اولین برخورد وایکینگ های دانمارکی با مسلمانان مربوط به هزار سال پیش است، اما اولین ورود انبوه مسلمانان به دانمارک را باید در دهه 1960 به عنوان کارگران میهمان دنبال کرد. بعد از آن امواج دوم و سوم ورود مسلمانان به عنوان کارگران، پناهندگان پناه جویان و آوارگان به این کشور وارد شدند. به موازات ورود مهاجران مسلمان به دانمارک در نزدیک به 60 سال گذشته، قوانین و مقررات محدودکننده نیز وضع شده است؛ قوانینی که پیوسته محدودیت هایی را نسبت به اسلام، اسلام گرایان و مساجد وضع کرده است. سؤال پژوهش حاضر آن است که چرا اسلام در دانمارک نه به عنوان یک اقلیت دینی قانونی، همچون دین یهود، بلکه به عنوان یک پدیده «ضددانمارکی» سازمادهی شده است؟ برای این منظور از نظریه «گسست پروبلماتیک»، برای تحلیل استفاد شده و دستاورد پژوهش حکایت از آن دارد که شاهد تغییر جامعه دانمارکی از پروبلماتیک «مهاجر/کارگر» به پروبلماتیک «مسلمان/ ضددانمارکی» می باشیم.
پژوهش حاضر باهدف ارائه راهکارهایی در جهت بهبود فعالیت بازارچه های مرزی استان سیستان و بلوچستان در راستای ارتقای امنیت و اقتصاد استان صورت گرفته است. تحقیق حاضر ازنظر روش از نوع توصیفی بوده و بر اساس هدف تحقیق، از نوع کاربردی است و به لحاظ نحوه گردآوری و تحلیل داده ها از نوع تحقیقات کمی- توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران و کارشناسان ستادی و مدیران بازارچه های مرزی استان سیستان و بلوچستان می باشد. داده های لازم برای این تحقیق با استفاده از نمونه ای متشکل از 70 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس جمع آوری گردید. داده های جمع آوری شده در محیط نرم افزاری Smart Pls با اعمال آزمون های مدل معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی با توجه به فرضیات تحقیق، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در این تحقیق رابطه عملکرد بازارچه های مرزی بر وضعیت اقتصادی و امنیت بررسی شد. درنهایت مشخص گردید که عملکرد بازارچه های مرزی اثر معنادار و مثبتی بر امنیت و وضعیت اقتصادی دارد، همچنین نقش متغیر وضعیت اقتصادی به عنوان متغیر میانجی تائید گردید.
هدف این مقاله، مطالعه نحوه بازنمایی زنان خانه دار در سینمای دهه نود ایران است. روند افزایش میزان تحصیلات زنان به طورکلی و ثابت ماندن تقریبی میزان اشتغال آنان نشان می دهد امروزه بسیاری از زنان خانه دار، دارای تحصیلات عالی دانشگاهی هستند که موجب ارتقای کیفیت زندگی آن ها شده است. مسئله این مقاله، کشف رابطه ای است که میان زندگی واقعی زنان خانه دار و نحوه بازنمایی آن در سینما وجود دارد.
در این پژوهش از روش تحلیل متن و تکنیک نشانه شناسی سوسوری در هردو حالت تحلیل همنشینی و تحلیل جانشینی، برای کشف معانی آشکار و پنهان متن، استفاده شده است. شش فیلم ساخته شده در دهه 1390 تحلیل شده که معیار انتخاب آن ها این بوده که زن خانه دار نقش اصلی را داشته یا موضوع آن مرتبط با خانه داری بوده است.
مهم ترین یافته های تحقیق این است که اولاً داده های آماری نشان دهنده افزایش میزان تحصیلات عالی در میان زنان خانه دار ایران است. دوم آنکه این زنان در واقعیت بر وضعیت ناعادلانه خود در خانواده آگاه، معترض و خواستار داشتن منبع مالی مستقل و همکاری مردان خانواده هستند. سوم آنکه بازنمایی زنان خانه دار در فیلم های تحلیل شده به صورت کلیشه ای و فرودست است.
نتیجه نهایی اینکه علی رغم تغییرات رخ داده شده در کیفیت زندگی زنان خانه دار به دنبال افزایش میزان تحصیلات آنان، این تغییرات تأثیر چندانی در نحوه بازنمایی زنان خانه دار در سینما نگذاشته است.
پیاده محوری طبیعی ترین شکل جابجایی شهروندان در خیابان های شهری بوده و حرکت پیاده مهمترین امکان برای مشاهده خیابان های شهری است. پیاده مداری در خیابان های شهری دارای هویت فضایی، احساس تعلق و دریافت کیفیت های فضای شهری می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی قابلیت فضای شهری پیاده راه اسفریس به عنوان یک مسیر پیاده مدار است. معیارهای مؤثر در این رابطه با تحلیل کیفت فضایی مسیر مشخص می شود. در این راستا، در پژوهش حاضر با گزینش سیاست مناسب برای ارتقاء جایگاه عابران پیاده در سطح شهر و کاهش تسلط اتومبیل در بافت تاریخی شیخ صفی شهر اردبیل سعی شده است تا با بررسی کیفیت و ویژگی ها شرایط موجود، به قابلیت تبدیل مسیر پیاده راه اسفریس به مسیری پیاده مدار (تقلیل تردد خودروهای شخصی) نه پیاده راه (حذف کامل خودروهای شخصی) پرداخته شود. برای نیل به این هدف پس از تعریف بافت تاریخی شیخ صفی و کیفیت پیاده راه اسفریس، مطالعات اسنادی و روش پیمایشی با تهیه 383 پرسشنامه از عابران پیاده راه و شهروندان، مورد استفاده قرار می گیرد. نتایج بررسی تأثیرات پیاده راه بر کیفیت زندگی شهری نشان می دهد که کیفیت فضاها در معیارهایی مانند زیبایی شناختی، کالبد، نمای شهری، کف سازی، مقیاس انسانی، نور در پیاده راه جدید اسفریس مناسب است اما با این وجود بیشتر عابران به تغییرات مطلوب مکان بعد از ساماندهی به-عنوان مسیر پیاده مدار اذعان دارند علی رغم اینکه بر تغییرات منفی به ویژه اجتماعی، دسترسی، عملکردی، مبلمان، کاربری، کیفیت رفتاری پیش آمده پس از ایجاد این مسیر نیز به جد اشاره کرده اند.
در دو دهه اخیر، سیل ورودی پرونده ها به دادگستری ها و محاکم به یکی از معضلات جدی دستگاه قضایی تبدیل شده است، به نحوی که همین مشکل موجب اطاله دادرسی، کاهش دقت قضات در صدور رأی، فرسودگی و خستگی قضات از حجم بالای پرونده و در کل، موجب پایین آمدن بازدهی دستگاه قضایی شده است. همین امر موجب شده که از همان ابتدا دستگاه قضا به دنبال چاره ای جهت حل این معضل باشد که یکی از این تدابیر جهت کاهش ورودی پرونده ها به محاکم، تشکیل نهاد شوراهای حل اختلاف بوده است. هرچند تشکیل این نهاد امری ضروری و مفید بود اما تمرکز بر روی کاهش ورودی پرونده ها و آمارگرایی مطلق باعث گردید شوراها از فلسفه وجودی خود که اصلاح ذات البین و فصل خصومت از طریق سازش بود، دور شوند. لذا در این پژوهش سعی شده است با روش تحلیلی، به تأثیر آمارگرایی بر عملکرد شوراهای حل اختلاف پرداخته شود. همچنین در این نوشتار، از اطلاعات به دست آمده از آمار شوراهای حل اختلاف استان مرکزی به عنوان نمونه آماری استفاده شده است. بررسی ها نشان داده است که افزایش روزافزون پرونده ها در دادگستری حاوی واقعیتی نگران کننده است و می بایست از طریق راهکارهایی بنیادین همچون تقویت اصولی حوزه پیشگیری درصدد رفع آن برآمد.
پیامدهای منفی بحران های مالی روی بخش واقعی اقتصاد کشورهای در حال توسعه سبب شده است سیاست گذاران توجه ویژه ای بر نظارت و ارزیابی ثبات مالی بخش بانکی داشته باشند. نقش بخش بانکی در کشورهای در حال توسعه بسیار مهم است، زیرا بخش بانکی، خدمات مالی را به بقیه اقتصاد ارائه می دهد. نظریه آزادسازی استدلال می کند که آزادسازی تجارت بین المللی و جریان های مالی می تواند ثبات مالی را ارتقا دهد و سبب توسعه بانک ها گردد. آزادسازی تجاری، هزینه های مبادله را همزمان با افزایش حجم مبادلات، کاهش می دهد و آزادسازی مالی با ایجاد فضای رقابتی در بازار مالی و تسهیل تحرک سرمایه، تخصیص بهتر منابع مالی را به دنبال دارد؛ ازاین رو در این پژوهش به بررسی اثر آزادسازی مالی و تجاری بر ثبات بانکی ۲۵ کشور منتخب در حال توسعه در فاصله زمانی ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۹، با استفاده از الگوی رگرسیونی پویای (GMM) پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد آزادسازی مالی و تجاری تأثیرات مثبتی بر ثبات بانکی کشورهای منتخب در حال توسعه دارند. درحالی که اجرای همزمان آزادسازی مالی و تجاری اثر منفی غیرمنتظره ای بر ثبات بانکی دارد. یافته ها همچنین نشان می دهد که درآمد سرانه باعث افزایش ثبات بانکی و تورم، باعث کاهش ثبات بانکی می شود.
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری با تفکر انتقادی با نقش میانجی سرمایه روان شناختی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری، دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال تحصیلی 1399-1400 که تعدادشان 17600 نفر بود. 210 شرکت کننده به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های تفکر انتقادی فاشیون (1990)، سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391)، کیفیت تجارب یادگیری نیومن و نیومن (1993) و سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (2007) جمع آوری و بوسیله آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری با تفکر انتقادی رابطه مثبت و معنادار دارند (01/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که سرمایه روان شناختی در رابطه سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری با تفکر انتقادی نقش میانجی معناداری دارد (01/0P<). نتایج شواهدی را نشان می دهد که سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری از طریق درگیر ساختن دانشجویان در فرآیند یادگیری سازنده گرا روی تفکر انتقادی آنان تاثیر می گذارند و سرمایه روان شناختی با تقویت سازه های مثبت در دانشجویان، نقش سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری را در پیش بینی تفکر انتقادی بیشتر تبیین می کند. لذا به منظور افزایش تفکر انتقادی دانشجویان پیشنهاد می شود به سرزندگی تحصیلی و تجارب یادگیری توجه شود و از طریق مشاوره و آموزش زمینه ارتقاء سرمایه روان شناختی فراهم شود.
هدف پژوهش طراحی الگوی سلامت نظام اداری با تأکید بر شایسته سالاری در ناجا است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. در این پژوهش، گروه تصمیم شامل 28 نفر از استادان دانشگاه و فرماندهان و معاونان فرماندهی انتظامی استان گلستان هستند که به روش قضاوتی و گلوله برفی انتخاب شدند. برای شناسایی و غربالگری عوامل از مصاحبه نیمه باز و روش دلفی استفاده شد که نتایج نشان داد 44 مؤلفه در قالب هشت بعد قرار دارد. روایی به صورت روایی محتوایی و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده است. برای سطح بندی ابعاد از الگوسازی ساختاری- تفسیری و برای خوشه بندی از تحلیل MICMAC استفاده شد که نتایج نشان داد ابعاد "ذهنی، ارتباطی، تخصصی و محیطی" در سطح اول، ابعاد "شخصیتی، میان فردی و سازمانی" در سطح دوم و بعد "ارزشی" در سطح سوم و بعد "ارزشی" در خوشه مستقل و ابعاد "ذهنی و ارتباطی" در خوشه وابسته و ابعاد "شخصیتی، تخصصی، میان فردی، محیطی و سازمانی" در خوشه پیوندی قرار دارد. در نهایت مشخص شد، مهمترین بعد سلامت نظام اداری با تأکید بر شایسته سالاری در سطح سوم یعنی "عوامل ارزشی شامل مؤلفه های وجدان کاری، قانونگرایی، مدیریت بر خود، کمال جویی و تعهد به تعالی" است. توجه بر این بعد با عنایت به خروجی الگوی ساختاری نشان از اثرگذاری این بعد در حوزه سلامت نظام اداری با تأکید بر شایسته سالاری در ناجا دارد.
بررسی قدرت گیری خاندان حکومتگر پس از افول قدرت های مرکزی، روند تاریخی گذر از حکمرانی های متمرکز ایرانی به حکمرانی های محلی را نشان می دهد. متأسفانه مطالعات نظری مربوط به خاندان شناسی در ایران هنوز آغاز نشده است تا بتوان با تکیه بر آن ظهور و افول خاندان های حکومتگر را مورد بررسی تطبیقی دقیق قرار داد. این مقاله روند قدرت گیری و افول قدرت خاندان گاورودیان در منطقه گاورود بین همدان و کردستان و به طور مشخص سیاست گاورودیان در قبال سه حکومت قراقوینلو، تیموری و آق قوینلو را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. یکی از مشکلات فراروی این خاندان، تغییر سریع حکومت ها در ایران بود. مساله اصلی گاورودیان که در طول سده ی نهم قمری بر ایران حاکم شدند، این بود که بتوانند منافع خود را با منافع متفاوت و سیّال این سه حکومت تنظیم کنند. لذا سیالیّت منافع حکومت های مرکزی به سیالیّت و پیچیدگی واکنش گاورودیان انجامید. آنان نتوانستند در برابر سیاست تمرکزگرایی حکومت های مرکزی، قدرت استوار و باثباتی ایجاد کنند و سرعت تحولات، آنان را به اتخاذ سیاست های آنی و فرصت طلبانه وامی داشت. بنابراین گرفتار تذبذب و سردرگمی شدند. بعلاوه رقابت های درون خاندانی و عملکرد خاندان رقیب نیز قدرت آنان را به افول کشانید.
به باور برخی از پژوهشگران مدیریت، اخلاق مهم ترین و بحث برانگیزترین مبحث مدیریت راهبردی است. در باب اخلاق در رقابت، نظریه های قابل توجهی از سوی اندیشمندان و صاحب نظران ارائه شده که مباحثی نظیر عدالت، انصاف و درستکاری را در تصمیم گیری راهبردی اخلاقی مدنظر قرار می دهند. یکی از چالش های اصلی بکارگیری مدیریت راهبردی در ایران، عدم بهره برداری از مفاهیم غنی اسلامی همچون اخلاق رقابت در سازمان هاست. پژوهش حاضر با شناسایی مؤلفه های اخلاق رقابت در مدیریت راهبردی سعی بر حل این مسئله دارد. بر اساس روش شناسی تحلیل مضمون با رویکرد آتراید-استرلینگ ، ابتدا کلیدواژه های مرتبط با اخلاق رقابت، شناسایی و سپس این واژگان به 496 تفسیر عرضه شده و سرانجام، 563 کد به دست آمد. از کدهای حاصل، 28 مضمون پایه احصا شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که این مضامین در قالب 4 مضمون سازمان دهنده تحت عنوان «زمینه ها و شرایط ممنوعیت رقابت»، «زمینه های برتر رقابت»، «توجه به جبهه ی دینی بازیگران و اهداف آن ها» و «ویژگی های رقابت کمال یافته»، منطبق بر نگاه اسلامی منجر به تقویت مضمون فراگیر که همان «اخلاق رقابت» است، خواهد شد.
مسکن ابتدایی ترین و حیاتی ترین نیاز هر موجود زنده ای در طبیعت، به معنا و مفهوم سرپناه است. مسکن در محله های کم برخوردار به دلیل خودرو بودن، نداشتن مجوز ساخت، استفاده از مصالح ناپایدار و ریزدانگی از کمیت و کیفیت مناسبی برخوردار نمی باشد. همین امر زیست پذیری مسکن را با چالش های اساسی روبرو می سازد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی زیست پذیری در قلمرو مسکن محله های کم برخوردار شهر زابل است. این پژوهش از نظر هدف «کاربردی» و به لحاظ ماهیت «توصیفی – تحلیلی» است. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از میانگین شاخص ، ANOVA و همبستگی چند متغییره در نرم افزار spss، جهت نمایش محله های شهر زابل از لحاظ ابعاد زیست پذیری مسکن(اقتصادی، اجتماعی، کالبدی فضایی و زیست محیطی) از دورن یابی به روش IDW و همچنین تکنیک چند معیاره EDAS استفاده شده است. نتایج میانگین شاخص های پژوهش نشان می دهد مسکن محله های کم برخوردار شهر زابل از نظر ابعاد زیست پذیری براساس رتبه بندی اکونومیست، در شرایط غیرقابل قبول قرار گرفته است. به طوری که بعد کالبدی با امتیاز 47.91 نامناسب ترین و بعد اجتماعی با امتیاز 56.55 مناسب ترین می باشد. همچنین تحلیل رگرسیون در محله های مورد بررسی نشان می دهد که بین ویژگی های مسکن در ابعاد مختلف با زیست پذیری مسکن همبستگی بالایی وجود دارد به طوری که ضریب این همبستگی 673/0 است؛ در بین ابعاد نیز ضریب همبستگی ویژگی های کالبدی مسکن با زیست پذیری با 561/0 بیشترین ضریب و بعد اجتماعی با 189/0 کمترین ضریب همبستگی را دارد. نتایج حاصل از وضعیت ابعاد مختلف زیست پذیری مسکن در پهنه محله های کم-برخوردار شهر زابل براساس روش درون یابیIDW نشان می دهد که ناحیه 1 اکثر محله های مورد بررسی را در خود جای داده است و از نظر سرانه کاربری های مسکونی، فضای سبز و شبکه معابر نسبت به نواحی دیگر شهر زابل با کمبودهای شدید روبرو است. در بعد فیزیکی و کالبدی محله معصوم آباد و در بعد اقتصادی محله قاسم آباد پایین ترین امتیاز را دارا هستند.
تصویر سازمانى به عنوان یکى از با ارزش ترین دارایى هاى هر سازمان، برآیند نظرها و تفکرات افراد چه در داخل و چه در خارج از سازمان است که آگاهى و شناخت از آن، مدیران را در تدوین برنامه ها، راهبردهاى سازمان و کسب مزیت رقابتى پایدار یارى مى رساند، بنابراین هدف پژوهش طراحی مدل تصویرسازی با رویکرد مدیریت زیست محیطی در سازمان تامین اجتماعی بود. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس روش، توصیفی- همبستگی می باشد. در گام اول عوامل مؤثر بر تصویرسازی بر اساس مصاحبه با 11 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی، شناسایی شدند. خروجی این مرحله 25 مؤلفه در قالب 5 بعد (هویت سازمانی، شهرت سازمانی، نمادها و علائم ملموس، کارکنان رو در رو با مشتری، سطح خدمات) بود. سپس در گام دوم ابعاد شناسایی شده با روش مدل سازی ساختاری تفسیری سطح بندی و با تحلیل میک مک خوشه بندی شدند که برای تحلیل آن از نرم افزار اکسل استفاده شد. نتایج نشان دادند بعد هویت سازمانی در سطح اول و ابعاد (شهرت سازمانی، نمادها و علائم ملموس، کارکنان رو در رو با مشتری و سطح خدمات) در سطح دوم قرار دارند و بعد هویت سازمانی در خوشه وابسته و ابعاد (شهرت سازمانی، نمادها و علائم ملموس، کارکنان رو در رو با مشتری و سطح خدمات) در خوشه مستقل قرار گرفته اند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی تصویر برند، در صنایع تولیدی و خدماتی مواد و ملزومات لازم برای تولیدات لبنی اجرا شده است.
روش: این پژوهش از نوع توصیفی است و با رویکرد اکتشافی، مبتنی بر روش شناسی کیفی اجرا شده است. جامعه آماری آن، خبرگان حاضر در صنایع لبنی ایران بودند که حداقل مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و آشنایی با صنایع لبنی، دو شرط همکاری آن ها در پژوهش بود. از طریق روش هدفمند قضاوتی، 20 نفر برای نمونه آماری انتخاب شد. برای گردآوری داده ها، از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان استفاده شد. روایی سؤال های مصاحبه، به روش محتوایی و پایایی آن با اجرای روش بازآزمون (89/0) به تأیید رسید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیان انجام گرفت که مشتمل بر مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. تک تک اجزای پارادایم کدگذاری و تشریح شد و در نهایت، الگوی تصویر برند در صنایع تولیدی و خدماتی مواد و ملزومات لازم برای تولیدات لبنی ترسیم و نظریه ای مبتنی بر 13 قضیه حکمی خلق شد.
یافته ها: مبتنی بر یافته ها، مدل پارادایمی احصا شده، دربرگیرنده شرایط علّی (شامل قابلیت های برند)، مقوله محوری (عملکرد برند)، بسترسازها (نوآوری برند)، شرایط زمینه ای (تعدیلگران برند)، راهبردها (جهت گیری برند) و پیامدها (ارزش آفرینی برند و تصویر برند) بود که در نهایت، روابط بین مقوله ها در مدل انتخابی نظریه پردازی شد.
نتیجه گیری: نتایج روشن ساخت که به منظور ایجاد تصویر مثبت از برند در صنعت یادشده، می بایست قابلیت های برند، اعم از قابلیت های بازاریابی و سازمانی، توسعه داده شود که خود زمینه ارتقای نوآوری برند و تعیین جهت گیری آن را فراهم می آورد و عملکرد برند را توسعه می دهد. علاوه بر این، ارتقای عملکرد برند، ارزش آفرینی برند را به دنبال دارد که در نهایت، به ایجاد تصویر مثبتی از برند منجر خواهد شد. بر اساس یافته های پژوهش، شرایط علّی تأثیرگذار بر مدل پارادایمی پژوهش، «قابلیت های برند» است که خود به دو بخش «قابلیت های بازاریابی» و «قابلیت های سازمانی» دسته بندی می شود. قابلیت های بازاریابی شناسایی شده عبارت اند از: وضعیت برند و سهم بازار، آمیخته های بازاریابی، خدمات بازاریابی اینترنتی، شهرت برند و داشتن شعار تبلیغاتی خاص. قابلیت های سازمانی نیز عبارت اند از: تسهیلات حمل ونقل سریع، پشتیبانی قوی (مدیریتی، مالی، انسانی و اطلاعاتی) برند، داشتن مزیت رقابتی پایدار، زنجیره تأمین قوی و ایجاد زنجیره ارزش پایدار. از سوی دیگر، مقوله مرکزی مدل پژوهش، عملکرد برند بود که به سه حوزه طبقه بندی شد: 1. عملکرد مرتبط با مشتری؛ 2. عملکرد اجتماعی برند؛ 3. عملکرد شرکتی برند. در این پژوهش بر «نوآوری برند»، به عنوان بستری برای توسعه دهندگان عملکرد برند تأکید شده است که نوآوری بازار و نوآوری در فرایندها را شامل می شود. از سوی دیگر، جهت گیری برند، به عنوان استراتژی ارتقای خلق ارزش و تصویر برند در نظر گرفته شد که شامل جهت گیری رقابتی و جهت گیری محصول/ خدمت است.
پیشینه و هدف
عوامل مختلفی تنوع زیستی یک اکوسیستم را تحت تاثیر قرار می دهند و یکی از مهم ترین این عوامل ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاک است. در اکوسیستم های خشکی بویژه جنگل ها، بستر خاک، زیستگاه گونه ها ی متنوعی از بی مهرگان است. حلزون های زمینی بعنوان یکی از مهم ترین گروه های بی مهرگان خشکی زی در اکوسیستم های جنگلی بشمار می روند. یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار بر توزیع زیستی حلزون ها، ویژگی های فیزیکوشیمیایی خاک است. در این مطالعه ارتباط میان حضور حلزون ها و شش پارامتر خاک شامل اسیدیته (pH )، کلسیم کل (Ca)، منیزیم کل (Mg)، کلسیم تبادلی (Ca++)، منیزیم تبادلی++) (Mg و درصد رطوبت اشباع؛ بعنوان عوامل مهم تاثیر گذار در پراکنش حلزون های خشک زی مورد بررسی قرار گرفت.
روش شناسی
محدوده جغرافیایی مورد مطالعه این پژوهش، واقع در جنگل های هیرکانی ایران است. ایستگاه های نمونه برداری پس از بررسی های میدانی انجام شده در سه ناحیه جنگلی مختلف در شهرهای کردکوی، آمل و تنکابن انتخاب شدند. جهت اطمینان از یک ارزیابی جامع، نمونه برداری در هر جنگل در سه سایت مختلف صورت پذیرفت. برای انجام این مطالعه در مجموع 27 پلات نمونه برداری با ابعداد 3 متر × 3 متر در نه سایت مشخص شده بکار برده شد. شناسایی حلزون ها و تخمین تنوع زیستی با استفاده روش بارکدینگ DNA صورت پذیرفت. به منظور توصیف آماری جوامع مورد بررسی، مقادیر مربوط به فراوانی افراد (تعداد کل حلزون ها) و همچنین تنوع گونه ای آن ها به تفکیک جنگل ها برای هر سایت مشخص شد. آنالیز های مربوط به اندازه گیری فاکتورهای خاک با استفاده از روش های استاندارد آزمایشگاهی صورت پذیرفت. بمنظور کاهش ابعاد داده ها و تعیین متغیرهای اصلی از آنالیز تعیین مولفه اصلی (PCA) استفاده شد و جهت تعیین رابطه میان فاکتورهای فیزیکوشیمیایی خاک و حضور حلزون ها آنالیز همبستگی کانونی (CCA) مورد استفاده قرار گرفت. این آنالیز با مشخص نمودن میزان همبستگی بین پارامترها نشان می دهد که چگونه متغیرهای محیطی با توزیع گونه ها در مکان های مختلف مرتبط هستند. این آنالیزها با استفاده از نرم افزارR V.4.0.3 و بکارگیری بسته factoextra در این نرم افزار صورت پذیرفت.
یافته ها و بحث
در مجموع تعداد 679 عدد حلزون در ایستگاه های نمونه برداری جمع آوری شد. نتایج درخت تبارشناختی و تعیین حدود گونه ای نشان داد که 37 سکانس بدست آمده متعلق به 10 OTU می باشند. نتایج آنالیز ANOVA تفاوت در فراوانی کل حلزون ها میان جنگل ها را معنی دار ارزیابی نموده است. فاکتورهای اصلی برای آنالیز CCA توسط PCA انتخاب شدند. CCA با استفاده از کلسیم کل، منیزیم کل و درصد رطوبت اشباع انجام شد و نتایج نشان داد آن ها رابطه مثبتی را با اکثر OTU ها و همچنین فراوانی حلزون ها داشتند. این فاکتورها نقش مهمی را در توزیع حلزون های خشکی زی ایفا می کنند. نیاز آن ها به کلسیم و منیزیم جهت بازسازی پوسته نیازی اساسی است. همچنین مناطق با خاک مرطوب تر زیستگاه های مطلوب تری را برای حلزون ها فراهم می کنند.
نتیجه گیری
در این پژوهش با در نظر گرفتن چند فاکتور کلیدی رابطه میان ویژگی های خاک و جامعه حلزون ها در بخش هایی از جنگل های هیرکانی مورد بررسی قرار گرفت و به ارائه یک ارزیابی کلی در مورد این ارتباط منتج شد. چنین مطالعاتی اطلاعاتی پایه ای را تولید می کنند که به توسعه یک شاخص زیستی بومی سازی شده بر پایه حلزون های خشکی زی ناحیه هیرکانی کمک می کند. استفاده از یک شاخص بومی در توسعه استراتژی های مدیریتی برای حفظ فون حلزون ها کاربردی است.
مقدمه و هدف: اضطراب و سطوح بالای آن علاوه بر مشکلات روانشناختی، می تواند بر مسائل آموزشی و تحصیلی دانش آموزان نیز تأثیرگذار باشد. این پژوهش با هدف پیش بینی اضطراب تحصیلی براساس طرحواره های شناختی ناسازگار و ادراک از محیط مدرسه در دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول انجام شد.روش شناسی پژوهش: پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول عالی شهر واقع در استان بوشهر در سال تحصیلی 1401-1400 بود. با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 234 نفر انتخاب شد و به ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب تحصیلی (ساراسون، 1957)، طرحواره ناسازگار فرم کوتاه (یانگ، 2005) و مقیاس ادراک از محیط مدرسه (جنتری و همکاران، 2002) پاسخ دادند. داده ها با روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره و نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که بین نمره کل ادراک از محیط مدرسه و هر یک از ابعاد آن با اضطراب تحصیلی دانش آموزان پسر همبستگی منفی و معناداری وجود دارد (05/0>P). این رابطه بین نمره کل طرحواره ناسازگار اولیه و هریک از ابعاد آن با اضطراب تحصیلی دانش آموزان پسر مثبت و معنادار بود (05/0>P). ضرایب رگرسیون به روش ورود همزمان نیز نشان داد 33 درصد واریانس اضطراب تحصیلی فراگیران براساس دو متغیر پیش بین قابل تبیین می باشد.نتیجه گیری: با توجه به نتایج ضرورت داد برنامه ریزان و کارشناسان حوزه روانشناسی و علوم تربیتی، به مسائل روانشناختی و نقش آن ها در عملکردهای تحصیلی دانش آموزان توجه مبذول دارند.
مقدمه: آسیبهای اجتماعی ازجمله مهم ترین موضوعات مطرح حال حاضر ایران هستند که ذهن متخصصان و دانشگاهیان را به خود مشغول کرده اند. پیامدهای آسیبهای اجتماعی گریبان گیر افراد و آحاد جامعه می شوند و حتی می توانند منجر به تهدید امنیت اجتماعی شوند. عطف به این نگرانی، در سال 1391 دومین همایش آسیبهای اجتماعی از جانب انجمن جامعه شناسی، با پذیرش 650 چکیده مقاله برگزار شد که از این میان، 93 مقاله در نُه جلد به چاپ رسیدند. لذا بررسی و ارزیابی مقالات چاپ شده در ابعاد مختلف هدف مطالعه پیش رو است. روش: مطالعه پیش رو از نوع مرور نظام مند و در واقع تحلیلی بر مقالات برگزیده و چاپ شده دومین همایش ملی آسیبهای اجتماعی در ایران است. جامعه آماری پژوهش مجموعه 9 جلدی مقالات چاپ توسط انجمن جامعه شناسی ایران و انتشارات آگاه است که به شیوه تمام شماری تمامی 93 مقاله مورد ارزیابی قرار گرفته اند. در این بررسی مطالعات از چندین نظر طبقه بندی شدند و از طریق تجمیع اطلاعات ارائه شده، تحلیل و تبیینهایی ارائه شده است. یافته ها: در این پژوهش تمامی مقالات از نظر سهم نویسندگان زن، مقطع تحصیلی، تخصصها و رشته های دانشگاهی، وابستگی سازمانی نویسندگان مقالات، میزان حمایت مالی دانشگاهی و سازمانی از مقالات، واحدهای مورد مطالعه در پژوهشها، توزیع جغرافیایی جامعه مورد مطالعه، روشهای تحقیق، تنوع و سهم هرکدام از آسیبهای مورد مطالعه، دیدگاه نظری غالب بر پژوهشها، عوامل محافظت کننده و عوامل خطرساز و درنهایت راهکارهای ارائه شده برای هرکدام از آسیبها، طبقه بندی شده اند. برای مثال یافته ها نشان می دهند که رشته های جامعه شناسی و آسیب شناسی اجتماعی بیشترین فراوانی (بیش از یک سوم) را در میان رشته ها دارا بودند. تنها سه مقاله برگرفته از طرحهای پژوهشی بودند که از حمایت مالی سازمانها یا دانشگاهها برخوردار بوده اند و همچنین اکثریت مطالعات (بیش از یک سوم)، شهر تهران را به عنوان منطقه جغرافیایی مورد پژوهش خود انتخاب کرده بودند. بحث: نتایج این پژوهش ضمن تأیید حضور متخصصان متعدد، حضور برخی از متخصصان نظیر پزشکان، مددکاران اجتماعی و متخصصان حوزه رفاه و ... را کمرنگ نشان می دهد و با توجه به سطح ملی همایش انتظار می رفت توزیع عادلانه تری از مناطق جغرافیایی مورد مطالعه را شاهد باشیم. حضور قابل توجه دانشگاهیان در همایش (بیش از دو سوم) را می توان از نکات قوت همایش دانست. موضوع روش شناسی مطالعات بیش از همه جای نقد دارد و بخش عمده مطالعات از نوع کمی (قریب به سه چهارم) هستند. این در حالی است که با توجه به ماهیت آسیبهای اجتماعی و همچنین چندلایگی و چندجانبه بودن این حوزه، مطالعات کیفی می توانند ابعاد ذهنی و عمیق تری از مسائل را آشکار سازند. نظریات مورداستفاده تا حد زیادی تکرار همان نظریات کلاسیک هستند و درنهایت جای خالی بسیاری از آسیبها و مسائل اجتماعی، همچون تمایل به زندگی مجردی، ازدواج سفید، روابط خارج از چارچوب زندگی زناشویی، مسائل جوانان، مدرک گرایی، جرائم یقه سفید، نزاع و خشونتهای خیابانی، پیامدهای ناشی از زندان و ... در تحقیقات قابل مشاهده است.
زمینه: مطابق با پژوهش های گزارش شده الگوهای ارتباطی والدین با نوجوانان در سلامت روان آن ها مؤثر است؛ همچنین بی ثباتی ها، تغییرات هیجانی و سطوح پایین ذهن آگاهی نیز با مشکلات مرتبط با سلامت روان، اضطراب، افسردگی و سلامت هیجانی در نوجوانان مرتبط است؛ در فرهنگ تربیتی غالب ایران، الگوهای بومی و منطبق با شرایط محلی برای تبیین روابط درون خانوادگی وجود ندارد؛ بنابراین نیاز به ایجاد یک الگوی بومی و مناسب احساس می شود.
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای الگوهای ارتباطی والدین با سلامت روان در نوجوانان با میانجی گری نظم جویی شناختی هیجان و ذهن آگاهی بود.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان 14 تا 17 ساله مشغول به تحصیل در پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی 1401-1400 بود. تعداد 314 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه تجدید نظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (کوئرنر و فیتزپاتریک، 2004)، پرسشنامه سلامت روانی (گلدبرگ، 1979)، پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجانی (گارنفسکی و کرایج، 2006) و پرسشنامه مهارت های ذهن آگاهی کنتاکی (بیر و همکاران، 2004) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و مدل یابی ساختاری در نرم افزارهای Amos نسخه 24 Spss نسخه 26 استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که در مسیر مستقیم بین الگوهای ارتباطی والدین و سلامت روان (05/0 >P) رابطه معناداری وجود دارد، همچنین در مسیر غیرمستقیم میان الگوهای ارتباطی والدین و نظم جویی شناختی هیجان (05/0 >P) و الگوهای ارتباطی والدین و ذهن آگاهی (05/0 >P) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. اما رابطه بین نظم جویی شناختی هیجان و سلامت روان (05/0 >P) و ذهن آگاهی و سلامت روان (05/0>P) رابطه منفی و معنادار برقرار است.
نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه می توان استنباط کرد که روابط مناسب در جامعه بر اساس روابط مناسب در خانواده شکل می گیرد و هر اندازه روابط درون خانواده مناسب تر باشد، خانواده و در پی آن جامعه از ثبات و استحکامی بیشتر برخوردار است. با توجه به اهمیت دو متغیر نظم جویی شناختی هیجان و ذهن آگاهی در الگوهای ارتباطی والدین و نقش تأثیرگذار آن بر سلامت روان نوجوانان، آموزش ها و کارگاه هایی که موجب ارتقای سلامت روان می شوند، برای برگزاری در مدارس تدوین گردند.
جنگ و صلح از مفاهیم کلیدی نظریه های روابط بین الملل به شمار می روند و تبیین نظام بین الملل با استفاده از مفاهیم جنگ و صلح همواره از اهمیتی ویژه برخوردار بوده است. رئالیسم و لیبرالیسم به عنوان دو رویکرد مهم نظریه پردازی در روابط بین الملل، با توجه به مبانی هستی شناسی خویش، دیدگاه متفاوتی در زمینه شکل گیری نظام بین الملل با محوریت جنگ یا صلح داشته اند.
اسلام نیز براساس مبانی هستی شناسی خویش و به عنوان دینی جهان شمول و همه جانبه، رویکردی خاص و متفاوت نسبت به روابط بین الملل و در نتیجه آن جایگاه جنگ و صلح در نظام بین الملل دارد و می تواند به عنوان آلترناتیو، دیدگاه نظریه های رئالیسم و لیبرالیسم را به چالش بکشد.
این پژوهش در پی بررسی تطبیقی جایگاه جنگ و صلح در نظریه اسلامی روابط بین الملل در مقایسه با دو رویکرد عام و فراگیر لیبرالیسم و رئالیسم به عنوان دو پارادایم مسلط نظریه پردازی در حوزه روابط بین الملل است.
فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که دو رویکرد رئالیسم و لیبرالیسم با مطلق گرایی در مبانی هستی شناسی خویش دو دیدگاه افراطی و تفریطی در ارتباط با مقوله جنگ و صلح در نظام بین الملل ارائه کرده اند که نظریه اسلامی روابط بین الملل با توجه به معقولیت و اعتدال در مبانی هستی شناسی خود مبرا از این ایراد است.
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و تحلیلی و ابزار گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
In both theory and practice, political participation is considered to be one of the most significant political challenges. The Qur'an is the main religious source that makes it possible for political explanations to be given in respect of such issues. This study aims to formulate the types of political participation in an illegitimate political system in order to identify acceptable types in the light of the teachings of the Qur'an. The hypothesis of this research, carried out with the method of thematic interpretation, is that from the Qur'anic perspective, in an illegitimate political system, diverse types of positive and negative participation are authorised, depending on the circumstances, from participation in power structures to conflicting with the aim of reducing or eliminating oppression. In this regard, seven types of positive and negative political participation in an illegitimate political system have been identified in the Qur'an; positive political participation such as criticism and objection, guidance through dialogue and debate, and participation through <em>taqīyah</em> (religious dissimulation); negative political participation such as non-cooperation, civil disobedience, declaration of aversion, and struggle and overthrow. Based on this, the article concludes that according to the Qur'an, various types of positive and negative political participation are permissible in confronting an illegitimate political system. The Qur'an describes the behavior of the prophets and Qur'anic figures in the confrontation with an illegitimate system as a wide range of minimal to maximal participation with the aim of eliminating oppression.