پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر برنامه بهبودبخشی ارتباط بر میزان پرخاشگری و رضایت جنسی زنان شاغل صورت گرفته است. برنامه بهبودبخشی ارتباط، یک برنامه آموزشی است که به وسیله آموزش مهارتهای خاص به زنان کمک می کند تا مشکلات خود را حل کنند. جامعه پژوهش شامل زنان شاغل در ادارات شهرستان شاهرود می باشد. نمونه پژوهش شامل 24 زن است و از بین زنانی که حاضر به شرکت در مطالعه شدند، به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزار پژوهش عبارت است از پرسشنامه رضایت زناشویی در مقیاسهای میزان پرخاشگری و رضایت جنسی، فرم تجدیدنظر شده(MSI-R) آشنایدر است. برای تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر روشهای امار توصیفی از آزمون تحلیل واریانس کرتهای تقسیم شده، استفاده شده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که برنامه بهبودبخشی ارتباط به طور معناداری میزان پرخاشگری و رضایت جنسی آزمودنیها را بهبودبخشیده است.
تغییرات به وقوع پیوسته در دهه های اخیر، نشان از تحول اساسی در ساختار نظام ارزشی جامعه می دهد. تحولاتی که چه بخواهیم و چه نخواهیم، با نظم سنتی پیشین در تقابل است.امروزه با تشدید فرایندهای جهانی شدن و پیامدهای آن، آسیبهایی از قبیل افسردگی و اعتیاد، جرم و بزهکاری، جنایت و شورشهای اجتماعی، مشکل در ازدواج و ... به موضوع سیاستهای اجتماعی تبدیل شده اند
مطابق با نظریه ی متداول اقتصاد منطقه ای، هر چه اندازه ی یک منطقه نسبت به اقتصاد ملی کوچکتر باشد، انتظار می رود که میل به واردات آن از سایر مناطق بیشتر باشد. عکس این مطلب نیز طبق این نظریه صادق است. در این مقاله، رابطه ی بین اندازه ی نسبی و میل به واردات (ضرایب واردات) مناطق برای اولین بار در چارچوب نظریه ی فوق مورد سنجش قرار گرفته است. این سنجش در چارچوب الگوهای کلان و خرد منطقه ای امکان پذیر نیست و نیاز به الگوی چندبخشی منطقه ای دارد. برای این منظور، ابتدا متناسب با سازگاری و هماهنگی نظام حسابداری ملی - منطقه ای کشور، تعریف منطقه، معیار مناسب اندازه ی نسبی منطقه و عوامل اقتصاد فضا، مناسبترین روش سهم مکانی مشخص شده است. سپس بر مبنای مناسب ترین گزینه ی توابع سهم مکانی، ضرایب داده - ستانده و به تبع آن ضرایب واردات 7 بخش برای 28 استان کشور محاسبه شده است. به طور کلی، بر اساس نتایج این تحقیق، یک رابطه ی معنی دار بین اندازه ی نسبی و میل به واردات منطقه ای وجود داشته است.
لیبرالیزم (آزادی گرایی) مکتبی سیاسی است که آزادی فردی را اصیل می شمرد. در این مقاله ابتدا به اجمال ساختار زیربنایی لیبرالیزم عنوان می شود و سپس به این موضوع که مکتب موردنظر ریشه در عقاید رواقیون و حتی پیش از آن در آرا افلاطون و ارسطو دارد، پرداخته می شود. پس از آن نیز آرای نظریه پردازان بزرگ لیبرالیزم بررسی خواهد شد. لیبرالیزم به دو شاخه دینی و سیاسی تقسیم می شود که نتایج آن در حوزه اجتماعی همچون براندازی نظام برده داری در جهان و ایجاد بنیان های آزادی فردی و حقوق بشر، قابل توجه است. کلیله و دمنه و مرزبان نامه به عنوان متون اجتماعی ادبیات کهن مملو از رویکردهای سیاسی و اجتماعی است که گاه افکار لیبرالیستی مولف را می نمایاند. گرچه کلیله و دمنه و مرزبان نامه به نمونه و الگویی متفاوت از لیبرالیسم تعلق دارند، اما سعی شده است تا اشاراتی درباره مشابهت های مضامین این دو اثر بزرگ سیاسی با لیبرالیزم بیان شود.
مقاله حاضر برگرفته از تحقیقی پیمایشی است که به دنبال بررسی نقش و جایگاه رسانه ملی در الگوی حکمرانی پایداری میباشد. در الگوی حکمرانی پایداری بخشهای مختلف جامعه میبایست از توازن و تناسب لازم برخوردار باشند. جامعه آماری تحقیق مدیران و کارشناسان ارشد سازمانهای مرتبط با توسعه پایدار در کشور میباشند که نمونه ای573 نفری از آنها به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بوده و از روش دلفی برای آزمون مدل مفهومی تحقیق استفاده شده است. بر اساس یافتههای تحقیق بخش دولتی بیشترین دخالت را در امور مختلف جامعه داشته و بخشهای رسانه، خصوصی و عمومی در رتبههای بعدی قرار دارند. در این میان رسانه ملی بیشترین تعامل را با بخش دولتی وکمترین را در رابطه با بخش عمومی دارد. در خاتمه با پیشنهاد مدل حکمرانی پایداری که در آن سه بخش یاد شده از توازن و تعامل با همدیگر برخوردار بوده و رسانه ملی نقش محوری و زمینه ساز تعامل بین بخشی را دارا میباشد، راهحلهایی در جهت تحقق حکمرانی پایداری در کشور با تاکید بر نقش رسانه ملی ارائه شده است
تاکنون اکثر گفتمانهای تاریخی درباره موفقیت و پیشرفت بر مبنای این موضوع بوده است که سازمانها چه کاری میتوانند برای پیشرفت کارکنانشان انجام دهند. اما با توجه به تغییر و تحولات عصر حاضر، ادبیات پیشرفت شغلی نیز تغییر نموده و اینکه افراد برای موفقیت شغلی خود چه کاری میتوانند انجام دهند، مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا سالهاست که موضوع سرمایه انسانی به عنوان عاملی مهم و تاثیر گذار برای موفقیت و پیشرفت شغلی و اخیرا نیز سرمایه اجتماعی و عاطفی نیز به عنوان عوامل دیگر در این زمینه شناسایی شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی روابط متقابل بین سرمایه انسانی، اجتماعی و عاطفی و اثرات آنها بر موفقیت شغلی انجام شده است. روش تحقیق مورد استفاده پیمایشی- همبستگی و بطور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری میباشد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که دو بعد سرمایه انسانی و اجتماعی بر طبق مدل تحلیل مسیر ارائه شده بر موفقیت شغلی مدیران تاثیر میگذارد. در پایان پیشنهاداتی برای مدیران سازمان ارائه گردید.
"
چکیده: مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تصور از خدا با تصور از والدین، خود و دیگران مهم در دختران و پسران دانشجو طراحی و اجرا گردید. روش: تعداد 240 نفر دانشجو (118 پسر و 124 دختر) به عنوان نمونه غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه موضوعهای رابطه؛ تصور از خدا، والدین، خود و دیگران مهم (براساس پرسشنامه مظاهری و همکاران، 1384؛ بازسازی مقیاس لارنس، 1997) را تکمیل نمودند. نتایج: نتایج تجزیه و تحلیل داده های تحقیق حاضر با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون همبستگی معنادار بین متغیرها را نشان داد. با استفاده از تحلیل رگرسیون نشان داده شد که متغیرهای تصور از والدین و تصور از خود نسبت به متغیر تصور از دیگران مهم پیش بینی کننده های معتبرتری برای تصور از خدا هستند و بیشترین سهم واریانس در پیش بینی تصور از خدا ابتدا تصور از والدین و سپس تصور از خود می باشد. همچنین نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t نشان داد که تفاوت میانگین نمرات تصور از خدا، والدین، خود و دیگران مهم در دختران و پسران به گونه ای معنادار است که در مجموع دختران تصورشان از موضوعهای رابطه والدین، خود و خدا نسبت به پسران بهتر و مثبت تر است. تحلیل رگرسیون نشان داد که سهم واریانس این متغیرها در پیش بینی تصور از خدا در بین دو جنس متفاوت است. به عبارت دیگر در حالی که نقش تصور از والدین و خود در پیش بینی تصور از خدا در دختران بیشتر از پسران است، نقش تصور از والدین در پیش بینی تصور از خود در پسران بیشتر از دختران است. نتیجه گیری: در تبیین نتایج به دست آمده به کیفیت ارتباط والد- فرزند و نقش نظریه های دلبستگی و روابط موضوعی در شکل گیری تصور از والدین و در پی آن تصور از خود و خدا اشاره شده است. تفاوت دیدگاههای ارزشی و اخلاقی در دو جنس، تفاوت در سبکهای تربیتی و تربیت دینی نیز دلیل احتمالی تفاوت بین دو جنس می باشد.
"
مقدمه و هدف: تحقیقات پیشین در نقاط مختلف جهان نشان از آن دارند که برخورداری از حمایت اجتماعی مطلوب، به سلامت جسمی و بهزیستی روانی منتهی می گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی تفاوت های جنسیتی در رابطه بین ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده و ابعاد بهزیستی در بین دانشجویان ایرانی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش تحلیلی بر روی سه نمونه دانشجویی انجام شد. نمونه ها با روش نمونه گیری در دسترس در سال 1386 از بین دانشجویان دانشگاه تهران و علامه طباطبایی انتخاب شدند. تمامی دانشجویان به صورت داوطلبانه پرسش نامه ها را تکمیل کردند و بازگرداندند. مقیاس های به کار گرفته در پژوهش ها را مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، عواطف مثبت و منفی، رضایت مندی از زندگی، بهزیستی روان شناختی و بهزیستی اجتماعی تشکیل دادند. تحلیل رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: اول آن که وجوه مختلف حمایت اجتماعی ادراک شده پیش بینی کننده های بهتری برای رضایت مندی از زندگی و بالانس عاطفی در دختران نسبت به پسران هستند. دوم آن که بهزیستی روان شناختی و اجتماعی در دختران بیشتر به وسیله حمایت اجتماعی از خانواده و در پسران بیشتر به وسیله حمایت اجتماعی از دوستان پیش بینی می شود. سومین یافته آن است که حمایت اجتماعی ادراک شده از فرد خاص و از افراد گروه در دانشکده اثری بر روی ابعاد مختلف بهزیستی فرد ندارند.
نتیجه گیری: در کنار شباهت ها، تفاوت های جنسی در رابطه بین ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده و ابعاد بهزیستی وجود دارد، به نحوی که بعضی از ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده بهزیستی را در پسران بهتر از دختران پیش بینی می کنند و بعضی دیگر بهزیستی را در دختران بهتر از پسران پیش بینی می کنند.
در تاریخنگارى قرن بیستم، مکتب فرانسوى آنال استثناى پر فروغى است. توجه به ساختارها، نگرش به درون تحولات تاریخى و اعتقاد استوار به پیوند پایدار طبیعت و تاریخ، از جمله ابداعات مورخان آنال مىباشد. مکتب آنال با بهرهگیرى از دانشها و رشتههاى مختلف، از قبیل جامعهشناسى، جغرافیا، روانشناسى، باستانشناسى و حتى علوم طبیعى، تاریخ رابه گونهاى قابل توجه، از محدوده تفکر مبتنى بر روایتنگارى صرف رهانید. در مکتب آنال، بهویژه در آثار فرناند برودل، مفهوم تاریخ تام یا کامل، جایگاه ویژهاى دارد. همینطور مارک بلوخ که خود یکى از بنیانگذاران این مکتب است، مطالعه و بررسى تطبیقى در تاریخ را به شیوهاى استوار در تاریخنگارى تبدیل کرد.