الهی نامه یکی از منظومه های عارفانه عطار است که در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته و چندین مرتبه تصحیح شده است. لازم به ذکر است که نسخه های تصحیح شده آن نیز بارها تجدید چاپ شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است. این مطالعه با استفاده از روش اسنادی -کتابخانه ای و با هدف بررسی تصحیحات الهی نامه عطار توسط ریتر، روحانی و شفیعی کدکنی انجام گرفته است. نظر به اینکه در این پژوهش هر یک از این تصحیحات با توجه به سه اصل مآخذ و نسخ، اهلیت پژوهشگر و روش تصحیح مورد بررسی قرار گرفت، یافته های پژوهش نشان می دهد که تصحیح ریتر از لحاظ اهلیت مصحح و شیوه کار در مقایسه با دیگر تصحیحات اهمیت بیشتری دارد و مشکل اصلی کار او عدم دسترسی به نسخه های معتبر بوده و روحانی به رغم در اختیار داشتن بیست و دو نسخه به دلیل نادرست بودن روش کار و نداشتن تجربه لازم در ارائه تصحیحی جامع و مانع ناکام، بوده است. در این میان تصحیح شفیعی کدکنی در مقایسه با دو تصحیح دیگر به دلیل دارا بودن اهلیت، دسترسی به نسخه های معتبر و بهره گیری از علم سبک شناسی برتری دارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و تعهد سازمانی معلمان دوره ابتدایی شهرستان آزادشهر می باشد. در این تحقیق توصیفی که از نوع همبستگی می باشد، تعداد 196 نفر از معلمان دوره ابتدایی شهرستان آزادشهر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه هوش فرهنگی ارلی و انگ (2004) با ضریب آلفای کرونباخ 0.93 و پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می یر (1990) با ضریب آلفای کرونباخ متوسط 0.73 استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل رابطه بین متغیر ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. هوش فرهنگی و تعهد سازمانی با ضریب همبستگی پیرسون 0.486 و در سطح خطای کمتر از 0.01 با یکدیگر رابطه مثبت و معناداری داشتند. از مقایسه ضرایب رگرسیونی استاندارد بتا مشخص شد که میزان هوش فرهنگی با بتای معادل 443/0 دارای تأثیر نسبتا زیادی بر متغیر وابسته می باشد؛ و به طور معناداری توانایی پیش بینی متغیر تعهد سازمانی را دارد.
ارزش ویژه برند، برای ایجاد وفاداری در بین مصرف کنندگان نسبت به برند از دو فاکتور اصلی بهره می برد. استفاده از مشتریان در خلق ارزش مشترک و تمهیداتی برای افزودن بر ارزش مشتری دو ابزار اصلی است که در مدل ارزش ویژه برند آکر بر آن تأکید شده است. تحقیقات متعددی در زمینه ارزش ویژه برند با بهره گیری از مدل آکر انجام شده است. اما در هیچکدام از این تحقیقات، تأثیر رسانه های اجتماعی، بر خلق ارزش مشترک با مشتری و بر ارزش مشتری و درنهایت بر ارزش ویژه برند، مورد مطالعه قرار نگرفته است. بنابراین، بررسی تأثیر رسانه های اجتماعی بر مدل آکر هدف اصلی این تحقیق بوده است. روش شناسی این تحقیق از طریق مدل معاملات ساختاری، و مورد کاوی این تحقیق، در صنعت تنقلات و شرکت لینا بوده است. در تحلیل های انجام شده، شاخص نکویی برازش بیش از 80% بدست آمد، که نشان دهنده تأثیر رسانه های اجتماعی بر ارزش ویژه برند در مدل آکر است. رسانه های اجتماعی با آگاهی بخشی از ترکیبات تشکیل دهنده محصولات نهایی و جمع آوری و انتقال نظرات مصرف کنندگان نهایی به شرکت تولیدی، از طرفی باعث افزایش وفاداری مشتریان به برند شرکت می شوند، و از طرف دیگر، با انتقال ایده ها و خواسته های مشتریان، باعث تولید محصولاتی بنا به نیاز و طبق سلیقه مصرف کنندگان میشوند. که درنهایت باعث، ارتقاء و بهبود ارزش ویژه برند می شوند.
هدف: هدف این پژوهش بررسی ویژگی رفتاری فرصت طلبی بر تردید حرفه ای حسابرسان مستقل است که می تواند بر قضاوت و تصمیم گیری حسابرسان تأثیر منفی داشته باشد. روش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی است و در زمره پژوهش های توصیفی- پیمایشی قرار می گیرد. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه تکمیل شده به وسیله 466 نفر از حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی، سازمان حسابرسی و دیوان محاسبات کشور جمع آوری و تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد ویژگی رفتاری فرصت طلبی بر تردید حرفه ای حسابرسان مستقل و مؤلفه های آن شامل ذهن پرسشگر، وقفه در قضاوت، جستجوی دانش، درک میان فردی، اعتماد به نفس و خود رأی بودن، رابطه معنی دار و منفی دارد. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان می دهد ویژگی های رفتاری در تردید حرفه ای حسابرسان از جمله عوامل تأثیرگذار محسوب می شود. بنابراین، به متولیان و نهادهای نظارتی حرفه حسابرسی پیشنهاد می شود اصول اخلاقی را به شکل جدی در کانون توجه خود قرار دهند و با ایجاد مکانیزم هایی که مانع از رفتارهای غیراخلاقی می شود گامی مؤثر در راستای بهبود شرایط اقتصادی کشور برداشته و بدین ترتیب منافع عموم نیز به نوعی حفظ گردد.
اگرچه ویتگنشتاین بهعنوان یکی از مخالفان شکاکیت فلسفی شناخته میشود، اما جنبههایی از معرفتشناسی وی در نظریهی تصویری زبان و فلسفهی زبانِ معمولی، دارای ویژگیهای پوچگرایانه است. این ویژگیها بهموجب نگرش زبانی ویتگنشتاین، با نشانهشناسی و متافیزیکِ وی گره خورده و جداییناپذیرند. این مقاله با بررسی گرایشهای پوچ-گرایانه در نشانهشناسی و متافیزیک ویتگنشتاین، به تحلیل ویژگیهای پوچگرایانه در معرفتشناسی وی میپردازد. از دیدگاه ویتگنشتاین نشانه نمیتواند به جهانی خارج از زبان، به درون ما، به دیگری یا به مدلولهای فلسفی دلالت کند. وی امکان تحقیق در متافیزیک را نفی میکند: در رساله بهخاطر محدودیت منطق، در پژوهشها بهخاطر کاربرد نداشتن عبارات متافیزیکی، و در در باب یقین بهخاطر گریزناپذیری از چارچوبهای زبانیِ حاکم بر شک و یقین. بر این اساس در فضای منطقی هیچ چیزی واقعا قابل شناختن نیست چون شناخت، محصور در فرامنطق است. شناخت امری کاملا نسبی، مقطعی و وابسته به زمینه است چون جهان ما فقط یک جهان ممکن است و نه تنها جهانی که هست. با این همه ویتگنشتاین نمیگوید که شناخت مطلقا ممکن نیست بلکه میگوید شناخت تابع منطق و بازی زبانی ماست و نه به-طور مستقیم تابع اعیان یا امور واقع. حال اگرچه منطق و بازی زبانی، بیربط به واقعیت نیستند و پیوندی با واقعیت دارند اما این به آن معنی نیست که بازتابدهندهی امور واقعاند.
نابرابری سلامت را می توان به صورت تفاوت ها و اختلافات در دستیابی به سلامت بین گروهی از افراد و همچنین تفاوت در فرصت های داشتن زندگی سالم تعریف کرد. این تفاوت ها به یک نگرانی عمده در زمینه بهداشت عمومی تبدیل شده است و بیشتر کشورها با برقراری سیاست هایی درصدد کاهش آنها هستند. سیاست ها و دخالت هایی که مستقیماً به عوامل اجتماعی و اقتصادی ایجادکننده نابرابری سلامت می پردازند، در کاهش این نابرابری بسیار مؤثر هستند. در اینجاست که شناسایی عوامل مؤثر بر نابرابری سلامت اهمیت می یابد. هدف این مطالعه تعیین عواملی است که با نابرابری سلامت در ارتباطند. برای دستیابی به این هدف، از روش داده های ترکیبی برای 31 استان ایران طی سال های 1397_1388 استفاده و شاخص نابرابری سلامت با استفاده از ضریب جینی محاسبه شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که ضریب تورم در بخش سلامت، نابرابری درآمد، آموزش و بیکاری مثبت و از نظر آماری معنادار است. همچنین، در این مدل درآمد، بیمه و مخارج عمرانی دولت به کاهش نابرابری سلامت کمک می کند.
Iraqi Kurdistan has adopted an independent foreign policy from the Iraqi central government in the past two decades; This foreign policy is based on a different model and strategy that aims at independence. In this regard, considering the importance and determinant nature of Iran’s regional policy in the face of regional developments such as the disintegration of neighboring countries along with Tehran’s position on the independence of Iraqi Kurdistan, Erbil is leveraging a strategic model of balance of threat towards the confrontation between Tehran and Tel Aviv. Accordingly, the present study seeks to explain why and how this strategy is adopted by the Iraqi Kurdistan toward the confrontation between the Islamic Republic of Iran and the Zionist regime. Therefore, the main question is "what is the rationale for Iraqi Kurdistan to understand the Iranian threat?" The hypothesis is that due to its historical components, different organizational and social identities, differences in power levels, and personal factors (mindsets of the leaders), Iraqi Kurdistan sees the Islamic Republic of Iran as an obstacle to the way of realization of its independence. Therefore, Iraqi Kurdistan in the Zionism-Iranian confrontation pursues a unique strategy based on the balance of threat. This essay is an analytical-explanatory study that has been done using a combination of theoretical frameworks of the balance of threat and constructivism. Furthermore, the research method in this essay is based on trend analysis.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران گام نخست سیاست گذاری نظام اسلامی جهت تحقق آرمان های اخلاقی نظام تعلیم و تربیت کشور انقلاب اسلامی ایران بود که نشان دهنده عمق مبانی تعلیم و تربیت در دین مبین اسلام و اسناد بالادستی از جمله قانون اساسی است. مفاهیم و جلوه های اخلاق و تربیت سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، همگی ریشه در ایمان به خدای متعال و سبک زندگی توحیدی (حیات طیبه) دارد و سیره نظری و عملی انسان های تربیت یافته مکتب الهی رسول گرامی اسلام (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به خوبی در آن منعکس شده است. لیکن در مقام اجرا، برای مؤثر واقع شدن تعالیم و زحمات تربیتی متربیان باید به نکات ظریفی چون توجه تام به هدف انسان سازی، لزوم توجه و تمهید به تزکیه معلمان و مربیان، ایمان و عمل مربیان مدارس به تعالیمی که به متربیان آموزش می دهند، توجه به تجربه و تمرین عملی برای درونی کردن تعالیم اخلاقی به کودکان و نوجوانان و در نهایت، پاسخ به شبهات و افکار انحرافی در حوزه تعلیم و تربیت، توجه کنند.
گفتمان سازی به معنای جهت دادن افکار عمومی جامعه به سمت مفهوم خاصی است که یکی از لازمه های اجرایی شدن مفاهیم و ایده ها محسوب می شود. علیرغم تلاش های مجامع علمی و فرهنگی، هنوز در خصوص گفتمان سازی مفاهیم و ایده های ارزشمند، وضعیت مطلوبی مشاهده نمی شود که یکی از علل آن، فقدان الگوی مناسب گفتمان سازی است. بنابراین استنطاق آراء اندیشمندان اصیل اسلامی، بسیار با اهمیت است. این نوشتار با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش تحلیل مضمونی استرلینگ (روش) با بررسی بیانات رهبری در خصوص گفتمان سازی، درصدد ارایه الگوی آن در اندیشه ایشان است (مسأله). الگوی گفتمان سازی از منظر رهبری عبارت است از اینکه: گفتمان به معنی عمومی شدن یک مفهوم در جامعه و جهت گیری افکار عمومی به سمت آن مفهوم هست که برای تحقق این مفهوم، عواملی مانند: نخبگان، علما، شعرا، ادبا، مسئولین، هنرمندان، دانشجویان، طلاب و صدا و سیما تعیین می شوند تا مفاهیمی مثل مسائل روز جامعه و مفاهیم دارای قابلیت گفتمان سازی را با رعایت شرایط آن (تفکر، تکرار، تبیین و ارایه الگو) توسط برنامه های صدا و سیما، نگارش، کرسی های آزاد اندیشی، تبلیغ، شعر، کارهای هنری و امکانات دستگاه های مختلف کشور گفتمان سازی کنند. چنین گفتمانی نتایجی مانند: پیشرفت و حل مشکلات کشور، تسهیل گری در امور کشور، افزایش انگیزه خدمت، فعال شدن مجریان، تبدیل فکر به عمل، ایجاد اقبال عمومی، رشد مردم و احساس مسئولیت را در پی خواهد داشت. (یافته ها)
یادگیرندگان دارای تفاوتهای فردی مهمی در زمینه یادگیری هستند؛ در حالی که به نظر میرسد در اغلب کلاسهای آموزشی کمتر به این مقوله مهم توجه میشود. هدف کلی این پژوهش توصیفی همبستگی تعیین ارتباط سبک یادگیری با ابعاد شخصیتی دانشآموزان کشاورزی بود. جامعه آماری که تعداد 142 نفر از (N= پژوهش دانشآموزان مراکز آموزش کشاورزی استان کرمانشاه بودند ( 1100 آنان براساس جدول کرجسی و مورگان با روش نمونه گیری تصادفی طبقهای به تفکیک جنسیت به GEFT و ILP عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شد. براساس یافتهها، بیشتر دانشآموزان کشاورزی از سبک یادگیری مستقل از زمینه برخوردارند و دارای ابعاد شخصیتی درونگرا، تجربی، تأملی و ادراکی هستند. ارتباط سبک یادگیری با ابعاد شخصیتی دانشآموزان کشاورزی معنادار است. همچنین بین سبک یادگیری با جنسیت دانشآموزان ارتباط معناداری وجود دارد. ارتباط ابعاد شخصیتی با جنسیت دانشآموزان نیز معنادار شد. بنابراین، اغلب دانشآموزان پسر از سبک یادگیری مستقل از زمینه و دانشآموزان دختر از سبک یادگیری وابسته به زمینه برخوردارند. دانشآموزان پسر معمولاً درونگرا و تأملی در حالی که دانشآموزان دختر برونگرا و احساسی هستند.
این پژوهش با هدف بررسی میزان اعتماد اجتماعی و مشارکت و چگونگی رابطه آ نها با خودسانسوری شهروندان شهر یزد انجام شده است. منظور از خودسانسوری این است که افراد به علل گوناگون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نظریاتشان را بیان نکنند. برای تدوین چارچوب نظری از نظریات گیدنز، بلاو، پارسونز و زیمل استفاده شد. روش پژوهش، پیمایش بوده و برای جم عآوری داد هها از پرس شنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، شهروندان 15 ساله و بیشتر شهر یزد در سال 1397 بودند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر تعیین گردید و برای انتخاب نمون هها از روش نمونه گیری خوشه ای چن دمرحل های استفاده شد. برای بررسی اعتبار و پایایی پرسش نامه از اعتبار صوری و ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. یافته ها نشان داد که خودسانسوری در بین شهروندان یزدی در حد متوسط بوده و رابطه آن با دو متغیر مشارکت و اعتماد اجتماعی، منفی و معنی دار بوده است. اعتماد اجتماعی با ضریب 0-، همبستگی معکوسی با خودسانسوری داشتند. / -0/417 و مشارکت با ضریب 235 بررسی مدل معادله ساختاری نشان داد 31 درصد از تغییرات خودسانسوری، با متغیرهای مستقل مشارکت و اعتماد اجتماعی تبیین م یشود. نتایج حاکی از تأثیرگذاربودن متغیرهای اعتماد اجتماعی و مشارکت ب هعنوان دو متغیر مهم در تبیین و پی شبینی خودسانسوری است و تقویت اعتماد اجتماعی و مشارکت شهروندان باعث کاهش خودسانسوری آن ها خواهد شد.
این مقاله به بررسی مهارت های زندگی نسل دیجیتال می پردازد از نظر هدف اکتشافی و روش آن توصیفی پیمایشی است. در این پژوهش ابتدا ابعاد کلیدی مهارت های زندگی بر اساس مبانی نظری و پیشینه پژوهش در ایران و جهان شناسایی شدند که شامل ابعاد شناختی، سلامت و بهداشت، فن آوری و اطلاعات، سواد رسانه، سواد زیست محیطی، مهارت های کار و زندگی؛ فرهنگی، مهارت های اجتماعی می شدند. سپس پرسش نامه ای بر مبنای طیف 10تایی تدوین شد. روایی محتوایی پرسش نامه با توجه به دیدگاه متخصصان آموزشی و ضریب پایایی نیز با اجرا بین 40 نفر به صورت آزمایشی 973/0 بدست آمد. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره متوسطه و هنرستان های شهر تهران بوده که در مجموع 257385 می باشد و 20925 کلاس درس در این مقطع وجود دارد، نمونه آماری بر اساس روش خوشه ای چند مرحله ای تعیین شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل عامل اکتشافی، آزمون t، آزمون فریدمن استفاده شد. نتایج تحلیل ها نشان می دهد که بین وضعیت موجود و مطلوب مهارت های زندگی تفاوت معناداری وجود دارد و اولویت بندی مهارت های زندگی نسل دیجیتال از نظر دانش آموزان و معلمان به ترتیب عبارت است از مهارت های فردی با ضریب آلفای 965/0، سواد رسانه و اطلاعات 918/0:α، سواد اقتصادی 893/0:α و سوادهای قرن 877، 21:α.
امروزه پیوند ادبیّات تطبیقی و بینامتنیت دستاوردی جدید است که می توان در چارچوب الگوها و روش های آن، به تحلیل اثر پرداخت. از مهم ترین عوامل تحلیل در حوزه ادبیّات تطبیقی، بررسی شباهت ها و تأثیرگذاری آثار بر یکدیگر و چگونگی تحقق یا انتقال یک موضوع و درون مایه است؛ ولی خوانش بینامتنی دغدغه فرا رفتن از بررسی منابع مشابه و تأثیر و تأثر را دارد؛ یک متن بر پایه گفتمانی از پیش موجود، بنا می شود و سپس آن گفتمان را از آن خود می کند و حتّی موجب دگرگونی معنای متن محوری می شود. در جستار پیش رو، با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی تطبیقی وجوه بینامتنی ژنت با نظریه بلاغت اسلامی در اصول الفصول می پردازیم. بر این اساس انواع بینامتنی آشکار تعمدی، پنهان تعمدی و ضمنی و وجوه تطبیقی آن ها در بلاغت اسلامی از جمله تضمین، تمثیل، ارسال المثل، اقتباس، عقد، اشاره، حل و انتحال و تلمیح، در این اثر بررسی می شود. بررسی میزان استفاده از متون پیشین بر اساس نظریه ژنت و تطبیق آن ها با نظریه بلاغت اسلامی از اهداف این پژوهش به شمار می رود. بر اساس پژوهش حاضر، بیشترین گونه بینامتنی، بینامتنیت ضمنی و در تطبیق با بلاغت اسلامی از گونه اقتباس است. پس از آن به ترتیب بینامتنیت آشکار تعمدی، بیشترین فراوانی را دارند. خلاقیّت هدایت در چگونگی به کار بردن متون پیشین و استفاده از عنصر بینامتنی و ایجاد پیوند بدیع و مبتکرانه بین متون پیشین و متن حاضر به گونه هنرمندانه باعث جذب و اقناع مخاطب می شود.
کیت مانه در مقاله «درونی گرایی درباره دلیل: غم انگیز اما صادق؟» (2014) طرحی برای دفاع از درونی گرایی درباره دلیلِ هنجاریِ عمل پیش می نهد. به نظر او، باید به سرشت بیناشخصی دلیل نظر کنیم تا در یابیم دلایل محدود به وضع روانشناختی فاعل هستند. با این وصف، دلایل آن ملاحظاتی هستند که فاعلِ آرمانی در فرایند دلیل آوریِ آرمانی با فاعل به آنها اشاره کند. ایده مانه این است که اگر این شرط برقرار باشد، چالشی برای بیرونی گرایی و زمینه ای برای دفاع از درونی گرایی فراهم است. در مقابل، در این مقاله به یکی از ابهام های فرایند دلیل آوریِ آرمانی اشاره می کنیم، یعنی آرمانی بودن یا نبودن زمان ِ این فرایند. استدلال می کنیم که آرمانی در نظر گرفتن زمان ترجیح دارد و این مانعی برای استدلال مانه است.
فرایند تحقق دلالت، از عناصر گوناگونی تشکیل شده است که انس دال با مدلول مهم ترین آنهاست؛ چراکه انس، ربط دهنده دال و مدلول به یکدیگر و زمینه ساز اصلی برای انتقال ذهنی است. این انس، همچون هر پدیده امکانی دیگر برای تحقق نیازمند علت است؛ ازاین رو این پرسش پدید می آید که عوامل تحقق انسِ دال با مدلول چه اموری هستند؟ منطق دانان مسلمان، در صدد برآمده اند با شناسایی گونه های مختلف علت انس دال و مدلول، راه را برای تقسیم دلالت هموار سازند. آنان عناصر سه گانه عقل، طبع و وضع را به عنوان عوامل ایجادکننده انس دال و مدلول معرفی کرده اند و بر اساس آن دلالت را به سه دسته عقلی، طبعی و وضعی تقسیم نموده اند. به جهت گنجانده شدن بحث دلالت در مباحث الفاظ در منطق، اهتمام منطق دانان بیشتر به اقسام دلالت های وضعی لفظی- یعنی مطابقی، تضمنی و التزامی- معطوف شده است و تقسیم اولیه دلالت از نگاه آنان دور مانده است. این نوشتار در صدد آن است با روش کتابخانه ای، ابتدا به بررسی سیر تاریخی تقسیم دلالت در میراث منطقی مسلمانان بپردازد و سپس با رویکرد تحلیلی، هویت دلالت های مذکور را بررسی و نقد کند. بر اساس این مقاله هیچ یک از عقل، طبع و وضع، علت انس نیستند، بلکه عامل ایجاد کننده انس دال با مدلول عبارت است از: التفات مکرّر و هم زمان به دال و مدلول یا التفات شدید و هم زمان به دال و مدلول.
Purpose: The aim of this study was to investigate media literacy on creativity skills, critical thinking and problem-solving skills of sixth-grade students. Methodology: The statistical population of the present study was all sixth-grade students of non-profit schools in Tehran in the academic year of 2018-2019 whom 206 girls (from the population of 5056 people) and 163 boys (from the population of 4002 people) were selected as the cluster sampling method. The Simone Questionnaire (2017) was used to measure media literacy, the Harris Questionnaire (2016) was used to creativity, the Sarigoz Questionnaire (2012) was used to measure critical thinking and the Sirait Questionnaire (2017) was used to measure problem-solving skills. For data analysis, data analysis method of structural equation technique was used and using LISREL and SPSS software at a significance level of 0.05. Findings: The results showed that media literacy affected the development of creativity, critical thinking and problem solving skills and these effects were not significantly different in the two groups of girls and boys. Also, the mediating role of critical thinking in the effect of media literacy on creativity and the mediating role of creativity in the effect of media literacy on problem solving skills in boys was stronger than in girls (P <0.001). Conclusion: Based on the research findings, it can be acknowledged that media literacy of students can improve problem-solving skills, creativity and critical thinking.
کاوه آهنگر به عنوان اولین پهلوان شاهنامه ، از جمله شخصیت هایی است که نامی از او در متون اوستایی و پهلوی نیست و به عقیده برخی پژوهشگران، چهره ای نوظهور در ادب حماسی به شمار می آید. تنها خویشکاری های کاوه در شاهنامه ، یاری رساندن فریدون در قیام علیه ضحاک و ساخت درفشی ملّی برای ایرانیان است. او پس از به انجام رساندن این دو خویشکاری، ناگهان از صحنه داستان کنار می رود و گرفتار سرانجامی نامشخص می شود، اما در برخی متون نقّالی و عامیانه، داستان این چهره پهلوانی گونه ای دیگر است. شخصیت او در این متون، نه به عنوان پهلوانی ملی، بلکه به عنوان یکی از اولیاءالله که با یاری جستن از نیروهای قدسی و ماورائی، در برابر نیروهای اهریمنی می ایستد، نمود یافته است. این جستار با روش توصیفی- تحلیلی درصدد بیان مضامین داستانیِ زندگی کاوه آهنگر با توجه به متون عامیانه و نقّالی شاهنامه است. نگارنده بر این باور است که بسیاری از مضامین داستانیِ زندگی کاوه آهنگر در متون عامیانه و نقّالی شاهنامه از قبیلِ: رسیدن به مقام اولیاءاللّهی، ساخت درفش کاویانی به یاری اسماءالله و نقوش و نوشته های مینوی، طلسم افکنی بر راهِ شخصیت های اهریمنی، منطق الطیردانی او، و سرانجامِ زندگیش که با مرگی اختیاری پایان می یابد، همگی برگرفته از داستان های اولیاءالله، متصوفه و شاهانِ فره مندِ ایرانی است.