فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۵٬۳۶۱ تا ۲۸۵٬۳۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
رویکرد چند معیاره و تلفیقی نیازسنجی آموزشی بر مبنای تحلیل شایستگی های کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر می کوشد تا چگونگی شناسایی نیازهای آموزشی کارکنان را بر مبنای نگرشی که ترکیبی از تحلیلهای مبتنی بر فرد، سازمان و تا حدی شغل محسوب میشود (با عنوان رویکرد تلفیقی) تشریح کرده، فرایند اجرای آن را در یک بررسی موردی نشان دهد. در رویکرد پیشنهادی، نیازسنجی آموزشی، بر مبنای شایستگیهای مورد نیازی که تحقق آرمان (چشمانداز، رسالت) و اهداف راهبردی سازمان را میسر مینمایند، انجام میگیرد. مراد از شایستگی نیز: دانش، توانایی، مهارت، نگرش و انگیزه برای انجام موفقیت آمیز وظایف و فعالیتهای سازمان تلقی میشود. روش مورد استفاده در این مطالعه، شامل شناسایی شایستگی های کلیدی کارکنان، ترسیم مدل سلسله مراتبی معیارها و شاخصهای نیازسنجی، به کارگیری تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، ارزیابی و رتبه بندی کارکنان از دیدگاه شاخصهای شایستگی و شناسایی نیازهای آموزشی کارکنان بر مبنای تحلیل فاصله موجود کارکنان با رتبه های برتر در شایستگی هاست. به عبارت دیگر، در ابتدا با دیدگاهی که متأثر از ایده کارت امتیازی متوازن است، مدل شایستگیهای عمومی کارکنان سازمان طراحی و اعتباربخشی میشود. در مرحله بعد، ضمن تعیین وزن معیارهای مدل، به ارزیابی قابلیت های موجود کارکنان و رتبه بندی آنان پرداخته شده و در نهایت نیازها و برنامه های آموزشی مرتبط و مورد نیاز توسط فرد ارزیاب شایستگی و نیز با الگوبرداری از افراد سرآمد در شایستگیها تعیین میشوند. یافتههای حاصل از اجرای متدولوژی مورد اشاره در یک بررسی موردی از مدیران میانی شاغل در واحد معاونت فنی/عملیاتی شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی، علاوه بر اینکه سهولت درک و اجرای روش پشنهادی را نشان میدهد، گویای آن است که این روش میتواند به تشخیص دقیقتر نیازهای آموزشی، افزایش اثربخشی آموزشی و افزایش انگیزه مشارکت کارکنان در نیازسنجی و اجرای برنامه های آموزشی کمک کند. همچنین، در این مقاله با به کارگیری تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی، نشان داده شده است که زمینه وسیعی برای کاربرد گسترده سایر فنون تصمیمگیری چند شاخصه در موضوع های ارزیابی و نیازسنجی آموزشی فراهم است.
ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش انگیزه تحصیلی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان بر اساس نظریه خودمختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضــر، ساخت و اعتباریابی مقیاسی بــرای سنجش انگیزه تحصیلی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه اصفهان بر اساس نظریه خودمختاری است. بدین منظور 123 نفر دانشجوی دختر و پسر مقطع کارشناسی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از بین دانشجویان دانشگاه اصفهان انتخاب و بررسی شدند. روش پژوهش توصیفی و از نوع آزمون سازی بود. پس از بررسی مبانی نظری انگیزه تحصیلی و بررسی روایی صوری و محتوایی، مقیاس مقدماتی انگیزه تحصیلی دانشجویان ساخته شد. داده های حاصل از ابزار پژوهش، با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی و آلفای کرونباخ و ضرایب همبستگی تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد مقیاس انگیزه تحصیلی دانشجویان از هفت عامل تشکیل شده است که چهار عامل آن ( خودکار آمدی تحصیلی ، انگیزه پیشرفت ، خود پنداره مثبت و انگیزه درونی برای کسب دانش ) مربوط به انگیزش درونی و سه عامل دیگر (محیط آموزشی ، عوامل اجتماعی و عوامل اقتصادی) مربوط به انگیزش بیرونی هستند. ضریب روایی همزمان مقیاس سنجش انگیزه تحصیلی با عملکرد تحصیلی به ترتیب عبارت از: عوامل اقتصادی 75/ 0 ، محیط آموزشی 72/0، خود پنداره مثبت 78/0، عوامل اجتماعی 77/0، انگیزه درونی برای کسب دانش78/0، انگیزه پیشرفت 76/0 و خودکار آمدی تحصیلی 84/0 است. ضریب آلفای کل مقیاس نیز 92/0 است. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد مقیاس انگیزه تحصیلی از روایی و پایایی رضایت بخشی برخوردار است.
رابطه ویژگی های سازمانی، دانش، مهارت و نگرش معلمان مقطع دبیرستان با احساس اعتماد به نفس آنان در بکارگیری ICT در تدریس: ارائه مدل توضیحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه ویژگی های سازمانی، دانش، مهارت و نگرش معلمان مقطع دبیرستان، و احساس اعتماد به نفس آنان در بکارگیری ICT در تدریس در قالب یک مدل توضیحی بود. به همین منظور 325 نفر از دبیران دبیرستان های شهر شیراز، با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه عوامل مؤثر بر تدریس معلمان با استفاده از فناوری ICT پاپاناستاسیو و آنجلی بود که روایی و پایایی آن محاسبه شده و سپس بین نمونه توزیع و جمع آوری شد. داده ها توسط نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. مدل فرضی با استفاده از رگرسیون چندگانه همزمان بر طبق روش بارون و کنی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که: 1( کارآموزی و جوّ حمایتی مدرسه رابطه مثبت و معناداری با احساس اعتماد به نفس معلمان در بکارگیری دانش و مهارت ICT در تدریس دارد. سابقه تدریس رابطه منفی و معناداری با احساس اعتماد به نفس معلمان در بکارگیری دانش و مهارت ICT در تدریس دارد. 2) کارآموزی و جوّ حمایتی مدرسه رابطه مثبت و معناداری با دانش، مهارت و نگرش معلمان در کاربردICT در تدریس دارد و سابقه تدریس رابطه منفی و معناداری با دانش نرم افزاری، مهارت و نگرش معلمان در کاربرد ICT دارد. 3) کارآموزی و جوّ حمایتی مدرسه به واسطه دانش نرم افزاری، مهارت و نگرش معلمان رابطه معناداری با احساس اعتماد به نفس معلمان در بکارگیری دانش ICT دارد. همچنین کارآموزی به واسطه دانش، مهارت و نگرش معلمان رابطه معناداری با احساس اعتماد به نفس معلمان در بکارگیری مهارت ICT دارد.
بررسی مبانی نظری ایده خودکارآمدی به عنوان هدفی تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی مبانی نظری روان شناختی، اجتماعی و فلسفی دیدگاه بندورا درباره خودکارآمدی است. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش تحلیلی- استنتاجی بهره گرفته شد. بنابراین، با تکیه بر مبانی روان شناختی به تحلیل مفهوم رابطه ضروری و متقابل، هشیاری، یادگیری و عاملیت انسانی پرداخته شد. همچنین، در تحلیل مبانی اجتماعی به چگونگی تأثیرپذیری بندورا از اندیشمندان مکتب کنش متقابل نمادین در علوم اجتماعی به عنوان زمینة جامعه شناختی اندیشه های بندورا اشاره شد. علاوه براین، مبانی فلسفی با نظر به تناسب و ارتباط منطقی خودکارآمدی با مکتب های فلسفی، ارزش و عمل اخلاقی مورد مطالعه قرار گرفت. در نتیجه تحلیل و نقد مبانی مورد اشاره، پیش فرض های هستی شناختی روان شناختی، اجتماعی و فلسفی انسان خودکارآمد استخراج شدند و ضمن تصریح عناصر خودکارآمدی و مشخص کردن خاستگاه های عاملیت و خودکارآمدی، خصیصه های فرد خودکارآمد و راهکارهای تربیت او استنباط به تصویر کشیده شد.
تبیین عناصر فلسفه اخلاقی- اجتماعی ابن سینا و دلالت های آن در تربیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی فلسفه اخلاق ابن سینا با هدف تبیین ماهیت اجتماع و چگونگی شکل گیری اخلاق اجتماعی می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شد. در این پژوهش آثار اخلاقی ابن سینا مورد تحلیل قرار گرفت و دیدگاه او در فلسفه اخلاق به عنوان نسبیت گرایی-واقع گرایی ملایم در نظر گرفته شد. نتایج به دست آمده نشان داد که در جنبه تربیت اخلاقی، استنتاج حیات معقول (عقلانی/عقلایی) به منزله هدف غایی تربیت اخلاقی و پالایش دیدگاه های عقلایی اخلاقی، هدف واسطه ای آن خواهد بود. همچنین، یک اصل اساسی در تربیت اخلاقی ابن سینا بر مشارکت اجتماعی به عنوان بستری برای تحقق فضایل اخلاقی دلالت دارد.
عوامل مؤثر در گرایش به استعمال سیگار در دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سالانه حداقل 5/4 میلیون نفر در دنیا بر اثر استعمال سیگار و بیماریهای ناشی از مصرف آن جان خود را از دست می دهند. امروزه استعمال سیگار در بین جوانان تحصیل کرده رو به افزایش است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر در گرایش به استعمال سیگار از دیدگاه دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود و جامعه آماری آن را 305 نفر از دانشجویان دانشکده پزشکی علوم پزشکی اصفهان تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسش نامه محقق ساخته که شامل دو قسمت، بخش اول اطلاعات دموگرافیک و بخش دوم مربوط به نظرسنجی از دانشجویان در زمینه عوامل مؤثر در گرایش به سیگار بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19 استفاده شد و تجزیه و تحلیل با استفاده از آمار توصیفی انجام شد.
یافته ها: دانشجویان سیگاری مهمترین عامل در ترغیب به اولین بار سیگارکشیدن را علاقه شخصی (50%) و سپس دوستان سیگاری و گذران اوقات فراغت (6/28%) بیان نمودند. 9/92% دانشجویان سیگاری امکانات دانشگاه را جهت گذران اوقات فراغت کافی ندانستند. 4/71% افراد مورد بررسی بعد از ورود به دانشگاه، شروع به استعمال سیگار نمودند. شایعترین علت گرایش به مصرف سیگار در دانشجویان پزشکی، از دیدگاه دانشجویان به ترتیب مشکلات روانپزشکی،مشکلات تحصیلی وکمبود امکانات تفریحی می باشد. نظر دانشجویان پزشکی در مورد احتمال میزان شیوع استعمال سیگار در دانشجویان بین 10% تا 80% متفاوت بود.
نتیجه گیری: مهم ترین علل گرایش به مصرف سیگار از دیدگاه دانشجویان پزشکی اعمم از سیگاری وغیر سیگاری مشکلات روانپزشکی،مشکلات تحصیلی وکمبود امکانات تفریحی مطرح گردید.. لذا غربالگری سالانه اختلالات روانپزشکی برای دانشجویان پزشکی پیشنهاد می گردد.
علمای مشروطه خواه و مسائل کلامی ـ سیاسی نوپدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر تحول سیاسی ـ اجتماعی، متضمن برآمدن صورت بندی های تازه ای از ایستارها و انگاره ها است. در جریان انقلاب مشروطیت ایران، نخبگان مذهبی جامعه، با مفاهیم و اصولی روبه رو شدند که شرایطی دیگرسان از فضای گفتمانی پیش از آن را برایشان تصویر می نمود. در رویارویی با این وضعیت، این علما در دو دسته، مشروطه و مشروعه خواه، در پی تفسیر و خوانش شرایط، و برساختن نظامی از معانی برآمدند. علمای عصر مشروطیت، متکلمینی اصول گرا بودند که در رویارویی با الزامات زیست در جهان مدرن برآمده از برخورد با فرهنگ و تمدن غرب، دو رویه دیگرسان را اختیار کرده بودند.
نوشتار پیش رو، به تبیین توجیهات کلامی علمای مشروطه خواه در رویارویی با این وضعیت می پردازد. این علما با اختیار کردن جایگاهی کلامی، با بهره گیری از نصوص دینی و اندیشه بشری، در پی آن بودند تا نخست، از ساحت و کیان دین پاسداری کنند و پس از آن، سامانه ای از معانی و انگاره ها را به گونه ای روشمند ارائه نمایند. این مقاله، در پی آن است تا ضمن ارائه برجسته ترین نشانه و انگاره های ایستار علمای مشروطه خواه، نشان دهد که چگونه آن ها توانستند با بهره گیری از رویکردی کلامی، به ویژه آن چه کلام جدید خوانده می شود، سامانه ای از مفاهیم را به گونه ای روشمند در کنار هم سازمان دهند.
تحلیل نقش مشارکت مردم در پایداری اقتصاد روستایی (مطالعه موردی دهستان ایجرود بالا، شهرستان ایجرود، استان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مشارکت به عنوان رهیافتی کارآمد، نقش مهمی در دست یابی به معیشت پایدار و برقراری نظام پایدار اقتصادی در نواحی روستایی ایفا می کند. در واقع رهیافت مشارکت با فراهم آوردن بستر همکاری و ایجاد جریان اطلاعاتی در بخش های مختلف تولید، خدمات و بازرگانی، زمینه ی مناسبی را جهت استمرار و پایداری نظام اقتصاد روستایی به وجود می آورد. از آن جایی که اقتصاد روستاها به جهت فقر منابع ارتباطی و اطلاعاتی با مشکلات عدیده ای از قبیل پایین بودن راندمان تولید، نوسان شدید تولید محصولات، آشفتگی بازار فروش محصولات، ضعف سرمایه گذاری، آفت زدگی شدید محصولات و بسیاری مشکلات دیگر مواجه است، توجه به این رهیافت جهت خروج از وضعیت ناپایدار کنونی امری اجتناب ناپذیر می باشد. از این رو مقاله حاضر در صدد است با رویکردی همه جانبه و در قالب روش توصیفی- تحلیلی و هم بستگی، نقش مشارکت مردم در پویایی اقتصاد روستا و حذف و تعدیل چالش ها را در سطح 14 سکونت گاه روستایی دهستان ایجرود بالا در شهرستان ایجرود مورد کنکاش قرار دهد. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه در حجم نمونه 147 نفر و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های مناسب در نرم افزار SPSS و رتبه بندی پایداری اقتصادی نواحی روستایی از طریق تکنیک تصمیم گیری چند معیاره تاپسیس انجام شده است. بر اساس آزمونt استیودنت، میزان مشارکت مردم و پایداری اقتصاد روستا به طور معناداری کمتر از حدّ مورد انتظار است. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد، معیارهایی همچون مشارکت مردم و دولت در خصوص
سرمایه گذاری در منابع آب و خاک، اخذ وام برای سرمایه گذاری به صورت مشترک، همکاری و اطلاع رسانی در خصوص زمان کنترل آفات محصولات کشاورزی و مشارکت در اطلاع رسانی در خصوص انواع جدید گونه های پر محصول، بیشترین تأثیر را بر سطح پایداری اقتصادی در نواحی روستایی داشته است.
شناسایی کانون های کنترل کننده ی اقلیم ایران و الگوهای فشار مربوط در سطح500 هکتوپاسکال جوّ ایران در دوره ی سرد سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوهای فشار سطوح بالای جوّ، شرایط جوّی سطح زمین را کنترل می کنند. شناسایی این الگوها در سطح منطقه ای برای بررسی رفتار پارامترهای سطحی، تغییرات و پیش بینی ضروری می باشد. به منظور شناسایی الگوهای فشار کنترل کننده ی اقلیم ایران در دوره ی سرد سال، داده های روزانه ارتفاعی سطح 500 هکتوپاسکال با تلاقی های 5/2درجه در محدوده ی 10-70 شمالی و 10-80 شرقی از مرکز ملی پیش بینی محیطی (NCEP) برای دوره ی 2010-1948استفاده شده است. مراکز فعالیت یا کانون های کنترل کننده ی اقلیم ایران با روش تحلیل مؤلفه های عمده(PCA) تعیین شده اند. هرکدام از مراکز فعالیت با الگوی فشار خاصی، اقلیم ایران را کنترل می کنند. نتایج نشان می دهد که هشت مرکز کنترل کننده، اقلیم ایران در دوره ی سرد سال را تحت تأثیر قرار می دهند. سیبری شمالی، مهم ترین مرکز کنترل کننده ی اقلیم ایران می باشد. بیش تر مراکز فعالیت در شمال و فقط مونسون پاکستان در جنوب ایران قرار دارد. عمدتاً الگوهای فشار نصف النهاری، با پدیده های مانع و سردچال همراه است. تراف های عمیق و ریج های قوی، پدیده ی عمده بادهای غربی در ایران می باشند.
تغییر جنسیت از دیدگاه فقه اسلامى(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نویسنده پس از تعریف تغییر جنسیت به بیان اقسام آن مى پردازد و سپس حکم هریک را براساس ادله فقهى بیان مى کند:
1. تغییر جنسیت در افراد سالم یعنى اینکه مرد یا زن کامل و سالمى با عمل پزشکى کاملاً به جنس مخالف تبدیل شود اگر چه قابل تصور است ولى عملاً ممکن نیست ولذا بررسى حکم فقهى آن از مدار بحث خارج است.
2. تغییر جنسیت در ناراضیان جنسى (ترانس سکشوال) در واقع تغییر جنسیت نیست، بلکه تغییر در یک جنس و تبدیل آن به همان جنس به طور ناقص و در حقیقت تنقیص جنسیت است. این نوع تغییر در جنسیت به حکم ادله متعدد شرعى حرام است .
3. تغییر جنسیت در خنثاى غیر مشکل در واقع کشف جنسیت واقعى فرد و تکمیل آن است. این نوع تغییر براساس قواعد و احکام اولیه بى اشکال است .
4. تغییر جنسیت در خنثاى مشکل از آن رو که تعیین جنسیت خنثاى مشکل ممکن نیست، تغییر جنسیت وى به صورت واقعى نیر ممکن نیست و با تغییر صورى نیز الحاق فرد به یکى از دو جنس مؤنث یا مذکر، محقق نخواهد شد و حکم عقل در این باره لزوم احتیاط است.
پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اینجانب طى سال هاى 1385 تا 1388 چهار مقاله به نام «جدال تعبّد و تعقّل در فهم شریعت» در فصلنامه فقه اهل بیت(ع) نگاشتم (1) و مرحوم على ابوالحسنى (منذر) این سلسله مقالات را طى سه مقاله به نام «شیخ فضل اللّه نورى، مواجهه عقلانیت وحى باور با عقلانیت خود بنیاد غربى» در همین نشریه مورد نقد و بررسى قرار داد. (2) مجموع صفحات سه مقاله ایشان حدود 250 صفحه و در حدّ یک کتاب است. آقاى ابوالحسنى قصد داشت مقاله دیگرى نیز در نقد مقالات اینجانب
معرفى کتاب «ذخیرة الصالحین» اثر چاپ نشده اى از مرحوم آیت الله شیخ محمدرضا طبسى
حوزههای تخصصی:
کتاب «ذخیرة الصالحین فی شرح تبصرة المتعلمین» اثر فقیه پارسا آیت اللّه العظمى شیخ محمدرضا طبسى نجفى، شرحى مزجى و استدلالى بر «تبصرة المتعلمین» علامه حلّى است. این موسوعه فقهى، یک دوره کامل فقه استدلالى است که نگارش و تألیف آن بیست و پنج سال طول کشید. نسخه خطّى این اثر ارزشمند، هم اکنون به وسیله برخى محقّقان حوزه در حال تصحیح، تحقیق و تخریج مصادر است که ان شاء اللّه به زودى به زیور طبع آراسته و تقدیم مجامع علمى و حوزوى خواهد شد. در این نوشتار ابتدا به اختصار به زندگینامه و معرّفى شخصیت و جایگاه علمى نویسنده این کتاب مى پردازیم و سپس با بررسى توصیفى این اثر ماندگار، شیوه و سبک تألیف آن را تبیین مى کنیم.
مرجعیت و رهبرى(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با پیش فرض ولایت سیاسى براى فقیه به بیان دو راهکار فقهى براى حل مسئله تزاحم میان مقام ولایت و مقام مرجعیت در عرصه تقلید پرداخته است. در راهکار اول بر پایه استدلال به ادله لفظى تقلید و بناى عقل و در راهکار دوم بر پایه استدلال به قاعده تزاحم و ترتب، به این نتیجه مى رسد که در مواردى که فقیه اعلم، شایستگى رهبرى را نداشته باشد و فقیهى که رهبرى را برعهده دارد، اعلم نباشد، تقلید از فقیهى که رهبرى را برعهده دارد مقدم است.
معیار ضمان(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بیان نشدن ضابطه اى براى ضمان در نصوص شرعى و به تبع آن، بسنده کردن فقها و قانون گذار به بیان برخى از مصادیق ضمان، مشکلاتى را براى محاکم و دادگاه ها به وجود آورده است. این مقاله با عنایت به ضرورت معرفى معیارى که بتواند در موارد مشکوک و غیر منصوص مورد استناد قرار گیرد، تألیف شده است. آنچه این تحقیق به دست مى دهد این است که معیار ضمان، استناد جنایت یا خسارت است، نه امورى مانند عدوانى بودن عمل یا تقصیر مرتکب. بر این اساس، براى ضامن شمرده شدن یک عامل، کافى است که خسارت و صدمه ایجاد شده به آن عامل منتسب باشد؛ خواه عامل یاد شده عدوانى باشد یا غیر عدوانى و خواه عامل جنایت، مرتکب تقصیرى شده باشد یا نه. با تکیه بر این ضابطه، در تزاحم موجبات نیز باید فارغ از حصار عناوینى همچون «سبب» و «مباشر»، ضمان را متوجه عاملى دانست که عرف، جنایت یا خسارت را به آن عامل مستند مى کند و چنانچه صدمه و تلف عرفاً به چند عامل منتسب باشد،
همگى به میزان تأثیرى که در جنایت داشته اند، ضامن خواهند بود.
مذاق شریعت، جستارى در اعتبارسنجى و کارآمدى(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«مذاق فقه» یا «مذاق شریعت» از واژگان نوآمدى است که ساحت استدلالى فقه، در دوران هاى اخیر بیشتر با آن مرتبط شده است. نوشتار حاضر، با بازشناسى مذاق شریعت، در پى آن است تا خاستگاه این نهاد، جایگاهِ کاربست و ادله اعتبار آن را انعکاس دهد؛ همچنین با نگاهى انتقادى به پیشنهاد حذف این نهاد تئوریک از وادى فقاهت، یا استفاده نابه جا از آن، این خط مشى را برگزیده است که با رویکرد ضابطه مندى مذاق شریعت و تنقیح گلوگاه ها، مى توان آن را در میان مباحث اصولى مطرح و نهادینه ساخت.
نفقه در عده وفات(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تا سال 1381 هرگاه عقد ازدواج به دلیل فوت شوهر منحل مى شد، در عین حال که زن مکلف بود عده وفات را نگه دارد، نمى توانست نفقه را مطالبه کند؛ ولى با اصلاح ماده 1110 قانون مدنى از سال 1381 زن مى تواند در ایام عده، نفقه اش را مطالبه کند. این رویکرد، علاوه بر داشتن مبناى فقهى، با عدالت قضایى در حمایت از زن، به ویژه در فرض حمل نیز سازگار است. از نظر فقهى، در باره نفقه زن پس از فوت شوهرش، تا انقضاى عده وفات ( چهار ماه و ده روز) با نفقه زنى که حامل باشد، تا زمان وضع حمل، اختلاف فاحشى وجود دارد. در این مقاله سعى شده است مراد قانون گذار از این اصلاحیه معلوم گردد؛ حتى اگر بپذیریم که قانون گذار در مقام حمایت از زن، به ویژه در فرض حمل بوده و در این زمینه موفق عمل نکرده است. بنابراین، در ادامه، پیشنهاد اصلاحى خویش را مطرح خواهیم کرد.
نکته ها (24)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در باره برخى نواقص رساله هاى عملیه رایج، در برخى نکته هاى پیشین ، مطالبى گذشت. اینک مى افزایم که بیش از یکصد سال پیش در حوزه علمیه نجف اشرف مجله اى فارسى منتشر مى شده است به نام درّة النجف، که شماره هفتم و هشتم آن در ذیقعده سال 1328 هـ . ق منتشر شده است. صاحب امتیاز آن حاج حسین اصفهانى و رئیس تحریر آن آقا محمد محلاتى بوده اند. جالب اینکه در شماره مذکور آن که حدود یکصد و پنج سال پیش منتشر شده مکتوبى بسیار جالب از یکى از عالمان تبریز ـ که نامش دانسته نیست ـ حاوى پیشنهادهایى راجع به چند و چون و کمّ و کیف رساله هاى عملیه هست .
الگوی تأمین اجتماعی صدر اسلام و دلالت های آن برای الگوهای نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه الگوهای متعارف تأمین اجتماعی سرمایه داری با چالش های فراوانی از جمله بحران های عمیق مالی مواجه اند. بروز این چالش ها، تدوین الگوی تأمین اجتماعی اسلامی را به ضرورتی اساسی تبدیل نموده است. در این تحقیق این فرضیه را مطرح می کنیم که می توان با به کارگیری روش تاریخی، الگوی تأمین اجتماعی صدر اسلام را کشف و پس از الغاء خصوصیات عصری آن، به الگوی مناسبی برای جوامع امروزی دست یافت. یافته های تحقیق که به روش تحلیل تاریخی انجام شده نشان می دهد در صدر اسلام الگوی متمایز و موفقی از تأمین اجتماعی وجود داشته است. این الگو متضمن ویژگی های برجسته ای چون: جامعه محوری (به جای دولت محوری)، استحقاق گرایی(به جای عام گرایی)، محله محوری(به جای تمرکزگرایی)، عدم دوگانگی کسورات مالیات و تأمین اجتماعی بوده است که توجه به آنها در طراحی الگوهای نوین تأمین اجتماعی به حل مشکلات موجود کمک خواهد کرد.