اهداف: هدف از مطالعه حاضر، بررسی کیفیت تدریس اعضای هیات علمی براساس مولفه های مقیاس مای کورس (مدیریت کلاس، رفتار مناسب کلاسی، تمرکز و حفظ توجه به درس، آماده کردن مرور و تمرین، مهارت های پرسشگری، استفاده از روش های مختلف آموزش، برقراری جو مثبت و میزان بیان راه بردهای حل مساله در کلاس) از دیدگاه دانشجویان بود.
روش ها: این پژوهش، مطالعه ای توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان دختر ترم هفتم و هشتم کارشناسی پیوسته دانشگاه شاهد در نیم سال دوم سال تحصیلی 90-1389 بود. 90 نفر از این دانشجویان به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه مقیاس مای کورس استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار آماری SPSS 20 انجام شد. با توجه به دامنه نمره گذاری گویه ها (صفر تا 5) و محاسبه نمره کلی مولفه ها برحسب این دامنه ها، میانگین فرضی جامعه 5/2 در نظر گرفته شد.
یافته ها: از دیدگاه دانشجویان، مولفه های میزان تحقق تکنیک های مدیریت کلاس، میزان حفظ رفتار مناسب، میزان آماده کردن مرور و تمرین، میزان نمایش مهارت های پرسشگری و مولفه میزان برقراری جو مثبت در کلاس از سوی اعضای هیات علمی در حد متوسط، مولفه های میزان تمرکز و حفظ توجه و میزان بیان راهبردهای حل مساله در حد بالا و مولفه میزان استفاده از روش های مختلف آموزش در حد پایین بود.
نتیجه گیری: کیفیت تدریس اعضای هیات علمی دانشگاه شاهد در بیشتر مولفه های مقیاس مای کورس (5 مولفه) از دیدگاه دانشجویان در حد متوسط ارزیابی می شود.
مقدمه: پژوهش در آموزش و پرورش، وسیع ترین و حساس ترین حوزه پژوهشی در قلمرو علوم انسانی را دربرمی گیرد. آموزش و پرورش به عنوان زیرساخت و الگوی توسعه جامعه در همه ابعاد از نقشی حیاتی و ظریف برخوردار است. علاوه بر این، ماهیت پیچیده فعالیت های یاددهی- یادگیری، سطح دشواری فعالیت های آموزش و پرورش را به مراتب افزایش می دهد. چنین موقعیتی است که نقش سازوکارهای حمایتی از جمله پژوهش را برای توسعه کارکردهای آموزش و پرورش و تضمین فعالیت ها در این نهاد گسترده آشکار می سازد. هدف این مقاله، معرفی پژوهش معلم محور به عنوان پارادیمی نو در عرصه پژوهش های آموزشی معرفی بوده است. این نوع پژوهش با ظرفیت خود می تواند روند تربیت معلم را متحول ساخته و در نهادینه سازی تحول و نوآوری در عرصه یاددهی- یادگیری نقشی اساسی ایفا نماید.
نتیجه گیری: موضوع پژوهش در آموزش و پرورش پارادیم های گوناگونی را دربرمی گیرد. پژوهش معلم محور، از جمله پارادیم های نوین در عرصه پژوهش های آموزشی است که ناظر بر نیازمندی های حرفه ای معلم برای مدیریت تدریس و همچنین راهکاری اساسی برای ازمیان برداشتن فاصله بین پژوهش و عمل تربیتی است.
دما به عنوان شاخصی از شدت گرما، یکی از عناصر اساسی شناخت هوا است. یکی از اشکال تغییرات دما، نوسانات نابهنگام آن به ویژه افت دما تا نقطه انجماداست که به آن یخبندان می گویند. دی ماه سال 1386 سرما و یخبندان شدیدی همه ایران را در بر گرفت. به تبع آن ایران مرکزی نیز چندین روز متوالی شاهد سرمای شدید و یخبندان بود. در این تحقیق به منظور تحلیل همدیدی (سینوپتیکی) این دوره، نقشه های سطح زمین، سطوح 850، 500 و 300 هکتوپاسکال برای ساعات 0000 UTC و 1200 UTC و داده های جو بالای ایستگاههای اصفهان، کرمان و یزد از سایت NECP/NCAR استخراج و مورد بررسی قرار گرفت. سپس نقشه های سطوح مختلف جو و امگا به وسیله نرم افزار Grads ترسیم شد. آرایش همدیدی این موج سرما نشان می دهد، که این سرما زا نوع فرارفتی بوده و طی روزهای برف و یخبندان، پرفشاری روی روسیه در شمال خزر مستقر بود در سطح 850 هکتوپاسکال نیز پرارتفاع 160 ژئوپتانسیل دکامتر بر روی روسیه بسته شده و به طور مرتب با حرکت واچرخندی خود هوای سرد عرض های بالا را به طرف ایران هدایت می کرد. این توده هوای جبهه ای به مدت 10 روز بر شمال ایران حاکم بوده و در تمام دوره سرما با ایجاد بلوکینگ موجب ریزش هوای سرد عرض های بالا به طرف ایران شده است. همچنین ناوه عمیق کم فشاری نیز از طرف شرق مدیترانه بر روی ایران فعالیت می کرده است. فعالیت همزمان این دو توده هوایی باعث ریزش برف و باران و سرمای شدید در ایران و منطقه مورد مطالعه شده است.
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی دلایل قطع درمان با متادون در مراجعان به مرکز ملی مطالعات اعتیاد انجام شد. روش : پژوهش از نوع کیفی بود. بدین منظور، در یک نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع داده ها، با 16 نفر از مراجعان به مرکز مزبور مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد. مصاحبه ها پیاده و تایپ و داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی بررسی شدند. یافته ها : یافته ها نشان داد، بر اساس دیدگاه شرکت کنندگان در مصاحبه، دلایل قطع درمان را می توان در سه مقوله جای داد: دلایل مربوط به خود بیمار، دلایل مربوط به سامانه درمان و برخورد خانواده و شبکه اجتماعی همراه. مرزهای هر یک از این سه عامل بر یکدیگر تأثیرگذار است. بیمار با مسائلی مانند انگیزه پایین و بی ثبات و اختلال های روانپزشکی همراه مواجه است. خانواده از شیوه درمان آگاهی ندارد، بنابراین در درمان همکاری لازم را انجام نمی دهد. سامانه درمان نیز از بسیاری جهات (مانند نادرستی و انعطاف ناپذیری برنامه درمانی، انگ درمان، برخورد خصمانه یا تحقیرآمیز با بیمار و رابطه غیرمراقبانه درمان گر، ندادن اطلاعات به بیمار، وقت کافی نگذاشتن برای بیمار و نداشتن همدلی با بیمار) برای بیمار پرهزینه است. در این سامانه درمانی به کمیت بیشتر از کیفیت پرداخته می شود و درمان غیردارویی بسیار کم رنگ است. نتیجه گیری : به نظر می رسد سیستم درمانی و روش های جاری اداره مرکز برای افرادی با انگیزه بالا و وابستگی شدید طراحی شده است و پاسخ گوی افرادی با انگیزه پایین و وابستگی متوسط نیست. بنابراین این دسته از افراد در این سامانه درمانی رها می شوند و درمان را قطع می کنند.
هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی تحریک مکرر مغناطیسی در کاهش ولع مصرف افراد سوء مصرف کننده متاآمفتامین بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع تک آزمودنی با خط پایه چندگانه و جامعه آماری 1000 نفر سوءمصرف کننده متامفتامین مراجعه کننده به درمانگاه ترک اعتیاد آتیه در تهران در زمستان سال 1389 بود. از میان آن ها به روش دسترس 8 نفر انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه 2 نفری جایگزین شدند. با بسامد 10 هرتز، 15 جلسه، 2 نفر تحریک ناحیه پشتی جانبی قشر پیش پیشانی چپ، و 2 نفر نیز در وضعیت گواه قرار گرفتند. تمام آزمودنی ها در پایان جلسه پانزدهم و یک ماه بعد از دوران درمان در مرحله پیگیری ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از اندازه اثر و درصد کاهش تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تحریک مکرر مغناطیسی فراقشری ناحیه قشر پیش پیشانی پشتی جانبی راست، ولع مصرف افراد را به متاآمفتامین به طور معناداری کاهش می دهد، اما تحریک ناحیه پشتی جانبی قشر پیش پیشانی چپ چندان مؤثر نیست. این اثرات یک ماه پس از درمان هم ماندگار بود. نتیجه گیری: می توان از تحریک مکرر مغناطیسی فراقشری به ویژه ناحیه قشر پیش پیشانی پشتی جانبی راست، به عنوان یک روش درمانی مؤثر برای کاهش ولع مصرف متاآمفتامین در افراد مصرف کننده سود جست.
مواد و روش ها:جامعه آماری این تحقیق را دانشجویان دختر دانشگاه های علوم پزشکی اصفهان و دانشگاه اصفهان تشکیل می دادند که از این میان تعداد 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدندو به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. در این پژوهش از دو بعد پرسشنامه شخصیتی نئو یعنی روان رنجورخویی و برونگرایی جهت سنجش ویژگی های شخصیتی آزمودنی ها استفاده شده است. عوامل اجتماعی که در این پژوهش به عنوان متغیر مستقل مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتاست از:مدیریت بدن، دینداری، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و مصرف رسانه. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این بود که رابطه ی متغیر های مدیریت بدن، دین داری و تصور از بدن با نگرش نسبت به جراحی زیبایی معنادار استهمچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پیش بین 15% از واریانس نگرش نسبت به جراحی زیبایی را تبیین می کنند و متغیر مدیریت بدن بهترین پیش بین این نگرش ها بود.نتیجه گیری:با شناخت متغیرهای پیش بین نگرش مثبت نسبت به عمل های جراحی زیبایی می توان راه کارهایی را در جهت کاهش گرایش به سمت عمل های جراحی زیبایی پیشنهاد نمود.
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تاب آوری روان شناختی بر اساس انگیزش درونی- بیرونی و نقش واسطه ای خودکارآمدی در دانش آموزان دبیرستانی انجام شد. نمونه ای مشتمل بر 402 دانش آموز (212 دختر و 158 پسر) رشته های مختلف از شش دبیرستان مناطق چهارگانه آموزشی شهرستان کرج به شیوه نمونه برداری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون ، 2003)، سیاهه انگیزشی ترجیح کاری (آمابلی، هیل، هنسی و تای، 1994) و زیرمقیاس خودکارآمدی راهبردهای انگیزشی یادگیری (پنتریچ و دی گروت، 1990) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان دادند که بر اساس انگیزش درونی و بیرونی، تاب آوری روان شناختی دانش آموزان قابل پیش بینی است و انگیزش درونی نسبت به انگیزش بیرونی توان پیش بینی معنادارتری دارد. افزون بر آن، در رابطه بین انگیزش و تاب آوری، خودکارآمدی نقش متغیر واسطه ای را ایفا می کند. نتایج پژوهش بر اساس ادبیات پژوهشی مورد بحث قرار گرفت و بر استلزام انجام پژوهش های بیشتر تأکید شد.
این پژوهش با هدف ب ررسی کارکردهای شاخص توانمند ساز مدل تعالی سازمانی درآموزش و پرورش شهرستان ساری انجام شده است. این پژوهش ازنوع کاربردی ودرچارچوب روش توصیفی از نوع زمینه یابی بوده وجامعه آماری پژوهش شام ل کلیه کارکنان آم وزش و پ رورش شهرستان ساری به تعداد 300نفر بوده است. نمونه شامل کارکنان آموزش و پ رورش شهرستان ساری، مدیریت آموزش و پرورش ناحیه ی 1و 2، مناطق چهاردانگه، دودانگه و میاندرود بوده است. در ضمن، با توجه به ج دول کرجسی و مورگان حجم نمونه 170نف ر انتخاب گردید. روش نمونه گیری آن به صورت تصادف ی ساده است. برای گردآوری داده ها نیز از روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. در روش میدانی پرسشنامه بسته پاسخ با 25 گویه در مقیاس رتبه ای 1 تا 9 تنظیم گردید که معیارهای توانمندساز را مورد سنجش و اندازه گیری قرار داده است. داده های جمع آوری شده نیز در محیط SPSS طبقه بندی و برای تأیید یا رد فرضیه پژوهش از آزمونT تک نمونه ای استفاده شد. نتایج نشان دادند کارکردهای شاخص توانمندساز (رهبری، خط مشی و استراتژی، منابع انسانی، شراکت ها و منابع، فرآیندها در آموزش و پرورش مثبت و از وضعیت مطلوب برخوردار است.
هدف از این پژوهش تبیین رابطه مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی و ارزیابی عملکرد کارکنان اداره کل ورزش و جوانان فارس می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری پژوهش 160 نفر از کارکنان اداره کل ورزش و جوانان فارس می باشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 111 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. جهت جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه مدیریت کیفیت فراگیر، توانمندسازی و ارزیابی عملکرد استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج تحلیل آماری بدست آمده نشان داد که بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی رابطه معناداری وجود دارد و هم چنین، بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با ارزیابی عملکرد رابطه معنی دار وجود دارد که از بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با توانمندسازی، بعدهای حمایت و رهبری مدیران، پیامدهای بهبود کیفیت و بهره وری، مشتری مداری و بیمه کیفیت و از بین ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر با ارزیابی عملکرد بعدهای حمایت و رهبری مدیران و بیمه کیفیت رابطه قوی تری را نشان می دهند.
هدف: پژوهش حاضر به دنبال مقایسه ی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و دارو درمانی در درمان مردان مبتلا به انزال زودرس مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اهواز بود. روش: 39 مرد بر اساس مصاحبه ی بالینی DSM-TV-TR و بر اساس نمره ی برش ابزار تشخیصی انزال زودرس از بین مردان مراجعه کننده برای درمان این اختلال انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه درمان شناختی-رفتاری، دارو درمانی و کنترل جایگزین شدند. داده ها در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری با استفاده از ابزار تشخیصی انزال زودرس، پرسشش نامه ی کیفیت جنسی-مردان و زمان سنج جمع آوری شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که در مرحله ی پس آزمون با کنترل پیش آزمون بین گروه های درمانی شناختی-رفتاری، دارو درمانی و گروه کنترل در زمان نهفتگی انزال درون واژنی و انزال زودرس تفاوت معناداری دیده شد. همچنین در مرحله ی پی گیری با کنترل پیش آزمون بین گروه های درمانی و کنترل در زمان نهفتگی انزال درون واژنی و انزال زودرس (به نفع گروه شناختی-رفتاری) تفاوت معناداری دیده شد. اما بین گروه دارو درمانی و گروه کنترل تفاوت مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که درمان شناختی- رفتاری و درمان دارویی در درمان انزال زودرس کارآمد می باشند اما اثرات مثبت مداخله ی دارو درمانی ماندگار نمی باشند.
هدف: شاخه های هنر از جمله ادبیات همیشه حامل شوق ها و اضطراب های بشریست. یکی از این اضطراب ها تقابل کهنه و نو است که با برآمدن مدرنیته شدت گرفت. اضطراب مدرنیته به صورت شک، ابهام و تناقض در ادبیات نمود یافت و شخصیتی شکست خورده، منزوی و متردد، محور روایت های ادبی شد. در ادبیات مذکور، تصویر خانواده به دلیل تمایز یافتگی افراطی افراد آن، بصورت فضایی ناامن و خالی از روابط صمیمی در آمد. این وضعیت از اول قرن چهاردهم شمسی به آرامی وارد فضای شعر و داستان فارسی شد، تا هنوز هم کم وبیش ادامه دارد. غرض از این تحقیق علاوه بر انعکاس تجربه تاریخی ایرانی، نشان دادن ظرفیت و قابلیت متون ادبی بویژه ادبیات فارسی در راستای کمک رسانی به تببین نظریه های روان در مانی و مشاوره در تعامل درمانگر و درمان پذیر است. روش: روش تحقیق تلفیقی از نشانه شناسی روایی با نظریه نظامهای خانوادگی موری بوون است. به همین منظور ابتدا دلالت های هنری شعر رمزگشایی شده است سپس آن رمزگشایی، در خدمت عناصر تحلیلی نظریه موری بوون قرار گرفته است. یافته ها: شعر فروغ فرخزاد حاوی موضوعات متنوعی مبنی بر اضطراب دنیای مدرن است. یکی از نمونه های آشکار انعکاس اضطراب مدرنیته در نهاد خانواده، شعر «دلم برای باغچه می سوزد» است که در اوایل دهه چهل به روایت در آمده است. در این شعر، راوی با استفاده از شخصیت پردازی مستقیم و غیر مستقیم، عناصر هویتی ثابت و متغیر افراد را که منجر به جدایی آنها شده است در دو سطح زبانی و بصری به تصویر می کشد و خانواده ای مستاصل را معرفی می کند. نتیجه گیری با توجه به نظریه نظامهای خانوادگی موری بوون، نتیجه حاکی از آن است که افراد خانواده با تمامی تمایز یافتگی هویتی به «تفکیک خویشتن» در معنای اصطلاحی نظریه نرسیده اند. از طرفی دیگر قاعده «مثلث ها» که با وارد کردن دیگری سعی می کند اضطراب را کنترل کند، برای هیچ یک از اهالی خانواده اتفاق نیفتاده است به همین دلیل نظام خانوادگی از هم گسسته و افراد در کنار هم احساس تنهایی می کنند.
هدف:پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر زوج درمانی مبتنی بر خود نظم بخشی بر ارتقاء سازگاری زناشویی انجام شد.روش: بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از میان کلیه زوجین دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به کلینیک سلامت خانواده در طی سال های 1385 تا 1386، تعداد 16 زوج داوطلب انتخاب شدند و سپس به تصادف به دو گروه کنترل و آزمایشی منتصب گشتند. گروه آزمایش که دربرگیرنده 8 زوج بودند تحت زوج درمانی مبتنی بر خود نظم بخشی قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل هیچ گونه درمانی را دریافت نکردند. البته در ابتدا از 16 زوج خواسته شد تا ابزار سنجش مورد استفاده در این پژوهش یعنی پرسشنامه سازگاری زناشویی را تکمیل نمایند. این پرسشنامه دو مرحله پیش آزمون و پس ازمون بر روی دو گروه آزمایش و کنترل اجرا گردید. یافته ها: تحلیل نتایج با استفاده از آزمون U من ویتنی نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر خود نظم بخشی منجر به ارتقاء نمرات سازگاری زناشویی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردد (001/0 P =) و این برنامه درمانی همچنین منحر به افزایش معنادار میانگین نمرات خرده مقیاس های سازگاری زناشویی شامل تفاهم (000/0P = )، جاذبه (034/0P=)، رضایت (002/0P=) و ابراز احساسات (048/0P=) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید. نتیجه گیری: بطور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر خود نظم بخشی می تواند به عنوان یک برنامه درمانی مفید در ارتقاء سازگاری زناشویی در زوجین به کار رود#,
ایالات متحده آمریکا پس از جنگ سرد به عنوان تنها هژمون نظام بین الملل خود را متعهد به تأمین امنیت مناطق مختلف دنیا می دید. یکی از این مناطق که بیش از هر جای دیگر مورد توجه امنیتی، سیاسی، اقتصادی و در یک کلام توجه همه جانبه ایالات متحده قرار دارد، منطقه خاورمیانه است. منطقه خاورمیانه به دلایل ژئوپلیتیکی مختلف مانند ذخایر عظیم نفتی و گازی، بی ثباتی های پی در پی، اسلام سیاسی و ... یکی از مناطق استراتژیک مهم دنیا تلقی می شود که تأمین امنیت آن نقشی اساسی در سیاست خارجی ایالات متحده پیدا کرده است. اما آنچه در مورد تحرکات امنیتی آمریکا در منطقه خاورمیانه قابل توجه است، رویکرد تکروی و یکجانبه گرایی و غیر مشورتی این کشور با قدرت های مختلف جهانی و منطقه ای است، که به سیاست «یکجانبه گرایی» ایالات متحده معروف گردیده است. پژوهش حاضر در صدد تحلیل ژئوپلیتیکی این سیاست از منظر رویکرد سازه انگاری است. این پژوهش که به شیوه ای توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است در صدد پاسخگویی به این سوال است که از منظر سازه انگاری چه عواملی ژئوپلیتیکی سبب شکل گیری سیاست یکجانبه گرایی ایالات متحده در خاورمیانه گردیده است؟
جمهوری چچن قسمتی از سرزمین گسترده فدراسیون روسیه است که در سال های پس از فروپاشی اتحاد شوروی همواره محل تنش و درگیری بوده است. عناصر هویتی و پیوندهای فرهنگی از هم گسیخته موضوع مهم بحران به وجود آمده در روابط مردم چچن و روس ها است. رویکردهای متعدد نظری در عرصه روابط بین الملل به بررسی ابعاد گوناگون بحران چچن پرداخته اند. یکی از نوپا ترین رویکردهای نظری موجود در روابط بین الملل، رهیافت امنیت انتقادی است. رهیافت امنیت انتقادی به صورت ویژه موضوع امنیت و مرجع آن را با نگاهی منتقدانه مورد کنکاش قرار داده و انسان محوری را وارد فرهنگ امنیتی روابط بین الملل کرده است. بنابراین در این نوشتار با کمک از رهیافت امنیت انتقادی استدلال می شود که نبود شناخت هویتی و تحمیل برسازه های اختلاف برانگیز از سوی دولت روسیه و حاکمان چچن در برپایی بحران در سال های پس از فروپاشی مؤثر بوده است.
این مقاله به فرایند ورود اجباری یا اختیاری اسلام به شهر قم می پردازد و در صدد است از یک سو نظریه پذیرش اجباری اسلام توسط اهالی قم را رد نماید و از سوی دیگر ایده پذیرش آسان و از سرآگاهی اسلام از سوی قمی ها را نقد کند. در این نوشته نکته های زیر بررسی شده است: الف) قمی ها مقاومت های سختی در برابر عرب ها از خود نشان دادند، لیکن این بدان معنا نیست که اسلام نیز به زور و اکراه وارد فرهنگ مردم قم شد. ب) اسلام پذیریِ قمی ها در همه جا از سر منطق و تأمل و تفکر نبوده است بلکه عوامل دیگر روانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز در اسلام پذیری آنها موثر بوده است. ج) پذیرش اسلام ضرورتاً به معنای پذیرش فرهنگ عربی نبوده است، بلکه هسته اسلام به صورت متن (قرآن) در میان قمی ها، رسوخ کرد و آنها توانستند این متن وحیانی را بخوانند، فهم کنند، تفسیر کنند، و سرانجام آن را متناسب با داشته های انسانی خود درآمیخته و به حقیقت آسمانی اسلام، عینیت فرهنگی ببخشند.