پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش تکانشگری و رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم انجام شد. روش پژوهش آزمایشی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل همه ی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر شهرکرد در سال تحصیلی 96 - 1395 بود که به صورت نمونه گیری تصادفی 32 نفر انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برنامه درمانی رویکرد پذیرش و تعهد در طی 8 جلسه و هر جلسه به مدت 90 دقیقه (هفته ای 2 بار) به صورت گروهی بر روی گروه آزمایش انجام شد؛ در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخله درمانی را دریافت نکردند. هر دو گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از اجرای روش درمانی، پرسشنامه تکانشگری (بارت و همکاران، 1995) و آزمون رفتارهای پرخطر (رشید و مارابی، 1391) را تکمیلی کردند. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش تکانشگری (تکانشگری حرکتی، تکانشگری شناختی و عدم برنامه ریزی) و رفتارهای پرخطر (رفتار جنسی ناایمن، خشونت، مصرف مواد) دانش آموزان دختر تأثیر معنی داری دارد (05/ 0 P < ). با استناد به یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد یک روش مناسب برای کاهش تکانشگری و رفتارهای پرخطر دانش آموزان دختر می باشد.
بررسی بهزیستی در افراد و عوامل تأثیرگذار بر آن از دیرباز ازجمله مسائل موردعلاقه محققان حوزه های علوم روانشناسی، علوم رفتاری و اجتماعی و به تازگی محققان مدیریت و نوآوری بوده و تئوری ها، چارچوب ها و مدل های فراوانی در این زمینه ارائه شده است. در این میان استراتژی بازارگرایی و نوآوری محیط زیستی در شرکت از جمله عواملی است که تأثیر آن بر بهزیستی کمتر مورد تحقیق و تفحص قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی اثر بازارگرایی بر بهزیستی در شرکت های دانش بنیان انجام شده است که دراین ارتباط بر نقش میانجی گری نوآوری های محیط زیستی نیز تأکید شده است. جامعه هدف این پژوهش از دو گروه مشتریان و مدیران و کارکنان شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران که در حوزه نوآوری های محیط زیستی فعالیت دارند، تشکیل شده است. روش نمونه گیری برای گروه اول، روش در دسترس و برای گروه دوم، روش تصادفی ساده بوده است. برای جمع آوری داده از پرسشنامه استفاده شده و روش تحلیل داده ها مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS 3.0 بوده است. مطابق نتایج پژوهش، مشتری گرایی و رقیب گرایی از طریق نقش میانجی گری نوآوری محیط زیستی بر بهزیستی تأثیر مثبت دارد و هماهنگی بین وظیفه ای هیچ تأثیری بر نوآوری محیط زیستی و در نتیجه بر بهزیستی ندارد.
آسیب مغزی تروماتیک یکی از انواع آسیب های مغزی اکتسابی است. افراد مبتلا به این نوع آسیب مغزی اغلب در مهارت های ارتباط اجتماعی آسیب دیده هستند. یکی از نمودهای شکست در ارتباط اجتماعی، وجود نقص یا آسیب در سطح رفتارهای پیرازبانی است که آسیب دیدگی فرد در این سطح بر ارتباط وی با همکاران تأثیر سوء برجای می گذارد. با توجه به اهمیت بررسی رفتارهای پیرازبانی و وجود خلأ پژوهشی در این زمینه، هدف از انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی بررسی رفتارهای پیرازبانی در تعامل خودانگیخته با 4 مرد بزرگسال مبتلا به آسیب مغزی تروماتیک و 4 مرد بزرگسال سالم بود. هر دو گروه براساس سن و تعداد سال های تحصیلات همگن شدند. این پژوهش به لحاظ زمانی، مقطعی و به لحاظ ماهیت کاربردی است و رفتارهای پیرازبانی موردبررسی عبارت بودند از: وضوح گفتار، نوای گفتار، شدت صوت، زیر و بمی صوت و روانی گفتار. تحلیل داده ها براساس آزمون ناپارامتری یومن ویتنی نشان داد بین افراد بیمار و سالم در همة رفتارهای پیرازبانی بررسی شده صرف نظر از نوع رفتار، تفاوت معنا دار وجود داشت. با درنظر داشتن یک یک متغیرهای پیرازبانی یافته ها نشان داد بین عملکرد گروه بیمار و سالم در شدت صوت، زیر و بمی و نوای گفتار تفاوت معنا دار وجود داشت و در وضوح گفتار و روانی گفتار تفاوت معنا داری بین عملکرد گروه بیمار و سالم مشاهده نشد. باوجود نبود تفاوت معنادار بین دو گروه در دو رفتار یادشده، میانگین عملکرد افراد سالم در این رفتارها بیشتر از میانگین عملکرد افراد بیمار بود. نتیجة کلی حاصل از انجام پژوهش این بود که رفتارهای پیرازبانی در افراد مبتلا به آسیب مغزی تروماتیک آسیب دیده بودند و در کنار توجه به سایر اختلالات رفتاری، هیجانی، و زبانی، باید به ابعاد پیرازبانی ارتباط در این افراد به ویژه در سطح آسیب مغزی شدید توجه داشت و ابتدا، این رفتارها را در آن ها آسیب شناسی کرد وسپس نسبت به درمان آسیب های پیرازبانی اقدام کرد.
زیرساخت های آبی کشور مراکش همانند بسیاری دیگر از کشورهای منطقه به ویژه نواحی مسلمان نشین شمال آفریقا و خاورمیانه، شبکه هایی پیچیده و پیوند خورده با وجوه مختلف زندگی مردم را به نمایش می گذارد. امروزه هنوز شبکه های آبی در منظر شهرهای مراکش نقش پررنگی ایفا می کند و چشمه های آب با فرم و دستورالعملی یکسان در نقاط مختلف شهرهای شفشان، تطوان، طنجه، فاس و مکناس نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند. کشف نحوه و چرایی بروز ویژه زیرساخت آبی در شهرهای مراکش سؤالی است که این پژوهش با تکیه بر مطالعات میدانی و توصیف و تحلیل مشاهدات میدانی در کنار بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، تلاش می کند پاسخی برای آن بیابد. بازدید از شهرهای مراکش و تأمل در ارتباط چشمه های آب با ساختار شهر و توپوگرافی آن نشان می دهد که چشمه های آب (محل مظهر آب) به عنوان آخرین حلقه از زیرساخت آبی در شهرهای مراکش تنها نقش عملکردی و تأمین آب شهر را بر عهده ندارد. تحلیل یافته های مشاهدات و قیاس آن ها باهم نشان داد که این مؤلفه های شبکه آبی منطبق بر توپوگرافی بستر شهر نقطه ثقل شکل گیری تأسیسات عمومی شهر، مراکز شهر و محلات و در لایه بعد در شکل گیری و سازمان دهی بافت های مسکونی به شمار می رود. این مؤلفه ها در کاربری های مهم شهری ه مچون مساجد، زاویه ها، حمام ها و ... در مراکز مهم شهر، مراکز محلات، ورودی بازار، ورودی های شهر و گشودگی های درون بازار حضور گسترده ای دارند. نتایج تحقیق همچنین نشان می دهد که علاوه بر نقش های تعیین کننده کالبدی در سازمان فضایی شهر، چشمه های آب با دستورالعمل زیباشناسی ویژه و فرم محراب گون در پیوند با ذهنیت و آیین های آشنای مردم مراکش نقشی هویتی و فرهنگی را در شهرهای مراکش بازی می کند. مقایسه و سنجش نتایج مشاهدات میدانی در مدینه شهرهای مراکش و مشاهدات میدانی از بقایای شهر رومن وولیبیلیس در کشور مراکش به عنوان الگوی شهرسازی در این کشور، نحوه حضور چشمه ها، در سطح شهرهای مراکش که برگرفته از آیین های بومی و یا سنت های رومن جاری در شهرهای رومن منطقه شمال آفریقا بوده است را پاسخ می دهد.
مقدمه: پرورش خلاقیت یکی از اهداف اساسی هر نظام آموزشی است که یکی از متغیرهای مرتبط با خلاقیت، هیجان اندیشه است. هدف مطالعه حاضر تبیین الگوی خلاقیت بر اساس هیجان اندیشه با میانجی گری هوش تجربی در دانش آموزان متوسطه دوم بود. روش کار: روش پژوهش حاضر، توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر رشت که در سال تحصیلی 98-97 در مدارس دولتی مشغول به تحصیل (به تعداد 1000 نفر) بود. 249 نفر بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای، به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سنجش خلاقیت، هیجان اندیشه و آزمون مکعب های Kohs استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS-23 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد خلاقیت با همه متغیرها دارای ضریب همبستگی مثبت و معنادار است. هوش تجربی نیز با همه متغیرهای هیجان اندیشه بجز متغیر جنب و جوش رابطه معنادار دارد (01/0P<). نتایج تحلیل مدل نشان داد که هوش تجربی در رابطه بین هیجان اندیشه با خلاقیت به صورت جزئی نقش میانجی دارد (001/0P<). نتیجه گیری: هوش تجربی رابطه بین هیجان اندیشه و خلاقیت را به صورت جزئی میانجی گری نمود. در نتیجه می توان در دانش آموزان با پرورش خلاقیت در مدرسه هوش تجربی آنها را ارتقا داد که این امر خود منجر به هیجان اندیشه بیشتر می شود.
سبک هندی یا اصفهانی سرشار از مضامین متنوع وتصویرهای رنگارنگ است. یکی از این شاعران توانمند تصویر پرداز مضمون ساز این سبک صائب تبریزی است که از پدیده های مختلف طبیعی و غیر طبیعی به عنوان موتیو برای مضمون سازی بهره گرفته است. صائب در بسیاری از موارد، از این مضمون ها وتصاویر براساس نقش ترغیبی زبان برای تشویق مخاطب به ترک ضد ارزش ها وترغیب به انجام کارهای ارزشی وتربیتی استفاده کرده است. هدف از نگارش این مقالهکه به شیوه توصیفی- تحلیلی و با کمک منابع کتابخانه ای انجام شده،اثبات این مسئله است که صائب غیر از اهداف توصیفی وبیان موضو ع های غنایی، حکمی و...اهداف تربیتی و تعلیمی را هم مد نظر داشته است. شاعر با استفاده از انواع موتیوها و مضمون پردازیها، مخاطب خود را به خاموشی، دل نورانی داشتن، گردنکش نبودن ، به دنبال هوا و هوس نگشتن ، ترک گناهکاری و تردامنی،تشویق و ترغیب به سحرخیزی و عبادت ، همت بلند داشتن ، عدم توجه به ظواهر دنیوی و.... دعوت کرده است که این مقاله به بخشی از آنها پرداخته است.
سبک شناسی به عنوان جدیدترین شیوه نقد و تحلیل متون از کارآمدی قابل توجّهی برخودار است. این شیوه نه فقط در نقد جدید بلکه در نقد قدیم هم توسط ناقدان سرشناسی چون جاحظ و أبوهلال عسکری، عبدالقاهر جرجانی و دیگران مطرح و معیارها و عناصر آن کشف و بررسی شده است. این پژوهش قصد دارد تا به تحلیل قصیده بائیه شریف رضی، که قصیده ای کلاسیک و محکم بر پایه اصول شعری دوره جاهلی است بر پایه مؤلفه های سبکی مشهور که در نقد قدیم و نقد جدید (از قبیل، مطلع و مقطع، صور خیال، عنصر عاطفه و...) مطرح بوده را مورد مطالعه قرار دهد. شاعر در این قصیده ی غرّا با سبک و اسلوبی جزیل و حماسی، به حسب و نسب خود فخر ورزیده است و معانی متعالی و نابی به کار برده است. قصیده ی مورد نظر از معانی بلند و از انسجامی محکم برخوردار است، کما این که ویژگی های بلاغی، واژگانی و آوایی قصیده در پی انتقال مضمون فخر و خودستایی است و هارمونی زیبایی میان محتوا و عناصر ساختاری قصیده برخوردار است. روش نقد در این مقاله روش توصیفی تحلیلی است که در پی کشف و بررسی مهم ترین عناصر و ویژگی های سبکی قصیده است.
یکی از موضوعات حیاتی قرن بیست و یکم برای دانشمندان شهری در ارتباط با پایداری شهر، نوع فرم شهر(فشردگی یا پراکنش) و حومه نشینی یا نوشهرنشینی است. لذا آگاهی از فرم فضایی و شکل شهر می تواند نقش مهمی در میزان موفقیت برنامه ریزان شهری داشته باشد و به بهبود محیط های شهری کمک شایانی بنماید. هدف از این مقاله تحلیل الگوی فیزیکی گسترش شهر یاسوج می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق اسناد، مجلات، کتب مرتبط با موضوع و سازمان های مختلف جمع آوری شده است و با استفاده از مدل های آنتروپی شانون و هلدرن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از مدل شانون نشان می دهد که نواحی چهار گانه شهر در سال 1379 به صورت پراکنده بوده و در سال 1389 هنوز هم رشد شهر به صورت افقی و پراکنده و غیر متراکم است ولی نسبت به دوره قبل از مقدار پراکندگی شهر کم شده است و هم چنین نتایج حاصل از مدل هلدرن نشان می دهد که در فاصله سال های 1390- 1345حدود 78 درصد از رشد کالبدی شهر یاسوج مربوط به افزایش جمعیت و حدود 22 درصد از رشد شهر مربوط به رشد افقی و اسپرال شهر بوده است.
هویت به مثابه پدیده ای سیال و تعین پذیر، همواره از برخوردهای اجتماعی، فرهنگی و تمدنی در معرض تغییر و تحول تأثیرپذیر است. در این رابطه، یکی از تأثیرگذارترین برخوردهای اجتماعی جنگ است که با برانگیختگی مای ملی، هویت را در سطوح مختلف خود دستخوش واسازی و تحول می کند. در این مورد می توان به جنگ تحمیلی و آثار هویتی آن در تثبیت مؤلفه های دینی و تقویت عناصر ملی هویت انسان ایرانی بویژه جوانان اشاره کرد؛ اما در وضعیت حاضر و در سطحی بالاتر، رویارویی تمدنی ایران اسلامی با غرب تجددی، انسان ایرانی خاصه جوانان را در معرض تشتت و پراکندگی منابع هویتی قرار داده است. در پاسخ به این مسئله، کارگزاران نظام و در رأس آنها، مقام معظم رهبری (مدظله) کوشش دارند با تکیه بر منابع هویتی دفاع مقدس الگو و مؤلفه های هویتی مناسب نسل جوان را برساخت نمایند. پیرو دغدغه فوق، هدف اصلی این نوشتار نیز این است که با استفاده از نظریه مبنایی، مؤلفه های هویت جوانان از دید ایشان بر حسب تجربه دفاع مقدس شناسایی و الگوی هویتی مطمح نظر ایشان با روش تحلیلی و بررسی سخنرانیها و آثار مکتوب معظم له معرفی و تبیین گردد. در ادامه یافته های پژوهش نشان داد که بر حسب تحلیل صورت گرفته مقولات معنویت گرایی، تکلیف گرایی، شهادت طلبی، بیگانه ستیزی، موقعیت شناسی، ولایت مداری، از بیانات رهبری با موضوع جنگ استخراج شده است و مؤلفه های فوق در قالب مقومات، استلزامات و اهداف هویتی قابل توزیع هستند؛ با این توضیح که در الگوی هویتی مقام معظم رهبری ایمان و معنویت به مثابه مقومات هویت جوان ایرانی معرفی شده است. جوانی که هدفش پیشرفت است و برای رسیدن به آن باید موقعیت شناس، وظیفه شناس، دشمن شناس و روحیه انقلابی داشته باشد.
سکونتگاه های غیررسمی محصول برنامه ریزی شهری نامناسب برای اقشار ضعیف جامعه است که نیازها و خواسته های به حق آنان نادیده گرفته شده است. به طور طبیعی در شرایط فقدان برنامه ریزی شهری باید شاهد رشد این سکونتگاه ها در حاشیه شهرها بود. این سکونتگاه ها از جمله مستعدترین مکان های شهری برای بروز ناامنی هستند. این نواحی دارای چالش های متعددی از جمله آسیب پذیری، جرائم، ناامنی، نبود عدالت فضایی، اجتماعی-اقتصادی و محیطی هستند که باعث گسترش ناامنی اجتماعی در شهرها خواهند شد. امنیت از جمله نیازهای اولیه زندگی انسان است که پس از نیازهای فیزیولوژیکی نظیر غذا و آب، در وهله دوم نیازهای انسانی قرار دارد. «ارتکاب جرم «و «جنایت» در جوامع امروزی که همه ساله بر زندگی هزاران شهروند تأثیر سوء می گذارد؛ به عنوان یک مشکل اجتماعی به شمار می آید. در واقع تهدیدها و خشونت های جدی بر ضد مردم و دارایی هایشان، وحشت قابل توجهی در اجتماع پدید می آورد. با توجه به شرایط ویژه سکونتگاه های غیررسمی در خصوص جرم و جنایت، برقراری امنیت در این مناطق و جلوگیری از گسترش ناامنی در شهرهای نزدیک، نیازمند ارائه راهکارهای عملی است که برای اقدام مناسب و برقراری این حلقه گم شده بایستی ابتدا وضعیت امنیت در این مناطق بررسی و سپس نسب به ارائه راهکار اقدام کرد. در پژوهش حاضر به بررسی وضعیت سکونتگاه های غیررسمی در منطقه (۱۹) شهر تهران که به علت موقعیت خاص جغرافیایی -استقرار در جوار حریم شهر به عنوان حوزه ورودی جنوب غربی شهر تهران، استقرار مراکز انبارداری و انبارهای ضایعات، اراضی متروکه و مخروبه، کوره های آجرپزی و غیره در آن- توانسته جاذب جمعیت زیادی از شهرها و روستاهای استان های مختلف کشور و حتی مهاجران کشور همسایه (افغانستان) باشد، با استفاده از روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و استناد به اسناد کتابخانه ای و داده های میدانی (پرسش نامه) به بررسی وضعیت امنیت پرداخته شده است. نتایج حاصل نشان دهنده تأثیر شاخص های امنیت بر شاخص های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سکونتگاه های غیررسمی است.
هدف پژوهش حاضر تأثیر آموزش ریاضی (به روش لمسی و فیزیکی مونته سوری) بر کاهش اضطراب ریاضی و اشتیاق تحصیلی می باشد. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی است. طرح مورد استفاده در این تحقیق، طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه ششم شهرستان ایرانشهر می باشند. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ی سوم ابتدایی منطقه 2 کرمان می باشند. از بین این دانش آموزان 70 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند در دو گروه 35 نفره آزمایش و گواه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از بسته آموزش ریاضی (به روش لمسی و فیزیکی مونته سوری)و دو پرسشنامه اضطراب ریاضی و اشتیاق تحصیلی می باشد. جهت تعیین پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که بر این اساس ضریب پایایی پرسشنامه اضطراب ریاضی 87/0 و اشتیاق تحصیلی 89/0 به دست آمد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره با نرم افزار SPSS 20 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاکی از آن است آموزش ریاضی (به روش لمسی و فیزیکی مونته سوری) بر کاهش اضطراب ریاضی و اشتیاق تحصیلی تاثیر دارد.
This study was conducted to examine the effect of asynchronous computer-mediated condition on L2 learners' speaking ability, speaking apprehension, L2 self-confidence, and willingness to communicate. The participants of this study included 40 intermediate undergraduate students of English language teaching at an Iranian university. The participants were assigned to two experimental (asynchronous computer-mediated) and control (face-to-face) conditions randomly. In the experimental group, the participants practiced speaking in an asynchronous online environment, and in the control group, the students spent a part of their class time accomplishing monologue tasks. Using questionnaires, the participants' speaking ability, speaking apprehension, L2 self-confidence, and willingness to communicate were measured at the beginning and at the end of the term. The findings showed that the monologue speaking ability mean score of those in the computer-mediated group improved significantly more than that of the face-to-face group. Another finding of this study was the superiority of the computer-mediated condition with regard to the participants' speaking self-confidence, speaking apprehension, and willingness to communicate. Overall, the results suggest that asynchronous computer-mediated condition can provide learners with a less-threatening condition that can improve the chances of their L2 monologue speaking ability.
هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر خودشیفتگی مدیران بر استراتژی های تجاری و عملکرد نوآوری با تاکید بر خوش بینی مدیران است. جامعه آماری تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1398 می باشد که با استفاده از روش حذف سیستماتیک، تعداد 101 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار minitab و EViews انجام شده است. برای آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه معنی داری بین خودشیفتگی مدیران و استراتژی های تهاجمی و استراتژی های تدافی وجود دارد و متغیر خوش بینی مدیران، بر رابطه بین خودشیفتگی مدیران و استراتژی های تهاجمی تاثیر معناداری ندارد. همچنین رابطه معنی داری بین خودشیفتگی مدیران و مولفه های عملکرد نوآوری شامل نوآوری فردی، نوآوری محیطی، نوآوری اجرایی و نوآوری فنی وجود دارد و متغیر خوش بینی مدیران در ارتباط بین خوش بینی مدیران با تمام مولفه های عملکرد نوآوری، به جز نوآوری فنی، تاثیرگذار می باشد. نتایج این مطالعه می تواند با هدایت و تأثیرگذاری در تصمیم گیری ها، تأثیر مولفه های روانشناختی مانند خودشیفتگی بر عملکرد افراد را شناسایی کند.
Urban spaces refer to the man-made spaces which possess a special order for human behavior and activities. One of these spaces is the surrounding space of public transportation stations. The subway stations, although potentially encompass many different groups of people; few social interactions take place in these spaces. In this regard, by making the surrounding areas of the subway stations be pedestrian-oriented, the potential for increasing the socialization capacity of the mentioned spaces will be provided.The Sadeghieh Subway Station can be considered as the most important subway station in Tehran, which on the one hand is the rail port of Tehran’s western entrance, and on the other is the port for railway journeys inside the city. The main concern of this study is to assess the success or failure of the interventions made by the municipality for changing the surrounding area of the Sadeghieh Subway Station into a pedestrian-oriented space. The method used in this study is surveying, in which the data were collected using a questionnaire and interview. The study’s population is all people who use Sadeghieh Subway, and the sample size for the study were considered 140 subjects.The results shows that after the municipality’s actions to change the space into a pedestrian-oriented space the district have a progressive process in such cases as transportation, security, Pedestrian infrastructure, vitality and attractivity rate to remain in the space, the amount of traffic crossing the sidewalk, walking group, the lighting, the vendors, the cleaning, pavement structure and climatic elements. but in such cases as mix use, recreational activity, readability and design furniture no significant change was seen, and in some cases the results were counterproductive.
هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی مدل موقعیت یابی استراتژیک شرکت پتروشیمی بیستون می باشد. جامعه آماری تحقیق، شرکت پتروشیمی بیستون و نمونه آماری 151 نفر از مدیران، مهندسان وکارشناسان شرکت می باشد. ابزار جم ع آوری داده ها، پرسشنامه بسته می باشد که پس از دریافت نظرات نخبگان صنعت و دانشگاه، نهایی شده و مورد سنجش قرار گرفته است. روایی محتوا و پایایی پرسشنامه با استفاده از قضاوت اساتید و خبرگان و روش ضریب آلفای کرونباخ (978/0= آلفا) مورد تأیید قرار گرفته و برای اعتباریابی مدل از نرم افزار آموس و معادلات ساختاری (SEM) بهره گیری شده است، برای ترکیب متغیرها از تحلیل رگرسیون خطی و چندمتغیره کمک گرفته و از تحلیل عاملی مؤلفه اصلی، به آزمون سؤالات تحقیق و استخراج مدل نهایی تحقیق پرداخته شده است. متغیرهای ادراکی، متغیرهای زمینه های، متغیرهای آمیخته بازاریابی و متغیرهای محیطی بر موقعیت یابی استراتژیک (شامل چهار مؤلّفه رشد و سودآوری، سهم نسبی بازار، توان رقابت و جذب مشتریان) در شرکت پتروشیمی بیستون اثرگذار هستند، ضمن اینکه میان این متغیرها نیز رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در رده بندی متغیرهای موقعیت یابی استراتژیک، متغیر سهم نسبی بازار دارای بیشترین تأثیر و متغیر جذب مشتریان نسبت به سایر متغیرها دارای کمترین تأثیر می باشد.
هدف از انجام پژوهش حاضر ساخت و هنجاریابی مقیاس باورهای وجودی بر اساس قرآن کریم (با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبائی) در بین افراد مبتلا به مولتیپل اسکلورزیس (ام اس) بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مبتلایان به ام اس بیمه شده تأمین اجتماعی مراجعه کننده به داروخانه 13 آبان، 29 فروردین، هلال احمر و شهید کاظمی در شهر تهران تشکیل دادند که از بین آن ها، داروخانه 13 آبان به روش تصادفی ساده انتخاب شد. نمونه پژوهش شامل 150 نفر از مبتلایان بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه باورهای وجودی با در نظر گرفتن 39 گویه بود. بررسی مقدماتی پرسشنامه با تأیید روایی صوری و محتوایی پرسشنامه، بر روی 30 نفر با در نظر گرفتن مقدار آلفای کرونباخ (97/0) و همبستگی گویه ها با نمره کل، نشان داد که پرسشنامه با 39 گویه قابل اجرا بر روی نمونه اصلی است. سپس، پایایی پرسشنامه با مقدار آلفای کرونباخ (77/0) و حذف 2 گویه به دلیل عدم همبستگی با نمره کل، مورد تأیید قرار گرفت. بررسی روایی سازه پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل عاملی نشان داد که ابتدا مقدار KMO برابر 687/0 بود و آزمون بارتلت نیز در سطح (01/0>P) معنادار بود. همچنین برای استخراج عوامل اولیه مقیاس باورهای وجودی با استفاده از روش تحلیل مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس، تعداد 4 عامل با در نظر گرفتن گویه هایی با بارعاملی بالاتر از 3/0 در نظر گرفته شد؛ بنابراین پس از حذف گویه های ناخالص، تعداد 25 سؤال و 50 گزینه در 4 عامل نام گذاری شدند که عبارت بودند از: 1- بودن در جهان معنادار 2- ایمان و حقیقت 3- خودآگاهی و مسئولیت 4- بخشش و عشق به دیگران. پایایی و همسانی درونی پرسشنامه 25 سؤالی با روش آلفای کرونباخ (70/0) مورد تأیید قرار گرفت. خرده مقیاس های محاسبه شده و نمره کل پرسشنامه با ضریب همبستگی پیرسون نشان از همبستگی معنادار در سطح (01/0>P) داشت. همچنین در نهایت نمرات استاندارد و هنجار شده پرسشنامه به تفکیک هر عامل محاسبه شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که پرسشنامه باورهای وجودی مبتلایان به ام اس به عنوان یک ابزار پایا و استاندارد قابلیت استفاده در موقعیت های پژوهشی و بالینی را دارد.
از مهمترین منابعی که رضایت شغلی معلمان را تحت تاثیر قرار می دهد می توان به میزان سرمایه های افراد از جمله سرمایه اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد . هدف اساسی این پژوهش بررسی نقش میزان سرمایه اجتماعی، اقتصادی در رضایت شغلی معلمان متوسطه شهر ارومیه است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گرد آوری داده ها همبستگی است و با ابزار های پرسشنامه محقق ساخته سرمایه اجتماعی و پرسشنامه سرمایه اقتصادی و پرسشنامه رضایت شغلی انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلمان متوسطه شهر ارومیه به تعداد 2575 نفر که در سال 1395 مشغول به تدریس بودند، که از بین آنها 340 نفر (143 نفر زن و 197 نفر مرد) به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری خوشه ای به این صورت که سطح شهر به 5 خوشه شمالی، جنوبی، مرکزی، شرقی و غربی تقسیم شد، سپس از هر خوشه، دبیرستان های موجود به صورت تصادفی متناسب با حجم نمونه انتخاب شدند. برای آزمون متغیرها و فرضیه های از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که بین دو متغیر سرمایه اجتماعی و رضایت شغلی معلمان تفاوت آماری مستقیم و معنادار در سطح متوسطی قرار دارد.پس در نتیجه سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی زمینه را برای پیشرفت و خود شکوفایی بیشتر معلمان فراهم می نماید و در چنین زمینه ای رضایت و نگرش افراد به شغل بهبود پیدا می کنند و معلمان ادراک بهتری از معلمی خواهند داشت.
استعاره نقش بسیار مهمی در توسعه و انتقال دانش و نیز در علم اصطلاح شناسی، به خصوص ااصطلاح شدگی دارد. استعاره های علمی خلاف استعاره های ادبی، در فهم و آموزش علم مؤثر هستند و با ایجاد «آشنازایی» روند اصطلاح سازی را تسهیل می کنند. در این راستا، ارائه مدل استعاری نقش بسزایی در ترجمه ماشینی و هوش مصنوعی در حیطه اصطلاح شناسی دارد. سؤالی که به ذهن می رسد این است که آیا مدل استعاره ای الکسیوا که براساس آن استعاره ها نوعی «حامل های زبانی» محسوب می شود، می تواند مدلی کارآمد در اصطلاح شناسی و اصطلاح سازی باشد؟ در این تحقیق، پس از تعریف استعاره و ذکر دسته بندی آن، ابتدا به تحلیل مدل اصطلاح استعاری الکسیوا می پردازیم و در گام بعدی مدلی استعاری پیشنهادی خود را با توجه به مثلث معنایی آگدن و ریچاردز معرفی می کنیم و نیز مثال هایی ارائه می دهیم. نتایج حاکی از آن است که مدل ساعت شنی الکسیوا استعاره را فرایندی می داند که از جهان ذهن به جهان زبان حرکت می کند، حال آنکه در ساخت اصطلاح گاه استعاره های مفهومی و گاه استعاره های زبانی نقش دارند.
هدف اصلی این مقاله بررسی نقش و اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات بر رابطه بین سرمایه گذاری مستقیم خارجی و نابرابری درآمد در مجموعه ای از کشورهای منتخب است. کشورهای منتخب بر اساس تقسیم بندی اتحادیه بین المللی مخابرات به دو گروه کشورهای با مخارج فناوری اطلاعات و ارتباطات بالا و متوسط تفکیک شده اند. مدل سازی تحقیق نیز بر اساس الگوهای پانل طی دوره زمانی (2016-2001) صورت گرفته است. نتایج حاصل از تخمین مدل بیانگر این است که متغیرهای فناوری اطلاعات و ارتباطات و سرمایه گذاری مستقیم خارجی در هر دو گروه از کشورها، به صورت معناداری نابرابری درآمدی را کاهش می دهند. همچنین میزان اثرگذاری متغیرهای فناوری اطلاعات و ارتباطات و سرمایه گذاری خارجی بر کاهش نابرابری درآمد در کشورهای با مخارج فناوری اطلاعات و ارتباطات بالا بیشتر از کشورهای با فناوری اطلاعات و ارتباطات متوسط بوده است. با توجه به نتایج به دست آمده، فناوری اطلاعات و ارتباطات در هر دو گروه از کشورهای منتخب رابطه باثبات سرمایه گذاری مستقیم خارجی و توزیع درآمد را تغییر می دهد.