The purpose of this study is to conduct comparative review of Iran and Turkey’s cultural diplomacy in Iraq after the US invasion and the fall of Saddam Hussein's regime. Iran and Turkey, as two influential powers in the developments of the Middle East, are trying to advance their cultural diplomacy in Iraq according to the nature of their government, goals, and aspirations. The main question of the research is, “On what approach are the effectiveness factors of Iranian and Turkish cultural diplomacy in Iraq between 2003 and 2020 based?” The hypothesis is that Iranian cultural diplomacy in Iraq after 2003 has been following Shi’ism, the axis of resistance, and Iranianism as the cornerstones of its approach, as opposed to Turkish cultural diplomacy that is based on Turkish nationalism and neo-Ottomanism. Accordingly, each of these governments is trying to exert influence in Iraq using soft power and cultural diplomacy. In doing this, Iran and Turkey have different conditions, opportunities, threats, and tools to advance their cultural diplomacy. The research findings indicate that Iran is in a better position than Turkey in terms of conditions, opportunities and tools but the focus on Shiism and the issue of resistance in Iraq has led to little attention paid to other features of cultural diplomacy. In contrast, Turkey, with its benefit-oriented and opportunistic approach, has been able to make the most of tools such as Kurdish language and literature, media diplomacy, tourism development, scientific and educational topics, etc. through careful planning and has gained more influence in Iraq. The method of data analysis is descriptive-analytical and the data collection was carried out via library research.
Southwest Asia, despite its geographical, historical, cultural, and economic contexts, is extremely weak in terms of degree of convergence, and a series of border, political, security, and religious differences have led to critical conditions and suspicion of governments. has brought. Existing economic necessities, especially for countries with closed lands far from the high seas and effective international transportation networks. The aim of this study is to transform the convergence in West Asia and Southwest Asia and Iran's position in it. Southwest Asia is very important from both the land and sea dimensions of the Road Belt Initiative, but since the maritime dimension of this strategy covers a large part of the countries in the region, Southwest Asia has become a region that can play a maritime role. Play a leading role in achieving China's foreign policy goals. There are many reasons for Southwest Asia's pivotal position in China's maritime strategy, which is the most important source of energy for China's economy, as China is heavily dependent on energy imports for economic stability and continued production. Iran played a key role in the ancient Silk Road. From a geopolitical, economic and cultural point of view, Iran is an important country in the road belt initiative.
فرهنگ، شکلی از فعالیت بسیار مشارکتی است که در آن مردم جوامع و هویت خود را می سازند. فرهنگ به افراد شکل می دهد و باعث پرورش ظرفیت های آنها برای گفتار، عمل و خلاقیت می شود. فرهنگ رسانه ای نیز در این فرآیندها دخیل است و از آنجا که افراد زمان زیادی از رسانه استفاده می کنند تاثیرات قابل توجهی را بر دیدگاه ها و هویت مردم می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی نقش مدیریت رسانه های اجتماعی در گسترش فرهنگ رسانه انجام شده است. پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه ای انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان داد که ظهور رسانه های اجتماعی بستر مناسبی برای تداخل و ادغام فرهنگ ها و تغییر ارزش ها در جوامع مختلف شده که این امر باعث بوجود آمدن فرهنگ رسانه شده است. فرهنگ رسانه اکنون شکل غالب فرهنگی است که امروزه باعث باز تولید شخصیت اجتماعی و تغییر هویت می شود. رسانه های اجتماعی با اشتراک گذاری ایده ها و اطلاعات را از طریق شبکه های مجازی و افزایش تعاملات افراد با فرهنگ های مختلف باعث تغییر باورها و گسترش اشتراکات فرهنگی جوامع مختلف و یا ادیان و اقوام مختلف گردیده است.
Historical analyzes show the fact that in the process of the constitutional liberation and justice movement, a fundamental and key role has been played by the militant scholars. In such a way that they, with their spiritual and spiritual influence, were able to create an uprising against the authoritarian rulers, which later led to fundamental changes and the Islamic awakening in the structure of the political and social system; In the meantime, the ideas of Sheikh Fazlullah Nouri and Allameh Naeini have had an impact on the Islamic Awakening, and this effect has taken place in the constitutional movement in the form of systematizing constitutionalism alongside the Justice House (Edalat Khaneh) movement. This historical course, especially from the last century until today and from today to the horizon of the new Islamic civilization, shows the evolutionary and transcendent course in the movement of Islamic awakening. This article, with the concepts of Islamic awakening, on the one hand, witnesses the elitist ideology and the bipolar theory of government by Sheikh Fazlullah Nouri to fulfill the rules of Sharia; On the other hand, Allama Naini for the first time combined the right of popular sovereignty with the rule of the jurists in the context of religion.
The aim of this study was to investigate the status of cognitive components of media literacy in the optimal use of social media in adolescents in Tehran. The study method is a survey and the statistical sample is 425 adolescents in Tehran in the eleventh and twelfth grades. Our statistical sample was selected as a cluster and randomly from schools in five areas of Tehran (north, south, west, east, and center), and the data using they were designed from a questionnaire and analyzed using SPSS and AMOS software. Findings showed that according to the level of significance and statistical value of t, media cognition on technological cognition and epistemological cognition, content production has a positive and significant effect on cognitive and technological cognition and media cognition, as well as epistemological cognition on technological cognition. Friedman found that technological knowledge has the highest and media knowledge has the lowest in terms of the desired situation.
یکی از اسلوب های قرآن کریم «معطوف علیه: لام تعلیل+فعل مضارع (مصدر موؤل مجرور به لام و متعلق به فعل موجود یا مقدر در آیه)؛ واو+ معطوف: لام تعلیل+ فعل مضارع (مصدر موؤل مجرور متعلق به فعل معطوف علیه)» است. در این اسلوب معطوف علیه و معطوف با توجه به این که لام تعلیل بر سر آنها آمده علت برای فعل متعلق خود در آیه می باشند. گاهی در این اسلوب معطوف علیه ذکر و گاهی حذف می شود؛ از آنجا که خداوند حکیم است، حذف معطوف علیه در این اسلوب حکمتی دارد. مقاله پیش رو با روش تحلیلی-توصیفی به بررسی این حکمت و تاثیر آن در ترجمه این آیات پرداخته که یافته ها و نتایج آن بدین شرح است: حکمت عدم ذکر معطوف علیه وجود اسراری است که در مقام تخاطب نمی گنجیده، از این رو خدای متعال برای رعایت حال عموم مخاطبین، معطوف علیه را حذف نموده، نگارنده حکمت حذف موضوعات این آیات را تحلیل نموده، از جمله این که موضوعات آیات در مقام بیان علل احکام تکوینی و تشریعی و یا جبر و اختیار است که برای عموم مردم قابل درک نیست. از این رو خدای متعال برای رعایت مقام تخاطب عموم افراد معطوف علیه را حذف نموده است. ترکیب این آیات این گونه است: واو عاطفه، لام تعلیل+ فعل مضارع موؤل(جار و مجرور) عطف بر معطوف علیه مقدر(جار و مجرور) که متعلق به فعل مذکور یا مقدر در آیه است. این نحوه ترکیب، در ترجمه آیات مخاطب را آگاه می کند که معطوف مذکور در آیه تعلیل نهایی برای فعل متعلق لام تعلیل نیست و غایات والای علاوه بر آن در آیه وجود دارد که حذف شده است.
این مطالعه با تمرکز بر ترجمه های گروهی از دانشجویانِ رشته مترجمی زبان عربی، به تحلیل خطاهای پُربسامدِ ایشان در ترجمه احادیث و روایات پرداخته و کوشیده خطاهای ایشان را دسته بندی کرده، دلایل وقوع هر نوع خطا را شناسایی نماید و نحوه اصلاحشان را روشن سازد. روش مطالعه، تحلیلی- توصیفی و برمبنای الگویی است که کریستین نورد برای طبقه بندیِ خطاهای ترجمه ارائه کرده و ضمن آن خطاهای مترجمانِ نوآموز را در چهار نوع خطای «منظورشناختی، فرهنگی، زبان شناختی و مختصّ نوع متن» دسته بندی کرده است. بر مبنای این الگو خطاهای ترجمه آموزان در این مطالعه به ترتیب بسامدِ وقوع عبارت اند از: منظورشناختی (98.3 %)، مختصّ نوع متن (94.3 %)، زبان شناختی (72.5 %) و فرهنگی (55 %). به همین ترتیب، دلیل خطاهای ایشان در هر نوع، ضعف در این محورهاست: «بازسازیِ روابط منطقی میان جمله ها در ترجمه»، «انتقال معنای عناصر مختصّ به گفتمان روایات و احادیث»، «فهم ساخت زبانیِ جمله ها و انتقال معنای دقیق آن ها» و «انتقال دلالت های تعابیر فرهنگی و عناصر فرهنگ محور». اصلاح این خطاها در تدریس، منوط به استفاده از مجموعه ای نظام مند از روایات و احادیث است که براساس انواع خطاها دسته بندی شده باشند تا بتوان در هر دسته با تمرین نمونه های متنوع، مهارت ترجمه آموزان را در حل چالش های ترجمه این متون به طور منظم ارتقاء داد.
بر مبنای یافته های اخیر علوم شناختی، ذهن انسان با بهره گیری از تجربه های حسی روزمره به بازنمایی مفاهیم انتزاعی بر پایه مفاهیم عینی می پردازد. در قرآن کریم نیز شواهد فراوانی از این نحوه مفهوم سازی مشاهده می شود. در پژوهش حاضر، دو آیه از آیات قرآنی که به زوایای پر اهمیت در مفهوم سازی های استعاری درباره زنان پرداخته، در ترجمه های انگلیسی خانم ها بختیار و صفار زاده و ترجمه های فارسی دهه اخیر مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. این استعاره ها در بستر گسترده ای از انگاره های فرهنگی شکل گرفته اند و متأثر از تجربه های رایج دوران نزول قرآن هستند. مفاهیمی نظیر «لباس» و «کشتزار»، از جمله حوزه های مبدئی هستند که قرآن برای مفهوم سازی نحوه تعامل زنان و مردان از آن ها بهره گرفته است. در گام نخست نام نگاشت های تسهیل گر در درک این دو مفهوم استعاری و تناظرهای میان قلمرو معنایی مبدأ و مقصد در آنها مشخص می شوند. این بررسی درجه بالایی از نظام مندی در استعاره های زبانی مربوط به زنان را نشان می دهد و در ساختاری کل نگر، یک مدل شناختی مطلوب در فرهنگ قرآنی را بازنمایی می کند. در ادامه ضمن دسته بندی ترجمه ها بر اساس روش های مختلف و با توجه به عناصر مفهومی حوزه های مبدأ (لباس و حرث)، به مقایسه معادل یابی مترجمان پرداخته می شود. بر اساس مبانی نظری پژوهش، ارائه ترجمه موفق در گرو انتخاب معادلی است که بیشترین قلمرو معنایی حوزه مبدأ را پوشش دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد از میان 24 ترجمه انتخابی، معادل یابی آقای ملکی برای هر دو استعاره مفهومی، بیش از همه به این معیار نزدیک شده است.
امروزه دیدگاه غالب از تمرکز بر روی صرفاً کاهش آسیب پذیری به افزایش تاب آوری در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. هدف از پژوهش حاضر تبیین شاخص های مکانی – فضایی تاب آوری شهری در مواجهه با سیلاب در شهر بابلسر می باشد. روش شناسی تحقیق کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون است و جامعه آماری در بخش کیفی و کمی را مدیران دارای سوابق دانشگاهی و اجرایی و کارشناسان شهری تشکیل داده اند. حجم نمونه در بخش کیفی با رسیدن به اشباع نظری (معادل 15 نفر) بوده و در بخش کمی حجم نمونه 30 نفر از کارشناسان و متخصصان در شهر بابلسر که در زمینه سیلاب و مسائل مرتبط به شهر متخصص بوده اند را شامل شده است. پس از تبیین شاخص ها، با استفاده از آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS شاخص های حاصل اولویت بندی شده و با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، شهر بابلسر از لحاظ تاب آوری مکانی – فضایی مورد سنجش قرار گرفت. یافته های حاصل از بخش کیفی و مطالعات نظری نشان داد که معیارهای تاب آوری مکانی – فضایی شامل تنوع، ارتباط، افزونگی، استحکام و مدیریت بحران بوده است. نتایج حاصل از بخش کمی به لحاظ اولویت بندی شاخص ها نشان داده است که شاخص حرائم شهری در اولویت اول، شاخص مقاومت سیستم ساخت راه ها و پل ها در اولویت دوم واقع شده اند. همچنین نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه ای نشان داده است که تاب آوری مکانی – فضایی شهر بابلسر در مواجهه با سیلاب با میانگین 3.60 و ارزش t ، 3.09 در وضعیت مناسبی بوده که نشان از تاب آوری نسبتاً بالای شهر بابلسر در برابر سیلاب می باشد.
توسعه و گسترش شهرنشینی در قرن بیستم باعث شکل گیری سازمان های فضایی متفاوتی در الگوهای شهری و منطقه ای شده است. این پژوهش با بکارگیری روش جاذبه (اندازه گیری جریان ها و فاصله از مرکز) به تعیین محدوده منطقه شهری سمنان پرداخته است و هدف آن مشخص کردن مرز منطقه شهری سمنان براساس روابط عملکردی می باشد. از مرکز شهر سمنان حریمی به شعاع 20 و50 کیلومتر در GIS زده شده، شهر سمنان به عنوان شهر اصلی و شهرهای درجزین، سرخه، شهمیرزاد و مهدیشهر به عنوان شهرهای پیرامونی انتخاب گردیدند. در روش اندازه گیری جریان ها، میزان جمعیت جابه جا شده بین دو شهر و میزان کالای جابه جا شده محاسبه گردیده و نمره نهایی (iT) هر شهر محاسبه گردید. شهرهای سرخه و درجزین با همبستگی متوسط، مهدیشهر با همبستگی بالا و شهمیرزاد با همبستگی خیلی بالا با شهر سمنان می باشند. در روش فاصله از مرکز برای تعیین محدوده منطقه شهری سمنان فاصله مناسبی برای حداکثر مسافتی که شهر سمنان می-تواند با حفظ ماهیت شهر- منطقه ای خود بر نقاط شهری پیرامونی تاثیر گذار باشد (فاصله راحت ترین زمان برای رسیدن به شهر اصلی) مشخص و شهرهایی که حد مطلوبی از امتیاز را داشته باشند با استفاده از این روش در محدوده منطقه شهری قرار می گیرند. از هم پوشانی نقشه های حاصل از روش های اندازه گیری جریان ها و فاصله از مرکز در GIS، منطقه شهری سمنان، درجزین، سرخه، شهمیرزاد و مهدیشهر تعیین گردید. سطح تاب آوری کل در محدوده منطقه شهر سمنان برابر با 3/21 و پایین تر از میانگین 3/5 می باشد.لذا محدوده شهر-منطقه در این ابعاد از تاب آوری لازم برخوردار نمی باشد.
این مقاله با تاکید بر اندیشه رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) تلاش دارد تا چیستی، چرایی و چگونگی نفوذ و راهکارهای مقابله با آن را بررسی نماید ودر مقام پاسخ به این سؤال که، چیستی، چرایی و چگونگی نفوذ و راهکارهای مقابله با آن از منظر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) چیست؟ سخنان و بیانات ایشان را مورد توجه قرار داده است. نوع پژوهش کاربردی است و از روش تحلیل محتوا و نظریه پردازی داده بنیان استفاده و به منظور تحلیل گفتمان، از الگوی سه سطحی فرکلاف شامل؛ توصیف، تفسیر و تبیین استفاده گردید. در این راستا برای تعیین حجم نمونه، از روش نمونه گیری هدفمند به تعداد حداقل 32 نفراستفاده شده است. سنجش روایی پرسشنامه پژوهش با اعمال نظرات اصلاحی صاحبنظران احراز و پایایی به دست آمده با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ (93/0) بیانگر این است که پرسشنامه از اعتبار قابل قبولی برخوردار است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که نفوذ به عنوان یکی از مهم ترین توطئه های غرب به منظور استحاله نظام ج.ا.ا. به صورت طراحی شده و در قالب دو محور فردی و جریانی علیه نظام ج.ا.ا. به کار گرفته شده است. درنگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای استحکام درونی نظام، مراقبت آگاهانه مردم و مسئولان و حفظ وحدت و یکپارچگی از مهم ترین راهکارههای مقابله با این ترفند دشمن است.
Cet article se basant sur les apports psycholinguistiques a pour but d’améliorer la fluidité à l’oral des étudiants iraniens du niveau A2. Afin de réaliser cette recherche, trois dispositifs de collecte des données ont été mis en place : les tests après une recherche action, l’entretien avec les participants à l’étude et l’analyse de trois manuels de FLE à la disposition des étudiants. Ainsi, le logiciel SPSS et deux grilles d’analyse des entretiens et des manuels constituent les dispositifs d’analyse des données. Lors de cette étude, la fluidité orale des étudiants a été mesurée suivant 6 critères : pauses longues, fréquence des pauses vides, fréquence des pauses remplies, taux de production, pourcentage des séquences préfabriquées lexicales produites et débit de la parole. Les résultats montrent d’une part qu'un enseignement axé sur les séquences préfabriquées lexicales favorise la fluence verbale des étudiants par deux voies : le développant du débit de la parole, le taux de production et le pourcentage des séquences préfabriquées lexicales et la réduction de la fréquence des pauses vides et remplies. En outre, le développement du principe idiomatique et la présence constante du principe du libre choix dans les productions orales des étudiants ont été constatés. D'autre part, l'analyse des manuels révèle que, hormis quelques présentations non-systématiques, les unités phraséologiques n’y sont pas abordées.
Cette recherche a fait un tour d’horizon sur les emprunts français dans la langue persane dont le nombre est considérable. Leur insertion dans notre langue remonte à quelque deux siècles, mais avec le temps, grâce aux progrès de tout ordre à l’échelle internationale et aux relations socio-politiques et culturelles entre les deux pays, ils ne cessaient d’y entrer. Notre ambition dans cet article est de constater leur évolution sur les trois plans phonétique, sémantique et social afin de voir s’ils ont subi des changements dans ces domaines ou non. Cette étude est basée sur la méthode d’expérimentation présentée par Guidère dont l’approche générale est hypothético-déductive, et appuyée par des points de vue des linguistes tels Blank, Lev-Ari, etc. Le corpus est collecté, tout d’abord, en nous référant à nos connaissances empiriques dans le domaine lexicologique, puis nous avons consulté des dictionnaires comme Le Petit Robert et Le Robert Méthodique pour pouvoir vérifier la fiabilité de nos collectes. Selon les résultats de la recherche, nous avons remarqué le changement phonétique pour certains emprunts, la mutation sémantique pour certains d’autres et leur emploi général et spécialisé pour des couches variées de la société. L’Académie de la Langue Persane s’efforce de trouver des équivalents pour certains d’entre eux en recourant au néologisme, mais parfois malgré la richesse de cette langue, ils y restent tels quels.
Andrée Chedid, écrivaine francophone née en Égypte d’origine syro-libanaise, a créé des œuvres appartenant à divers genres littéraires, mais quasi entièrement marquée par les effets physiques et psychiques de la guerre. L’exploitation de la thématique de la guerre a été l’occasion pour Chedid d’aborder une réflexion profonde sur le sens de la vie et de la mort, pour lancer un appel universel à la paix et à la solidarité, tout en décrivant et en dénonçant la violence et la barbarie. Cette étude se propose d’analyser l’écriture de la guerre dans les textes chedidiens, selon la théorie des actes de langage, élaborée par John L. Austin, et développée par son disciple John R. Searle. Pour ce faire, l’on cherche d’abord à montrer par quels effets linguistiques et procédés narratifs Chedid écrit la guerre (acte locutoire). Ensuite, l’on se concentre sur les intentions et objectifs poursuivis par l’écrivaine (acte illocutoire). Et enfin, après avoir répondu aux questions de comment et pourquoi, l’on aborde celle de que, autrement dit, l’on s’interroge sur l’impact de ses écrits sur les lecteurs (acte perlocutoire). Les résultats de cette recherche montrent que les actes de communication entrepris par Chedid, à travers ses œuvres sur la guerre, lui permettent d’agir activement sur ses lecteurs, menant non seulement à les inspirer mais aussi et surtout à les faire prendre position contre l’intolérance et le fanatisme, causes de la plupart des conflits humains dans le monde.
هدف کلی تحقیق، تحلیل محتوای پرمخاطب ترین کانال های ورزشی ایرانی شبکه اجتماعی تلگرام بود.این پژوهشاز نظر استراتژی توصیفی، از نظر مسیر اجرا تحلیل محتوا واز منظر جمع آوری داده به شکل کتابخانه ای انجام شد.جامعه آماری سه کانال پرطرفدار ورزشی با معیار عضویت بیش از ۸۰ هزار دنبال کننده بود. کانال های سایت ورزش۳ با حدود ۷۳۰ هزار عضو، کانال برنامه نود با ۵۵۰ هزار عضو، کانال سایت ورزشی طرفداری با ۸۰ هزار نفر عضو به عنوان نمونه های پژوهش انتخاب شدند. برگه های کد گذاری و دستورالعمل کد گذاری قاسمی 1394 (پس از تایید روایی و عینیت مجدد) به عنوان ابزار تحقیق درنظر گرفته شد.نتایج نشان داد کانال تلگرام برنامه نود با ۱۶۱۶ خبر بیشترین توزیع اخبار را دارد. بیشترین فراوانی اخبار در روز شنبه با ۴۸۳ خبر و کمترین فراوانی مربوط به روز چهارشنبه با ۳۵۶ خبر است. همچنین ورزش حرفه ای با 3/85 درصد آمار، بیشترین فراوانی اخبار را در بین مولفه های مختلف در هر سه کانال دارا است. ورزش تربیتی با تنها یک مورد خبر در سه کانال کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده است. یکی از مهمترین یافته های تحقیق تحت الشعاع قرار گرفتن اغلب رشته های ورزشی زیر سایه رشته فوتبال بود چرا که رشته ورزشی فوتبال با 4/93 بیشترین فراوانی در پوشش اخبار رشته های مختلف را دارد.تفاوت معنادار نگاه جنسیتی نیز یافته دیگر این پژوهش بود. چرا که 2/98 درصد اخبار مربوط به ورزش مردان و تنها 3/0 درصد از اخبار مربوط به ورزش زنان است. 4/94 درصد مطالب از امکانات چند رسانه ای مثل عکس، فیلم و تصاویر متحرک بهره برده بودند.
ﻫﺪف پژوهش ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و اولویت بندی فرصت های کارآفرینی ورزشی در حوزه رسانه ها اﺳﺖ. روش پژوهش از نظر راهبرد، آﻣﯿﺨﺘﻪ (کیفی و کمّی)، با طرح اکتشافی-متوالی و هدف کاربردی-توسعه ای است. جامعه ی آماری در بخش کیفی: با نمونه گیری هدفمند به روش نظری، 17 تن از اساتید و پژوهشگران مدیریت ورزشی در حوزه رسانه ها و بخش کمّی: با نمونه گیری تصادفی طبقه ای از 384 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی گرایش های مختلف تربیت بدنی و علوم ورزشی مشارکت داشتند. ابزار پژوهش: مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری و اجماع و ﭘﺮﺳﺸﻨﺎمه محقق ساخته در مقیاس لیکرت 5 ارزشی جهت تعیین اﻫﻤﯿﺖ ﻫﺮ ﯾﮏ از فرصت های کارآفرینی در حوزه رسانه به روش پیمایشی نظرسنجی شد. روایی صوری ابزار توسط اعضای گروه پژوهش تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی به ترتیب: 70/0 و 76/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها ﺑﺮ اﺳﺎس آزﻣﻮن تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و مدل سازی معادله ساختاری واریانس محور با نرم افزارهای آماری «Smart PLS(2)» و «SPSS» انجام ﺷﺪ. میزان اهمیت و اولویت ابعاد فرصت های ورزشی موجود در رسانه ها به ترتیب: 1. رسانه های سایبری، 2. رسانه های چاپی، 3. رسانه های دیجیتال، 4. رسانه های الکترونیکی، را نشان داد. نتایج تحقیق حاضر تنوع بالای فرصت های کارآفرینی را در حوزه ها، هزینه شروع، منطقه جغرافیایی، زمان و ... بیان داشت. با شناخت فرصت های کارآفرینانه و برنامه ریزی آن ها می توان گام های اساسی را برای توسعه ورزش در کشور برداشت. متولیان امر کارآفرینی و ورزش در سیاست گذاری و برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت خود می توانند با توجه به این فرصت ها به پیشرفت ورزش کمک شایانی نمایند.