در زمینه امکان بازگشت مجدد دین بر ذمه مدیون چهار نظر عمده فقهی وجود دارد. قائلین به استحاله بازگشت مجدد دین ساقط شده به قاعده «الساقط لایعود» و اصل عدم عود استدلال می کنند. برخی با استناد به ماهیت اعتباری دین، بنای عقلا و صحت فسخ و اقاله عقودی با موضوع دین قائل به امکان اعتبار مجدد دینِ ساقط شده بر ذمه مدیون هستند. برخی بر آن اند که سقوط دین به منزله تلف دین است. اما در صورت وجود سبب اعاده دین مثلِ دینِ ساقط شده بازمی گردد. برخی نیز قصد طرفین را در حکم مسئله تعیین کننده دانسته اند. اگر قصد طرفین تملیک و تملک باشد، بازگشت دین ممکن است. اما، با قصد ایفا و استیفای دین، دین باز نخواهد گشت. طبق بررسی ها، سقوط دین در حکم تلف است و طبق اصل تبعیت امور اعتباری از قواعد عقلی بازگشت آن به حکم قاعده عقلی «الساقط لایعود» محال است. اما بازگشت مماثلِ دینِ ساقط شده ممکن است. طبق مواد 806 و 701 و 723 ق.م. قانون گذار نیز دیدگاه یادشده را پذیرفته است. از نتایج پذیرش دیدگاه بازگشت مثل دین عدم بازگشت طواری دین از جمله ضمانات و وثایق متعلق به دین، حال بودن دین مُعاد، و عدم اعتبار قرار اقساط در مورد آن است.
روابط متقابل شهر و روستا پدیده ای فضایی- مکانی و جغرافیایی است و لذا شناخت، نبین و کشف قانونمندی های حاکم بر آن در چهارچوب روابط متقابل انسان و محیط، موضوعی جغرافیایی می باشد که از اهمیت نظری و کاربردی ویژه برخوردار است. همچنین با توجه به نقش این روابط درفرایند تحولات و توسعه کانون های شهری و روستایی، علاوه بر اهمیت بررسی انواع این روابط شناخت آثار و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و فضایی- کالبدی آن بر شهر و روستا در راستایی توسعه پایدار نواحی روستایی و شهری اهمیت فراوان دارد. این پژوهش بر آن است که به روش توصیفی- تحلیلی ارتباط متقابل بین شهر جیرفت و روستاهای پیرامون آن را مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار دهد. روش جمع آوری اطلاعات مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی ازجمله تکمیل پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه است. برای انجام کار از مجموع 1288 روستای شهرستان، 47 مورد را به صورت تصادفی انتخاب کرده ایم و تعداد 384 پرسشنامه بین اهالی روستا پر شده و برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های کروسکال والیس و آنوا (ANOVA)T همبستگی پیرسون و ویلکاکسون و آزمون دبلیو کندال استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که: جیرفت به عنوان یک شهر میانی و قطب بزرگ کشاورزی جنوب کشور و همچنین به لحاظ تجمیع امکانات، سرمایه و نیروی انسانی در منطقه ضمن تسلط و برتری در سطح ناحیه دارای ارتباط دو سویه با روستاهای پیرامون خود است. از سوی دیگر روستاهای تحت حوزه نفوذ نیز با برقراری جریانات اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی، روابط تجاری و سرمایه گذاری در بخش های تولیدی، بازار و مسکن شهری زمینه های پویایی اقتصاد و رشد شهر جیرفت و نیز توسعه در روستای خود را ضمن «وابستگی به شهر» به طور نسبی فراهم نموده اند.
در علم مدیریت آموزشی، معمولاً سازمان های آموزشی مانند دیگر سازمان های خدماتی، تولیدی و صنعتی درنظر گرفته شده اند؛ درحالی که اگر مدیریت آموزشی به سمت مدیریت عناصر حاکم بر تربیت و آموزش حرکت کند، به اهداف غایی خود دست خواهد یافت. از طرف دیگر، اسلام به عنوان آخرین دین برای هدایت بشریت، برنامه ای کامل برای تربیت انسان دارد و بر این اساس، در پژوهش حاضر، درپی پاسخ گویی به این سؤال بوده ایم که مدیریت تربیتی در سیره رسول الله (ص) به عنوان کامل ترین انسان و آخرین پیامبر، چگونه است، تا بتوانیم از این شیوه مدیریت در نظام آموزش وپرورش بهره جوییم. برای انجام دادن این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی با به کارگیری روش تحلیل مضمون استفاده کرده ایم و تحقیق پیشِ روی درزمره پژوهش های کیفی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش، مشتمل بر قرآن کریم و نمونه پژوهش، آیات مرتبط با سیره پیامبر اکرم (ص) درخصوص تربیت و آموزش در این کتاب آسمانی بوده است و به منظور اطمینان یافتن درباره برداشت از آیات، از تفسیر المیزان نیز استفاده کرده ایم. برای پاسخ گویی به سؤال های پژوهش، داده های اولیه کدگذاری شدند و طبقه بندی مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر در سه محور اهداف غایی، اصول و روش ها صورت گرفت و بدین ترتیب، درحوزه اهداف غایی، یک هدف غایی هدایت (خروج از ظلمت به سمت نور) و یک هدف فرعی به نام بلاغ (اتمام حجت) به دست آمد. درحوزه اصول، پنج اصل انذار (بیدارکردن)، تذکر (یادآوری)، تبشیر (استقامت)، رجوع به منبع و اسوه سازی تعیین شد. درحوزه روش نیز چهار روش تلاوت آیات (انتقال حقایق و عینیت بخشیدن آن ها)، تزکیه (پاک سازی و رشد)، تعلیم کتاب و تعلیم حکمت شناسایی شد. مسئله موردتوجه در این پژوهش، نظام مندبودن، مرتبه ای و مرحله ای بودن آن، و کارکرد مضامین به دست آمده در تسریع رشد و دورکردن انحراف ها از نظام آموزشی است؛ به نحوی که همه اصول و روش ها درخدمت هدف غایی باشند.
The book "The The Qur’an Misinterpreted, Mistranslated, and Misread: the Aramaic Language of the The Qur’an" was published in 2006 by Gabriel Sawma. The author has claimed that the language of the Qur'an is the Syro-Aramaic, and most of its teachings are derived from Jewish-Christian sources. Among his claims, he alleges that Muslims have misunderstood the verse 116 of Surah al-Baqarah:"And they say Allah has taken to Himself a son Glory be to Him…" (Wa Qālūt takhadhal lāhu Waladāan Subĥānahu). He regards the word ‘اتَّخَذ’ (Has taken) as a distortion of the Syriac «اتَّحدَ» (has united) happened by the Qur'anic scribers. According to this recitation, the meaning of the verse is "They said that God is united with the Son". This meaning is in accordance with the New Testament doctrine of the incarnation of God through the Son. In this paper, Gabriel Sawma's viewpoint is reviewed and criticized by two intra-religious aspects including the Qur'an and Arabic literature and extra-religious features including linguistic historical-comparative in some branches of Sami languages and interfaith research. The authors conclude that the textual and linguistic evidence prove contrary to the Sawma's claim.
ادبیات کودک یکی از شاخه های نوپای ادبیات کهن سال است که با روان شناسی دوران کودکی ارتباطی تنگاتنگ و جدایی ناپذیر دارد؛ چنان که می توان با استمداد از علم روان شناسی، ادبیات کودک را تحلیل و بررسی کرد. با توجه به اهمیت داستان های کودکان در شکل گیری شخصیت آن ها، این مقاله برآن بوده تا به بررسی شخصیت های داستان های برگزیده کودک و نوجوان براساس غلبه نیاز به قدرت در شخصیت های داستانی و چگونگی مواجه شدن شخصیت ها با این انگیزش و نیز تحلیل این داستان ها براساس نظریه انتخاب ویلیام گلاسر بپردازد. پس از مطالعه داستان های برگزیده از ابتدای شکل گیری ادبیات کودک تا کنون و استخراج 100 داستان به روش نمونه گیری هدفمند، به تحلیل شخصیت های اصلی و فرعی پرداخته شد. نتیجه پژوهش نشان داد که نیاز به قدرت در شخصیت های اصلی و فرعی 26 داستان به دو صورت مثبت و منفی (مساوی) قابل مشاهده و پیگیری است. و در این میان، شخصیت هایی که با نیازهای مثبت برانگیخته می شوند، برای برآوردن نیاز خود، رفتارهایی عاقلانه بروز می دهند و به دلیل انتخاب درست، به مقصود می رسند.
مقاله حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر نظارت مالی دیوان محاسبات کشور، ضمن مرور مستند بر ادبیات نظری پژوهش و شناسایی ابعاد ، به بررسی تاثیر هر یک از ابعاد بر بهبود نظارت مالی می پردازد. بر این اساس چهار متغیر به عنوان ابعاد تشکیل دهنده نظارت بر مبنای ادبیات نظری شناسایی و انتخاب شدند. به منظور اجرای پژوهش حاضر از روش توصیفی از نوع پیمایشی با رویکرد آمیخته استفاده و به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته 30 سوالی با طیف پنج گانه لیکرت جهت گردآوری داده ها استفاده شد. که ضمن تائید روایی و پایایی ابزار در نمونه 545 نفری از جامعه 650 نفری دستگاههای اجرایی و دیوان محاسبات پنج استان مازندران، گلستان، خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی که به روش نمونه گیری طبقه بندی هدفمند توزیع شد. پرسشنامه های تکمیل شده با آزمون مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزار PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که عوامل ساختاری(استقلال، حسابرسی،بودجه ریزی) ، عوامل رفتاری(تغییر نگرش، حدود برخورد با تخلفات)، عوامل زمینه ای(نحوه انتخاب اعضای دیوان، فراهم آوردن بستر مناسب کارکنان دیوان) و عوامل سیاسی – قانونی بر بهبود نظارت دیوان محاسبات تاثیرگذار است و نتایج تحقیق نشان داد شدت اثرگذاری بعد ساختاری بر بهبود نظارت بیشتر از سایر ابعاد بوده است.
مقدمه و هدف: ویروس کرونا دسته بیماری های عفونی- تنفسی است که مسری بودن شدید و احتمال مرگ و میر بالا، از شاخص های اصلی آن هستند. هدف این مطالعه بررسی عوامل روانشناختی موثر در پیش بینی پذیرش واکسن کرونا در جمعیت دانشجویان علوم پزشکی کرمانشاه است. ابزار و روش: نوع مطالعه حاضر از نوع مقطعی- توصیفی بود. این پژوهش در سال ۱۴۰۰ بر روی جمعیت دانشجویان علوم پزشکی کرمانشاه انجام شد. نمونه ی حاضر شامل ۳۸۳ نفر(۱۵۳ مرد و۲۳۳ زن) از دانشجویان بودند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه پذیرش و عمل - نسخه دوم (AAQ-II) مقیاس شفقت بر خود (SCS) مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) پرسشنامه دانش، نگرش، کاربست و نگرانی ها واکسن کووید- 19(KAPC) است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه۲۵ استفاده شد. برای بررسی یافته های پژوهش از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج: براساس نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین انعطاف پذیری روانشناختی با پذیرش واکسن (۵۳/۰=r) و شفقت به خود (۵۹/۰=r) رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت (۰۰۱/۰=P). در نهایت متغیرهای پیش بین پژوهش تبیین کننده ی حدود ۳۳% از واریانس پذیرش واکسن کرونا دربین دانشجویان علوم پزشکی کرمانشاه بود. نتیجه گیری: در دوران شیوع کرونا ویروس افرادی که از نظر روانی آمادگی بیشتری برای رویارویی با عدم قطعیت دارند و به صورت کلی انعطاف پذیری روانشناختی بیشتری داردند نسبت به تزریق واکسن کرونا پذیرش بیشتری دارند.
با توجه به اهمیت روزافزون صنعت توریسم در جهان و نقش شرکت های هواپیمایی در توسعه آن و اهمیت مهمانداران به منزله حلقه انسانی مرتبط با مسافران هنگام پرواز، تاکنون گزارشی از تحقیقات احتمالی علمی-اجرایی در زمینه شناسایی بستر، محتوا و علل زمینه ای (مداخله گر و تسهیل گر) موجود تمرد هویتی بانوان مهماندار (آرایشی، پوششی و کلامی) ارائه نشده است. نتایج این پژوهش، حاکی از کشف مقوله اصلی استراتژی مدیران سازمانی در بستر تمرد هویتی بانوان مهماندار (پوششی، آرایشی و کلامی) و خرده مقولات نداشتن سرمایه فرهنگی و مهارتی، ترس منزلتی، نداشتن آموزش لازم و سیاسی بودن پست های سازمانی مدیران ارشد، آنان را در وضعیت فرودستی سرمایه و مهارت و درنتیجه ناتوانی در انتقال هنجارهای شغلی قرار داده است. علل زمینه ای موجود مدیران ارشد به تولید و بازتولید ساختارهای تمردزا برای بانوان مهماندار منجر شده است. تداخل انتظارات رسمی و غیررسمی سازمانی، نداشتن آموزش های حرفه ای، استانداردنبودن گزینش بانوان مهماندار مقولات دیگر موجود در این ساختار است. در این تحقیق با انتخاب روش نظریه زمینه ای (GT) کلیه اسناد موجود اعم از فیلم و سند بررسی شده است (کدگذاری باز، محوری و گزینشی).
امیرتیمور گورکانی پس از تسلط بر ماوراءالنهر،نخبگان هنر را از مناطق متصرفه به پایتخت خود در سمرقند دعوت نمود. در ادامه نوادگان تیمور که به هنرها از جمله خوشنویسی علاقه ی زیادی داشتند؛جمع کثیری از خوشنویسان را در هرات گرد آوردند و مکتب هنری هرات را به سرحد کمال رساندند. خوشنویسی در عصر گورکانیان هند با تأثیر از خوشنویسی تیموریان ونیز تلاش خطاطان وکاتبان بزرگ ایرانی ونیز دلبستگی وتعلق امپراتوران گورکانی به این هنر و حمایت آنها از هنرمندان، به اوج کمال رسید. تأثیر قلمکاری ایرانی در قلمکارسازی هندی به وضوح دیده می شود و در دوره ی صفویه به هندوستان صادر می شد. هندیها در صنایع دستی وفنون بومی وتولیدات و منسوجات از طرحهای ایرانی استفاده می کردند. در عرصه ی صنایع دستی و فرش، همایون شاه چند فرشباف ایرانی را با خود به هندوستان برد، ایرانیان مهاجر، هنرفرشبافی را به هندوها آموزش میدادند.
مصادره غیرمستقیم در آرای متعدد داوری صادرشده در خصوص دعاوی سرمایه گذاران خارجی علیه دولت های میزبان بررسی شد. با بررسی این دعاوی، به خصوص دعاوی نفتی، که اخیراً مورد داوری قرار گرفت، می توان دو اصل را استخراج کرد: اصل نخست این است که برخی قانون گذاری های عمومی می توانند به مصادره غیرمستقیم منجر شوند، به این معنا که به منزله یک اصل کلی مقررات عمومی به مصادره غیرمستقیم منجر نمی شوند، مگر اینکه به نحو غیرمنطقی وضع شده باشند. اصل دومی که دیوان های داوری به کار گرفتند این است که شرط لازم برای مصادره خنثی سازی استفاده از سرمایه گذاری است. به این معنا که حداقل یکی از مؤلفه های اساسی حقوق مالکیت باید از بین رفته باشد و همچنین اینکه صرف کاهش در ارزش یک سرمایه گذاری حتی اگر مهم هم باشد، مصادره غیرمستقیم محسوب نمی شود. اصول مذکور، که تشریح شرایط وقوع مصادره غیرمستقیم اند، در نوع خود یک نوآوری در بررسی دعاوی مصادره غیرمستقیم محسوب می شوند. هدف از نگارش مقاله پیش رو بررسی این اصول است.
زمینه و هدف: تعامل والدین با کودکان می تواند بر عوامل روانشناختی متعددی همچون تنظیم هیجان کودکان تأثیر داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک بر تنظیم هیجان دختران پایه پنجم ابتدایی دارای اضطراب انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه است. جامعه آماری تمامی دختران مشغول به تحصیل پایه پنجم ابتدایی در سال تحصیلی 96-97 در شهر سیرجان بودند. تعداد 30 آزمودنی به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. از پرسشنامه های اختلالات اضطرابی بیرماهر (1999) و سیاهه تنظیم هیجان شیلدز و سیچتی (1997) استفاده شد. برنامه ی درمان که برگرفته از مطالعات مختلف در این زمینه بود در 14 جلسه 60 دقیقه ای برگزار شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون t وابسته در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر معنادار یک دوره درمان مبتنی بر تعامل والد کودک بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر در مراحل پس آزمون و پیگیری بود ( 001/0 p< ). نتیجه گیری: در همین رابطه می توان بیان کرد نزدیک کردن والدین به کودکان از طریق بازی، فرآیند کار گروهی حاکم بر این برنامه و حمایت والدین بر آموزش به یکدیگر، تشویق درمانگر در ایجاد رابطه ای مستحکم میان والد و کودک، انعکاس احساسات و هیجانات آن ها و همچنین ارائه بازخورد بوسیله انجام تکالیف در منزل از جمله فواید اساسی این نوع درمان در بهبود تنظیم هیجان در کودکان بود.
عبدالقاهر جرجانی زبان شناس و ادیب، نظریه پرداز علم بلاغت و واضع نظریه نظم است؛ نظریه های او در باب علم بلاغت از دقت و ظرافتی بالا برخورداراست به گونه ای که از قرن ها پیش تا کنون به عنوان منبعی معتبر برای این علم مورد استفاده پژوهشگران این حوزه قرار گرفته است. تحقیقاتی که پژوهشگران معاصر عرب در بررسی آراء و نظریات جرجانی انجام داده اند، نشان می دهد آرای بلاغی وی خصوصا نظریه ای که در باب نظم مطرح کرده است، ریشه در میراث ادبیات عرب دارد و عبدالقاهر تحت تاثیر اساتید پیش از خود بدین نظریه دست یافته و صورتی کامل و جامع بدان بخشیده است. از سوی دیگر، نظریه نظم، با بسیاری از مباحثی که امروزه توسط اندیشمندان غربی مطرح و با نام آنان شناخته شده است، هم پوشانی دارد. با این تفاوت که نظریه های معاصر غربی، صورتی قاعده مند تر و گاه جامع تر از نظریه های عبدالقاهر دارد.
امروزه توجه و سرمایه گذاری بر جنبه های مثبت برای موفقیت سازمان ها ضروری است . در این راستا رفتار سازمانی مثبت و ابعاد آن در سازمان ایجاد سرمایه روانشناختی می کند که به باور پژوهشگران این سرمایه قادر به تامین مزیت رقابتی برای سازمان ها است. کسب مزیت رقابتی برای هر سازمانی در هر صنعتی اهمیت دارد. با توجه به گستردگی رقابت در صنایع غذایی طبق بررسی های انجام شده صنایع غذایی کاله به عنوان یکی ازبرند های معتبر به عنوان قلمرو مکانی تحقیق انتخاب شد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی ، جامعه آماری 170 نفر از کارشناسان و مدیران در شرکت کاله می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی 118 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده پرسشنامه بوده، پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ و روایی سازه و محتوا تایید شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون همبستگی، میانگین و t استفاده شد و مدل یابی معادلات ساختاری صورت گرفت. نتایج تحقیق حاکی از تایید تاثیر مثبت هر چهار بعد رفتار سازمانی مثبت بر مزیت رقابتی است .
خدمات حمایتی نمونه نوعی مداخله بهبودی محور 1 است که هدف آن، قرار دادن بیمار در محیطی رقابتی (مانند شغل، آموزش یا اسکان) و دلخواه بیمار است تا در صورت لزوم خدماتی برای افزایش موفقیت او ارایه شود. این برنامه نقطه مقابل خدماتی است که بیمار را در کارهای غیررقابتی به کار می گمارد و یا در برنامه ها و محیط های مخصوص بیماران روانی قرار می دهد، محیط هایی که پیشرفت چندانی دربر نداشته، رضایت مندی کمتری به همراه دارد. در مداخله های بهبودی محور افزون بر اشتغال، آموزش و اسکان، اجتماعی کردن حمایتی 2 نیز مورد توجه قرار گرفته است (کاپلاویز 3 ، لیبرمن 4 و سیلورستین 5 ، 2009) . هر انسانی به محلی برای زندگی نیاز دارد (شپرد 6 و مورای 7 ، 2001). اسکان ایمن و قابل قبول یک جز اساسی در مجموعه خدمات پیچیده و پایه ای لازم برای نگهداری بیماران مبتلا به بیماری شدید و ناتوان کننده روانی در جامعه است (کاپلاویز و همکاران، 2009)، این امر کانون تلاش سیستم های مراقبت جامعه محور است (شپرد و مورای، 2001) که بدون آن درمان ها به شکست خواهد انجامید (کاپلاویز و همکاران، 2009). نکته درخور توجه و تعجب برانگیز این است که خدمات بهداشت روان و نیز متخصصان بهداشت روان علاقه کمی به موضوع اسکان نشان داده اند (شپرد و مورای، 2001). موانعی که بیماران روانی را از داشتن سرپناه های ایمن و رضایت بخش بازمی دارد، عبارتند از: نارسایی در مهارت های زندگی مستقل و اجتماعی، نشانه های شدید و اختلال های شناختی، عوامل اجتماعی مانند انگ، فقر، تبعیض و نیز نارسایی های سامانه خدماتی. پیامدهای این بی توجهی مواردی مانند استفاده نامناسب از خدمات بیمارستان های عمومی و روان پزشکی، ایجاد بار برای خانواده و درگیری بیشتر بیماران با سامانه قانونی و کیفری است (کاپلاویز و همکاران، 2009). یکی از اصلی ترین نیازهای بیماران مبتلا به اختلال های شدید روان پزشکی، کمک به آن ها برای بازگشت از بیمارستان به خانه است. ترخیص از بیمارستان یا اماکن اقامتی بازتوانی درصورتی که به خوبی انجام نشود، می تواند بر کل زندگی آینده بیماران تأثیر منفی بگذارد (سالتر 8 و ترنر 9 ، 2008). در این مورد کارهای گوناگونی انجام شده است؛ در ابتدا تلاش شد تا با به کارگیری محیط های زندگی انتقالی، بیماران از محیط های با نظارت زیاد به محیط های با نظارت کم منتقل شوند. مشکل محیط های انتقالی این بود که به گونه ای برنامه ریزی شده بودند که منجر به اقامت به مدت ثابت در هر مرحله از مراحل اسکان می شد و بیماران بیشتر برپایه نیازهای سامانه از مرحله ای به مرحله دیگر انتقال می یافتند، نه برپایه نیاز های متغیر خودشان و تغییرهای به وجودآمده در توانایی های شخصی شان. چیزی که در این سامانه وجود نداشت، توجه به تمایل شخصی بیمار برای اسکان بود، سامانه ای که به صورت فعال خواسته های بیماران را مدنظر قرار دهد و مهارت های مورد نیاز برای یافتن اسکان مستقل را به آنان بیاموزد. یکی از پیشرفت های سال های اخیر، تأکید بر اسکان حمایتی است (کارلینگ 1 ، 1993)، که در آن میزان حمایت انجام شده برپایه نیازهای بیماران است. موضوع اصلی در مراقبت اقامتی، حرکت از مراقبت بیمارستانی تک مراقبی 2 به سوی ارایه دهندگان گوناگون انتفاعی و غیرانتفاعی در جامعه بود. در سال 1955 بیش از 155000 تخت بیمارستانی طولانی مدت در انگلیس و ولز وجود داشت که تا سال 1988 به 36000 مورد کاهش یافت. در این سال ها به تدریج نقش بخش خصوصی و عمومی و داوطلبان در ارایه خدمات اقامت به افراد زیر 65 سال (غیر از مراکز نگهداری سالمندان) افزایش یافت (شپرد و مورای، 2001). در سال های اخیر مشارکت سامانه بهداشت روان و نهادهای اسکان عمومی بیشتر شده است، برای نمونه نهادهای ارایه دهنده درمان های جرأت مدار اجتماعی 3 به صورت تزایدی یک جزء اقامتی را به عنوان جایگزین بستری در بیمارستان، در برنامه های خود گنجانده اند. در برخی نواحی ایالات متحده آمریکا مشارکت میان ارایه دهندگان خدمات اسکان و مراکز خدمات بهداشت روان دانشگاهی، به تربیت و آموزش نیروهای اسکان در مورد روش های مؤثر آموزش مهارت ها و مقابله با رفتارها منجر شده است. هدف این طرح ها استمرار بیشتر خدمات و انجام مداخله های مؤثر برای بیماران، میان بیمارستان و جامعه محل زندگی بیماران است. در ایتالیا یافته های موفقی از تعاونی های انسان دوستانه 4 گزارش شده است که یک برنامه تلفیق محیط های اقامتی شبه خانواده با روش های بازتوانی روان پزشکی مبتنی بر شواهد است. در سال های اخیر اسکان حمایتی بیشتر به کار برده شده است. نکته مهم در کاربرد اسکان حمایتی، حرکت از محیط های اقامتی- درمانی دانشگاهی و محیط های تخصصی متمرکز بر درمان و بازتوانی به خانه ای ایمن، مطمئن و متعلق به خود فرد، به عنوان پایه ای ب
گستره ادبیات و فرهنگ ایران مملو از گرایش های جبرگرا است که در ادبیات کلامی به اشاعره بازمی گردد. ازآنجا که جبرگرایی نوعی رویکرد نظری درباره شناخت و کنش است و نه افسانه پردازی ساده که موضوعی آسان برای تحلیل ریخت شناسی به شمار آید، سوال اصلی پژوهش حاضر این است که الگوی کنش و روایت در گرایش جبرگرا به چه نحو ترسیم می شود؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، الگوی کنش و نیز شناخت را در دو حکایت از جوامع الحکایات و لوامع الروایاتاثر سدیدالدین محمّد عوفی با این فرض بررسی می کند که هر گونه معنا در روایت، باید در اساس خود مبتنی بر جهت گیری از یک ادراک نقصان به سمت یک شیء ارزشی باشد که مستلزم تغییر است. نتایج پژوهش نشان داد مطابق الگوی کنش در روایت جبرگرا، شناخت امری است «ازلی»، و «انقلاب» و «استحاله» در آن راه ندارد و شناخت روایی با تقلیل به یک «واحد شناخت»، صرفا در صورت «استحاله به فراشناخت ازلی» می تواند انسجام معنایی خود را بازیابد.
به منظور درنظرگرفتن عدم قطعیت های موجود در مدل های عددی، پیش بینی های همادیکاربرد گسترده ای یافته است. در مطالعه حاضر، عملکرد سامانه های پیش بینی جهانی در پیش بینی همادی بارش های سنگین در حوضه کن ارزیابی شده است. برای مقایسه پیش بینی های 8 بارش سنگین، از سه معیار دقت، اطمینان پذیری، و تیزی با دو آستانه مختلف بارش استفاده شده است. نتایج نشان داد که پیش بینی های مرکز UKMO2 دارای کمترین دقت، اطمینان پذیری، و تیزی است. همچنین، مشاهده شد که در آستانه بارش 5 میلی متر از نظر دقت و اطمینان پذیری تفاوت درخور توجهی میان پیش بینی های مراکز NCEP و ECMWF وجود ندارد؛ اما با افزایش سطح آستانه، دقت و اطمینان پذیری پیش بینی های NCEP افزایش می یابد و در این آستانه امتیاز بریر برابر 194/0 و مساحت زیر منحنی اطمینان پذیری تا نیم ساز برابر 297/0 است. از نظر شاخص تیزی، سامانه NCEP با میانگین شاخص تیزی 109/0 مناسب ترین پیش بینی ها را ارائه می دهد. بنابراین مقایسه پیش بینی های مراکز مختلف با سه معیار یادشده نشان می دهد که مرکز NCEP عملکرد بهتری در پیش بینی همادی بارش های سنگین در منطقه مورد مطالعه داشته و برای پیش بینی بارش های مولد سیلاب در حوضه های کوهستانی مشابه قابل بررسی است.