مفاهیم پول شویی روش ها و تکنیک ها و مراحل کار تاریخچه و سیر تحول و نحوه برخورد و کوشش های انجام شده برای جلوگیری در سطح ملی و بین المللی و نیز برخی توصیه های کنوانسیون های وین استراسبورگ سن پیترز بورگ پالرمو و امریکا موضوع این بررسی است در این نوشته به برخی فعالیت های UNODC . FATF وسازمان ضد پول شویی جهانی سازمان ملل متحد در مورد موسسات پول شویی مافیایی توصیه نامه ها و اشکالات هماهنگی در سطوح بین المللی اشاره شده و انگیزه و وسعت کار شاخص های آماری برخی تحولات جهانی در سال های اخیر مورد بحث قرار گرفته است اشاره و تاکید بر نحوه انجام پول شویی و جمع آوری مشخصات بسیاری از پایگاه های اینترنتی فعال مبارزه با پول شویی و برنامه های آ تی پول شویی و بالاخره توجه به راه حل های برخاسته از تعلیم و تربیت و تاکید بر نظرات برخی اقتصاددانن تعلیم و تربیت خصوصا سرمایه گذاری در سرمایه انسانی موضوع بحث های پایانی این مقاله را تشکیل می دهد
جامعه شناسی همواره خود را مکلف به بررسی مسایل مختلف اجتماعی دانسته است. براین اساس تلاش بسیاری از جامعه شناسان آن بوده است تا مجموعه معضلات پیچیده، به هم پیوسته و چند لایهای را که تحت عنوان توسعه نایافتگی مورد اشاره قرار می گیرند، از خلال تدوین سیاست های دگرگونی اجتماعی متناسب برطرف نمایند. فرآورده ها و نتایج این تلاش هم اکنون در قالب الگوهای مختلف دگرگونی ساختاری و توسعه صورت بندی و مشخص گردیده اند. الگوهای مزبور می کوشند تا از خلال پذیرش مفروضاتی خاص برای تحقق غایت مطلوب (توسعه) چارچوبی فراهم آورند که در درون آن بتوان دگرگونی اجتماعی را به سوی هدف نهایی هدایت کرد. اما ناکامی هایی که این برنامه هایی تغییر اجتماعی با آنها مواجه بوده اند، لزوم بازاندیشی در مفروضات بنیادین آن ها را ضروری ساخته است. مقاله حاضر ابتدا به تشریح برخی مفاهیم اساسی در این رابطه می پردازد و سپس با استفاده از روش اسنادی به تشریح برخی علل موثر بر فرجام نامطلوب بسیاری سیاست های دگرگونی ساختاری معطوف به توسعه خواهد پرداخت. در این راستا هم چنین به برخی از تجربیات عینی و ملموس در کشورهای مختلف اشاره خواهد شد که هر یک نمونه از تلاش های قرین موفقیت یا کوشش های منتهی به شکست را مشخص می سازند. در نهایت، دشواری های تحقق اهداف توسعه گرایانه از یک سو و ناکامی های متعدد در مسیر تحقق توسعه از سوی دیگر، با تعبیر بن بست در الگوهای توسعه یا بحران در سیاست های دگرگونی ساختاری توصیف شده اند. این همه هم چنین می تواند نشانگر وجود چالش هایی جدی نظری و یا بنبست های تئوریک درباره نقش کارگزاری های اصلی در سیاست هایی دگرگونی ساختاری هم چون دولت باشد و لزوم بازاندیشی در این باره را بازگو نماید.
این مقاله به بررسی ابعادی چند از دکترین حقوقی اسلام در زمینه حقوق بینالملل کیفری میپردازد. در همین زمینه، مطالعه جایگاه و نقش حقوق اسلامی در حقوق بینالملل کیفری معاصر مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله تلاش شده است جنبههای سنتی و جدید حقوق بینالمللی اسلام و چالشهایی که در عصر حاضر با آن روبهرو است، مورد بررسی قرار گیرد. پرسشهایی که مورد توجه بودهاند، عبارتند از: آیا از حیث تاریخی میتوان قایل به حقوق بینالملل اسلامی بود؟ ماهیت حقوق بینالملل اسلامی چیست؟ حقوق اسلامی قایل به چه حمایتهایی برای غیر نظامیان، اسرای جنگی و... در زمان جنگ است. آیا حقوق اسلامی قایل به محدودیتهایی در هدایت مخاصمات است یا خیر؟ آیا حقوق اسلامی با حقوق کیفری معاصر مطابقت دارد یا خیر؟ و بالاخره اینکه موضع مقررات کیفری اسلام در ارتباط با برخی از مفاد اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری از جمله در زمینه «مجازاتها» چیست؟
به منظور پاسخگویی به این پرسشها، نوشتار پیش روی به سه بخش تقسیم شده است: نخست، سهم و نقش اسلام در شکلگیری حقوق بینالملل را مورد بررسی قرار میدهد؛ در بخش دوم، دیدگاه اسلام درباره برخی از جنایات بینالمللی از جمله جنایات جنگی و جنایت نسلکشی مورد مطالعه قرار میگیرد و بالاخره در بخش پایانی چالشهای جدیدی که حقوق اسلامی با آن روبهروست، به بحث گذاشته میشود.
این مقاله با بررسی شماری از مفاد کنوانسیون مربوط به مسئولیت دولتها در رابطه با آسیبهای وارده ناشی از اعمال خلاف بینالمللی، اقدامات کمیسیون حقوق بینالملل سازمان ملل متحد را در این رابطه در تدوین رژیم نوین حقوقی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. نویسنده مقاله با نگاهی به مراتب مختلف امکان استناد به مسئولیت بینالمللی دولتها توسط سوژههای جدیدی مانند افراد، گروههای غیر دولتی و سازمانهای بینالمللی، توسل به راهحلهای قضایی حل و فصل اختلافات را در وجوه مختلف از سوی آنان مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. نویسنده در این مقاله کوشیده است با نگاهی واقعگرایانه ضمن تاکید بر موفقیت این کمیسیون در امر توسعه حقوق بینالملل، کاستیهای این سند بینالمللی را در شناسایی حقوقی حق افراد و گروههای غیر دولتی در استناد به مسئولیت بینالمللی دولتها بازشناساند.
حکومت خوب ، موضوع نخست اصلاحات در منطقه خاورمیانه و جهان عرب است . نوشتار پیش روی نیز با توجه به اهمیت این موضوع در صدد یافتن پایه های حکومت خوب و چارچوب سازی در این زمینه است . در همین راستا ، نویسنده این فرضیه را مورد آزمون قرار می دهد که آزادی و دادگری پایه های نخستین ، یکپارچه و مهم حکومت خوب در جهان عرب محسوب می شوند و این کشورها بایستی به جامعه ای گذار کنند که در آنها آزادی و دادگری در کنار هم وجود داشته باشند . نویسنده سپس چند مفهوم نزدیک به هم را مورد بررسی قرار می دهد ...
در این مقاله، تکاپوهای سیاسی اسماعیلیان الموت در فاصله سال های 618 تا 653 بررسی شده است. در این دوران، با هجوم مغولان و فروپاشی حکومت خوارزمشاهی، ایران دچار خلای قدرت سیاسی شد. پرسش اصلی این مقاله این است که در این شرایط سیاسی جدید، اسماعیلیان الموت چگونه عمل کردند و از چه ابزاری برای افزایش نفوذ و گسترش قلمروی خود سود بردند. پاسخ این است که اسماعیلیان با استفاده توامان از دو ابزار دیپلماسی و تکاپوهای نظامی کوشیدند از شرایط جدید بهره برداری کنند، بر نفوذ خود بیفزایند و قلمروی خود را گسترش دهند. برای دستیابی به این نتیجه، ضمن اشاره ای به شخصیت و دوران حکومت علاالدین محمد سوم، روابط سیاسی اسماعیلیان نزاری با خوارزمشاهیان، خلافت عباسی و مغولان توضیح داده شده است.