تالاب انزلی در حاشیة جنوب غربی دریای خزر با ویژگیهای منحصر به فرد خود در سال 1354 در فهرست کنوانسیون رامسر قرار گرفت. در حال حاضر این تالاب دچار مشکلات متعددی است که فراغنی شدن از پیامدهای بارز آن است. ورودیهای تالاب انزلی در روند یوتریفیکاسیون آن مؤثر بوده و بخش های شرقی و مرکزی را بیشتر تحت اثر خود قرار میدهند. بررسی حاضر طی سالهای 1371 تا 1381 در ایستگاههای موجود در پیکرة تالاب انجام گرفت. درجه یوتریفیکاسیون با استفاده از مدل های مختلف تعیین سطح تروفی سنجش شد و مقادیر کلروفیل a ، نیتروژن کل و فسفات کل به عنوان مشخصه های مورد نیاز در مدل ها بر اساس روش های استاندارد اندازه گیری شدند. نتایج بررسیها نشان داد که مقدار کلروفیل a در اکثر نقاط بالاتر از 25 میکرو گرم در لیتر، مقادیر نیتروژن بیشتر بین 5/0 تا 5/1 میلیگرم در لیتر و فسفر کل بین 05/0 تا 17/0 میلیگرم در لیتر بوده است. بر اساس آستانه وضعیت های مختلف تروفی مشخصه های مذکور 87 تا 100 درصد تالاب انزلی یوتروف شده در حالیکه این رقم در سالهای اولیه حدود 46 تا 90 درصد بوده است. بر اساس مدل یوتروفی فسفات به ازت، سیر صعودی یوتریفیکاسیون طی سالهای مورد بررسی مشاهده شده. اما بخش های عمدة تالاب در مرحلة نهایی مزوتروف قرار دارد. میانگین مقدار این نمایه در سالهای انتهایی بررسی حدود 46 محاسبه شده که با توجه به سایر خصوصیات زیستی تالاب انزلی و در مقایسه با برخی دریاچه های الیگو مزوتروف رقم پایینی محسوب میشود. بر اساس این نمایه کمتر از 2/5 درصد گسترة تالاب یوتروف به شمار میرود. تالاب انزلی گنجایش جذب و هضم مواد مغذی وارده بر خود را ندارد و متوقف کردن روند رو به رشد آن باید در برنامه های احیای تالاب قرار گیرد. بهره گیری از نتایج مطالعات گذشته و بازبینی برخی از توصیه ها کمک مؤثری در کنترل فراغنی شدن تالاب انزلی خواهد کرد.
محدودیت منابـع انــرژی و رشد چشمگیر مصرف آن در ایران، نسبت به متوسط شـدت مصرف آن در جهان و نیز آثار زیانباری که مصرف بالای انرژی بر محیط زیست تحمیل میکند، لـزوم صرفه جویی و بهینه سازی مصرف انـرژی در کشـورمان را دو چندان کرده است. سیستم های گرمایش یکی از مصرفکنندگان عمدة انرژی محسوب شده و استفاده از روشی با بازده بالا، در بخش های مختـلف، بویژه ساختمان های صنــعتی و سوله ها، ضــروری به نظر میرسد. به این منظور، سیستم گـرمایش تـابشی، نسبت به طرق دیگر، از بازده بالاتری برخوردار است. در گرمایش تابشی، گرما، از طریق اشعة مادون قرمز به کف سالن میتابد و با برخورد با افراد و اشیاء آنها را گرم میکند. در این سیستم اتلاف انرژی از طریق هوا بسیار ناچیز است. در تحقیق حاضر، ممیزی انرژی الکتریکی و گاز مصرفی پس از بهسازی الگوی گرمایش در یک مطالعه موردی که بزرگترین مجتمع صنعتی مصرفکننده انرژی در شمال کشور است، نشان میدهد که استفاده از این روش، تا 75 درصـد صــرفه جویی در مصـرف سـوخت و تا 95 درصـد صـرفه جـویی در مـصرف بــرق، نسـبت به دیگر سیسـتم های گــرمایشی را به همـراه دارد و میتواند سهم چشمگیری در مصـرف بهینة انـرژی و حفظ محیط زیست داشته باشد. از آنجاییکه ثابت شده، فعالیت های نیروگاهی منجر به تولید گازهای آلاینده، نظیر So2، Co2 و Noxمیشود و بهسازی مصرف انرژی، به معنای کاهش نیاز به تولیدات نیروگاهی و در نتیجه کاستن از آثار مخربی است که فرایند تولید انرژی از سوی نیروگاهها، بر محیط زیست کشور تحمیل میکند، سعی بر آن شده است تا حاصل این اصلاح در سیستم گرمایش سازمان، از منظر زیست محیطی نیز مورد کاوش قرار گیرد. نتایج حاصل از تعمیم فعالیت های انجام یافته در مطالعة موردی و بهسازی الگوی گرمایش در ساختمان های مشابه، کاهش هزینه های اجتماعی چشمگیری را نمایش میدهد.
فرایند تحلیل سلسله مراتبی(ای-اچ-پی) یکی از گسترده ترین ابزارهای تصمیم گیری چندمعیاره است. در فرایند مکانیابی (تعیین مکان بهینه) با استفاده از روش(ای-اچ-پی) که در نرم افزار Expert choice عملی میشود، بعد از تعیین سطوح سلسله مراتبی شامل هدف، معیارها، زیرمعیارها و گزینه ها (مکان های مورد نظر)، مقایسة زوجی بین مجموعه ها برای وزن دهی انجام میشود. در عین وزن دهی به مجموعه ها تجزیه و تحلیل سازگاری قضاوت ها صورت میگیرد که باید کمتر از 1/0 باشد. پس از وزن دهی تمامی معیارها و زیرمعیارها و گزینه ها، مقایسة کلی گزینه ها نسبت به هدف انجام و نتیجة مقایسه به صورت نموداری ظاهر میشود. برای انجام این پژوهش شهرستان بناب در جنوب استان آذربایجان شرقی در نظر گرفته شد. در این شهرستان سرانة تولید زباله های خانگی و شهری به 820 گرم (نفر/روز) میرسد. محل کنونی دفع زباله های این شهر، قره قشون واقع در جنوب این شهرستان است که از سال 1380 مورد استفاده بوده است. مطالعة کنونی با هدف مکانیابی زیست محیطی محل دفن زباله های شهری با استفاده از روش(ای-اچ-پی) و تکنیکهای سیستم اطلاعات جغرافیایی و بهره گیری از نرم افزار Expert choice انجام گرفته است. معیارها و زیرمعیارهایی از قبیل ژئومرفولوژی، زیست محیطی، هیدرواقلیم، کاربری اراضی، و وضعیت اقتصادی مورد ملاحظه قرار گرفته اند. از بین 9 مکان مجاز دفن در منطقة مورد مطالعه، مکان شمارة 4 به عنوان بهترین مکان دفن انتخاب شد و سایر گزینه ها با توجه به وزن مورد نظر در اولویت های بعدی قرار گرفتند. پژوهش حاضر بر روی منطقة بناب واقع در جنوب استان آذربایجان شرقی صورت گرفته است.
اکوسیستم های جنگلی که طی زمان های متمادی به صورت فعلی درآمده اند نقش مؤثری در حفظ تعادل و برقراری موازنه طبیعت دارند و بهره گیری از این منابع باید با مطالعة دقیق خصوصیات رویشگاه و تعیین توان اکولوژیک آنها صورت پذیرد. ارزیابی سرزمین در واقع شامل پیش بینی یا سنجش کیفیت سرزمین برای کاربری خاص از نظر تولید، آسیب پذیری و نیازمندیهای مدیریت است که این سنجش با مقایسه ویژگیهای اکولوژیکی و مدل های اکولوژیکی ساخته شده برای کاربری مورد نظر انجام میپذیرد. در این تحقیق، پس از مطالعه، شناسایی و نقشه سازی عوامل اکولوژیکی اعم از عوامل فیزیکی (شامل فیزیوگرافی و توپوگرافی؛ ارتفاع، شیب، خاک، سنگ مادر، بارندگی، دما و...) و عوامل زیستی (شامل تراکم پوشش گیاهی، رویش سالانه، ارزش گونه های گیاهی و...) که در کاربری جنگلداری مؤثرند در حوضه های آبخیز 33 و 34 (دو هزار و سه هزار)، به کمک سامانه، اطلاعات جغرافیایی انجام شد. سپس به کمک مدل اکولوژیک جنگلداری مبتنی بر روش تجزیه و تحلیل سیستمی، توان اکولوژیک حوضه های مذکور بر اساس منطق بولین مشخص شد. برای این کار، در هر یک از طبقات هفت گانه مدل فوق، شرایط و ویژگیهای مناسب در حوضه ها با کد 1 و بقیه با کد صفر مشخص شدند. سپس با ضرب لایه ها، ارزیابی توان جنگلداری برای هر هفت طبقه مناطق مناسب برای هر طبقه جنگلداری مشخص شد و نتایج حاکی از وجود پنج طبقة اوّل و عدم وجود طبقات 6 و 7 مدل های جنگلداری ایران در حوضه مورد مطالعه اند که از پنج طبقه اول، سهم طبقه 3 از همه بیشتر است.