سرقت یکی از با سابقه ترین جرایم شهری است که در جوامع مختلف به شیوه های گوناگون دیده می شود . این پدیده در طول زمان دستخوش دگرگونی و تغییرات زیادی شده و از جمله جرایمی است که مجرمان بسیاری به خاطر ارتکاب آن مجازات شده اند . این جرم آثار تخریبی زیادی بر احساس نا امنی و در نهایت امنیت کشور دارد . آنچه ضرورت این مسئله را حساس تر و با اهمیت تر می کند ، آن است که سارقان پس از تحمل مجازات و بازگشت به جامعه ، دوباره مرتکب جرم سرقت می شوند . بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که اکثر سرقت های بزرگ و پیچیده توسط سارقان سابقه دار و حرفه ای انجام می شود که در موارد بسیاری ردیابی و دستگیری آنها تنها از طریق پلیس های تخصصی و کارآمد امکان پذیر خواهد بود .
"مقاله پژوهشی حاضر به بررسی رابطه میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان با نحوه تعریف و برداشت انان از جنبههای اجتماعی هویت خود پرداخته است. تعداد 700 نفر دانشجو به عنوان گروه نمونه از یازده دانشگاه دولتی روزانه شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری مطبق متناسب انتخاب شدند. سرمایه اجتماعی که نوعی تولید اجتماعی قابل مدیریت به شمار میاید، مقوله ای تازه و نسبتا ناشناخته در کنشهای اجتماعی محسوب میشود. در این تحقیق سرمایه اجتماعی یک شاخص ترکیبی است که شامل احساس تعهد، تعلق و اعتماد افراد به نهادها و گروه های اجتماعی و نیز بیانگر سطح علاقه انان به تعاملات اجتماعی (عضویت انان در گروه های اجتماعی) میباشد. نتایج پژوهش حاضر که با دو روش توصیفی و همبستگی انجام شده است، فرضیه اصلی تحقیق را به قرار زیر به اثبات رساند: بین میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان و نحوه تعریف انان از جنبههای اجتماعی هویت خود، همبستگی مثبت، و معنادار و نسبتا ضعیفی وجود دارد (با احتمال p=0.000 و (r=0.1919. این یافته نشان میدهد، تقویت و رشد سرمایه اجتماعی دانشجویان به تقویت هویت اجتماعی انان منجر می شود و به دانشجویان در نحوه بروز اشکال مختلف هویت اجتماعی خود مانند؛ هویت خانوادگی، ملی و مذهبی کمک میکند.
برای ازمون فرضیههای تحقیق متناسب با سطح سنجش متغیرها از آزمونهای Rs (بررسی همبستگی)،T (بررسی مقایسه تفاوت متغیرهای دو سطحی) و F (بررسی مقایسه تفاوت متغیرهای بیش از دو سطح) استفاده شد."
"در مدت کوتاهی که از رویدادهای 11 سپتامبر 2001 سپری شده است، جهان تحولات گوناگونی را نظارهگر بوده است. این تحولات بیشتر به موجب مداخله نظامی و اقدامات قهرآمیز صورت پذیرفته است و سبب جلب توجه پژوهشگران حقوق بینالملل و روابط بینالملل شده است.
در این مقاله، نویسنده موضوع اصلی متن را به دو مورد اختصاص داده است: الف ـ مداخلههای نظامی دولت ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه از مبنای معتبر حقوقی برخوردار نیست. ب ـ دولت ایالات متحده آمریکا در دستیابی به اهداف مورد نظر خود ناموفق بوده است. وی بر این باور است که شکست سیاست دولت ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه تنها به دلیل عدول از اصول مسلم حقوق بینالملل نمیباشد، بلکه تکبر ایالات متحده، عملیات یکجانبه این کشور و ناتوانی این کشور در شناخت تمایزات فرهنگی جهان اسلام نیز در شکست سیاستهای دولت آمریکا اثرگذار است. توصیه اصلی نویسنده مقاله پیشروی این است که دولت ایالات متحده آمریکا باید در سه مرحلهی مشخص سیاست خود را در مورد منطقه خاورمیانه تغییر دهد.
"