برای زنان مبتلا به سرطان سینه دنیای مجازی به مکانی تبدیل شده است که در آن با تعامل و گفتگو هویت جدید خود را کشف می کنند؛ بنابراین، این پژوهش میان زنان مبتلا به سرطان سینه در بیمارستان های شهید قاضی و بین المللی تبریز به صورت کیفی و بر پایه راهبرد نظریه زمینه ای با گروه نمونه 20 نفر انجام شده است. هدف، بررسی این مسئله است که زنان مبتلا به سرطان سینه در فرایند درک و تجربه بیماری خود چگونه از شبکه های جدید اطلاعاتی استفاده می کنند. نتایج پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق با گروه نمونه و با ارائه چهار مقوله تجربه و تعریف بیماری، هویت بیمار آگاه و توانمند، پارادوکس شبکه های اطلاعاتی و معنابخشیدن به هویت خود در فضای مجازی، نشان می دهند شبکه های جدید اطلاعاتی ازجمله اینترنت به طور فزاینده ای در حال تبدیل شدن به عرصه ای هستند که زنان مبتلا به سرطان سینه در آنها اطلاعاتی درباره بیماری شان دریافت می کنند. همچنین روایت های خود را درباره سرطان سینه به وجود می آورند و آن را به منبعی برای حمایت های احساسی، عاطفی و هویتی تبدیل می کنند. زنان مبتلا به سرطان سینه به طور عمیق به تعریف هویت خود و توانمندسازی علاقه مندند و برای این منظور از اینترنت به منزله عرصه ای برای خلق اشکال جدید دانش، آگاهی و عاملیت درباره بیماری استفاده می کنند.
امروزه گسترش شهرها و روستاها سبب تسلط بیشتر انسان بر محیط زیست شده است، این امر سبب وقوع تغییرات محیطی بسیاری شده است. هدف از این پژوهش بررسی تغییر زمانی و فضایی چهار شهر ساحلی استان خوزستان (بندر امام خمینی (ره)، بندر ماهشهر، آبادان و خرمشهر) با به کارگیری سنجه های آمایش سرزمین طی دوره 20 ساله 2018-1998 برای تعیین دقیق الگوی مکانی –زمانی تغییرات می باشد. روش تحقیق حاضر کمی بوده و منطق حاکم بر آن استقرایی است. برای استخراج نقشه پوشش اراضی داده ها از طریق تصاویر ماهواره ای حاصل از ماهواره لندست متعلق به دوسال 2018 و 1998 که توسط سنجنده های OLI و MSS5 برداشت شده است، تصاویر در چهار طبقه اصلی مسکونی (شهر)، مناطق دارای پوشش گیاهی، زمین های مرطوب (رودخانه) و بایر دسته بندی شدند. پس از تهیه نقشه های پوشش سرزمین از نرم اف زار Fragstats و TerrSat جهت استخراج سنجه های سیمای س رزمین در دو س طح ک لاس و س یما اس تفاده ش د. نتایج تحقیق نشان می دهد که شهر آبادان در سیمای سرزمین دارای الگوی Aggregation, Attrition و Dissection در شهر بندر امام خمینی (ره) Aggregation, Attrition خرمشهر دارای Creation, Attrition و Dissection و در بندر ماهشهر سه شاخص Creation, Attrition و Aggregation مشاهده می شود. همچنین در هر چهار شهر مورد بر مساحت مناطق مسکونی در بازه زمانی افزوده شده است.
در دهه های اخیر،توانمندسازی در مطالعات محققان سکونتگاههای غیر رسمی مفاهیم مختلفی را در بر گرفته است. در این مقاله با توجه مفهموم روانشناختی توانمندسازی به بررسی وضعیت سرمایه روانشناختی در جهت توانمندسازی در سه گونه متفاوت(باندبازی و هجوم، پیشینه روستایی، تفکیک اراضی کشاورزی) از سکونتگاههای غیر رسمی شهر رشت پرداخته شده است.روش تحقیق مقاله حاضر، در مرحله ادبیات و مبانی نظری تحقیق، روش توصیفی و تحلیلی و با ابزار گردآوری داده: مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است، در ادامه با روش مشاهده، پرسشنامه در بستر مطالعات میدانی در سطح سه گونه سکونتگاه غیر رسمی مورد نظر اقدام به بررسی و پیمایش محیط شده است. تحقیق حاضر به کمک 32 سئوال بسته مورد سنجش قرار گرفت و برای امتیاز دهی آن از طیف پنج قسمتی لیکرت استقاده شده است. متغیرهای تحقیق حاضر عبارتند از: خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی، و تاب آوری ساکنان در مسایل مرتبط با توانمندسازی چون کیفیت مسکن، فرصت اشتغال، فرصت های آموزشی، ...در قالب گویه های مناسب عملیاتی شده است. در تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPPS با توجه به هدف تحقیق از آزمون تحلیل واریانس فیشر (F-TEST) و آزمون تعقیبی توکی( Tukey ) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در سکونتگاههای غیر رسمی گونه دوم (سکونتگاههای غیر رسمی با پیشینه روستایی) منابع انسانی این سکونتگاهها از نظر سرمایه روانشناختی در وضعیت مطلوبتری تا دو گونه(باز تقسیم و تفکیک زمینهای کشاورزی و تصرف خرنده و باند بازی) دیگر قرار دارند.
فضاهای سبز شهری مانند باغ و پارک، در انطباق با شرایط اقلیمی می توانند به عنوان منظر پایدار، موجب کاهش آلودگی زیست محیطی شوند. ازجمله این فضاها می توان به باغ های تاریخی ایران زمین اشاره نمود. هدف این پژوهش دستیابی به ضوابط و معیارهای طراحی باغ های ایرانی مناطق گرم و خشک بوده که بتوانند در هماهنگی با ضوابط امروز در طراحی منظر و محیط های پایدار به کار گرفته شوند. روش تحقیق اتخاذشده در این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی با استخراج داده ها از نمونه باغ های چهل ستون و هشت بهشت در شهر گرم و خشک اصفهان است. با بررسی راهبردهای اقلیمی در باغ های انتخابی میزان پاسخگویی آن ها به اهداف اقلیمی ارزیابی گشته و نشان می دهد که مؤلفه های اقلیمی از عوامل مؤثر در طراحی الگوهای کالبدی و عناصر تشکیل دهنده باغ های ایرانی در مناطق گرم و خشک می باشند.
هدف این مقاله طرح و اشاره به وجود دو نوع معیار، برای سنجش و دسته بندی مراکز و زندگی شهری به روایت قرآن کریم با استفاده از روش تحلیل محتوای متن است. در بخش نخست، شواهدی پیرامون تفکیک انواع مختلف اسکان جمعی و انعکاس این سلسله بندی از مراتب شهرنشینی در قرآن ارایه و مثالهایی از اشاره به این معیارهای کمی مدنی ارایه میگردد؛ در بخش دوم، از طریق بررسی ویژگیهایی که در تفکیک این نقاط جمعیتی مؤثر افتاده اند برخی از معیارهای بنیانی و سنجه های کیفی زیربنایی که زندگی شهری در جهان اسلام را شکل داده و در روند شکل گیری شهرهای آن مؤثر افتاده اند، پیشنهاد و معرفی میشوند.
درحالی که بخش بزرگی از یادگیری خارج از فضای آموزشی اتفاق می افتد، پژوهش های کمی به میزان و نوع فعالیت های زبان آموزان در خاج از کلاس پرداخته اند. این مطالعه برآنست تا میزان تماس خارج از کلاس زبان-آموزان ایرانی با محتوای خوانداری، شنیداری، و صوتی تصویری انگلیسی را بررسی کرده و رابطه آن با دانش واژگان زبان آموزان را بسنجد. به این منظور 88 دانشجوی سال اول کارشناسی رشته آموزش زبان انگلیسی به سوالات یک آزمون دانش واژگان و پرسشنامه پاسخ دادند. پایایی هر دو ابزار نیز محاسبه و تایید شد. نتایج حاکی از این بود که زبان آموزان بیشترین زمان را به تماشای محتوای انگلیسی اعم از فیلم، سریال، و ویدیو های اینترنتی اختصاص می دهند و گوش دادن و خواندن در جایگاه های بعدی قرار می گیرند. نتایج همبستگی پیرسون نیز نشان داد که تماشا کردن و گوش دادن به محتوی انگلیسی با دانش واژگان زبان آموزان همبستگی مثبت دارد. همچنین مشخص شد که عدم استفاده از زیرنویس و استفاده از زیرنویس انگلیسی در حین تماشا کردن دارای همبستگی مثبت با دانش واژگان زبان آموزان است. برای خواندن متون و استفاده از زیرنویس فارسی اثر معناداری یافت نشد. یافته های این مطالعه نشان دهنده محبوبیت و پتانسیل رسانه های صوتی تصویری برای گسترش واژگان و حاکی از اهمیت استفاده برنامه های آموزش زبان از این ابزار و همچنین تشویق و هدایت زبان آموزان به استفاده گسترده از آن است.
یکی از مهم ترین برنامه های کلان برای احیاء تمدن اسلامی و خروج جهان اسلام از وضعیت عقب ماندگی و انحطاط تمدنی، پروژه ی «ایدئولوژیک کردن اسلام» بوده است. برنامه ای که اجمالا با رویکرد سیدجمال به اسلام و جهان اسلام، آغاز شده و به وسیله ی شاگردان او پی گرفته شده است. در این رویکرد، اسلام مهم ترین ابزار پیشرفت جامعه عرب در صدر اسلام معرفی شده که توانسته است در مدت کوتاهی تمدن اسلامی را به وجود آورد. ابزاری که می توان با به کارگیری مجدد آن، بار دیگر جهان اسلام را به اوج ترقی رساند. رویکردی که دو روشنفکر مشهور جهان اسلام، دکتر علی شریعتی در فضای شیعه و سید قطب در فضای اهل سنت، مشهورترین منادیان آن هستند. رویکردی جدید به دین و تفسیری جدید از قرآن که با تفسیر علمای سنتی در حوزه های علمیه شیعه و اهل سنت کاملا متفاوت است. با توجه به نفوذ گسترده این رویکرد در میان قشر دانشگاهی در فضای جهان اسلام، این رویکرد سبب اقبال بیشتر افراد جامعه به دین و علی الخصوص بُعد تمدن سازی آن شد؛ اما علی رغم این نقطه ی مثبت، این اندیشه سبب شکل گیری گروه های سیاسی و جهادی، چون اخوان المسلمین، طالبان، القاعده، داعش و ... در فضای اهل سنت، و گروه هایی چون سازمان مجاهدین خلق و فرقان و .. در فضای شیعه شده است. در این نوشتار سعی شده است که با تحلیل مبانی این دیدگاه، ظرفیت های تمدنی آن و خطرات ویرانگر این رویکرد به دین و علی الخصوص قرآن کریم بررسی شود.
منظومه های عاشقانه بخش وسیعی از ادبیات غنایی فارسی را تشکیل داده اند. گسترش این حوزه ی ادبی در عصر صفوی، به ویژه در شبه قاره بسیار چشمگیر است؛ کتابخانه ی مرکزی آستان قدس رضوی به عنوان یکی از کهن ترین و غنی ترین کتابخانه های ایران محافظت و نگهداری بخش عظیمی از این آثار را بر عهده دارد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی منظومه های عاشقانه ی فارسیِ عصر صفوی، اعم از نسخه های خطی و چاپی این کتابخانه پرداخته است. نتایج حاصل از مطالعه و تحلیل آثار، حاکی از آن است که منظومه سرایان این دوره در نظم داستان های خود، در مقایسه با آثار مشابهِ دوره های گذشته (آثار نظامی و جامی) تمایل بیشتری به ایجاز و خلاصه گویی و خلق منظومه های کوتاه تر داشته اند؛ گرچه بیشتر منظومه های تألیف شده در ایران و شبه قاره در ساختار کلی، ویژگی های لغوی و برخی بن مایه های داستانی مشابهت دارند، ولیکن در حجم و اندازه، دیباچه، ریشه های فرهنگی، نوع شخصیت ها و عنصر پایان بخشِ داستان ها اختلافات چشمگیری دارند.
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر انعطاف پذیری کنشی در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی شهر بجنورد در سال 1398بودند که بااستفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایشی و یک گروه کنترل(هرگروه 15زن) قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های اضطراب اجتماعی ترنر وهمکاران (1989) و انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون(2003) استفاده شد. روش پژوهش آزمایشی باطرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. گروه های آزمایشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(8 جلسه 90دقیقه ای) و پذیرش وتعهد(8 جلسه 90دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد، هر دو درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر افزایش انعطاف پذیری کنشی در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی اثربخش بودند(0.01p <) و بین اثربخشی درمان های شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش وتعهد بر افزایش انعطاف پذیری کنشی در زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، تفاوت معناداری وجود نداشت(0.05p>). بنابراین می توان از این درمان درجهت افزایش انعطاف پذیری کنشی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بهره برد.
این مقاله به بررسی رابطه مسئله حجاب و نگرش دختران دانشجو نسبت به ارزش های سیاسی جمهوری اسلامی ایران اختصاص دارد. و به این پرسش می پردازد که نگرش دختران دانشجو درباره ی حجاب تا چه اندازه با نگرش آن ها نسبت به ارزش های سیاسی نظام جمهوری اسلامی همبستگی مثبت یا منفی دارد. و این فرضیه را به آزمون می گذارد که برخلاف انتظار، نگرش دختران دانشجو نسبت به مسئله حجاب ارتباط چندانی با نگرش آن ها نسبت به ارزش های سیاسی بنیادین جمهوری اسلامی ندارد. مدل این پژوهش بر اساس چارچوب نظری پیر بوردیو است و این نتیجه از پژوهش حاصل شده است که هرچند نگرش دختران دانشجو نسبت به حجاب نوعی مخالفت باارزش های سیاسی جمهوری اسلامی نیست امّا این دختران با بسیاری از ارزش ها و سیاست گذاری های جمهوری اسلامی مخالف هستند.
اجماع مرکب از جمله ادله فقهی است که استناد بدان در فقه و اصول فقه به نحو گسترده رواج دارد. در این نوع از اجماع که برای نفی اقوال در یک مسئله به کار می رود، بنای استدلال بر وجود دو یا چند قول در همان مسئله قرار دارد. در عین فراگیری اجماع مرکب، مبانی و ضوابط آن به درستی مورد بحث قرار نگرفته و ریشه ها و تحولات آن مورد کندوکاو واقع نشده است. این نوع از اجماع که صورت هایی همچون نفی قول ثالث و عدم قول بالفصل را به خود می پذیرد، به رغم تعریفش اغلب در راستای تعمیم احکام مورد استفاده قرار می گیرد و نه نفی آن ها. عمده موضوعات مرتبط به اجماع مرکب در کتب اصولی اهل تسنن و به ویژه کتاب هایی که در سنت متکلمان نوشته شده، متولد و شکوفا گردیده و از قرن چهارم به بعد در فقه و اصول کاربرد یافته است. شیعیان نیز این بحث را با رویکرد ویژه شیعی به مسئله اجماع در کتب علم اصول وارد کرده و در استدلال های فقهی و اصولی از آن بهره گرفته اند.
یکی از چالش های اصلی فعالیت های مولد اقتصادی در کشور، محدودیت دسترسی به منابع مالی علیرغم بالا بودن سطح کل نقدینگی کشور و همچنین ظرفیت های بین المللی در حوزه تأمین مالی است. این وضعیت از هدایت نقدینگی و اعتباری ناقص و غیرمؤثر حکایت دارد. یکی از ابزارهای مؤثر هدایت نقدینگی داخلی و خارجی به فعالیت های مولد اقتصادی، صکوک هستند که توسط کشورهای اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. این مطالعه به این موضوع می پردازد که آیا تأمین مالی از طریق صکوک بین المللی بر رشد کشورهای اسلامی تأثیر معنادار داشته است؟ که بتوان از این تجربه در راستای تأمین مالی فعالیت های مولد کشور استفاده کرد. در این راستا کشورهای حاشیه خلیج فارس طی دوره زمانی 2001-2020 با استفاده از رویکرد رگرسیونی داده های ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهند که انتشار صکوک تأثیر معناداری در رشد اقتصادی کشورهای مورد بررسی داشته و در صورت برنامه ریزی و سیاست گذاری صحیح این ابزار در ایران نیز می توان راهگشا باشد.
پیشرفت های فناورانه اخیر، تولید فیلم هایی که «جعل عمیق» نامیده می شوند را با استفاده از تعویض صورت انسان آسان کرده است. جعل عمیق، محصول برنامه های هوش مصنوعی (AI) است که با ادغام، ترکیب، جایگزینی و قرار دادن تصاویر و کلیپ های ویدئویی، ویدیوهای جعلی و به ظاهر معتبر را ایجاد می کنند. کاربرد گسترده و مخرب این فناوری از یک سو و سهولت استفاده از این فناوری سبب شده است که برخی از آن برای اهداف نامشروع و غیر قانونی بهره گیرند. نمونه های اولیه جعل عمیق برای اهداف سیاسی و یا سرگرمی عمومی به کار گرفته می شد لیکن در آینده به احتمال زیاد بیشتر برای انتقام جویی های شخصی و سیاسی، تبلیغات سیاسی غیر واقعی به کار گرفته شود. آثار مخرب مذکور ضرورت جرم انگاری استفاده سوء از آن را برجسته می کند. برخی از کشورها مانند ایالات متحده تصویب قوانین مبارزه با جعل عمیق در سطح ایالتی و سپس فدرال را آغاز کرده اند. در اتحادیه اروپا، سه کشور (فرانسه، آلمان و اسپانیا) مقرراتی ملی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با این حوزه مرتبط است را تصویب نموده اند. در ایران، طبق قانون جرایم رایانه ای، انتشار ویدیوی جعلی می تواند نشر اکاذیب به شمار آمده و چنانچه محتوای آن موجب هتک حیثیت اشخاص گردد، ذیل این عنوان نیز قابلیت تعقیب خواهد داشت. در صورتی که محتوای تولید و انتشار یافته از طریق جعل عمیق، مستهجن باشد، می تواند بر عنوان حدی «قذف» نیز قابل تطبیق باشد.
Experiences from urban development plans and assessments of their concrete and tangible results in the past decades indicate lack of adequate success of our urbanization system to responding needs of our citizens. This has resulted in need to find a fundamental solution to transforming the centralized system into decentralized. Recent changes in regard to a change of approach from master plan to strategic planning has resulted in an increased sensitivity with regard to enhancement of urban management in addition to the opinion that strategic planning is not in itself a credible replacement for technocratic master planning (top-down) and is not on its own sufficient for sustainable development. In this article, we employ methods of actualization and content analysis to compare the common features of two issues in Iran and subsequently, with an emphasis on correction of structure of urban management system, the concepts of participation of citizens, government, private sector and civic society and enhancement of “good urban governance” with “strategic planning approach” are discussed as keys to the question of solid development.“Public participation in decision-making, accountability, equity and efficiency”, defines both fundamental principles of good urban governance and characteristics of strategic planning and is essentials of a constant environmental, social and economic development.
مقدمه: کودکان و نوجوانان می توانند «سفیر سلامت افراد یک جامعه باشند». چنانچه براساس شرایط و مسائل مختلف عمل معارض با قانون را مرتکب شدند، باید در نحوه رفتار با ایشان مسائل و شرایط خاص نیازهای سنی شان را درنظر گرفت. مدیریت کانون های اصلاح و تربیت و رفتار با نوجوانانی که در کانون نگهداری می شوند در بازپروری و بازگشت ایشان به جامعه و همچنین کاهش ارتکاب جرم نقش موثری دارند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مهمترین مشکلات و چالش های موجود در مدیریت و نحوه رفتار با کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت ایران و ارائه راهکارهایی برای دستیابی به وضعیت مطلوب است. روش : پژوهش در دو مرحله با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. در مرحله اول برای شناسایی وضعیت مطلوب استانداردهای بین المللی و قوانین، دستورالعمل ها و استانداردهای داخلی تحلیل محتوای کیفی شناسایی شده اند، همچنین یک مدل برتر بین المللی (مرکز خدمات جوانان میسوری) شناسایی و تحلیل شد. در مرحله دوم برای تبیین وضعیت موجود پژوهش های مرتبط داخلی، مصاحبه ها، گزارش ها، فیلم ها و مستندهای منتشر شده در وب شناسایی و تحلیل محتوای کیفی شده اند. یافته ها: مقوله های کارکنان، تفکیک و طبقه بندی، محیط، آموزش، تفریح و سرگرمی، دین، بهداشت و درمان، ارتباط با خانواده و جامعه، موارد انضباطی، بازرسی و شکایت، بازگشت به جامعه، آگاهی و کرامت انسانی از تحلیل محتوای کیفی استانداردهای داخلی و بین المللی و تطبیق آنها با یکدیگر شناسایی شدند. 13 ویژگی اصلی مدل مرکز جوانان میسوری، باورها و فلسفه زیربنایی مدل و رویکرد آن شناسایی و ارائه شد. بحث: تطبیق وضعیت مطلوب با وضعیت موجود مشکلات عمده ای که در مدیریت کانون های اصلاح و تربیت ایران وجود دارد را مشخص نمود. نتایج نشان داد که علاوه بر مشکلاتی که در مدیریت کانون اصلاح و تربیت و رفتار با مددجویان است برخی از مشکلات مربوط به قبل از ورود به کانون و برخی بعد از خروج از کانون است. مهمترین مشکلات موجود در مدیریت کانون اصلاح و تربیت و رفتار با مددجویان همراه با راهکارهای رفع آن ارائه شده است.
This paper is going to assess the feasibility of the second wave of Arab revolutions in Saudi Arabia and the United Arab Emirates. A decade after the beginning of the Arab revolutions, the question of the possibility of another wave of revolutions, especially in the Arabian Peninsula, is a serious question. Another question is what changes will take place in the geopolitics of the region in the event of the second wave of the Arab revolutions in the countries of the Arabian Peninsula? These questions are difficult to answer, but it is clear that the countries of the peninsula cannot be categorized as one. Transition in the global geopolitical structure, internal variables affecting the geopolitics of these countries, their different positions for world powers, the high volume of trade between the two countries with economic poles, the position of non-indigenous forces in these countries on the one hand and the intervention of foreign forces in the region and trans-regional power shifts on the other hand are all variables that determine the possibility or impossibility of revolution in these countries. Given these variables, the hypothetical answer is that revolution is unlikely in some Arabian Peninsula countries, but possible in others, including Saudi Arabia. In order to test the hypothetical answer, in this article we examine the variables that encourage and deter the revolution in Saudi Arabia and the UAE and evaluate the impact of each of them on geopolitical changes.
هدف اصلی این تحقیق طراحی الگوی صادرات شرکت های کوچک و متوسط بر مبنای رویکرد رفتاری مدیران در ایران می باشد. برای آزمون الگوی مفهومی نیز از دو رویکرد روش شناختی کیفی و کمّی بهره گرفته شد. به طوری که در رویکرد کیفی از روش دلفی توسط گروه خبره با ترکیبی از کارشناسان مرکز مطالعات و پژوهش های بازرگانی و دانشگاهی و در رویکرد کمّی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری تحقیق عبارت است از تمامی صادرکنندگان منتخب استانی کشور که در سال 1395 از سوی سازمان توسعه تجارت ایران در قالب 3 گروه کشاورزی، صنعت و معدن و خدمات و محصولات با فناوری بالا برگزیده شده اند. تعداد 200 نفر به عنوان نمونه تحقیق از روش نمونه گیری طبقه ای از مدیران صادرات شرکت های فوق الذکر انتخاب شدند و مورد پرسش قرار گرفتند. روابط بین متغیرها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر این است که رویکرد مدیریت بین الملل باعث تقویت رفتارهای کارآفرینی مدیران (کنش گرایی و ریسک پذیری) می گردد. در نتیجه شرکت های کوچک و متوسط با وجود بهره مندی از مدیرانی با ویژگی های کارآفرینی قادر به افزایش صادرات می گردند.
هدف این پژوهش ارائه مدل هزینه های نمایندگی و شبیه سازی این هزینه ها برای شرکت پتروشیمی شیراز در یک دوره 100 ماهه است. به منظور تدوین مدل هزینه های نمایندگی، ابتدا با روش شناخت تاریخی در چارچوب مطالعات کتابخانه ای، به استخراج متغیرها، مکانیسم ها و روابط موجود بین آن ها پرداخته شد. سپس با استفاده از نرم افزار ونسیم دی اس اس مدل کلی و کاربردی در خصوص شبیه سازی هزینه های نمایندگی مدیر- مالک برای شرکت پتروشیمی شیراز ارائه و اجرا گردید. با اجرای مدل تدوین شده، مشخص گردید که هزینه های نمایندگی شرکت مورد بررسی در طی 100 ماه پیوسته افزایش خواهد یافت. لذا، جهت کاهش هزینه ها، سیاست های متعددی وضع گردید. این سیاست ها عبارتند از: اعطای مالکیت سهام (به عنوان پاداش) به مدیر، افزایش بدهی و کارایی هیئت مدیره. نتایج نشان داد که هر یک از سیاست های مذکور به تنهایی و به صورت ترکیبی می تواند به صورت قابل توجهی هزینه های نمایندگی را کاهش دهند. معرفی نگرش سیستمی در پژوهش های حوزه حسابداری به طور ویژه هزینه های نمایندگی مدیر-مالک نوآوری این پژوهش است.
پژوهش حاضر، پژوهشی میان رشته ای و در راستای کاربردی سازی فلسفه از طریق همکاری آن با روان شناسی و ادبیات است. در این پژوهش به امید در آرای دو متفکر بزرگ پرداخته شده است؛ مولانا، عارف و ادیب مسلمان و گابریل مارسل، فیلسوف اگزیستانسیالیست مسیحی. هدف از این پژوهش، ارائه بن مایه هایی برای کار مشاوران فلسفی و روان درمانگران است. به همین سبب، دیدگاه ریچارد اسنایدر نظریه پرداز و بنیانگذار امیددرمانی در روان شناسی معاصر نیز در پژوهش حاضر معرفی شده است تا امکان نزدیک کردن آرای مولانا و مارسل در باب امید، به مباحث مورد توجه امید درمانی، فراهم آید و از تشابهات به دست آمده برای کار مشاوران فلسفی استفاده شود. بر اساس یافته های پژوهش، امیدی که مولانا از آن سخن می گوید، امیدی روشن و هدایتگر است که اگر از آن استفاده به جا شود، می تواند به یک صفت اخلاقی مثبت در انسان تبدیل شود؛ امیدی که برخواسته از نیاز انسان به خداوند است و همواره در جهت پیشرفت معنوی انسان، راهگشا خواهد بود. مارسل نیز امید را ابزاری برای ایمان و تقرب به وجود اعلی می شمارد که سبب آمادگی معنوی فرد در جهت خدمت به دیگر انسان ها می شود. این آمادگی معنوی، انسان را از دام جهان درهم شکسته ای که مارسل از آن سخن می گوید، رهایی می بخشد. با مقایسه نظریه امید اسنایدر و دیدگاه مولوی در باب امید، به وجوه تشابه میان دیدگاه آنان در مؤلفه های امید دست می یابیم. بررسی نظریه امید اسنایدر و دیدگاه مارسل در باب امید نیز تشابه فکری این دو متفکر را در باب نقش حیاتی امید در زندگی، نشان می دهد.