این مقاله به بررسی نظریه های بین المللی شدن شرکت های کوچک و متوسط میپردازد. بر اساس مدلی که مبتنی بر این نظریه هاست و رویکردی کارآفرینانه دارد، نقش دو عامل مهم محیطی (خارجی) و سازمانی (داخلی) در بین المللی شدن شرکت های کوچک و متوسط مورد بررسی قرار میگیرد. جامعهی آماری در این پژوهش مدیران (اعضای هیئت مدیره) واحدهای صنعتی کوچک و متوسط غذایی تهران است. اطلاعات و داده های پژوهش از طریق پرسش نامه استخراج شد، سپس داده ها ازطریق مدل سازی معادلات ساختاری آزمون گردید. یافته های پژوهش نشان می-دهد که هر دو عامل نقش مثبتی در بین المللی شدن بر عهده دارند با این تفاوت که عامل سازمانی تاثیر بیشتری دارد. این نشان از نقش برتر و اصلی ویژگیهای مدیران و کارآفرینان و منابع شرکت است. هم چنین نتایج حاکی از آن است که فرآیند بین المللی شدن فرآیندی تدریجی است.
This research was based on the culture of poverty and social disorganization theories، using a survey method. The sample of the study included 330 beggars and 1000 non-beggars shiraz. The research findings revealed that 64/4 percent of the beggars aged lower than 20 years and most of them were mentally and physically healthy. Most of them live in the suburbs of the city where the culture of poverty is prevalent. The results of multiple regression implied that there is meaningful relationship between the factors of ""being religious،"" marital status""، ""levels of education""، ""being rural or urban""، ""occupation"" and ""social class"" of the participants and their attitudes toward the phenomenon of begging. It also shows that the factor of ""degree of religion"" explained the maximum amount of the dependent variable (tendency to help he beggars).
تحقیق حاضر با هدف بررسی و مقایسه رابطه بین ویژگی های کارآفرینی و رضایت شغلی و بررسی آن بین زنان و مردان انجام شد. جامعه آماری تحقیق، شاغلین بیمارستان کامیاب مشهد بودند . پس از جمع آوری اطلاعات وتحلیل دادهها از میان سیزده فرضیه، دوازده فرضیه تایید شد که نتایج فرضیات اصلی بدین صورت بود. بین ویژگی های کارآفرینی شاغلین ورضایت شغلی مقدار پیرسون 578/ 0بود که رابطه معنادار نسبتاً قوی بین دو متغیر را نشان می دهد، مقدار پیرسون برای فرضیه دوم592/0 بود ورابطه نسبتاً قوی ویژگی کارآفرینی زنان و رضایت شغلی را نشان می دهد ومقدار پیرسون برای فرضیه رابطه ویژگی های کارآفرینی و رضایت شغلی در مردان601/0 و رابطه قوی تایید شد. نتایج آزمون تفاوت بدین صورت بود که بین اعتماد به نفس، کنترل درونی، نگرش مثبت، نیازبه توفیق، نیاز به استقلال وآیندهنگری در زنان و مردان تفاوت معناداری نبود درحالیکه بین خلاقیت، نوآوری، گرایش به رفاه اقتصادی و ریسک پذیری بین زنان و مردان تفاوت معنادار بوده و مردان این ویژگی ها را بیشتر داشتند. همچنین از نظر میانگین روحیه کارآفرینی تفاوت معناداری بین دو جنس وجود داشته و مردان میانگین روحیه کارآفرینی بالاتری نسبت به زنان داشتند و از نظر رضایت شغلی، تفاوت معناداری بین دو جنس وجود نداشت.
هدف از این مقاله بررسی میزان کاربست مؤلفه های سازمان یاد دهنده در دانشگاههای دولتی کشور بود. مؤلفه های سازمان یاددهنده در پنج مقوله دیدگاه قابل یاددهی، ایده ها، ارزشها، انرژی و قاطعیت در تصمیم گیری مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 25067 نفر اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی کشور (13335 نفر در دانشگاه های وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و 11372نفر در دانشگاه های وابسته به بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) در سال تحصیلی86- 85 بوده و یک نمونه 345 نفری از میان آنان به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بصورت تصادفی انتخاب شد که 315 نفر در پژوهش شرکت نمودند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته 74 سؤالی بر مبنای نظریه سازمان یاددهنده تیچی در قالب طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شده است. پایایی کل پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ 87 /0 برآورد گردید. برای آزمون سؤالهای پژوهش از آزمون های آماری پارا م تریک از جمله t تک نمونه ای استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد میانگین نمرات پاسخ دهندگان در مورد کاربست مؤلفه های سازمان یاددهنده در گروه نمونه همه کمتر از حد متوسط(3) می باشد و در تمام مؤلفه ها تفاوت معنی دار است. همچنین میزان مطلوبیت استفاده از مؤلفه های سازمان یاددهنده در دانشگاهها با میانگین 25/4 بسیار بالاتر از حد متوسط ارزیابی شده و t مشاهده شده از t بحرانی جدول بزرگتر است. لذا در این خصوص نیز تفاوت میانگین ها معنی دار می باشد.
نظام آموزش عالی نهادی اجتماعی است که از دیرباز برای انجام سه رسالت آموزش، پژوهش و خدمات پدید آمده و در سال های اخیر رسالت های جدیدی از جمله کارآفرینی نیز به آن افزوده شده است. در بین تمامی عناصر و خرده نظام های آموزش عالی، از برنامه های درسی به عنوان مهم ترین عنصر و به منزله قلب این نظام یاد می شود زیرا بنیادی ترین ابزار فراهم آورنده دانش، تجربه و مهارت های دانشجویان برای عرضه خدمات به جامعه است. برنامه درسی که بتواند آرمان ها و رسالت های دانشگاه ها و سایر موسسات آموزش عالی را برای رفع نیازهای فردی( دانشجویان)، سازمانی( دانشگاه) و اجتماعی
( کارفرمایان و جامعه) تحقق بخشد برنامه درسی پاسخگو نامیده می شود. تبیین الزامات و پیامدهای اجتماعی برنامه درسی پاسخگو در آموزش عالی، هدف اصلی پژوهش حاضر بود که برای اجرای آن از روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. در پرسشنامه مذکور الزامات و پیامدهای برنامه درسی پاسخگو در حیطه خدمات اجتماعی از دیدگاه نمونه پژوهش یعنی استادان و دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی دانشگاه های اصفهان، صنعتی اصفهان و علوم پزشکی اصفهان و نیز کارفرمایان و مدیران که به روش طبقه بندی متناسب با حجم از نوع تخصیص بهینه و به طور تصادفی انتخاب شده بودند مورد مطالعه قرار گرفت. داده های گردآوری شده در دو سطح توصیفی و استنباطی و با استفاده از spss تجزیه وتحلیل گردید. نتایج حاصل از آزمون t نشان داد میانگین نظرات نمونه پژوهش در مورد الزام ها و پیامدهای تبیین شده بیش از میانگین فرضی جامعه بود)001/0≥ P). هم چنین نتایج تحلیل واریانس چند متغیره( مانوا) بیانگر آن بود که نظر استادان، دانشجویان و کارفرمایان در خصوص الزام های برنامه های درسی پاسخگو در آموزش عالی یکسان بوده اما بین دیدگاه های آنان در مورد پیامدهای اجتماعی موردانتظار از برنامه های درسی تفاوت معنی دار وجود داشت)005/0≥ P).
احساس امنیت از جمله مقولات مهم در هر جامعه ای به شمار می رود و مقدمه لازم برای حیات هر نظام سیاسی و اجتماعی است. احساس امنیت به احساس روانی شهروندان از امنیت مرتبط بوده و از اینرو موضوعات و مسایل بسیاری را پیرامون خویش در رابطه با تامین یا عدم تامین آن به همراه دارد. از جمله آسیب پذیرترین اقشار هر جامعه در رابطه با موضوع امنیت، زنان هستند و بر این اساس، موضوع این پژوهش بررسی احساس امنیت اجتماعی زنان شهر مشهد در سال 1387 و عوامل مؤثر بر آن می باشد یا به عبارتی هدف پژوهش واکاوی احساس امنیت زنان و مولفه های موثر بر آن است.
این نوشتار از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی، از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی، مقطعی است(نیمه دوم سال 1387). جامعه آماری پژوهش زنان بالای 15 سال مناطق 12گانه شهر مشهد بوده و حجم نمونه مقتضی بر اساس فرمول کوکران 360 نفرتعیین شده است و نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای انجام شد؛ به طوری که پرسشنامه طراحی شده با روایی سازه های مناسب(براساس ضریب آلفای کرونباخ) در میان خوشه های منتخب تکمیل شد.
در این پژوهش میانگین احساس امنیت اجتماعی زنان شهر مشهد در یک طیف 5 وجهی، 40/2 بوده است که از نمره متوسط پایین تر می باشد. در بررسی عوامل مؤثر در تحلیل رگرسیون چندمتغیری مهمترین عوامل مؤثر به ترتیب اهمیت عبارت بودند از: استفاده از وسایل ارتباط جمعی، نگرش به حجاب، طراحی شهری، تصور فرد از خود و حمایت اجتماعی که متغیر آخر دارای رابطه معکوس با متغیر وابسته بوده است. این عوامل توانستند 54/0 واریانس متغیر وابسته پژوهش را تبیین کنند.
A sociological Analysis of the Factors Affecting social Inequality
Rasul Rabbani , Seyed Ali Hashemianfar and Nafiseh Chini Page 89
Abstract Full Text [PDF 412KB]
Inequality is originally based on the differences that the society considers in treating individuals، and the reasons for making such differences lie in factors such as social class، race، ethnicity، sex and religion which are socially defined. The abstract and mental feelings of the members of the society and their perception of inequality are more important than the concrete and objective inequality and the important condition for its
emergence is social comparison which brings relative deprivation and the feeling of inequality. This research aims to analyze the amount of social inequality and the feeling of inequality as well as the factors affecting them. The present paper is a survey (with regard to controlling the conditions of the research) and also is an explanatory study. The research population includes all citizens of Isfahan who are 15 years old or above at
the time of the research and the sample includes 696 cases. The data was collected using a questionnaire. For data analysis، multi- variable regression and structural equations modeling were used. The results indicate that the coefficient of determination for social inequalities is R=.61.In addition، based on β value، luxurity، need satisfaction، age، religion، rationality، propaganda and generalized trust affected social inequality
respectively. Also، the coefficient of determination for the feeling of inequality was R=.69 and based on β value، materialistic values، individualism، formal trust، religion، rationality، need satisfaction، social closure، feeling of belonging، luxurity affected the feeling of inequality respectively. In sum، the results indicated that the actual level of social inequality is average (2.7) and the feeling of inequality is high (3.2) among the
participants.
این پژوهش به بررسی جامعه شناختی وضعیت هویتی جوانان دبیرستانی شهر ایلام پرداخته و به شیوة پیمایشی انجام شده است. با استفاده از فرمول کوکران 215 دانش آموز دبیرستانی به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب، و از پرسش نامة محقق ساخته استفاده شده است. در این بررسی از نظریة آنتونی گیدنز جهت بررسی هویت اجتماعی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون T، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شده است . یافته ها نشان می دهد رابطة متغیر تحصیلات با هویت فردی افراد مثبت و معنا دار است؛ یعنی با بالا رفتن میزان تحصیلات جوانان، هویت فردی آنان تقویت می شود و از هویت های دیگری که جنبة گروهی دارند، کاسته می شود. همچنین با سنجش متغیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی مشخص شد پایگاه اقتصادی- اجتماعی تنها با هویت قومی رابطة معنادار دارد و در برابر گونه های دیگر هویتی، بیشترین همبستگی را با هویت های فردی دارد تا هویت های جمعی؛ یعنی هرچه پایگاه اقتصادی- اجتماعی افراد بالاتر باشد، نقش هویت های جمعی ضعیف تر و نقش هویت فردی قوی تر می شود. همچنین نتایج بر آمده از رگرسیون نشان می دهد متغیرهای هویت گروهی و فردی بیشترین تأثیر را در هویت اجتماعی شخص دارند.