هدف این پژوهش بررسی اثر دو الگوی باردهی متفاوت تمرین مقاومتی بیشینه بر قدرت، توان و هایپرتروفی، پس از شش هفته تمرین است. 21 آزمودنی تمرین کرده مرد، به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. 16 آزمودنی در دو گروه هشت نفری، به مدت شش هفته، با هر یک از پروتکل های باردهی هرمی مسطح (FPLP) و هرمی اریب (SPLP) تمرین کردند و یک گروه نیز پنج نفری نیز در برنامه تمرین مقاومتی شرکت نکرده، به عنوان گروه کنترل به کار گرفته شدند. قدرت، توان و هایپرتروفی آزمودنی ها، قبل و پس از شش هفته تمرین ارزیابی شد. مقدار 1RM اسکوات نیمه (از16/15 ± 99 به 68/13 ± 118 و از 37/14 ± 3/98 به 70/15 ± 6/114 کیلوگرم) و خم کردن آرنج (از 21/4 ± 9/17 به 03/4 ± 4/23 و از 97/4 ± 6/18 به 42/7 ± 3/25 کیلوگرم) پس از شش هفته تمرین با هر یک از پروتکل های SPLP و FPLP، به طور معنی دار و مشابهی افزایش یافت. همچنین، ارتفاع پرش عمودی برون ده توان بیشینه و توان میانگین، سطح مقطع عرضی عضله ران و محیط عضله بازو، در مقایسه با مقادیر پیش از تمرین افزایش معنی داری نشان نداد. نتایج این مطالعه نشان داد سازگاری های اولیه (شش هفته تمرین مقاومتی) در قدرت، توان و حجم عضلانی، با اعمال روش باردهی ثابت در هر نوبت و افزایش تدریجی بار از یک نوبت تا نوبت بعدی، تفاوت قابل ملاحظه ای با یکدیگر ندارند.
هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات جودو روی ایمنی هومورال جودوکاران جوان بوده است. بدین منظور، تعداد 24 نفر جودوکار سالم (سن 5/1± 41/ 21 سال، قد 61/3± 5/178 سانتی متر، وزن 67/7 ± 5/75 کیلوگرم) به صورت داوطلبانه در پژوهش حاضر شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (12 نفر) و تجربی (12 نفر)، تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته، هفته ای چهار جلسه و هر جلسه به مدت دو ساعت تمرینات اختصاصی جودو را انجام دادند، اما آزمودنی های گروه کنترل در طول این مدت هیچ نوع فعالیت بدنی را انجام ندادند. به منظور بررسی سطوح ایمونوگلوبولین های سرم (IgG, IgA, IgM)، در سه نوبت قبل از تمرینات جودو (11)، پس از پایان تمرینات جودو (12) و پس از پایان یک هفته دوره بازیافت (13)، نمونه گیری خونی انجام گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از روش مدل خطی و t همبسته در سطح معنی داری (05/0 p<) استفاده شد.
نتایج نشان داده است که در جودوکاران گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل، پس از پایان تمرینات جودو (12)، غلظت IgG سرم به طور معنی داری افزایش یافت (001/0= P)، در حالی که غلظت های IgA و IgM سرم کاهش معنی داری داشتند (001/0= P)، اما در پایان دوره بازیافت (13)، غلظت ایمونوگلوبولین های سرم به طور معنی داری به مقادیر پایه برگشت کردند (001/0= P). در مجموع، این یافته ها نشان می دهند که تمرینات جودو موجب ایجاد تغییراتی در دستگاه ایمنی هومورال جودوکاران جوان می شود که آن احتمالاً می تواند به دلیل شدت، مدت و نوع تمرینات جودو، تغییرات ترکیب بدن و تبادلات پروتئین های پلاسمایی باشد. همچنین این تغییرات می تواند پیش آگاهی مناسبی برای مربیان و جودوکاران جوان در تدوین برنامه های تمرینی بر پایه دستگاه ایمنی باشد.
مدیریت فضای سبز شهری از مهم ترین کاربردهای تصاویر ماهواره ای با قدرت تفکیک مکانی بالاست. در مدیریت فضای شهری تعداد درختان و خصوصیات آنها معمولاً در زمرة اطلاعات پایه به شمار می روند. شمارش دستیِ تعداد درختان علاوه بر نیاز به نیرو و هزینه و زمان بالا، احتمال خطای زیادی را نیز به خاطر اشتباه های انسانی به همراه دارد. علاوه بر این، بسیاری از اوقات هیچ گونه اطلاعات مکان مند نظیر نقشة پراکندگی درختان در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نمی گیرد و یا در صورت امکان، هزینه های زیادی را برای نقشه برداری زمین و برداشت تک تک درختان می طلبد. در مقالة حاضر فرایندی برای شمارش خودکار درختان طراحی شده است که در آن از تصاویر ماهواره ای با قدرت تفکیک بالا استفاده می شود. تصویر مورد نظر از منطقه ای در شهر بندرعباس انتخاب شد که در آن انواع درختان مناطق شهری که به صورت مجزا و گروهی و ردیفی در کنار یکدیگر استقرار یافته اند، به چشم می خورند. از زمان کاشت اکثر درختان موجود در منطقه بیش از ده سال می گذرد. در این روش در مرحلة نخست تصویری چندطیفی با تصویری پانکروماتیک از سنجنده Quickbird ادغام شدند. سپس از تصویر به دست آمده، نقشة NDVI تهیه گردید. آن گاه با اعمال دو عملگر مورفولوژیک (Erosion, RegionalMax) هسته های اولیه درختان به دست آمد. نتایج با حذف نقاط اضافه در مناطق غیرپوشش گیاهی، نقاط تکراری و پوشش های گیاهی غیردرخت اصلاح شدند. نتایج الگوریتم در مقایسه با داده های زمینی دقت خوب و مناسبی، که در حدود 90 درصد به دست آمده است، دارند.
در پی افزایش روزافزون جمعیت و کالا و فعالیت ها در شهرها، راه حل های متفاوت و گاه متناقضی برای توسعه شهرها مطرح شد، که بهره گیری از این راه حل ها به شکل گیری حومه ها، حاشیه نشینی، مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها و پیامدهایی از این دست، به ویژه در اواخر قرن بیستم، دامن زد. ادامه این روند، ضمن آنکه رشد پراکنده شهرها را در اراضی و محیط زیست اطراف شان موجب شد، زمینه بازماندن نواحی مرکزی شهرهای سنتی را نیز از جریان توسعه فراهم آورد؛ اما با مطرح شدن رویکردهای جدید توسعه شهری نظیر توسعه میان افزا، نگرش توسعه پایدار و استفاده از امکانات موجود در دستور کار قرار گرفت. بنابراین سطوح میان افزا سطوحی که به رغم دارا بودن تأسیسات، تجهیزات زیرزمینی و روزمینی، و دسترسی مناسب به مراکز خدماتی شهر از جریان توسعه بازمانده و متروک و بی استفاده باقی مانده اند طی سال های اخیر به سبب پتانسیل بالایی که دارند، بیش از پیش مورد توجه دلالان و بساز و بفروش ها قرار گرفته اند. بررسی دلایل شکل گیری چنین سطوحی در مرکز شهر قزوین، نشان داد که بالاترین قابلیت توسعه، به محدوده هایی مربوط می شود که بیشترین مشکلات را از لحاظ شاخص های کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی دارند و پلاک هایی که از لحاظ ضوابط و قوانین منطقه بندی شرایط مناسبی دارند، دارای بیشترین ظرفیت توسعه اند.
نهاد خانواده از منظر اسلام، دارای جایگاه و قداست ویژه ای است که قابل مقایسه با هیچ نهاد دیگری نیست. در حدیثی از پیامبر خدا (ص) آمده است: «ما بُنِیَ بِناءٌ فی الإسلامِ أحَبَّ إلَی الله تَعالی مِن التَّزویجِ» (شیخ صدوق، 1426ق، ج3:383). در اسلام هیچ بنیادی نزد خدا محبوب تر از ازدواج نیست. تشکیل خانواده، دارای حکمت ها و دلایل متنوّع روانی، اخلاقی، اجتماعی و دینی است که رسیدن به آرامش و ایجاد مودت و رحمت بین اعضای خانواده و بالتبع در جامعه از جمله آنهاست. از هم گسیختگی نظام خانواده در غرب و رویگردهای فمینیستی اخیر در جامعه باعث تضعیف و از هم پاشیدگی نهاد خانواده شده است. برای رفع این مشکلات و ایجاد آرامش در خانواده و جامعه نیاز به داشتن الگوها و معیارهای صحیح و کاملی برای تشکیل خانواده، انتخاب همسر و تقویت زندگی خانوادگی داریم که مبنای عمل قرار گیرد. خداوند متعال الگوپذیری راهبردی از همه ابعاد زندگی پیامبر اعظم (ص) را برای تکامل مومنان ضروری می داند و به ان دعوت می نماید. «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسول الله اُسوَه حَسَنَه»(احزاب:21)
أبوالفتح عثمان بن جنی الموصلی - وجنّی بکسر الجیم وتشدید النون وکسرها وسکون الیاء، علم رومی وهو معرب «کنّی»- یعتبر أحد العباقره فی فقه اللغه والصرف والنحو الذی عاش طیله القرن الرابع الهجری، وکان تلمیذاً لأبی علی الفارسی منذ أربعین سنه. لابن جنی إبداعات ومبتکرات فی العلوم العربیه، جاء بآراء کثیره فی کتبه التی جاوزت الستین. یتطرق هذا المقال إلی بعض دراساته حول اختلاف اللهجات فی المعنی والإعراب مقارناً بینها وبین آراء الآخرین من النحاه، ویعالج أولاً اختلافهم فی المعنی حیث تتفق اللهجتان فی لفظ واحد ولکنّ المعنی لایکون واحداً بینهما، وقد یختلف وقد یتناقض أحیاناً. ثم یتناول اختلافهم فی الإعراب بذکر نماذج فی هذا الاختلاف محاولا التعرف علی دوافع کل لهجه لهذا الاختیار أو ذاک بحسب ما توفّر من أدلّه واطلاع.
ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی، شاعر و نویسنده ای چیره دست و حکیم و متکلمی متفکر و استوار است. وی در آغاز جوانی به فراگیری علوم معقول و منقول همت گماشت و از قریحه ی خداداد خود در جهت تبلیغ اندیشه های دینی، مذهبی استفاده کرد. آثار منثور و منظوم او یعنی جامع الحکمتین، وجه دین، گشایش و رهایش، زادالمسافرین، خوان الاخوان و دیوان اشعار وی سرشار از بیان مسائل کلامی و فلسفی است. او در «خوان الاخوان» اثر منثور خود که مرکّب از صدفصل است به مباحثی نظیر عقل، نفس، ثواب، عقاب، ازل، ازلیت، قیامت، قرآن، پیامبری و ... پرداخته و از طریق احتجاج و ادله ی عقلی، عقاید ایمانی خود را بیان کرده است. نگارنده بر آن است تا دیدگاه ناصرخسرو را درباره ی عقل و مراتب و ویژگی های آن در این اثر با توجه به آثار منثور دیگر و دیوان اشعار وی تبیین کند.
کتاب دلائل الإعجاز فی علم المعانی از جرجانی امامِ بلاغت است. ظاهراً در این کتاب باید مسائل مربوط به فنّ معانی بحث شود، ولی چنین نیست بَلْ در این کتاب از: کنایه، استعاره، تمثیل، تشبیه و مجاز هم بحث شده؛ همان طوری که در کتاب دیگر عبدالقاهر به نام «اسرار البلاغه فی علم البیان» از مباحث ِ مربوطِ به علمِ معانی مانند: تقدیم، تأخیر، حذف، فصل، وصل، التفات، ایجاز و اِطناب هم سخن گفته شده است.
یا مثلاً در کتاب «البدیع» ابن معتز، تنها مَباحثِ علم بدیع مورد بحث قرار نگرفته بل از استعاره، التفات هم بحث شده است. علّت چیست؟ علّت آن است که تقسیم بندی علوم بلاغی به سه قسم معانی، بیان و بدیع از ابتکاراتِ سکاکی (م. 626 ه ) و بدرالدّین ابن مالک است در کتاب «المصباح ...»
در این گفتار، گفته شده که مفهوم بیان، بدیع و معانی، نزد متقدّمان، نه آن چیزی است که امروزه به کار می رود. یا مثلاً کلمه ی «مَجاز» در نظر ابوعُبیده مَعْمَربن مُثنّی (م. 210 یا 211 ه ) در کتابِ «مَجاز القرآن» نه مجازِ قسیم الحقیقه است بَلْ در نظرِ او مجاز به مَعنایِ تفسیر است.
با مطالعه موضوعی آثار شاعران، این مهم دریافته می شود که این آثار تصویرگر دنیای واقعیت ها و حقایق است و در آن زشتی ها و زیبایی های موجود در جامعه ی عصر شاعر به تصویر درآمده است. شاعران برای نشان دادن اوضاع و احوال جامعه، شگردهای مختلفی را در شعر خود گنجانده اند یکی از این شگردها استفاده از گفتگوی تمثیلی از زبان گل هاست به طوری که در شعر هر شاعر که تراوش و خودآرایی کرده، اهمیت و ارزش معنایی شعر را رسانده است این گل ها که نماینده و جایگزین انسان هستند می خواهند با روایات رمزی، پیام خود را منتقل سازند، هر چند این گفتگوها باعث لذت و سرگرمی خواننده می شود، اما غرض اصلی از آوردن این گفتگوهای تمثیلی از زبان گل ها، بیان اندیشه های اجتماعی و اثبات و تأکید آنهاست. این مقاله به بررسی دو گفتگوی تمثیلی از زبان گل ها می پردازد که روش بررسی آن توصیفی تحلیلی است با رویکرد مقایسه ای با گفتگوهای تمثیلی دیگر تا برداشتی دیگر و خوانشی نو از این اشعار را نشان دهد.
هدف از نگارش پژوهش حاضر، آن است که مسؤولیت مدنی کارگزاران، از حیث ساختار اختلافات فعالان بازار، به ویژه کارگزاران بورس در بازار سرمایه بررسی شود. از اینرو، در وهله اول، به مسؤولیت مدنی کارگزاران بورس، در قبال اشخاص دیگر، با توجه به مقررات و ضوابط حاکم موجود در بازار، پرداخته شده و در بخش دیگر شناخت مراجع صالح جهت حل و فصل اختلافات بین فعالان حرفه ای بازار و شیوه طرح دعاوی مرتبط به موجب قانون بازار بورس اوراق بهادار، مورد بررسی و احصاء قرار گرفته است.
نقد اندیشه ژئوپلتیک قرن بیستم که در حاکمیت نگرش ژئوپلتیک مقاومت در قرن بیست و یکم نمایان گشته است، در یک نگاه انتقادی، توجه خود را از دولت های سلطه گر و نخبگان طبقه حاکم در تعیین اولویت های ژئوپلتیک به نیروهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی موجود در درون یک جامعه مدنی معطوف می دارد. در این پژوهش، ژئوپلتیک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس باتوجه به مؤلفه هایی همچون احزاب، اقلیت های قومی و دینی، مؤسسات مذهبی، افکار عمومی، رسانه های غیردولتی و نیز جنبش زنان؛ بررسی و میزان قدرت این نیروها و چگونگی تأثیر گذاری آن ها بر جریان های منطقه ای مورد سنجش قرار خواهد گرفت. یافته های این پژوهش نش ان می دهد که ژئوپلتیک سلطه، یک جریان مهم در تحولات منطقه خلیج فارس را نمایندگی می کند که به شدت مخالف ظهور و گسترش گفتمان ژئوپلتیک مقاومت در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است. این واقعیت، مهم ترین دلیل حضور نیروهای بیگانه در خلیج فارس و عدم طرح و اجرای یک سامانه امنیت دسته جمعی در منطقه با شرکت تمامی کشورهای ساحلی است.
هدف: بررسی روایی و ساختار عاملی پرسشنامه فارسی پادوآ (اصلاحی دانشگاه ایالتی واشنگتن) (مقیاس اندازهگیری وسواس فکری- عملی) در 348 نفر نمونه غیربالینی دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه تهران.
روش: پس از ترجمه پرسشنامه به زبان فارسی و برگردان آن به زبان اصلی و کنترل نهایی به وسیله مبتکر آزمون (برنز)، پرسشنامه فارسی پادوآ، با توجه به شاخصهای فرهنگی به صورت آزمایشی در 20 دانشجو اجرا شد. مجموع آزمودنیهای این پژوهش، 348 نفر در فاصله سنی 44-18 سال بودند. آزمودنی ها علاوه بر پرسشنامه فارسی پادوآ، پرسشنامههای وسواس فکری- عملی و پرسشنامه وسواس فکری- عملی مادزلی، مقیاس اضطراب بک، پرسشنامه اضطراب حالت- صفت اشپیلبرگر، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه کلی (حاوی اطلاعات جمعیتنگاشتی) را تکمیل کردند.
یافتهها: تحلیل ساختار عاملی پرسشنامه فارسی پادوآ، هشت عامل شبیه و نه عامل همسان با مطالعات قبلی بود: وسواسهای آلودگی، اجبارهای شست وشو، اجبارهای نظم و ترتیب، اجبارهای وارسی، افکار وسواسی آسیب به خود و دیگران، افکار وسواسی خشونت، تکانههای وسواسی آسیب به خود و دیگران، تکانههای وسواسی دزدی. نتایج مطالعه حاضر، بیانگر پایایی و همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ (92/0)، ضریب دونیمهسازی با استفاده از همبستگی اصلاحشده اسپیرمن (95/0) و پایایی حاصل از روش بازآزمایی (77/0) بود. برای برآورد روایی ملاک، پرسشنامه فارسی پادوآ با دو پرسشنامه وسواس فکری- عملی و پرسشنامه وسواس فکری- عملی مادزلی مقایسه شد که نتایج به ترتیب 69/0 و 58/0 به دست آمد.
نتیجهگیری: نسخه فارسی پرسشنامه پادوآ، در انطباق با نسخه اصلی، یک پرسشنامه نسبتاً پایا و معتبر در کشور ایران است.
"مقدمه: اطلاعات مربوط به مرگ، منبع داده های مورد نیاز برای دستیابی به اولویت های برنامه ریزی بهداشتی است. به لحاظ اهمیت داده در تصمیم گیری ها، ارزیابی از آن به منظور تعیین میزان ثبت و خطاهای آن ضروری می باشد. هدف این مقاله شناسایی وضعیت ثبت داده در گواهی پزشکی فوت بر اساس دستورالعمل سازمان جهانی بهداشت و عوامل مؤثر بر آن در سال 1385 بوده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی - مقطعی بود که در مراکز آموزشی - درمانی دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. گواهی فوت های صادر شده در طی یک سال از فروردین 1383 لغایت 1384 به صورت سرشماری بررسی شدند. پرسش نامه چک لیست بر مبنای اهداف تحقیق، طراحی و اشکالات آن با مطالعه مقدماتی برطرف شد و پایایی پرسش نامه با Cronbach alpha برابر 87/0 به دست آمد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به کارگیری آزمون های آمار توصیفی آنالیز شدند.
یافته ها: به طور کلی میزان ثبت داده در گواهی پزشکی علت مرگ 51 درصد بود. در بخش ثبت علل پزشکی منجر به مرگ 4/16 درصد هیچ خطایی نداشتند. بیشترین خطای ثبت علل پزشکی منجر به مرگ مربوط به خطای ثبت یک توالی علی، ولی ناکافی 1/38 درصد و کمترین مورد مشاهده شده خطای ثبت چند توالی علی پزشکی ناکافی،آن هم به صورت ناقص 4/3 درصد بود.
نتیجه گیری: ثبت داده در گواهی فوت با اشکال مواجه است. بنابراین پزشکان که مسؤول صدور گواهی فوت هستند، نیاز به آموزش دارند. ایجاد برنامه های آموزشی و فراهم آوردن امکانات تشخیصی، جهت بهبود اقلام ثبت شده باید مورد توجه قرار گیرد.
"
هدف: این مطالعه به منظور مقایسه تأثیر رویکرد لباس فضایی با رویکرد بوبات بر عملکرد حرکتی درشت کودکان فلج مغزی 4 تا 11 ساله شهر تهران انجام گرفت. روش بررسی: در این مطالعه تجربی و کارآزمایی بالینی تصادفی، 24 کودک مبتلا به فلج مغزی براساس معیارهای تحقیق، از بین مراجعان مؤسسه توانبخشی ولیعصر بهطور ساده انتخاب و پس از همتا سازی بر اساس سن و سیستم طبقه بندی عملکرد حرکتی درشت، بهصورت تصادفی ساده به دو گروه لباس فضایی و بوبات تخصیص یافتند. دوره درمانی برای هر دو گروه 36 جلسه، 3 بار در هفته بود. ابزار مورد استفاده، آزمون اندازه گیری مهارتهای حرکتی درشت بود. در تجزیه و تحلیل آماری از آزمون های کولموگروف اسمیرونوف، تی مستقل و تحلیل واریانس برای اندازه های تکراری استفاده شد. یافته ها: هر دو گروه بعد از مداخله، پیشرفت معناداری در مهارتهای حرکتی درشت داشتند (۰/۰۰۱>P). پس از قطع مداخله، گروه لباس فضایی کماکان پیشرفت معناداری داشت (۰/۰۰۷=P)، اما گروه بوبات بهطور معناداری پسرفت نمود (۰/۰۴=P). بلافاصله پس از مداخله، تفاوت معناداری بین دو رویکرد دیده نشد (۰/۵۹۸=P)، ولی پس از قطع درمان، اختلاف دو رویکرد معنادار بود (۰/۰۰۲=P). نتیجه گیری: هر دو رویکرد لباس فضایی و بوبات در بهبود عملکرد حرکتی درشت کودکان مبتلا به فلج مغزی مؤثرند، ولی با قطع جلسات درمانی، در رویکرد لباس فضایی پیشرفت ادامه یافته، در حالی که در رویکرد بوبات، بهبودی حاصل شده تا اندازه ای از دست میرود.
هدف: بیماری پارکینسون یک اختلال مضمحل کننده اعصاب پیشرونده و شایع بوده که در اواخر سنین بزرگسالی شروع شده و شیوع آن در میانگین سنی 55 تا ۶۰ سال افزایش می یابد. هدف از این مطالعه تعیین پایایی آزمون- بازآزمون و اثر تمرین آزمون پوردوپگبورد (که در سنجش مهارت دستی و ارزیابیهای توانبخشی به کار میرود) در افراد مبتلا به بیماری پارکینسون می باشد. روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از نوع اعتبارسنجی و روش شناختی است، 24 بیمار مبتلا به پارکینسون بین 50 تا 89 سال به صورت نمونه گیری ساده و در دسترس از درمانگاه های توانبخشی و بیمارستانهای شهرتهران انتخاب شدند. با استفاده از یک پرسشنامه جمعیتشناختی، اطلاعات عمومی بیماران اخذ و سپس به منظور تعیین پایایی آزمون پوردوپگبورد، هر خرده آزمون آن سه بار انجام شد و بازآزمون یک هفته بعد تکرار شد. دادههای حاصل از طریق محاسبه ضریب همبستگی درون گروهی و خطای استاندارد اندازهگیری و آزمون آماری تی زوجی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میزان ضریب همبستگی درون گروهی، در مرحله خاموش دارویی در یک آزمون و میانگین آزمون ها، همگی بالای 90/0 بود که حاکی از تکرارپذیری نسبی مطلوب آزمون میباشد. میزان خطای استاندارد اندازهگیری در تمامی موارد در یک بار آزمون و سه بار آزمون کمتر از 10 درصد حداکثر نمرات کسب شده در آزمون بوده و نشاندهنده مطلوب بودن تکرارپذیری مطلق آزمون است. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که آزمون پوردوپگبورد در ارزیابی مهارت دستی بیماران پارکینسون در مرحله خاموش (off) دارویی به اندازه کافی پایا می باشد.
"مقدمه: با توجه به اهمیت بررسی زیرساختهای روانی در بیماری برگشت محتویات معده به مری ( GERD ) ، این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه میزان فعالیت سیستمهای مغزی/رفتاری افراد مبتلا به GERD و افراد سالم، انجام پذیرفت.
روش: 60 بیمار (30 زن و 30 مرد) مبتلا به GERD ، از بین بیماران مراجعهکننده به یک کلینیک تخصصی گوارش در شهر تهران، با تشخیص پزشک فوقتخصص گوارش و 60 فرد سالم (30 زن و 30 مرد) که از نظر میانگین سنی و ملاکهای ورود به گروه بیمار نزدیک بودند، بهعنوان گروه مقایسه انتخاب شدند. هر دو گروه، پرسشنامه شخصیتی، گری ویلسون را تکمیل کردند. میانگینهای دو گروه در متغیرهای موردنظر، با استفاده از آزمون T برای مقایسه دو گروه مستقل، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری در افراد مبتلا به GERD ، بیشتر از افراد سالم بود. درحالیکه، میزان فعالیت سیستم فعالساز رفتاری در افراد سالم، بیشتر از گروه بیمار بود. در فعالیت سیستم جنگ/گریز دو گروه، تفاوتی دیده نشد.
نتیجهگیری: بررسی بنیادی متغیرهای عصبی/رفتاری در قلمرو اختلالات گوارشی ضروری است."