یکی از مشترکات همه نظام های حقوقی در زمینه حقوق قراردادها لزوم اهلیت معاملی طرفین قرارداد است. رشد قوای فکری و دماغی اشخاص برای استیفای حقوق مالی، یکی از ملاک های تعیین این صلاحیت است. از این رو، بر مبنایی کهن در حقوق قراردادها، معاملات طیفی از اشخاص از جمله کودکان که به فقدان یا نقصان اراده انشاء قرارداد دچارند، جز در موارد استثنایی فاقد اعتبار حقوقی است. اما امروزه و با ارتقای نسبی ضریب دانایی ابنای بشر و شاید رسوخ اندیشه های حقوق بشری در حمایت از منافع اشخاص، حقوق قراردادهای کشورها نیز «اعتبار و الزام حقوقی» معاملات نوعاً نافع صغار و «قابلیت ابطال» شماری از قراردادهای نافع ولی ریسک پذیر وی و نیز نظارت ولی را جهت کاهش شمار قراردادهای باطل صغار پیش بینی کرده است. اشتراک اجمالی نظام های حقوقی دو کشور ایران و انگلستان در اتخاذ برخی مبانی واحد و برخی رویکردهای فوق از یک سو و اختلاف آن ها در موارد دیگر، می تواند زمینه مناسبی برای بررسی تطبیقی تأسیسات حقوقی دو کشور باشد. بر پایه این اشتراکات و اختلافات، می توان از قانون گذار داخلی انتظار داشت ترتیبات حقوقی ای را فراهم آورد که منجر به آماده سازی صغیر برای حیات حقوقی وی بعد از بلوغ می شود، نظیر آنچه در حقوق قراردادهای انگلستان با اعتبار قراردادهای سودمند صغیر پیش بینی شده است.
این مطالعه به منظور بررسی اثربخشی فعالیت های منظم جسمانی بر فرسودگی تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه مدارس شبانه روزی شهرستان گنبد کاووس انجام شد.60 دانش آموز پسر متوسطه مدارس شبانه روزی به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی به مدت 2 ماه و روزی 45 دقیقه فعالیت های جسمانی انجام داد. از کلیه مشارکت کنندگان قبل و بعد از مداخله درخواست شد به سیاهه فرسودگی مدرسه(؛SBIسالملا-آرو، کیورو، لسکنین و نورمی، 2009)پاسخ دهند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد فرسودگی تحصیلی گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری پیدا کرده است. فعالیت های منظم جسمانی می تواند منجر به کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه مدارس شبانه روزی گردد.
شناخت و تعیین تناسب و استعداد زمین برای توسعه کالبدی وشهری از اقدامات اولیه در برنامه ریزی های فضایی و محیطی است.هدف از انجام پژوهش این بود که با توجه به عوامل طبیعی، نواحی مناسب برای توسعه کالبدی در مجموعه شهری شیراز (یعنی یک ناحیه متراکم شهری- صنعتی و کشاورزی) شناسایی و پراکنش فضایی آن مشخص گردد. مواد مورداستفاده شامل نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، واحدهای ارضی، پوشش/کاربری زمین ، لرزه خیزی و داده های مرتبط با اقلیم وساختار اجتماعی/ اقتصادی محدوده بودند. از بررسی های کتابخانه ای نیز برای تکمیل داده ها استفاده شد. تعیین تناسب زمین ازطریق نه معیار طبیعی مشتمل بر ارتفاع، شیب، لیتولوژی، بارش، دما، قابلیت زمین، لرزه خیزی، خطر لغزش، پوشش/ کاربری زمین و روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی صورت گرفت. تناسب زمین برای توسعه کالبدی به پنج طبقه بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و بسیارکم تقسیم شد و نقشه پهنه بندی آن تهیه گردید. نتایج نشان داد که صرفنظر از اراضی کشاورزی، حدود 28 درصد مساحت محدوده در طبقات با تناسب زیاد و بسیار زیاد قراردارد و با ملحوظ داشتن سایرپارامترهامی تواندبرای توسعه کالبدی مدنظر برنامه ریزان و سیاستگزاران قرار گیرد.
با گسترش مرزهای دانش، نظام مفهومی بشر نیز تغییر می کند. این دگرگونی به دو شیوه انجام می پذیرد. نخست با مواجهه مستقیم با پدیده ها و تجربه کردن و یادگیری این مفاهیم از محیط پیرامون و دوم به وسیله ترکیب مفاهیم موجود و خلق مفاهیم جدید. اسم های مرکب بازنمایاننده کارکرد فرایند ترکیب در هر زبان است. در اسم های مرکب، هسته توسط بخش بعدی که توصیف گر است، تعدیل و تحدید می شود. در واقع توصیف گر باعثِ تمایز اسمِ هسته از اسم های هم مقوله خود می شود. در هنگام شکل گیریِ ترکیبی نو، همواره انتظار می رود که معناهای اسم های موجود در ترکیب تغییر کند و منطبق بر معنای اولیه و مستقل این اسم ها نباشد. فرایند تولید معنای مجازی و استعاری و غیر استنباطی فرایندی مداوم از مقوله سازی ذهن بشر از جهان بیرونی است و معنای مجازی با معنای واژه به واژه، پیوند نزدیکی دارد. بخش مهمی از فهم زبان روزمره، تعبیر اسم های مرکب تازه وارد به زبان به وسیله ترکیب مفهومی است. فرایندی که نقش آن در تعبیر و استنباط و معنی بخشیدن نهایی به اسم های مرکب مشهود است. سخن گویان هر زبان قادرند مفاهیم را به صورت های مختلف با هم ترکیب کنند و نتیجه آن وجود اسامی مرکب با ساخت همسان اما دارای معنی و مفهوم متفاوت است. در این مقاله، چگونگی معنی سازی و استنباط و الگوهای مفهومی اسم های مرکب درون مرکز فارسی بررسی می شود.
مقاله با طرح مسئله شروع میشود و این پرسش که اخلاق و سیاست را چگونه میتوان در حوزهی نظر و عمل ارزیابی کرد.آنگاه دیدگاههای مختلف اندیشمندان علوم سیاسی و حوزهی فلسفهی سیاسی بیان میشود.بحث بعدی، مطلق یا نسبی بودن اخلاق است که مکتبها و مشربهای مختلف فکری و فلسفی بر روی آن بحث کردهاند و پذیرش هر یک تأثیر مهمی در سیاست و رفتار سیاسی و فلسفهی سیاسی دارد.بحث حکومت اسلامی از زاویهی سودگرایی یا وظیفهگرایی، مبحث دیگر مقاله است؛بحثی که میتوان آن را از زاویهی دید مکتبها و نحلههای سیاسی و فکری غرب تطبیق و ارزیابی کرد و این مهم، بیشک با بحثهای پیشین مقاله-به ویژه مطلق یا نسبی بودن اخلاق-ارتباط تام دارد.نظریهی اخلاقی دولت اسلامی و ممیزهها و اصول آن، آخرین مبحث مقاله را تشکیل میدهد که در طی آن، یک جمعبندی کلی ارائه میشود.