضی و شناسایی مدلی برای شناخت بهتر این فعالیت ها است. داده ها با استفاده از رویکرد کیفی به روش گراندد تئوری (نظریه مبنایی یا نظریه داده بنیاد) و ابزار مصاحبه های عمیق نیمه ساختار یافته جمع آوری شده اند. جامعه آماری، دانشجویانی می باشند که مشغول تحصیل رشته ریاضی در دانشگاه های دولتی واقع در شهر تهران هستند. سیزده دانشجوی ریاضی با روش نمونه گیری هدفمند و نظری به طور داوطلبانه دعوت به همکاری شدند. داده ها از طریق فرآیند کدگذاری در دو مرحله آزاد و محوری تحلیل شد. برای کسب اطمینان از کیفیت پژوهش از معیارهای باورپذیری، اطمینان پذیری، انتقال پذیری و تأییدپذیری استفاده شد. مدل مفهومی استخراج شده از دل داده ها در قالب الگوی پارادایمی نظام مند روش گراندد تئوری شامل پدیده، شرایط علّی، استراتژی ها، عوامل مداخله گر، شرایط زمینه ای، زمینه و پیامدها می باشد و مدل حاکی از آن است که عوامل متعددی بر پدیده خلاقیت ریاضی تأثیرگذارند.
آموزش های زیست محیطی در دوره های تحصیلی مختلف می تواند نقش موثری در بسیج افکار عمومی جهت حفاظت از محیط زیست داشته باشد. با توجه به نقش کتاب های درسی علوم دوره متوسطه در این زمینه، هدف از این پژوهش بررسی محتوای کتاب های درسی علوم تجربی از لحاظ توجه به آموزش های زیست محیطی است. این پژوهش به روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. جامعه و نمونه آماری شامل تمام کتاب های علوم تجربی دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1396-1395 است که به شیوه کدگذاری قیاسی بررسی شدند. جهت اعتبار بخشی به یافته ها، از دو کدگذار دیگر نیز استفاده شد و میزان توافق میان کدگذارها برابر با90% به دست آمد. یافته ها بیانگر آن است که مقوله های آموزش محیط زیست به صورت (65%) متن، (11%) پرسش، (21%) تکلیف و (13%) تصویر قرار گرفته اند. همچنین مقوله های آموزش محیط زیست در بعد شناختی (78%) و در ابعاد نگرشی (17%) و مهارتی (13%) است. مهم ترین نقطه قوت کتاب های مورد بررسی، توجه به سطوح بالای شناختی در طراحی تکالیف گروهی است. اما به قدر کافی توجه نکردن به اصول سازماندهی در ارائه محتوا، به ویژه در پایه هشتم، به عنوان مهم ترین ضعف این کتاب ها، محسوب می شود. از مهم ترین پیشنهادهای ارائه شده براساس یافته های این پژوهش می توان به این موارد اشاره کرد: اعمال دیدگاه های برنامه ریزان درسی در مورد چگونگی رعایت اصول سازماندهی محتوا، نیازسنجی نیمه متمرکز در مورد مسائل زیست محیطی کشور و طراحی و تدوین کتابی فعالیت محور در حوزه آموزش حفاظت از محیط زیست؛ چگونگی طراحی فعالیت هایی جهت ارتقای نگرش و مهارت های دانش آموزان در کتاب موجود.
این تحقیق با هدف ارزیابی عملکرد خواندن و نوشتن دانش آموزان دوره ابتدایی مدارس سما(واحد خرم آباد) و شناسایی عوامل مرتبط با آن انجام و به روش توصیفی و از نوع پیمایشی (زمینه یابی) صورت گرفته است و کاربردی محسوب می شود. از تعداد 400 نفرجامعه آماری، تعداد 200 دانش آموز (112 دختر و 82 پسر) به عنوان نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران و به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب گردید. در جمع آوری داده های آماری، از آزمون تشخیصی سطح خواندن برای دانش آموزان ابتدایی و آزمون استاندارد شده ی پیشرفت تحصیلی زبان فارسی استفاده شده است. ضریب آلفای کرونباخ برای پایایی پرسشنامه عملکرد خواندن 85/0 و برای پرسشنامه عملکرد نوشتن 82/0 به دست آمد. برای تحزیه و تحلیل داده ها از آزمون های مجذور خی، مان- ویتنی و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که عملکرد خواندن و نوشتن دانش آموزان در حد خیلی خوب است، بین میانگین عملکرد خواندن دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معنی دار وجود ندارد و عوامل مهم مرتبط با عملکرد خواندن و نوشتن عبارتند از: میزان رضایت شغلی معلمان، تعداد دانش آموزان کلاس، داشتن کتابخانه در منزل، میزان علاقه به انشاء و جمله نویسی، میزان مطالعه پدر، میزان مطالعه غیردرسی و درآمد ماهیانه خانواده.
رشد چشمگیر حضور زنان در سطوح مختلف آموزش عالی در ایران و افزایش پذیرش دانشجویان دختر در دانشگاه ها به بیش از 60 درصد و بالاتر از آن در دهه گذشته، موضوعی است که توجه بسیاری از صاحب نظران رشته های مختلف را به خود معطوف نموده است. برخی پیداش این پدیده را مثبت و آن را یک فرصت برای توسعه جامعه تلقی نموده و در مقابل عده ای با بیان پیامد های منفی، آن را مقدمه ای برای بحران در آینده می دانند. هدف این پژوهش بررسی پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و آموزشی این پدیده است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری را اساتید و دانشجویان دانشگاه های اصفهان، صنعتی اصفهان و هنر تشکیل داده اند. در این پژوهش از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم استفاده شده است. حجم نمونه به دست آمده برای اساتید 150 و برای دانشجویان 316 نفر بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردید. روایی پرسشنامه مورد تأیید پنج نفر از اساتید قرار گرفت و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بررسی و 91/0 محاسبه شد و سپس تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام گردید. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که افزایش میزان قبولی دختران از نظر اساتید و دانشجویان بر پیدایش هر سه پیامد فرهنگی، اجتماعی و آموزشی بیش از حد متوسط تاثیر داشته و در سطح خطای 05/0 معنادار است. به علاوه، از نظر اساتید میانگین پیامدهای فرهنگی و اجتماعی و از نظر دانشجویان میانگین پیامدهای آموزشی بالاتر بود. در پایان با توجه به نکات مثبت و منفی افزایش ورودیهای دختر توصیه می شود که زمینه ای برای افزایش آگاهی دختران نسبت به موقعیت های زندگی فراهم گردد تا درپی آن تصمیمات مناسب تری اتخاذ کنند.
هدف پژوهش حاضر ساخت و بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی پرسشنامه رضایت - وفاداری دانشجو به دانشگاه جامع دولتی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دختر و پسر تحصیلات تکمیلی در حال تحصیل و دانش آموختگان دانشگاه یزد بودند که حداقل یک دوره تحصیلی (کاردانی یا کارشناسی) خود را قبلاً در دانشگاه یزد با موفقیت گذرانده اند و مجدداً برای دوره ی بالاتر (کارشناسی ارشد یا دکتری) به این دانشگاه مراجعه کرده اند (2440 N = ) که از این تعداد، 315 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی پرسشنامه به شیوه های محتوایی، صوری، تحلیل عاملی اکتشافی و پایایی آن به شیوه همسانی درونی و بازآزمایی محاسبه شد. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 94/0 و برای عامل ها بین 74/0 تا 94/0 محاسبه شد که نشان دهنده همسانی درونی قابل قبول پرسشنامه است. نتایج این تحلیل ها نشان داد که این پرسشنامه با دو عامل «رضایت از دانشگاه»، «وفاداری دانشجو به دانشگاه» از پایایی و روایی مناسب برخوردار است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های رفتار جرات ورزی بر تفکر انتقادی و شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان بوشهر می باشد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون می باشد. جامعه آماری این مطالعه را 8238 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان بوشهر تشکیل می دادند که تعداد 40 نفر از دانش آموزان از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. داده ها به وسیله پرسشنامه های تفکر انتقادی فاشیون (1990)، شادمانی آرگایل (2002) و پکیج آموزشی مهارت رفتار جرات ورزی زارعی (1393) گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Spss و روش های آماری تحلیل کوواریانس یک متغیری (آنکوا) و چند متغیری (مانکوا) انجام شد. یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایشی و گواه از لحاظ حداقل یکی از متغیرهای مهارت رفتار جرات ورزی و تفکر انتقادی و شادکامی تفاوت معنی داری وجود دارد، به عبارت دیگر می توان گفت که آموزش مهارت رفتار جرات ورزی بر تفکر انتقادی و شادکامی دانش آموزان اثر معنی داری دارد. بین آزمودنی ها گروه آزمایش و گواه از لحاظ تفکر انتقادی و شادکامی بر حسب جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه کلی تحقیق نشان داد که ارتقای مهارت رفتار جرات ورزی تا حد زیادی می تواند به افزایش سطح تفکر انتقادی و شادکامی دانش آموزان کمک نماید.
زمینه و هدف: چگونگی تخصیص منابع در طول رشد و عوامل انگیزشی آن به ویژه در کودکی یافته های مهمی پیرامون رشد عدالت در اختیار روانشناسان رشد قرار می دهد. در حدود 4 سالگی، تفکر کودک درباره خود و دیگران ابعاد مختلفی پیدا کرده و درک اجتماعی اش افزایش می یابد. در این زمان، کودک قادر است درباره چگونگی و میزان تقسیم کردن منابع و دارایی هایش با دیگران تصمیم بگیرد. در طول رشد در نظر گرفتن نفع شخصی یا برقراری عدالت به هنگام تخصیص منابع اهمیت پیدا می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی رشد رفتار تخصیص منابع در دختران و پسران 4 تا 6 سال در موقعیت های برابر سودمند و برابر ناسودمند بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 4 تا 6 ساله مهدکودک های چهار منطقه مختلف از تهران در سال 1396-1395 بود. سی وچهار کودک 4 ساله (17 دختر)، 36 کودک 5 ساله (18 دختر)، 32 کودک 6 ساله (16 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای خوشه ای در مطالعه شرکت کردند. از کودکان خواسته شد که در تکلیف تخصیص منابع در موقعیت های هزینه بر سودمند، هزینه بر ناسودمند و بدون هزینه سودمند منابع را با کودک دیگر تقسیم کنند. یافته ها: با استفاده از روش همبستگی پیرسون مشخص شد که با افزایش سن از 4 تا 6 سالگی، میزان تخصیص منابع ثابت باقی می ماند. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که کودکان در موقعیت نابرابر ناسودمند بیشتر از موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را تخصیص می دهند (05/0p<). همچنین، کودکان 4 ساله بیشتر از دو گروه دیگر در موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را به دیگری تخصیص دادند (05/0p<). درنهایت، دختران 6 ساله بیشتر از پسران هم سال خود تخصیص منابع کردند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انگیزه اصلی در میزان تخصیص منابع در دوران 4 تا 6 سالگی در موقعیت های نابرابر ناسودمند و سودمند نفع شخصی بوده و این اثر در کودکان 4 ساله بیشتر از کودکان 5 و 6 ساله است. همچنین مفهوم برابری و عدالت در بازه سنی 4 تا 6 سالگی به هنگام تخصیص منابع هنوز رشد پیدا نکرده است.