ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۷٬۴۶۱ تا ۱۶۷٬۴۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۶۷۴۶۱.

Self-, Social-, or Neural-Determination?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۸ تعداد دانلود : ۳۷۱
Human “free will” has been made problematic by several recent arguments against mental causation, the unity of the I or “self,” and the possibility that conscious decision-making could be temporally prior to action. This paper suggests a pathway through this thicket for free will or self-determination. Doing so requires an account of mind as an emergent process in the context of animal psychology and mental causation. Consciousness, a palpable but theoretically more obscure property of some minds, is likely to derive from complex animals’ real-time monitoring of internal state in relation to environment. Following Antonio Damasio, human mind appears to add to nonhuman “core consciousness” an additional narrative “self-consciousness.” The neurological argument against free will, most famously from Benjamin Libet, can be avoided as long as “free will” means, not an impossible event devoid of prior causation, but an occasional causal role played by narrative self-consciousness in behavioral determination. There is no necessary incompatibility between the scientific and evolutionary exploration of mind and consciousness and the uniquely self-determining capabilities of human mentality which are based on the former.
۱۶۷۴۶۲.

دین در کانون اندیشه فلسفی مکتب کیوتو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۴ تعداد دانلود : ۶۱۲
در این مقاله سعی داریم نشان دهیم که فلسفه مکتب کیوتو ماهیتاً نوعی «فلسفه دین» است. هرچند فیلسوفان این مکتب از جمله نیشیدا کیتارو و دیگران سعی کرده اند تفکر فلسفی مغرب زمین را با تفکر ذن بودیستی ژاپنی ترکیب کنند و طرحی نو دراندازند، حاصل کار آنها جدا از ایجاد فضایی برای ظهور فلسفه های تطبیقی و مطالعات بین فرهنگی چیزی جز بیان فلسفه دینی این مکتب نیست. بدون شک همه فیلسوفان مکتب کیوتو از دین و خدا در نوشته های خود بحث کرده اند. در این مقاله سعی کرده ایم ماهیت دینی فلسفه مکتب کیوتو را با استناد به نظریه ها و مفاهیم فیلسوفان این مکتب از جمله نیشیدا کیتارو، بنیان گذار این مکتب، تانابه هاجیمه، نیشتانی و دیگران نشان دهیم. لذا در این مقاله، پس از طرح مسئله دین در این مکتب در بخش مقدمه، به ترتیب به فلسفه دین و نقش دین در اندیشه نیشیدا کیتارو، تانابه هاجیمه و نیشیتانی کِیجی می پردازیم. برای فهم دین و خدا در مکتب کیوتو باید مفهوم نیستی مطلق در اندیشه ذن بودیستی فیلسوفان این مکتب فهمیده شود. در نهایت در این نوشته به این نتیجه رسیده ایم که مکتب کیوتو، به عنوان فلسفه ای جهانی، در عین حال که در تفکر ذن بودیستی شرقی و تفکر عقلانی غربی ریشه دارد، ماهیت اندیشه متفکران آن دینی است، اگرچه دین مورد نظر با دین مسیحیت و اسلام یا یهودیت تفاوت دارد. برای اثبات این امر تلاش کرده ایم تا جایی که ممکن است از کتاب ها و مقالات این فیلسوفان و تفسیرهای مفسران فلسفه مکتب کیوتو بهره ببریم.
۱۶۷۴۶۳.

معمای جدید استقرا و انواع طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۰ تعداد دانلود : ۶۸۹
گودمن نخستین کسی بود که به معمایش درباره استقرا پاسخ داد، هرچند پاسخی نسبی گرایانه که زمینه ای شد برای پروژه برساخت گرایی وجودشناختی اش. واقع گرایانی که دغدغه حفظ معرفت استقرایی را داشتند اما کوشیدند با نقد راه حل او و ارائه راه حلهای بدیل اعتبار قاعده استقرا و نتیجتا معرفت استقرایی را بازیابی کنند. در اینجا من سه واکنش جکسون، الدر و گادفری اسمیت را به معما و راه حل گودمن بررسی می کنم. این ارزیابی با محوریت ایده انواع طبیعی انجام می شود، ذیل این پرسش که آیا این ایده (با فهمی واقع گرایانه) می تواند راهی برای حل معمای گودمن به روی ما باز کند یا خیر؟ واکنش جکسون را به پشتوانه نقدهای الدر و گادفری اسمیت به نقد می کشم. پس از آن به سراغ راه حل الدر می روم و نشان خواهم داد پیشنهاد او حاوی نوعی مصادره به مطلوب است. سپس راه حل گادفری اسمیت را بررسی خواهم کرد، که در واقع نوعی بازسازی از راه حل جکسون است، با این تفاوت که به جای مفهوم پردازی فلسفی، به قواعد روش شناسی آماری توسل جسته است. به عقیده من این پیشنهاد از یک سو پیشنهاد خوبی برای حل معمای گودمن است، و از سوی دیگر قویا نیز بر فرض انواع طبیعی تکیه دارد. اما در عین حال نمی تواند راه حل خود گودمن را از حیّز انتافع ساقط کند؛ راه حلی که از قضا به لحاظ متافیزیکی نیز سبکتر است.
۱۶۷۴۶۴.

The Rise and Fall of the Israeli-Palestinian Peace Process(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۴ تعداد دانلود : ۴۴۸
This article examines the rise and fall of the Peace Process and questions the reason for which the United States of America was successful in bringing the two sides to the negotiating table during the 1990s. It investigates the reason for which the process ultimately failed, as well as the reason for which Washington was unsuccessful in restarting the peace process in the past decade. It is argued that the collapse of the Soviet Union, as the Arab states’ most important ally, the Palestinian Liberation Organization (PLO)’s decision to back Saddam Hussein during the First Persian Gulf War, and the rise of Islamic movements in the occupied territories were the main reasons for which the PLO decided to negotiate with Israel. The subsequent Peace Process was a major political, economic and public image success for Washington and Tel-Aviv, while it was damaging to the Palestinian cause. Not only did the PLO recognize Israel and the Zionist movement, but it also ceded most of the West Bank in the process. Finally, it is argued that after the collapse of the process during the early 2000s, Donald Trump has attempted to restart the negotiations, but has failed thus far due to the inexistence of strong leaders in both Palestinian and Israeli sides, the rise of Hamas as a resistance movement, and the disenchantment of the Palestinian people with the Peace Process.
۱۶۷۴۶۵.

برآورد مقدار تبخیر با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک (مطالعه موردی: ایستگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۴۷۷
به سبب تأثیر متقابل عناصر هواشناختی در محاسبه قدرت تبخیر جو، تخمین آن یک کار پیچیده و غیر خطی است. لذا برای تخمین آن باید از مدل های پیشرفته ریاضی استفاده نمود. در این مطالعه جهت برآورد قدرت تبخیر جو در سطح ایستگاه تبریز از شبکه های عصبی مصنوعی بر پایه دو الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت و الگوریتم ژنتیک، رگرسیون خطی چند متغیره و معادله پنمن فائو استفاده شده است. بر این اساس در مدل شبکه عصبی با اتخاذ یک و دو لایه پنهان و دو تابع فعال سازی تان سیگمویید و لوگ سیگمویید، 56 مدل شبکه عصبی تولید شد. ارزیابی و مقایسه نتایج این مدل ها براساس معیارهای چون ضریب تعیین و مجذور میانگین مربعات خطا نشان داد که دقت مدل ها بستگی به نوع تابع محرک، نوع الگوریتم آموزشی، تعداد لایه های پنهان و تعداد نرون های اتخاذ شده دارد. از سوی نتایج نشان داد که در مدل های تک لایه، دقت وزن دهی الگوریتم ژنتیک برای هر دو تابع فعال ساز بیش از الگوریتم لونبرگ مارکوئت است. از سویی در مدل های با دو لایه پنهان دقت وزن دهی الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت بیش از الگوریتم ژنتیک بوده؛ به طوری که دقیق ترین مدل شبکه با آرایش 5-7-7-1 با مجذور میانگین مربعات خطای 227/0 میلی متر بر اساس الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت و دو لایه پنهان و تابع فعال سازی تان سیگمویید تولید شده بود. همچنین مجذور میانگین مربعات خطای مدل رگرسیون خطی چند متغیره و معادله پنمن فائو به ترتیب به مقدار 79/0 و 34/1 بدست آمد. بنابراین مدل شبکه عصبی در قیاس با دو مدل مذکور دارای کارایی بهتر، ضریب دقت بیشتر و مقدار خطای کمتری جهت پیش بینی مقدار تبخیر ایستگاه تبریز است.
۱۶۷۴۶۶.

ارزیابی توانمندی ها و چالش های طبیعی زمین برای فعالیت کشاورزی در شهرستان فریدونشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۹ تعداد دانلود : ۴۳۸
مطالعه و شناخت توانمندی های نواحی جغرافیایی جهت ایجاد زمینه های علمی لازم به منظور نیل به بهره مندی بهتر از منابع موجود در راستای توسعه کشاورزیِ سودمند و پایدار ضروری است. ساختار کوهستانی منطقه فریدونشهر، اهمیت فضای جغرافیایی این ناحیه را از دیدگاه توسعه روستایی و کشاورزی دوچندان نموده است. بنابراین، رویکرد اصلی پژوهش حاضر، شناخت و معرفی توانمندی ها و محدودیت های مرتبط بر سطح زمین برای فعالیت کشاورزی در شهرستان می باشد. این مطالعه می تواند بخشی از طرح جامع تعیین قابلیت های اراضی ناحیه برای توسعه پایدار کشاورزی در منطقه باشد. در این مطالعه، ارزیابی توان زمین و تهیه نقشه های تعیین پتانسیل از طریق سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) بر مبنای رویکرد تحلیلی تصمم گیری چند معیاره (MCDM) انجام پذیرفته است. فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت وزن دهی به معیارها و در نهایت روش ترکیب خطی وزنی (WLC) نیز جهت تلفیق نقشه ها در دستیابی به این نتیجه مورد استفاده قرار گرفته است. پارامترهای مورد استفاده در این مطالعه عبارتند از: توپوگرافی شامل مدل رقومی ارتفاع و شیب، ویژگی های خاک شامل: عمق خاک، بافت خاک و سنگریزه خاک و همچنین کاربری و پوشش زمین. نتایج ارزیابی توانمندی کشاورزی شهرستان نشان می دهد 25/6 درصد از منطقه در طبقه مناسب، 15/6 درصد اراضی منطقه در طبقه نسبتاً مناسب، 88/12 درصد از اراضی منطقه در طبقه کمی مناسب و 88/6 درصد از زمین منطقه در طبقه تقریباً نامناسب قرار گرفته اند. این در حالی است که 84/67 درصد از منطقه در محدودیت کامل برای فعالیت کشاورزی قرار دارد.
۱۶۷۴۶۷.

تحلیل فقر از منظر عدالت فضایی مطالعه موردی: استان های شمالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۴۶۰
عدالت فضایی به حاکمیت شرایطی اشاره دارد، که در آن منابع، مزایا، قدرت و ثروت جامعه از یک توزیع متوازن برخوردار باشد. تجلی این امر را می توان در توزیع نسبی متوازن شاخص های توسعه در مقیاس های ملی و محلی مشاهده کرد. از سویی دیگر بی عدالتی فضایی به حاکمیت شرایطی اشاره دارد که منابع، مزایا، ثروت و قدرت در جامعه از توزیع نامتوازنی برخوردار بوده و جامعه میل به دوگانگی و شکاف ساختاری داشته، و پیامدهای مختلفی را خواهد داشت. جدای از پیامدهای سیاسی و امنیتی آن، از نظر اجتماعی، حاکمیت بی عدالتی فضایی، پیامدهایی همچون گسترش فقر، حاشیه نشینی و ناهنجاری های دیگری را در بر خواهد داشت. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی، تکیه بر اطلاعات کتابخانه ای، تجزیه و تحلیل داده ها، تولید نقشه ها و استفاده از نرم افزار Excel و ArcGIS در پی مطالعه و تحلیل فقر استان های شمالی جمهوری اسلامی ایران از منظر عدالت فضایی می باشد. بدین منظور، هفت استان خراسان شمالی، گلستان، مازندران، گیلان، اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد که استان خراسان شمالی جزو فقیرترین استان های کشور می باشد. بعد از آن استان های گلستان، گیلان و اردبیل به لحاظ شاخص فقر و محرومیت در رتبه بعدی قرار دارند. استان های مازندران، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی در مقایسه با استان های پیش گفته وضعیت مطلوب تری داشته و در رتبه دوم فقر و محرومیت قرار دارند.
۱۶۷۴۶۸.

تحلیل مضمون الگوی پایه ی اسلامی - ایرانی پیشرفت و کاربرد آن در معماری الگوی بومی توسعه ی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۴۶۴
تجربه ی برنامه ریزی توسعه ی روستایی کشور در هفت دهه ی گذشته نشان دهنده ی موفقیت اندک برنامه ها در توسعه ی مناطق روستایی است که بخشی از این ضعف به دلیل فقدان الگوی مناسب در این زمینه است؛ بنابراین طراحی الگوی بومی برای توسعه ی روستایی ضروری است. در این راستا، الگوی اولیه و پایه ی اسلامی - ایرانی پیشرفت که توسط مرکز الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت به عنوان یک سند کلان تهیه شده و در مهرماه 1397 جهت ارائه ی نظرات مشورتی و بررسی عمیق ابعاد مختلف سند توسط نهادها، مراکز علمی، نخبگان و صاحب نظران ارائه شده است، با روش تحلیل مضمون مورد کنکاش قرار می گیرد تا مفاهیم و مؤلفه های آن برای معماری الگوی بومی توسعه ی روستایی مورد بررسی و استفاده قرار گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد الگوی پایه ی اسلامی - ایرانی پیشرفت شامل مجموعه ای از مبانی، آرمان ها، رسالت، افق (سال 1444) و تدابیر (56 تدبیر) و در مجموع شامل 10 صفحه و 2807 کلمه است. همچنین در این الگو هرچند واژه ی روستا به طور مشخص وجود ندارد، کارکردهای نواحی روستایی شامل تولید موادغذایی، گردشگری، منابع طبیعی، آب، استقرار جمعیت به طور مشخص دیده می شود. تحلیل مضمون الگوی پایه ی اسلامی - ایرانی پیشرفت نشان دهنده ی 253 کد اولیه، 35 مضمون سیاسی و امنیتی، اقتصادی، و فرهنگی است. در مجموع هرچند در الگوی پایه ی اسلامی - ایرانی پیشرفت تهیه شده به عنوان یک الگو نارسایی های جدی به لحاظ ساختاری و محتوایی وجود دارد، ولی مضامین موجود در این الگو شامل عدالت اجتماعی، امنیت اجتماعی، نظارت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، قانون مداری، مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی، نهاد خانواده، پایداری منابع و محیط زیست، سلامت، آموزش، سرمایه ی انسانی، دانش و فناوری، تحقیق و پژوهش، آینده پژوهی، عدالت اقتصادی، رفاه اقتصادی، هویت ملی، سرمایه های فرهنگی، اخلاق، ارزش ها، استقلال، عدالت سیاسی، وحدت اسلامی، ثبات سیاسی، امنیت ملی، و معنویت می تواند به عنوان مفاهیم و مؤلفه های مناسب به تناسب در معماری الگوی بومی توسعه و پیشرفت روستایی و به ویژه در تنظیم اصول، چارچوب و فرایند این الگو مورد استفاده و استناد قرار گیرد.
۱۶۷۴۶۹.

ارائه مدل نوین ارزیابی ریسک محیط زیستی سدها در مرحله ساختمانی با استفاده از روش های تلفیقی EFMEA & VIKOR (مطالعه موردی سد بالارود خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۸ تعداد دانلود : ۷۹۸
پروژه های سد سازی اثرات جدی بر پارامترهای محیط زیستی وارد می نماید. بنابراین ارزیابی ریسک محیط زیستی سد از مهمترین جنبه های مدیریت ریسک محیط زیستی در این پروژه ها می باشد. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل نوین ارزیابی ریسک محیط زیستی سدها در مرحله ساختمانی انجام شده است. بدین منظور، پس از شناسایی ر ی سک های مح ی ط زیستی و بهره گیری از روش EFMEA ، عدد اولویت ریسک مربوط به هر یک از جنبه های محیط زیستی محاسبه و طبقه بندی شد. سپس جهت ارزیابی و اولویت بندی ریسک های محیط زیستی شناسایی شده از روش VIKOR استفاده گردید. نتایج نشان داد در روش EFMEA و با مقایسه اعداد ریسک محاسبه شده، ریسک آلودگی آب رودخانه بالارود با عدد اولویت ریسک 125 در اولویت اول قرار دارد. در روش VIKOR ریسک های آلودگی آب در شرایط توافق (بالا، متوسط، پایین) با وزن های ( 1.300، 1.000 و 0.700) به عنوان مهمترین ریسک شناسایی شد. در مقاله حاضر، استفاده از روش EFMEA و VIKOR در ارزیابی ریسک محیط زیستی سد مهمترین ریسک ها تعیین شد. مهمترین اقدام اصلاحی پیشنهادی برای کاهش ریسک های محیط زیستی احداث و تکمیل تصفیه خانه فاضلاب برای واحدهای صنعتی می باشد.
۱۶۷۴۷۰.

برنامه ریزی کاربری زمین در مواجهه با زلزله در بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محله عبدل آباد شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۰ تعداد دانلود : ۵۱۵
بشر از دیرباز با پدیده های مخرب طبیعی روبه رو بوده است. از این رو، پیوسته در تلاش بوده راه حل هایی برای مقابله با این پدیده ها پیدا کند. در این میان، بافت فرسوده و ساختمان های واقع در این بافت بیشترین آسیب را دیده و از حداقل پیامدهای آن قطع لوله های تأسیساتی، ایجاد آتش سوزی، مسدود شدن مسیرهای دسترسی، کمک رسانی ضعیف و به تأخیر افتادن تخلیه افراد را می توان ذکر کرد. بررسی میزان آسیب ها و صدمه های ناشی از زلزله در شهرها، در بسیاری موارد نشان داده درصد بالایی از صدمه ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم به وضعیت نامطلوب برنامه ریزی و شناسایی و کاهش خطرها مربوط می شده است و درواقع علل عمده آسیب ها و تلفات ناشی از آن را در بی توجهی و سهل انگاری در رعایت استانداردهای ایمنی سازه ها، در فقدان اصول، برنامه ها و طرح های شهرسازی مناسب می بایست جستجو کرد که با شناخت بافت و عملکرد و رفتار زلزله و استفاده بهینه از زمین و کاربری های آن، می توان اقدام مؤثری به منصه ظهور رساند. هدف این مقاله بررسی مؤلفه های تأثیرگذار بر تاب آوری بافت فرسوده در برابر زلزله در محله عبدل آباد منطقه 19 شهر تهران است. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی-تحلیلی است و از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده و با مدلAHP و نرم افزارExpert choice  به تحلیل پرداخته است. یافته های این مقاله نشان می دهد که عامل مدیریتی، اقتصادی و مشارکت اهالی در فرایند بازآفرینی و احیا، به ترتیب با امتیاز 145/0، 112/0 و 110/0در جایگاه های اول تا سوم قرار دارند و نشانگر اهمیت این مؤلفه ها در بین مؤلفه های مورد بررسی است. همچنین در این پژوهش با توجه به تحلیل مؤلفه ها و زیرمعیارها با استفاده از نرم افزار یادشده، بین عبدل آباد شمالی و جنوبی، عبدل آباد شمالی در جایگاه نخست واقع شد و براین اساس، بهترین محدوده از لحاظ برنامه ریزی بعد از وقوع زلزله را می توان مدیریت و ساماندهی کرد.
۱۶۷۴۷۱.

بهره گیری از نظریه چیدمان فضا در کاهش انزوای اجتماعی-فضایی محله های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۵۵۰
توزیع نابرابر منابع و موقعیت های اجتماعی-اقتصادی در فضاهای شهری، ارتباط بین گروه های اجتماعی مختلف را کاهش داده، با تأثیرگذاری بر فرصت مشارکت در زندگی شهری، انزوای اجتماعی-فضایی را منجر می شود. اگرچه در زمینه تأثیر شکل شهری بر انزوای اجتماعی، پژوهش هایی صورت گرفته است، دانش کمی درباره تأثیر پیکربندی فضایی شهر بر ظهور شبکه های اجتماعی مختلف وجود دارد که به واسطه تأثیرگذاری بر حرکت، بر انزوای اجتماعی-فضایی نیز مؤثرند. این مقاله با تأکید بر امکان حضور افراد در فضاها و مکان های عمومی در مراکز محله ای دوازده محله از شهر زنجان، به بررسی اهمیت چیدمان فضایی در فرایند تعاملات اجتماعی پرداخته است تا نحوه تأثیر پیکربندی فضایی شهر را بر فرصت مشارکت در زندگی شهری بررسی کند. از سوی دیگر، در پی بررسی جایگاه طراحی شهری در تسهیل دسترسی به منابع و ظهور شبکه های اجتماعی به منظور کاهش تأثیرات منفی انزواست. نوع پژوهش، کاربردی و روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. اطلاعات به روش میدانی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. تحلیل های پیوستگی فضایی به وسیله ابزار Space Syntaxو نرم افزار UCL Depthmap و تحلیل اجتماعی با نرم افزار SPSSصورت گرفته است. نتایج نشان می دهند که چگونگی روابط فضایی فضاها و مکان های عمومی در سطح محلی و فرامحلی و قابلیت دسترسی متأثر از آن، نتایج اجتماعی مهمی درپی دارد. در صورتی که پیکربندی فضایی شهر، پیوستگی محله ها را در مقیاس های مختلف تأمین کند، توزیع عادلانه منابع و فرصت های کار، زندگی و فعالیت، از انزوای اجتماعی-فضایی می کاهد و منجر به افزایش همبستگی اجتماعی در سطح محله های شهری و شهر می شود.
۱۶۷۴۷۲.

مدل معادلات ساختاری اثر مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر زیست پذیری کانون های کوچک شهری استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۳۴
تداوم و افزایش رشد شهرنشینی زیست پذیری شهرها را کاهش داده و بی توجهی به نقش بارز سرمایه اجتماعی سبب شده است که در سال های اخیر ساختار فضایی و کالبدی کانون های شهری گسترش یابد و زیست پذیری شهری در این گونه فضاها دچار ازهم گسیختگی ساختاری شود. هدف اصلی پژوهش توصیفی و تحلیلی حاضر بررسی ارتباط اثر مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر زیست پذیری کانون های کوچک شهری استان البرز است. اطلاعات لازم به روش کتابخانه ای و میدانی به کمک پرسشنامه به دست آمده است. همچنین از مدل تحلیلی عاملی اکتشافی به منظور برآورد هریک از متغیرهای ثابت و وابسته متغیر استفاده شده است. داده های جمع آوری شده به کمک روش های آماری پارامتری و ناپارامتری تحلیل شدند. برای تعیین و تأثیر مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر زیست پذیری از نرم افزار SPSS و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین سرمایه اجتماعی و زیست پذیری شهرها ارتباط مستقیم و معنا داری وجود دارد، اما شدت وضعیت این رابطه درباره همه کانون های کوچک شهری یکسان نیست. نتایج معادلات ساختاری نیز ارتباط میان سرمایه اجتماعی و زیست پذیری را تأیید کرده است؛ به طوری که براساس ضرایب استاندارد 83/12 = ²Rو 18/1 = T است؛ بنابراین اگر سرمایه اجتماعی (متغیر مستقل) تقویت شود، میزان زیست پذیری (متغیر وابسته) 23/3 درصد افزایش خواهد یافت. آمارهای خروجی مدل رگرسیون نشان دهنده تأثیرات متفاوت شاخص هاست؛ به طوری که شاخص هنجار جمعی در شهر اشتهارد 1/2- هشتگرد 06/2- و گرم دره 03/2 است. شهرهایی که جمعیت کمتری دارند، شاخص های مذکور در آن ها تأثیرگذارتر بوده است. برعکس در شهرهایی که تعداد جمعیت آن ها بیشتر است (چهارباغ 2/3، هشتگرد 1/3 و اشتهارد) شاخص های مشترک و تعامل پذیری بیشترین شاخص مثبت را نشان می دهد.
۱۶۷۴۷۳.

تحلیل پتانسیل های عمق ژئوپولیتیک مناطق غرب ایران در مواجهه با تحریم های غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۶۶۴
منطقه غرب بخشی از عمق ژئوپولیتیک جمهوری اسلامی ایران است که از بدو پیروزی انقلاب اسلامی با تحریم و فشارهای امریکا مواجهه بوده است. این منطقه از نظر مولفه های جغرافیایی، اقتصادی و نظامی و استراتژیک از پتانسیل های قابل اتکایی برخوردار است. هدف این مقاله بررسی پتانسیل های عمق ژئوپولیتیک غرب ایران در مواجهه با تحریم های غرب است. سؤال اصلی مقاله این است منطقه غرب کشور در ارتقاء پتانسیل های عمق ژئوپولیتیک ایران در مقابله با تحریم های همه جانبه غرب چه نقشی می توانند ایفا نمایند؟ نتایج نشان می دهد که آمایش سرزمینی می تواند به عنوان تاکتیکی برای مقابله با فشارهای بیرونی از سوی کشورها اتخاذ شود. در این حالت می توان گفت که آمایش سرزمینی نوعی سازماندهی و چینش نیروهای داخلی برای مقابله با هجوم نیروهای خارجی است. با توجه به این که هدف تحریم ها این است که ایران نتواند نیازهای عمدتاً اقتصادی داخلی خود را از بیرون تأمین کند. آمایش سرزمین مناطق ایران از جمله غرب کشور می تواند با ارزیابی نظام مند عوامل طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... راهی برای تشویق و کمک به جامعه بهره برداران در انتخاب گزینه هایی مناسب برای افزایش و پایداری توان سرزمینی در جهت برآورد نیازهای جامعه بگشاید. روش انجام این تحقیق با توجه به موضوع و اهداف و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت توصیفی – پیمایشی است. بر این اساس جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و مراجعه به پایگاه های داده و جستجوی اینترنتی مقالات دارای درجه علمی معتبر و استفاده از پرسشنامه خواهد بود.
۱۶۷۴۷۴.

بررسی تجربه ی روش تجمیع در نوسازی بافت های فرسوده شهری (مورد پژوهی: منطقه ۱۵ کلانشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۱ تعداد دانلود : ۵۴۷
از آنجائی که استفاده از روش تجمیع با سوالات  زیادی در بین محققان برنامه ریزی شهری روبرو بوده است ، این تحقیق در صدد است که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی اجرای روش تجمیع در نوسازی بافت های فرسوده نواحی 1و 2  منطقه تهران 15 را مورد مطالعه قرار دهد. پژوهش پیش رو به روش پیمایش انجام گرفته و با  استفاده از ابزار پرسشنامه و کاربرد روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی داده ها جمع آوری شده اند جامعه آماری تحقیق؛ شهروندان 24 تا 80 سال ساکن در منطقه 15( نواحی 1و 2) شهر تهران  است. مبانی نظری پژوهش، از نظریه های مختلف در جغرافیا و برنامه ریزی شهری استفاده و در پایان، چارچوب نظری متناسب پیشنهاد شده است. در نهایت  با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار spss، داده های گردآوری شده؛ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. در خصوص ارتباط متغیرهای جمعیت شناختی با رضایت از طرح تجمیع از طریق آزمون های تی تست، همبستگی،  اسپیرمن و پیرسون مشخص گردید که جنسیت، تحصیلات با میزان رضایت از طرح تجمیع ارتباط مستقیم دارد و سن دارای ارتباط منفی در این زمینه است. وضعیت تأهل نیز ارتباط معنی داری در این زمینه ندارد.همچنین از طریق آزمون تی تک نمونه ای مشخص شد که نگرش شناختی، زیباشناختی و تجربه عملی ساکنین از اجرای طرح تجمیع در حد متوسط و خوبی می باشد. برمبنای ضرایب همبستگی مدل اولیه پژوهش، مشخص گردید که اثرات  اجتماعی بازسازی بافت فرسوده، تأثیری بر نوع روابط همسایگی ساکنین ندارد و پیامدهای اقتصادی بازسازی بافت فرسوده تأثیری بر میزان سرانه های ساکنین ندارد. در نهایت بر اساس تحلیل مسیر پیامدهای اقتصادی- اجتماعی تجمیع بافت نوسازی شده، میزان اثرات مستقیم تجمیع بافت نوسازی شده بر مشارکت(47/0)و امنیت (36/0)، حس تعلق (38/0)،خدمات اجتماعی (33/0)، زمین و مسکن (40/0) بدست آمده است. همچنین با توجه به ضریب بتا مشخص شد که بیشترین تأثیر روش تجمیع بر افزایش میزان مشارکت ساکنین است.
۱۶۷۴۷۵.

مقوله «مرکز» و «حاشیه»، تبیین انگاره مفهومی از مواجهه «خود» و «دیگری» در حیات شهر با تأکید بر رویکرد توسعه درون زا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۴ تعداد دانلود : ۷۷۲
یکی از مفاهیم عمده در نگاه مدرن و پست مدرن به پدیده ها، دوگانه «خود» و «دیگری» است. در علوم اجتماعی، هنگامی که صحبت از دیگری می شود، بحث این است که اقلیت و اکثریت جامعه چگونه شکل می گیرد؛ بنابراین در اندیشه جامعه شناختی، اقلیت ها معمولاً دیگری را تشکیل می دهند. چراکه «اکثریت» در چارچوب جامعه، واجد قدرت می شوند و همین قدرت، زمینه ساز معنای «دیگری» در چارچوب «بازنمایی» خواهد شد. در شهرهای ایران، حاشیه نشینی و یا به تعبیری دیگر کانون های خودانگیخته بخش جدایی ناپذیری از زندگی شهری را شکل می دهند. پرسشی که مطرح می شود آن است که چگونه حاشیه به عنوان «دیگری» می تواند توسعه یافته، در خود ریشه کند و در جامعه تبدیل به نیروی «مولد» شود؟ بدین منظور مقاله حاضر، بر آن است تا با بررسی نحوه مواجهه و تعامل «خود» و «دیگری»، زمینه ای مناسب را برای طرح دکترین معتقدین به توسعه درون زا فراهم آورد. این تحقیق به لحاظ «ماهیت» پژوهش، از گونه تحقیقات «کیفی» از نوع «بنیادی» و به لحاظ «قصد» از پژوهش، «تحلیلی» است که به درک شیوه مواجهه خود و دیگری در حیات شهر می پردازد. منطق پژوهش، «قیاسی» است. در پایان، این مطالعه نشان می دهد که اصلاح در نحوه توزیع خدمات به حاشیه جهت مولد نمودن دو حوزه صنعت و کشاورزی و متعاقب آن کوچک نمودن بخش مصرف، تقویت نهادهای محلی در فرایند توانمندسازی حاشیه، بازنگری قلمروی مالکیت، تقویت بنیان های اقتصاد درونی با مشارکت مردم و عدم تزریق امکانات از بیرون، ازجمله عواملی هستند که می تواند در مولد نمودن حاشیه، تأثیرگذار باشند.
۱۶۷۴۷۶.

کاربرد سناریوی پایه مدل اسلوس در شبیه سازی توسعه شهری (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۹ تعداد دانلود : ۵۳۷
طی دو دهه اخیر در ایران، رشد بی رویه کلان شهرها سبب نابودی مناطق زیستی و طبیعی زیادی شده است؛ بنابراین باید ارزیابی توسعه شهری با استفاده از مدل های مناسب صورت بگیرد تا از نابودی محیط زیست، منابع زمینی و اکوسیستمی جلوگیری شود؛ از این رو پژوهش توسعه ای- کاربردی و توصیفی-تحلیلی حاضر با هدف مدل سازی رشد شهری کلان شهر تبریز و پیش بینی تغییرات آتی آن با استفاده از مدل اسلوس انجام شده است. در این مقاله، از مدل سلول های خودکار Sleuth در محیط GIS برای مدل سازی رشد شهری کلان شهر تبریز استفاده شده است. متغیرهای مورد استفاده شامل شیب، سیستم حمل ونقل، کاربری اراضی، مستثنیات و سایه روشن است که داده های مربوط به آن ها با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست به دست آمده است. مدل رشد شهری Sleuth برای داده های تاریخی تولیدشده از تصاویر ماهواره ای لندست برای سال های 1993-2016 در سه مرحله کالیبره شد و ضرایب رشد تولیدشده به کمک مدل، با استفاده از برنامه اجرایی OSM برای انتخاب در مراحل بعد شکل گرفت. پنج ضریب رشد شهری شامل پخش، انتشار، زایش، مقاومت شیب و جاذبه جاده، در سال 2016 به ترتیب ارزش های 26، 40، 38، 76 و 89 را داشتند. براساس ضرایب به دست آمده، با توجه به داده های تاریخی، رشد شهری بیشتر از ضریب جاذبه جاده تأثیر گرفته است. در مقایسه با دیگر شهرها که مقاومت شیب تأثیر چندان زیادی در توسعه شهری ندارد، در شهر تبریز توپوگرافی عامل بسیار مهمی در محدودکردن توسعه شهری است. الگوهای رشد شهری آینده تا سال 2040 با طراحی سه سناریوی تاریخی، زیست محیطی معتدل و زیست محیطی سخت برای کلان شهر تبریز پیش بینی شد. نتایج نشان می دهد براساس سناریوی اول تا سال 2040 میلادی 3241 هکتار به زمین های شهری افزوده خواهد شد و بخش زیادی از باغ ها و زمین های مرغوب از بین خواهد رفت. براساس نتایج سناریوی دوم ممکن است 1670 هکتار از زمین های باارزش دست نخورده باقی بماند، اما در سناریوی سوم نه تنها از زمین های باارزش زیادی محافظت خواهد شد، بلکه مطابق با رویکرد شهر فشرده، مدیران شهری در ارائه خدمات شهری به شهروندان موفق تر خواهند بود. نتایج پیش بینی ها نشان می دهد سناریوی زیست محیطی معتدل برای توسعه فیزیکی کلان شهر تبریز بسیار مفید است. درنهایت اینکه مدل اسلوس روش خوبی برای توضیح الگوی فضایی توسعه کلان شهر تبریز است.
۱۶۷۴۷۷.

واکاوی تغییرات مقدار، فراوانی، و شدت بارش سالانه ناحیه خزری طی دوره آماری 1966-2016(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۵۱۱
بارش یکی از عناصر و فرایندهای اصلی اقلیم هر منطقه است که در برنامه ریزی های شهری و روستایی، مکان یابی صنعتی، معماری، کشاورزی، صنایع، و ... نقش تعیین کننده دارد. ازاین رو، در تحقیق حاضر تلاش شده است تا مقدار، فراوانی، و شدت بارش های سالانه ناحیه خزری ارزیابی شود. بدین منظور، از داده های روزانه 385 ایستگاه همدید، اقلیم شناسی، و باران سنجی سازمان هواشناسی کشور و ایستگاه های باران سنجی وزارت نیرو طی بازه زمانی ۱۹۶۶-2016 استفاده شده است. با برازش مدل رگرسیون خطی به روش پارامتری، روند مقدار، فراوانی، و شدت بارش سالانه بررسی شد. نتایج حاصل از این پژوهش که در دیگر مطالعات مشهود نبوده است بیانگر این است که میانگین بارش سالانه و فراوانی آن به ترتیب در 4/61درصد و 1/47درصد از پهنه دارای روند افزایشی است. شدت بارش سالانه در همه پهنه دارای رفتار ایستاست. روند ضریب تغییرات میانگین بارش سالانه نشان داد که گستره تحت حاکمیت روند ایستا بیشتر است؛ به طوری که در همه خط ساحلی و بخش هایی از ارتفاعات البرز توزیع بارش در گذر زمان در طی فصل های مختلف سال تغییری نکرده است. بخش های شرقی ناحیه، ارتفاعات البرز (جنوب دریای خزر)، بخش هایی از ارتفاعات البرز غربی، و بخش بسیار کوچکی از غرب ناحیه روند کاهشی در ضریب تغییرات میانگین بارش سالانه دیده می شود.
۱۶۷۴۷۸.

صحت سنجی ماسک ابر سنجنده مادیس با معرفی ماسک ابر ناحیه ای براساس داده های سنجنده AVHRR(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۸ تعداد دانلود : ۶۴۶
از داده های سنجنده AVHRR برای آشکارسازی ناحیه ای ابر در دو منطقه ایران با ویژگی های متفاوت جغرافیایی و جوی به منظور مقایسه با داده های ماسک ابر مادیس (MOD35) استفاده شده است. بدین منظور، پنج تاریخ دارای بالاترین و پایین ترین آنومالی ابرناکی طی بازه زمانی 2001-2015 متناسب با گذر ماهواره های ترا و نوآ انتخاب شد. پنج آزمون آستانه گذاری طیفی مختلف استفاده شد. ابتدا پس از تشخیص پیکسل های برفی، این پیکسل ها از ادامه کار حذف شدند. سپس، از سه آزمون به منظور تشخیص پیکسل های ابرناک بهره برده شد؛ این آزمون ها عبارت است از: آزمون بازتاب کانال مرئی؛ آزمون نسبت بازتاب مادون قرمز نزدیک/ مرئی؛ و آزمون دمای درخشندگی جو بدون ابر. آزمون آخر نشان داد، طی تاریخ های مورد بررسی، با توجه به دمای سطحی، دمای درخشندگی قابل تقسیم به دو طبقه اصلی است. هنگامی که دمای سطحی بیشتر از 5 درجه سانتی گراد است، جو صاف به طور متوسط 1 درجه سانتی گراد سردتر از جو ابری است و برعکس؛ هنگامی که دمای سطحی کمتر از 5 درجه سانتی گراد باشد، جو صاف به طور متوسط 6 درجه سانتی گراد گرم تر است. نتایج حاصل از صحت سنجی این الگوریتم با ارزیابی داده های ایستگاهی و محصول ماسک ابر سنجنده مادیس دقت بالای 90درصد را نیز در برخی از تاریخ ها آشکار کرد.
۱۶۷۴۷۹.

تحلیل عوامل زمینه ساز تفرق و چندپارچگی در مدیریت مناطق ساحلی استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۱ تعداد دانلود : ۵۸۷
 مشکلات روزافزون مناطق ساحلی جهان در نیمه دوم قرن گذشته باعث نگرانی کشورها و مجامع جهانی گردید. به همین خاطر در دهه های آخر قرن بیستم تلاش گردید تا راهکارهای متعددی برای حل مسائل مناطق ساحلی ارائه شود که یکی از این راهکارها، ایجاد مدیریت یکپارچه این مناطق بود. این در حالی است که به رغم گذشت حدود چند دهه از طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی در سطح جهانی و وجود تجربیات متعدد در این حوزه، سازوکار مدیریت مناطق ساحلی در ایران به طور عام و در استان هرمزگان به طور خاص نشان می دهد که یکپارچگی در راهبردها و سیاست ها و هماهنگی در فعالیت ها و اقدام ها که اساس مدیریت یکپارچه است، وجود ندارد و در عین حال به رغم عِلم به وجود چنین مسایلی، دلایل آن، آنچنان که لازم است بررسی و تحلیل نشده اند. بنابراین، مقاله حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که عوامل اصلی تفرق و غیریکپارچه بودن مدیریت در مناطق ساحلی استان هرمزگان به عنوان یکی از استان های ساحلی ایران کدامند؟ برای پاسخ به سوال فوق با استفاده از روش تحقیق کیفی (تحلیل محتوای اسناد و پرسشنامه مشتمل بر سوالات باز و بسته)، نظام مدیریت مناطق ساحلی استان هرمزگان مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که عوامل اصلی تفرق و عدم یکپارچگی در مدیریت منطقه ساحلی استان هرمزگان شامل مواردی همچون فقدان رویکرد قانونی جامع و مستقل به موضوع مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی، عدم تقسیم کار مشخص بین نهادهای مرتبط با مدیریت منطقه ساحلی، عدم پوشش لازم در تمام ابعاد موضوعی و فضایی مرتبط با مدیریت منطقه ساحلی، و عدم حمایت موثر و عادلانه از کلیه ذی نفعان مرتبط با مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی مهمترین عوامل تفرق و غیریکپارچه بودن مدیریت در مناطق ساحلی استان هرمزگان هستند.
۱۶۷۴۸۰.

تحلیلی بر وضعیت پایداری محلات اسکان غیررسمی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۹ تعداد دانلود : ۴۷۸
توسعه ﺷﻬﺮی ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺮ اﯾﻦ اﺻﻞ اﺳﺘﻮار اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻀﺎی ﯾﮏ ﺷﻬﺮ درون ﻣﺤﻠﻪ ﺷﮑﻞ می گیرد و بر پایه آن ﺗﺪاوم می یابد؛ ازاین رو، ﺗﻮسعه ﻣﺤﻠﻪ ای اﻗﺪاﻣﯽ ﮐﻠﯿﺪی درﺟﻬﺖ ﻧﯿﻞ ﺑﻪ ﺗﻮسعه ﭘﺎﯾﺪار ﻗﻠﻤﺪاد می شود. ازجمله مهم ترین بازتاب شهرنشینی معاصر، پیدایش و گسترش محلات آسیب پذیر (اسکان غیررسمی) در مرکز یا پیرامون شهرهاست که شهر اردبیل نیز در زمره این شهرها قرار می گیرد. در این شهر محلات اسکان غیررسمی را می توان بخش های فراموش شده و برنامه ریزی نشده ای در مقایسه با سایر محلات شهری دانست که به لحاظ پایداری بسیارشکننده هستند . بااینکه ناپایداری به عنوان مشکل دیرینه و امر بدیهی در محلات اسکان غیررسمی است؛ اما مدیریت و بهبود وضعیت این محلات در یک برهه زمانی و به صورت هم زمان ممکن نیست؛ بدین منظور شناخت میزان شدت و ضعف ناپایداری به واسطه مقایسه تطبیقی و با تکیه بر مدل های مختلف تصمیم گیری بین مجموع محلات مزبور می تواند به عملکرد و تصمیم گیری بهتر مدیران شهری متناسب با اولویت مداخله در سطح این محلات به منظور توانمندسازی در راستای توسعه پایدار شهری کمک شایانی کند؛ از این رو ﻫﺪف پژوهش ﺣﺎﺿﺮ، واکاوی و مقایسه تطبیقی وضعیت ناپایداری در محلات 15گانه اسکان غیررسمی شهر اردبیل با تأکیدبر معیارهای پایداری محله ای و اولویت بندی آن ها درجهت برنامه ریزی آتی انجام گرفته است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است. داده های موردنیاز ازطریق روش های میدانی گردآوری شده اند. جامعه آماری تحقیق منطبق بر محلات 15گانه سکونتگاه های غیررسمی شهر اردبیل است. به منظور سنجش پایداری محلات مورد مطالعه، شاخص های مربوط با استفاده از روش آنتروپی، وزن دهی و محلات هدف با بهره گیری از تکنیک های تصمیم گیری، رتبه بندی شدند و برای دست یابی به اولویت بندی نهایی از تکنیک ادغامی کپ لند استفاده شد و درنهایت برای بازنمایی بهتر با استفاده از نرم افزار ArcGIS نقشه ها ترسیم شدند. براساس سنجه های به کاررفته و نتایج به دست آمده از پیاده سازی تکنیک های مختلف تصمیم گیری به لحاظ معیارهای پایدار محله ای، محله «سلمان آباد» در رتبه نخست و محله «ایران آباد» با کسب کمترین امتیاز در رتبه آخر قرار گرفتند؛ بنابراین برنامه ریزی های توسعه محور متناسب با نقاط ضعف و قوّت و اولویت هر محله ضروری به نظر می رسد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان