هدف: بررسی منابع قدرت مورد استفاده مدیران و رابطه آن با جو سازمانی در مدارس دخترانه شهر تهران بود .روش: توصیفی از نوع همبستگی بودونمونه ای شامل 160 نفراز میان 14152نفردبیران دبیرستان های دولتی دخترانه شهر تهران به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد . داده ها با بهره گیری از دو پرسشنامه استاندارد شده قدرت ساموئل سرتو و پرسشنامه استاندارد توصیفی جو سازمانی اصلاح شده در مدارس متوسطه (OCDQ - RS ) کات کامپ و مول هرن گرد اوری وبا استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تحلیل گردید. نتایج: نشان دادکه بین قدرت پاداشی ، تخصصی و مرجعیتی مدیران و جو سازمانی مدارس رابطه مثبت و معنی دار و بین قدرت اجباری مدیران و جو سازمانی رابطه منفی و معکوس وجود دارد . ولی بین قدرت قانونی مدیران و جو سازمانی مدارس رابطه معنا داری حاصل نشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین جو سازمانی و مدیریت تعارض از دیدگاه دبیران طراحی شده است. روش: جامعه ی آماری شامل کلیه دبیران دبیرستان های دولتی دخترانه شهر تهران بوده، ،نمونه ی پژوهش شامل 375 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه جو سازمانی «هالپین و کرافت » و پرسشنامه مدیریت تعارض ""استفان رابینز"" استفاده شده است.نتایج: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تنها 6 درصد تغییرات برخورد با تعارض به 2 مولفه ی جوّ سازمانی (روحیه و صمیمیت ) مربوط می شود و بقیه (94 درصد) به عوامل دیگر مربوط می شود. همچنین ضریب همبستگی چندگانه بین مولفه های روحیه و صمیمیت از جوّ سازمانی و مدیریت تعارض معادل 244/0 و معنی دار بوده است. در همبستگی های ساده بین مؤلفه های مدیریت تعارض با جو سازمانی نیز یافته ها نشان می دهد که بعد روحیه جو سازمانی با شیوه های همکاری و مصالحه در برخورد با تعارض ( مستقیم ) بین بعد مزاحمت جو سازمانی با شیوه همکاری ( معکوس ) ؛ بین بعد علاقه مندی جو سازمانی و استفاده از شیوه همکاری ( مستقیم ) و شیوه اجتناب ( معکوس ) ؛ بین بعد صمیمیت جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس )، همکاری ( رابطه مستقیم ) ، اجتناب و گذشت (رابطه معکوس) ؛ بین بعد ملاحظه گری جوسازمانی با شیوه های همکاری(رابطه معکوس) ، اجتناب و گذشت (رابطه مستقیم) ؛ بین بعد فاصله گیری جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس) و مصالحه (رابطه معکوس) ؛ بین بعد نفوذ جوسازمانی با شیوه های همکاری (رابطه مستقیم) و گذشت (رابطه معکوس) ؛ بین بعد تاکید بر تولید جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس) ، همکاری و مصالحه (رابطه مستقیم) رابطه معنی داری مشاهده شده است.
هدف از این پژوهش شناختن استعاره های خود خانواده های بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی از لحاظ منفی و مثبت بودن می باشد. روش این پژوهش از نوع علّی-مقایسه ای است که طی آن تعداد 20 نفر از خانواده های بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان روانی با تعداد 20 نفر از خانواده های افرادی که از نظر روانی سالم تشخیص داده شدند و از نظر ویژگی های جمعیت شناختی مشابه گروه بیمار می باشند، با استفاده از آزمون فن افتراق معنایی آزگود مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که خانواده های بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی استعاره های خود منفی تری نسبت به خانواده افراد سالم دارند. نتیجه نشان می دهد که استعاره های خاص مورد استفاده در خانواده های بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در ایجاد اختلال، نقش ایفا می کنند. همچنین نتایج تحقیق هیچ تفاوتی را بین استعاره های خود هیچ یک از افراد خانواده بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نسبت به یکدیگر نشان نداد.
نگرش بیماران مزمن از عوامل مهم میزان پایبندی آنان به رژیم های درمانی می باشد.به همین خاطر پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین انتظارگرایی(ارزش مندی زمان حال، آینده و طرح ریزی برای آینده) و میزان پایبندی به رفتارهای خودمراقبتی در بین بیماران دیابتی نوع دوم انجام شده است. پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی است که با نمونه گیری در دسترس، ابعاد انتظارگرایی ومیزان پایبندی به رفتارهای خودمراقبتی، در بین 214 بیمار دیابتی نوع دوم (55- 30) ساله مراجعه کننده به مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم اصفهان از میان جامعه آماری به کمک پرسشنامه افق زمانی ویلد و پرسشنامه رفتارهای خود مراقبتی مربوط به بیماران دیابتی نوع دوم بررسی شد. داده های گردآوری شده به کمک ضریب همبستگی، تحلیل واریانس و رگرسیون چند متغیری تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد که ارزشمندی بالاتر ادراک شده از آینده و طرح ریزی برای آینده نزد این بیماران، پیش بینی کننده قوی تری برای میزان پایبندی به رفتارهای خود مراقبتی در بیماران دیابتی نوع دوم است (67/0=r و 60/0= r و 001/0p≤) و همچنین همبستگی منفی و معناداری بین ارزش ادراک شده از حال و میزان پایبندی به رفتارهای خود مراقبتی وجود دارد (43/0-=r و 001/0p≤). نتایج تحلیل واریانس برای مقایسه ی زوجی گروه ها در نمرات خود مراقبتی و متغیرهای جمعیت شناختی تعیین کرد هیچ رابطه ی معناداری بین سطوح تحصیلات، مدت زمان ابتلا به دیابت در هر سطحی با رفتارهای خود مراقبتی وجود ندارد. وتنها ضریب همبستگی بین سن و رفتارهای خودمراقبتی معنادار است. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که میزان ارزشمندی ادراک شده از آینده و حال، می تواند بر میزان پایبندی بیماران دیابتی نوع دوم به رفتارهای خود مراقبتی تأثیر بگذارد.