خانواده را میتوان یکی از مهمترین حوزههای حیات اجتماعی دانست که در زندگی انسانها، بخصوص زنان، تأثیر زیادی دارد. از اینرو، اندیشمندان با وجود تفاوت فرهنگها، نهاد خانواده را مورد توجه و نظریهپردازی قرار دادهاند. جریان فمینیسم نیز، که با داعیه دفاع از حقوق زنان وارد عرصههای مختلف علمی شده است، حوزه خانواده و کارکردهای آن را نیز با همین دید مورد نقد و بررسی قرار داده است. این مقاله از دیدگاه جامعهشناسی پنج کارکرد مهم برای خانواده از منظر فمینیسم برشمرده است. رویکرد و روش اسنادی و نظری به مسئله و نیز تبیین منظر فمینیسمها به خانواده از جمله اهداف نویسنده در این مقاله میباشد.
مطالعات اجتماعی دین، علیرغم اهمیت فراوان آن در ایران، مورد اهتمام کافی قرار نگرفته است. اغلب مطالعات در این زمینه از دو نقیصه بزرگ رنج میبرند. اولاً، به وجه تمایز و مختصات امر دینی توجه نمیشود و اغلب آن را از سنخ سایر پدیدههای اجتماعی قلمداد میکنند. ثانیا، روششناسی به کار رفته در این مطالعات اغلب ماهیت تجربهگرایانه دارد؛ زیرا پارادایم اصلی حاکم بر مطالعات دینی در ایران هنوز پارادایم پوزیتویستی واقعیت اجتماعی دورکیم است. این در حالی است که اغلب پدیدههای دینی، به ویژه دینورزی از نوع توحیدی آن، از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار است که آن را با سایر پدیدههای اجتماعی غیر قابل قیاس میکند. این نوشتار به بررسی آرای میرچا الیاده میپردازد. مطالعات پدیدارشناختی وی تا حدودی از این امتیاز برخوردار است که با تأکید بر استقلال امر دینی، از پارادایم پوزیتویستی مطالعات دینی فاصله میگیرد و همین امر میتواند الهامبخش ما در جهت تلاش برای دستیابی به روششناسی متناسب با ویژگیها و مختصات پدیدههای دینی باشد.
نویسنده با رویکرد نظری به مسئله، تبیین مطالعات دینی از منظر غیرپوزیتویستی در آرای میرچا الیاده را هدف اصلی خویش قرار داده است.
نظام رسمی تعلیم و تربیت شامل: الف. آموزش ابتدایی، متوسطه، عالی؛ ب. آموزش پیشدبستانی؛ ج. تعلیم و تربیت استثنایی؛ د. تعلیم و تربیت حرفهای، فنی و شغلی. ه. تعلیم و تربیت بزرگسالان است. در کنار تعلیم و تربیت رسمی، دورههای غیررسمی و کیفی نیز وجود دارند که هدفشان آمادهسازی کسانی است که برای ورود به دانشگاه به آزمون ورودی نیاز ندارند. به راستی نظامهای آموزشی موجود در کشورهای گوناگون، از همین روشها در نظام آموزشی خود بهره میگیرند؟ بدین منظور این مقاله به توصیف نظام آموزشی کشور اتریش میپردازد.
هدف از این مقال، آشنایی با نظام تعلیم و تربیت کشور اتریش است تا ضمن شناخت نظام آموزش این کشور، به شناسایی نقاط قوت آن پرداخته، دستاندرکاران و برنامهریزان نظام آموزشی بتوانند از تجارب این کشور در نظام آموزشی خود بهره ببرند. طبعا روش پژوهش اسنادی و توصیفی خواهد بود.
این نبشتار نخست به تبیین اجمالی دیدگاه کالبرگ درباره نحوه تحوّل و رشد اخلاقی میپردازد و سپس نکاتی نقدآمیز را در بررسی دیدگاه او بیان میکند. هدف از پژوهش بررسی و نقد دیدگاه کالبرگ درباره رشد اخلاقی با توجه به دیدگاه اندیشمندان دیگر میباشد. کالبرگ در تبیین رشد اخلاقی همه افراد، دنبالهرو پیاژه است. دیدگاه پیاژه در زمره دیدگاههای شناختی قرار دارد و از این منظر، دیدگاه کالبرگ همانند دیدگاه اوست؛ اما تفاوتهای مهمی نیز با دیدگاه وی دارد. کالبرگ رشد اخلاقی را به سنین بالاتر از دوازده سالگی نیز سریان می دهد. وی رشد اخلاقی انسانها را در شش مرحله طبقهبندی میکند و رشد اخلاق را مترتب و موازی با رشد روانشناختی آنها میداند. این تبیین کالبرگ واکنشها و پیامدهای مختلفی در محافل علمی به دنبال داشته است. از جمله یافتههای پژوهش، نقدهایی است که در دیدگاه کالبرگ وجود دارد و به آنها کمتر توجه شده است.
آموزه «فطرت» یکی از مباحث بنیادین در اندیشه اسلامی تلقّی میشود. بر اساس متون دینی اسلامی، همه انسانها از فطرت خداشناسی برخوردارند؛ ولی مسئله فعلیت یا استعدادی بودن این معرفت حضوری یکی از مسائل مهمی است که نوعا در محافل و منابع علمی مرتبط مغفول واقع شده و کمتر بدان پرداخته شده است. این مقاله با رویکرد نظری و به روش کتابخانهای و اسنادی و با هدف بررسی تحلیلی بر اساس آیات قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام، به این مسئله پرداخته است.
به اعتقاد نگارنده، حتی اگر فعلیت فطرت الهیّه را نتوان اثبات کرد، ادعای صرف استعدادی بودن آن نیز مخالف با فحوای متون دینی است. دستکم میتوان ادعا کرد معرفت الهیّه نهادینهشده در درون انسانها در مقامی بالاتر از استعداد عمومی قرار دارد.
رفتار مسئولانه از شاخصهای انسان سالم است که تقویت و رشد آن جز با شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار مسئولانه امکانپذیر نخواهد بود. به همین منظور، پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا شیوههای فرزندپروری (سبکهای والدینی) تأثیری بر میزان مسئولیتپذیری نوجوانان دارد یا خیر؟
روش تحقیق، توصیفی و جامعه آماری آن دانشآموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهر فریدونکنار بوده است. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای 100 نفر (50 دختر و 50 پسر) از جامعه تحقیق انتخاب شدهاند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شده است. دادهها با نرمافزار spssدر دو سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. یافتههای حاصل از پژوهش نشان میدهد که شیوههای فرزندپروری بر میزان مسئولیتپذیری نوجوان مؤثر است.
مشکلات انسان همیشه ناشی از ندانستن نیست، بلکه در موارد بسیاری ناشی از غفلت، فراموشی و بیتوجهی است. بنابراین، یکی از وظایف مربّی تذکر و غفلتزدایی از متربّی است و باید با یادآوری آنچه متربّی میداند، زمینه رفع مشکلات او را فراهم سازد. یکی از ابعاد تذکر، یادآوری نعمتهای الهی است. هدف پژوهش حاضر آن است که ابعاد گوناگون روش تربیتی یادآوری نعمتها مانند اهمیت، انواع و آثار و نتایج آن را مورد بررسی قرار دهد. این تحقیق توصیفی بوده و به روش کتابخانهای انجام شده است و از آن حاصل میشود که مربّی آگاه باید با استفاده از شیوههای گفتاری، نوشتاری و رفتاری، متربّی خود را متذکر انواع نعمتهای ظاهری و باطنی پروردگار نماید. آثار و نتایج این روش سودمند تربیتی فراوان است که از جمله آنها میتوان به حمد و شکرگزاری خداوند، عشق و محبت به او، عبادت، تقوا، بازگشت به مسیر صحیح، امیدواری و فلاح و رستگاری اشاره کرد.
پیشبینی آینده جهان همواره مورد توجه و علاقه آدمی بوده است. امروز که جهان شاهد تحوّلات سریع و فراگیر در عرصههای گوناگون حیات بشری است و انقلابی عظیم در ارتباطات و تعاملات رخ داده و بحث از جهانیشدن یا جهانیسازی مطرح است، این اهتمام فزونی یافته است.
در این مقاله، نخست به وضعیت هویّتی افراد در دنیای نوین و موقعیت دین از منظر جامعهشناسان اشاره شده و شواهد ارائه شده حاکی از این موضوع است که افزایش آگاهی فرهنگی جهان، که ناشی از توسعه ارتباطات و تعاملات است، بستر مناسبی برای گزینش عقلانی فراهم آورده است. در این محیط، دین واجد ویژگی عقلانی فرصت عرضه خود را در گستره جهان خواهد یافت. بر همین اساس، به آمار گرایش افراد در نقاط گوناگون جهان به اسلام و نیز برخی از مؤلّفههای جهانشمولی اسلام، که بر سرعت این پدیده میافزاید، اشاره شده است.
هرمنوتیک با هایدگر (1889ـ1976)، یکی از متفکران و فیلسوفان مغرب زمین، وارد مرحله جدیدی در دوران تاریخی خود میشود. دستاورد عظیم هایدگر این است که فلسفهورزی را بر محور هرمنوتیک قرار داد. هرمنوتیک در هایدگر بحث و جدل درباره مفاهیم و مقولات نیست، بلکه اساسا آشکار کردن آن چیزی است که در درون ما میگذرد. «دازاین» (Da-sein) بودن = آنجا. اما آنجا بودن اساسا یعنی: عملی کردن حضور و حی و حاضر شدن؛ عملی که از طریق آن و برای آن معنا در زمان کنونی آشکار میشود. این مقاله، فلسفی بودن هرمنوتیک را در نظر هایدگر مورد بازکاوی قرار میدهد.
این مقاله با هدف تبیین جایگاه خانواده در آموزههای دینی و روانشناختی و بررسی تفاوتهای زن و مرد تدوین یافته است. از این رو، تاکنون در رابطه با جایگاه خانواده از دو منظر مزبور و همچنین تفاوتهای زن و مرد و اشتراکات آنان، تحقیق و پژوهش جدی صورت نگرفته است. در این مقال، سعی شده این مسئله در منابع دینی و روانشناختی به صورت جدی و با روش تحلیلی و توصیفی مورد بررسی قرار گیرد. یافتههای این پژوهش بسیار ارزشمند و قابل استفاده برای خانوادهها، مربیان و برنامهریزان خواهد بود. در این پژوهش به تفاوتهای عاطفی، روانشناختی و گرایشهای ذاتی هر یک از زن و مرد توجه، و به اشتراکات زن و مرد در حوزههای گوناگون پرداخته شده است.