پژوهش حاضر ذهنیت های اعضای دانشگاه ولی عصر رفسنجان را دربارة کاربرد فناوری اطلاعات مطالعه می کند و با به کارگیری روش کیو به دنبال شناخت ذهنیت های گروه های مختلف دربارة کاربرد فناوری اطلاعات است. بر این اساس بعد از مطالعة تالار گفتمان (دیدگاه های مختلف دربارة موضوع پژوهش)، نمونة مناسب کیو به صورت 42 گویه که نمایندة تالار گفتمان است، انتخاب شد. سپس، نمونة افراد مورد نیاز برای مطالعه شامل 58 نفر از استادان، دانشجویان و کارکنان دانشگاه انتخاب شدند و پرسشنامة کیو در اختیار آن ها قرار گرفت. بعد از جمع آوری و تحلیل داده ها سه الگوی ذهنی آشکار شد که بر اساس گزاره های متمایزکننده بدین صورت نامگذاری شد: دیده بانان[Mj1] علم، همه فن حریف ها و سرگردانان بی اعتنا. نتایج پژوهش نشان می دهد الگوی ذهنی دیده بانان علم به دلیل تعداد بیشتر مشارکت کنندگان و جایگاه مهم مشارکت کنندگان نمایندة این الگوی ذهنی در مطالعة کیو، نسبت به سایر الگوها غالب بود.
توسعه ی گردشگری پایدار به عنوان یک راهبرد مدیریتی برای مقصدها اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. با این وجود بین مفهوم توسعه گردشگری پایدار و پارادایم اصلی یعنی توسعه ی پایدار به لحاظ نظری و اجرایی گسستگی هایی وجود دارد. هدف اصلی این مقاله بحث و بررسی پیرامون مهمترین چالش های نظری و عملی پیشروی مفهوم پارادایم توسعه ی گردشگری پایدار است. روش شناسی تحقیق مرور محتوایی پیشینه ی تحقیق و نظریات این حوزه است. در این مقاله سناریوهای مختلف توسعه ی پایدار گردشگری و پویایی های توسعه ی مقصدهای گردشگری در طول سه مسیر مجزای اورگانیک، افزایشی و ترغیبی که بر اساس یک پراگماتیسم محیطی در نهایت همگرا می شوند، نیز مورد بحث قرار می گیرد. در کنار مباحث نظری یاد شده یافته های این تحقیق شناسایی مهمترین چالش ها و نقدهای مفهومی و اجرایی است که توسعه ی گردشگری پایدار از دو وجه عرضه و تقاضای گردشگری با آن مواجه است. از وجه عرضه با چالش های چون ماهیت پیچیده ی سیستم گردشگری و وابستگی مقصد به کلان سیستم های خارجی و از وجه تقاضا با چالش های چون ماهیت منحصر به فرد تولید و مصرف تجربه ی گردشگری و اندازه ی واقعی بازار تقاضای گردشگری مواجه است. در پایان نیز برخی از مهمترین پیشنهادات و تکنیکهای اجرایی سناریوهای توسعه گردشگری پایدار برای موقعیت ایران ارائه شده است.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی مربوط بودن و تأثیرگذار بودن افشای ریسک در گزارشگری مالی می باشد. این پژوهش کاربردی بوده و طرح آن از نوع شبه تجربی و روش انجام کار، علی- پس رویدادی است. جامعه آماری پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و دوره زمانی پژوهش از ابتدای سال 89 لغایت پایان سال 92 می باشد. برای محاسبه برخی متغیرها از داده های سال های 88 و 93 نیز استفاده شده است. به منظور انتخاب مدل های رگرسیونی از آزمون های هاسمن و چاو استفاده شده است. در این پژوهش پیش بینی شد که افزایش سطح افشای ریسک می تواند مشکلات مربوط به نمایندگی و عدم تقارن اطلاعات را کاهش دهد. بر اساس آنچه پیش بینی شده بود فرض شد که بین افشای ریسک و قابلیت پیش بینی قیمت سهام به وسیله تغییراتِ سود رابطه وجود دارد. همچنین پیش بینی شد که بین افشای ریسک و ارزش شرکت ها نیز رابطه وجود دارد. نتایج بیانگر این بود که رابطه معناداری بین سطح افشای ریسک شرکت ها و محتوای اطلاعاتیِ تغییراتِ سود وجود ندارد. همچنین بین افشای ریسک و ارزش شرکت ها رابطه معناداری مشاهده نشد. نامربوط بودن اطلاعات افشاشده و ناتوانی و عدم آگاهی سرمایه گذاران در تفسیر اطلاعات افشاشده، می تواند از مهم ترین دلایل این نتیجه گیری باشد.
از جمله مواردی که توجه نگارنده را در طول سالیان اشتغال به تفحص درباره اوضاع اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گوشه هایی از خراسان بزرگ در قرون گذشته به خود جلب کرده، حضور و فعالیتهای آزادانه علویان در محدوده دو حکومت مقتدر آن عهد یعنی سامانیان و غزنویان است که خود ازحامیان سرسخت مذهب سنت و جماعت به شمار می آمدند. در این مقاله سعی بر آن شده است تا از خلال آثار ثعالبی ادیب توانا و نام آشنای خراسان در قرن چهارم و پنجم، گذری کوتاه به آراء و عقاید عمومی نسبت به این گروه داشته باشیم که این خود می تواند ما را با یکی از زمینه های اقبال مردم به مذهب تشیع در قرون بعد نیز آشنا نماید.
از آنجایی که تهیه نقشه مخاطرات بهمن، یک امر بسیار زمان بر است، هدف ما بهبود و توسعه مدل های تهیه نقشه مخاطرات در مناطق دورافتاده وسیع می باشد. این مدل براساس تصاویر ماهواره ای و مدل ارتفاعی رقومی در دو نقطه ازکوه های آلپ سوئیس مورد آزمایش قرار گرفته است. برای شبیه سازی مخاطرات بهمن، مدل (DEM) در رایانه برنامه ریزی وطراحی شده که شامل تعیین مختصات وشاخصه های بهمن در محیط جنگلی است. جنگل ها و مراتع براساس اطلاعات نقشه های موضوعی(TM) طبقه بندی شده بودند. تاکنون فقط یک طبقه بندی واحد جنگلی انجام شده است. درحالی که تفکیک جنگل ها، بوته زارها و مناطق نزدیک به خط حایل (خط فرضی که نزدیک آن هیچ درختی رشد نمی کند) مشکلاتی را ایجاد می کند، طبقه بندی چشمه های آب کوچک و تأثیر بهمن در داخل جنگل موفقیت آمیز بود. مقایسه نقشه های کاربری زمین و اراضی بهمن نشان می دهد که 85 درصد از مناطق خطر و ریسک پذیر، بطور صحیح طبقه بندی شده اند. اما برای کاربرد علمی، تفکیک مناطق خط قرمز و آبی رضایت بخش نبود و اصلاحات بیشتری برای کاربرد عملیاتی نیاز دارد که بایستی مرتفع شود. خط مشی کلی بسیار نویدبخش است و می بایست به سمت هدف های ما، یعنی تهیه نقشه های مخاطرات مورد اطمینان بیشتر با دریچه های بهتر و جدیدتر بسوی تبدیل دوجانبه بین برف و جنگل سوق داده شود.