هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر نوروفیدبک با امواج آلفای بالا بر کارکرد های اجرایی دانشجویان دختر دانشگاه کردستان با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی بود. روش مطالعه نیمه تجربی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانشجویان دختر دانشگاه کردستان در نیم سال دوم تحصیلی 1395-1394 و روش نمونه گیری از نوع داوطلبانه بود. بدین صورت که ابتدا آزمون غربال گری افسردگی بک و فرسودگی تحصیلی ماسلاش در بین دانشجویان دختر 25- 19 ساله توزیع شد و سپس بر اساس نمره ی پرسشنامه ها دانشجویانی که از متوسط نمرات در هر دو پرسشنامه برخوردار بودند انتخاب گردیده و از بین افرادی که شرایط ورود به پژوهش حاضر را داشتند 34 نفر برای مشارکت در پژوهش حاضر داوطلب شدند که به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش( 17 نفر) و کنترل(17 نفر) قرار گرفتند و به آزمون های رایانه ای دسته بندی کارت های ویسکانسین و استروپ رنگ- واژه و آزمون فراخنای حروف ارقام پاسخ دادند. جلسات نوروفیدبک برای گروه آزمایش در آزمایشگاه روانشناسی دانشگاه کردستان و برای هر فرد طی یک دوره ی آموزشی 10 جلسه ای( هفته ای 2 بار و به مدت 45 دقیقه) انجام شد. پروتکل نوروفیدبک با استفاده از امواج آلفای بالا در ناحیه ی پاریتال- اکسیپیتال)نقاطP3, PZ, P4, O1, 02) و به ویژه نقطه ی PZانجام گرفت که پس از گذشت 3 جلسه دو نفر از اعضای گروه آزمایش از ادامه ی همکاری انصراف دادند. پس از اتمام جلسات از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار spss 18 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که روش نوروفیدبک با امواج آلفای بالا بر کارکرد های اجرایی دانشجویان با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی موثر بوده است ( 001/0> p). یافته های این پژوهش نشان داد که نوروفیدبک با امواج آلفای بالا بر کارکرد های اجرایی دانشجویان با نشانگان فرسودگی تحصیلی و علایم افسردگی اثر گذار است و از طریق تغییراتی که در سطوح سلولی مغز ایجاد می کند منجر به بهبود عملکرد شناختی افراد می شود.
زمینه: بیماران مبتلا به اختلالات جنسی به ویژه زنان سردمزاج، اغلب دچار کاهش عملکرد جنسی و خانوادگی می شوند. نیاز است با بکارگیری درمان های روانشناختی مناسب مانند؛ درمان ذهن آگاهی عملکرد جنسی و خانوادگی را در افراد سردمزاج جنسی افزایش داد. هدف: پژوهش با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کارکردهای خانوادگی و جنسی زنان مبتلا به سردمزاجی انجام شد. روش: پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون / پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به سردمزاجی مرکز سلامت جنسی شهر اصفهان بود، که از بین آنها 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه های عملکرد خانواده مک مستر که توسط اپستین و همکاران (1983) طراحی شده و عملکرد جنسی روزن و همکاران (2000) پاسخ دادند. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت آموزش شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی ون سون و همکاران (2011) قرار گرفت. سپس، از دو گروه پس آزمون گرفته شد و داده های حاصل با آزمون کواریانس تحلیل شدند. یافته ها: شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کارکردهای خانوادگی، کارکردهای جنسی و خرده مقیاس های آنها از نظر آماری معنادار بوده (000/0 p< ) و این درمان توانسته عملکرد خانوادگی و جنسی را افزایش دهد. نتیجه گیری: آموزش شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی، به عنوان یک روش کارآمد برای زنان مبتلا به اختلالات جنسی؛ بر بهبود کارکردهای خانوادگی، کارکردهای جنسی و مؤلفه های آنان تأثیر دارد.
مخاطرات زمینی و ژئومورفیک از مخاطراتِ مهمِ طبیعی اند که سالیانه خسارات جانی و مالی زیادی در کل کشورهای جهان و به ویژه ایران به بار می آورند. ازاین رو، مطالعه و تهیه نقشه پهنه بندی مخاطرات امروزه یکی از اولویت های هر کشور به شمار می آید. در این تحقیق به بررسی مخاطرات زمین لغزش و سیل در سطح استان البرز پرداخته شده است. برای تهیه نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش استان، از مدل ترکیبی VIKOR-AHP و برای تهیه نقشه پهنه بندی خطر سیل از مدل نسبت فراوانی FR استفاده شد. سپس، به منظور داشتن دیدی کلی و جامع نسبت به وضعیت این مخاطرات، نقشه تلفیقی مخاطرات استان، که از همپوشانی دو نقشه پهنه بندی سیل و زمین لغزش است، با استفاده از مدل FUZZY تهیه شد. طبق نتایج نهایی حاصل از نقشه های پهنه بندی هر یک از مخاطرات، 09/33درصد سطح استان در پهنه با خطر زیاد زمین لغزش و 21/21درصد از سطح استان در پهنه خطر متوسط سیل قرار دارند که شناسایی و پهنه بندی مناطق دارای پتانسیل خطر وقوع این گونه مخاطرات اهمیت بسیاری دارد.
به منظور تحلیل رفتار دنباله توزیع و فراوانی رویداد دماهای حدی در استان کرمانشاه طی دوره مطالعاتی (2016-1961) ابتدا روند تغییرات مقادیر حدی با استفاده از آزمون های نا پارامتریک بررسی گردید. سپس با استفاده از مدل بلوک ماکزیما، توزیع GEV به سری داده های موردنظر برازش داده شد و مقادیر چندک متغیرها به ازای دوره های بازگشت مختلف تخمین زده شد. پارامترهای توزیع با استفاده از سه روش گشتاورها، گشتاورهای احتمالی وزن دار و حداکثر درست نمایی برآورد گردید. همچنین به منظور ارزیابی صحت مدل GEV برازش داده شده به رویدادهای حدی، نمودارهای چندک- چندک (Q-Q) برای ایستگاه کرمانشاه ترسیم گردید. نتایج بررسی ها نشان داد که در بین سه روش موردبررسی مقدار خطای استاندارد روش حداکثر درست نمایی کمتر از دو روش دیگر می باشد. با توجه به مقدار پارامتر شکل (ξ) و فاصله اطمینان 95% آن، در هر سه روش موردبررسی، پارامتر شکل در مورد دماهای حدی سرد، صفر را در برمی گیرد لذا تبعیت داده ها از نوع GEV نوع اول یا گامبل است. توزیع سری زمانی دماهای حدی گرم در ایستگاه کرمانشاه چوله به چپ بوده و تبعیت داده ها از توزیع GEV نوع سوم یا ویبول می باشد. با توجه به یافته های تحقیق تابع توزیع GEV قابلیت زیادی در برازش سری داده های حدی دارد.
The main purpose of present study is to analyze the relationship between stock and exchange markets in two Asian countries, Iran and South Korea. A monthly time series of stock price and exchange rate are used over the period 2002: 05 - 2012: 03. The data is collected from the Central Bank of each country and WDI. The calculated stock return and real exchange rate change are used in analysis. An econometric multiple generalized autoregressive conditional heteroscedasticity (MGARCH) BEKK method and the Rats software are applied to analyze a dynamic relationship between two markets in each country. The estimated results show a bidirectional relationship between two markets in South Korean economy and only a unidirectional relationship from exchange market to stock market in Iranian economy. The persistence of volatility transmission effects of each market on its own is also found in each economy. In the exchange market, this effect is in opposite direction in Iran compared to Korea, whereas in the stock market both effects are positive and almost the same in two economies. The policy implication of finding is clear. The financial policymakers should watch both stock and exchange markets in two economies to prevent the bidirectional volatility effects between two markets in Korea and the unidirectional volatility from the exchange market to sock market in Iran. JEL Classification : F31, G10
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش حافظه فعال بر بهبود مهارت های خواندن، برنامه ریزی و سازماندهی دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری خاص انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان با ناتوانی یادگیری در مراکز ناتوانی های یادگیری 1، 2، 3 و 4 در شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1398-1397 بود. نمونه آماری 30 نفر از این دانش آموزان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابتدا پرسشنامه مشکلات یادگیری کلورادو (ویلکات و همکاران، 2011) برای هر دو گروه (توسط والدین) تکمیل گردید و سپس در آزمون برج لندن (شالیس، 1982) شرکت کردند. گروه آزمایشی در جلسات آموزش حافظه فعال شرکت کردند. گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. سپس پرسشنامه های ذکر شده دوباره برای هر دو گروه توسط والدین تکمیل و دو گروه در آزمون برج لندن شرکت کردند. در انتها داده های به دست آمده از گروه ها برای تحلیل آماده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات مهارت های خواندن ، برنامه ریزی و سازماندهی در پس آزمون در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که آموزش حافظه فعال با هدف قرار دادن مشکلات یادگیری باعث بهبود مهارت خواندن می شود وبه فرد کمک می کند بتواند به نحو بهتری از ظرفیت حافظه خود به منظور برنامه ریزی و سازماندهی امور استفاده کند.
The aim of this study is to present a comprehensive human resources model based on ISO34000 standard at Khorasan Razavi Electricity Distribution Company. This study is mixed, sequential exploratory, and applied. The qualitative population was the experienced and scientific experts. The quantitative population was 153 managers, deputies and experts responsible for the electricity company selected with convenient random sampling method and a researcher made tool on human resources and based on ISO34000 standard in 2018-2019. In the qualitative section, open coding was used to analyze the texts to develop human resources indices based on ISO34000 standard. The results show four main components have a positive and direct impact on human resources.
هدف از پژوهش حاضر رتبه بندی عوامل موثر بر شکوفایی تجارت الکترونیکی با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره بوده است. بدین منظور با درنظر گرفتن شرکت مهاجرتی ویستا به عنوان جامعه تحقیق، به بررسی اهمیت و عوامل موفقیت تجارت الکترونیکی پرداخته شده است. بدین منظور با استخراج ۶ معیار اصلی و ۲۲ زیرمعیار و طراحی پرسشنامه مقایسات زوجی به بررسی این عوامل پرداخته شده است. سپس با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. در این مطالعه شرکت جهانگردی ویستا را به عنوان مطالعه موردی در نظر گرفته شده است. متغیرهای اصلی ارزیابی استراتژی الکترونیکی، ارزیابی آموزشی، ارزیابی زیرساخت های فناوری اطلاعات، ارزیابی عوامل فرهنگی و اجتماعی، ارزیابی سیستم اطلاعاتی، ارزیابی سیاست های دولتی بوده اند. با توجه به نتایج پژوهش، مولفه استراتژی الکترونیکی از اولویت بیشتری برخوردار می باشد.
مسئله تربیت از مهم ترین دغدغه های آموزه های اسلام بوده و مکاتب تربیتی بر پایه مبانی و اصول تربیتی خاص، شکل می گیرند. مبانی تربیت همان رویکردهای کلی نسبت به جهان و انسان را گویند. در سوره مؤمنون به مبانی تربیتی مهمی اشاره شده است که در پرتو آن می توان به راهکارها و شیوه های تربیتی مناسب دست یافت. این نوشتار بر آن است تا با بهره گیری از رهنمودهایی که در سوره مؤمنون آمده، به بررسی مهم ترین مبانی تربیتی در این سوره بپردازد تا با استخراج اصول و روش های بر آمده از آن، گامی در راه تربیت انسان برداشته شود. بنابراین پرسش اصلی تحقیق آن است که: مهم ترین مبانی و اصول هستی شناختی و انسان شناختی تربیت، بر پایه سوره مومنون کدامند؟ این نوشتار در دو بخش هستی شناختی و انسان شناختی ارائه شده و سپس در تقسیم بندی جزئی تر به مبانی اعتقادی و اخلاقی پرداخته است. تحقیق به روش توصیفی تحلیلی بوده و با مطالعه در کتب مختلف تفسیری و تربیتی و فیش برداری و استفاده از نرم افزارهای مختلف قرآنی و روایی صورت گرفته است.
امروزه مطالعات پسا استعماری یکی از جدیدترین حوزه های علوم اجتماعی در کشورهای موسوم به جهان سوم است که توجه روزافزونی را به خود جلب کرده است. مطالعات پسااستعماری به دنبال آشکار کردن این مسئله است که مدرنیته چگونه در قالب گفتمان شرق شناسی در پی شکل دادن به یک چارچوب تجویزی برای رفتار استعمارگرایانه غرب با شرق است. بر این اساس "تلاش برای به رسمیت شناختن تفاوت ها" را به عنوان هدف عملی خود انتخاب کرده است. تحقق این هدف نیازمند نوع خاصی از "بازنمایی" است یعنی تصویر خود در نزد "خود" و "دیگری" باید تغییر کند. بنابراین می توان گفت مطالعات پسااستعماری خود را محدود به نقد غرب نمی کند؛ بلکه نقد تصویر خود در نزد خود و انتقاد از خود نیز بخشی از آن است. بنابراین در این پژوهش به نقد بازنمایی جامعه ایران در سریال قهوه تلخ مهران مدیری پرداخته ایم. سوال اصلی ما این بوده است که روایت سریال از تقابل سنت/مدرنیته چگونه است؟ به عبارتی این که آیا جامعه ایران به عنوان پدیده ای نامعقول و ناسازگار با مدرنیته بازنمایی می شود؟ با استفاده از رویکرد نقد پسااستعماری برای پاسخ به سوالات فوق از روش واسازی استفاده کرده ایم. یافته های پژوهش نشان می دهد که روایت غالب سریال از تقابل سنت/مدرنیته، یک روایت سنت گریز است. بر این اساس سنت (جامعه ایران) به عنوان دیگری مدرنیته بازنمایی شده است. هرچند در موارد متعددی روایت مرکزگرای فیلم خود را واسازی می کند. اما از آنجایی که در تحلیل واسازی هدف جایگزین کردن یک مرکز با مرکز دیگر نیست، باید به دنبال ارائه راهکاری برای برون رفت از تقابل سنت و مدرنیته و کمک به فهم این تقابل در جامعه ایران باشیم. به عبارتی می توان گفت این تقابل از اساس کذب بوده و باید به دنبال یک راه سوم یا به عبارت دیگر مدرنیته بومی باشیم.
تحلیل و بررسی شخصیت و نمودهای تعالی و تباهی بر پایه روان شناسی، یکی از حوزه های بینامتنی است که بسیار مورد توجه تحلیل گران ادبی قرارگرفته است. اساسی ترین و مهم ترین نکته در این تحلیل ها، بیان جلوه های تعالی و تباهی و اشکال گوناگون آن ها در شعر شاعران است. در این مقاله که به روش تحلیلی – توصیفی انجام شده است دو مقوله تعالی و تباهی در اشعار مهدی اخوان ثالث، بر اساس نظریه روانکاوی اریک فروم بررسی شده است. اریک فروم، عقیده دارد که عشق و ابعاد آن یکی از اصلی ترین نمودهای تعالی و خشونت، شکست، تنهایی، خفقان و ناامیدی از نشانه های تباهی شخصیت است؛ بنابراین نظریه مقولات مذکور در اشعار این شاعر بررسی شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش بیانگر آن است که اخوان ثالث در اندیشه ورزی های خود به مقوله تباهی و نمودهای آن (ازجمله مرگ) توجه بیشتری داشته است و با توجه به نوع شخصیت و زندگی شاعر، این مسئله در اشعار وی جلوه های بیشتری داشته است. مقوله تعالی در شعر اخوان ثالث، تنها با تجلیات عشق (عشق به انسان، عشق آرمانی، عشق به وطن) نمود پیداکرده است.
در این مقاله به بررسی استعاره های مفهومی با محوریت بن مایه دل در «مرصادالعباد» پرداخته می شود تا طرز تلقّی نجم رازی به عنوان نویسنده یکی از امهات آثار منثور فارسی در تاریخ نثر عرفانی از نظر مفهوم کلیدی دل روشن شود. برای این منظور، پس از استخراج استعاره های زبانی، گزارشی از استعاره های دل ارائه، سپس تشخیص استعاره های مفهومی انجام شده و پس از پردازش و تحلیل آن ها درنهایت این نتیجه حاصل شده که استعاره پردازی های رازی برخاسته از سه استعاره اصلی است که عبارتند از: «دل ماده است»، «دل مکان است» و «دل انسان است». مراحل شناخت و دریافت اندیشه شیخ، حول محور مفهومی سازی دل به مثابه مکان می گردد. فراوانی قلمرو مبدأ مکان از آن جهت است که همه احوال بر دل سالک وارد می شود. انتخاب بیشتر قلمروهایی که با دربار و پادشاه در ارتباطند، بیانگر دیدگاه درباری و وابستگی او به دربارها است. همچنین انتخاب بیشتر استعاره ها برای تجسمی کردن مفهوم دل براساس دیدگاه و بینش قرآنی و مذهبی وی است. عرفان شهودی و تصوف خاص وی؛ یعنی جمع بین عشق و عبادت نیز در استعاره سازی های او اثرگذار بوده است.
Score decision-making is largely an undocumented process in performance assessment. To conduct a more in-depth cognitive study in scoring, one must ask if these underlying processes can be identified efficiently and objectively. To this end, the present study attempted to shed some light on how Iranian teachers as untrained raters rate speech samples of learners and how their cognition functions in the decision-making process in terms of the scores they assign. A series of monologues were obtained from a group of language learners; afterward, English language teachers were asked to rate them. The raters were asked both to assign a score and provide comments regarding why they assigned a specific score. Having rated the samples, the raters were individually interviewed. The results of the recorded interviews and the comments they had provided on scores were subjected to qualitative analysis like coding and extracting both idiosyncratic and shared features of the raters’ cognition. The results revealed that some of the factors attended to by the raters were both linguistic and relevant to speaking proficiency construct like fluency, accuracy, and complexity. Some other factors influencing the raters while rating were non-linguistic and not directly related to speaking proficiency construct like the tone of voice, personality feature of the testee, etc. It seemed that the untrained raters did not have a clear definition of oral proficiency construct. The implications of the study for rater training programs have been discussed.