صنعت شیشه گری از سابقه و قدمت دیرینه ای در ایران برخوردار است. این صنعت در دوره ساسانی همپا با سایر صنایع به پیشرفت های شایان توجهی در فن ساخت و شیوه تزئین دست یافته است. مطالعات پیشین بر روی صنعت شیشه گری این دوره درخشان تاریخی تنها محدود به طبقه بندی و گونه شناسی اشیا بوده است. شناخت اصولی و فنی از پیشینه صنعت شیشه گری در ایران مستلزم مطالعه ای همه جانبه است که می بایست جایگاه علوم جدید و مطالعات آزمایشگاهی در آن لحاظ گردد. هدف نهایی این تحقیق بررسی ساختار صنعت شیشه گری در تل ملیان فارس از دوره ساسانی است که در این راستا مواد خام و شیوه های تولید در صنعت شیشه گری این دوره بر اساس مطالعات آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفته و نیز شناخت تفسیری قطعات موردمطالعه با استفاده از نرم افزار SPSS و روش آنالیز خوشه ای (Cluster Analysis) امکان دسته بندی قطعات را با توجه به درصد عناصر تشکیل دهنده و مواد به کار رفته در تولید آن ها فراهم نموده است. در راستای تحقق اهداف فوق تعداد 26 نمونه از قطعات شیشه ای به دست آمده از کاوش های باستان شناختی تل ملیان توسط روش PIXE تجزیه عنصری گردید و تحلیل داده های به دست آمده از این تجزیه توسط مقایسه تطبیقی و تحلیل آماری انجام گرفت که منجر به شناسایی دستور ساخت و نوع منبع مورداستفاده جهت تهیه مواد خام برای ساخت خمیر شیشه شد. همچنین با استفاده از تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) تزئینات و هوازدگی و تأثیر مواد تشکیل دهنده بر این روند مطالعه گردید.
هدف اصلی برنامه های استطاعت پذیری مسکن رفع نیازهای خانواده های آسیب پذیر - افراد کم درآمد و متوسط است. بااین وجود شواهد حاکی از آن است که در تحقق مسکن قابل استطاعت اهداف توسعه پایدار فراموش شده و یا به عمد در نظر گرفته نمی شوند، حال آنکه پیش شرط استطاعت پذیری مسکن، پایداری آن است. این مطالعه باهدف بازنگری مفهومی در عوامل دستیابی به مسکن پایدار قابل استطاعت(SAH) در کشورهای درحال توسعه صورت پذیرفته است. بنابراین از رویکردی بین المللی برخوردار است. برای این منظور از روش تحلیل محتوا، برای مفهوم پردازی استطاعت پذیری مسکن و شناسایی عوامل موفقیت (SFS) استفاده شد. سپس در یک فرایند پیمایشی در قالب پرسشنامه از متخصصان این حوزه درخواست گردید تا هریک از "عوامل موفقیت" شناسایی شده را با توجه به سطح ضرورت یا درجه اهمیت رتبه بندی نمایند. داده های جمع آوری شده از طریق اسناد و پاسخ دهندگان مربوطه به ترتیب با NVivo و بسته آماری برای علوم اجتماعی (SPSS) تجزیه وتحلیل گردید. یافته ها نشان داد که از بین 35 معیار اولیه، 23 معیار کفایت لازم را برای قرارگیری در لیست شاخص های ضروری موفقیت بدست آوردند. "اراده سیاسی و تعهد به مسکن قابل استطاعت"، "تدوین سیاست های کارآمد برای بازار مسکن"، "بودجه کافی و تأمین آن"، "تأمین یارانه مسکن برای خانوارهای کم درآمد" و "حکمروایی خوب" پنج معیاری هستند که بالاترین درجه ضرورت را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج این پژوهش روشن نمود که در بین ابعاد پایداری، بعد نهادی/ مدیریتی به دلیل داشتن روابط مستقیم و غیرمستقیم بسیار با سایر ابعاد مسکن دارای اولویت اصلی در تبیین الگوی مسکن قابل استطاعت پایدار است
پیشرفت ها در فنّاوری واقعیت مجازی تأثیرات فزاینده ای در گردشگری داشته و شیوه تجربه گردشگران از یک مقصد یا جاذبه را تغییر داده است و به آن ها این امکان را داده تا تجربه تعاملی و متنوع تری داشته باشند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تجربیات واقعیت مجازی در هواخواهی تجربی گردشگران با نقش میانجیگری کیفیت رابطه تجربی در بازدید از پارک واقعیت مجازی اکسون در شهر مشهد است. این پژوهش، از نظر هدف کاربردى، از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات پیمایشى و به لحاظ بررسى روابط بین متغیرها، هم بستگى با تأکید بر مدل سازی معادلات ساختاری است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، داده های با استفاده از پرسش نامه استاندارد که روایى آن از نظر صاحب نظران و پایایى آن به روش آلفای کرونباخ تأیید شده است از 384 گردشگر، که از پارک واقعیت مجازی اکسون بازدید کرده اند، به روش نمونه گیری دردسترس جمع آوری شد. نتایج آزمون فرضیه ها، با به کارگیری نرم افزارهای اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس، حاکى از آن است که در میان تجربیات واقعیت مجازی، غوطه وری، تعامل و توهم در رضایت تجربی تأثیر مثبت دارد و رضایت تجربی به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق وفاداری تجربی در هواخواهی تجربی تأثیر مثبت دارد. درنهایت اعتماد تجربی نه به صورت مستقیم، بلکه از طریق وفاداری تجربی سبب شکل گیری هواخواهی تجربی می شود. نتایج این تحقیق همچنین به مدیریت پارک و مقصد گردشگری در توسعه و اجرای راهبردهای خدمات محور بازار کمک خواهد کرد تا ابعاد تجربیات واقعیت مجازی و ابعاد کیفیت رابطه تجربی را افزایش دهد و هواخواهی تجربی را خلق کند.
باوجود افزایش چشمگیر جرایم علیه منابع آب زیرزمینی در چند دهه گذشته، قربانیان این جرایم جزئی عادی از زندگی مدرن تلقّی شده و شاهد پدیده سندرم بزه دیدگی زیست محیطی هستیم. در همین راستا، پژوهش پیش رو با هدف یافتن چرایی تبدیل بزه دیدگی منابع آبی زیرزمینی به اتّفاقی عادی نگاشته شده است. چرا که، یافتن هرگونه راه حلّی برای مبارزه با سندرم بزه دیدگی منابع آبی زیرزمینی و تخصیص امکانات نظام عدالت کیفری برای غلبه بر جرایم و انحرافات علیه آنها در گام نخست نیازمند شناسایی دلایل ارتکاب رفتارهای آسیب رسان می باشد. این مقاله با بهره مندی از دستاوردهای دانش جرم شناسی انتقادی زیست محیطی، به این نتیجه دست یافت که اولاً، در بسیاری از موارد جامعه هراسی از آسیب های جرایم نامرئی سبز نداشته و خود را قربانی بزهکاران یقه سبز نمی داند. ثانیاً، عملکرد ناکافی نظام عدالت کیفری و سیاست های سبزشویی صاحبان صنایع نقش چشمگیری در شکل گیری حاشیه ای امن برای مرتکبان این جرایم دارند.
دولت الکترونیک محصول و برآیند طبیعی نیروهای فناورانه است که به بهبود عملکرد دولت و دسترسی بهتر و سریعتر شهروندان به خدمات دولتی می انجامد. دولت الکترونیک به دیجیتالی شدن و رایانه ای شدن امور دولت تعبیر می شود. از آنجایی که دولتها به نوآوریهایی در ساختار سازمانی، دستورالعمل ها، ظرفیت ها و بهره برداری از منابع انسانی و ارائه خدمات دولتی و تمشیت امور عمومی روی آورده اند لذا به صورت گسترده و بنیادینی به طور خودسالار، از حکمرانی الکترونیک برای ابتکار، نوآفرینی، نوسازی، افزایش بهره وری و بهبود عملکرد خود بهره گیری کرده اند. حکمرانی الکترونیک در ظرفیت نهادی خود، بسترهای دموکراسی سیاسی و مشارکت مستقیم شهروندان در تصمیم گیری های سیاسی را فراهم می آورد و نوید بخش تعالی دولت-ملت به حکومت الکترونیک-شهروند الکترونیک است. باز بودن دولت و حکومت بر روی اقتصاد و مردم، به مثابه تبلوری از حکمرانی الکترونیک خوب، اشاره به شفافیت اقدامات دولت، در دسترس بودن خدمات و دادگان دولت و پاسخگو بودن دولت در برابر ایده ها و تقاضاها دارد. در این راستا این تحقیق با روشی تحلیلی- تجویزی و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای به دنبال پاسخ این پرسش است که نقش حکمرانی و دولت الکترونیک در تحقق دولت باز چیست. نتیجه این تحقیق مشخص کرد که حکمرانی الکترونیک علاوه بر تحقق شفافیت، پاسخگویی، ارائه خدمات و کارایی بیشتر و سریعتر و با کیفیت بالاتر در دولت، سطح مشارکت آگاهانه تر و هوشمندانه تر افراد را نیز بالاتر می برد.
This study explored how much of the time Iranian EFL teachers partake in constant expert turn of events (CPD) activities and how powerful these activities were in improving their instructing techniques. The current review is meant to investigate the view of Iranian EFL instructors about CPD, additionally, various kinds of CPD activities for example CELTA/DELTA courses that they liked, and explored how frequently Iranian EFL educators partake in the accompanying CPD activities. The members were 55 EFL instructors educating at various language establishments in Tehran and Karaj city. The information was gathered utilizing a three-segment online overview. The survey had been arranged in light of a 5 point-Likert scale and had shipped off members by email. To address the review's exploration questions, enlightening and inferential insights were used. For quantitative investigation, the information was at first placed into the Statistical Package for the Social Sciences (SPSS). Then, at that point, utilizing enlightening measurable methodologies, different insights for the information were registered and summed up. The discoveries of this quantitative review uncovered that English educators take part in an assortment of CPD activities. The discoveries of the review have suggestions for explicit activities that might be impetuses in building uplifting perspectives towards other CPD activities for EFL educators.
همه پرسی قانون اساسی ترکیه، دوران تازه ای در صحنه تحولات داخلی ترکیه به حساب می آید. با پیروزی شکننده حزب عدالت و توسعه در همه پرسی 16 آوریل 2017، می توان مطالعه پیرامون این همه پرسی و تحولات ناظر به آینده دموکراسی در این کشور را مسأله ای دانست که ارزش بررسی بیشتری دارد. در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از نظریه گردش نخبگان به عنوان چارچوب نظری، همه پرسی قانون اساسی ترکیه تحلیل شود. در این راستا سؤال محوری مقاله این است که همه پرسی قانون اساسی ترکیه چه تأثیری بر آینده دموکراسی و ثبات سیاسی در ترکیه می گذارد؟ بررسی های این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی، مبتنی بر منابع اسنادی این فرضیه را قوت بخشید که همه پرسی قانون اساسی اخیر ترکیه، آینده نظام سیاسی مبتنی بر گردش نخبگان این کشور را تضعیف و موجب می شود به واسطه آن فضای رقابتی برای سایر نخبگان غیرحکومتی مانند احزاب مخالف محدود شود، و آینده ثبات سیاسی و دموکراسی در این کشور با وضعیت مبهم و شکننده تر نسبت به گذشته روبه رو باشد، همچنین آینده امنیت اجتماعی و سیاسی ترکیه، متزلزل تر از پیش به نظر آید.
درراستای حرکت از گزارشگری مالی بر اساس بهای تمام شده تاریخی به سمت گزارشگری بر اساس ارزش های منصفانه، آزمون کاهش ارزش، یک رویه احتیاط جدیدی می باشد. اطلاعات منتشر شده در صورتهای مالی درصورتی که گزارش کننده کاهش ارزش دارایی ها نباشد، برای تصمیم گیری استفاده کنندگان مفید نخواهد بود.هدف پژوهش حاضر ارائه یک دیدگاه نظری و تئوریک نسبت به دلایل و اهمیت گزارشگری کاهش ارزش دارایی ها در قالب تئوریهای نمایندگی، علامت دهی و مشروعیت می باشد و همچنین شواهد بازار نسبت به پیامدهای گزارشگری کاهش ارزش دارایی ها از بعد ارتباط ارزشی، گزارشگری به موقع، حق الزحمه حسابرسی،مدیریت سود، بازده های غیرعادی و صحت پیش بینی تحلیلگران، مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس آنچه که از نتایج تحقیقات استنباط شده است، گزارشگری کاهش ارزش دارایی ها هم می تواند بستری برای اعمال قضاوت بیشتر مدیریت در قالب دستکاری فعالیت ها و رخدادهای واقعی باشد و هم می تواند از بعد پیامدهای انگیزشی استانداردهای حسابداری و مشکلات نمایندگی موجود، به دلیل انعطاف موجود در استاندارد مربوطه،ایجاد کننده انگیزه کافی در مدیریت برای مواجه با شرایط پیچیده و پیش بینی نشده باشد.
امروزه صنایع فرهنگی از جمله صنایع پیشران در جهان است. عمده کشورهای توسعه یافته، آینده اقتصاد و پیشرفت خود را از طریق صنایع فرهنگی می بینند. به عنوان مثال اقتصاد بزرگ آمریکا تا سال 2015 تماماً در سیطره صنایع فرهنگی خواهد بود (اندیشکده صنعت و فناوری، 1387، ص. 11). از سویی دیگر با توجه به آنکه صنایع فرهنگی مناسب ترین شیوه برای انتقال و گسترش فرهنگ ملت ها و اقوام است، توجه به آن ضروری به نظر می رسد. مسئله اصلی ما در این مقاله عبارت است از: صنایع فرهنگی چگونه می تواند در گسترش ارزش ها و عقاید انقلاب اسلامی مؤثر باشد و چه نقشی را بر عهده بگیرد؟ و مسائل فرعی مقاله نیز چنین صورتبندی می شود: امروزه صنایع فرهنگی در سایر کشورها و شهرهای خارجی چه نقشی را ایفا می کنند و کارکردهای این صنایع چیست؟ در این مقاله به دنبال آن هستیم که نشان دهیم صنایع فرهنگی مطلوب باید ابزاری برای گسترش ارزش ها و عقاید انقلاب اسلامی، که ما از آن به گفتمان انقلاب اسلامی تعبیر کرده ایم، باشد. در این راستا به بررسی اسناد صنایع فرهنگی مربوط به شهرهای خارجی پرداخته ایم. در اسناد صنایع فرهنگی لندن، سنگاپور و ایالت ساسکاچیوان کانادا، توجه به حفظ و گسترش فرهنگ خودی یکی از دلایل اصلی برنامه ریزی و سیاست گذاری گسترده در این حوزه است. در ادامه مدل مطلوب خود از عناصر صنایع فرهنگی را بیان کرده ایم. در مدل پیشنهادی، صنایع فرهنگی دارای سه بعد پویایی اقتصاد شهری، مشارکتی بودن، مردمی بودن می باشند و محتوای آن در راستای گسترش گفتمان انقلاب اسلامی می باشد. این بدان معناست که این صنایع در محتوا باید ارزش ها و اعتقادات انقلاب اسلامی را گسترش دهند. در این باب استناداتی به سخنان رهبر معظم انقلاب صورت گرفته است.
رقابت در بازار محصول با تأثیر بر قدرت پیش بینی کنندگی سود ( یکی از معیارهای کیفیت سود)، موجب مربوط بودن اطلاعات حسابداری می شود و اطلاعات مورد نیاز سرمایه گذاران در اخذ تصمیم های اقتصادی را بهبود می بخشد؛ بهبودی که موجب تغییر انتظارهای سرمایه گذاران می شود و آن را ارزش گذاری می کنند و در نهایت موجب تغییر بازده سهام شرکت ها می شود. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی اثر میانجی قدرت پیش بینی کنندگی سود بر رابطه بین رقابت در بازار محصول و بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور تعداد 76 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390 تا 1394 به روش هدفمند انتخاب و داده های آنها به روش تحلیل داده های ترکیبی تجزیه و تحلیل شده اند. در این پژوهش برای اندازه گیری رقابت در بازار محصول از شاخص هرفیندال هیرشمن و برای سنجش قدرت پیش بینی کنندگی سود، از الگوی ولاری و جنکینز ]44[ استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد رقابت در بازار محصول بر قدرت پیش بینی کنندگی سود رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین، قدرت پیش بینی کنندگی سود بر رابطه بین رقابت در بازار محصول و بازده سهام شرکت ها اثر میانجی دارد. این یافته ها برای استفاده کنندگان در افزایش قدرت پیش بینی سود برای اخذ تصمیمات سرمایه گذاری مفید است.
زمینه و هدف: احساس تعلق به مدرسه به عنوان دیدگاه افراد تعریف می شود که از طریق یادگیری اجتماعی-هیجانی بهبود می یابد و باعث افزایش پیوند آنها با محیط مدرسه می شود. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از بین آنها 2 کلاس از مناطق محروم (51 دانش آموز) و 2 کلاس از مناطق برخوردار (45 دانش آموز) به صورت هدفمند انتخاب، و در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه گواه به صورت تصادفی جایدهی شد. آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای در طی 3 ماه اجرا شد. برای جمع آوری داده ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه بری، بتی و وات (2004) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس عاملی نشان داد احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های حمایت معلم، مشارکت در اجتماع، رعایت عدالت و احترام در مدرسه، احساس مثبت نسبت به مدرسه، ارتباط فرد با مدرسه، و مشارکت علمی دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان گروه گواه است (9/05= (81 و 6) F و 0/05> P ). همچنین نتایج نشان داد که تأثیر آموزش برنامه اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های آن، در مناطق محروم و برخوردار، به یک میزان است (1/10= (87 و 6) F و P>0.05 ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد در صورتی که شرایط لازم برای رشد هیجانی، اجتماعی، روانی، و تحصیلی دانش آموزان فراهم شود، باعث بهبود احساس تعلق به مدرسه در آنها خواهد شد همچنین دانش آموزان اگر مورد مراقبت و حمایت از طرف مدرسه قرار گیرند، پیشرفت تحصیلی بالاتر و رفتارهای پرخطر کمتری خواهند داشت.
رفتار جامعه پسند نوع خاصی از رفتار هدفمند است که به منظور رفاه دیگران انجام می شود. در کنار تنوع رفتارهای جامعه پسند، نکته حائز اهمیت، شرایط و زمینه تحقق این نوع رفتارهاست. در این پژوهش، رابطه ساختاری تمایزیافتگی خود و ابعاد رفتار جامعه پسند با واسطه گری هویت اخلاقی در قالب یک مدل علی بررسی می شود. ابتدا 239 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. سه مقیاس معتبر شامل پرسشنامه فرم کوتاه تمایز خود (DSI-SE) اریک، پرسشنامه رفتار جامعه پسند پنر و همکاران، و پرسشنامه هویت اخلاقی آکویینو و رید برای سنجش متغیرهای مدل به کار گرفته شدند. روایی و پایایی ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، بررسی و تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل مسیر انجام گرفت و برای بررسی معناداری واسطه گری و برازش مدل، از نرم افزار ایموس استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل با داده های این پژوهش، برازش مناسبی دارد. با توجه به یافته ها، تمایزیافتگی به نحو منفی، رفتار جامعه پسند معطوف به دیگران را پیش بینی می کند. هویت اخلاقی نیز رفتار جامعه پسند کمک رسانی را به نحو مثبت و رفتار جامعه پسند معطوف به دیگران را به نحو منفی پیش بینی می کند. همچنین هویت اخلاقی، نقشی واسطه ای در رابطه میان تمایزیافتگی خود و رفتار جامعه پسند ایفا می کند. درمجموع، نتایج این پژوهش نشانگر اهمیت تمایزیافتگی خود و هویت اخلاقی در رفتار جامعه پسند است.
آراء دکتر شریعتی درباره روحانیت و فقاهت در برهه های مختلف، صورت های گوناگونی یافته است. مسئله تحقیق حاضر، واکاوی بخشی از نظریات اندیشه سیاسی شریعتی است که نسبت میان روحانیت و سیاست را روشن می سازد. یافته های تحقیق با ابتنای بر روش توصیفی- تحلیلی و متن محور گویای آن است که شریعتی در پاره ای از آثار خود مواضعی آن چنان همسو با نیابت سیاسی اجتماعی روحانیون در عصر غیبت اتخاذ می کند که در بادی امر، پژوهش درباره اعتقاد یا عدم اعتقاد او به ولایت فقیه، به عنوان جایگاهی حقوقی در جامعه سیاسی شیعیان عصر غیبت را ضروری می نماید. در این راستا، ابتدا تصویری کلی از منظومه فکری شریعتی و مفصل های اثرپذیری وی از مکاتب و اندیشه های مختلف ارائه شده و سپس جایگاه سیاسی روحانیت و سیاست در قالب مفهوم ولایت فقیه در اندیشه وی تبیین گردیده است.
با توجّه به این که بررسی محتوایی، بررسی اثر از نظر دو عنصر درون مایه و موضوع است، در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی محتوایی رمان سالهای ابری پرداخته ایم تا گامی در راه شناساندن ادبیّات داستانی ایران برداریم که هنوز بسیاری از زوایای آن ناشناخته مانده است. یافته ها نشان می دهد که جامعه گرایی و اعتقاد به تعهّد اجتماعی به عنوان وظیفه عمده هنر و ادبیّات که نویسنده مردمی و متعهّد معاصر، علی اشرف درویشیان در بیشتر آثارش همواره سر سپرده آن بود، سبب شده که محتوا و زمینه های معنایی را در داستان های خود مورد توجّه قرار دهد. موضوع اصلی سال های ابری، مبارزه سیاسی است و از لحاظ درون مایه از جنبه های مختلف سیاسی، تاریخی و اجتماعی قابل بررسی است.
وبگاه ها، یکی از ابزارهای پیام رسانی بوده که دارای ویژگی های منحصربه فردی در مورد ارتباطات امروزی هستند. به همین منظور، توجه کامل به صفحه آرایی و ارزش یا ساختار گرافیکی، در برقراری بهتر این ارتباط تأثیر بسزایی دارد. هدف از پژوهش حاضر آن است که مشخص گردد ساختار صفحات وبگاه های شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران، از چه الگوهایی پیروی می کند و معرفی وبگاه های شبکه های تلویزیونی و ویژگی های گرافیکی آن ها و گسترش دانش هنری درزمینه ی طراحی این وبگاه ها می باشد. روش پژوهش این مقاله، به صورت توصیفی تحلیلی بوده و جامعه ی آماری، 21 نمونه از صفحات اصلی وبگاه های شبکه های صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را در برگرفته و نمونه ها به صورت انتخابی گزینش شده است و مطالعه موردی شبکه یک سیما در این پژوهش مدنظر است. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است.بنابراین، ابتدا با جمع آوری تصاویری از این وبگاه ها و سپس با استفاده از رایانه، جایگزینی عناصر ازهم تفکیک شده و درنهایت روابط آن ها و ترکیب بندی اثر برای آگاهی از نحوه ی ساخت و عملکرد صفحات وب و درک مفاهیم تخصصی بر نتیجه ی کار را ارائه می دهد. پژوهش پیش رو در پی پاسخ به دو پرسش زیر است:1- ساختار گرافیکی وبگاه های شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران، دارای چه ویژگی هایی است؟2- وجوه تمایز وبگاه های شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران با یکدیگر، ازلحاظ ساختارهای گرافیکی، چیست؟ مطالعه حاضر نشان میدهد که شبکه های تلویزیونی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، بیشتر از عنصر «تصویر» و «سطوح رنگی» در ساختار خود استفاده کرده اند و بیشتر ساختار وبگاه های شبکه های تلویزیونی ایران، بر پایه ی نسبت طلایی می باشد (در حدود 1/57%). وبگاه های شبکه های تلویزیونی ایران، دارای صفحه ی نخست طولانی و شلوغ بوده که نیاز به بازیابی و تغییر می باشد تا درنتیجه به صفحاتی با ترکیب بندی مناسب، با فعالیت سایت و همچنین صفحه آرایی زیبا و جذاب جهت جذب کاربر بیشتر دست یابند.
فهم متقابل به معنای آن است که شنونده ای از گونه زبانی (الف)، گفتار گوینده ای از گونه زبانی (ب) را بدون آموزش، بدون برخورد زبانی و بدون قصدی آگاهانه درک کند و برعکس. این میزان درک در اغلب موارد کامل نیست و یا از نوع متقارن/ دوسویه نیست و برای هر کدام از گونه های مورد بررسی، درجاتی دارد. زبان هایی که انتظار می رود دارای فهم پذیری باشند، زبان های مرتبط نزدیک یا گویش های متعلق به یک زبان هستند. در شرایطی که دو گویشور متعلق به دو گونه زبانی برای ارتباط با یکدیگر هر کدام از گونه زبانی خود استفاده کنند نه از زبانی میانجی، به این معناست که برقراری ارتباط زبانی آن ها در چارچوب اصل چندزبانگیِ پذیرا انجام گرفته است. مطالعات غیر ایرانی با استفاده از انواع آزمون ها و پرسشنامه ها میزان فهم متقابل بین زبان های مرتبط و گویش ها را به صورت تجربی بررسی کرده اند. این مقاله علاوه بر توصیف روش های رایج در این زمینه، مروری است بر روش های به کار رفته در پژوهش میرمکری و همکاران به عنوان نخستین پژوهش تحت نام «بررسی فهم متقابل بین گویش های کردی جنوبی و کردی میانی» در میان پژوهش های زبانی در ایران و معرفی روش های اندازه گیری فهم متقابل دو گویش اصلی کردی و جنبه های گوناگون آن است. مرور روش ها در پژوهش مذکور نشان می دهد پژوهش به لحاظ روش شناختی، کامل است و آزمون های بکار گرفته شده در آن دارای اعتبار علمی بوده و نتایج حاصل از آن در تطابق و تأیید دستاوردهای تحقیقات انجام شده حول محور موضوع فهم متقابل است.