هدف کلی پژوهش حاضر بررسی رابطه سرمایه روان شناختی و سخت رویی با فرسودگی شغلی کارکنان شرکت پتروشیمی ایلام است. این پژوهش در زمره تحقیقات توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان شرکت پتروشیمی ایلام واحد الفین بود. که از میان آن ها حجم نمونه ای به تعداد 248 نفر با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد.برای سنجش فرسودگی شغلی از پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلک( MBI )و برای سنجش سرمایه روانشناختی از پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز( PCQ )و برای سنجش سخت رویی از مقیاس زمینه یابی دیدگاه شخصی کوباسا( PVS ) استفاده شد. در تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون) استفاده گردید و داده ها با نرم افزار SPSS نسخه بیستم تجزیه وتحلیل شد . نتایج این پژوهش نشان داد که بین سرمایه روان شناختی ومولفه های آن و سخت رویی و مؤلفه های آن(تعهدوکنترل) با فرسودگی شغلی بعد خستگی عاطفی و مسخ شخصیت رابطه منفی و معناداری و با فرسودگی شغلی بعد موفقیت فردی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد اما بین مولفه چالش با ابعاد فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود نداشت که تمامی این مقادیر در سطح 01/0 معنادار است.نتایج این پژوهش نشان داد میان سرمایه روان شناختی و سخت رویی به عنوان یک ویژگی شخصیتی و فرسودگی شغلی به عنوان یک آسیب شغلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد و می توان از روی سخت رویی وسرمایه روان شناختی ومؤلفه های آن به پیش بینی فرسودگی شغلی پرداخت.
سفیدپوستان در آفریقای جنوبی از سال 1948 به مدّت 46 سال، نظام سیاسی مبتنی بر تبعیض نژادی را بنیاد نهاده و پیوسته آن را بازتولید کردند. تغییر این نظام و گذار به نظم دموکراتیک طی سال های ۱۹۹۹ ۱۹۸۹ از رویدادهای قابل تأمّل در دهه پایانی قرن بیستم است. درحالیکه خشونت نهادینه در نظام آپارتاید، پایان ناپذیر به نظر می رسید؛ اما سیر تحولات و روی کار آمدن دو دولت «دی کلرک» (۱۹۹۴ ۱۹۸۹) و «نلسون ماندلا» (۱۹۹۹ ۱۹۹۴) ، ضرورت صلح سازی در جامعه ای آسیب دیده و تشنه انتقام را آشکار کرد. سؤال پژوهش: چگونه صلح سازی با سازوکارهای عدالت انتقالی در این جامعه امکان پذیر شد؟ مقاله حاضر، در تبیین تحول سیاسی در آفریقای جنوبی، با کاربست نظریه «ساخت یابی» گیدنز (تعامل ساختار عاملیت) با استفاده از روش پژوهش توصیفی تبیینی بر این فرضیه تأکید دارد که صلح سازی در عدالت انتقالی (همزیستی پایدار پس از آشتی) از طریق برجسته سازی «بخشش به جای انتقام» به گذار از آپارتاید به دولت دموکراتیک در سال های ۱۹۹9-19۸۹ منجر شد. یافته های پژوهش، نشان از نقش آفرینی رهبران و نهادها، نوع عملکرد کمیسیون حقیقت و آشتی با اولویت جبران خسارت بر مجازات و برگزیدن صلح پایدار به جای تحقق شکلی عدالت کیفری دارد. تقویت روح مصالحه در زیست سیاسی و اجتماعی، تسهیل در شکل گیری نظام حزبی، تحکیم رقابت و مشارکت سیاسی و اصلاح ساختاری و نهادی، آموزه های ارزنده این واکاوی برای ایران کنونی هستند.
در دنیای امروز بسیاری از کشور ها، استانداردهای بین المللی را به عنوان یک چارچوب گزارشگری مالی جهانی مورد پذیرش قرار داده اند. در ایران هم ناشران بزرگ پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ملزم به تهیه صورت های مالی مبتنی بر استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی هستند. با عنایت به تأثیر گسترده استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی بر بسیاری از جنبه های مختلف فعالیت های شرکت ها، حسابرسی داخلی می تواند به عنوان یکی از ارکان راهبری شرکتی در سازمان نقش بی بدیلی در پیاده سازی استانداردهای بین المللی ایفا نماید. بدین ترتیب در این مقاله به بررسی نقش حسابرسی داخلی در پیاده سازی استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی پرداخته می شود. نتیجه حاصل از مقاله این است که حسابرسان داخلی باید حضور فعالی در پروژه ی تبدیل اصول پذیرفته شده حسابداری به استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی داشته باشند و این حضور باید در زمان مناسب صورت پذیرد. در حقیقت واحد حسابرسی داخلی بایستی پیش از پیاده سازی استانداردهای بین المللی و در حین آن، به عنوان یک عنصر کلیدی ایفای نقش نماید. در این راستا، آموزش کافی حسابرسان در زمینه پیاده سازی استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی ضرورت دارد.
Purpose: The purpose of the present study was to provide a model of happiness for students of primary schools in Tehran. Methodology: In terms of the basic purpose, the present study was exploratory mixed (qualitative-quantitative) in terms of the nature and type of study. The statistical population of the current study included all specialists in the field of happiness, such as psychologists and sociologists, educational sciences, and quantitatively, all managers, educational assistants, and sports teachers in Tehran, which included (220 men and 280 women). Therefore, in the qualitative dimension, the sample size of the research was 16 experts in this field, and in the quantitative dimension, 334 people (144 men, 190 women) were selected using the cluster random sampling method. The measurement tool of the current research is a semi-structured interview form in the qualitative dimension, which was developed using open coding and axial coding. The formation of the said form was finalized with the help of interviews and Delphi technique from experts through selective coding. The validity and validity of this matter was confirmed with the help of experts. The research tool in the quantitative dimension was a 121-question questionnaire, which was compiled by transforming the saturated interview form by experts and by giving weight to the indicators. The reliability of the questionnaire was calculated through Cronbach's alpha and was equal to 0.958. Its validity was obtained with the help of content and confirmatory validity, which was relatively high. The research data were analyzed through the coding process based on the systematic design of the theory derived from the data of Strauss, Corbin (1998). Findings: The method of data analysis in the qualitative dimension including the open coding method, axial coding was done, and after the theoretical saturation of the experts, the model of happiness based on 3 dimensions, 11 components and 121 indicators was finalized. In the quantitative dimension, it was confirmed with the help of factor analysis test, which consisted of 3 dimensions, 11 components and the final model of the happiness pattern was confirmed. Conclusion: Based on the findings, the final model of the dimensions of the happiness model includes, in order, family (parental relations, education, economy), school (teacher, principal, classmates, employees) and environment (culture governing the society, security, rules and regulations, media ha) is.
رسانه ها نقش مهمی در واکنش به ارتکاب جرم در مراحل مختلف رسیدگی کیفری دارند. ابتکار قانون گذار در ماده 96 قانون آیین دادرسی کیفری مصداق بارزی از فعالیت های وسایل ارتباط جمعی در مرحله تحقیقات مقدماتی است. به موجب این مقرره، رسانه ها، با انتشار هویت متهم متواری، این بخش از فرایند دادرسی را تسهیل می کنند. در واقع با گریختن متهم، رسیدگی دادسرا متوقف می شود و با انتشار مشخصات و دسترسی مجدد به وی تعقیب کیفری دوباره به جریان می افتد. همچنین با رسانه ای شدن هویت متهم بازداشت شده که به ارتکاب جرایم متعدد اقرار کرده است، بزه دیدگان فرصت اقامه دعوا جهت تعقیب وی را خواهند داشت. البته قانون گذار، با ملاحظه معایب این عملیات، رسانه ای کردن هویت متهم را محدود و منوط به رعایت یک سری ضوابط قانونی کرده است. هدف از این نوشتار، ضمن تبیین کارکردها و ایراداتِ رسانه ای کردن هویت متهم در مرحله تحقیقات، مطالعه این ضوابط جهت ممانعت از هر گونه بی نظمی است. روش انجام این پژوهش توصیفی تحلیلی و انتقادی است و با استفاده از منابع اصیل کتابخانه ای صورت گرفته است. بنا به مطالعات نظری پژوهش، درج مشخصات متهم در رسانه ها دارای ماهیت قضایی بوده و لازم است «آیین نامه اجرایی نحوه انتشار هویت متهم»، که دربردارنده بایسته هایی چون رسانه مجاز به انتشار هویت، تعداد انتشار آگهی و... است، توسط متخصصین تدوین گردد.
نبود روش های نو و پیش رفته در برداشت از قرآن کریم و منابع دینی یکی از کاستی های اساسی مطالعات دینی به ویژه نظریه پردازی به منظور حل مسایل روز است. شهید صدر در زمره اندک عالمان برجسته ایست که از روشی نسبتاً نو سخن می گوید و با تبیینی منحصر به فرد از تفسیر موضوعی ویژگی فوق العاده ای به آن می دهد. این مقاله به خوانش انتقادی «استنطاق» در تفسیر موضوعی و «کاربست آن در نظریه سنت های تاریخ در قرآن» می پردازد. مقاله، «استنطاق» را به عنوان تنها یکی از مراحل و فرایندهای تفسیر موضوعی و نظریه پردازی بر اساس قرآن بررسی می کند؛ و آن را همه تفسیر موضوعی در نظر نمی گیرد. هدف، تبیین استنطاق و مؤلفه های آن در تفسیر موضوعی شهید صدر و ره گیری میزان کاربست آن در نظریه سنت های تاریخ است. مقاله به دو سؤال اساسی پاسخ می دهد: 1. مؤلفه های استنطاق در تفسیر موضوعی شهید صدر کدام اند؟ 2. مؤلفه های یادشده در نظریه سنت های تاریخ به چه میزان به کار رفته است؟ تحقیق با روش تحلیل متن انجام می شود. با این توضیح که با دو متن مواجه هستیم متنی که از تفسیر موضوعی و نظریه سنت های تاریخ سخن می گوید و متن قرآن کریم که نظریه پرداز نظریه خود را بر اساس مدلول های آن صورت بندی می کند. طبعا تحلیل مدلول های قرآنی، بر روش اجتهاد در دلیل لفظی قرآنی مبتنی است. آثار پرشماری در باره تفسیر موضوعی شهید صدر نوشته شده است. تفاوت رویکرد این مقاله با آن ها در این است که اولا در آثار یادشده جز اندکی به طور گذرا بر عنصر نظریه پردازی در روش تفسیر موضوعی شهید صدر تکیه نمی کنند؛ ثانیا هیچ یک روش تفسیر موضوعی شهید صدر را به صورت مدلی مفهومی سامان نمی دهند؛ ثالثاً: در آن ها فرایند استنطاق و میزان کاربست آن در نظریه پردازی بررسی نمی کنند.
مقاله حاضر به بررسی استعاره های هستی شناختی واژه «حیوه» در قرآن بر اساس نظریه استعاره مفهومی می پردازد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی در صدد است کارایی این نظریه را بر اساس داده های قرآنی بسنجد. اینکه آیا استعاره به عنوان فرایندی شناختی برای بیان معانی انتزاعی و غیر حسی قرآن، حضوری مؤثّر دارد، پس از گردآوری داده ها با استفاده از نرم افزار حبل المتین بر اساس ترجمه آیت الله مکارم شیرازی، تفاسیر المیزان و نمونه و با توجه به دیدگاه معاصر استعاره (لیکاف و جانسون، 1980) و اصول استعاره شناختی جاکل (2002) تحلیل داده ها صورت گرفت. در شواهد به دست آمده، واژه «حیوه» به شکل های مختلفی از جمله کالابودن زندگی دنیا، تشبیه زندگی دنیا به بازی و سرگرمی و تشبیه مجازات و عذاب به غذا و نوشیدنی مفهوم سازی شده است. کمک به ترجمه روان تر قرآن و راهگشا بودن در حوزه های علوم شناختی و قرآنی از کاربردهای عملی این پژوهش است. یافته های این پژوهش، افق جدیدی در اختیار مخاطب قرار می دهد تا به درک بهتری از آیات دست یابد.
امام صادق(ع) به عنوان یکی از شخصیتهای برجسته اهل بیتِ رسول الله(ص) علاوه بر جایگاه مذهبیِ ویژه در میان شیعیان، مورد توجّه اهل تسنّن نیز می باشد. اهل سنّت که در منابع خویش از امام صادق(ع) بیشتر با نام "جعفربن محمد" یاد می کنند، در منابع رواییِ خود، به ویژه تفاسیرشان، تعداد مُعتنابهی از روایات تفسیری امام صادق(ع) را نقل کرده اَند. بیشترِ این احادیث، بدون ذکر سند و به طور مستقیم از آن حضرت نقل شده است که نشان از باور اندیشمندان اهل سنّت به مقام والای امام صادق(ع) در عرصه تفسیر قرآن دارد. این مسأله، وقتی روشن تر می شود که بدانیم در 79 سوره از 114 سوره قرآن، و جمعاً ذیل 341 آیه قرآن، در منابع روایی و تفسیریِ اهل تسنّن روایاتی از امام صادق(ع) دیده می شود. در این مقاله، پس از استخراج و دسته بندی احادیث مورد نظر به روش توصیفی- تحلیلی و گردآوریِ کتابخانه ای، روشن می شود که دستِ کم در پنج حوزه: 1- بیان معانی تنزیلی شامل: ایضاح لفظی (واژه شناسی) و ایضاح مفهومی (نکات تفسیری: تبیین مجمل، تخصیص عام، تقیید اطلاق، توضیح مفاهیم شرعی، تفصیل احکام قرآن، بیان ناسخ و منسوخ و ...)؛ 2- بیان معانی تأویلی شامل: بیان مصادیق (جری و تطبیق) و بیان لایه های معنایی (بطن آیه)؛ 3- بیان فضای نزول شامل: سبب نزول و شأن نزول؛ 4- استناد به آیات قرآن؛ و 5- بیان قرائات قرآنی از آن امام(ع) در کتب مذکور بیاناتی موجود است. بررسی سندی این احادیث از عهده این نوشتار خارج است و مجالی دیگر می طلبد.
اتحادیه اروپا همانند هر سازمان بین المللی دیگر برخاسته از موافقتنامه ای بین الدولی است که دولت های متعاهد آن، از برخی صلاحیت ها و اختیارات حاکمیتی خود به نفع نهادی فرادولتی و در جهت نیل به اهدافی مشترک صرف نظر کرده اند. ویژگی منحصر به فرد این ساختار آن است که فراتر از حقوق و تکالیف تقابلی و طرفینی میان دولت های عضو از توجه به شهروندان این دولت ها نیز فروگذار نکرده و درواقع، نظمی حقوقی و رژیمی خودبسنده را سامان داده است. همین ویژگی باعث شده است تا نهاد متولی تفسیر اسناد مؤسس اتحادیه یعنی، دیوان دادگستری اروپایی اصول کلی تأثیر مستقیم و برتری حقوق جامعه اروپا را استنباط کند که می تواند صورتی از دستورگرایی تلقی شود. در این میان، تأثیر روند وحدت گرایی اروپایی بر حاکمیت ملی دولت های عضو مسئله ای مهم و چالش برانگیز است که در این مقاله با رویکردی تحلیلی و با تأکید بر آراء دادگاه قانون اساسی آلمان به آن پرداخته شده است. دادگاه قانون اساسی آلمان ضمن پذیرش ماهیت ویژه اتحادیه اروپا حاضر به قبول صلاحیت هایی فراتر از اصل تفویض به گونه ای که این نهاد را در حد یک دولت فدرال ارتقا دهد، نشده است و برتری بی چون وچرای حقوق اتحادیه بر نظام حقوقی ملی را برنتابیده است.
داستان ها بنیادهای فکری و فرهنگی هر جامعه را نشان می دهند و بنابراین کشف عناصر زیربنایی و لایه های زیرین داستان ها، نمایان گر ویژگی های اجتماعی هر ملت است. نشانه معنا شناسی ظرفیت هایی را برای تحلیل و کشف لایه های زیرین روایت فراهم می آورد و این توانایی را دارد تا امکانات علمی دقیقی، در اختیار تحلیلگران و منتقدان قرار دهد. این جستار تحلیلی نشانه معناشناختی از دو داستان کباب غاز و مرگ در جنگل از دو نویسنده ایرانی و آمریکایی است. نگارندگان در صدد پاسخ به این پرسش هستند که نوع شناسی نظام های گفتمانی جمالزاده و اندرسن کدام ها هستند و در لایه های زیرین این دو داستان چه تمایزات فرهنگی و اجتماعی وجود دارد. با بررسی های صورت گرفته به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر روش تحلیل محتوی مبتنی بر ابزار نشانه معناشناسی گفتمان، نتایج حاکی از آن است که هر دو نویسنده از انواع نظام های گفتمانی در داستان خود بهره گرفته اند ولی فرایند معناسازی کنش و شوش، به عنوان عوامل گفتمانی مهم، باعث شکل گیری گفتمان شده و منجر به ایجاد استحاله معنایی می شود یعنی کنش، جای خود را به شوش با تیپ استعلایی و زیبایی شناختی می دهد ولی آنچه داستان را به پیش می برد شوش است. امّا آنچه در مضامین داستان ها تفاوت ایجاد کرده، سبک زندگی و نگرش کنشگران و عوامل فرهنگی در هر دو گفتمان است.
هدف از این پژوهش واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی با تأکید بر توسعه حرفه ای معلمان بود. این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون در سال 1403 پرداخته است . جامعه آماری شامل صاحب نظران در حوزه آموزش پرورش و آموزش عالی 135 نفر بودند که از بین آنها 12 نفر به روش نمونه گیری هدفمند با استفاده از قاعده حد اشباع انتخاب شدند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با ٧٩ درصد است . با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از ٦٠ درصد است ، پایایی کدگذاری تأیید شد. لذا می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است . همچنین جهت تحلیل کیفی و کدگذاری از نرم افزار Atlasti8 استفاده شد. با توجه به نتایج نقش هوش مصنوعی را می توان در خصوص فرصت ها و چالش ها در 9 مضمون سازمان دهنده برای توسعه حرفه ای معلمان طبقه بندی کرد. فرصت ها با چهار مضمون سازمان دهنده به ترتیب: همگرایی تکنولوژی با اهداف آموزشی، قابلیت شبکه سازی آموزشی، جهانی سازی آموزش و ارزش آفرینی شغلی معلمان شناسایی شدند. چالش ها نیز در قالب ٥ مضمون سازمان دهنده با ترتیب: فاصله استعدادها، امنیت و حریم خصوصی معلمان و دانش آموزان، تعمیر و نگهداری مداوم سیستم ها و عدم قابلیت های یکپارچه سازی، دسته بندی شده اند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی جهت توسعه حرفه ای معلمان مفید واقع گردد.
این تحقیق با هدف برآورد شاخص باقیمانده ظرفیت تحمل جامعه میزبان نسبت به توسعه گردشگری تدوین یافته است. روش تحلیل داده ها، توصیفی- تحلیلی می باشد. جهت جمع آوری داده های اولیه از مشاهده میدانی و پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل دو گروه متخصصان مرتبط با موضوع تحقیق و اهالی شهر شاهرود می باشد. حجم نمونه مورد بررسی جهت توزیع پرسشنامه جامعه میزبان برابر با 125 نفر (65 نفر ساکنین، 41 نفر صاحبان کسب وکار گردشگری، 19 نفر مسئولین) مد نظر می باشد. در این راستا به منظور نظرسنجی از متخصصان نیز تعداد 20 پرسشنامه در نظر گرفته شده است. روش تعیین ظرفیت تحمل جامعه میزبان در این تحقیق از سیستم ارزیابی زیست محیطی باتل (BEES) اقتباس شده که در ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA) و حدود تغییرات قابل قبول (LAC) استفاده می شود. نتایج بیان می دارد که شاخص باقیمانده ظرفیت تحمل جامعه میزبان برابر با 6/42 درصد محاسبه شده است. همچنین بر اساس طبقه بندی بارومتر پایداری پرسکات آلن، و با توجه به پارامتر حاصل شده (426/0)، ظرفیت تحمل جامعه میزبان با قرارگیری در طبقه 60/0-41/0 از وضعیت متوسط برخوردار می باشد. بنابراین این طور برداشت می شود که جامعه میزبان نسبت به گردشگری، نگرش متعادلی دارد و مخالف توسعه آن نمی باشد. درنتیجه ضروری است در راستای استفاده از پتانسیل های موجود در جهت توسعه پایدار گردشگری، برنامه ریزی های لازم به منظور جذب گردشگران بیشتر به این منطقه در دستور کار مدیران و متولیان گردشگری قرار گیرد.
زمینه و هدف: مسیله سوءمصرف موادمخدر اکنون در دنیا به معضلی بزرگ تبدیل شده و برای ایران، چالشی جدی محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر شناسایی متغیرهای مؤثر بر اعتیاد در پژوهش های یک دوره 5 ساله و اندازه گیری اثر آن ها است. روش شناسی: روش اجرای این پژوهش، فراتحلیل است. جامعه آماری شامل پژوهش های انجام شده داخلی طی سال های 1385 تا 1389 در حوزه پیشگیری از سوء مصرف مواد است که از بین آن ها 19 کار پژوهشی بررسی شدند. داده های تدوین شده توسط محقق با استفاده از نرم افزار CMA تحلیل و اندازه اثر متغیرهای شناسایی شده در پژوهش ها محاسبه شد. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد که در میان متغیرهای انتظامی، مؤثرترین متغیر بر اعتیاد، «در دسترس بودن مواد» با اندازه اثر معناداری به بزرگی 0/81 و کم اثر ترین متغیر «نگرش به موادمخدر» با اندازه اثری غیرمعنادار به بزرگی 0/004 است. متغیرهای «محل سکونت» و «دوستان معتاد» نیز در مرتبه بعد قرار دارند.