این مطالعه با هدف تحلیل نقش انواع سرمایه شامل سرمایه فیزیکی، انسانی و اجتماعی در بخش کشاورزی صورت گرفت. برای این منظور از الگوی رشد نئوکلاسیک و داده های دوره 87-1354 استفاده شد. از دو متغیر نرخ ثبت نام در نهضت سوادآموزی و همچنین نرخ ثبت نام در مدارس ابتدایی بعنوان معیاری از پس انداز سرمایه انسانی استفاده شد. در حالی که نرخ تغییرات جاده آسفالته و همچنین نرخ دسترسی به تلفن روستایی بعنوان معیاری از سرمایه اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نشان داد نقش سرمایه فیزیکی در بخش کشاورز ایران از سایر انواع سرمایه بیشتر است و بازده این نهاده را می توان بالاتر از 3/0 ارزیابی نمود. همچنین مشاهده شد پس از سرمایه فیزیکی سرمایه اجتماعی بطور نسبی دارای نقش مهمی در تولید کشاورزی است در حالی که برای سرمایه انسانی در بخش کشاورزی مساعدت حایز اهمیتی به دست نیامد.
فستیوال های ورزشی سنتی به عنوان بارزترین نماد ارزش های فرهنگی، به جدیدترین فرصت های گردشگری در دهه اخیر تبدیل شده است. هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی کیفی گردشگری فستسوالهای سنتی میباشد. ساختار پژوهش از نوع اکتشافی است . جامعه کیفی تحقیق شامل 35n= نفر از کارشناسان و متخصصان خبره و فعال سازمانهای متولی گردشگری ورزشی و ساکنان بومی آگاه جوامع میزبان میباشد که بر مبنای نمونهگیری قضاوتی و گوله برفی انتخاب شدند. به منظور جمعآوری دادهها از مصاحبات نیمه سازمان یافته و تشکیل گروه کانونی استفاده گردید. پس از کدگذاری اولیه مفاهیم و طبقهبندی مقولهها، تعداد هشت مولفه در قالب پتانسیلهای انسانی و پتانسیلهای طبیعی – ورزشی شناسایی گردید که از بین آنها با توجه به تواتر کدهای ثبت شده و اظهارات گروه کانونی عامل برگزاری فستیوال های سنتی و فرصت به نمایش گذاشتن و تبادلات ارزش های فرهنگی جوامع میزبان مهمترین شاخصه های پژوهش حاضر بود.
پژوهش حاضر، با به کار بردن داده های در سطح خرد بودجه خانوار و داده های تجارت در بازه زمانی 1380 تا 1390 و روش اقتصادسنجی رگرسیون چندک و حداقل مربعات معمولی و مبنا قرار دادن تئوری هکشر-اوهلین و تئوری تبعیض سلیقه ای بیکر به بررسی اثر آزادسازی تجاری بر روی نابرابری دستمزد بین نیروی کار شهری و روستایی در بخش های قابل تجارت می پردازد. مدل تجزیه اکساکا و بلیندر(نابرابری در میانگین دستمزد) نشان می دهد، در بازه زمانی موردنظر شکاف دستمزد و قسمت غیرقابل توضیحی شکاف دستمزد کاهش پیدا کرده است. قسمت غیرقابل توضیحی شکاف دستمزد(تبعیض دستمزد) نسبت به بخش قابل توضیحی کم است، و این بر کارا بودن شکاف دستمزدها دلالت دارد. اما برآوردها نشان می دهند، که چون سهم کالاهای مصرفی نهایی در واردات بخش روستایی نسبتا بالا و سهم واردات کالاهای سرمایه ای در بخش شهری نسبتا بالا است. آزادسازی تجاری باعث افزایش شکاف دستمزد بین نیروی کار شهری و روستایی می شود.