کلام سیاسی یکی از مهم ترین شاخه ها و قلمروهای علم کلام به شمار میآید. از این رو، تبیین چیستی کلام سیاسی، اهداف، روش شناسی و موضوع آن مبتنی بر ارائة تعریفی جامع و مانع از علم کلام است. در پژوهش پیش رو کوشیده ایم تا به شیوة توصیفی و تحلیلی، پس از تبیین و بررسی مهم ترین تعاریف ارائه شده از علم کلام، نخست تعریفی برگزیده از این علم ارائه دهیم و سپس با توجه به همان تعریف به تحلیل کلام سیاسی و مشخصه های آن بپردازیم. ازآنجاکه گاه به دلیل عدم توجه به مرزبندی میان علوم، کلام سیاسی با دانش های همگن آن خلط میشود، تبیین نسبت این دانش با فلسفة سیاسی و فقه سیاسی از دیگر رسالت های مهم این اثر خواهد بود. از نظر نگارنده، مبتنی بودن کلام سیاسی بر آموزه های دینی و همچنین حیثیت تعلقی امور سیاسی به ذات و صفات خدای سبحان مهم ترین ویژگی کلام سیاسی به شمار میآید.
در همة ادیان آسمانی گذشته، جانشینان پیامبران تشریعی، انبیای تبلیغی بودند که بر اساس دیدگاه رایج متکلمانi با دریافت وحی، به تبلیغ، تبیین و تفسیر شریعت پیش از خود میپرداختند؛ اما با اعلام ختم نبوت در دین مبین اسلام، نه تنها نبوت تشریعی پایان یافت، ختم نبوت تبلیغی نیز اعلام شد. حال پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که دلیل و سرّ ختم نبوت تبلیغی چیست؟
در این باره ادلة پرشماری مطرح شده است؛ii اما آنچه ما از بررسی آیات قرآن و روایات معصومین(ع) به دست آورده ایم، این است که با نزول شریعت کامل اسلام، بر خلاف شرایع پیشین، همة آنچه بشر در باب معارف دین تا دامنة قیامت بدان نیاز داشت بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد؛ ازاین رو دیگر نیازی به نزول وحی جدید و ارسال انبیای تبلیغی باقی نماند و لذا ختم نبوت تبلیغی نیز اعلام شد. در این تحقیق، از روش توصیفی ـ تحلیلی بهره برده ایم که مبتنی بر آیات قرآن و روایات معصومین(ع) است.
در منطق سینوى، «شرطى متّصل لزومى» مهم ترین قسم از اقسام شرطى به شمار مى آید. نزدیکترین ادات شرطى به شرطى لزومى، در منطق جدید، «استلزام ربطى» است. بخشى از منطق جدید که به «استلزام ربطى» مى پردازد، «منطق ربط» نام دارد. میان منطق دانان ربط، نزاعى هست که آیا پذیرش یک تناقض، مستلزم هر گزاره دلخواهى است؟ به دیگر سخن، آیا یک گزاره متناقض با هر گزاره دلخواهى مرتبط است؟ پاسخ مثبت به این سؤال، به منطقى به نام KR و پاسخ منفى به آن به منطقى به نام R مى انجامد. منطق KR، نسبت به منطق R، سمانتیک ساده تر و شهودى ترى دارد. با این حال، تعیین اعتبار و عدم اعتبار استدلال ها در نظام ها و سمانتیکهاى گوناگون منطق ربط (حتى در KR) کارى دشوار است که در ادبیات منطق ربط، کمتر به آن پرداخته شده است. در این مقاله، با الهام از یک روش ارزش دهى به نام «آزمون اعتبار» که هیوز و کرسول در منطق موجّهات معرفى کرده اند، یک «آزمون اعتبار» براى منطق KRطرّاحى کرده و کاربرد آن را در چند مثال نشان داده ایم.
مقالة حاضر تفسیر آیات 40 تا 47 سورة بقره و حاصل آن چنین است:
در آیة40 به نعمت های خدا بر بنیاسرائیل اشاره شده و وابسته بودن وفای خداوند به عهد خویش با بنیاسرائیل بر وفای آنها به عهدهای الهی گوشزد شده است. نهی از آمیختن حق با باطل متوجه عالمان یهود است؛ زیرا آنها بر آن توانایی دارند. فرمان به نماز و زکات، دستور به دو امر فطری ارتباط با خالق و مخلوق است. آیة 44 توبیخ رهبران اهل کتاب است که به گمان امتیاز ویژه از ادای وظایف دینی سر باز میزدند. آیة 45 برخی از بنیاسرائیل را که با توجه به سنگینی تکلیف یا ناتوانی از اجرای آن خود را نیازمند به کمک میدیدند، به یاریجستن از صبر و نماز امر کرده است. مقصود از ملاقات با خدا، ظهور قرب تکوینی انسان به خدا در قیامت است و وجه تأکید بر آن در توصیف خاشعان کافینبودن علم برای حصول خشوع میباشد. آیة 47 آغازگر بیان تفصیلی نعمت های خدا بر بنیاسرائیل است که برتریدادن آنان بر عالمین عصر خودشان از مهم ترین آنها است.
برهان صدیقین یکی از براهین معروف در اثبات وجود خداست، پایه و اساس این برهان حقیقت وجود و نفی شکاکیت در هستی است. در این برهان وجود خلق پایه استدلال نیست. از این رو گفته میشود وجود خدا از غیر او و خلق او اثبات نشده است. بنابراین در پایان معلوم میشود که از خود خدا وجود او اثبات شده است. با این تفاوت که در آغاز برهان نمیدانستیم آن که پایه استدلال است و استدلال از آنجا آغاز شده، همان خدا است. طراح این برهان فارابی است، ولی تقریری از آن ارائه نکرده است، بلکه اولین تقریر آن را ابن سینا به دست داده است. این برهان را میتوان بر اساس منطق جدید هم در بخش منطق جمله ها و هم در بخش منطق محمولات صورت بندی کرد. مقالة پیش رو ضمن تقریر برهان صدیقین ابن سینا صورت بندی آن را هم در منطق جمله ها و هم منطق محمولات ارائه داده است.
حدیث شریف «مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه» از جمله احادیث مشهوری است که در زبان اندیشمندان مسلمان، اعم از حکما، عرفا، مفسران و اهل حدیث، رایج و تبیین آن همواره موردنظر بوده است. این بزرگان در تبیین تلازم معرفتی نفس و حق، برآن اند تا وجه ملازم را دریابند، و بیان کنند که اساساً چرا معرفت نفس، ما را به معرفت حق میکشاند، و چگونه معرفت نفس، مستلزم معرفت حق است. در این راستا، از حدیث مزبور، دو قرائت اصلی امتناعی و امکانی ارائه شده است و در قرائت امکانی با روش های تجربی، فلسفی، عرفانی و دینی (قرآنی) به نحوة ملازمة معرفت نفس و معرفت رب پرداخته اند. ما در این مقاله با روش اسنادی ـ تحلیلی این حدیث و تبیین های آن را بررسی و نیز برهان معرفت نفس را بر مبنای این حدیث تبیین میکنیم.
این پژوهش با هدف بررسی کیفیّت دانش مرتبط با خردمندی دانشجویان و نقش آن در فرآیند حل مسأله زندگی واقعی و همچنین بررسی سطح باورهای معرفت شناسی آنها و ارتباط آن با خردمندی انجام شد. با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای 101 نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد انتخاب شدند. داده های مرتبط با خردمندی با استفاده از دستورالعمل ارزیابی عملکرد خردمندانه پارادایم برلین در قالب حل مسأله و مصاحبه استاندارد شده و داده های مرتبط با باورهای معرفت شناسی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته قضاوت تأملی کینگ و کیچنر جمع آوری شد. داده های حاصل با استفاده از آزمون t گروه های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است دانشجویان از لحاظ سطح دانش مرتبط با خردمندی از حد متوسط بسیار پایین تر بوده اند و میان دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد، در خردمندی تفاوت معنا داری وجود نداشت، اما میان دانشجویان گروه تحصیلی علوم انسانی و علوم پایه تفاوت معنا داری مشاهده شد. از لحاظ سطح باورهای معرفت شناسی دانشجویان بین دو سطح پیش تأملی و شبه تأملی قرار داشتند. میان دانشجویان علوم انسانی و علوم پایه، از لحاظ قضاوت تأملی تفاوت معنا داری وجود نداشت، اما میان دانشجویان کارشناسی و دانشجویان کارشناسی ارشد تفاوت معنا داری وجود داشت. همبستگی بین خردمندی و باورهای معرفت شناسی در حد نسبتا ضعیف است.
هدف از این پژوهش بررسی مقایسه ای محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی و مجله های فارسی کودکان در میزان پرداخت به نمادهای ایرانی بود. جامعه آماری کلیه کتاب های درسی این دوره و مجله های فارسی کودکان منتشره در سال 1386 بود. با توجه به نتایج پژوهش میزان توجه کتاب ها به نمادهای ایرانی به ترتیب فراوانی: تعلیمات اجتماعی، فارسی، ریاضی، تعلیمات دینی و علوم بود، در حالی که این میزان در مجله ها به ترتیب فراوانی: دوست کودکان، سروش، پوپک، رشد نوآموز، رشد دانش آموز، ملیکا، شاهد، سه چرخه، رشد کودک و کوشش بود. رتبه بندی نمادهای ایرانی در کتاب های درسی عبارت از جغرافیای ایران، علایم رسمی ایران، شخصیت های ایرانی، فرهنگ ایرانی، ادبیات ایرانی، تاریخ ایران و هنرهای ایرانی بود. در مجموع سهم نمادهای ایرانی در مجله ها به ترتیب فراوانی عبارت از: جغرافیای ایران، شخصیت های ایرانی، فرهنگ ایرانی، ادبیات ایرانی، علایم رسمی ایران، تاریخ ایران و هنرهای ایرانی بود.