معماری ایران در ادوار مختلف تاریخی، همواره الگوهایی نمادینی در اجزای خود را متجلی ساخته است. به کارگیری فرم های هندسی که شاخصترین آن ها فرم مربع بوده است، در معماری ایرانی از دیرباز مرسوم بوده و با تأمل و تعمق در سیر تحول معماری از دوران کهن تا کنون، میتوان دریافت که به کارگیری این فرم در باورها و نگرش مردمان این سرزمین ریشه دار بوده است. در عصر صفوی که یکی از دوران باشکوه معماری ایران به شمار میرود. معمار ایرانی با توجه به تحولات اعتقادات مردمی در پی رسمی شدن مذهب شیعه جعفری و به تبع آن تقویت اصول و مبانی دین مبین اسلام در ایران، عنایت بیشتری نسبت به ارتباط میان دو عالم انفسی و آفاقی داشته و هر یک را با نشانه مفهومی و هر نشانه را با هندسه و فرمی شاخص تعریف و هویتی ریشه دار را احیاء نموده است. به کارگیری هندسه مربع در تهرنگ، نماها، نقوش و احجام بناهای دوره صفوی، ریشه در بنیان های فکری و اندیشههای عرفانی معماران و حاکمان آن زمان دارد. که به نظر می رسد این موضوع با معماری کهن و رابطه هندسه مربع با تفکرات معماری در دوران باستان بی ارتباط نبوده است. هندسه مربع در ابنیه صفوی به میزان قابل توجهی نسبت به سایر ادوار پیشین و پسین مورد استفاده قرار گرفته است. به گونهای که این فرم هندسی را میتوان در کلیه آثار این دوره در فرم بنا یا نقش و نگارههای آن ملاحظه نمود. در این پژوهش سعی شده تا ضمن تحلیل خصوصیات هندسی و میزان اهمیت مربع در تاریخ معماری ایران، بررسی گردد که این شکل هندسی چه جایگاهی در تعریف و تکوین فضاهای معماری ایران در دوره صفویه داشته است. روش تحقیق این مقاله از نظر نوع، کیفی و از لحاظ روش، توصیفی تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه های علمی تخصصی معماری شهرسازی و مطالعه وبسایت های علمی پژوهشی دانشگاهی و مرکز اطلاع رسانی علوم و فن آوری بوده است.
دولت در برنامه ی حمایت از مسکن روستایی، اقشار کم درآمد را هدف قرار داده است. استفاده از معیار درآمد برای تعیین گروه هدف در این برنامه، با چالش روبرو می باشد. بر این اساس، این مطالعه به مقایسه ی رویکرد فقر درآمدی و رویکرد چندبعدی فقر مسکن در تعیین گروه هدف در برنامه ی حمایت دولت از مسکن روستایی پرداخته است. بدین منظور در رویکرد درآمدی فقر از معیار نسبت مخارج کل به درآمد خانوار و در رویکرد چند بعدی فقر از ابعاد امنیت، تراکم، برخورداری و سیستم فاضلاب مسکن استفاده شد. آمار و اطلاعات مورد نیاز مربوط به 19707 خانوار روستایی در سال 1387 می باشد. نتایج بیانگر آن است که فقر مسکن بر اکثر قریب به اتفاق خانوارهای روستایی مستولی بوده، اما فقر درآمدی 041/57% خانوارهای روستایی را در بر گرفته است. عمق فقر مسکن روستایی به گونه ای است که خانوارهای روستایی به طور متوسط از دسترسی به حدود 40% از نماگرهای مسکن مناسب محروم می باشند و فقر درآمدی آنها دارای میانگین شکاف 844/1 درصدی است. در ادامه نتایج نشان می دهد که استفاده از رویکرد فقر درآمدی برای تعیین گروه های هدف در برنامه ی حمایت از مسکن روستاییان، 954/42% از خانوارهای روستایی دچار فقر مسکن را از این برنامه ی حمایتی مستثنی می نماید. بر این اساس، تغییر رویکرد در برنامه ی حمایت از مسکن روستایی و استفاده از رویکرد چند بعدی فقر مسکن توصیه می گردد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های والدگری و مشکلات بین شخصی فرزندان صورت گرفت. تعداد 249 زن و مرد تهرانی (156 زن، 93 مرد) مراجعه کننده به دادگاه های خانواده به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان، پرسشنامه اقتدار والدین ( PAQ )، فرم کوتاه پرسشنامه مشکلات بین شخصی IIP-30) ) را تکمیل کردند. نتایج پژوهش نشان داد که سبک های والدگری مقتدرانه پدر و مادر با مشکلات بین شخصی فرزندان رابطه منفی معنادار و سبک والدگری آمرانه پدر و مادر با مشکلات بین شخصی فرزندان رابطه مثبت معنادار دارد. نتایج پژوهش رابطه بین سبک والدگری سهل گیرانه پدر و مادر با مشکلات بین شخصی فرزندان را مثبت اما غیر معنادار نشان داد. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که روابط بین فردی و مشکلات بین شخصی فرزندان احتمالا تحت تاثیر سبک های والدگری والدین آنها قرار می گیرد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی کارکرد افعال حرکتی در قرآن کریم با رویکرد شناختی، در چارچوب رده شناسی شناختی تالمی، گردآوری شده است. قرآن کریم با کاربرد افعال حرکتی، امور غیرمکانی و انتزاعیِ دور از فهم مخاطب را مفهوم سازی کرده است. این نوشتار که به روش توصیفی تحلیلی گردآوری شده، نمونه هایی از افعال حرکتی مسیرنما و شیوه نما در قرآن کریم و نحوه مفهوم سازی رویدادها در آیات قرآن را با تکیه بر اصول معناشناسی شناختی مورد بررسی قرار می دهد. طبق بررسی های انجام گرفته، در قرآن کریم انواع مختلف افعال حرکتی به منظور مفهوم سازی امور انتزاعی مثل رحمت، حساب، ذکر، یوم و... استفاده شده و انواع مفاهیم معنایی حرکت در افعال قرآن بازنمایی شده است. گاهی فعل به صورت شیوه نما به کار برده شده و مسیر در حروف حرکتی مفهوم سازی شده و گاهی مسیر در خود فعل واژگانی شده است. حروف حرکتی (قمر) در قرآن کریم - که مسیر در آنها بازنمایی شده است- را می توان با توجه به رابطه میان پیکر و زمینه، به دو گروه پویا و ایستا تقسیم کرد که هرکدام متناسب با مفهوم سازی مورد نظر به کار رفته است.
حق انسان در داشتن محیط زیست سالم از شاخص ترین حقوق، در اسناد متعدد جهانی حقوق بشری است. یکی از عوامل تهدیدکننده فراگیر این حق، آلودگی های نفتی ناشی از محموله نفتی کشتی ها و نفت سوخت شناورهای دریایی است. در کنوانسیون های مربوط به آلودگی نفتی، مالکان آنها (در معنای عام) مسئول جبران خسارت مزبور شده اند، اما در غالب موارد قربانی خسارت، حتی اگر محکوم له واقع شود با اعسار مسئول حادثه مواجه خواهد شد. بر این اساس کنوانسیون مسئولیت مدنی و کنوانسیون بانکر از نظام بیمه اجباری برای تضمین خسارت زیان دیده بهره جسته است. در این نظام مالکان کشتی مکلف به اخذ بیمه نامه یا تضمین مالی دیگر از بیمه گرهای معتبر بین المللی تا سقف مقرر هستند که همه خطرات و اعمال مالکان کشتی، مباشران و کارگزاران آنها را تحت پوشش قرار می دهد. لیکن خسارت ناشی از قوای قاهره، تقصیر عمدی ثالث، خطای تام منقطع رابطه علیت زیان دیده و خسارت عدم النفع از شمول بیمه خارج هستند. شرط دیگر تضمین بیمه ای ورود خسارت در محدوده سرزمینی و منطقه انحصاری اقتصادی دولت متعاهد، ظرفیت کشتی از بیش از هزار تن در آلودگی نفت سوخت و بیش از دو هزار تن در آلودگی محموله نفتی است. به علاوه دولت متعاهد متضرر که در محدوده سرزمینی وی آلودگی رخ داده و هر شخص حقیقی و حقوقی که متحمل خسارت مادی، بدنی و مالی شده، در برابر بیمه گذار و بیمه گر، شخص ثالث محسوب می شوند. در این کنوانسیون ها مکانیسمی برای مطالبه و جبران زیان آلودگی نفتی در دریاهای آزاد از بیمه گر وجود ندارد و مضافاً در محدود دریایی سرزمینی نیز آلودگی نفتی شناورهای با ظرفیت پایین تر را پوشش نمی دهد. لذا پوشش همه جانبه خسارت آلودگی نفتی نیازمند اصلاح کنوانسیون و وضع بیمه اجباری کامل تر است. بیمه اجباری مسئولیت آلودگی نفتی، ابعاد حقوقی متعددی دارد که پرداختن به همه آنها در این مقال نمی گنجد. در این مقاله کوشش می شود به تبیین و ابعاد حقوقی شرایط تضمین بیمه، خطرات تحت پوشش، سقف تعهدات بیمه گر، استثنائات بیمه و خسارات قابل جبران پرداخته شود
بحث ابزارها و شیوه های مشارکت سیاسی از ابعاد مهم موضوع مشارکت سیاسی در تاریخ اندیشه سیاسی و شاید مهمترین بحث در تاریخ معاصر باشد و امروزه از دغدغه های مهم جوامعی است که در حال گذر به شیوه نوینی از زندگی سیاسی می باشند. مشارکت سیاسی دارای تعابیر و برداشت های مختلفی بوده است و با توجه به علایق، مصالح و منافع حاکمان دچار قبض و بسط مفهومی مداومی شده و همواره نگرش های مثبت و منفی بسیاری در نتایج و پیامدهای آن ابراز گردیده است. از این رو مشارکت شهروندان در پهنه جغرافیایی قومی و هدایت آن به سوی هویت ملی امکان حضور افراد و اقوام در بخش های مختلف جامعه را فراهم و ثبات سیاسی و توسعه یافتگی را به دنبال داشته است به نحوی که ارتباطات اجتماعی را در ساختار سیاسی تسهیل و بستر مشارکت گروه های قومی را در تصمیم گیری های سیاسی کشور، فراهم نموده است. استان خوزستان به دلیل ساختار قومی و تفاوت های زبانی، فرهنگی و اجتماعی که با بخش مرکزی دارد و موقعیت ژئوپلیتیکی خاص از جمله مناطقی است که در طول تاریخ معاصر خود دچار تغییر و تحولاتی شده، اقوام ساکن آن نیز در این تغییر و تحولات نقش اساسی را ایفا کرده اند. اینکه قومی در مرکز کشور متمرکز شده یا در حاشیه قرار دارد دارای آثار یا تبعات متفاوتی می باشد. در چنین کشورهایی ایجاد همبستگی ملی و یکپارچگی سیاسی بین عناصر تشکیل دهنده ملی یک امر ضروری تلقی می شود. نتیجه می گیریم که پژوهش حاضر در پی بررسی شیوه های مشارکت سیاسی قومیت های مختلف در استان خوزستان با تأکید بر هویت ملی و همگرایی اقوام با یکدیگر می باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد و با استفاده از کتب و اسناد سعی شده است که دلایل مشارکت اقوام را بعد از انقلاب اسلامی ایران بررسی نمائیم.
This study tested the impact of implicit and explicit knowledge of grammar on learners’ use of oral communication strategies (OCSs) and the interface of OCSs and oral fluency. The study was performed on 24 male and 36 female Iranian university students of English Translation studying at Payame Nour Universities of Lar, Khonj, and Evaz chosen based on availability and ease of access. The data were gathered using Timed Grammaticality Judgement Test (Dekeyser, 2000) as a measure of implicit knowledge of grammar, a structure section of TOEFL Paper-based Test (version 2004) as a measure of explicit knowledge of grammar, Oral Communication Strategies Inventory (Nakatani, 2006), and two oral production tasks for measuring learners' oral fluency. Analysis of the data using Multivariate Analysis of Variance (MANOVA) and Pearson’s Correlation showed that both implicit and explicit knowledge of grammar affect learners’ use of oral communication strategies; however, no relationship was found between overall use of OCSs and oral fluency which can be suggestive of greater or possibly overriding impacts of some other variables on oral fluency compared to OCSs. The findings of the study are supposed to provide guidelines for learners, teachers and syllabus designers concerning the use of OCSs, especially with regard to other variables considered in this study.
چکیده هدف: با توجه به اهمیت عوامل روانشناختی در بروز دردهای جسمانی، تحقیق حاضر با هدف مقایسه ذهن آگاهی و خود تنظیم گری زنان مبتلا به درد قفسه سینه غیر قلبی و زنان سالم شهر تهران انجام شد. روش: تحقیق حاضر، توصیفی از نوع علی – مقایسه ای می باشد. تعداد نمونه تحقیق حاضر شامل60 بیمار زن مبتلا به درد قفسه سینه غیرقلبی بوده، که از بین مراجعه کنندگان به دو بیمارستان و کلینیک قلب به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و نمونه گروه سالم نیز شامل 60 نفر از زنان همراه و کارکنان مراکز درمانی مذکور بود که درد قفسه سینه نداشتند و ملاکهای ورود به تحقیق را دارا بودند. آزمودنی ها به دو پرسشنامه هشیاری توجه ذهن آگاهانه براون و ریان (2003) و خودتنظیم گری ایبانز و همکاران(2005) پاسخ دادند. داده های تحقیق با آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات ذهن آگاهی و ابعاد خودتنظیم گری (عملکرد مثبت، مهارپذیری، آشکارسازی احساسات، قاطعیت و بهزیستی طلبی)، زنان مبتلا به درد قفسه سینه غیر قلبی و زنان سالم شهر تهران دارای تفاوت معنادار است(05/0>P). نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که ذهن آگاهی و خودتنظیم گری از سازه های مهم در رابطه با درد قفسه سینه غیرقلبی است. این نتایج تلویحات مهمی در زمینه استفاده از این سازه ها و اهمیت مداخلات رواندرمانی برای این بیماران دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
This study investigated the effect of two different types of offline planning, namely cooperative and individual, on the oral proficiency of impulsive and reflective EFL learners. Accordingly, 114 intermediate learners studying at a private language school in Tehran were chosen nonrandomly through their performance on a Preliminary English Test (PET). The participants also filled out the Eysenck and Eysenck’s (1991) Impulsiveness Questionnaire (EIQ) through which they were categorized into two subgroups within each offline planning setting consisting of impulsive and reflective learners. All in all, there were four subgroups: 28 impulsive and 28 reflective learners undergoing the cooperative offline planning treatment, and 32 impulsive and 26 reflective learners experiencing the individual offline planning treatment. Following the 14-session treatment, the mean scores of all four groups on the speaking posttest were computed and a two-way ANOVA was run to test all the four hypotheses raised in the study. The results revealed that the effect of offline planning to a great degree depends on the cognitive learning style of the learners: while impulsive learners benefit more from cooperative offline planning, reflective ones prefer to perform the task individually.