ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۵٬۸۸۱ تا ۱۳۵٬۹۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۱۳۵۸۸۱.

آسیب شناسی مسئله وحدت حوزه و دانشگاه در بومی سازی علوم انسانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۳۲۴
دیرزمانی است که به موازات پیروزی انقلاب اسلامی ایران مسئله ای کلیدی با عنوان وحدت حوزه و دانشگاه برای پیشبرد فرهنگ متعالی اسلامی مجال بحث یافت که می توانست علاوه بر بومی سازی علوم انسانی در کشور، مسبب اجماع و همنشینی هر چه بیشتر عالمان دینی و نخبگان دانشگاهی شود. با این حال این ایده، طی دهه های اخیر نتوانسته به مرحله اجرایی برسد و با مشکلات زیادی تاکنون روبرو بوده است. بر این اساس، این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی/تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای، درصدد واکاوی چالش های اصلی وحدت حوزه و دانشگاه در راستای بومی سازی علوم انسانی در کشور و ارائه برخی راهکارها است. بر این اساس یافته های این جستار نشانگر آن است که چالش هایی چون عدم توجه کافی محیط های دانشگاهی و حوزوی به جایگاه علم بومی، سیطره روش های پوزیتویستی در دانشگاه ها، عدم وجود و یا تربیت نخبگان مورد اجماع در محیط حوزه و دانشگاه(نظیر شهید مطهری یا علامه طباطبایی)، فقدان تدوین آثار مشترک حوزه و دانشگاه در حوزه علوم انسانی و عدم پاسخگویی به موقع و مناسب به شبهات حوزه دین باعث شده وحدت حوزه و دانشگاه در تدوین علوم انسانی بومی در حیطه نظری و حتی آرمانی باقی مانده و به مرحله عملیاتی نرسد. در چنین شرایطی بهره گیری اصولی از رسانه ها، طرح مباحث نوین علمی و اجتماعی توسط نخبگان علمی و حوزوی و برگزاری کرسی های آزاداندیشی می تواند رهگشای بومی سازی علوم انسانی از رهگذر پیوند حوزه و دانشگاه گردد.
۱۳۵۸۸۲.

تحلیل تطبیقی عوامل مؤثر بر کالبد خانه های دوم گردشگری از منظر جامعه ی محلی و گردشگران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۲۸۹
توسعه خانه های دوم گردشگری در نواحی روستایی همواره یکی از نشانه های توجه گردشگران به روستاها می باشد. این سکونتگاه ها اغلب به دلیل نابرابری های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی دو جامعه ی محلی و گردشگران و تفاوت در نیازهای کالبدی و فضایی بین دو گروه مذکور منجر به بروز برخی تناقضات و مشکلات ناشی از آن می شود. این مسئله همواره نیازمند توجه ویژه توسط متخصصان است. هدف از پژوهش حاضر تحلیل تطبیقی تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی در شکل گیری کالبد خانه های دوم گردشگری از منظر جامعه ی محلی و گردشگران و ارزیابی اشتراکات و افتراقات بین آنها می باشد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های ترکیبی است که با استفاده از تکنیک کیفی (مصاحبه نیمه ساختاریافته) و کمی (پرسش نامه لیکرت) انجام شده است. تعداد 15 متغیر کالبدی و 16 متغیر اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی به عنوان عوامل مؤثر در طراحی خانه های دوم انتخاب و ویرایش شدند. 64 نفر از اهالی و54 نفر صاحبان خانه های دوم به روش نمونه گیری تصادفی ساده جهت مصاحبه و پاسخگویی به پرسش نامه انتخاب گردید. به منظور تحلیل اطلاعات حاصل از پرسش نامه های تکمیل شده توسط نمونه آماری در خصوص 15 متغیر کالبدی تحقیق از آزمون تی مستقل و برای مشخص کردن عوامل مؤثر در طراحی خانه های دوم از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج آزمون تی مستقل اختلاف نظر و اتفاق نظر بین دو گروه مخاطبین درباره نحوه ی تأثیر متغیرهای کالبدی در شکل گیری خانه های دوم را نشان داد. هم چنین نتایج آزمون رگرسیون چندگانه بیانگر اثرپذیری کالبد از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی براساس نظر مخاطبین بود. در خصوص برخی عوامل کالبدی مانند توجه به سبزینگی (دیوار سبز، فضای باز سبز)، استفاده از روش های نوین در ساخت خانه دوم، اهمیت دید و منظر نسبت به اقلیم در جانمایی و جهت گیری ساختمان، وجود فضاهای نیمه باز مشرف به معابر، پیش بینی فضاهای تفریحی جمعی و استفاده از مصالح و اشکال معماری بومی، اختلاف معنی دار بین مخاطبین مشاهده شد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه بیانگر همبستگی و ارتباط مستقیم بین اغلب متغیرهای کالبدی و عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی براساس نظر مخاطبین بود. جلب توجه طراحان و برنامه ریزان به دیدگاه های مخاطبین و آگاهی از میزان تأثیر آنها در طرح و ساخت خانه های دوم حائز اهمیت است.
۱۳۵۸۸۳.

چالش های نظام مدیریتی اسکان موقت پس از سوانح در ایران (از زلزله 69 گیلان زنجان تا زلزله 96 کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۴۲
بحران مسکن ازجمله تبعات اجتناب ناپذیر سوانح به دلیل تخریب گسترده است؛ بنابراین مدیریت تأمین مسکن یک بخش مهم در شرایط پس از سانحه است. پس از رخداد سوانح، اغلب سه گام در فرآیند تأمین مسکن تعریف می شود: تأمین اسکان اضطراری که در کشور ما بر عهده هلال احمر است؛ تأمین مسکن دائم که به طور خاص بر عهده بنیاد مسکن قرار دارد؛ و اسکان موقت. اگر چه اسکان موقت یک گام از فرآیند بازسازی جهت اسکان جمعیت آواره و ازسرگیری زندگی تا زمان ساخت مسکن دائم است، اما تجربیات گذشته کشور نشان می دهد که اسکان موقت، به عنوان نقطه اتصال اسکان اضطراری به مسکن دائم، چندان پراهمیت انگاشته نشده است. به نحوی که برخی جنبه های آن در کشور ما هنوز متولی، ساختار و فرآیند مشخصی ندارد. این در حالی است که اسکان موقت بر روی فرآیند بازتوانی مردم منطقه سانحه دیده و بازگشت به زندگی عادی نیز مؤثر است. پژوهش حاضر با بررسی تجربیات گذشته اسکان موقت در کشور با روش نمونه موردی به دنبال شناسایی گپ های نظام مدیریتی و حکمروایی فرآیند اسکان موقت در کشور است. بدین منظور اطلاعات و مستندات فرآیند تأمین اسکان موقت در زلزله 1369 گیلان و زنجان، زلزله 1382 بم، زلزله 1391 آذربایجان شرقی و زلزله 1396 کرمانشاه از طریق مصاحبه، مطالعات کتابخانه ای و مشاهده مشارکتی جمع آوری شده است. مشخص نبودن مسئول تأمین و اجرای اسکان موقت، عدم تعریف فرآیند خروج از اسکان موقت و بازگشت مردم به مسکن دائم، عدم هماهنگی دستگاه های اجرایی و نبود مدیریت واحد جهت تأمین زیرساخت های موردنیاز اسکان موقت و عدم توجه به مواردی همچون تعمیر و نگهداری مسکن موقت در طول دوران انتقال ازجمله چالش های مدیریت و اجرای اسکان موقت در کشور است.
۱۳۵۸۸۴.

طبقه بندی و تحلیل معماری دَستکند در شهرستان مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۴۵۰
فضاهای دَستکند گونه خاصی از معماری است که در آن مصالحی برای تولید فضا استفاده نمی شود و با کاست توده های صخره ای توسط انسان از بستر زمین و صخره، فضا ایجاد می شود. در مناطق مختلفی از کشور تاکنون شمار زیادی از فضاهای دستکند شناسایی و معرفی شده است. شهرستان مراغه واقع در دامنه های جنوبی کوهستان سهند یکی از مناطق مستعد برای این گونه معماری می باشد. براساس پیمایش میدانی مشخص شد در محدوده شهرستان مراغه فضاهای دستکند متنوعی باقی مانده است؛ که بررسی و مستندنگاری آن ها ارزشمند می باشد و علاوه براین، نتایج این پژوهش می تواند الگوی مطالعات بعدی آثار معماری دستکند سایر روستاهای دامنه کوهستان سهند گردد. بررسی ها نشان می دهد با وجود تنوع و تعداد نسبتاً زیاد فضاهای دستکند صخره ای در برخی از روستاهای این منطقه، تاکنون مطالعات کاملی در مورد آن ها صورت نگرفته است؛ بنابراین فضاهای دستکند این منطقه کمتر شناخته شده و اقدامی جهت ثبت این آثار فاخر در فهرست آثار ملی کشور نشده است؛ برهمین اساس این پژوهش ضمن شناسایی، معرفی و تبیین ویژگی های فضاهای دستکندِ این منطقه، به عامل شکل گیری این فضاهای معماری نیز پرداخته است؛ بنابراین در کنار روش میدانی جهت ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی، از مطالعات اسنادی و براساس روش توصیفی – تحلیلی، برای شناخت عامل شکل گیری معماری دستکند شهرستان مراغه استفاده شده است؛ همچنین از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) نیز برای شناخت الگوی توزیع فضاهای دستکند روستاهای مراغه بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که آثار دستکند روستاهای مراغه براساس ریخت شناسی در قالب های سطحی و زیرسطحی قابل دسته بندی هستند؛ همچنین ازلحاظ گونه شناختی و تقسیم بندی ماهیت کاربری دارای استفاده های مختلفی، از قبیل الف) سکونتگاهی، ب) آیینی – مذهبی، ج) استحفاظی، د) عام المنفعه است. هم اکنون بسیاری از این فضاهای دستکند صخره ای دچار ویرانی شده و کاربری اولیه خود را از دست داده اند و بیشتر در قالب فضاهای انباری و نگهداری احشام مورداستفاده قرار می گیرند.
۱۳۵۸۸۵.

جایگاه قومیت در برنامه های درسی رسمی رشته علوم انسانی(مورد مطالعه: دروس جامعه شناسی و تاریخ نظام جدید دوره دوم متوسطه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۳ تعداد دانلود : ۳۰۲
هدف این پژوهش بررسی جایگاه قومیت در برنامه های درسی رسمی رشته علوم انسانی نظام جدید دوره دوم متوسطه بود. این پژوهش از نوع توصیفی و شامل تحلیل اسنادی و تحلیل محتوای آنتروپی شانون بود. واحد تحلیل محتوا؛ متن، تصاویر و فعالیت های کتاب های درسی بوده است. روش نمونه گیری پژوهش هدفمند و نمونه پژوهش شامل 6 جلد کتاب های تاریخ، جامعه شناسی دوره متوسطه دوم بوده است. روایی محتوایی ابزار پژوهش با استفاده از نظر متخصصان در مورد میزان هماهنگی محتوای ابزار اندازه گیری و هدف پژوهش تایید شد. از طرف دیگر، به منظور حصول اطمینان از پایایی آن، از روش اسکات استفاده شد که براساس ضریب پایایی بدست آمده(79) ابزار مورد استفاده کاملاً پایا بود. بر اساس یافته های پژوهش فقط 4 درصد از بخش های سه گانه محتوای کتاب های بررسی شده به مؤلفه های مطلوب قومیت توجه داشته است. علاوه بر این یافته های حاصل از تحلیل آنتروپی شانون نشان داد میزان توجه به مولفه های مطلوب قومیت نرمال نیست. با استناد به این یافته ها می توان اذعان داشت که جایگاه قومیت در برنامه های درسی رسمی جامعه شناسی و تاریخ رشته علوم انسانی نظام جدید متوسطه دوم تا حدود زیادی مغفول مانده است. از این رو، با توجه به متکثر بودن جامعه ایران پیشنهاد می شود که در برنامه های درسی رسمی رشته علوم انسانی دوره متوسطه دوم کاملاً بازنگری شود به طوری که مؤلفه های لازم برای آموزش چندفرهنگی و تنوع قومی ایران را مورد پوشش قرار دهد.
۱۳۵۸۸۶.

طراحی و اعتباریابی مقیاس درجه بندی سنجش مولفه های انتقال یادگیری یادگیرندگان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در محیط های یادگیری چندرسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۳۲۶
استفاده از فن آوری در آموزش برای کمک به افراد دارای اختلال طیف اوتیسم در سالهای اخیر با رشد چشمگیری همراه بوده است. این پژوهش با هدف ساخت مقیاس درجه بندی نگاره ای توصیفی برای سنجش مولفه های انتقال یادگیری افراد دارای اختلال طیف اوتیسم در طراحی محیط های یادگیری چندرسانه ای انجام شد. روش این پژوهش رویکرد آمیخته (کیفی-کمی-کیفی) بوده است. پژوهش با مطالعه منابع معتبر و مرتبط برای یافتن مولفه های موثر در بهبود انتقال یادگیری آغاز و با استخراج مولفهها و راهبردهای مناسب ادامه یافت. برای 12 مؤلفه استخراج شده 86 گویه یا راهبرد طراحی و در اختیار 27 نفر از متخصصان رشته تکنولوژی آموزشی در سطح دکتری و دانشجوی دکتری قرار گرفت. به منظور تحلیل پاسخها از شاخص روایی محتوا) (CVI استفاده گردید. شاخص I-CVI گویه های ابزار به استثنای 5 گویه که در سطح 0.78 ارزیابی شدند، برای سایر گویه ها امتیازی بالاتر از 0.79 را در بر داشت، همچنین مقدار محاسبه شده برای شاخص S-CVI برابر 0.89 بود که مقدار مطلوبی ارزیابی میشود. با تکیه بر این نتایج، مقیاس درجهبندی تولید شده در این پژوهش ابزار مناسبی برای سنجش مطلوبیت مؤلفههای موثر در افزایش انتقال یادگیری با استفاده از محیط های چندرسانه ای آموزشی بوده و پژوهشگران استفاده از آن را در مراحل طراحی و یا ارزشیابی محیط های یادگیری چندرسانه ای برای افراد دارای اختلال طیف اوتیسم توصیه می کنند.
۱۳۵۸۸۷.

گونه شناسی سازمان دهی فضایی مسکن بومی سیستان از نظر شکل گیری فضای باز و بسته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۱۵
گونه های مسکن، حاصل روابط میان نیازهای انسان و محیط او می باشد و به دلیل روش های گوناگون زندگی انسان و شرایط محیطی، متغیر و پیچیده است و آنچه آن ها را از هم متفاوت می کند نه اجزای تشکیل دهنده گونه، بلکه منطق استقرار و آرایش فضایی اجزا است؛ که بسته به شرایط زمانی، مکانی و شیوه های سکونت تغییر می نماید و معرف ویژگی های فرهنگی، اقتصادی و اقلیمی آن شیوه است. شناخت و پاسداشت ارزش های معماری بومی به ویژه معماری روستایی، ضمن حفاظت از سرمایه های ملی تاریخی کشور، کمک می نماید تا با کشف رازها و حقایق پنهان این معماری، اصول پایدار به جای مانده از گذشته در کالبد جدید جاری گردد و هویت و اصالت معماری روستایی حفظ شود. همچنین گونه های مسکن بومی، به خصوص در مناطق روستایی به شدت متأثر از محیط پیرامون خود می باشد؛ بنابراین ورود به بحث گونه شناسی مسکن هر منطقه مستلزم شناخت بستر، مکان و بافت روستایی آن منطقه است. این مقاله منتج از بررسی و مطالعه نمونه های مسکن بومی از 20 روستای منتخب سیستان است که با استفاده از برداشت های میدانی، مشاهده و مطالعه کتابخانه ای تهیه شده و با استفاده از روش تحقیق توصیفی تحلیلی به انجام رسیده است؛ بنابراین رویکرد این پژوهش، گونه شناسی سازمان دهی فضایی مسکن بومی سیستان از نظر شکل گیری فضای باز و بسته است و این تحقیق در پی پاسخ به این سؤال است که آیا می توان انواع مسکن بومی سیستان را در قالب گونه هایی مشخص با ویژگی های مشابه از نظر شکل گیری فضای باز و بسته دسته بندی کرد؟ نتایج تحقیق نشان داد که منطقه سیستان، دارای شرایط اقلیمی خاص بوده و ساختار معیشتی و اجتماعی حاکم بر آن باعث شده است که گونه های منحصربه فردی از معماری مسکن در آن شکل گرفته که این گونه ها شامل گونه پایه، خطی، L شکل، U شکل، حیاط مرکزی و کوشکی می باشند. به نظر می رسد با توجه به اینکه ساخت وسازهای اخیر در مناطق روستایی سیستان با الگوبرداری از مسکن شهری شکل گرفته است، شناخت این گونه ها می تواند منجر به احیای مسکن بومی روستایی سیستان گردد.
۱۳۵۸۸۸.

رخدادهای ادبی در عناوین «خبر بیست و سی» (از سطوح بلاغیِ عبارات تا ظرافت های ادبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۲۸۳
سال هاست که «بخش خبری بیست و سی» از طریق آنتنِ شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران، میهمان منازل ایرانیان است. از قسمت های مهم و حسّاسِ این بخش خبری «عناوینِ» آن است. این مقاله تلاش دارد از دریچه بحث های ادبی، به این دو پرسش که «مهمترین رخدادهای ادبی در عناوین این بخش خبری چیست؟ و کاربستِ تدابیر یاد شده چه اهداف و نتایجی با خود دارد؟» پاسخ دهد. مقاله در محور نخست، مفاهیمِ «خبر»، «عنوان خبر»، «بخش خبری بیست و سی» و ساختار آن را روشن می سازد و در محور دوم، در دو قسمت، به تشریح پاسخ پژوهش می پردازد؛ ابتدا بنا بر اهمیتِ «جمله» در عناوین مورد بحث، نکاتِ بلاغیِ مرتبط با «جمله» را برمی شمارد و در قسمت دوم با تکیه بر علوم «بدیع و بیان»، «ظرافت های ادبیِ» موجود در عناوین و کارکردهایشان را به عنوان گوشه ای از رخدادهای ادبی ارائه می دهد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی – توصیفی و با استخراج بیش از 800 عنوان خبر، طیِ شست و پنج نوبتِ خبری (به صورت متناوب) از ابتدای آبان 1392 تا پایان آبان 1396 شکل گرفته است.
۱۳۵۸۸۹.

رابطه زیبایی شناسی تصویر با آگاهی زیست محیطی از منظر نظریه پردازان اکوسینما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۱۵
از ابتدای هزاره سوم که «اکوسینما» به عنوان یک گرایش مطالعاتی سینمایی مطرح شد تا به امروز دامنه ی گسترده ای از مباحث مربوط به رابطه ی بین سینما و محیط زیست از تاثیرات سینما به عنوان صنعت بر محیط زیست تا تاثیرات اجتماعی و ادراکی سینما بر آگاهی زیست-محیطی مخاطبان را درون خویش جای داده است. در همین راستا، هدف مقاله حاضر، بررسی رابطه زیبایی شناسی تصویر سینمایی با آگاهی زیست محیطی است. مقاله با رویکردی توصیفی- تحلیلی و انتقادی به بررسی دیدگاه های مکتوب صاحب نظران این حوزه می پردازد. نتایج مقاله نشان می دهد در حالیکه گروهی از منتقدین با تاکید بر قابلیت عامه فهمی سینمای تجاری، بارگذاری صریح پیام زیست محیطی مطابق با الگوهای رایج فیلم سازی را در افزایش آگاهی زیست محیطی توصیه می کنند، عده ای دیگر سینمای آوانگارد، تجربی و مستقل را محمل مناسبی برای پرداخت جدی به دغدغه های زیست محیطی می دانند. همچنین بررسی انتقادی آرای دو گروه نشان می دهد نبود مبانی نظری متقن در بررسی رابطه ی زیبایی شناسی و ادراک زیست محیطی یکی از مشکلاتی است که غالب نظریه ها با آن مواجه اند. به لحاظ روش شناسی نیز در بسیاری از تحلیل ها به آثار سینمایی به عنوان متون اصلی تحلیل توجه جدی نمی شود. به همین گونه جای خالی پژوهش های میدانی در تحلیل-هایی که بر رفتار و ادراک مخاطبان استوارند به چشم می خورد.
۱۳۵۸۹۰.

خوانشی روانکاوانه از روابط سلطه بین زنان و مردان در فیلم گذشته (1392) ساخته اصغر فرهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۳۳۱
گ ئ ورگ وی ل ه ل م ف ری دری ش هگل فیلسوف آلمانی(1831-1770 میلادی) در کتاب پدیدارشناسی روح، بخشی را به دیالکتیک خدایگان و بنده اختصاص داده و به روابط قدرت بین دو فرد در کوچک ترین واحد تجمع انسانی در تاریخ تطور روح مطلق پرداخته بود که در قرن بیستم میلادی بر شکل گیری اندیشه های ژک لکان که از پیروان جدید زیگموند فروید در روان کاوی در آن هنگام بود، تأثیر گذاشت؛ به نحوی که او مفهوم میل به موضع مورد شناسایی( ابژه) در نزد فاعل شناسایی(سوژه) را با مفاهیم خدایگان و بنده مورد نظر هگل ترکیب کرد. بر این اساس، دیالکتیک قدرت در هر رابطه دو طرفه ای از جمله رابطه میان زن و مرد برقرار است. این پژوهش به طریق تفسیری -تحلیلی، روابط دیالکتیکی میان زوج های زن و مرد در فیلم گذشته(1392) ساخته اصغر فرهادی را به عنوان نمونه ای مطالعاتی از افراد طبقه متوسط جامعه ای چند ملیتی بررسی کرده است. جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای و مشاهده فیلم بوده و اطلاعات با رویکرد روان کاوانه تحلیل شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که وضعیت قرارگیری شخصیت های زن و مرد در دو جایگاه خدایگانی یا بندگی در فیلم گذشته به جایگاه اجتماعی افراد وابسته است و پدیده مهاجرت بر جایگاه آنان در این دیالکتیک تأثیر به سزایی دارد.
۱۳۵۸۹۱.

بررسی ساختار و گونه روایی داستان بعثت پیامبر (ص) در ادبیات و نگارگری بر اساس نظریه ژپ لینت ولت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۲۷۰
ولت، روایت را ابزار مشترک بیان در گونه های مختلف ادبی و هنری؛ دربرگیرنده سه موقعیت: راوی، کنشگر و مخاطب می داند. به زعم او، از تقابل میان راوی و کنشگر، دو گونه روایت همسان و غیرهمسان با زیرمجموعه ها و الگوهای روایتی ویژه ای شکل می گیرد. تاکنون این نظریه تنها در آثار ادبی بررسی شده، پس مقاله حاضر، گونه های روایی و طرح ساختاری نظریه ولت را هم زمان در اشعار و نگاره های داستان بعثت پیامبر مدنظر قرار می دهد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، نحوه گردآوری مطالب کتابخانه ای است و اشعار عطار، ژولیده، ریلکه و نگاره های جامع التواریخ ، مجمع التواریخ و سیره النبی ، انتخاب شد. فرضیه پژوهش تاییدی بر گفته ولت است که روایت را مختص متون ادبی ندانسته، بلکه تحلیل هنرهای گوناگون چون نگارگری را امکان پذیر می سازد. نتیجه آنکه، شعر ندای محمد، ریلکه، از نوع روایت ناهمسان، با گونه متن نگار و زاویه دید صفر است. در اشعار عطار و ژولیده نیشابوری، زاویه دید صفر و ابیات ابتدا از نوع ناهمسان و متن نگار است که در ادامه به روایت همسان کنشگر تغییر می کند. تمامی تصاویر از نوع ناهمسان، گونه روایتی از نوع کنشگر با زاویه دید بیرونی است. 
۱۳۵۸۹۲.

خوانش بینامتنی آثار فیگوراتیو منصور قندریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۲۹۸
بنا بر تعریف بینامتنیت، هر متن با بازآفرینی معانی گذشته، صورت متحول شده متون پیش از خود است. رولان بارت با طرح بینامتنیت خوانشی و توجه به مخاطب، گستره نوینی را به روی تاویل معنا و خوانش چندباره آثار هنری و ادبی گشود. در این نوشتار سه اثر از مجموعه آثار فیگوراتیو منصور قندریز، به روش توصیفی- تحلیلی، توسط نویسنده و جامعه آماری منتخب وی، مورد خوانش بینامتنی قرار گرفته است. هدف اصلی در این پژوهش، اول: امکان کاربرد روش بینامتنی در خوانش آثاری بدون امکانات ارجاعی مختلف (نوشتار، رنگ و...) و دوم: شناخت میزان و چگونگی بهره-برداری از روابط بینامتنی (همچون ارجاع صریح به متن های دیگر) توسط مخاطبینی با جامعه آماری متفاوت است. بنا بر نتیجه الف) با وجود آنکه این آثار، از وجوه شاخص خوانش آثار تجسمی به روش بینامتنی، همچون کلاژ و نوشتار و گاه رنگ و بافت بهره نبرده اند، اما به دلیل وجود فضای سورالیستی حاکم بر تصویر، خوانش های متفاوتی را پذیرا هستند. ب) بسیاری از مخاطبین، با خوانشی ترکیبی، بطور همزمان از انواع شیوه متنی، بینامتنی و بافتاری بهره برده اند ج) تحلیل خوانش ها مشخص نمود که ارتباط نزدیکی میان شناخت و پیش متن های ذهنی هر فرد با خوانش بینامتنی وی وجود دارد.
۱۳۵۸۹۳.

مطالعه پیکرک های زنانه عصر مفرغ شوش از منظر ریخت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۲۰
تولیدات کاربردی و هنری ایران در عصر مفرغ توسعه پیدا کرده بود. شوش نیز در این دوره از تحول و توسعه چشمگیری برخوردار شده بود. شیوه تندیس گری در شوش از حدود نیمه ی دوم هزاره سوم ق.م شروع شد. پیکرک تراشی شوش شامل پیکرک های حیوانی و انسانی است. تعداد پیکرک های زنان نسبت به مردان بیشتر است. تندیسک های زنانه در اوایل عصر مفرغ متأثر از دوره متأخر(مس و سنگ) بوده و از حالت انتزاعی به سوی واقع گرایی تحول پیدا نموده اند. ساخت پیکرک های زنانه به عنوان نمادهای تولیدمثل، مادرانه و پیشکش دارای کاربرد و تنوع ظاهری بیشتری بوده است. هدف از این پژوهش پاسخ دادن به پرسش مطرح شده می-باشد: سیر تحول پیکرک های زنانه در شوش از منظر ریخت شناسی چگونه بوده است؟ پیکرک ها در ابتدا به صورت ابتدایی و بدوی ساخته شده اند و به لحاظ باورها و اعتقادات، اغراق هایی در برجسته سازی نمادها و نشانه های زنانه پیکرک های برهنه انجام شده است. تندیسک های پوشیده ای نیز وجود دارند که با دقت در جزییات اجزای بدن، صورت، آرایش مو، جواهرات و لباس های منقوش همراه با اصول و شناخت اندام انسانی به حالتی واقعگرایانه ساخته شده اند. این موضوع به اهمیت جایگاه زن در تمدن شوش عصر مفرغ اشاره دارد. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای انجام شده است.
۱۳۵۸۹۴.

ارزیابی عملکرد حرارتی بافت های شهری در اقلیم شهر تهران: آموزه هایی برای طراحی شهری حساس به شرایط خُرد اقلیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۴ تعداد دانلود : ۳۵۵
آسایش حرارتی در فضاهای شهری به دلیل نقش چشمگیر آن در کیفیت این فضاها از اهمیت به سزایی برخوردار است. بنابراین، ضروری است طراحی فرم فضاهای شهری با در نظر گرفتن اصول آسایش حرارتی صورت گیرد. پژوهش حاضر به کمک شاخص های آسایش حرارتی، چارچوبی برای سنجش جامع اثرات فرم شهری بر عملکرد حرارتی (آسایش و استرس حرارتی) در فصول گرم سال ارائه. همچنین، فرایند تدوین الگوی فضایی-زمانی آسایش حرارتی به مثابه ابزاری برای سنجش سناریوهای طراحی بافت های مسکونی در راستای کاهش جزایر حرارتی معرفی می شود. در تحقیق حاضر، مؤلفه های فرم بافت شهری از قبیل نسبت فضای باز و نیز مؤلفه های مربوط به پروفایل معابر، از قبیل ارتفاع ساختمان ها، جهت و درجه محصوریت در نمونه های منتخب شهر تهران بررسی گردیده است. ارزیابی نقش این دو دسته مؤلفه در عملکرد آسایش حرارتی سبب می شود تا نقش توأمان مؤلفه های فرم ساختمان ها و معابر در بافت های شهری باهمدیگر دیده شود. بر این اساس، عملکرد هر یک از گونه بافت های شهری در تأمین آسایش حرارتی و نیز ایجاد استرس حرارتی تعیین و تحلیل می گردد. چنین تحلیل های فضایی-زمانی در محیط شهری، طراح را قادر به ارزیابی طرح خود کرده و راهکارهایی برای بهبود وضعیت موجود ارائه دهد تا کیفیت فضاهای شهری در اقلیم های گرم ارتقا یابد.
۱۳۵۸۹۵.

واکاوی آبراهه ها و نظام زهکشی آب در تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
”پارسه“ یا تخت جمشید مهمترین اثر هخامنشیان بین 510 تا 330 ق.م. است که همچون مجموعه ای حکومتی-اداری و آیینی بر روی صفه ای عظیم بنا شده است. نظام زهکشی ساختمان ها و روان آب های تخت جمشید از دامنه ی کوه رحمت تا دشت مرودشت به شکل شبکه ی پیچیده ای از آبراهه ها منحصر به فرد است و بدست اشمیت (1342)، تجویدی (1355)، عسکری (1383-85) و اسدی (1395) کاوش شده است. این پژوهش با هدف شناخت نظام کالبدی-کارکردی زهکشی در تخت جمشید، به تک نگاری شبکه ی آبراهه ها پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که مجراها دارای کارکردهای مختلف انتقال آب بام از ناودانی درجاساخت، روان آب سطح زمین، شاخه های اتصال فرعی، و آبراهه های سراسری اصلی به شکل روباز، سربسته با یا بدون هواکش هستند. ساختار آن ها با سنگ یکپارچه زبره تراش یا پاکتراش یا تخته سنگچین است. اختلاف ارتفاع کف ابتدا و انتهای بلندترین آبراه حدود 7- متر و شیب متوسط مجراها 2% الی 4%  است اما شیب برخی به 30% هم می رسد تا جریان آب پیوسته در شبکه ی آبراهه ها با اختلاف ارتفاع مختلف باایجاد شکست در مسیر حفظ شود. مورفولوژی آبراهه ها به ویژه دو شاخه ی اصلی شرقی-غربی و شاخه ی شمالی-جنوبی، طرح ریزی یکپارچه ی کاخ های ادوار مختلف (مطابق نظر ارنست هرتسفلد) را نشان می دهد اما بر تغییرات موضعی (همانند نظر اریک اشمیت) تأکید دارد.  
۱۳۵۸۹۶.

نقش ضوابط در تحولات مسکن تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۳۷۴
سیر تاریخی مسکن نشان دهنده تغییرات گستره ای در این حوزه است که این سوال را به ذهن می آورد که چه عواملی مسکن را دگرگون کرده اند. گرچه مطالعات بسیاری برای پاسخ به این پرسش انجام گرفته، اما جای پرداختن به نقش ضوابط در این تحولات خالی است. این پژوهش با هدف ریشه یابی چگونگی تغییر مفاهیم مسکن به بررسی تحوّلات روی داده در سیر تاریخی و عوامل محرک آن پرداخته و بر این است تا علت تغییر سازمان فضایی خانه های سنتی و تبدیل آن به سازمان فضایی مسکن امروز تهران را شناسایی کرده، نقش ضوابط در این تحولات را روشن سازد. بنابراین با بهره گیری از روش تحلیل محتوا به مرور سیر تحوّلات مسکن تهران در دو مقیاس شهری و معماری و حوزه های توده-فضا و همچنین سازمان فضایی پرداخت و با روش استدلال منطقی علل تحول را واکاوی نمود. در یافته های این پژوهش مسکن الگو-محور و ضابطه-محور به عنوان نماینده تفاوت در مواجهه با مسکن معرفی شدند و نشان داده شد که وضع ضوابط نقش کلیدی در تغییرات مسکن داشته است. نتایج نشان می دهد از آنجا که ضوابط مبنای شکل گیری مبتنی بر فرهنگ ندارند، تسلط آنها بر تحول سازمان فضایی، جهت دهنده شیوه زندگی و فعالیت ها است و از طرف دیگر مبانی نظری معماری را تحت تأثیر قرار می دهد.
۱۳۵۸۹۷.

ﺗﺤﻠﯿﻞ راﻫﺒﺮدی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺮدﺷﮕﺮی روﺳﺘﺎﯾﯽ در ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۲۵۸
ﮔﺮدﺷﮕﺮی و اﻗﺘﺼﺎد ﮔﺮدﺷﮕﺮی در ﺣﺎل ﺣﺎﺿﺮ، در ﺣﺎل ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪن ﺑﻪ ﯾﮑ ﯽ از ارﮐ ﺎن اﺻ ﻠﯽ اﻗﺘﺼ ﺎد ﺗﺠ ﺎری ﺟﻬ ﺎن اﺳ ﺖ و ﺑﺴﯿﺎری از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰان و ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬاران ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﯿﺰ از ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺮدﺷﮕﺮی ﺑﻪ ﻋﻨﻮان رﮐﻦ اﺻﻠﯽ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﯾﺪار ﯾﺎد ﻣﯽﮐﻨﻨ ﺪ . در اﯾ ﻦ راﺳﺘﺎ، ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺮدﺷﮕﺮی روﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ راﻫﺒﺮد ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی اﺻﻮﻟﯽ و ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﺰﯾ ﺖ ﻫ ﺎ و ﻣﺤ ﺪودﯾﺖﻫ ﺎی ﮔﺮدﺷﮕﺮی روﺳﺘﺎﯾﯽ، ﻧﻘﺶ ﻣﻮﺛﺮی در ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺗﻨﻮع ﺑﺨﺸﯽ ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻨﻄﻘﻪای ﺑﺮﻋﻬﺪه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﺪف از اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﺤﻠﯿ ﻞ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺮدﺷﮕﺮی و اراﺋﻪ راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ در ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدی اﯾﺮان اﺳﺖ. ﺑﺎ آﮔﺎﻫﯽ از ﺷﺮاﯾﻂ ﺻ ﻨﻌﺖ ﮔﺮدﺷ ﮕﺮی در اﯾﺮان ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺗﺤﻮﻻت و ﺗﻮﺳﻌﻪ اﯾﻦ ﺻﻨﻌﺖ در ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدی ﮐﺸﻮر ﭘﯽ ﺑﺮد. ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس، ﺳﻌﯽ ﺷ ﺪه ﺑﺎﺗﻮﺟ ﻪ ﺑ ﻪ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖﻫﺎی ﺑﺎﻟﻘﻮه درزﻣﯿﻨﻪ ﮔﺮدﺷﮕﺮی در اﯾﺮان، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آﻣﺎر ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و اﺑﺰارﻫﺎﯾﯽ ﻫﻤﭽﻮن ﻣﺎﺗﺮﯾﺲ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻋﻮاﻣﻞ داﺧﻠﯽ و و ﻣﺎﺗﺮﯾﺲ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ ﮐﻤﯽ، ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺮدﺷﮕﺮی روﺳﺘﺎﯾﯽ در اﯾ ﺮان را ﻣ ﻮرد ﺑﺮرﺳ ﯽ ﻗ ﺮار SWOTﺧﺎرﺟﯽ، ﻣﺎﺗﺮﯾﺲ داده و ﺟﻬﺖ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ آن راﻫﮑﺎرﻫﺎی ﻣﻨﺎﺳﺐ اراﺋﻪ ﺷﻮد .ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺻ ﻨﻌﺖ ﮔﺮدﺷ ﮕﺮی ، اﯾﻦ ﺻﻨﻌﺖ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺗﻬﺎﺟﻤﯽ ﺿﻌﯿﻒ ﻗﺮاردارد. از اﯾ ﻦ رو، ﻣﻤﮑ ﻦ اﺳ ﺖ در آﯾﻨ ﺪه ﺑ ﻪ ﺳ ﻤﺖ SPACE روﺳﺘﺎﯾﯽ در ﻣﺎﺗﺮﯾﺲ اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﻣﺤﺎﻓﻈﻪﮐﺎراﻧﻪ ﻧﯿﺰ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﺪ.
۱۳۵۸۹۸.

برنامه ریزی توسعه گردشگری شهری اصفهان با تاکید بر بازآفرینی فرهنگ مبنا، مطالعه موردی: منطقه 3 شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۲۵۲
در بازآفرینی فرهنگ مبنا، عامل فرهنگ به عنوان یک راهبرد توسعه ای بسیار مهم در مقیاس محلی و جهانی مطرح است. کارشناسان اذعان دارند مسئولین شهرها بر نقش تأثیرگذار فرهنگ به عنوان محرک و سیاست مداخله ای بر بازآفرینی شهری و گسترش توسعه گردشگری شهری تأکید می نماید. ارتباط زیادی بین فرهنگ و توسعه گردشگری شهری وجود دارد.این پژوهش با رویکرد پیمایشی به برنامه ریزی توسعه گردشگری شهری منطقه 3 اصفهان با تاکید بر بازآفرینی فرهنگ مبنا پرداخته است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه و حجم نمونه پژوهش 384 نفر بوده است. نتایج نشان داد عناصر تاریخی منطقه 3 شهر اصفهان به لحاظ کالبد، عملکرد، ارزش معماری نقش زیادی در توسعه گردشگری شهری منطقه دارند. آداب و رسوم، فرهنگ مهمان نوازی و رفتاری مردم در جذب گردشگری شهری نقش زیادی دارد. همچنین نتایج نشان داد از جمله برنامه ها و فعالیت هایی که باید در برنامه ریزی توسعه گردشگری شهری منطقه 3 اصفهان مدنظر مسئولان و مدیران شهری قرار گیرد ساماندهی، مرمت و حفاظت عناصر تاریخی شامل حمام های تاریخی، مساجد و ... باید باشند. در این بین باید به احیای هویت فرهنگی و ایجاد حس تعلق مکانی در بافت های تاریخی منطقه نیز توجه نمود. بررسی میانگین مولفه های تاثیرگذار بر توسعه گردشگری شهری منطقه 3 اصفهان نشان داد مراکز تفریحی تعریف شده در شهر، کاخ هشت بهشت، عناصر طبیعی موجود در منطقه3، مجموعه نقش جهان با کاربری های اطراف و عناصر تاریخی موجود در منطقه 3 شهر اصفهان بیشترین تاثیر را در توسعه گردشگری شهری منطقه 3 شهر اصفهان دارند.
۱۳۵۸۹۹.

بررسی نقش نهادهای مدیریت سرزمینی در تاب آوری ناحیه ای با تأکید بر مخاطرات ناشی از نوسانات آب و هوایی (محدوده مورد مطالعه: بناب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۷۶
  این پژوهش در راستای تبیین نقش مدیریت شهری در ارتقاء میزان تاب آوری مکان(در مقیاس ناحیه ای) در برابر مخاطرات ناشی از تغییرات آب و هوایی انجام گرفته است. راهبرد حاکم بر پژوهش استقرایی بوده و نوع آن، توصیفی-تحلیلی است. متغیر ظرفیت عملکرد های نهادهای مربوط به مدیریت فضای جغرافیایی(شامل نهادهای ذی مدخل در مدیریت شهر و روستاهای پیرامون شهر بناب) به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شد. بر اساس دیدگاه نظری و چهارچوب هیوگو(2005-2015)، در«سیزده بعد» مورد بررسی قرار گرفت. کاهش مخاطرات ناشی از نوسانات اقلیمی به منظور افزایش میزان تاب آوری ناحیه ای نیز در «شش بعد» مورد سنجش و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش، کلیه خبرگان استانی و شهرستانی دخیل در مدیریت فضای ناحیه ای بناب(شهری-روستایی) بودند که به شیوه کل شماری مورد پرسش قرار گرفتند. از آزمون آماری k.s به منظور بررسی میزان برازش نمونه های آماری، و از آزمون تی تک نمونه ای(T-test) به منظور سنجش مطلوبیت اصول مرتبط با چهارچوب هیوگو استفاده شد. همچنین برای سنجش میزان تأثیرگذاری متغیر مستقل (و ابعاد مختلف آن) بر متغیر وابسته، از معادلات ساختاری، تحلیل عاملی و تحلیل مسیر استفاده گردید. یافته ها نشان داد که از بین معیارهای سیزده گانه مربوط به مدیریت شهری-روستایی جهت تاب آوری فضای ناحیه ای در بناب، «قابلیت دسترسی به اطلاعات مربوط به بلایا در تمامی سطوح برای ذینفعان»؛ «وجود سیستم های هشدار سریع در رابطه با کاهش خطرپذیری»؛ «برقرار نمودن برنامه های آمادگی در برابر بلایا و برنامه های احتیاطی در تمامی سطوح اداری» از نظر مدیران مرتبط با مدیریت فضاهای شهری-روستایی دارای بیشترین تأثیرگذاری در راستای مقابله با مخاطرات ناشی از تغییرات آب و هوایی منطقه و تاب آور نمودن منطقه دارد. خروجی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر در خصوص بررسی میزان اثرات مستقیم و غیرمستقیم «ابعاد مختلف مربوط به تغییرات آب وهوایی» بر «مدیریت تاب آوری شهری–منطقه ای» نشان داد که ارزش کمی شاخص های GFI و AGFI به ترتیب برابر 91/0 و 90/0 می باشد؛ لذا مدل ارائه شده، از برازش مناسبی برخوردار است. در نهایت، یافته ها نشان داد که مخاطرات ناشی از عوامل شش گانه ی اقلیمی، با ضریب تأثیر کل 76/0، بر مدیریت تاب آوری شهری-منطقه ای شهرستان بناب تأثیر می گذارد.  
۱۳۵۹۰۰.

تحلیل فضایی پایداری شاخص های کمی مسکن در نواحی شهری با استفاده از مدل تودیم (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۳۸
  در جهانی که به سرعت در حال شهری شدن و تغییر است، تهیه مسکن سالم و قابل استطاعت به عنوان اولویتی کلیدی برای تمام حکومت ها مطرح است. درهرحال، برای توجه مؤثرتر و بیشتر بر مسائل جدی مرتبط با جلوگیری ناپایداری مسکن نیازمند درک و تعبیر جدیدی است. امروزه مفهوم مسکن صرفاً به عنوان یک سرپناه نیست، بلکه نقش حیاتی در دست یابی به توسعه پایدار دارد. دسترسی به مسکن پایدار در اغلب کشورهای درحال توسعه به واسطه مشکلات فراوان مالی، مدیریتی و ظرفیتی به دلیل رشد شتابان شهرنشینی با مسائل بسیاری همراه است؛ به گونه ای که باعث شکل گیری مساکنی باکیفیت و تراکم پایین، گسترش زاغه ها و جدایی گزینی شهری شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به تحلیل شاخص های کمی مسکن با رویکرد پایداری در نواحی شهری زنجان می پردازد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و با به کارگیری تکنیک تودیم در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی به تحلیل پایداری شاخص های کمی مسکن در نواحی شهری پرداخته است. اطلاعات موردنیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای از قبیل بلوک آماری مسکن 1390، اسناد و مدارک گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که مساکن واقع در نواحی شهری زنجان از لحاظ اصول مسکن پایدار با مشکلاتی چون افزایش تراکم نفر در اتاق، تراکم خانوار در واحد مسکونی و عدم امنیت سکونتی، تراکم اتاق در واحدهای مسکونی مواجه است این ناپایداری شاخص های مسکن بر اساس نتایج حاصل تکنیک تودیم در نواحی 1-3(محله اسلام آباد، سعدیه)، 1-2(محلات درمانگاه، شهدا، فاطمیه)،2-5(محلات بیسیم، ترانس، بنیاد) از وضعیت ناپایداری بیشتری برخوردارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان