پژوهش حاضر از نظر طرح، جزء پژوهش های ترکیبی (کمّی و کیفی) است. مشارکت کنندگان بالقوه ی پژوهش، اعضای هیات علمی دانشگاه های کشور در حوزه ی علوم تربیتی و آموزش عالی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند صاحب نظران کلیدی و در ادامه تکنیک اشباع نظری، 12 تن از اعضای هیات علمی دانشگاه های شیراز، تربیت مدرس، رازی کرمانشاه، یزد و علوم تحقیقات تهران انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو ابزار"بررسی اسناد" و "مصاحبه نیمه ساختار یافته" استفاده گردید. با روش همسو سازی، اعتبارپذیری داده ها تایید شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. پس از آن اقدام به کدگذاری داد ه ها برای شناخت عوامل، ملاک ها و نشانگرهای الگو گردید. سرانجام یافته ی اصلی پژوهش، طراحی مدل هویت حرف های اعضای هیات علمی با 5 مضمون فراگیر 1)زمینه ای 2) شخصی 3) فرهنگی اجتماعی 4) حرفه ای و 5) سیاسی اقتصادی بود. بر اساس مدل مستخرجه از شبکه مضامین، پرسشنامه سنجش هویت حرفه ای اعضای هیات علمی تدوین شده و جهت تعیین روایی و پایایی در اختیار 30 نفر از اعضای هیات علمی قرار گرفت. روایی پرسشنامه از طریق تحلیل گویه با ضریب 86/0 – 69/0 و پایایی آن نیز با آلفای کرانباخ و ضریب 76/0 به تایید رسید. در بخش کمّی پژوهش، پرسشنامه تدوین شده در اختیار 331 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس که به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند قرار گرفت. نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر نشان داد که از نظر اعضای هیات علمی، عوامل حرفه ای، شخصی، فرهنگی اجتماعی، زمینه ای و سیاسی اقتصادی به ترتیب بیشترین تا کمترین میزان تاثیر را بر رشد هویت حرفه ای آنان دارا می باشند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نیز نشان داد که بین هویت حرفه ای اعضای هیأت علمی دارای مرتبه های علمی مختلف، تفاوت معناداری وجود ندارد.
اخلاق فضیلت گرا یکی از نظریه های اخلاق هنجاری است که، به جای تأکید بر وظیفه گرایی یا سودگرایی، بر فضیلت مندی فاعل اخلاقی تأکید می کند. ابن مسکویه در فضیلت گرایی متأثر از ارسطو و مایکل اسلوت متأثر از آرای هیوم است. مقایسه این دو نظریه نشان دهنده نقاط اشتراک و افتراق دو قرائت متفاوت از فضیلت گرایی است. نقش سعادت گرایی در اخلاق فضیلت یکی از این نقاط افتراق است. ابن مسکویه فضیلت گرایی را با تأکید بر سعادت گرایی تبیین می کند و اسلوت با نفی سعادت گرایی. عقل گرایی نیز یکی دیگر از نقاط افتراق است؛ در حالی که عقل گرایی جایگاهی اساسی در نظریه ابن مسکویه دارد، در دیدگاه اسلوت، که عاطفه گرا است، فاقد چنین جایگاهی است. درمجموع، نظریه ابن مسکویه، به دلیل تأکید بر سعادت و عقلانیت، منسجم تر و منطقی تر است. تأکید اسلوت بر عاطفه گرایی از نقاط ضعف نظریه وی است و تالی های فاسدی دارد.
در گستره پزشکی تمدن اسلامی همواره نقش طبیبان ایرانی انکار ناپذیر بوده است. در این میان محمدبن زکریای رازی دانشمند، فیلسوف، طبیب و داروساز ایرانی با تالیفات بسیار زیادی که از خود بر جای گذاشته است سهم بسزایی در گسترش علوم مختلف به ویژه علم پزشکی در جهان اسلام داشته است. وی را می توان یکی از بزرگترین داروشناسان و داروسازان دوره اسلامی دانست چرا که در کنار طبابت به داروسازی نیز می پرداخت. او در کنار بهره بردن از داروهای شیمیایی و همچنین ساخت داروهای ترکیبی، گاه برای درمان بیماری ها به جای تجویز دارو، از غذاها و خوراکی های گوناگون به دلیل برخورداری از خواص متفاوت استفاده می کرد و آن ها را با توجه به گرمی و سردی طبع بیمار برای او تجویز می کرد. این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به بررسی نقش و تاثیر غذاها و خوردنی ها در درمان بیماری ها توسط رازی می پردازد.