هدف این پژوهش، بررسی جایگاه اخلاق حسابرسی در ایران از منظر ادبیات منتشرشده در این زمینه است. جامعه آماری شامل کلیه مقاله های مرتبط منتشرشده در نشریه های پژوهشی و غیر پژوهشی و غیر حسابداری کشور از زمان شروع به کار آن ها تا انتهای تابستان سال 1395 است. در ابتدا با رویکرد آرشیوی مقاله های مربوط تهیه و سپس با رویکرد «تحلیل محتوا» و استفاده از سازه های چهارگانه «الگوی توسعه پایدار اخلاق حرفه ای حسابداری»، اولویت پژوهشگران شناسایی شد. یافته ها نشان داد که درزمینه اخلاق حرفه ای حسابرسی تا انتهای شهریور 1395 تنها 40 مقاله در نشریه های داخلی منتشرشده که 12 مقاله در نشریه های علمی پژوهشی حسابداری و مالی، 15 مقاله در سایر نشریه های حسابداری و 13 مقاله نیز در نشریه های غیر حسابداری و مالی منتشرشده است. تحلیل محتوای مقاله ها نیز نشان داد که 20 مقاله در سازه اخلاق فردی، 13 مقاله در سازه اخلاق اجتماعی و 7 مقاله نیز در سازه اخلاق اقتصادی- سازمانی قرار دارد. در سازه اخلاق زیست محیطی نیز تاکنون مقاله مرتبط با اخلاق حسابرسی منتشرنشده است. یافته های این پژوهش نشان داد که جایگاه اخلاق در حسابرسی نزد پژوهشگران در سطح بالایی قرار ندارد و تاکنون این موضوع موردتوجه بسیار اندکی قرارگرفته که می تواند زنگ خطری برای جامعه حرفه ای و دانشگاهی باشد، لذا در آینده باید این عقب افتادگی به نحو مناسب مدیریت و جبران شود
هدف این پژوهش ساخت و هنجاریابی مقیاس سنجش احساس خود-ارزشمندی مراجعین یکی از کلینیک های روانشناسی تهران بود. این پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری مراجعین یکی از کلینیک های روانشناسی تهران در بازه زمانی خرداد تا تیر ۱۳۹۹ به تعداد 112 نفر بود که 80 نفر به روش نمونه گیری در دسترس وارد پژوهش شدند. ابزار این پژوهش پرسشنامه ای ۳۸ گویه ای و محقق ساخت بر اساس مبانی نظری پژوهش بود که در اجرای مقدماتی ۳۰ نفر از نمونه موردنظر به آن پاسخ دادند و ۱۲ گویه از پرسشنامه که کمترین همسانی درونی با سایر گویه ها را داشت از پرسشنامه حذف گردید. ۲۶ گویه باقی مانده در چهار خرده مقیاس موردتوافق درصدی هشت نفر از متخصصین با توافق ۷۵ درصدی قرار گرفت و روایی محتوایی پرسشنامه تائید شد. پرسشنامه اصلاح شده توسط 50 نفر دیگر از نمونه انتخاب شده پاسخ داده شد. یافته ها نشان داد آلفای کرونباخ این ابزار برای نمره کل احساس خود-ارزشمندی 0/96 و برای خرده مقیاس های ۱) روابط بین فردی 0/89، ۲) پذیرش خود 0/91، ۳) احساس شایستگی 0/86، و ۴) معنای زندگی 0/94 هست. میانگین نمره کل احساس خود-ارزشمندی برای نمونه موردمطالعه 56/60 بود. همچنین ضریب همبستگی بازآزمایی ۱۰ روزه این ابزار برای نمره کل احساس خود-ارزشمندی 0/98 و برای خرده مقیاس ها به ترتیب 0/98، 0/98، 0/87، و 0/97 بود. نتایج نشان داد پرسشنامه سنجش احساس خود-ارزشمندی دارای روایی و پایایی خوبی برای استفاده در پژوهش های حوزه احساس خود-ارزشمندی است.
هدف این مقاله آشنایی با تاریخچهٔ تعلیم و تربیت در دیگر نقاط جهان و به تبعهٔ آن تغییرات آن تا زمان معاصر می باشد. فلسفهٔ تعلیم و تربیت در چین و هند جزو معدود فلسفه هایی هستند که بیشترین تمرکز خود را به دور از مسائل فنی فلسفه بر روی انسان و هستی او گذاشته اند؛ اما تفاوت فلسفهٔ چین با هند در این است که فلسفهٔ چین رنگ مذهب ندارد ولی ممزوج با دیانت است. فکر جامعهٔ چینی کاملاً به طرف اخلاق و جلوهٔ خارجی وعینی اشیاء متوجه می شود. روش پژوهش به صورت کتابخانه ای و روش تحلیل اسنادی بوده است که از توضیحات شفاهی اساتید مرتبط با موضوع نیز بهره برده ایم. تعلیم و تربیت در کشور چین از تاریخ دیرینه ای برخوردار می باشد و این بخشی از میراث و ایدئولوژی افرادی چون کنفوسیوس است که از فرهنگ و ذهنیت فرهنگی ملت چین جدایی ناپذیر می باشد، با این حال وضعیت جوانان کنونی کاملا با ذهنیت ملی و سنتی گذشته تفاوت داشته و نمی توان حضور جوانان در این دوره های آموزشی را با آن دوران سازگار و بر اساس آن طرز تفکر دانست.
قرآن به عنوان پیام الهی، وقتی هدایت بخش و سعادت آفرین است که به درستی فهمیده شود و در محور زندگی قرار بگیرد. فهم قرآن، مبانی و زیرساخت های اعتقادی خاصی دارد که پذیرفته شده همه فرق اسلامی است و مهم ترین آنها عبارتند از: وحیانیّت، مبتنی بر عقل و فطرت، معرفتبخشی و واقعی بودن، حکیمانه بودن، هدایتگری، درخور فهم بودن و... که تشکیک در هر یک از این مبانی، اعتبار قرآن را مخدوش می کند. مبانی هرمنوتیک فلسفی عبارتند از: محوریّت مفسّر، دیالکتیک در فهم، اتفاقی بودن فهم، غیرِ روشمند و منطق گریزی فهم، تاریخمندی فهم و نقش اساسی پیش فرض ها در به دست آمدن فهم. برون داد این مبانی عبارتند از: بی توجهی به اراده مؤلّف، نبود معیار برای فهم درست، ناممکن بودن فهم ثابت و عینی، توجیه قرائت های مختلف از متن واحد، شکاکیّت، نسبیّت و پلورالیسم در فهم. نگارنده در مقاله اعتقاد دارد که اصول و مبانی هرمنوتیک فلسفی با مبانی فهم قرآن در تقابل جدّی هستند و امکان جمع بین آنها وجود ندارد. کسانی که تلاش می کنند بین مبانی فهم قرآن با هرمنوتیک فلسفی هماهنگی ایجاد کنند، در عمل چاره ای جز توجیه و تأویل مبانی قرآن در راستای نتایج هرمنوتیک فلسفی نخواهند داشت.
بررسی عوامل تعیین کننده شرایط رکود تورمی در اقتصاد ایران، هدف مطالعه حاضر است. در این مطالعه از مدل لوجیت با اثرات ثابت و اطلاعات آماری صنایع کارخانه ای ایران طبقه بندی شده در سه گروه مبتنی بر منابع، صنایع با تکنولوزی پایین و صنایع با تکنولوزی متوسط به بالا طی دوره زمانی ۱3۹۲-۱۳۷۴، تاثیر متغیرهای واردات کالاهای واسطه ای، هزینه نیروی کار، هزینه سرمایه (نرخ بهره بانکی)، نرخ ارز، بهره وری نیروی کار و درآمد نفت بر وضعیت رکود تورمی در صنایع کارخانه ای ایران را مورد بررسی قرار دادیم. صنایعی که کمتر از ۵۰ درصد از ظرفیت اسمی خود را مورد استفاده قرار داده و دارای مازاد نیروی کار بیش از ۲۰ درصد باشند و ضریب نسبت سرمایه به تولید آن ها از ۳۰ درصد بیشتر باشد به عنوان صنایع مبتلا به رکود تورمی در نظر گرفته شده و به آن ها، ارزش یک و سایر صنایع، ارزش صفر داده شده و به عنوان متغیرهای وابسته در مدل درنظر گرفته شدند. نتیجه مطالعه نشان دهنده تاثیر مثبت و از نظر آماری معنی دار همه متغیرها به استثنای بهره وری نیروی کار بر روند رکود تورمی حاکم بر صنایع کارخانه ای ایران است. به این ترتیب می توان گفت که متغیرهای نرخ بهره، نرخ ارز و هزینه کالاهای واسطه ای وارداتی بر عارضه رکود تورمی در صنایع کارخانه ای ایران موثر بوده اند. تاثیر این متغیرها تقریبا در تمام صنایع کارخانه ای ایران مشابه بوده است.