پژوهش حاضر با هدف تحلیل حساسیت پاراهای موثر بر میزان تبخیر به ارزیابی پاراهای هواشناسی روزانه شامل میانگین دما، رطوبت نسبی، سرعت باد، ساعات آفتابی، میزان تشعشع و فشار سطح ایستگاه سینوپتیک تبریز در دوره آماری 5 ساله (1386 الی 1390) پرداخته است. به این منظور در ابتدا به کمک شبکه عصبی مصنوعی وزن دار، مدلی برای تخمین میزان تبخیر توسعه داده شد. سپس به کمک ماتریس وزنی حاصل از بهترین معماری شبکه، از الگوریتم گارسن برای تحلیل حساسیت و تعیین اهمیت نسبی پاراهای ورودی استفاده گردید. نتایج حاصل نشان داد که میانگین دما و رطوبت نسبی بیش ترین تأثیر و ساعات آفتابی، میزان تشعشع، سرعت بادو فشار سطح ایستگاه کین تأثیر را بر روی میزان تبخیر از تشت شهر تبریز دارد.
هدف اصلی این پژوهش ارائه تصویری کلان از روند پژوهش های بازاریابی و کمک به فراهم آوردن بینشی ساختارمند از جایگاه و رویکرد پژوهش های بازاریابی در کشور است. طی این پژوهش 966 اثر انتشار یافته طی سال های 1380-1394 در نشریات علمی- پژوهشی فارسی حوزه مدیریت که متن کامل آن ها به صورت برخط در دسترس بوده اند براساس روش نظام مند مرور و ارزیابی شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد حدود %75 از محققان فعال در این حوزه (عمدتاً حاصل همکاری دانشجویان کارشناسی ارشد با اعضای هیأت علمی) فقط یک اثر پژوهشی انتشار یافته دارند؛ بنابراین می توان گفت جریان اصلی پژوهش کشور در این حوزه به بلوغ حرفه ای مورد نظر نرسیده است! بررسی پژوهش های انتشار یافته نشان می دهد رفتار مصرف کننده برند و استراتژی بازاریابی به ترتیب سه موضوع اول مورد توجه بوده و روند رو به رشدی را تجربه کرده اند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بیشتر پژوهش های انتشار یافته مبتنی بر روش های کمی (عمدتاً مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل آماری استنباطی) بوده که این موضوع ارتباطی مستقیم با نوع داده های گردآوری شده داشته و تفاوت محسوسی با روند رو به رشد تحقیقات کیفی بازاریابی در نشریات بین المللی دارد.
هدف : پژوهش حاضر به منظور بررسی ساختار عاملی تاییدی، اعتبار و پایایی فرم کوتاه مقیاس احساس گناه بین فردی گازیلو (2018) و رابطه آن با اضطراب کرونا در نمونه دانشجویان بود. روش: پژوهش اخیر توصیفی از نوع همبستگی بود. 330 نفر از دانشجویان از طریق فراخوان اینترنتی به صورت داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند (به علت شیوع ویروس کرونا). پرسشنامه های اضطراب کرونا (علیپور و همکاران (1398)، احساس گناه بین فردی-15 (گازیلو و همکاران، 2018)، احساس گناه بین فردی-67 (اوکانر و همکاران، 1997)، احساسات شخصی شرم و گناه (هاردر و زالما، 1990)، عزت نفس (روزنبرگ، 1965) و افسردگی (PHQ-9) استفاده شد. داده ها با استفاده از SPSS-24 و AMOS-24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که 15 سوال روی 3 عامل بارگذاری شدند که این 3 عامل روی هم 46 درصد از واریانس مقیاس احساس گناه بین فردی را تبیین می کردند. همچنین ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 64/0 تا 87/0 محاسبه گردید. رابطه سه بعد (گناه بازمانده، گناه همه توانی و نفرت از خود) این مقیاس با اضطراب بیماری کرونا، احساس گناه بین فردی-67، افسردگی، عزت نفس، شرم و گناه معنادار بود (01/0 ≥P). نتایج تحلیل عاملی تاییدی بعد از اصلاح مدل (نسخه 14 سوالی) برازش خوبی با داده ها نشان داد. نتیجه گیری: به طورکلی یافته ها حاکی از مناسب بودن ویژگی های روان سنجی پرسشنامه احساس گناه بین فردی بود و با توجه به رابطه احساس گناه بین فردی با اضطراب بیماری کرونا، می توان از این ابزار برای کاربردهای تحقیقاتی و بالینی استفاده کرد.
پژوهش باهدف «بررسی گرایش دانشجویان به دروغ گویی» می باشد. روش پژوهش، پیمایش و جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال 1398 با حجم نمونه 375 نفر به روش طبقه ای به دست آمد. شیوه گردآوری با استفاده از پرسشنامه می باشد. برای محاسبه ی ضریب قابلیت اعتماد ابزار اندازه گیری از روش آلفای کرونباخ و برای اطمینان از اعتبار صوری و محتوایی پرسشنامه از قضاوت اساتید در زمینه ی موضوع استفاده شده است. مبانی پژوهش «نظریه برگر و لاکمن، هابرماس، بوردیو، ساترلند و..» می باشد. برای تحلیل داده ها از spss18 و Amos استفاده شده است. بر اساس نتایج پژوهش بین «هراس اجتماعی، ساختار قدرت در خانواده، بیگانگی اجتماعی، فقر فرهنگی، محرومیت نسبی» رابطه مستقیم و بین «سرمایه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کنش ارتباطی» رابطه معکوس با گرایش به دروغ گویی به دست آمد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری، عوامل «اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی» به میزان 37 درصد گرایش به دروغ گویی را تبیین می کنند و 63 درصد از واریانس توسط متغیرهای خارج از پژوهش قابل تبیین است.
موضوع و هدف مقاله: در این پژوهش، با استفاده از داده های شبیه سازی شده سری زمانی با ابعاد فراکتال (ARFIMA) در نرم افزار R بهمنظور بررسی معیار هرست جدید در جهت ارزیابی کارایی بازارهای فراکتالی در شرکت های خصوصی و دولتی پژوهش شده است. روش پژوهش: این شبیه سازی با استفاده از پارامتر مفروض بعد فراکتال معیار جدید شناسایی آن با تغییر و بهینه سازی معیار هرست به کمک تغییر در شاخص تمرکز و جایگزینی میانه به جای میانگین معرفی شده است و با استفاده از شبیه سازی داده ها نشان داده شده که معیار جدید به دلیل مشخصات ذاتی میانه و عدم وابستگی آن به نوسانات شدید داده ها از دقت بیشتر و انحراف کمتری نسبت به معیار قبل در شناسایی ابعاد فراکتال بازار برای کلیه شرکت های دولتی و خصوصی برخوردار است. یافته های پژوهش: در نهایت مشاهده شده است که معیار جدید در محاسبه کارایی بازار با استفاده از تغییر شاخص تمرکز در معیار هرست برای داده هایی که از قبل شبیه سازی شده است، برآوردی دقیقتر محاسبه می نماید که از انحراف کمتری نیز برخوردار است. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: در این پژوهش نشان داده شد که واریانس برآوردگر R/S هرست با استفاده از شاخص میانگین بیشتر از واریانس برآوردگر مربوطه با استفاده از شاخص میانه است. در نتیجه دقت در برآوردگر معرفی شده جدید بالاتر از روش های محاسباتی قبل می باشد.
The purpose of this paper is to explore the impact of industry competitive intensity on brand performance that marketing capabilities and market-focused learning and organizational innovation have the mediator role. Survey of top firms of Tehran Stock Exchange for the last 4 years is explored. We used questionnaire for gathering data and 77 firms of 92 responded to the questionnaire . In order to test the validity of the questionnaire Dillon - Goldstein (cρ =0/70) coefficient used. AVE was used to assess the validity of indicators that show the validity of the questionnaire have been favorable .This study analyzed the data in two levels of descriptive and inferential statistics using Smart PLS ,Spss18, Excel2007. To calculate the significant path coefficient and to gain the test statistic T we used Astrab boot ( via insertion of the sampling method ). The results show that industry competitive intensity has a positive and significant effect on brand performance and all hypotheses were confirmed . The mediation effect of marketing capabilities and market-focused learning and organizational innovation was approved too.
قرآن نِگِل یکی از نسخه های قدیمی قرآن کریم است که در روستای نِگِل شهرستان سنندج استان کردستان نگهداری می شود. این نوشته در پی آن است که علاوه بر بررسی و تحلیل، ویژگی های این نسخه خطی، اهمیت و جایگاه آن در نزد مردم و چگونگی انتقال به روستای نگل و سوابق تاریخی، نوع خط و زمان نگارش، هنر تذهیب و تشعیر آنرا نیز مشخص نماید. پرسش اساسی تحقیق این است؛ آیا این قرآن در محدوده جغرافیای فرهنگی ایران، با شیوه نگارش خط کوفی ایرانی و بازه زمانی نگارش آن را می توان مشخص نمود؟ فرض بر این است که این قرآن در منطقه خراسان و به خط کوفی ایرانی و در اواخر سده پنجم و اوایل سده ششم هجری نوشته است. این نسخه در قطع رحلی بزرگ و با خط کوفی ایرانی تحریر شده است. هر چند که تعدادی از صفحات نخست آن از بین رفته، ولی 730 صفحه شامل 365 برگ و یک جلد چرمی قهوه ای تیره از آن باقی مانده است. کاغذ آن از نوع سمرقندی است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که قرآن نِگِل در موضوع کتابت و بویژه خط کوفی ایرانی و حفظ آن با این مشخصات و هنر کتاب آرایی از جایگاه خاصی برخوردار بوده است. این نسخه از ابعاد مختلف دارای اهمیت است؛ نخست ابعاد و اندازه آن است، دوم از نظر شیوه نگارش است که با خط پیرآموز یا کوفی ایرانی و با مهارت بالایی کتابت شده است، سوم از نظر تذهیب و به طورکلی کتاب آرایی در نوع خود کاری منحصربفرد محسوب می شود.
در سال های اخیر مدیریت دانش تبدیل به یک اصل بنیادین در حوزه مدیریت شده است. از آغاز به کارگیری مدیریت دانش، تعداد زیادی از سازمان ها به دنبال سنجش منافع به کارگیری این مفهوم بوده اند. موفقیت در اجرای کامل مدیریت دانش و ادامه به کارگیری آن به سنجش خروجی های مدیریت دانش بستگی دارد. با وجود این، تحقیقات کمی در این زمینه صورت گرفته است. این تحقیق به دنبال آن است که با استفاده از روش استنتاج فازی-عصبی انطباقی (انفیس) و با استفاده از نرم افزار «متلب» ۲۰۱۷ به طراحی یک مدل پیش بین سنجش منافع مدیریت دانش بپردازد. جامعه آماری این پژوهش را دانشگران و کارشناسان شاغل در ۱۵ شعبه از شعبات سازمان تأمین اجتماعی تشکیل داده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، میزان انطباق پذیری برآوردهای صورت گرفته با نتایج واقعی و قابلیت پیش بینی کنندگی و صحت برآورد نتایج مورد بررسی قرار گرفت و در پایان، بر اساس نتایج، رهنمودهایی به سازمان مورد مطالعه ارائه گردید.
تاکنون متون مختلفی از زمان پیدایش شیوه جریان سیال ذهن در حوزه ادبیات داستانی ابتدا در غرب و سپس در ایران به این سبک نوشته شده اند، جریان سیال ذهن، برای اولین بار در حوزه روان شناسی توسط ویلیام جیمز معرفی شد. جریان سیال ذهن، شیوه ای بسیار متنی است که در حوزه درام کمتر به آن پرداخته شده است، و بیشتر در دنیای داستان قابل بررسی است، درحالی که در سال های اخیر متون متعددی به این شیوه نوشته شده اند. این پژوهش، به بررسی و مطالعه کارکرد و نمود خاطره از منظر شیوه جریان سیال ذهن با تمرکز بر نمایشنامه خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی نمایشنامه نویس معاصر ایران می پردازد. در این پژوهش، ابتدا زمینه های فلسفی، روان شناختی و ادبی توجه به آثار ذهنی در غرب مورد مطالعه قرار می گیرد، و بعد از آن به پیدایش شیوه جریان سیال ذهن در غرب پرداخته می شود، و سپس اصلی ترین مؤلفه های جریان سیال ذهن، از بعد روایت، گفتمان، زمان و طرح (پلات) مورد بررسی قرار می گیرند. و در انتهای این پژوهش، به پیدایش شیوه جریان سیال ذهن در ایران می رسیم. و در آخر بعد از مطالعه شیوه جریان سیال ذهن، این سبک از روایت را از منظر خاطره و مرور خاطرات با بررسی موردی نمایشنامه ی خانمچه و مهتابی بررسی می کنیم.
این مقاله بر پایه این گمان اولیه شکل گرفته است که عناصر و نشانه هایی از گفت وگومندی در رمان «چراغ ها را من خاموش می کنم» بازتاب یافته است. نویسنده، رمان را در تقابلِ راویِ زنِ داستان با امر سیاسی سامان داده است. ظاهراً راوی داستان، سیاست را با مردانگی یکی می پندارد. کلاریس مادر خانواده و شخصیّت اصلی داستان سعی می کند تا محیط معنوی خانواده را از امواج سیاست بازی های شوهرش دور نگه دارد. او با آن که تحصیل کرده و اهل مطالعه است، ولی می پندارد که سیاست هیچ ربطی به زندگی آنان ندارد. وی سیاست را امری مردانه و از عوامل تهدیدکننده آرامش و آسایش خانه می داند. راوی در کشمکش با صدای سیاست گرا به یک عشق ممنوعه پناه می بَرَد؛ لیکن در پایان با سرکوب و عبور از این عشق که نوعی طغیان در برابر صدای مقتدر و مردانه سیاست گرا محسوب می شود، به شناختی واقع گرایانه از موقعیت خود دست می یابد. او به ناچار با صدای سیاست محور شوهرش کنار می آید اما با تحوّلی روحی به هویت، فردیّت و زندگی شخصی خود نگاهی دوباره می افکند. براساس یافته های این پژوهشِ توصیفی تحلیلی، زنان نویسنده در ایران اغلب با دلایل و انگیزه هایی فمنیستی، سیاست گرایی را به چالش کشیده اند اما این سیاست زدایی دلایل کلانِ درون متنی و برون متنی نیز دارد. از میان عواملِ برون متنی می توان به توسعه یافتگی تدریجی جامعه ایرانی و رشد فردیت نویسندگان زن اشاره کرد و از عوامل درون متنی و تاریخ ادبیاتی دلزدگی و ملالتِ مخاطبان از شعار و کلیشه را می توان برشمرد.
زمینه : آموزش حل مسئله ریاضی در تحقیقات پیشین مورد توجه بوده است. اما پیرامون تأثیرگذاری عناصر شناختی پژوهش فلسفی بر بهبود آموز ش حل مسئله ریاضی شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف : تبیین چگونگی تأثیرگذاری عناصر شناختی پژوهش فلسفی بر بهبود آموزش حل مسئله ریاضی بود. روش : پژوهش از نوع کیفی بود. کلیه متون حاوی محتوای پژوهشهای فلسفی و همچنین آموزش حل مسئله ریاضی در دو دهه اخیر در داخل و خارج از کشور بهعنوان گفتمانها و علاوه بر آنها متن کتابهای پولیا و شونفیلد بهعنوان آثار اصلی و کلیدی آموزش حل مسئله ریاضی مدنظر بودهاند. نمونهگیری به روش حداکثر تنوع جهت برخوردار شدن از همه کدهای قابلاستفاده، انجامگرفته است. همه عناصر یافت شده کدگذاری گردیدهاند و کدهای حاوی عناصر شناختی استخراج و تحلیل گردیدهاند. داده ها با روش تحلیل گفتمان انجام شد. یافتهها : روشهای پژوهش فلسفی حاوی شروح استفاده از عوامل شناختی هستند. انواع مهارتهای تفکر، استدلالهای مفهومی، استنتاج، استفاده از مفاهیم انتزاعی، درک و فهم عمیق و روشن مسئله و شروط آن و شرایط پاسخ، بازآرایی و تغییر نحوه قرارگیری شروط و عناصر مسئله ازجمله مشترکات روشهای پژوهش فلسفی و حل مسئله ریاضی هستند. نتیجهگیری : ازآنجاکه مهارتهای شناختی قابل آموختن و تمرین کردن هستند با آموزش و تمرین آنها میتوان روند آموزش حل مسئله ریاضی را بهبود بخشید. پژوهش فلسفی به دلیل استفاده گسترده از انواع استدلال و تحلیل مفاهیم انتزاعی، ظرفیت مناسبی برای استفاده در کلاس درس ریاضی دارد.
خانواده و ساختار آن نقش بسزایی در رشد، شکل گیری شخصیت و سلامت روان اعضای آن به خصوص فرزندان ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ساختار خانواده (تک همسری، چندهمسری) بر گرایش به رفتارهای پرخطر و سازگاری دانش آموزان دبیرستانی انجام شده است. روش پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای (پس رویدادی) و جامعه آماری آن کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان خاش استان سیستان و بلوچستان بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 79 دانش آموز پسر (از خانواده تک همسری) و 71 دانش آموز پسر (از خانواده چندهمسری) بین سنین 14 تا 17 سال به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار به کار رفته در پژوهش حاضر، پرسشنامه رفتارهای پرخطر و مقیاس سازگاری دانش آموزان دبیرستانی بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تی مستقل و رگرسیون) انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین دو گروه به لحاظ رفتارهای پرخطر و سازگاری تفاوت معناداری وجود دارد (01/0p≤) و در میان دانش آموزان خانواد ه های چندهمسری میزان سازگاری، کم و گرایش به رفتارهای پرخطر، زیاد است. بر پایه نتایج به دست آمده، آگاهی دادن به خانواده ها در زمینه اثرات منفی ساختار همسرگزینی چندهمسری می تواند بر کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر و سازگاری دانش آموزان مؤثر باشد.
هدف این پژوهش مقایسه ی تأثیرپذیری اهداف شغلی زنان و مردان گروه های ریاضی فنّی و علوم انسانی از تصورات قالبی جنس- رشته ی شخصی و غیرشخصی بود. علاوه بر این، اهمیت جنس و همانندسازی گروه رشته ای ضمنی به عنوان تعدیل گرهای این اثرات آزمون شد. روش: روش پژوهش همبستگی بود. از میان 700 نفر دانشجویان سال سوم و بالاتر دوره ی کارشناسی علوم انسانی و ریاضی فنّی دو دانشگاه صنعتی شریف و تهران در سال 1389، 192 نفر (نیمی زن، نیمی از هر گروه رشته) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. تصور قالبی و همانندسازی ضمنی با گروه رشته ی خود با استفاده از آزمون رایانه ای تداعی ضمنی گرینوالد، مک قی و شوارتز (1998) سنجیده شد. به علاوه، از آزمودنی ها در مورد اهمیت جنس و هدف شغلی شان سوال شد. برای تحلیل داده ها از رگرسیون سلسله مراتبی به طور جداگانه در هر گروه رشته استفاده شد. یافته ها: در گروه ریاضی فنّی، تعامل جنس و همانندسازی گروه رشته ای تمایل به شغل گزینی در رشته ی فعلی را پیش بینی کرد، در حالی که در گروه علوم انسانی، تعامل سه راهه ی جنس و تصور قالبی شخصی و اهمیت جنس پیش بین آن بود. هر دو اثر در جهت مورد انتظار بود. نتیجه گیری: دانشجویان دو گروه رشته از نظر نوع تصور قالبی تأثیرگذار (غیرشخصی در ریاضی فنّی در مقابل شخصی در علوم انسانی) و تعدیل گر اثر آن (همانندسازی گروه رشته ای در ریاضی فنّی در مقابل اهمیت جنس در علوم انسانی) با یکدیگر متفاوتند. این یافته توسط دیرینه بودن حضور اکثریتی مردان در ریاضی فنّی در مقابل اخیرتر بودن حضور اکثریتی زنان در علوم انسانی قابل تبیین است. نتایج این پژوهش در تشخیص دانشجویان آسیب پذیر و طراحی مداخلات با هدف کاهش اثرات منفی تصورات قالبی جنسیتی بر انتخاب های شغلی آنان کاربرد دارد.
توسعه علوم انسانی بخشی مهم از توسعه ساختار سیاسی اجتماعی محسوب می شود. بررسی وجوه توسعه علوم انسانی برای کشورهای در حال توسعه بسیار مهم و ضروری است. در مباحث مربوط به توسعه علوم انسانی در ایران و کشورهای در حال توسعه، دو جریان مهم معرفتی «بومی گرایی کارکردی» و «بومی گرایی معرفت شناسانه» قرار دارند و همواره تقابل های رویکردی را با یکدیگر داشته اند که موجب کندی تحول در توسعه علوم انسانی گشته است. در این پژوهش قصد آن داریم که با یک روش کیفی و بهره گیری از ابزارگردآوری داده ها کیفی به این سوال پاسخ دهیم (سوال اصلی) که «تقابل رویکرد بومی گرایی کارکردی و رویکرد بومی گرایی معرفت شناسانه در بومی سازی و توسعه علوم انسانی چگونه سبب کارآمدی و یا ناکارآمدی این حوزه می گردد؟». فرضیه اصلی ما در این پژوهش بیان می دارد که «تقابل رویکرد بومی گرایی کارکردی و رویکرد بومی گرایی معرفت شناسانه سبب کُندشدن فرآیند توسعه علوم انسانی و عدم تحقق بومی سازی در ایران شده و حرکت به سمت رویکرد تلفیقی ترکیبی در این حوزه، راهگشای وضعیت فوق می باشد».
محور اصلی بحث در مقاله حاضر، سنجش نگرش استادان علوم سیاسی دانشگاه تهران در رابطه با وضعیت آموزشی و پژوهشی رشته علوم سیاسی است. به منظور سنجش وضعیت موجود، متغیرهایی در رابطه آموزش، پژوهش، میزان علاقمندی به رشته، میزان رضایت از رشته، میزان تمایل به انجام کارهای پژوهشی و فعالیت های گروهی انتخاب شده که بیانگر نگرش استادان در این زمینه باشد. جامعة آماری نیز شامل کلیة استادان گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1396-1397 است که تعداد آنها 29 نفر بوده است. هدف اصلی نوشتار حاضر، توصیف و تحلیل نقاط قوت و ضعف رشتة علوم سیاسی برای ارتقای جایگاه آن در ساختار دانشگاهی کشور است.
ارسطو در آناکاویک نخست، دفتر 2، فصل 25، گونه ای از استدلال، به نام اَپاگوگه، را پیش می نهد که ارسطوشناسان درباره چیستی اش بسی اختلاف دارند. راس بر آن است که اَپاگوگه قیاس اکتشافیِ نیمه برهانی نیمه جدلی، در قالب شکل اوّل، با نتیجه ای محتمل است که از ترکیب صغرایی محتمل تر با کبرایی یقینی به دست می آید. پِرس معتقد است که اَپاگوگه همان فرضیه ربایی یا به تعبیر جدیدتر استنتاج بهترین تبیین است. فارابی، امّا، بی آن که آشکارا درباره اَپاگوگه بحث کند، برگردان عربیِ اِپاگوگه، یعنی «الاستقراء»، را جایگزین اَپاگوگه می کند، که الهام بخش این فرضیه است که اَپاگوگه تصحیف اِپاگوگه است. تحلیل ما نشان می دهد که تفسیرهای پِرس و فارابی، خود، فرضیه ربایی هایی هستند که با پذیرش مسئله زا بودنِ وضعیت فصل 25، فرضیه هایی برای تبیین آن پیش می نهند، مخالف با اصول اقتصاد و سازگاری. راس، اما، مسئله زا بودنِ وضعیت فصل 25 را، از بُن، نمی پذیرد و کار خود را ساده می کند. نظریه پِرس، در باب ریشه ارسطوییِ فرضیه ربایی، با مشکلات و دست کم دو رقیبی که دارد، به جدّ محلّ تردید خواهد بود؛ و این برای تاریخ منطق، تاریخ علم، و تاریخ فلسفه علم، می تواند مهم باشد.
هیچ مکتبی به اندازه اسلام برای دانش و آگاهی ارزش قائل نیست و هیچ دینی مانند دین اسلام انسان ها را از خطر جهل برحذر نداشته است. مدیریت دانش، مفهوم تازه ای نیست و بیشتر حاصل کار تمدن های قدیمی از جمله تمدن اسلام و ایران است. بسیاری از فیلسوفان علم بر این امر تأکید دارند که هر جامعه ای نیازمند به مجموعه دانشی است که متناسب با حافظه تاریخی، فرهنگی و به طور کلی، سازگار با محیط زندگی آن جامعه باشد. در این میان کشورهای اسلامی به ویژه ایران با داشتن فلسفه زندگی خاص و فرهنگ متفاوت با دیگر کشورها، به تئوری های خاص خود نیاز دارند. با وجود مطالعات فراوانی که در حوزه مدیریت دانش انجام گرفته است، شمار بسیار کمی از تحقیقات به مدیریت دانش با رویکرد ایرانی اسلامی پرداخته اند و تحقیق جامع و معتبری در این خصوص مشاهده نگردید. این امر پژوهشگران را برآن داشت تا با به کار بردن روش کیفی و راهبرد نظریه پردازی داده بنیاد به مطالعه و بررسی در حوزه مورد اشاره بپردازند. هدف این پژوهش این است که ضمن مقایسه مدل های مختلف مدیریت دانش و بررسی چرخه مدیریت دانش در ادبیات مدیریت و منابع اسلامی، نظریه مدیریت دانش ایرانی اسلامی را ارائه کند. در این پژوهش با هفده نفر از خبرگان مصاحبه اختصاصی صورت گرفت که براساس تحلیل داده های جمع آوری شده و پس از فرآیند کدگذاری سه مرحله ای متن مصاحبه ها 235 کد نهایی، 80 مفهوم نهایی و 29 مقوله به دست آمد و سپس نظریه مدیریت دانش ایرانی اسلامی مطرح شد.
هدف : هدف از این مقاله شناسایی و داده کاوی عناصر نشر در استفاده از مجوزهای کریتیو کامنز در نشریات دسترسی باز پایگاه دوآج برای حمایت از حقوق مالکیت فکری است. روش: روش پژوهش داده کاوی توصیفی و جامعه آماری نشریات نمایه شده در پایگاه دوآج 9389 عنوان تا اوایل سال 2016 است. داده های مورد نیاز از پایگاه دوآج به صورت فراداده و با فرمت CVS شامل ناشران و 128کشور عضو این پایگاه ذخیره شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار رپیدماینر نسخه 7 و از مدل جدیدی بر اساس روش شناسی استاندارد کریسپ و الگوریتم درخت تصمیم C5.0 استفاده شد. یافته ها : نتایج حاصل از داده ها نشان داد که 46.44 از نشریات از مجوزهای کریتیوکامنز استفاده نکرده اند. بیشترین مجوزهای استفاده شده در این پایگاه، مجوز تخصیص است. ناشران در مجموع بیشتر از مجوز تخصیص با 28.88 درصد (711) عنوان و کمتر از مجوز اختیار- غیراشتقاقی0.4 درصد (37) عنوان استفاده کرده اند که ناشران دانشگاهی با 35.07 درصد بالاترین رتبه را در استفاده از این مجوزها به دست آورده است و از بین کشورها، مصر با 11.39 درصد رتبه اول، بریتانیا با 8.64 درصد رتبه دوم و برزیل با 8.33 درصد رتبه سوم را کسب نموده اند. در بین قاره ها، اروپا در استفاده از مجوزها رتبه اول را کسب کرده است. الگوریتم درخت تصمیم C5.0 با دقت 69.20 ، صحت 64.90 درصد و با خطای 35.10 درصد (صحت-1= نرخ خطا) برای ناشران کشورهایی نظیر آمریکا، برزیل، مصر، بریتانیا، لهستان مجوز تخصیص را پیش بینی کرده است که نشان دهنده تأیید یافته های مذکور است. نتیجه : استفاده از انواع مجوزها به خصوص مجوز تخصیص توسط کشورها و ناشران نشانگر پذیرش این مجوز ها از سوی جامعه و تداوم و تقویت فرایند توسعه دانش همراه با شتاب فزاینده ای در جهت تولید علم است.