ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵۹٬۹۸۱ تا ۲۶۰٬۰۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۲۵۹۹۸۱.

پژوهشی در باب پارادوکس تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۰ تعداد دانلود : ۷۴۲
یکی از ابزارهای مهم فیلسوفان تحلیلی در استدلالات فلسفی، «تحلیل مفهومی» (Conceptual analysis)است. در فرایند این تحلیل، اجزا یا مقومات مفهومی (Conceptual constituents) یک مفهوم استخراج شده و بر اساس آن ها مفهوم اولیه را تعریف می نماییم. در باب تحلیل مفهومی، پارادوکسی به نام «پارادوکس تحلیل» (Paradox of analysis) مطرح گردیده که مدعای اصلی آن این است که یک تحلیل مفهومی اگر صادق است آنگاه نمی تواند آگاهی بخش (informative) هم باشد به این معنا که چیزی بر دانسته های پیشین ما نمی افزاید. واضح است که در صورت صحت این مدعا تمرکز بر تحلیل مفهومی در مباحث و استدلالات فلسفی کاری لغو خواهد بود. به منظور تشریح این پارادوکس از «استدلال سؤال باز» جرج ادوارد مور (1903) برای نشان دادن عدم امکان مفهوم خوب ارایه کرده استفاده خواهیم کرد، استدلال خواهیم کرد که استدلال سؤال باز مور، مستلزم پارادوکس تحلیل است. پس از تشریح پارادوکس تحلیل استدلال خواهیم نمود که مدعای این پارادوکس غیر قابل قبول است، یعنی تحلیل های مفهومی صادق می توانند آگاهی بخش باشند. در انتها مبتنی بر استدلالی که علیه پارادوکس تحلیل ارایه خواهیم داد به تفسیر و بررسی راه حل مشهور چرچ (1946) برای توضیح اطلاع بخشی تحلیل مفهومی خواهیم پرداخت. استدلال ما علاوه بر اینکه نشان می دهد تحلیل مفهومی در استدلالات فلسفی کار زایدی نیست، نشان می دهد استدلالاتی در فلسفه مانند استدلال سؤال باز مور که مبتنی بر پارادوکس تحلیل می باشند غیر قابل قبول هستند.
۲۵۹۹۸۵.

بررسی و مقایسه وضعیت هویت دانشجویان ترم اوّل و ترم آخر واحدهای دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی مفاهیم علوم اجتماعی (هویت، سرمایه اجتماعی و ...)
تعداد بازدید : ۱۰۲۰ تعداد دانلود : ۵۲۲
هدف مقاله حاضر بررسی و مقایسه وضعیت هویت دانشجویان ترم اول و آخر واحدهای دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران است که از پایگاه های هویتی متفاوتی برخوردارند. این پژوهش از نوع پیمایشی و نحوه گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و روش میدانی (پرسشنامه) است. جامعه آماری را کلیه دانشجویان ترم های اول و آخر واحدهای شش گانه دانشگاه آزاد شهر تهران تشکیل داده است. نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی، معادل 754 نفر بودند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. نتایج حاکی است: دانشجویان در بدو ورود به دانشگاه، به لحاظ دو بعد هویتی و هشت عامل مرتبط، با یکدیگر متفاوت بوده اند، اما در ترم پایانی، از دو بعد هویت به یکدیگر نزدیک تر شده و هویتی مشابه تر، به دست آوردند. وضعیت هویت دانشجویان در ابعاد عقیدتی و روابط بین شخصی و عوامل مرتبط با آنها در مقایسه ترم اول و ترم آخر با افت روبرو بوده است. باور دانشجویان (در بدو ورود به دانشگاه و به هنگام فارغ التحصیلی)، نسبت به نقش دانشگاه بر هویتشان در سطح متوسط به بالا ارزیابی شده و با گذر از ترم اول به ترم آخر افزایش می یابد.
۲۵۹۹۹۰.

سخن نخست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۷
"فصلنامه پژوهش و سنجش، نشریه‌ای علمی ـ رسانه‌ای با گرایش رادیو و تلویزیون است. این نشریه از سال 1372 با صاحب امتیازی سازمان صداوسیما آغاز به کار کرد و در طول سال‌های پرفراز و نشیب فعالیت‌، مشی علمی و رسانه‌ای مطالب خود را همواره با دقت مورد توجه قرار داد. چنان‌ که به نظر می‌رسد راز ماندگاری و اثربخشی آن که کم و بیش اقبال و تأئید شخصیت‌ها و مجامع علمی ـ رسانه‌ای را نیز به همراه داشته ناشی از همین ویژگی مهم یعنی خارج نشدن از مشی علمی و رسانه‌ای بوده است. با این‌که نشریه از ابتدا به سازمان صداوسیما تعلق داشته است، محل تولد و نشو و نمای آن مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای این سازمان بود و ادامه کار آن نیز تا سال‌ها در همین مرکز تحقق یافت اما از آنجا که تغییرات گسترده مدیریت این مرکز در سال‌های گذشته امکان برنامه‌ریزی و استقرار مشی ثابت را از میان برده بود از سال 1376 مدیر مسئولی نشریه از عهده مدیریت مرکز خارج شد و به نگارنده که از همان سال‌ها به عنوان پژوهشگر در زمره همکاران ثابت سازمان درآمده بود سپرده شد. وجه مثبت این اقدام، امکان برنامه‌ریزی دراز مدت و زمینه‌سازی برای تداوم رشد و حرکت رو به پیش نشریه و جلوگیری از تغییرات مختلف و گاه سلیقه‌ای شدن آن بوده است اما یک مسئله همچنان وجود داشت و آن نیاز به تأئید و حمایت نهایی مدیریت در حال تغییر مرکز تحقیقات بود که سابقه کار نشریه نشان می‌دهد همین امر در مقاطعی باعث کندی یا توقف بدون دلیل نشریه و ادغام دو شماره در یک جلد شده است. در سال 1379 که بنابر یک ضرورت سازمانی، مدیر مسئول از مرکز تحقیقات به «اداره کل همکاری با مراکز علمی و همانگی پژوهش‌ها» در حوزة ستادی معاونت تحقیقات و برنامه‌ریزی سازمان منتقل شد، با حمایت و تأئید رئیس محترم سازمان و معاون محترم تحقیقات و برنامه‌ریزی، نشریه از مرکز تحقیقات به این ادارة کل انتقال یافت و طی سال‌های 1383 - 1379 ، 15 شماره از فصلنامه در آنجا منتشر شد. نگارنده و بسیاری از همکاران و کسانی که با نشریه ارتباط دارند معتقدند این اقدام در حفظ و تداوم رشد نشریه نقش موثر و غیر قابل انکاری داشته است. سرانجام در شهریور 1383 باز هم بنا به اقتضای سازمانی، مدیر مسئول به مرکز تحقیقات بازگشت و ادارة کل یاد شده در مرکز تحقیقات ادغام شد. به این ترتیب نشریه باز به مرکز تحقیقات انتقال یافت و این شماره از نشریه نخستین شماره‌ای است که مجدداً در مرکز تحقیقات منتشر می‌شود. شماره حاضر به موضوع «رسانه و زن» اختصاص یافته است. این مقوله مدت‌ها بود که در دستور کار نشریه قرار داشت. علاوه بر آن‌که حوزة نظری بحث به‌ویژه با رویکرد بومی و فرهنگ کشور ما نیازمند امعان‌‌نظر اندیشمندان و صاحبنظران است، نیازهای علمی حوزة تولید و ساخت برنامه‌ها در سازمان صداوسیما نیز ضرورت پرداختن به این مسئله را ایجاب می‌کند. برای نشریة «پژوهش و سنجش» که رفتن از سطح به عمق در مباحث، جزء ضرورت‌های آن است، کنکاش و واکاوی مسائلی مانند «رسانه و زن» با یک شماره خاتمه نمی‌یابد و لزوم پرداختن به آن از زوایای دیگر همچنان احساس می‌شود. با این همه آنچه در این مجموعه آمده است محصول تلاش دست‌اندرکاران نشریه و ارائة مطالب مقدور است، نه آنچه ‌ضرورت دارد در این زمینه تهیه شده و انتشار یابد. امید است این مقالات که درباره محورهای مهمی در باب مطالعات راهبردی و کاربردی زن و رسانه تهیه و تدوین یافته است مورد قبول و استفاده همه خوانندگان و علاقه‌مندان واقع شود. محورهای مهمی که در این مقالات مورد توجه قرار گرفته است عبارتند از: تاریخچة رسانه‌های زنان، بازنمایی تصویر زنان در رسانه‌ها و تصویر مطلوب زن در رسانه از منظر ارزش‌های دینی، بازتاب مسایل و موضوعات مربوط به زنان در رسانه‌ها، خشونت علیه زنان، تقابل نگاه بومی و رویکرد جهانی در طرح موضوع زن و رسانه و سهم و جایگاه زنان در حوزة مشاغل رسانه‌ای. حال که انطباق مسئولیت انتشار فصلنامه و اداره این مرکز امکان آینده‌نگری و برنامه‌ریزی دقیق‌تر را فراهم آورده است انتظار می‌رود با بهره‌برداری از ظرفیت‌های موجود مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما و برخورداری از همکاری شورای علمی صاحبنظر و دلسوز همواره شاهد رشد و بالندگی و توسعه کمی و کیفی نشریه برای پاسخگویی به نیازهای گسترده این حوزه باشیم. "
۲۵۹۹۹۵.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر بهبود کیفیت زندگی و افزایش تاب آوری مراقبان بیماران دمانس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۴۳
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر بهبود کیفیت زندگی و افزایش تاب آوری مراقبان بیماران دمانس بود. طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مراقبان بیماران دمانس در شهر اصفهان بود که به صورت در دسترس 30 نفر از مراقبان بیماران دمانس در کلینیک حافظه وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه های کیفیت زندگی ویر و شربورن (1992) (SF-36) و تاب آوری ( CD-RISC ) ؛ کانر و دیویدسون (2003) بودند که در دو مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون توسط دو گروه آزمایش و کنترل تکمیل شدند؛ و تنها گروه آزمایش مورد درمان متمرکز بر شفقت (مبتنی بر طرح درمانی گیلبرت- 2009 ) در 10 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفتند و جهت جلوگیری از سو تعبیر گروه گواه درمانی بی ارتباط دریافت کردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون پارامتریک، تحلیل کوواریانس چندمتغیری MANCOVA) ) با استفاده از نرم افزار SPSS-21 صورت گرفت. نتایج نشان داد که گروه آزمایش افزایش معناداری را در تاب آوری و سه مؤلفه از کیفیت زندگی (سلامت عمومی، بهزیستی هیجانی و انرژی) بعد درمان نشان دادند. بر اساس یافته ها می توان گفت درمان متمرکز بر شفقت عامل تأثیرگذار مهمی بر بهبود کیفیت زندگی و افزایش تاب آوری در مراقبان بیماران دمانس است .
۲۵۹۹۹۶.

اخبات به مثابه یک درجه در مسیر تحول اخلاقی و ابعاد آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۰ تعداد دانلود : ۶۱۳
نوشته حاضر به ویژگی ها و ابعاد مرتبه ای در اخلاق پرداخته که با وجود نقش کلیدی در تحول معنوی، کمتر مورد توجه بوده است. این رتبه در آیه 34 سوره حج با واژه «مخبتین» معرفی شده و به دلیل بسامد کم این واژه و مشتقات آن، مورد کم توجهی بوده است. فقدان پژوهشی جامع در این زمینه، در کنار تمجید فراوان آیه یادشده از «مخبتین» و توصیفات روایات از آنان، لزوم پژوهشی دقیق را گوشزد می کند.<br /> روش کار در گردآوری محتوا افزون بر تحلیل مفاد بیانات واردشده درباره اخبات، استفاده از تبیین هایی است که در آیات، روایات و تفاسیر عناصر مفهومی مندرج در معنای اخبات، مانند خشوع و تواضع، طرح شده است. در تحلیل محتوا به روش استظهاری رایج در فقه پایبند بوده ایم و نتایج در قالب پاسخ به پرسش های معمول در ترسیم مقامات سلوک تنظیم شده است.<br /> یافته های پژوهش، از وجود آموزه هایی گسترده و عمیق درباره مقام اخبات حکایت دارد. این آموزه ها از مقامی فراتر از مقام تقوا و احسان خبر می دهد که موجب وصال به رحمت حق می شود و سالک را از آفاتی چون غرور و عجب، مصون می دارد.<br /> نتیجه پژوهش، ما را به این نکته واقف می کند که حلقه واسط میان مقام احسان و وصول به رحمت، عبور از مقام اخبات است. مقام اخبات از نگاهی ژرف به اعمال و به نسبت آن، با آرمان های سالک خبر می دهد و ارتباطی متفاوت را در خلوت عبد و ربّ سبب می شود.
۲۵۹۹۹۷.

جلوه های نمادین طبیعت در شعر و نگارگری قرون چهارم و هفتم هجری (با تاکید بر اشعار منوچهری دامغانی و غزلیات شمس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۰ تعداد دانلود : ۸۲۴
نمادگرایی به عنوان یکی از ابزارهای بیان تصویری و انتقال مفاهیم، آثار زیادی از نگارگری ایرانی را در صورت و معنا به هم نزدیک کرده است، از سوی دیگر کاربست نماد یکی از آرایه های ادبی نیز محسوب می شود. در رهگذر سرودن، آنچه چشم احساس، عاطفه و تخیّل شاعر را بیشتر به سوی خود جذب می کند، آفرینش و پهنه و گستره طبیعت است. هنرمند ایرانی در فضایی نمادین به آفرینش می پردازد؛ نگارگر ایرانی با بهره گرفتن از بستر ارزشمند شعر و ادب فارسی، نه در پی بازنمایی طبیعت ملموس، بلکه به فرانمایی جلوه های نمادین پرداخته است. منوچهری دامغانی و مولانا محمد جلال الدین بلخی (شمس) از برجسته ترین مهم شعرای توصیف گر طبیعت در ادبیّات فارسی هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی در صدد واکاوی جلوه های نمادین طبیعت در شعر و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری است. یافته های پژوهش نشان می دهد، کاربرد طیف واژگانی در اشعار منوچهری و مولوی نشان از آن دارد که جهان شعری آن ها، جهانی سبز و مملاء از نمادهای طبیعت پرور است. نمادپردازی تصویرگری طبیعت در شعر این دو شاعر و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری به صورت زیبایی نمایان است. ابداع و استفاده از عناصر نمادین در نگارگری ایران در قرون چهارم و هفتم هجری، صورت مستقلی نداشته بلکه روند تکاملی در صورت و محتوا را براساس شعر و ادب فارسی این دوره همراه با شاعرانی چون منوچهری و مولانا و تحت تاثیر ورود تصویرسازی طبیعت پردازانه به شیوه چینی در نگارگری ایران طی کرده است. اهداف پژوهش 1.شناخت جلوه های نمادگرایی از طبیعت در شعر و نگارگری ایران با تاکید بر اشعار منوچهری دامغانی و غزلیات شمس. 2.مقایسه عناصر طبیعت از دیدگاه منوچهری (طبیعت گرای صرف) و مولانا (شمس). سؤالات پژوهش 1.کاربست نمادگرایی چه جایگاهی در اشعار منوچهری و مولوی و نگارگری قرن چهارم و هفتم هجری داشته است؟ 2. منوچهری دامغانی و مولوی در اشعار خود به طبیعت چه نگاهی داشته اند؟

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان