فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۲٬۴۴۱ تا ۳۶۲٬۴۶۰ مورد از کل ۵۳۰٬۶۹۴ مورد.
بحران نوجوانی در ادبیات نوجوان
نقش روان شناسی در ارتقای کیفیت آموزش
حوزههای تخصصی:
راهبردهای جهاد فرهنگی در تقابل با ناتوی فرهنگی
حوزههای تخصصی:
بررسی الگوی توزیع فضایی جمعیت در نظام شهری استان سیستان و بلوچستان
حوزههای تخصصی:
از عدالت خواهی تا انقلاب فرهنگی
کتاب شناسی شهید بهشتی
نور و هنر زرتشتی
حوزههای تخصصی:
از شاهنامه تا خداینامه
زنان و سنت
کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان های گوارشی در شهرستان رشت
حوزههای تخصصی:
خیابان و سیاست؛ تجربه سیاستی از جنس بازیگوشی در ایران امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران ما، دوران سیاست های معطوف به زندگی روزمره (میکروپلیتیک) از یک سو و سیاست متفاوت و متمایز از سوی دیگر است. دوران ما هم چنین دوران تکثیر جهان ـ زیست (life-worlds) یا جهان اجتماعی مردم است. به بیان دیگر، جهان ـ زیست آدمیان عصر ما، به طور فزاینده ای در مسیر قطعه قطعه شدن یا تکثر قرار گرفته است. این شرایط، بستری برای تولد «خود اکپسرسیونیستی» و «هویت های موزاییکی» فراهم آورده است. زیست ـ جهان این «خود»، زیست ـ جهانی است بدون «مرز»، سرشار از حقایق متکثر، متاثر از بازی های زبانی و گفتمانی متنوع، دربرگیرنده راه ها، افق ها، آغازها، فرجام های گونه گون، مملو از خرده گفتمان های محلی؛ تجربه کننده بحران هایی همچون بحران اصالت، بحران کلیت و تمامیت، بحران بازنمایی، بحران سوژه، بحران فراروایت ها / فراتئوری، فراروش ها، بحران قطعیت ها و ایقان ها و تصدیق ها. دنیای این «خود»، دنیایی است همراه با دگرگونی های گیج کننده، سیال، نفوذپذیر و غیرمشخص؛ پر از ابهام، ایهام، احتمال، تصادف، تضاد، پیچیدگی، بدعت، رندی، ارتداد. از این رو، انسان عصر ما، با متغیرهای بی بدیلی در عرصه های اجتماعی و سیاسی مواجه شده است: متغیرهایی که نظم و سامان روابط و مناسبات اجتماعی و سیاسی دیرینه و دیرآشنای او را در معرض جریانی شالوده شکن قرار داده و نگاه دیگر به سیاست، نظریه و روش را طلب می کند. در این نوشتار، تلاش می شود تصویری از این جریان های شالوده شکن و تاثیرات آنان در عرصه سیاست ارائه گردد.
چیستی مفهوم فرنگ در گزارش نامه های تاریخی روزگار قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم سرنوشت بودن داستان و تاریخ، معمای غامضی نیست. زیرا اندکی دقت در مفهوم واژه تاریخ می تواند چاره ساز باشد. بی گمان این نکته پذیرفتنی است که جهان تشکیل شده از رویدادهای بسیار است. اما میان رویدادهای محسوب و معطوف و رویدادهای به شمار نیامده و مورد توجه قرار نگرفته، تفاوت بسیار است. تاریخ به معنای پژوهش درباره رویداد و یا رویدادهایی است که در یک دوره زمانی خاص از سوی فرد یا افراد پژوهشگر به شمار آمده، به چشم دیده شده و در ذهن، مورد توجه قرار گرفته اند و به کار ساختن سازه ای از روایت درباره همان رویدادها آمده اند. به ناچار، واقعیت فزون بر تاریخ است و با فاصله ای بسیار از حیث عدد و رقم، پیشتاز است. این امر به زایش هویت می انجامد. هویت در این معنا یکی از محک هایی است که می توان با تکیه بر آن، رخداد تاریخی شده را مورد بررسی قرار داد. هویت به معنای امری انباشتی و تراکمی واجد دو ویژگی هم زمان رشدیابنده است: از یک سو، به شناساییِ بودن ها می انجامد، به این معنا که ناظر بر واقعیتی می شود که پیشاپیش وجود دارد و موجودیت خود را اعلام کرده است؛ از دیگر سو، به بازشناساییِ شدن ها می پردازد که ناظر بر پدیده ای است تاریخی شده که در فضاهای مکانی و زمانیِ جدید نیازمند تعبیر و تعریف جدیدی می گردد. هنگامی که از هویت به مثابه فرآیند سخن می گوییم، در حقیقت از استمرار پدیده های تاریخی شده ای سخن به میان آورده ایم که یک فرد، گروه، قوم یا ملت در مقام پاسخ به پرسش هایی برمی آید که از او درباره گذشته اش پرسیده اند. پرسش هایی مانند چه کسی بوده است؟ کجا بوده است؟ چه بوده است؟ و اکنون چه هست؟ نشانگر شناسایی تشخص های واقعاً موجود و بازشناسایی تمایزهایِ از نظر تاریخی موجود، می شود و بر انبوهی از مفهوم ها و کردارهایی استوار است که خود را در برابر دگر شکل می دهند. نگارنده با واکاوی 6 اثر تاریخ نویسانه عصر قاجار درصدد بررسی عنصر فرنگی هویت در گزارش های تاریخی روزگار قاجاران برآمده است.