سندرم تونل کارپ (CTS)، از شایع ترین انواع اختلالات فشارنده عصبی با هزینه بالای یک بیلیون دلار در سال است. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر دعا درمانی در مبتلایان به این بیماری است. مواد و روشها در این مطالعه مداخله ای، بیماران داوطلب مبتلا به CTS ( تائید شده با دستگاه الکترودیاگنوز) و دارای معیارهای ورود، بصورت غیر احتمالی و غیر متوالی، در طول پائیز 1384 وارد گردیدند. بیماران تحت دعا درمانی ( هفته ای یک مرتبه تا سه هفته) قرار گرفته و از نظر علائم بالینی، معاینه فیزیکی و یافته های الکترودیاگنوز قبل و بعد از دعا درمانی بررسی شدند. بررسی های آماری با ضریب اطمینان 95% توسط Paired – t- test وChi square انجام شد. یافته ها در این تحقیق 12 بیمار و 23 دست مبتلا به سندرم تونل کارپ وارد شدند. 11 مورد از نوع خفیف ( 2/47% ) و 8 مورد از نوع متوسط ( 7/34%) و 4 مورد از نوع شدید (39/27% ) تحت دعا درمانی قرار گرفتند. دربررسی 6 هفته پس از پایان دعا درمانی، بین علائم بالینی بیماری ( براساس معیار آنالوگ چشمی )، معاینه فالن، معاینه فالن معکوس و یافته های الکترودیاگنوز قبل و بعد از دعا درمانی، از لحاظ آماری تفاوت معنی داری دیده شد. (05/0> Pvalue) تغییرات بیماران درتست تینل و علامت Flick، چشمگیر نبود. (05/0< Pvalue) در مجموع (8/72% ) بیماران با نوع خفیف، درمان کامل گردیده و (8/34% ) از خیلی کم تا خیلی زیاد تغییراتی داشته اند که منجر به تغییر درجه ی ابتلا، نشده اند. ( 33/58%) بیماران از این روش درمانی راضی بوده اند. نتیجه گیری تاثیر دعا درمانی برکاهش شدت علائم بالینی، تست های فالن و فالن معکوس و یافته های الکترودیاگنوز چشمگیر است و مطالعات بیشتری در این زمینه با حجم نمونه ی بالاتر پیشنهاد می گردد
مقاله حاضر به دنبال تشریح رابطه مفاهیم دموکراسی، صلح و عدالت در اندیشه سیاسی است. در این بین نگرش لیبرالیستی و انتقادی پوپر به دموکراسی ما را بر آن داشت تا از رویکرد این فیلسوف سیاسی قرن 20 در توضیح مقوله های دموکراسی، عدالت و صلح استفاده کنیم. نگرش انتقادی پوپر در حوزه فلسفه علم بازتاب خود را در حوزه اجتماعی نشان داده است. او با نقد مبانی فکری خشونت، دیکتاتوری و اقتدارگرایی بستر مناسب برای ترویج عدالت و صلح را دموکراسی مبتنی بر جامعه باز می داند. از طرفی همان طور که در متن نشان داده شده است نگرش پوپر به صلح، عدالت و فراتر از آن دموکراسی به رویکرد نهادها و سازمان های بین المللی که مروج حقوق بشر هستند خیلی نزدیک است. از این روی عقلانیت انتقادی پوپر چارچوب مناسبی برای تبیین رابطه دموکراسی، عدالت و صلح می باشد.
هدف اصلی از انجام این تحقیق شناسائی و معرفی، عوامل مؤثر بر مخاطرات طبیعی اعم از سیل، لغزش، آتش سوزی،...وهمچنین پراکندگی مکانی و زمانی مخاطرات و گستردگی و وسعت آنها در حوضه آبخیز شفارود شهرستان رضوانشهر(تالش) واقع در غرب استان گیلان می باشد. اثر انعکاس این مخاطرات بر وضعیت اقتصادی-اجتماعی ساکنان نکته قابل توجهی است که اهمیت این تحقیق را نشان میدهد. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی (سیستم حوضه ای) و با بهره گیری از ابزارهائی چون نقشه های توپوگرافی سازمان نیروهای مسلح و نقشه های زمین شناسی، کاربری اراضی، عکسهای هوائی سازمان نقشه برداری کشور و بازدیدهای میدانی (مشاهده مستقیم ) وبکارگیری G.P.S نرم افزارهای Excel و AutoCAD به انجام رسیده است.
نتایج مطالعات نشان داد :عمده ترین مخاطرات طبیعی تهدید کننده حوضه عبارتند از : لغزش،سیل،آتش سوزی،خشکسالی،رعدوبرق،گزندگی حیوانات،آفات گیاهی،...که در این راستا، نوع و جنس سازندهای زمین شناسی و گسلهای متعدد در داخل حوضه و گسل سراسری آستارا در پایاب حوضه، اختلاف ارتفاع بین خط الرأسها و پایاب حوضه ، شیب دامنه ها، ریزش باران و دوام برف (حدود 6 ماه))، وزش بادهای شدید در پاییز و اوایل بهار، پوشش انبوه جنگلی در سرتاسر حوضه و ... از جمله عوامل عمده ی طبیعی و مهمی می باشند که در ایجاد مخاطرات طبیعی حوضه نقش اساسی بر عهده داشته نظیر وقوع لغزش و ریزش سنگ( در شمال غرب،مرکزوجنوب غرب حوضه) در روستاهای ارده( 1383) روشنده (1375) دشت دامن (1383 )و وقوع سیل در پارگام (1375)، رینه (1383)، وسکه (1373) و ... آتش سوزی در جنگلهای جنوب وجنوب غرب حوضه(رزه،دشت دامن) طی ده ساله 85 – 1375 .رویداد این مخاطرات علاوه بر خسارات اقتصادی وآسیب های اجتماعی،درسطح محدوده مورد بررسی مجموعاً چشم اندازهای محیطی را تغییر داده و می دهند.
یکی از اقدامات اولیه جهت مدیریت حرکتهای توده ای و کاهش خسارات ناشی از آنها، تهیه نقشه پهنه بندی خطر حرکتهای توده ای و شناسایی نواحی مستعد و دارای پتانسیل بالای خطر وقوع این پدیده می باشد. در تحقیق حاضر که با هدف پهنه بندی خطر وقوع حرکتهای توده ای در حوزه آبخیز صفارود به وسعت 135 کیلومتر مربع صورت گرفته است، با استفاده از نقشه های توپوگرافی با مقیاس 1:25000، سیستم اطلاعات جغرافیایی، کنترل میدانی و تفسیر عکسهای هوایی، لایه های اطلاعاتی مورد نیاز نظیر نقشه های زمین شناسی، طبقات ارتفاعی، زاویه شیب، جهت شیب، بارندگی متوسط سالیانه، بارندگی حداکثر 24 ساعته با دوره بازگشت 100 ساله، حداکثر شتاب زلزله، فاصله از آبراهه ها و رودخانه ها و فاصله از جاده تهیه شده است. سپس با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره خطی، وزن و نقش عوامل مختلف مؤثر در وقوع حرکتهای توده ای تعیین شده و نهایتاً نقشه پهنه بندی خطر حوضه تهیه گردیده است. نتایج حاکی از این بوده است که 28/56 درصد از سطح حوضه دارای کلاسهای خطر زیاد و بسیار زیاد بوده اند که این مناطق، در نزدیکی جاده ها، آبراهه ها و گسلها، بر روی سازندهای زمین شناسی محتوی لایه های سیلت سنگ، شیل، ماسه سنگ، کنگلومرا و ذغال، در شیبهای 15 تا 35 درجه و ارتفاعات متوسط (1000 تا 1500 متر از سطح دریا) حوضه که دارای بارندگی زیاد (بیش از 850 میلیمتر) هستند، واقع شده اند
جهت شناخت منابع بحرانی رسوبزا در سطح حوزه های آبخیز بزرگ، میتوان براحتی از اطلاعات در دسترس زمینی در مقیاس منطقه ای استفاده کرد. روش تحقیق حاضر جهت کسب ارزیابی های لازم به صورت کمی برای مدیریت محیطی تهیه شده است. لذا تلاش میکند روش Fargas و همکارانش را مطالعه و استفاده نماید. این روش در یکی از زیرحوزه های، حوزه آبخیز حبله رود به نام سنگاب با سطح 71/7684 هکتار در شمال شرقی ایران و در قسمتهای اقلیمی خشک و نیمه خشک ایران واقع شده، اعمال شده است. هدف اصلی از این مدل، استفاده از داده های پایه زمینی که منجر به فرسایش شده و شامل تولید، انتقال و تجمع رسوبات از طریق مسیرهای آبی(آبراهه ها) در سطح حوزه آبخیز، میباشد. این مدل بر پایه انتخاب مناطق همگن تراکم آبراهه و سنگ شناسی بوسیله اتصال واحدهای پایه، سیستم نسبتی بدست می آید. ارزش های تراکم زهکشی بر اساس کلاس فرسایش و سنگ شناسی نیز بوسیله شاخص های فرسایش برگرفته از FAO(1997) نسبت دهی میشوند. ترکیب و کلاسه بندی مجدد نتایج تقریبا پنج کلاس خطر رسوب را بر اساس مدل Fargas و همکارن(1997) بدست می دهد. مزیت این روش اینست که تنها از دو عامل اصلی فرسایش که شامل سنگ شناسی و تراکم آبراهه است، استفاده میکند. بطوریکه این عاملها در نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی در کشورمان ایران وجود دارد. مقیاس نقشه ها 1:50000 بوده و مدل از طریق پایه وکتوری GIS (نرم افزار Arc GIS9.2) اجرا شده است. روش کار مورد آزمون نشان داده است که جهت تحقیقات اولیه برای ارزیابی فرسایش و طرحهای حفاظت خاک در سطح منطقه ای میتواند مفید باشد. همچنین جهت تعیین مناطقی که نیاز به تجزیه و تحلیل های بیشتری داشته و در نهایت مدیریت محیطی قابلیت ارتقاء را دارد.
آلودگی هوای شهرها امروزه به یک معضل زیست محیطی و اجتماعی تبدیل شده است. افزایش جمعیت، توسعه نامتقارن و بعضاً بدون رعایت اصول علمی، بافت فیزیکی شهرها،افزایش وسایل و منابع آلوده ساز سبب شده است زندگی انسان در برخی از شهرها دچار خطر شده و سلامت آنها را تهدید نماید.
شهر تهران به عنوان بزرگترین شهر ایران در زمره آلوده ترین شهرهای جهان به حساب می آید. با توجه به عوارضی که آلودگی هوا بر محیط زیست و سلامت بشر دارد، ضرورت شناخت دقیق آلاینده ها و مشخص ساختن پهنه های آلوده به منظور کاستن از شدت آلودگی آشکار می شود.
در تحقیق حاضر داده های مربوط به آلاینده منواکسید کربن Co از 10 ایستگاه اصلی سنجش آلودگی شرکت کنترل کیفیت هوای تهران بر اساس شاخص PSI استخراج و با استفاده از نرم افزار Excel برای دوره آماری 10 ساله روزهای پاک و آلوده مشخص گردید و5 نمونه از شدیدترین روزهای آلوده برای مطالعه انتخاب شد. سپس برای پهنه بندی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی Gis اقدام به تهیه نقشه هائی گردید.
با بررسی نقشه های ترسیم شده مشخص شد جهت و سرعت باد در جابجایی آلودگی هوا نقش موثری دارد. پهنه های خیلی ناسالم در قسمتهای مرکزی و جنوبی شهر و بیشتر در محدوده اطراف ایستگاه های فاطمی، بازار، آزادی، مهرآباد و بهمن مشاهده شد.در نمونه های مطالعه شده پهنه های پاک و مجاز بیشتر در قسمتهای شمالی، شمال غربی و شمال شرقی وجود داشت بجز نمونه روز 13/09/84 که در هیچ نقطه شهرهوای پاک ویا مجاز وجود نداشت.
در این پژوهش با هدف"تعیین روش بهینه قراردادها در تامین مالی و اجرای پروژه ها در بخش بالا دستی،برای میادین مستقل و مشترک نفت و گاز ایران"،دو گزینه روش قراردادی بیع متقابلو مشارکت در تولید را مورد بررسی قرار داده و با استفاده از مدل"تحلیل فرایند سلسله مراتبی"(AHP) با هم مقایسه کرده ایم.به این منظور،معیارهای تصمیم گیری برای انعقاد قراردادها در بخش بالا دستی صنایع نفت و گاز به دو دسته کلی "معیارهای پیش از عقد قرارداد " و"معیارهای درون قرارداد"تقسیم کرده ایم.برای مقایسه دو نوع روش قرارداد در دو مرحله تکمیل پرسشنامه توسط افراد متخصص و صاحب نظر در صنعت نفت و به کارگیری نرم افزارEC از "معیارهای درون قرارداد"استفاده کرده و برای انتخاب انها به روش علمی از رش دلفی استفاده کردهایم.با توجه به معیارهای انتخاب شده برای سنجش این دو نوع روش قرارداد،با ورود داده ها به نرم افزارECو تجزیه و تحلیل های مربوطه به این نتیجه رسیده ایم که به کارگیری روش قراردادهای مشارکتدر تولید در میادین مستقل 65.7 درصد و در میادین مشترک 68.3 درصد،نسبت به قراردادهای بیع متقابل برتری دارند.
عدم شناخت شرایط تجارت جهانی و عوامل موثر بر صادرات کالا و خدمات از موضوعات اساسی در صادرات پسته می باشد.بر اساس بیماری هلندی اتکا به صادرات نفت موجب شده تا صادرات پسته در دهه های اخیر کاهش یابد.برای رشد صادرات پسته توجه به دو دسته از عوامل ضروری است:دسته اول متغیرهای اقتصادی مانند نرخ ارز واقعی،درآمد خارجیان و میزان تولید پسته هستند که تاثیر مثبتی در گسترش صادرات این محصول دارند.برای این منظور از الگوی اقتصاد سنجی و داده آماری سری زمانی استفاده کرده ایم.دسته دوم،متغیرهای بازرگانی و بازار یابی می باشد که عوامل موثر بر ان را با استفاده از یک مطالعه میدانی به دست آورده ایم.عواملی مانند قوانین و مقررات دولتی،بازار یابی،هزینه های تبلیغات،کیفیت محصول،حمایتهای گمرکی،عدم ثبات قوانین و وضعیت کلان اقتصادی که بر صادرات پسته موثر هستند.
سری های زمانی بسیار پیچیده مانند قیمتهای بازار سهام،معمولا تصادفی بوده ،در نتیجه تغییرات آنها غیر قابل پیش بینی فرض می شود.در بیشتر موارد در بررسی مشاهدات اماری مربوط به متغیرهای اقتصادی از جمله قیمت بازار سهام از آزمونهایی استفاده شده که در مواجهه با داده های آشوبی به اشتباه افتاده و انها را در داده های تصادفی تشخیص داده اند.در حالی که این داده ها در واقع،از مقام های معینی به و جود می ایند که با اختلالاتی جزیی همراه می باشد.به همین دلیل آزمونهای پیش بینی پذیری و غیر خطی برای بررسی و جود روند آشوبی معین و فرایندهای غیر خطی در سری زمانی شاخص روزانه سهام بازار اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1379/8/1 تا 1386/7/2 مورد استفاده قرار داده ایم که از جمله می توان به آزمونهای BDS,HURST، تسلسل و بعد همبستگی اشاره نمود که نتایج به دست آمده نشان دهنده پیش بینی پذیری و وجود روند غیر خطی در داده های مورد بررسی بوده است.پس از حصول اطمینان از پیش بینی پذیری و وجود روند غیر خطی در داده های شاخص روزانه سهام،جهت ارائه مدل مناسب برای پیش بینی شاخص قیمت سهام،مدل های سری زمانی خطی (AR) و غیر خطی(GARCH)و شبکه عصبی مصنوعی(ANN) برآورد کرده،سپس،نتایج به دست امده از پیش بینی توسط این مدلها را با استفاده از معیارهای CDC,RMSE,MAE,MAPEو آماره U-THEILمورد مقایسه قرار داده ایم.نتایج به دست امده از مقایسه توان پیش بینی این مدلها بیانگر توان بالای پیش بینی در مدلهای شبکه عصبی مصنوعی نسبت به مدلهای دیگر است.
زیر ساختهای قوی باعث کاهش هزینه های حمل و نقل،که این کاهش در هزینه های حمل و نقل،انگیزه ای برای ورود شرکت های منطقه ای و چند ملیتی ایجاد کرده و جذب سرمایه گذاران مستقیم خارجی در ایران(1386-53) است،که با استفاده از دو روش اقتصاد سنجی سری زمانی روش همجمعی جوهانسون-جوسیلیس به برآورد رابطه بلند مدت و بر اساس الگوی تصحیح خطا به برآورد روابط کوتاه مدت پرداخته ایم.نتایج برآورد مدل نشان می دهد که زی ساختهای حمل و نقل در دوره مورد بررسی در بلند مدت تاثیر مثبت و معناداری بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی داشته که،ضریب این متغیر 2.55 است.
اصلاح قیمت حاملهای انرژی از حساسیت بالایی در اقتصاد کشور به خصوص بخش صنعت برخوردار است.صنعت فولاد از جمله صنایع انرژی بر،سرمایه بر و نیازمند تکنولوژی بالا می بتشد که سهم بالای انرژی در تولید ان(حدود 8 درصد) سبب می شود که افزایش قیمت حاملهای انرژی ،قیمت تمام شده تولید و فروش محصول را تحت تاثیر قرار دهد.لذا به علت وجود ارتباطات پسین و پیشین این صنعت با سایر صنایع،تغییر قیمت فولاد آثار مهمی بر سایر بخش های اقتصادی و صنعتی نیز خواهد داشت.نتایج این تحقیق نشان می دهد که در صورت افزایش قیمت حاملهای انرژی آثار مستقیم این سیاست بر هزینه تمام شده صنعت فولاد در هر سال به صورت مشروط قابل تحمل خواهد بود.دلیل مشروط بودن امر این است که اگر بسته سیاسی غیر قیمتی مانند اصلاح فرایند،بهبود تکنولوژی تولید و اصلاح الگوی مصرف انرژی در واحدهای صنعتی همزمان و به موازات سیاست قیمتی به کار گرفته نشود،به دلیل انباشت آثار تجمعی افزایش قیمت حاملهای انرژی ،احتمال ورشکستگی و تعطیلی واحدهای صنعتی کشور وجود دارد.
رویکردهاى نوین شهرسازى از جمله »برنامه ریزى اجتماعى « و »برنامه ریزى غیر اقلیدسى « در کنار جدیدترین تئوری هاى ارائه شده از جمله » تئورى انتقادى »، « تئورى پدیدار شناسى »، « تئورى اخلاقى » و »تئورى توسعه پایدار » همگی مؤید ضرورت نگرشى نوین به جهان هستى، انسان ها، محیط و بالمآل معمارى و شهرسازى هستند. علیرغم تفاوت هایى در اصول و روش ها، مى توان توجه به مواردى چون اصول اخلاقى در مقابل منافع، اجتماع در مقابل فرد و کیفیت در مقابل کمیت را از اصول مشترک کلیه دیدگاه هاى فوق دانست. لذا به نظر مى رسد که تحقق توسعه پایدار محلات و شهر، مستلزم چرخشى بنیادین در محتوا و رویه شهرسازى معاصر باشد. مقاله حاضر در پى بررسى و تحلیل اصول و مفاهیم توسعه پایدار شهرى از منظرى پدیدار شناختى است. از این رو با تکیه بر روشى توصیفى/ تحلیلى و با استفاده از تکنیک »مطالعات کتابخانها ى «، اصول پایها ى توسعه پایدار در بستر مفاهیم پایه اى پدیدارشناسى چون »بازگشت به خود اشیاء »، « سکنى گزینى »، « فضاى زیسته »، « حس مکان »، « معنى « و ... مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. از مهمترین نتایج این مطالعه مى توان به ضرورت توجه به حیات انسانى به عنوان شبکه اى تودرتو، ظریف و پیچیده از ارتباط هاى واقعى و سمبولیک و شناخت این شبکه روابط با تکیه بر پارادایم هاى تحقیق کمّى و کیفى، اجتناب از تلقى »فضا « به عنوان یک فضاى صرفاً هندسى، مقاومت در مقابل بهینه سازى و توجه به مطلوبیت، انسانیت و اداره پذیرى اندازه هاى کوچک و در عین حال متمرکز به جاى رشد لجام گسیخته، ارتقاء شیوه های » تصمیم سازى « در سطوح گوناگون برنامه ریزى از طریق توجه به روابط انسان و محیط به شیوه ها ى دیالکتیکى و مشروعیت بخشیدن به حضور و مشارکت مردم در طرح هاى شهرى اشاره نمود.
کیفیت زندگی شهری معمولا یا با استفاده از شاخص های ذهنی از دیدگاه ساکنان و ارزیابی میزان رضایت آنها از زندگی شهری و یا براساس شاخص های عینی و با استفاده از اطلاعات ثانویه و وزن دهی به شاخص های عینی محیط شهری اندازه گیری می شود. به ندرت شاخص های عینی و ذهنی کیفیت زندگی در ارتباط با یکدیگر لحاظ میشوند. در این پژوهش، این دو گروه از شاخص ها، با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS)، و به منظور بررسی ارتباط مکانی میان پاسخ دهندگان و نیز جمع آوری شاخص های عینی در خصوص محیط شهری آنها از بعد دسترسی به خدمات عمومی و برخورداری از حمل و نقل عمومی ، به یکدیگر مرتبط شده اند. با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری(SEM)، شدت رابطه میان شاخص های عینی و ذهنی کیفیت زندگی شهری مورد ارزیابی و آزمون قرار گرفته است. نتیجه نشان میدهد که بهبود کیفیت زندگی ذهنی از طریق بهبود شرایط عینی در محیط شهری از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. همچنین رضایت از دسترسی به خدمات عمومی اثر مثبت و معنی داری را به لحاظ آماری بر کیفیت زندگی ذهنی وارد میکند و افزایش رضایت از دسترسی به خدمات ، سبب افزایش کیفیت زندگی ذهنی می شود. این یافته ها به برنامه ریزان شهری گوشزد میکند که در نظر گرفتن رابطه میان شاخص های عینی و ذهنی، معیارها و عوامل کالبدی در تعیین میزان رضایت مندی از زندگی در شهرهای جدید نقشی اساسی دارند.
وجود بحران های ناشی از اقدامات و سیاست های شهری در ایران در حالی است که جامعه حرفه ای با تجربه بسیار غنی شهرسازی و معماری در شهرهای قدیمی و در راستای اصول توسعه پایدار مواجه است. شرایطی که میتواند به یاری توسعه شهرهای موجود آمده و از سوی دیگر آیندهء شهری روشنی را رقم بزند. به طور کلی هدف این مقاله مطالعه و بررسی دیدگاه های صاحب نظران و نیز تجربه معماری و شهرسازی گذشتگان به منظور تدوین یک چارچوب نظری مبتنی بر اصول طراحی فرم پایدار شهری است. روش به کار رفته برای تحقق این هدف، شامل تحلیل محتوای اسناد و مدارک به منظور دسته بندی مجموعه ای از اصول مورد اجماع و نیز مطالعه اسنادی و میدانی ویژگی های شهرهای تاریخی واقع در حوزه بیابانی استان اصفهان به منظور انطباق آنها با اصول منبعث از مبانی نظری است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که صاحب نظران بر عواملی همچون فشردگی، ایجاد تنوع در کاربری ها و فعالیت ها، حمل و نقل پایدار، طراحی سیستم های غیرفعال ، بازیافت و ... به عنوان عوامل موثر بر ایجاد فرم شهری پایدار تاکید دارند. در همین چارچوب ، مطالعه ویژگی های شهرهای مورد مطالعه نشان دهنده انطباق آنها به میران قابل توجهی با اصول و یافته های نظری مورد اشاره است.