این تحقیق کوشیده است تا کارایی رویکرد وظیفه محور بر گسترش مهارت مکالمه را مورد مطالعه قرار دهد. هدف اول تحقیق حاضر، بررسی تاثیر جنسیت بر توانایی مکالمه تحت تاثیر رویکرد وظیفه محور بوده است. به بیان دیگر، این تحقیق کوشیده است تا توفیق زبان آموزان یک جنسیت را نسبت به زبان آموزان جنس مخالف مورد مطالعه قرار دهد. هدف دوم این مطالعه آن بوده است تا تاثیر سطوح مختلف زبان آموزان را بر میزان پیشرفت آنها تحت تاثیر رویکرد وظیفه محور بررسی نماید. بدین منظور محقق دو گروه را به عنوان گروه های کنترل و تجربی به صورت تصادفی مشخص کرد، سپس هر کدام از این گروه ها به دو گروه زن و مرد و سپس هر گروه از زبان آموزان زن و مرد به دو گروه زبان آموزان متوسط و پیشرفته تقسیم شدند. برای زبان آموزان گروه تجربی تکنیک ها و اصول رویکرد وظیفه محور اعمال شد و تمرینات مکالمه مناسبی متناسب با ماهیت گفتگوهای کتاب درسی که توسط محقق طراحی شده بود در طول نیم سال انجام شد، حال آنکه زبان آموزان گروه کنترل از روش های سنتی پیشرفت توانایی مکالمه مانند حفظ و تکرار گفتگوها بهره بردند. به منظور بررسی آماری کارایی رویکرد وظیفه محور و میزان تاثیر جنسیت و سطوح مختلف زبان آموزان بر گسترش توانایی مکالمه آنها، از تکنیک آماری t-test استفاده شد. همین طور برای آنکه بتوان راجع به برهم کنش احتمالی این دو عامل بر میزان پیشرفت زبان آموزان در مهارت مکالمه تحت تاثیر رویکرد وظیفه محور نظر داد، محقق از روش آماری ANOVA دوطرفه (MANOVA) بهره جست. با در نظر گرفتن نتایجی که از اعمال روش های آماری حاصل شد، به نظر می رسد که جنسیت نقش چندانی بر موفقیت زبان آموزان نداشت حال آنکه کارایی رویکرد وظیفه محور به وضوح روشن گشت. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده سطوح مختلف زبان آموزان به عنوان عاملی مؤثر بر گسترش مهارت مکالمه معرفی شد به طوری که زبان آموزان پیشرفته از میزان پیشرفت بیشتری نسبت به زبان آموزان متوسط برخوردار بودند
هدف مطالعه حاضر، نقش تفاوت های جنسیتی در نمره های سبک های مقابله و سلامت روانی 403 دانشجو (206 پسر و 197 دختر) از دانشگاه تربیت معلم تهران بود. شرکت کنندگان به مقیاس مقابله با موقعیت های استرس زا و پرسشنامه سلامت عمومی پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد، دختران در سبک های مقابله اجتنابی و هیجان مدار و پسران در سبک مقابله مساله مدار نمره های بالاتری کسب کردند. همچنین، نتایج نشان داد که دختران در مقایسه با پسران از نشانه های سلامت روانی پایین تری برخوردارند. نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که نیرومندی رابطه بین سبک های مقابله و سلامت روانی در دو جنس متفاوت است. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که از بین سبک های مقابله، سبک های مساله مدار و هیجان مدار به همراه متغیر جنس در پیش بینی سلامت روانی نقش داشتند. نتایج پژوهش حاضر بر ضرورت توجه به تفاوت های جنسیتی در سبک های مقابله به منظور تبیین نشانه های سلامت جسمانی و روان شناختی در دانشجویان تاکید می کند. همچنین، ضرورت توجه به آموزش راهبردهای مقابله ای موثر و انطباقی به دانشجویان بیش از پیش پیشنهاد می کند.
توسعه شهری زمانی رخ می دهد که ترکیب بخشی تولید از کشاورزی به صنعتی تغییر یابد و پیشرفت های فن شناختی در بخش کشاورزی باعث رهایی نیروی کار از این بخش و مهاجرت آن ها به شهرها شود. با انتقال جمعیت روستایی به مناطق شهری، شکل فضایی و اقتصادی کشور تغییر می یابد. این تغییر شکل مستلزم رشد شهرهای موجود، یا خلق شهرهای جدید و یا هر دو مورد است. در متون اقتصاد شهری، این مسأله با عنوان توسعه شهری مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین، در مطالعه توسعه شهری دو جنبه مطرح است: رشد تعداد و اندازه شهرهای موجود در سیستم شهری، که در این تحقیق تنها به جنبه رشد تعداد شهرها پرداخته می شود. در این پژوهش تأثیرعوامل اقتصادی بر رشد تعداد شهرها در قالب مدل توسعه شهری هندرسن را مورد بررسی قرار داده و به منظور تعمیم مدل هندرسن برای در بر گرفتن اثرات همسایگی، مدل را به صورت فضایی تصریح کرده و از طریق تکنیک داده های تابلویی مرسوم و فضایی و نیز مقطعی فضایی برای سیستم شهری ایران در دوره 75-1345 برآورد می کنیم. نتایج مطالعه نشان می دهد که عوامل مطرح شده در مدل بر رشد تعداد شهرهای ایران مؤثر بوده ولی وابستگی فضایی معنا داری وجود ندارد.
در این پژوهش، عوامل مؤثر بر بهره وری کل عوامل (TFP) در اقتصاد ایران با تاکید بر نسبت شاغلان دارای تحصیلات عالی به عنوان جانشین سرمایه انسانی از نوع آموزش، سرمایه تحقیق و توسعه دولتی، نسبت تولید بالفعل به بالقوه به عنوان شاخص میزان استفاده از ظرفیت ها را مورد بررسی قرار داده ایم. نتایج برآورد الگو با استفاده از داده های آماری سری زمانی سال های 47-1383 به روش مدل خودتوضیح با وقفه های گسترده ARDL)) نشان می دهد در بلندمدت سرمایه تحقیق و توسعه دولتی، نسبت شاغلان دارای تحصیلات عالی و نرخ بهره برداری از ظرفیت اثرات مثبت و معنا داری بر بهره وری داشته است. در ضمن، عوامل دیگر مؤثر بر بهره وری در قالب متغیر روند زمانی تاثیر منفی و معنادار بر بهره وری داشته اند. در این دوره، به رغم روند افزایشی سرمایه تحقیق و توسعه دولتی و شاخص های سرمایه انسانی، شاخص بهره وری کل عوامل رشد بسیار ناچیزی داشته و تنها 5 درصد رشد تولید بلندمدت را تامین کرده است. مهم ترین دلایل آن کاهش رقابت پذیری اقتصاد، مدیریت ناصحیح تخصیص منابع و استفاده نابهینه از منابع موجود است.
بروز بحران در منطقه اوراسیا برای بسیاری از ناظران سیاسی رویدادی شگفت آور نبود. بروز این بحران گذشته از ان که در نوشتارها و گفتارهای سیاسی رسانه ای آغاز جنگ سردی دیگر دانسته شد، پرسشهای گوناگون و زمینه های تازه ای برای تحلیل روابط بین الملل برجای نهاد...
امروزه کشورهای پیشرفته دنیا در کنار سایر شاخصهای مهم اقتصادی خود، شاخص دیگری تحت عنوان «شاخص رضایت مشتری» را به دلیل اهمیت فراوان رضایت مشتری در رونق اقتصادی یک کشور برای صنایع مختلف توسعه دادهاند. مقاله حاضر با هدف طراحی مدل سنجش رضایت مشتریان در صنعت بانکداری توسعهای انجام گرفته است و به دنبال شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رضایت مشتری در صنعت بانکداری توسعهای و میزان شدت اثرگذاری هر عامل میباشد. سعی شده است در طراحی این مدل خصوصیات منحصر به فرد بانکهای توسعهای مدنظر قرار گیرد. بدین منظور سه بعد کیفیت خدمات، ویژگیهای خدمات و فرآیند دسترسی به خدمات بهعنوان ابعاد اصلی مدل سنجش رضایت مشتری در نظر گرفته شده است و بر روی دادههای مربوط به ابعاد ویژگیهای خدمات و نیز فرآیند دسترسی به خدمات تجزیه و تحلیل عاملی صورت گرفته است. تجزیه و تحلیل عاملی در قسمت ویژگیهای خدمات یک فاکتور با مقدار ویژه بیش از یک استخراج کرد که 60 درصد واریانس دادهها را تبیین میکند و در نتیجه حمایت آماری قابل دفاعی برای این بعد فراهم نمود. تجزیه و تحلیل عاملی در قسمت فرآیند دسترسی به خدمات سه فاکتور با مقدار ویژه بیش از یک استخراج کرد که 5/78 درصد واریانس دادهها را تبیین میکنند و در نتیجه حمایت آماری قابل دفاعی برای این قسمت نیز فراهم نمود.
"رسانه ملی نقش بهسزایی در مدیریت بحرانهای طبیعی دارد؛ چنانکه مدیریت مؤثر این بحرانها بویژه پس از وقوع، بدون نقشآفرینی رسانه ملی غیرممکن بهنظر میرسد. مقاله حاضر درصدد تبیین این مسئله است که نقش و کارکرد رسانه ملی در مدیریت بحرانهای پنهان اجتماعی بهمراتب حیاتیتر است؛ بهاین منظور، یکی از این بحرانهای پنهان، یعنی تهدید انسجام ملی مدنظر قرار میگیرد و کارکردها و کژکارکردهای رسانه ملی در این باره تحلیل میشود.
در این مقاله، ضمن بررسی راهبردهای پیشبینی بحرانهای اجتماعی و راهبردهای پیشگیری از این بحرانها به مدیریت بحرانهای اجتماعی پرداخته میشود؛ ضمن اینکه نحوه مدیریت مؤثر بحران قومیتها از طریق رسانه ملی، با هدف تقویت و تحکیم اتحاد و انسجام ملی مورد بررسی قرار میگیرد.
" "بحران، بحرانهای پنهان اجتماعی، رسانه ملی، مدیریت قومیتها
"